مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 27 بهمن؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

بررسی نقش لشکر31 عاشورا در عملیات والفجر 8

چاپلینک ثابت
نوع همایش: 
نقش يگان‌ها در عمليات‌ها
شماره همایش: 
48
شرکت‌کنندگان: 

رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس،  دانشجویان مرکز امامت دانشگاه امام حسین، جمعی از راویان مرکز و  پژوهشگران دفاع مقدس

تاریخ برگزاری

28
بهمن
1393
محل برگزاری: 
سالن همایش‌های مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
خلاصه همایش: 

در راستای همایش‌های "بررسی نقش یگان‌ها در عملیات‌ها" که مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برگزار می‌کند، سه‌شنبه 28 بهمن 1393 همایش "بررسی نقش لشکر31 عاشورا در عملیات والفجر8" با حضور جمعی از علاقمندان به مباحث دفاعی و نظامی در سالن اجتماعات مرکز در ساعت 15 الی 17 برگزار شد.

    فرمانده لشکر 31 عاشورا در دوران دفاع مقدس با اشاره به شهید حاج حسینلو از مشاوران لشکر، اظهار داشت:


    این شهید از مشاوران لشکر و پسرش عضو گردان حضرت علی اکبر بود. بعد از اینکه او در مرحله‌ی اول عملیات به شهادت رسید، فرزندش را به عقب فرستادیم تا در مراسم پدرش شرکت کند و مادرش داغ دیگری نبیند. اما بعد از چند روز دیدیم پسر با نامه‌ای از مادرش به لشکر برگشته است. در نامه مادرش نوشته بود: من به عنوان مادر، اجازه می دهم که پسرم در عملیات شرکت کند. پسر نیز در مرحله‌ی دوم عملیات والفجر 8 به شهادت رسید.


 

در این همایش، فرماندهان و مسئولان وقت لشکر همچون سردار امین شریعتی (فرمانده لشکر در عملیات والفجر8)، سردار اصغر عباسقلی‌زاده (مسئول اطلاعات لشکر در عملیات والفجر8)، سردار علیرضا نوین (مسئول مهندسی لشکر در عملیات والفجر8)، سردار منصور عزتی (فرمانده گردان خط‌شکن لشکر در عملیات والفجر8) و برادر حاجی داداشی ( توپخانه لشکر در عملیات والفجر8) شرکت  و در رابطه با مباحث اصلی و اساسی عملیات نظیر: ابلاغ مأموریت، آمادگی، انتقال، خط‌شکنی، پیشروی، تغییرات مأموریت، دفع پاتک و تثبیت، سخنرانی کردند.

 

 

 

 

ضمنا بخشهایی ازفیلم همایش نیز بزودی به همین مطلب اضافه خواهد شد.

 


 

شرح همایش

همایش "بررسی نقش لشکر31 عاشورا در عملیات والفجر 8" در تاریخ 28 بهمن 1393 در سالن اجتماعات مرکز در ساعت 15 الی 17 برگزار شد.

 

سخنان سردار امین شریعتی

در ابتدای همایش، سردار امین شریعتی (فرمانده لشکر در عملیات والفجر8) با یادآوری از شهید صباغیان به عنوان راوی لشگر 31 عاشورا گفت: شهید صباغیان در هر شرایطی همراه ما بود و هر سختی به ثبت و ضبط اوضاع و عملکرد لشکر می پرداخت.

 

سردار شریعتی، لشکر عاشورا را نسبت به لشکرهای دیگر در عملیات والفجر8 متفاوت دانست و گفت: بخش عمده ای از فرماندهان این لشکر از جمله آقامهدی باکری و جمعی از فرمانده گردان‌ها و گروهان‌ها در خیبر و بدر به شهادت رسیده بودند.

 

وی در رابطه با نحوه شهادت شهید باکری یادآور شد: در عملیات بدر در کنار آقامهدی بودم. می‌خواستیم از روی پلی به آن سوی دجله برویم که خمپاره‌ای به کنارم اصابت کرد و مجروح شدم. من را به عقب بردند. 24 ساعت بعد وقتی به خط برگشتم خبر دادند آقا مهدی باکری به شهادت رسیده است.

 

وی با یادآوری از شهید صباغیان به عنوان راوی دفتر سیاسی در تیپ عاشورا گفت: شهید صباغیان در هر شرایطی همراه ما بود و هر سختی به ثبت و ضبط اوضاع و عملکرد لشکر می پرداخت. این شهید بزرگوار در عملیات بیت المقدس در کنار خود من به شهادت رسید.

 

سردار شریعتی، افزود: تا عملیات بیت المقدس من فرماندهی تیپ عاشورا را بر عهده داشتم و پس از این عملیات فرماندهی را به آقا مهدی (باکری) دادم و ایشان در عملیات بدر در غرب دجله به شهادت رسیدند.

 

وی در رابطه با چگونگی بازگشت خود به لشکر 31 عاشورا اظهار داشت: پس از شهادت آقامهدی، محسن رضایی من را خواست و گفت بچه های لشکر آمده اند و درخواست کرده اند که شما به لشکر عاشورا بروید.برایم خیلی سخت بود که جای باکری باشم. حتی زمانی که این مسئله را رد کردم و صبح زود می خواستم از دژبانی بیرون بروم، اجازه خروج ندادند و من را ممنوع الخروج کرده بودند.

 

وی با اشاره به شهید مهدی باکری گفت: در رابطه با شهید باکری صحبت های زیادی شده است ولی شخصیت واقعی این شهید بزرگوار را باید از کسانی که در ارتباط نزدیک با ایشان بوده اند، بپرسید. شهید باکری دکتر، مهندس، عارف و... بود و فقط در لشکر 31 عاشورا می توان در رابطه به مدیریت همه جانبه وی پی برد.

 

جایگزین شدن به جای شهید مهدی باکری سخت تر از فرماندهی بود

فرمانده لشکر 31 عاشورا در عملیات والفجر8، به دوران فرماندهی خود پس از شهادت شهید باکری اشاره کرد و یادآور شد: جایگزین شدن من به جای شهید مهدی باکری خیلی سخت تر از فرماندهی لشکر بود و این در حالی بود که کسی باور نمی کرد که برای این فرمانده جایگزینی وجود داشته باشد.

 

سردار شریعتی با بیان اینکه در اردیبهشت سال 64 فرماندهی این لشکر را برعهده گرفتم، خاطرنشان کرد: در این عملیات نکات بسیار مهمی وجود دارد. چگونگی آماده سازی لشکر و بازسازی آن از نکاتی بود که در ابتدای جایگزین شدنم مورد بررسی قرار دادم. تمام کادرهای اصلی لشکر شهید شده بودند و آماده سازی  لشکر برای رزم خیلی سخت بود.

 

وی افزود: از یک طرف در لشکر، مجموعه لشکر با من آشنایی نداشتند و از طرف دیگر بنده به عنوان فرمانده لشکر واحدها را نمی شناختم و افرادی هم که قبلا با من کار کرده بودند شهید شده بودند. بنابراین به دنبال ماموریتی برای لشکر بودم تا آن را ارزیابی کنم و شناساندن ما از همدیگر بهتر شود. برای این منظور به منطقه هور العظیم رفتیم و در کنار آن در سد دز یک مرکز آموزشی ایجاد کردیم و کادرهای لشکر را آموزش دادیم و این امر سبب بازسازی لشکر و سازماندهی مجدد آن شد.

 

وی ادامه داد: نکته‌ای برای من در آن مقطع زمانی بسیار مهم و باارزش بود زیرا همه به مهدی باکری آقا مهدی می‌گفتند و بعد از اینکه رزمنده‌ها به من اعتماد کردند بنده را امین آقا نامیدند. زمانی که در اواخر جنگ مقام معظم رهبری که در آن وقت رئیس جمهور بودند و برای سرکشی به لشکر عاشورا آمدند، این موضوع را از ایشان جویا شدم، ایشان فرمودند: این هدیه‌ای از جانب شهدای لشکر است که نصیب شما شده است.

 

سردار شریعتی با ذکر اینکه در عین برنامه ریزی در هور اما هدف اصلی ما این موضوع نبود، ادامه داد: به دنبال عملیات در هور نبودم و هدف اصلی این بود که بچه ها را تا پای کار ببرم و حتی با دوستان به شناسایی رفتیم و با تیم اطلاعات، گردان ها و مسئول محور به شناسایی رفتیم.کاری کرد بودم که همه فکر می کردند صد در صد در آنجا عملیات است. این امر سبب شد تا بر روی لشکر مسلط شوم.

 

وی گفت: در آن زمان سه استان آذربایجان غربی و شرقی و زنجان لشکر عاشورا را پشتیبانی می کردند و ما علاوه بر سازماندهی در لشکر باید در استان ها هم سازماندهی می کردیم و این امر محقق شد.

 

 وی با بیان اینکه به طور مستقیم در سازماندهی لشکر دخالت می کرده است، افزود: من تا رده دسته در لشکر دخالت می کردم و به این گونه نبود که فرمانده گردان خودش نیروهایش را انتخاب کند. همچنین در کنار خودم مسئولی را به عنوان مسئول سازماندهی کادرها. یعنی از فرماندهی دسته تا گردان و محور و  مسئولین واحدها بر عهده او بود تا برای من کادرسازی کند. و خودم بر تک تک آنها نظر می دادم.

 

فرمانده لشکر 31 عاشورا در دوران دفاع مقدس با اشاره به ابلاغ عملیات والفجر 8 به لشکر عاشورا عنوان کرد: ما برای شروع عملیات یک گردان در منطقه خسروآباد مستقر کردیم و هدف اصلی آنها بررسی منطقه و شرایط آنجا بود، از همین‌رو هرچه به عملیات نزدیک‌تر می‌شدیم آن منطقه را به اطلاعات عملیات لشکر سپردیم تا تمام شرایط را به صورت کاملا جزئی بررسی کنند، شناسایی وضعیت اروندرود و نهرها و همچنین آماده سازی زمین از جمله کارهای آنها بود.

 

وی در رابطه با نقش حفاظت اطلاعات در عملیات والفجر 8 گفت: در کل تاریخ جنگ در عملیات والفجر 8 حفاظت اطلاعات سپاه به نحو احسن وظیفه خود را انجام داد. هماهنگی با فرماندهان و همه عوامل از ویژگی های آنها بود.

