معرفی کتاب: ایران، عراق و میراث جنگ

چاپلینک ثابت
ناشر: 
زبان: 
انگلیسی
سال نشر: 
2004
عنوان کتاب(فارسی): 
ایران، عراق و میراث جنگ
عنوان کتاب(انگلیسی): 
Iran, Iraq, and the Legacies of War

کتاب «ایران و عراق و میراث جنگ»، نتیجه کنفرانسی است که در سال 2002 در مورد جنگ ایران و عراق برگزار شده و نویسندگان و صاحب‌نظران ایرانی و عراقی  در این کنفرانس به ایراد سخنرانی و طرح دیدگاه‌های خود درباره این واقعه مهم بین‌المللی پرداختند. این کتاب که توسط انتشارات پالگریو در قالب مجموعه‌ای متشکل از یک مقدمه و 9 مقاله و در 229 صفحه چاپ شده است، درک غربی‌ها از رابطه مشکل‌دار میان ایران و عراق را تبیین می‌کند، این روابط را در چارچوب تاریخی قرار می‌دهد و به ویژه عواملی را که به آغاز جنگ هشت ساله در سال 1980 میلادی منجر شد، بررسی می‌کند. همچنین این کتاب مسائل کنونی که روابط دوجانبه را متأثر می‌کند، مورد توجه قرار می‌دهد. نویسندگان کتاب مسائل مهمی را پوشش می‌دهند، برای نمونه اینکه چگونه هر طرف درصدد برآمد از گروه‌های اپوزیسیون در دولت دیگر برای تضعیف آن استفاده کند، اختلافات قومی، نقش دولت‌های خارجی (به ویژه ایالات متحده) و شرحی جالب در خصوص اینکه چگونه جنگ، بر نسلی از عراقی‌ها و ایرانی‌ها تأثیر گذاشت. نقش آمریکا در منطقه و اینکه چگونه سیاست آمریکا دو کشور را تحت تأثیر قرار داد نیز از دیگر مسائلی است که در این کتاب مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

کتاب «ایران و عراق و میراث جنگ» با سر ویراستاری لارنس پاتر و گری سیک از محققین شناخته شده مسایل خاورمیانه می‌باشد. نویسندگان مقالات نیز عمدتاً از ناظران مستقیم تحولات منطقه خلیج‌فارس و خاورمیانه هستند که حتی برای مدتی در منطقه کار و یا زندگی کرده‌اند و در نتیجه، می‌توان گفت مسایل منطقه‌ای را البته با بینش و جهان‌بینی خاص خود، مشاهده و تجزیه تحلیل کرده‌اند. لارنس پاتر، معاون مدیر پروژه خلیج‌فارس(فارس) 2000 و استاد دانشگاه کلمبیا است که آثار متعددی در مورد ایران و عراق منتشر کرده است. همچنین گری سیک، رییس موسسه خاورمیانه دانشگاه کلمبیا، مدیر پروژه خلیج(فارس) 2000 و از مقامات سابق کاخ سفید است که در چند دوره عضو شورای امنیت ملی آمریکا بوده و کتاب‌های متعددی در زمینه خلیج‌فارس منتشر کرده است.

 

این کتاب، اثر تحقیقی با انسجام منطقی و تحلیل‌هایی تقریباً بی‌طرفانه است که اطلاعات مفید و به روز، همراه با ایده‌هایی به منظور بهبود اوضاع پس از جنگ ایران و عراق در اختیار خواننده قرار می‌دهد. بر این اساس، کتاب مورد توجه محافل علمی و تحقیقاتی مختلف قرار گرفته است.

 

مطالعۀ کتاب این فهم را القا می‌کند که جنگ ایران و عراق تأثیر بسیار ژرفی بر خاورمیانه، به طور عام و منطقه خلیج‌فارس، به طور خاص، بر جای گذاشته است؛ چرا که خسارات مالی و جانی آن تنها محدود به دو کشور ایران و عراق نبوده و سال‌ها بعد، سیر تحولات ناشی از این جنگ، به جنگ و درگیری‌های دیگری در کل منطقه کشیده شد. در واقع، عدم پیروزی صدام در جنگ علیه ایران، وی را به نوعی به تلاش برای کسب افتخار و پیروزی در مقابل کویت و سپس قدرت‌های فرامنطقه‌ای سوق داد؛ تلاش‌هایی شکست‌آمیز که نتایج مخرب آن برای همگان آشکار و روشن است و در نهایت، موجب افزایش بی‌ثباتی و بی‌اعتمادی در منطقه شد و توجه بین‌المللی به خصوص توجه قدرت‌های بزرگ به منطقه را تشدید کرد.

