مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

معرفی کتاب: دیپلماسی ایران و قطعنامه 598

چاپلینک ثابت
زبان: 
فارسی
سال نشر: 
۱۳۹۳
عنوان کتاب(فارسی): 
دیپلماسی ایران و قطعنامه 598
عنوان کتاب(انگلیسی): 
The Iranian Diplomacy and the Resolution 598

کتاب "دیپلماسی ایران و قطعنامه 598" در اردیبهشت 1393 در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رونمایی شد. در این کتاب، تلاش شده است از دیدگاه علمی، سیر دیپلماسی ایران در جنگ با عراق تحلیل و تبیین شود. البته این تحلیل به معنای نقد دیپلماسی نیست؛ چون برای نقد دیپلماسی باید علاوه بر بررسی همه عناصر دخیل در دیپلماسی، به گفتمان انقلاب اسلامی و تفاوت آن با ادبیات دانش سیاسی توجه شود.

نقش وزارت امور خارجه به عنوان متولی رسمی  و نقش آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده جنگ، در این کتاب پررنگ است و تحلیل دیپلماسی نیز برپایه  دانش سیاسی و روابط بین الملل انجام شده است.

متن کتاب دیپلماسی ایران و قطعنامه 598،  ساده و روان است و در جای جای کتاب سعی شده است که با استفاده از اسناد، کتب، مقالات و مصاحبه های گوناگون، به  تحلیل سیاست های رفتاری و عملکرد وزارت خارجه ایران و همچنین جامعه بین الملل پرداخته شود.

در سال های 67-1359 جنگ، موضوع اصلی و اولویت سیاست خارجی ایران به شمار می رفت. هدف نخست سیاست خارجی هر کشورِ در معرض تهاجم، حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی و سپس استفاده از همه ابزارهای دیپلماسی برای به انزوا کشاندن یا فشار آوردن به حریف در جامعه بین المللی و درنهایت فراهم آوردن امکان خاتمه سریع جنگ به صورت موفقیت آمیز است. با وجود این و به نوشته این کتاب، رفتار سیاست خارجی ایران در سال های جنگ، اثربخشی اساسی لازم را در این موارد نداشته است. عراق پیش از آغاز جنگ، بارها تمامیت ارضی ایران را با حملات نظامی پراکنده نقض کرد و هم زمان تحرک دیپلماتیک گسترده ای را به منظور زمینه سازی برای جنگ تحت عنوان "دفاع مشروع" انجام داد، اما اقدام مؤثری ازسوی دیپلماسی ایران در مقابله با این حرکت ها دیده نشد؛ به طوری که حتی نماینده ایران در دو جلسه شورای امنیت سازمان ملل پس از آغاز جنگ که به تصویب قطعنامه 479 انجامید، شرکت نکرد. این موارد و نظایر آن حاکی از تأمین نشدن هدف نخست سیاسی ایران در کمک به حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی کشور است.

از حدود یک سال پس از آغاز جنگ، قوای ایران طی چند عملیات نظامی موفق، اکثر مناطق اشغالی را باز پس گرفتند و در سوم خرداد 1361، به هفده ماه اشغال خرمشهر به عنوان مهم ترین نماد برتری نظامی عراق در حمله به ایران خاتمه دادند. جمهوری اسلامی ایران پس از آن برای پایان دادن به جنگ خواستار عقب نشینی عراق از همه مناطق تحت اشغال تا پشت مرزهای بین المللی، پرداخت غرامت جنگ و تنبیه متجاوز شد؛ و این شرایط اعلام شده برای پذیرش آتش بس، عیناً به صورت اهداف سیاست خارجی ایران درآمد.

به موجب راهبرد رسمی ایران، این اهداف، نخست با مجموعه ای از اقدامات نظامی و تصرف منطقه ای با ارزش استراتژیک در درون خاک عراق و سپس با بهره گیری از مجموعه ای از سازوکارهای سیاسی و دیپلماتیک تأمین می شد. این فرایند، در عمل، عینیت پیدا نکرد و برتری های ایران در عرصه نبرد به اقدام مناسبی در صحنه روابط بین الملل برای به جریان انداختن فرایند خاتمه جنگ تبدیل نشد. تنها از شهریور 1366(سپتامبر 1987) علائمی از رویکرد سیاسی ایران برای ورود به صحنه مذاکرات به منظور حل و فصل نهایی جنگ دیده شد و ده ماه بعد به موازات ظهور تحولات غیرمنتظره در جریان سیاسی – نظامی جنگ، ایران پذیرش رسمی قطعنامه 598 را اعلام کرد.

کتاب دیپلماسی ایران و قطعنامه 598، یک فصل مقدماتی و شش فصل اصلی دارد که فصل مقدماتی آن به بررسی متون مهم در زمینه پژوهش جنگ، تعریف مفاهیم و الگوی رفتار سیاست خارجی ایران در جنگ اختصاص دارد.

فصل اول کتاب مروری بر وقایع اصلی مرتبط با عملکرد دیپلماسی ایران از آغاز جنگ تا مقطع صدور قطعنامه 598 دارد.

فصل دوم به تحولات نظام بین الملل دوقطبی در دهه 1980 و تأثیر آنها بر حل و فصل نهایی جنگ می پردازد.

مباحث فصل سوم تأثیر دیپلماسی ایران بر صدور قطعنامه 598 را بررسی می کند و هدف آن، ارزیابی واقع بینانه عملکرد دستگاه دیپلماسی ایران بر محتوای قطعنامه، فراتر از روایت های موجود می باشد.

در فصل چهارم مهم ترین تحولات سیاسی و بین المللی پایان جنگ بررسی می شود. با توجه به فرضیه پژوهش، تمرکز اصلی در این فصل بر نحوه تعامل سیاست خارجی و دیپلماسی ایران با سازمان ملل در چارچوب قطعنامه 598 است.

فصل پنجم کتاب، سیر تحولات سیاسی و دیپلماتیک جنگ را از مرحله پذیرش قطعنامه 598 پی می گیرد. مباحث این فصل با مذاکرات آتش بس و سپس گفت و گوهای صلح ایران و عراق زیر نظر دبیرکل سازمان ملل، قطع گفت و گوها و آغاز مکاتبات رؤسای جمهور عراق و ایران که به اعلام پذیرش مجدد قرارداد 1975 الجزایر توسط عراق انجامید، ادامه می یابد.

فصل ششم نیز جریان تحولات سیاسی و دیپلماتیک جنگ را از پذیرش مجدد قرارداد الجزایر تا انتشار بیانیه تاریخی دبیرکل سازمان ملل مبنی بر شناسایی عراق به عنوان متجاوز مورد بحث و بررسی قرار می دهد.

در قسمت نتیجه گیری کتاب، نویسنده مروری بر مباحث کلی و یافته های پژوهش دارد و در پایان هم فهرست منابع و مآخذی که نویسنده در طی پژوهش خود از آنها بهره برده، آمده است.