 

کسی اجازه خروج از منطقه را نداشت

سردار شریعتی با بیان اینکه اصلا اجازه خروج در آن منطقه را به کسی نمی‌دادند تا اطلاعاتی لو نرود، اظهار داشت: زمانی که به اتفاق احمد کاظمی در مرکز پشتیبانی جنوب جلسه مشورتی با "محسن رضایی" داشتیم در رابطه با منطقه عملیاتی والفجر 8 گفتگو کردیم که توافق کردیم منطقه فاو، منطقه عملیات و عملیات فریب منطقه هورالعظیم باشد.

 

وی فریب عملیات والفجر 8 را از نکات مهم این عملیات برشمرد و افزود: با اینکه قرار بود عملیات در فاو صورت گیرد اما به نحوی در لشکر برخورد می کردیم که همه فکر می کردند قرار است عملیات در منطقه هورالعظیم انجام شود. حتی برخی از ادوات جنگی مورد نیاز خود را برای فریب به این منطقه می فرستادیم.

 

وی ادامه داد: در سازمان رزم لشکر در حدود 12 گردان پیاده برای عملیات والفجر 8 سازماندهی کردیم و در گردان های پشتیبانی نیز، 12 گردان توپخانه سازماندهی شد.

 

فرمانده لشکر 31 عاشورا در عملیات والفجر 8 در رابطه با توپخانه، پیشنهاد شهید شفیع زاده در رابطه با تمرکز آتش در طول عملیات را یک پیشنهاد موثر و مهم معرفی کرد و گفت: شهید شفیع زاده نزد من آمد و گفت بچه های شما بر تطبیق و طرح ریزی مسلط هستند و ما می خواهیم قرارگاه کربلای 1، 2 و 3 را سازماندهی کنیم و بهتر است تمرکز آتش داشته باشیم؛ من نیز با این پیشنهاد موافق بودم. توپخانه لشکر عاشورا دو گردان بود و 10 گردان نیز تحت ماموریتش قرار دادند و قرارگاه کربلای 2 شد.

 

وی در رابطه با استعداد لشکر برای انجام عملیات عنوان کرد: چهار گردان ادوات، یک گردان زرهی، در حدود دو الی سه هزار نفر جمعیت تدارکات، چهار گروهان در مهندسی، یک گردان یگان دریایی که در حدود 350 فروند قایق در اختیار داشتند؛ یک گردان پدافند هوایی، یک گردان بهداری و یک گردان تخریب، استعداد لشکر بود که برای  عملیات آماده شدیم.

 

اسکله چهارچراغ؛ یک منطقه استراتژیک برای عراقی ها بود

سردار شریعتی با اشاره به اسکله چهارچراغ با عنوان یکی از مهمترین مناطق در عملیات والفجر8، تصریح کرد: در منطقه فاو یکی از مهمترین مناطق اسکله چهارچراغ بود که عراقی ها آن را در داخل رودخانه احداث کرده بودند و دلیل آن هم این بود که آبخور اروند در این منطقه کم بود، این اسکله را جلوتر از ساحل ساخته بودند تا کشتی های با تناژ بالا در آنجا پهلوگیری کنند و بار خودشان را تخلیه کنند.

 

وی افزود: اسکله ای که از ساحل جلوتر آمده بود و سنگرهای زیادی بر روی آن ساخته شده بود، با تمام تجهیزاتی که برروی آن نصب شده بود و نیروهای زیادی را در آن مستقر کرده بودند، اگر سقوط نمی کرد، لشکرهای 25 کربلا و نصر نمی توانستند در این رودخانه تردد کنند. بعد از تصرف این اسکله متوجه استحکامات این اسکله شدبم.

 

وی با انتقاد از این که در بخی از محافل به اشتباه مطرح می کنند که لشکر عاشورا در این منطقه دچار مشکل شده بود، تاکید کرد: در محدوده ما دو کشتی وجود داشت و در آنها عراقی ها کمین کرده بودند و اگر این مواضع سقوط نمی کرد قطعا در دو جناح راست و چپ برای تردد نیروهای خودی و حتی نیروهای دیگر دچار مشکل می شدیم. و این در حالی است که اسکله در همان شب اول سقوط کرد.

 

فرمانده لشکر عاشورا در عملیات والفجر 8 در رابطه با نحوه عملکرد نیروها در اجرای عملیات، توضیح داد: بعد از مرحله خط شکنی، کل لشکر را به دو تیپ واگذار کردم، یک تیپ در سمت راست با مسئولیت علاء الدین نورمحمدزاده بود و تیپ سمت چپ را سردار عراقی برعهده داشت. تمام گردان ها را در این دو تیپ سازماندهی کردم. در سمت راست گردان علی اصغر به عنوان خط شکن حضور داشتند و سپس گردان  امام حسین و حبیب ابن مظاهر بودند.

 

وی به اهداف عملیات والفجر 8 اشاره کرد و افزود: در موج اول برنامه ما این بود که هم در سمت راست و هم در سمت چپ، گردان های خط شکن خط را باز کنند و در موج بعدی گردان ها ادامه دهند و با استعداد سه گردان، هم خط را بشکنیم و هم به جاده فاو- البهار برسیم.

 

سردار شریعتی یادآور شد: در طول عملیات لشکر عاشورا  که از 20 /11 /64 تا 20 /1 /65 طول کشید،سه مرحله داشتیم: مرحله اول خط شکنی تا رسیدن به جاده فاو – البحار و  مرحله دوم رسیدن به جاده فاو – بصره و مرحله سوم رسیدن به کارخانه نمک بود. تقریبا مرحله سوم مرحله تثبیت خط در منطقه کارخانه نمک بود.

 

فرمانده لشکر عاشورا در عملیات والفجر 8 در بخش جمع بندی همایش بررسی نقش لشکر31 عاشورا در عملیات والفجر 8 بیان کرد: آن چیزی که امروز توسط فرماندهان این لشکر ارائه می‌شود، به این معنا نیست که دیگران نقشی نداشته‌اند. برخی از فرماندهان امکان حضور در این مراسم را نداشتند، به طور مثال سردار جمشید نظمی در بیمارستان بستری بودند  و نتوانست در جمع ما باشد.

 

وی افزود: هر رده باید در رابطه با نقش خود در عملیات‌ها به طور مفصل مطالب را بیان کنند و این جلسه شروعی برای این کار خواهد بود. سردار حبیب‌الهی مسول مرکز ثبت و اسناد لشکر هستند، بهتر است رزمنده‌ها و فرمانده‌ها با ایشان در ارتباط باشند و ما گاهی اوقات جلسات و گردهمایی‌هایی نیز در تبریز و تهران برگزار خواهیم کرد.

 

سردار شریعتی با اشاره به نقش دانشجویان در عملیات والفجر 8 گفت: عملیات والفجر 8 از جمله عملیات هایی بود که لشکر عاشورا از قشر عظیمی از دانشجویان تحصیل کرده کشور در عصه های تخصصی استفاده کرد.

 

وی در ادامه گفت: با ارتباطاتی که در آن دوران با وزارت علوم  داشتم، مرکز پشتیبانی برای اعزام دانشجویان به جبهه داشت و ما تقریبا بیشترین لشکری بوذدیم که به طور مداوم دانشجو به لشکر ما اعزام می شد و تاکید ما نیز بر این موضوع بود.

 

وی یادآور شد: مثلا برادر حاجی داداشی فرمانده توپخانه لشکر قریب به 600 نفر دانشجو در زیر دستش بود و عمدتا دانشجویان در دسته هایی بودند که به ریاضیات و تخصص های خاصی نیاز بود از دانشجویان استفاده می کردیم.

 

وی با اشاره به نقش مردم استان‌های آذربایجان شرقی و غربی و زنجان در پشتیبانی از لشکر عاشورا، اظهار داشت: غواصی در هوای سرد بسیار سخت بود. سرمای خوزستان سرد و خشک بود. من با استان تماس می‌گرفتم و می‌خواستم تا برای رزمنده‌ها عسل بیاورند. آنان بهترین عسل را می‌فرستادند و هر رزمنده‌ای که برای غواصی می‌رفت، عسل می‌خورد تا بدنش گرم باشد.

 

سردار شریعتی گفت: نیروها در شرایط سختی که در اردوگاه شهید اشتری بود، آموزش‌ها را سپری می‌کردند و به یاد ندارم کسی مریض شده و از لشکر رفته باشد.

 

وی در رابطه با نظارت بر نیروهای لشکر گفت: ما در تمام احوال و شرایط نیروها نظارت داشتیم  و حتی اگر فرمانده گروهان و گردانی که سیگاری بود را عزل می کردم  و این از برکات جنگ بود.

 

وی به نقش عرفان و معنویت در عملیات‌ والفجر 8، اشاره کرد و گفت: قبل از عملیات والفجر 8 و بعد از شهادت مهدی باکری، برخی از فرماندهان سپاه و مسئولان کشور تردید داشتند که آیا نیروها می توانند از اروند عبور کنند. مقایسه برخی از ارتشی‌ها نیز مطرح می‌کردند که در طول تاریخ تنها عده‌ای از کانال سوئزعبور کردند که موفقیت چندانی نیز نداشتند.

 

شریعتی در ادامه به جلسه‌ی فرماندهان با مسئولان کشور اشاره کرد و گفت: مسئولان از فرماندهان لشکرها پرسیدند که چگونه می‌خواهید از اروند عبور کنید. من گفتم وقتی پیش شما هستم تردید دارم، اما وقتی به منطقه می روم، مطمئن می‌شوم که می‌توان از این رود گذشت.

 

فرمانده لشکر 31 عاشورا در دوران دفاع مقدس با اشاره به شهید حاج حسینلو از مشاوران لشکر، اظهار داشت: این شهید از مشاوران لشکر و پسرش عضو گردان حضرت علی اکبر بود. بعد از اینکه او در مرحله‌ی اول عملیات به شهادت رسید، فرزندش را به عقب فرستادیم تا در مراسم پدرش شرکت کند و مادرش داغ دیگری نبیند. اما بعد از چند روز دیدیم پسر با نامه‌ای از مادرش به لشکر برگشته است. در نامه مادرش نوشته بود: من به عنوان مادر، اجازه می دهم که پسرم در عملیات شرکت کند. پسر نیز در مرحله‌ی دوم عملیات والفجر 8 به شهادت رسید.