 

در این زمینه نقش آمریکا بسیار بارز و چشمگیر است. پس از یک دوره خاص، ورود مستقیم و مجدد دولت آمریکا به این منطقه، با نصب پرچم این کشور بر فراز نفتکش‌های کویتی در سال 1987 آغاز شد. مداخله مزبور در همین حد باقی نماند و به اعزام بیش از 500 هزار نیرو به خلیج فارس برای اخراج عراق از کویت و سپس درگیری‌های بعدی با عراق و مهار این کشور انجامید.

 

مجموعه تجزیه و تحلیل و نظریات ارائه شده در این کتاب را می‌توان به سه قسمت تقسیم کرد:

1. نگاه تاریخی به ریشه‌های درگیری میان ایران و عراق؛

2. میراث جنگ و تأثیر آن بر وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دو کشور؛

3. آثار درازمدت و مسایلی که جنگ منطقه‌ای را در آینده با آنها روبه‌رو خواهد ساخت.

 

در قسمت اول، شائول بخاش، استاد تاریخ دانشگاه جورج ماسون که سال‌ها به عنوان خبرنگار در ایران زندگی کرده است، نویسنده اول فصل، با عنوان «روابط پرتنش ایران و عراق از 1980-1930»، معتقد است جنگ ایران و عراق، کشمکشی در ادامه اختلافات دو کشور نبود، بلکه نوع جدیدی از جنگی تمام عیار محسوب می‌شد که عامل ایدئولوژیکی بسیار قوی در آن نقش داشت. این جنگ یکی از طولانی‌ترین و پرهزینه‌ترین جنگ‌های قرن 20 بود. به اعتقاد بخاش، عراق در پاسخ به تحریکات ایران و به دنبال توسعه نقش و نفوذ در خلیج فارس، جنگ را با این تصور آغاز کرد که به جنگی کوتاه و پیروزمندانه علیه همسایه انقلابی خود دست می‌زند، اما به زودی مشخص شد که این محاسبه بسیار اشتباه بوده است؛ چون ایرانی‌ها توانستند خود را سامان‌دهی کرده و دشمن را در سال 1982 از خاک خود بیرون برانند. پس از آن، جنگ به بن‌بستی خونین میان ایران و عراق تبدیل شد که در مجموع، حدود 400000 کشته و 700 هزار مجروح بر جای گذاشت. در طول جنگ، البته نقش قدرت‌های بزرگ و به خصوص آمریکا و شوروی بسیار چشمگیر بود که هر دو به عراق کمک کردند و در سازمان ملل نیز نسبت به این جنگ واکنش یکسانی از خود نشان دادند.

 

ریچارد اسکوفیلد، استاد جغرافیا در دانشگاه لندن و بنیان‌گذار مجله ژئوپلیتیک (انگلیسی)، فصل دوم را با عنوان «جایگاه نقش و سمبل اختلاف بر سر شط‌‌ الغرب»، به رشتۀ تحریر درآورده است. وی با بررسی تاریخی سیر تحولات حاکمیت بر اروندرود، همراه با نگاهی به نقشه‌های مرزی، به تبعات استراتژیک این امر از بعد سیاسی، امنیتی و اقتصادی می‌پردازد. اسکوفیلد معتقد است با توجه به عدم حل نهایی مشکلات فیمابین ایران و عراق، نادیده گرفتن مجدد قرارداد 1975 و بروز مشکلات مرزی دیگر، امری محتمل است. موضوعی که در روابط دو کشور در سال گذشته توسط جلال طالبانی رئیس جمهور عراق مجدداً طرح شد، هر چند وی بعداً به اعتبار قرارداد مزبور اذعان کرد.