 

وی این عملیات را از جهت روحیه عرفانی و معنویت و اعتماد به نفسی که ایجاد شده بود مهم برشمرد و گفت: هر زمانی که می خواستم برای جلسه به اهواز بروم در من تردید ایجاد می شد و به اردوگاه شهید اشتری یا نزد نیروهای اطلاعات می رفتم و با نظارت بر تمام کارها، قوت قلب می گرفتم. اعتماد به نفس نیروها به خاطر معنویت آنان بود.

 

نقش موثر جهادسازندگی و هوانیروز در عملیات والفجر8

وی در خاتمه از نقش جهادسازندگی و تلاش آنان و پشتیبانی هوانیروز قدردانی کرد و افزود: این عملیات صد درصد بر عهده سپاه پاسداران بود و بقیه سازمان ها و یگان های نظامی تحت امر سپاه و یا در کنترل عملیاتی سپاه بودند و در این عملیات نقش جهاد سازندگی و هوانیروز ارتش خیلی موثر بود.

 

سخنان سردار اصغر عباسقلی زاده:

در ادامه همایش سردار اصغر عباسقلی‌زاده (مسئول اطلاعات لشکر31 عاشورا در عملیات والفجر8) که در همایش  "بررسی نقش لشکر عاشورا در عملیات والفجر8" سخن می‌گفت، عملکرد اطلاعاتی لشکر عاشورا را در شش مرحله 1- تحویل‌گیری خط پدافندی و استقرار درآن؛ 2- آماده‌سازی منطقه و شناسایی منطقه خودی و دشمن و جزر و مد؛ 3- تمرین غواصی؛ 4- شرکت در آموزش غواصان خط‌شکن؛ 5- همراهی با خط‌شکنان و 6- همراهی با گردان‌های عمل‌کننده تشریح کرد و گفت: در اوایل سال 64، از زمانی که مأموریت به لشکر ابلاغ شد، بلافاصله طرح‌ریزی و برنامه‌ریزی و هدایت مأموریت توسط  "امین آقا" انجام گرفت و نیروهای کل اطلاعات را مأمور کرد که با تمام استعداد و توانش منطقه مأموریتی لشکر عاشورا را تحویل بگیرد. مأموریت در اواسط نیمه دوم اردیبهشت سال 64 به ما ابلاغ شد و در نیمه دوم خردادماه در منطقه مستقر شدیم.

 

تحویل‌گیری خط پدافندی از ژاندارمری

سردار عباسقلی‌زاده با اشاره به جایگزین‌شدن نیروهای اطلاعاتی به‌جای نیروهای ژاندارمری در منطقه عملیاتی، توضیح داد: در منطقه عملیاتی با توصیه حفاظتی و با توجیه کامل اطلاعاتی و رعایت نکات امنیتی توسط فرمانده لشکر، نیروهای اطلاعات مأموریت تحویل‌گیری خط را دریافت کردند و به منطقه رفتند و با هماهنگی قرارگاه کربلا، خط پدافندی را از نیروهای ژاندارمری تحویل گرفتند. نیروهای اطلاعاتی در منطقه مستقر شدند و تمامی کارهای پدافندی، پشتیبانی، مهندسی و آماده‌سازی مقدماتی عملیات را اجرا یا هدایت کردند.

 

وی افزود: درحقیقت نیروهای اطلاعات در حدود هشت ماه در منطقه مستقر بودند و همه مقدمات کار اجرای عملیات را بنا به دستور فرمانده لشکر پیگیری و اجرا می‌کردند.

 

وی با ذکر عملکرد نیروهای اطلاعاتی در ابتدای شروع فعالیت در منطقه گفت: زمانی که خط را از نیروهای ژاندارمری تحویل گرفتیم، از مسئولان سابق آنجا سابقه وضعیت خط را گرفتیم و اقداماتی را که آنها به‌طور روزمره انجام می‌دادند، پرسیدیم. نحوه اجرای آتش، تردد، نگهبانی، استقرار و... را از آنها سؤال کردیم و دلیلش این بود که کاری نکنیم که دشمن متوجه تغییر نیرو در خط شود.

 

شناسایی زمین منطقه و اقلیم

سردار عباسقلی‌زاده ایجاد آمادگی برای انجام فعالیت‌ها و عملیات اطلاعاتی در منطقه را دومین مرحله از کارهای اطلاعاتی صورت‌گرفته در عملیات والفجر8 بیان کرد و گفت: بعد از مقدماتی که برای گرفتن خط انجام دادیم، مرحله دوم فعالیت‌های اطلاعاتی انجام شد. این مرحله شامل ایجاد آمادگی برای انجام فعالیت‌ها و عملیات اطلاعاتی در منطقه بود. شناسایی منطقه خودی، اولین گام بود. منطقه خودی، یک منطقه بکر بود. جاده‌ای وجود نداشت و فقط خط مرزی به اضافه پاسگاه‌ها و پایگاه‌های محدود در حد سنگرهای متروکه و محدود انفرادی به‌جهت نگهداری خط، توسط نیروهای پدافندی ژاندارمری وجود داشت.

 

وی ادامه داد: همچنین شناسایی خود زمین؛ چراکه زمین آن منطقه برای ما تازگی داشت و در آن زمین ابهاماتی وجود داشت که برای شناسایی آن وارد عمل شدیم. آن منطقه را از هر لحاظ ازجمله نهرها و پوشش گیاهی شناسایی کردیم.

 

احداث دیدگاه‌ها و دکل‌های دیده‌بانی

مسئول اطلاعات لشکر در عملیات والفجر8، احداث دیدگاه‌ها و دکل‌های دیده‌بانی را ازجمله اقدامات مرحله دوم فعالیت‌های اطلاعات عملیات معرفی کرد و افزود: دکل‌های دیده‌بانی را با استفاده از اقلیم و پوشش منطقه توسط نخلستان‌های گسترده و تقریباً پرحجمی که در منطقه بود، احداث و کاملاً استتار کردیم. حتی جلوی خود دوربین دیده‌بانی  120*20  را که روی دکل قرار داده بودیم، استتار کردیم تا به‌صورت 24 ساعته بتوانیم دشمن را رصد کنیم . هم از دیدگاهی که با دکل درست کرده بودیم و هم از سنگرهای دیده‌بانی کنار ساحل، کلیه فعالیت‌های طرف مقابل را رصد می کردیم تا نقاط ضعف خط پدافندی دشمن، سنگرهای آتش دشمن، نوع سلاح‌ها و وضعیت تردد به خط و کمین و کلیه فعالیت‌های آنها را شناسایی کرده باشیم.

 

وی با اشاره به جزر و مد اروندرود اظهار کرد: رودخانه اروند در هر 24 ساعت، دو بار جزر و دو بار مد می‌شود و جزر و مد در هر روز، هم ازنظر متراژ ارتفاع جزر و مد، و هم ازنظر ساعت جزر و مد، و هم ازنظر سرعت و شدت آن متفاوت بود.

 

وی به ذکر اراده نیروهای اطلاعات در عملیات و عزم راسخ آنها پرداخت و گفت: سرعت و شدت جزر و مد و عمق آب به‌حدی بود که اکثر آبزیان وحشی به داخل نهرها می‌آمدند و تردد داشتند و ما با اینکه می‌دانستیم در داخل اروندرود آبزیانی همانند اره‌ماهی و کوسه‌ماهی وجود دارد، این مسائل مانعی برای فعالیتمان نمی‌شد.

 

رصد هشت‌ماهه دشمن قبل از عملیات

سردار عباسقلی‌زاده به راهکارهای اطلاعاتی در عملیات والفجر8 برای انتخاب زمان صحیح عملیات اشاره و تصریح کرد: برای اینکه زمان دقیق را برای عملیات و همچنین برای انجام اقدامات شناسایی مشخص کنیم باید تغییرات جزر و مد را در هر نقطه از ساحل خودی رصد می‌کردیم؛ برای همین، چند شاخص را تهیه کرده بودیم. شاخص پنج متری به عرض 10سانتی‌متر و طول‌های 5 متر و 6 متر تهیه کرده بودیم و به حاشیه نخل‌ها زده بودیم و 24 ساعته آنها را کنترل می‌کردیم. زمان و متراژ مد و فاصله زمانی آنها را طی هشت ماه رصد کردیم تا بهترین زمان عبور از رودخانه و استفاده از مناسب‌ترین ساعات برای انجام عملیات را پیدا کنیم.

 

وی با اظهار اینکه تهیه گزارش‌های روزانه سخت‌تر از شناسایی بود، افزود: کار بعدی که انجام می‌دادیم تهیه گزارش‌های روزانه بود. تهیه گزارش برای ما سخت‌تر از شناسایی بود. باید پارامترها را با دقت پر می‌کردیم و یک نسخه از گزارش را به‌صورت محرمانه خدمت فرمانده لشکر ارسال می‌کردیم و نسخه دیگر را هم به قرارگاه می‌فرستادیم و از تمام جنبه‌های فعالیت‌های دشمنان، رصد دیده‌بانی، جزر و مد و تمامی تحرکاتی که در آن منطقه بود گزارش می‌نوشتیم.

 

تمرین در رودخانه بهمن‌شیر برای کسب آمادگی

سردار عباسقلی‌زاده تمرین در رودخانه بهمن‌شیر را ازجمله اقدامات مؤثر برای آمادگی و تسلط کافی در شناسایی اروندرود دانست و گفت: در مراحل ایجاد آمادگی، برای اینکه تسلط کافی در امر شناسایی اروندرود داشته باشیم، تدبیری اندیشه شد و برادران اطلاعات تقسیم شدند و به رودخانه بهمن‌شیر که در فاصله 15 کیلومتری اروندرود بود جهت تمرین گذر از آب رفتیم. اما به چه شیوه‌ای؟ با چه وزنه‌هایی؟ و تا چه عمقی خودمان را در آب فرو ببریم؟  تمامی جزئیات کار شناسایی را در بهمن‌شیر طی دو و ماه نیم مشخص کردیم و از نیمه دوم شهریورماه وارد شناسایی اصلی منطقه عملیاتی والفجر8 در اروندرود شدیم.

 

وی در ادامه به بیان روحیه و معنویت نیروهای غواص پرداخت و گفت: پس از انجام این تمرینات سخت، برادرها به قدری خسته می‌شدند که همان بیرون سنگرها می‌خوابیدند. شبی دو نفر را کنار ساحل پیدا کردیم و هر کار کردیم تا آنها را به سنگر ببریم نیامدند. فهمیدیم جایی خوابیده‌اند که با بالا آمدن آب  و خوردن آب به بدنشان از خواب بیدار شوند و بتوانند نماز شب خود را بخوانند.

 

تهیه کالک و نقشه‌های وضعیت

مسئول اطلاعات لشکر در عملیات والفجر8، تهیه کالک و نقشه‌های وضعیت و ماکت عملیاتی منطقه والفجر8  را ازجمله کارهای این نیروها بیان کرد و افزود: اینها سندهایی بودند که برای آشنایی  و توجیه تمامی گردان‌های رزم و پشتیبانی رزم و پشتیبانی خدمات رزم تهیه کرده بودیم. همچنین یک عکس پانوراما از محدوده سه کیلومتری خط خودمان به واسطه فردی که از قرارگاه کربلا مأمور شده بود، تهیه کردیم؛ از این عکس برای توجیه‌های عملیاتی خودمان و قرارگاه استفاده می‌کردیم.

 

وی با اشاره به تجربیاتی که نیروهای اطلاعات عملیات در طول تمرینات به دست آوردند، یادآور شد: در طول تمریناتی که در بهمن‌شیر انجام می‌دادیم، برای عبور از آب در اکیپ‌های سه‌نفره، چهارنفره و پنج‌نفره تمرین می‌کردیم. دیدیم که بهترین شیوه یا سه‌نفره یا دونفره است. در اولین شناسایی خودمان در اروندرود اکیپ سه‌نفره را راه انداختیم. متوجه شدیم نزدیک اسکله، یکسری مشکلات با این سه نفر پیش می‌آید و دیگر شناسایی را کامل نکردیم و برگشتیم و تصمیم قطعی گرفتیم که شناسایی در تمامی محورهای عملیاتی استقراری لشکر باید دونفره صورت بگیرد.

 

سردار عباسقلی‌زاده با اشاره به راه‌های مختلفی که در شناسایی استفاده شده است، افزود: هفت نهر خط حد ما بود. دو نهر خط مرز با یگان‌های جناحین بود و پنج نهر هم نهرهای شناسایی و پدافندی بود. وقتی که شناسایی را در زمان آغازین مد یا جزر شروع می‌کردیم اگر در زمان مد در شب‌هنگام می‌خواستیم به شناسایی برویم، از پایین‌ترین خط حد خودمان می‌رفتیم؛ چون زمانی که مد می‌شد آب به سمت بصره می‌رفت.

وی ادامه داد: اگر هدف ما نقطه خاصی بود از یک نقطه معین رها می‌شدیم تا به آن برسیم. مثلاً اگر هدف ما اسکله چهارچراغ بود خودمان را در نقطه خاصی رها می‌کردیم تا به آنجا برسیم و برعکس اگر در جزر می‌خواستیم شناسایی کنیم از بالا به پایین شروع می‌کردیم.

 

جایی برای خطا نداشتیم

وی اثر کوچک‌ترین خطا در اطلاعات را در عملیات جبران‌ناپذیر دانست و خاطرنشان کرد: حتی در یکی از شناسایی‌هایی که انجام می‌دادیم وضعیت جوی بد شد و بچه‌ها که در اوایل جزر راه افتاده بودند در اواخرخط حد لشکر25 از آب درآمدند. یعنی اگر خطاهایی را داشته باشیم این خطاها برای اجرای عملیات اصلاً قابل‌قبول نبود، به‌طوری‌که در زمانی که عملیات را اجرا کردیم و یگان‌های گردان‌های خط‌شکن، خط را شکستند دیگر انحرافی به چپ و راست نداشتیم. اواخر مد، گردان‌ها راه افتادند و زمانی که جزر شروع شد به هدف زدند.

 

سردار عباسقلی‌زاده اظهار کرد: شناسایی سنگرها، وضعیت طول خطر و موانع را شناسایی می‌کردیم. در  جزر تمرین کردیم و علی‌رغم اینکه می‌دانستیم در جزر مشکل پیدا می‌شود ولی برای توان عملی خودمان و لمس واقعی قضیه در جزر به منطقه رفتیم. در سمت راست منطقه نهری بود که اگر  در جزر از آن نهر به داخل می‌رفتیم به نزدیکی‌های دشمن می‌رسیدیم. در حدود 20 الی 30 متر که به خط دشمن مانده بود زمانی که آب به پایین آمد کلاً لجن بود و لجن به حدی بود که تا نیم متر فرو می‌رفتیم و اگر لباس غواصی نبود قطعاً به مشکل برمی‌خوردیم.

 

در آنجا مشاهده کردیم که در زمان جزر، علاوه بر مشکلی که گل‌ولای برای ما در آن منطقه ایجاد می‌کرد، مشکلات دیگری را هم ایجاد می‌کرد و باید ما موانع بیشتری را خنثی می‌کردیم؛ یعنی بعد از گل‌ولای که مانع طبیعی بود، کثرت موانع ازجمله: موانع خورشیدی که کاملاً به هم تنیده شده بودند و در داخل گل فرو رفته بودند، سیم خاردارهایی که به موانع خورشیدی چسبیده شده بودند و مین‌های منوری که به موانع خورشیدی و سیم‌های خاردار زده شده بود هم وجود داشت. 

 

جزر زمان مناسبی برای عملیات نبود

مسئول اطلاعات لشکر در عملیات والفجر8 با بیان اینکه جزر زمان مناسبی نه برای شناسایی و نه برای نیروهای عمل‌کننده بود، یادآور شد: به این ترتیب مطمئن شدیم که زمان جزر، زمان مناسبی برای عبور نیست؛ لذا تمام شناسایی‌های خود را به اواخر مد متوجه کردیم و تا شروع جزر شناسایی خودمان را انجام داده بودیم و به منطقه برمی‌گشتیم.

 

وی ادامه داد: در شناسایی‌ها مطالب زیادی به دست آوردیم که عمده‌ترین آنها معابر مورداستفاده عراقی‌ها بود. در زمان خط‌‌شکنی نیز از این شناسایی‌ها استفاده کردیم.

 

سردار عباسقلی‌زاده به وجود کشتی چینی و باربری اشاره کرد و گفت: یک کشتی چینی با طول تقریباً 200 متر در دل ساحل عراقی بود و کشتی باری دیگری که در حدود 60 متر طول داشت در نزدیکی‌های اسکله چپ شده بود. اوایلی که برای شناسایی می‌رفتیم احتیاط می‌کردیم و زمانی که به سمت دشمن نزدیک شدیم، وقتی آب در مخازن این کشتی پر می‌شد صداهای عجیبی می‌داد و برای ما این موضوع نگران‌کننده بود؛ چون برای اولین‌بار این سروصداها را می‌شنیدیم و احتمال می‌دادیم که کمین باشد و بعد از اینکه تمرین انجام شد و اطمینان پیدا کردیم که این صدا از پر و خالی شدن آب در کشتی‌ها است، این قضیه هم حل شد.

 

سردار عباسقلی‌زاده با اشاره به سنگرهایی که در زیر اسکله چهارچراغ وجود داشت و از دید نیروهای اطلاعات عملیات پنهان مانده بود، تشریح کرد: ما به زیر اسکله چهارچراغ که در حدود 50 متر به داخل آب آمده بود به‌هیچ‌وجه دید نداشتیم و در شناسایی‌ها از کنار آن رد می‌شدیم؛ درحالی‌که در زیر آن سنگرهای زیادی بودند که به‌هیچ‌وجه به آنجا دیده‌بانی نداشتیم و شاید به‌علت تاریک‌بودن اسکله و محدودبودن منطقه و اینکه نمی‌دانستیم دقیقاً چه تعداد سنگر وجود دارد و از طرفی در شب به شناسایی می‌رفتیم و نه نوری وجود داشت و نه سروصدایی شنیده می‌شد، نتوانستیم آنجا را شناسایی کنیم.

 

وی ادامه داد: تمامی این اقدامات تا آبان ماه سال 64 ادامه پیدا کرد و از آذرماه کم‌کم زمان اجرای عملیات نزدیک شده بود و ما تجربیات لازم را در رابطه با زمان عبور از آب، اطلاعات کامل جزر و مد، نحوه عبور از آب و کیفیت اندازه‌گیری وزنه‌های غواصی پیدا کرده بودیم.

 

مسئول اطلاعات لشکر در عملیات والفجر8 با اشاره به شرایط سختی که برای گذر از آب و حمل اسلحه ایجاد شده بود، گفت: حتی یک بار که در شناسایی‌ها سلاح همراهمان بردیم در ساحل دشمن سلاح کلاش یا یوزی برای ما مشکل ایجاد کرد و از آن به بعد برای شناسایی یک لباس غواصی داشتیم، تا چانه داخل آب فرو می‌رفتیم، وزنه‌ها را در کمر خودمان تنظیم کرده بودیم و حداکثر استفاده را از وزنه می‌کردیم تا آن حدی که تا چانه یا زیر چشمانمان زیر آب برود و به‌واسطه اشنوگر، فقط از چشم‌ها به بالا روی آب باشد و لازمه‌اش این بود که دیده نشویم و سرعتمان در داخل آب، بالا باشد.

وی با بیان اینکه در شناسایی‌ها از وزنه و سلاح کمری استفاده می‌کردیم، تصریح کرد: اگر می‌خواستیم کلاش را در آنجا بالا ببریم، بالابردن کلاش و اسلحه همان و زیرآب‌رفتن سر ما نیز همان و دیگر نمی‌توانستیم خودمان را نجات دهیم.