 

میراث جنگ، به عنوان دیگر موضوع مهم مطرح در کتاب، بسیار بیشتر از دو موضوع دیگر مورد توجه بوده است. در این رابطه، دو مقاله به قلم فریده فرهی، استاد سیاست تطبیقی در دانشگاه‌های آمریکا و محقق مسایل سیاسی ایران، و فلاح جبار، استاد و محقق مسایل فرهنگی دنیای اسلام و جهان عرب، به بررسی سرنوشت نسل جنگ در دو کشور می‌پردازد. مقاله م. ایزدی، نویسند و فعال سیاسی کرد نیز به موضوع وضعیت کردستان عراق و مقاله لیث قبه جامعه شناس عراقی و از معارضین سیاسی فعال گروه‌های شیعی در تبعید مقیم اروپا در زمان حکومت صدام، به بحث شیعیان عراق اختصاص دارد که هر دو بر مسایل قومی متمرکز هستند.

 

در رابطه با میراث جنگ، می‌توان گفت هم در ایران و هم عراق، جنگ به تأکید بیشتر بر مسایل ملی و ناسیونالیستی دامن زد. در این جنگ، نه شیعیان عراقی از ایران و نه اعراب ایرانی از عراق حمایت کردند. در ایران، جنگ موجب تحکیم ثبات سیاسی و اجتماعی شد. همچنانکه در عراق نیز به ایجاد نوعی ماشین جنگی منجر شد که به عنوان بخشی از زندگی روزمره درآمده بود. در عین حال، جنگ برای هر دو کشور تجربه‌ای تلخ بود که نسل جنگ را با چالشی برای انتقال تجربه و برآورد جنگ به نسل بعدی مواجه کرده است. از سوی دیگر، میراث جنگ تنها محدود به این چالش نیست، بلکه جناح‌بندی‌های سیاسی بعدی نیز از آن متأثر شده است. در ایران، ریشه تمایز بین اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران، به جنگ نیز بر می‌گردد. در مقابل، در عراق، تا زمانی که لزوم دفاع در مقابل ایران مطرح نبود، هیچ اجماعی در مورد علت جنگ وجود نداشت؛ اما با توجه به شرایط پس از جنگ، باید گفت که به خصوص، به دلیل نوع حکومت صدام، مردم این کشور پس از پایان جنگ با ایران، حتی با شرایط دشوارتری مواجه شدند.

 

از بعد امکانن تغییر نقشه سیاسی منطقه، هر چند عراق در تجزیه مناطق عرب نشین ایران موفق نبود، اما تمامیت ارضی عراق، البته در کنار عوامل دیگر، بر اثر جنگ، در مقابل چالشی جدی قرار گرفت. در طول جنگ، کردهای معارض که به شدت توسط دستگاه حاکم بر عراق سرکوب شدند، ایده تشکیل حکومت مستقل را نیز بیشتر در سر پرورانیدند؛ به طوری که به محض امکان تحقق این ایده، شمال عراق به موقعیت خودمختاری رسید. در عین حال، واقعیات نشان می‌دهد که کردها به طور کلی دو مشکل دارند: "دشمنان آنها" و "دوستان آنها" هر کدام در شرایط مختلف به عنوان عاملی بازدارنده برای رسیدن به هدف نهایی آنها درآمده‌اند.

 

شیعیان عراق نیز که بیش از 60% جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند، در مقابل دستگاه حکومتی صدام که عمدتاً نماینده اهل تسنن بود، هویت متمایز خود را حفظ و بر اساس آن، در برخی مواقع، مراجع شیعی، البته به صورتی غیرسازمان یافته به معارضه با صدام برخاستند. به طور کلی، مذهب و قومیت، می‌تواند به راحتی عراق را به سوی قطبی شدن سوق دهد. در رابطه ایران و عراق نیز مسئله رهبری مذهبی تشیع، به طور بالقوه، موضوع رقابت محسوب می‌گردد.

 

سه مقاله بعدی کتاب، آثار درازمدت و چشم‌انداز آتی را مورد بحث قرار داده‌اند.

 