 

آموزش گردان‌های عمل‌کننده و خط شکن

سردار عباسقلی‌زاده با معرفی مرحله چهارم عملیات اطلاعاتی لشکر عاشورا یادآور شد: از آذرماه سال 64، نیروهای اطلاعات به دو قسمت تقسیم شدند و هر قسمت به یکی از دو گردان خط شکن رفتند و آموزش‌های حدود دو ماهه را به برادران گردان‌های خط شکن گردان علی‌اصغر(ع) و گردان سیدالشهدا(ع) در رودخانه کارون دادند. در طی دو ماه نیروهایی که به‌صورت خاص گزینش شده بودند ازطرف فرمانده لشکر نظارت می‌شدند.

 

وی در ادامه مطرح کرد: تمامی تجربیاتی که طی شش ماه در منطقه کسب کرده بودیم را طی دو ماه به تمامی رزمندگان لشکر عاشورا انتقال دادیم. ازلحاظ نوع پوشیدن لباس غواصی، کیفیت و تنظیم وزنه‌ها، وضعیت فرورفتگی در آب، نوع حرکت، تنظیم طناب، حرکت دسته‌ای و حرکت طولی همه انتقال داده شد.

 

شکستن خط

مسئول اطلاعات لشکر در عملیات والفجر8، با معرفی مرحله پنجم فعالیت اطلاعاتی لشکر عاشورا افزود:

 مرحله خط شکنی، پنجمین مرحله فعالیت نیروهای اطلاعاتی لشکر عاشورا بود. در این مرحله نیروهای اطلاعات به گردان‌های خط شکن و گردان‌های موج‌های بعدی جهت ادامه عملیات تقسیم شدند. به هر دسته‌ای از گروهان‌های خط شکن دو نفر نیروی اطلاعات اختصاص یافت. این نیروها برابر شناسایی‌هایی که قبلاً انجام داده بودند، باید نقاطی را می‌زدند، اما مشکلی به نام ضرورت هم‌زمانی عملیات در طول تمام جبهه وجود داشت. ساعت مد و جزر در هر نقطه متفاوت بود، اما ساعت آغاز عملیات باید به‌طور یکسان انجام می‌شد. این ساعت، 10 شب بود.  

 

کشتی چینی، سخت‌ترین منطقه عملیاتی اطلاعات

سردار عباسقلی‌زاده با اشاره به اینکه کشتی چینی از سخت‌ترین معبرهای عملیاتی اطلاعات بود، افزود: ما نگران حرکت دسته‌های خط شکن از آب بودیم، زیرا زمانی که خودمان به آنجا می‌رفتیم نیروهای کمین دشمن در خود کشتی چینی بودند. بلافاصله مد که می‌شد به سنگرهای دشمن می‌رسیدیم. این یکی از سخت‌ترین معبرهایی بود که اکثر شهدای اطلاعات و گردان ما در اینجا داده شد.

 

امداد غیبی

وی با اشاره به وجود امداد غیبی در عملیات والفجر8 عنوان کرد: در شب عملیات به‌واسطه عنایات خداوند و اخلاص رزمندگان بسیجی و پاسدار، امداد غیبی نیز داشتیم. زمانی که محور یک از پشت کشتی چینی آمدند که به یک قسمت  ازقبل‌تعیین‌شده بزنند و وارد شوند مکانی را مشخص کرده بودیم که معبر مورداستفاده عراقی‌ها بود و در کشتی چینی کمین داشتند و نیرو مستقر بود و از قسمت دیگر موانع را بازدید می‌کردند.

 

سردار عباسقلی‌زاده ادامه داد: زمانی که موانع را رد کردیم و به سیم خاردار توپی سه‌حلقه‌ای رسیدیم، هنوز آن را نبریده بودیم که  یک نیروی عراقی به بالای خاکریز آمد. همراه آن عراقی یک سگ هم وجود داشت. در پشت ما 25 نفر غواصانی بودند که تازه از آب بیرون آمده بودند و لباس‌هایشان برق می‌زد و ازطرف دیگر هم در سمت لشکر25 منور زده بودند، این عراقی به سمت ما آمد و در حدود دو الی سه دقیقه طول کشید، دقیقاً به ما نگاه می‌کرد و ما آماده شده بودیم و فکر می‌کردیم که می‌خواهد تیراندازی کند یا برود و حضور ما را خبر دهد.

ما منتظر عکس‌العملش بودیم اما او خیلی آرام از خاکریز پایین آمد و حتی سگش هم هیچ عکس‌العملی نشان نداد و این جای تعجب بود!  با رفتن آن عراقی برگشتیم و فکر کردیم رفته و خبر داده است، ولی برادران شجاع گردان علی‌اصغر(ع) کل خط را به‌آسانی پاک‌سازی کردند.

 

راهنمایی گردان‌های خط شکن

مسئول اطلاعات لشکر در عملیات والفجر8 با معرفی مرحله آخر از مجموعه مراحل اطلاعات، به‌عنوان راهنمای گردان‌های خط شکن، توضیح داد: آخرین مرحله اطلاعاتی ما مربوط به ادامه عملیات می‌شود که در همه مراحل اجرای عملیات ازجمله: مرحله خط‌شکنی، مرحله رسیدن به جاده فاو ـ ام‌البحار، مرحله رسیدن به اتوبان فاو ـ بصره و همچنین ادامه عملیات در کارخانه نمک تا تثبیت خط پدافندی لشکر در تمامی گردان‌ها نیروهای اطلاعاتی مأموریت داشتند همراه گردان و به‌صورت راهنمای گردان در کنار رزمندگان گردان‌های خط شکن و لشکر عاشورا باشند.

 

 

سخنان سردار منصور عزتی:

پس از سردار عباسقلی‌زاده مسئول اطلاعات لشکر در عملیات والفجر8، سردار منصور عزتی درباره چگونگی برعهده گرفتن فرماندهی گردان خط‌‌شکن لشکر در عملیات والفجر8، توضیح داد و گفت: در اواسط سال 64 به همراه فرمانده گردان سیدالشهدا آقای نظمی نزد سردار امین شریعتی فرا خوانده شدیم و در آنجا کار اصلی شکستن خط در عملیات والفجر8 را برعهده ما قرار دادند.

 

وی با بیان اینکه سردار شریعتی، خودشان نیروها را انتخاب کردند و نیازی نبود که ما اقدامی برای انتخاب نیروها کنیم، افزود: گردان حضرت علی‌اصغر از شط علی (خط پدافندی لشکر در هورالهویزه) برگشته بود و گردان سیدالشهدا از پدافندی خسروآباد آمده بود و در این فاصله نیروهای جدیدی وارد لشکر شده بودند.

 

فرمانده گردان غواصان خط‌‌شکن لشکر عاشورا در عملیات والفجر8، حضور طیف‌های مختلف مردم در گردان خط‌شکن را از ویژگی‌های مهم آن برشمرد و گفت:  هیچ ارتشی در دنیا امکان تربیت چنین نیرویی را ندارد و این حرکت بزرگی در امر آموزش بود. با این حال ما دست به تبلیغ برای جذب نیرو نزدیم و از میان نیروهای داوطلبی که آمده بودند، معلم، کارگر، دانشجو و دانش‌آموز بودند اما تقریباً میانگین سنی بچه‌هایی که در لشکر عاشورا حضور داشتند 18 الی 19 سال بود.

 

سردار عزتی یادآور شد: منطقه واگذار شده به لشکر عاشورا، به دور از تعصب یگانی، از سخت‌ترین قسمت‌های منطقه عملیاتی والفجر8 بود. در آنجا دو کشتی بزرگ به گل نشسته و یک اسکله عظیم در داخل آب پیش آمده بود. در چنین شرایط مخوفی بود که کارشناسی‌های متعددی انجام دادیم تا نحوه عبور از اسکله و تصرف آن را طراحی و اجرا کنیم.

 

چنین عملیاتی امکان‌پذیر نبود

وی با بیان اینکه چارچوب اصلی این دو گردان با آب آشنا بودند ولی آشنایی و تجربه‌ای برای عملیات در آب‌های غیرراکد نداشتند، اظهار داشت: گردان سیدالشهدا با کارهای محدود غواصی در آب‌های راکد آشنا بودند و در  بحث‌های پدافندی نیز تمام نیروهای ما با لباس‌های غواصی در آب‌های راکد رفته و آشنا بودند، اما به گونه‌ای نبود که در رودخانه‌ای نظیر اروندرود با شرایط جزر و مد که گاه سرعت جزر و مد تا 40 کیلومتر در ساعت بود، تجربه‌ای داشته باشد. در این رودخانه با چنین شرایطی در ابتدای کار تصور چنین کاری محال بود.

 

فرمانده گردان خط‌‌شکن لشکر در عملیات والفجر8، درباره نحوه انتخاب نیروهای غواص گفت: این‌طور نبود که از ابتدا برای افراد غواص یا آشنا به شنا فراخوان بدهیم، بلکه به جرأت می‌گویم کمتر از نیمی از این افراد شنا بلد بودند! حدود 20 الی 30 درصد دیگر نیروها در حد کم، و بقیه آنها نسبتاً شنا را بلد بودند. از معیارهای اصلی برای انتخاب این افراد این بود که "اعزام مجدد" باشند، یعنی افرادی باشند که در عملیات‌های قبلی حضور داشته و عملیات کرده باشند. کارهای اولیه را در پادگان مهدی باکری در دزفول شروع کردیم، ولی همچنان در آن زمان از عظمت کار خبر نداشتیم.

وی افزود: به اعتقاد من، معجزه این عملیات، شکستن خط نبود، بلکه آموزش و تربیت غواص‌ها بود.

وی با ذکر اینکه در عملیات خط‌شکن هفت گروهان وارد شدند، عنوان کرد: بعد از سازماندهی اولیه، در هر گردان سه گروهان را سازماندهی کردیم و بعد از اینکه وارد عملیات شدیم یکی از گردان‌ها چهار گروهانه شد. بعد از این تقسیم‌بندی، نیروها را برای آموزش به سد دز بردیم و حدود 25 روز در سد دز مستقر شدیم و استخرهایی با پل‌های نفررو (خیبری) بر سطح دریاچه سد دز احداث کرده بودیم و با عمقی که سد داشت از آنجا به‌عنوان استخر استفاده می‌کردیم. انتخاب تجهیزات همراه، نوع غواصی (با کپسول یا اشنوگر)، سلاح و بی‌سیم ضد آب، ازجمله مسائلی بود که باید در همین دوره انجام می‌گرفت.

 

سردار عزتی درباره موانع موجود بر سر راه نیروهای خط‌شکن اظهار کرد: بعد از آماده‌سازی، نیروها باید از اروند عبور می‌کردند و به مواضع دشمن می‌رسیدند که سیم خاردارهایی چهار ردیفه و سه ردیفه‌ وجود داشت و بعد از گذر از آنها باید به مواضع دفاعی و سنگرهای اجتماعی می‌رسیدند و سپس به عمق 400 الی 500 متری می‌رفتند که تقریباً عمده توان دشمن در آنجا بود.

 

وی درباره آمادگی و توان رزمی و زرهی لشکر 26 عراقی‌ها در آن زمان گفت: اکثر نیروهایی که در این منطقه بودند، آموزش دیده و بارها کارشان را تمرین کرده بودند و کاملاً به زمین مسلط بودند و به همین دلیل عملیات خط‌شکن به سختی انجام شد.

 

سختی عملیات در وجود  نیروهای آماده زرهی دشمن بود

فرمانده گردان خط‌‌شکن لشکر در عملیات والفجر8، سختی این عملیات را در وجود واحدهای آموزش‌دیده دشمن دانست و تصریح کرد: با آموزش‌ها و تمرین‌های صورت گرفته، دیگر مشکل اصلی ما، زمین و آب و حتی پیش‌بینی‌های دیگر عملیات نبود، چراکه زمین را شناخته بودیم و بر روی آن کار کرده بودیم. روی آب تمرین کرده بودیم اما مشکل اصلی، فقط نیروهای زرهی دشمن بودند که واحدی آموزش‌دیده بودند و بارها پدافند خود را تمرین کرده و به مواضع کاملاً مسلط بودند و انگیزه زیادی داشتند.

 

وی به روند بعد از آموزش نیروها اشاره کرد و گفت: بعد از آموزش نیروها، بنده و آقای نظمی اجازه پیدا کردیم که به منطقه عمیاتی برویم. در آنجا با گروه اطلاعات عملیات ارتباط برقرار کردیم و حتی در طول آمادگی واحدها در آموزش چون به شدت گره خورده بودیم از بچه‌های گردان‌ها هم در مجموعه اطلاعات منطقه مستقر بودند.

 

وی به نحوه آمادگی نیروها در عبور از اروند اظهار داشت: یک تیم سه نفره متشکل از بنده، نظمی و نوری که ناظر آموزشی نیروها بودند، تشکیل دادیم و همه رودهایی را که در خوزستان وجود داشت بررسی کردیم تا اینکه در نقطه جنوبی دارخوین در ساحل شرقی کارون در شمال پل مارد، منطقه‌ای را پیدا کردیم که جزر و مد نداشت، ولی جریان مداوم و شرایط عمومی منطقه را دارا بود.

 

کالک مانور گردان غواص خط‌شکن حضرت علی‌اصغر(ع)

 

وی ادامه داد: بعد از تأیید منطقه، اردوگاهی به نام شهید اشتری در آنجا برپا شد؛ شهید اشتری یکی از فرماندهان تیپ‌های عملیات بدر بود.

 

سردار عزتی تعداد نیروهای آموزش‌دیده برای عملیات والفجر8 را اعلام کرد و افزود: در این مجموعه حدود 220 نفر غواص تربیت و برای شب عملیات آماده شدند، اما نیروهای بیشتری را همراه بردیم؛ به این دلیل که احساس می‌کردیم بمباران و شرایط ناگوار و غیرقابل پیش‌بینی وجود خواهد داشت.

 

وی کمبود لباس‌های غواصی برای نیروها در طول دوره آموزش را یکی دیگر از مشکلات مطرح کرد و ادامه داد: لباس‌های غواصی در حدود 50 تا بودند و برای همه نیروها لباس به اندازه کافی وجود نداشت. این لباس‌ها باید کاملاً با بدن همخوانی داشته باشد و لباس‌های گشاد خاصیت خود را از دست می‌دهند.

 

فرمانده گردان خط‌‌شکن لشکر در عملیات والفجر8، با انتقاد از بیان وجود موج انسانی در عملیات‌های خط‌شکن، اظهار داشت: تربیت یک بسیجی‌ مخلص به‌عنوان یک غواص که بتواند با خودش یک آرپیچی و تیربار حمل کند، کار آسانی نیست.

 

کلاشینکف بهترین سلاح ضد آب

اکنون باید سلاح ویژه غواصان را انتخاب می‌کردیم که نهایتاً به سلاح کلاشینکف رسیدیم. چهار نوع کلاشینکف را بررسی و آنها را برای عملیات در آب و گِل آزمایش کردیم. در این زمان دغدغه دیگری که داشتیم ضد آب بودن مهمات بود و سعی کردیم از این مهمات استفاده کنیم.

سردار عزتی وزن بالای سلاح و مهمات را از دیگر مشکلاتی دانست که در عبور از آب باید به آن توجه داشته باشند و گفت: غواصان جوان و نحیف باید اسلحه و مهماتی را حمل می‌کردند که گاهی از وزن خودشان بیشتر بود. از این مسئله به‌عنوان وزنه تعادل غواص‌ها استفاده کردیم؛ زیرا لباس‌های غواصی اسفنجی است و برای آنکه غواص در سطح آب مشاهده نشود باید اندکی پایین‌تر از سطح آب شناور شود. برای این منظور در طول دوران آموزش یک وزنه همراه خود داشتند تا با کمترین زور بتوانند پین بزنند و این مسیر را بروند و در هنگام عملیات نیز با سنگینی تجهیزات و نارنجک آنها را تنظیم می‌کردیم.

 

وی به راهکارهای لازم برای ضد آب کردن لوازم مخابراتی و بی‌سیم‌ها اشاره کرد و گفت: تهیه قالب‌هایی برای قراردادن بی‌سیم‌ها و زدن پلاستیک‌های مخصوص برای استفاده از آن (در عین اینکه آب به داخل آنها نفوذ نکند)، ازجمله راهکارهایی بود که برای اولین بار در این عملیات صورت گرفت و برخی از آنها موفقیت‌آمیز نبود.

 

وی به شرایط اقلیمی و آب‌وهوایی در شب اجرای عملیات پرداخت و تشریح کرد: شب عملیات هوا به هم خورد، ابر همه جا را گرفت و تاریکی مطلق به‌وجود آمد. آب کاملاً گل‌آلود بود و هیچ دیدی وجود نداشت و باید غواص در چنین شرایطی با یک اشنوگر 35 سانتی‌متری تنفس کند.

 

سردار عزتی استفاده از بستن طناب به دست غواص‌ها را از شیوه‌هایی برای رد شدن از عرض رودخانه  در این عملیات بیان کرد و افزود: طناب را حلقه می‌کردیم و گره می‌زدیم و غواص‌ها از اول ستون تا آخر این گره‌ها را به دستشان می‌گرفتند و با توکل به خدا به‌وسیله یک نی نفس می‌کشیدند و به سمت جلو حرکت می‌کردند.

 

وی ادامه داد: در زمان شناسایی، با تحریک دشمن سعی می‌کردیم سنگرها را وادار به تیراندازی کنیم تا ضعف دشمن را بفهمیم. مواضع دشمن به شدت  خوب بود و اولین نوع از سنگرهای بتن آرمه را در آن منطقه ساخته بودند. حتی در منطقه کربلای 5  در منطقه کوت سواری که بعداً این واحدها عملیات خط‌شکنی را انجام دادند، این‌گونه نبود. بعد از گذر از سنگرهایی که تخصصی ساخته شده بودند، سنگرهای اجتماعی وجود داشت.

 

سردار عزتی با اشاره به چهار گروهانه شدن گردان علی‌اصغر گفت: چهار دسته غواصی داشتیم که باید دو دسته در سمت راست اسکله حرکت می‌کردند و قاطعانه می‌دانستیم که نمی‌توانیم در خود اسکله مستقیماً ورود پیدا کنیم. دو دسته نیز از سمت چپ از گروهان بعدی حرکت کردند و هر کدام از این گروهان‌ها یک دسته پشتیبانی داشتند که دسته آبی - خاکی بود و با قایق آماده بودند تا خودشان را به سرعت به غواص‌ها برسانند.

 

وی ادامه داد: قرار بود ابتدا غواص‌ها درگیر شوند و بتوانند بخشی از ساحل را بگیرند، و این دسته خودش را در حین درگیری ولو اینکه حتی صددرصد پاکسازی نشده باشد، به ساحل برساند و مواضع تصرف‌شده را توسعه دهد و اندکی که بهتر شد علامت بدهند تا ما بتوانیم قایق‌های بعدی و گروهان‌های بعدی را بفرستیم.

 

سردار عزتی خاطر نشان کرد: در سمت چپ نیز به همین شکل بود. اما به این نتیجه رسیدیم که لازم است در اینجا، یک گروهان پشت گروهان غواصی سمت راست داشته باشیم. چون در سمت راست به شمال اسکله شهر فاو چسبیده بود، پیچیدگی‌هایی در مواضع وجود داشت؛ بنابراین یک گروهان جدید در آنجا سازماندهی کردیم.

 

وی به کشتی چینی اشاره کرد و گفت: بارها کشتی چینی را بررسی کردیم و به نتیجه قاطع رسیدیم که در آن نیرو، ولو به صورت یک واحد کمین محلی در آن منطقه وجود دارد.

 

تاریکی مطلق، مزیتی برای غواص‌ها

فرمانده گردان خط‌‌شکن لشکر در عملیات والفجر8، درباره شب عملیات گفت: ساعت هشت و نیم غواص‌ها به آب افتادند، تاریکی مطلق بود و مزیت زیادی برای ما داشت. غواص‌ها به خوبی رفتند. از نه دسته موجود، یکی از دو دسته راست اسکله به خوبی از مواضع عبور کرد؛ در حالی که کمترین برخورد را با موانع داشت. اما دسته دوم عموماً در آب شهید شدند. دسته‌ای که به سمت کشتی چینی حرکت می‌کرد موفق نشد و زمانی به کشتی رسید که به شدت جزر شده بود و غواص‌ها به داخل حفره‌های کشتی کشیده می‌شدند؛ برای همین اینها برگشتند.