یوست هیلترمن، مدیر خاورمیانه‌ای گروه مطالعات بحران، در مقاله‌ای موشکافانه، ضمن بررسی روند کاربرد سلاح‌های شیمیایی توسط عراق علیه ایران، همچنانکه از عنوان مقاله پیداست، چنین نتیجه‌گیری می‌کند که در این جنگ، سکوت خارجی هموار کننده مسیر کاربرد فزاینده سلاح‌های شیمیایی توسط عراق علیه ایران و حتی شهروندان عراقی بود. به عبارت دیگر، کشورهای خارجی و به خصوص قدرت‌های خارجی و سازمان ملل، با برخورد انفعالی خود، صدام را در کاربرد سلاح شیمیایی جری‌تر ساختند؛ زیرا به رغم اعزام چندین هیأت بازرسی سازمان ملل به ایران و تأییدیه گروه‌های حقیقت‌یاب در مورد کاربرد این سلاح‌ها، شورای امنیت نه تنها عراق را محکوم نکرد، بلکه در عباراتی مبهم «از طرفین خواست تا از کاربرد سلاح‌های شیمیایی خودداری کنند.» عباراتی که برای دو طرف، تعهد یکسانی را مشخص می‌کرد و توجه نداشت که ایران نقشی در کاربرد سلاح‌های شیمیایی ندارد. به هر حال، در اثر حملات شیمیایی عراق، هزاران نظامی و غیرنظامی جان خود را از دست دادند و یا به دلیل مصدومیت‌های ناشی از این مصدومیت دست به گریبان شدند. از بعد امنیت منطقه‌ای و چشم‌انداز آتی آن نیز این رویکردها موجب شد میل به اشاعه سلاح‌های کشتار جمعی در سال‌های بعد در این منطقه تقویت شود. در این رابطه، هیلترمن، بدون تصریح درباره ایران، می‌نویسد:

«وقتی کشورهای منطقه دیدند ایران در برابر حملات شیمیایی صدام بی دفاع مانده و مکانیسم‌های بین‌المللی هیچ کمک و حمایتی برای ایران ارائه ندادند، به صورت کاملاً طبیعی نتیجه گرفتند که مهمترین اصل تأمین امنیت ملی، خوداتکایی و بازدارندگی در برابر تهدیدات از طریق دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی است.»

 

دیگر تأثیر درازمدت جنگ، به رابطه ایران و عراق با همسایگان و مدیریت این رابطه پس از جنگ برمی‌گردد. در حالی که در طول جنگ، 6 کشور عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس، در کنار صدام و علیه ایران موضع گرفتند و به خصوص از نظر مالی کمک‌های فراوانی به این کشور ارائه داده و در مجامع بین‌المللی حمایت سیاسی خود را همواره نثار صدام کردند، پس از جنگ، با توجه به تحولات جدید، این نوع موضع‌گیری‌ها متوقف شده و این بار، کشورهای مزبور علیه عراق با آمریکا متحد شدند. در واقع، در حالی که آرزوی صدام بر کسب یک پیروزی جبران کننده شکست در جنگ با ایران، در تحقق میل حمله به کویت متجلی شد، بقیه کشورهای عربی منطقه، با احساس تهدید صدام، در روابط خود با وی تجدیدنظر کردند. این کشورها حتی، به تدریج، به سوی ایران که تهدیدی برای آنها محسوب نمی‌شد، متمایل شدند و بعضاً قراردادهای امنیتی با ایران منعقد کردند. در این رابطه، به خصوص توافقات امنیتی ایران با عربستان سعودی در سال 2001 و با کویت در سال 2002 قابل توجه است. موضوع مزبور، یعنی رابطه ایران و عراق با دولت‌های خلیج‌فارس و تغییر تداوم در روابط آنها، عنوان مقاله‌ای است که جرد نونمان، استاد روابط بین‌الملل و مطالعات خاورمیانه در دانشگاه لنکستر، به رشته تحریر درآورده است.

 

آخرین مقاله نیز به قلم رزماری هالیس، نوشته شده است. وی که مدیر تحقیقات خاورمیانه‌ای مؤسسه سلطنتی امور بین‌الملل می‌باشد، در مقابله خود به نقش آمریکا در تحولات پس از جنگ می‌پردازد و اینکه آیا این نقش برای امنیت منطقه‌ای، مفید است یا مضر؟ از دیدگاه وی، پذیرش ایفای نقش ایران یا عراق در نظام امنیت منطقه‌ای، تا حدود زیادی به روند روابط ایران و آمریکا بستگی خواهد داشت. به عبارت دیگر، هر قدر تنش در روابط دو کشور افزایش بیابد، امکان تحمل نقش امنیت منطقه‌ای ایران توسط آمریکا کمتر خواهد شد و بالعکس. از نظر وی، بدیهی است مصالحه در عراق و توافق برای بازسازی آن، نه تنها به بهبود روابط ایران و آمریکا، بلکه روابط تمام کشورهای منطقه و خصوص همسایگان عراق می‌انجامد.

 

روزشمار دفاع‌مقدس



30 مهر

روزشمار اسناد سازمان ملل



30 مهر