 

وی ادامه داد: دو دسته سمت چپ کشتی که جزو دسته‌های اول گردان سیدالشهدا می‌شدند و جزو گروهان شهید کربلایی، به فاصله سی الی چهل دقیقه پای خط دشمن منتظر شدند تا زمان عملیات برسد و در این مدت دشمن متوجه نشد. درگیری را این دو دسته آغاز کردند. دسته‌ای از دسته‌های سمت چپ نیز در راه شهید شدند.

 

هماهنگ‌ترین عملیات در شکستن خط و استفاده از آتش

سردار عزتی، با اشاره به اینکه عملیات والفجر8 یکی از هماهنگ‌ترین عملیات‌ها در شکستن خط و استفاده از آتش بود، گفت: به اسکله به صورت مستقیم نیرو نفرستادیم و یکی از هماهنگ‌شده‌ترین عملیات‌ها در شکستن خط و استفاده از آتش در این عملیات انجام شد و هیچ موقع چنین حالتی در شکستن خط اتفاق نیفتاد.

وی یادآور شد: یک دستگاه تانک و دو قبضه 106 تحویل ما داده بودند. چون زمین منطقه سست بود، صفحه‌هایی برای استقرار این ادوات، با استابلیزر پیش‌بینی کرده بودیم و به سنگرهایی که از قبل شناسایی شده بود زدیم. دو قبضه 107 و چند قبضه 120 به مجموعه اسکله اختصاص داده شد. اولین تیرهایی که شلیک شد، آتش آنها شروع شد و این ادامه داشت تا زمانی که خواستیم روی اسکله برویم و من تقاضای قطع آتش کردم.

 

وی افزود: در طول شب علی‌رغم اینکه بهترین موضع و مستحکم‌ترین موضع عراقی‌ها در طول خط والفجر8 این اسکله بود، جز در لحظه پاکسازی که مقاومت می‌کردند و انگیزه بالایی داشتند یک تیر از بالا شلیک نشد. همه جا سقوط کرده بود، اما تعداد محدودی بر روی اسکله مانده بودند؛ چون اکثرشان در اثر آتش به زیر اسکله پناه برده بودند.

 

فرمانده گردان خط‌‌شکن لشکر در عملیات والفجر8، در ادامه تصریح کرد: سنگرهای متروکه‌ای که وجود داشت مورد استفاده نبود، اما در زمان عملیات شدت آتش به گونه‌ای بود که عمده واحدها نتوانستند عقب‌نشینی کنند و فقط خودشان را به اسکله رساندند و نزدیکی‌های صبح که ما متوجه آنها نبودیم با ما درگیر شدند و در این درگیری‌ها عده‌ای از عراقی‌ها کشته و نزدیک به 60 نفر اسیر شدند که اغلب نیروهایی زبده و کاملاً آماده بودند.

 

سردار عزتی در خاتمه به چینش سنگرهای عراقی‌ اشاره کرد و گفت: سنگرهای دفاعی عراق و سنگرهای اجتماعی آنها از هم فاصله داشت، ما مواضع دفاعی را پاکسازی می‌کردیم و سپس به سنگرهای اجتماعی می رسیدیم و دوباره دشمن وارد سنگرهای دفاعی می‌شد. این پاکسازی را دو الی سه بار انجام دادیم. بعداً در کربلای4 بچه‌ها را توجیه کردیم و سنگرها را آتش می‌زدیم و هر سنگری را که پاک می‌کردیم با آتش به نیروها می‌فهماندیم که تا چه حد جلو رفته‌ایم و اوضاع چگونه است.

 

 

سخنان برادر حاجی داداشی:

در  ادامه همایش "بررسی نقش لشکر31 عاشورا در عملیات والفجر8" برادر حاجی داداشی، توضیحاتی را درباره عملکرد توپخانه لشکر عاشورا که نقش بسیار مهمی در این عملیات داشت، بیان کرد.

برادر حاجی داداشی، فعالیت توپخانه در عملیات والفجر8  را یک شاهکار عملیاتی معرفی کرد و گفت: واحد توپخانه بیشترین هماهنگی را با رده‌های پیاده و سایر رده‌ها داشت.

 

وی مکتوب‌کردن اطلاعات را از عوامل اصلی موفقیت در اجرای اقدامات توپخانه دانست و افزود: وضعیت توپخانه‌ای به‌گونه‌ای است که اگر فعالیت‌های خود را مکتوب نکند و وضعیت آتش‌ها را به‌خوبی مشخص نکند، هیچ‌وقت نمی‌تواند اقدامی را صورت دهد. برخلاف بعضی از رده‌ها ما همیشه دست به قلم بودیم و باید  قبل از عملیات شروع به نوشتن می‌کردیم.

 

وی با اعلام آماری از توپخانه در زمان عملیات والفجر8، اظهار کرد: در این عملیات دقیقاً طرح آتش توپخانه با همه رده‌های توپخانه به‌همراه لیست‌ها، دستورات عملیاتی و پیوست‌ها و ملحقات آن 300 صفحه است.

 

برادر حاجی داداشی، عمده‌ترین اقدامی که برعهده توپخانه بود را "شناسایی و انتخاب بهترین موضع برای استقرار در منطقه عملیاتی" بیان و تشریح کرد: مسئولیت اصلی این شناسایی با مرحوم شفیع‌زاده بود. ایشان با طراحی‌هایی که انجام دادند سه جاده را در پشت جاده خسروی مشخص کرده بودند و با کمک واحد مهندسی، این جاده‌های عریض را احداث کردند و دشمن تصور می‌کرد که اینها جاده‌های تدارکاتی هستند؛ درحالی‌که این جاده‌ها برای پشتیبانی ساخته شده بود.

 

وی در ادامه گفت: یک ردیف از این جاده‌ها به یگان‌های کمک مستقیم، واگذار شده بود، جاده بعدی به یگان‌های تقویت و عملی کلی واگذار شده بودند. در جاده‌ها، محدوده‌ها متر به متر مشخص شده بودند و توضیح داده بودیم که مسئولیت هر محور برعهده چه واحدی است.

 

حاجی داداشی با بیان وظایف عمده واحد توپخانه در عملیات والفجر8 عنوان کرد: حدود 75 روز قبل از عملیات وارد منطقه شده بودیم و در این مدت شناسایی منطقه را شروع کردیم. دو وظیفه عمده داشتیم؛ در حوزه آتش، شناسایی‌های توپخانه دشمن، ادوات و زره‌ها بودند. باید آنها را شناسایی می‌کردیم و بر نقشه ضدآتش خودمان می‌آوردیم.

 

وی ادامه داد: دومین وظیفه‌ای که بر عهده داشتیم، باید یکسری مواضع را به‌عنوان مواضع انتظار در نخلستان آماده می‌کردیم تا در ابتدا توپخانه‌ها در آنجا آماده شوند و سپس به موضع اصلی خود بروند. انتقال قبضه‌ها با رعایت نکات حفاظتی و امنیتی انجام شد. بعضی از قبضه‌های توپ ابتدا به منطقه هور منتقل می‌شدند، سپس مجدداً از آنجا شبانه به اهواز منتقل و نهایتاً با برنامه‌ریزی متمرکز سپاه وارد منطقه عملیاتی می‌شدند. در یگان‌های خودمان نفر می‌گذاشتیم و آنها را مخفیانه و با استتار کامل به‌صورت چراغ‌خاموش به منطقه منتقل می‌کردیم و در منطقه در داخل نخلستان آنها را به‌صورت ردیفی می‌چیدیم.

 

برادر حاجی داداشی درباره نحوه آرایش و چینش توپخانه‌ها یادآور شد: به‌دلیل ضرورت رعایت حفاظت ابتدا قبضه‌ها را در موضع انتظار می‌گذاشتیم و سپس به منطقه استقرار می‌بردیم. باید این توپخانه‌ها را به‌گونه‌ای می‌چیدیم که وقتی آنها می‌خواهند از موضع انتظار به منطقه استقرار دائمی‌شان بروند استتار داشته باشند. در محدوده ما، 12 گردان وجود داشت و این گردان‌ها در دو جاده سازماندهی شده بودند و در هر جاده‌ای 6 گردان توپخانه باید بیرون می‌آمدند. در سایر یگان‌ها نیز به همین منوال بود. آنها هم‌زمان در جاده حرکت می‌کردند؛ به‌طوری‌که حس می‌کردید نخل‌ها به حرکت درآمده‌اند. یک شب من شاهد حرکت نخلستان به‌سوی خودم بود! تصور کردم که دچار سرگیجه و ضعف ناشی از کم‌خوابی شده‌ام. کمی دقت کردم، دیدم توپخانه درحال جابه‌جایی و ورود به محل استقرار است.

 

وی ادامه داد: آنها هماهنگ شده بودند که در چه زمانی حرکت کنند تا در محل اصلی خودشان مستقر شوند. تقریباً تا ساعت 10 اکثر نیروهای ما مستقر شده بودند. زمانی که عملیات شروع شد در حدود 85 ارابه جنگ‌افزارمان آماده به کار بود و در ادامه عملیات به 120 ارابه رسید.

 

حاجی داداشی حجم آتش توپخانه را در محدوده زمانی عملیات بیان کرد و گفت: از لحظه شروع عملیات تا رسیدن به خط پدافندی در حدود 600 هزار گلوله در محدوده ما ریخته شد. توپخانه‌ها شامل لشکر17، 25 و  گردان‌های مختلفی از ارتش هم بودند.

 

وی اظهار کرد: توپخانه شامل 6 قرارگاه بود که در میان آنها قرارگاه کربلای2 بیشتر شلیک‌ها را داشت و دلیل آن هم سختی محور توپخانه ما بود.

 

حاجی داداشی در تشریح دیدگاه‌های شناسایی و دیاگرام‌های جنگ‌افزار گفت: سه دیدگاه داشتیم که یک دکل 60 متری، یک دکل 18 متری و یک دکل 10 متری بود که در این عملیات استفاده می‌شد. منطقه به‌گونه‌ای بود که اکثر دیاگرام‌های جنگ‌افزار، حالت چهارضلعی داشت که تقریباً در سه جناح، نیروهای ما مستقر بود و در یک جناح عراقی‌ها حضور داشتند. دیاگرام تمام جنگ‌افزارها در منطقه جمع شده بود و تمرکز آتش ما بسیار سریع بود و تمام آتش‌های ما در یک نقطه اجرا می‌شد.

 

وی به ماجرای ضدحمله گارد ریاست‌جمهوری عراق به منطقه و نقش توپخانه در جلوگیری از هجوم آنها اشاره و اظهار کرد: زمانی که گارد می‌خواست حمله کند و نیروهای خود را وارد منطقه کند، 85 ارابه جنگ‌افزار ما شلیک می‌کرد و غیر از ما اداوات و سایر قرارگاه‌های دیگر هم بودند و آتش بسیار متمرکزی در آنجا جمع شده بود.

 

حاجی داداشی کنترل و مدیریت آتش را بسیار ایده‌آل دانست و افزود: در هیچ عملیاتی چنین مدیریتی در کنترل و مدیریت آتش دیده نمی‌شود و خیلی کم پیدا می‌شود که این مدیریت وجود داشته باشد؛ البته شاید بتوان عملیات کربلای5 را نام برد، ولی عملیات والفجر8 نسبت به آن برتری دارد.

 

وی با اشاره به تیم دیده‌بانی واحد توپخانه گفت: 17 تیم دیده‌بانی داشتیم که از میان آنها 11 نفر شهید شدند.

 

وی افزود: توپخانه به‌همت آقای مرحوم شفیع‌زاده کاری ماندگار کرد و فکر نمی‌کنم در تاریخ تکرار شود. به‌خاطر هماهنگی‌هایی که ایشان به وجود آورده بودند همدلی در میان نیروها زیاد بود.

 

حاجی داداشی نقش واحد توپخانه در پاتک‌ها را مؤثر دانست و گفت: در پاتک‌ها مأموریت ما خاص بود و با اجرای گلوله‌های زمانی در پاتک‌ها نقش مهمی داشتیم و سعی می‌کردیم نیروهایی که معمولاً در پشت یگان‌های زرهی پیاده می‌روند را با زدن گلوله‌های زمانی وادار کنیم سوار  PMP ها شوند تا بتوانیم نقطه‌ضعف‌های زرهی را شناسایی کنیم و بچه‌ها بتوانند به‌راحتی آنها را زیر آتش بگیرند.

 

وی در پایان از تیپ ذوالفقار لشکر31 عاشورا یاد کرد و گفت: 2182 نفر در زمان عملیات از نیروهای تیپ ذوالفقار (ادوات و ضد زره) بودند و از آنها 383 نفر زخمی و در حدود پنجاه و اندی شهید شدند. آنها  در داخل گردان‌ها و یگان‌ها تقسیم شده بودند و در حدود هشتاد روز قبل از عملیات به منطقه اعزام شده بودند و مجبور بودند نزدیک به 135 موضع بسازند تا بتوانند جنگ‌افزارهای خودشان را مستقر کنند و با هر خیز نیروهای خودی، آنها مجبور بودند مواضع خود را جابه‌جا کنند. به همین جهت نیروهای این تیپ چندین برابر نیروهای توپخانه که مواضع ساکنی داشتند زحمت کشیدند.

 

سخنان سردار علیرضا نوین:

در خاتمه سردار علیرضا نوین (مسئول مهندسی لشکر در عملیات والفجر8) در این همایش توضیحاتی را درباره کل برنامه آماده‌سازی و پیچیدگی‌های این امر با حفظ اطلاعات و کمبود امکانات و ابتکارات بیان کرد.

 

سردار علیرضا نوین با اشاره به قیام مردم تبریز در روز 29 بهمن‌ماه 56،  مردم آذربایجان را پیشگام و خط شکن در همه عرصه‌ها دانست و گفت: دفاع مقدس حاکی از پیشگام‌بودن مردم آذربایجان است؛ لشکر31 عاشورا و همه فرماندهان در سال 64 نظاره‌گر بودند که بعد از شهید مهدی باکری چه شد.

 

وی با بیان اینکه سخت‌ترین منطقه عملیات، به لشکر عاشورا واگذار شد، اظهار کرد: در آن ایام سردار امین شریعتی جزو جوان‌ترین فرماندهان بودند و توانستند با نوع رفتار و منش خود با لشکر همسو باشند و با آنها ارتباط برقرار کنند.

 

سردار نوین با اشاره به اینکه به همراه سردار حاجی داداشی به‌عنوان یگان‌های پشتیبانی غرب بودیم، افزود: صد روز به عملیات والفجر8 باقی مانده بود که در جلسه‌ای که با فرمانده لشکر داشتیم در ارتباط با آماده‌سازی نیروها صحبت کردیم. در این صد روز در جایی محدود که خط هفت ما در دهانه اروند نزدیک به پنج کیلومتر و  در ورودی جاده خسروآباد به‌سمت اروند در حدود دو کیلومتر بود، فضا داشتیم و به‌طور میانگین در منطقه‌ای به وسعت 15 کیلومتر مربع در حدود ده هزار نفر حضور داشتند و در این منطقه باید یکسری کارها را انجام می‌دادیم.  

 

وی دستورات عملیاتی را عنوان کرد و گفت: اولین دستور عملیاتی این بود که نباید نخلی به زمین بیفتد و خشک شود و نهایتاً با تمهیدات حفاظتی و تدابیری که وجود داشت و با حضور ستون پنجمی که در آن زمان روستانشینان آن مناطق بودند، خط هفت را آماده کردیم و با استتار و اختفایی که باید ازنظر نظامی رعایت می‌شد، کارهای بزرگی را انجام دادیم.

 

وی در ادامه گفت: ازجمله این کارها، جاده‌سازی بود. به دستور فرمانده لشکر باید سه جاده 24 متری در آن مکان احداث می‌کردیم.  برای ساخت جاده باید حتماً مصالحی وجود داشته باشد. این مصالح ازطریق قطار در ایستگاه حسینیه تخلیه می‌شد و سپس آنها را با کامیون‌ها به نزدیکی آبادان حمل می‌کردیم  و داخل محدوده عملیاتی با نیسان‌هایی که در آن زمان طراحی شد، باید شبانه این انتقال را انجام می‌دادیم و پی‌ریزی جاده را انجام می‌دادیم.

 

وی افزود: علاوه بر سه جاده اصلی، باید جاده‌های آنتی احداث می‌کردیم. برای اینکه نخل‌ها خشک نشوند باید پل‌هایی را به‌صورت لوله‌ای یا بتنی قرار می‌دادیم و نزدیک به 50 کیلومتر جاده در طول عملیات توسط مهندسی رزمی انجام شد.

 

مسئول مهندسی لشکر در عملیات والفجر8، درباره کارهای دیگری که در این عملیات انجام دادند، گفت: باید هفت نهر را برای یگان دریایی آماده می‌کردیم تا گردان‌ها سوار قایق می‌شدند و بعد از اینکه خط شکسته شده باشد، در فاصله چهار ساعت مد آب، باید به‌سمت اروند عبور داده می‌شدند.

 

وی در ادامه افزود: ما باید این نهرها را با بیل‌های مکانیکی لایه‌روبی می‌کردیم. این دستگاه‌ها سنگین بودند. بعد از آماده‌سازی نهرها، حدود 220 فروند قایق بزرگ و کوچک از یگان دریایی ما و در حدود 10 صفحه و شناور PMP از مهندسی و دو دستگاه طارق هم از قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) عبور دادیم.

 

سردار نوین به مبحث سنگرها در عملیات والفجر8 اشاره کرد و گفت: ما باید در همان محدوده سنگرهایی را ایجاد می‌کردیم. چون نباید به طبیعت آسیب می‌رساندیم، مجبور بودیم در داخل خانه‌های موجود در روستاها سنگرهایی به شکل پنج‌ضلعی می‌ساختیم. بیش از 55 سنگر اجتماعی برای مجموعه‌های ستادی و بیش از صد و اندی برای مجموعه‌های عملیاتی سنگر آماده کردیم.

 

وی ادامه داد: باید مواضعی را در همان منطقه برای پدافند هوایی، گردان‌های ادوات و توپخانه آماده می‌کردیم و برای این منظور بیش از 140 موضع برای این مجموعه آماده شد.

 

مسئول مهندسی لشکر در عملیات والفجر8، مهم‌ترین و اصلی‌ترین کار این ستاد را احداث اسکله در سمت دیگر اروندرود در مواضع دشمن دانست و تصریح کرد: وقتی نیروهای غواص به‌سمت دیگر اروندرود رسیدند، قرار بود با چراغ قوه و اطلاعاتی که ازطریق بی‌سیم می‌شنیدیم بتوانیم به سمت دیگر اروندرود برویم و در طرف دیگر ساحل، اسکله بزنیم.

 

سردار نوین افزود: خوشبختانه با صفحه‌هایی که داشتیم و با کارهای حفاظتی و استتاری که انجام شده بود، سمت خودی آماده شده بود؛ یعنی بعد از اینکه نیروها به سمت دیگر رسیدند، ما بلافاصله اسکلت سمت خودی را زده بودیم و فقط پنج پل خیبری را به هم وصل کردیم و اسکله ما شد.

 

وی مشکل کار زدن اسکله بر ساحل عراق را شروع جزر در اروندرود بیان کرد و گفت: خوشبختانه شهید عارفی که به‌عنوان جانشین گردان در کنار رزمنده‌ها بودند، توانستند قبل از آنکه جزر کامل شود اسکله آن سمت را آماده کنند.

 

وی با اشاره به نیاز خاکریزهای تعجیلی در جاده البحار، گفت: 55 دستگاه لودر، بولدوزر و بریدر آماده کرده بودیم که دراختیار لشکر قرار دادیم. ما توانستیم سریعاً خاکریزهای تعجیلی را بزنیم و در روز هشتم که پاتک‌های سنگین در آن روز هم ادامه داشت نیروهای ما به کارخانه  نمک رسیده بودند و ما توانستیم خط را در هفته اول عملیات تثبیت کنیم.

 

سردار نوین گفت: با آنکه پاتک‌ها تا هفتاد روز ادامه داشت، مهندسی در آنجا بودند و درکنار ما، سنگرسازان جهاد نیز بودند.

 

 

 

 

فایل تصویری: 
سردار امین شریعتی
محمد اللهیاری، راوی لشکر 31 عاشورا در والفجر 8