مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 23 دی

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

سومین همایش راویان 8 سال دفاع مقدس

چاپلینک ثابت
نوع همایش: 
همايش‌‌های داخلی مرکز
شماره همایش: 
32

تاریخ برگزاری

0
17
8
خرداد
1391
محل برگزاری: 
سالن همایش مرکز اسناد و تحقیقات دفاع‌مقدس
خلاصه همایش: 

همایش راویان هشت سال دفاع مقدس با حضور ابراهیم محمدزاده، محمد درودیان، دریادار شمخانی و تعدادی از راویان دفاع مقدس در 8 خرداد 1391 در مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ برگزار شد.

شرح همایش

همایش راویان هشت سال دفاع مقدس با حضور ابراهیم محمدزاده، محمد درودیان، دریادار شمخانی و تعدادی از راویان دفاع مقدس در 8 خرداد 1391 در مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ برگزار شد.

در آغاز این همایش، دکتر حسین اردستانی، مسئول مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس گزارشی درباره­ی چگونگی برگزاری گردهمایی راویان دفاع مقدس،‌ اهداف آن و ... ارائه داد. وی گفت:

 

اهداف برگزاری

«اهداف برگزاری همایش راویان نور در پنج محور تعریف شده است: اولین هدف از برگزاری این همایش، بزرگداشت سالگرد سامانه و تأسیس بخش جنگ در این سامانه به عنوان ابتکاری در سطح ملی است. با پیروزی انقلاب در ایران، سپاه، جهاد سازندگی و ... تأسیس شد و تأسیس این‌ نهاد‌ها جزو ابتکارات خارق‌العاده­ی حضرت امام خمینی بود و همه­ی این ابتکار‌ها در پیش­برد و حفظ انقلاب مؤثر بود؛ به طبع مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ نیز دارای چنین اثری است.

ابتکار راویان نور در کنار حضور فرماندهان ابتکاری در سطح ملی با آثار تاریخی است. پیشینه­ی تاریخی ایران فاقد چنین الگویی است، الگویی که در زمینه‌های دفاعی و جنگی و حتی صلح در کشور ما تا پیش از دفاع مقدس وجود نداشت.

مسئله ­ی دوم، اهمیت مرکز است. به رغم اهمیتی که برای مرکز مطالعات قائل هستیم،‌ این مرکز در کشور شناخته شده نیست. جالب توجه این­که این مرکز در سپاه پاسداران و ستاد کل نیروهای مسلح هم ناشناخته است. ناشناخته‌تر از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، راوی‌گری است. امروز راوی‌گری را با معیار راویان آموزش دیده‌یی که برای روایت­گری در مناطق جنگی حضور دارند و مردم را با عملیات‌ها آشنا می‌کنند می‌شناسند. در واقع راوی‌گری هیچ مورد توجه قرار نگرفته است. خود راوی‌گری نیز در مرکز مطالعات مغفول مانده است؛ به این معنی که ما اثر مکتوبی درباره­ی این پدیده، شکل‌گیری، آثار، نتایج و ... [آن] در خود این مرکز نداریم.

 

خاطرات راویان شیرین است

مسئله ­ی سوم، خاطرات خود راویان است. شاید خاطرات راویان به اندازه­ ی خاطرات فرماندهان، ناب و منحصر به فرد باشد. خاطرات راویان، خاطراتی بکر و شیرین است که حتماً باید ثبت و ضبط شود. هدف دیگری که در این مسئله باید به آن توجه کرد، تجدید دیدار راویان با یک­دیگر است. باید برنامه‌یی در نظر گرفت که راویان هر ساله بتوانند با یک­دیگر دیدار داشته باشند؛ شاید بتواند مرکز از توان راویان برای ثبت و ضبط خاطرات استفاده کند.

هدف دیگری که برای این نشست قائل شده‌ایم این است که مسائل مربوط به راویان را در این نشست مطرح‌ کنیم و از نویسندگان راوی دفاع مقدس تقدیر و تشکر کنیم. همه ساله آثاری از راویان و افراد غیر راوی در مرکز به انتشار رسیده و در جامعه توزیع می‌شود. تصمیم گرفته‌ایم هر ساله در جلسه‌یی که با راویان خواهیم داشت، از افرادی که در حوزه­ی دفاع مقدس در مرکز مطالعات کتابی را به انتشار می‌رسانند، تقدیر کرده و حتی از افرادی که در مرکز حضور دارند، اما کتابی را با موضوع دفاع مقدس در انتشارات دیگری به چاپ می‌رسانند نیز تقدیر و تشکر کنیم. امسال برای اولین بار این برنامه را اجرا خواهیم کرد.»

پس از دکتر اردستانی، ابراهیم محمدزاده از پیشکسوتان جهاد و شهادت و از مدیران قبلی مرکز به سخن­رانی پرداخت. وی در این جلسه گفت:

 

مبارزه برای ما یک اصل بود

«ما در نسل اولی که در مرکز مطالعات حضور داشتیم، به دلیل این­که سن­مان از بقیه بیش­تر بود، شمه­ هایی از جنگ ویتنام، کوبا و کره را بررسی کرده بودیم و از جنگ‌های صورت گرفته در سده­ی اخیر آگاهی‌هایی داشتیم. برای ما انقلاب به معنای یک مبارزه­ی دائمی بود و برای ما فعلیت داشت و در عین حال، مبارزه به عنوان یک علم مطرح شده بود.

با تشکیل سپاه در راستای آگاهی از انقلاب و مسائل مرتبط با آن از جمله برخورد با جریان‌های مختلف با محوریت دیدگاه حضرت امام، دفتر سیاسی را در سپاه تشکیل دادیم و به مجرد آغاز جنگ تحمیلی، متوجه شدم که باید قدر این جنگ را بدانیم. در زمان جنگ به دفتر آقای رضایی مراجعه کردم و به او گفتم که می‌‌خواهم وقایع جنگ را جمع‌آوری کنم و تحلیل من هم برای این کار، این است که این جنگ ویژگی‌هایی دارد که باید آن را مانند جنگ‌های صدر اسلام ثبت کنیم. اگر برادر رضایی حضور نداشت، این مرکز هیچ­گاه به وجود نمی‌آمد. ایشان خیلی خشنود شد و در تأسیس این مرکز بسیار هم­کاری کرد.

مرکز مطالعات الگو و اسوه­ی مناسبی است برای کاری مردمی، تألیفی و مطالعاتی؛ مانند خود جنگ. در جنگ صد‌ها درگیری در خصوص دولت، افراد مختلف و جریان‌های مختلف وجود داشت.

 

ارکان انقلاب

انقلاب از دیدگاه امام مقصد دارد. انقلاب سه پایه دارد: ‌ اسلام ناب؛ رهبری ولایی و مردم. من معتقد بودم اگر انقلاب همین سه رکن را داشت دیگر نباید با این­همه فتنه و چالش مواجه می‌شد، چرا که در حقانیت اسلام و رهبری ولایی حضرت امام خمینی تردیدی وجود نداشت، مردم هم به فرموده­ ی حضرت امام از بهترین امت‌ها از صدر اسلام تا کنون هستند. پس مشکلات و فتنه‌هایی که به وجود آمده که از چیست؟ مسائل و مشکلات از پایه ی چهارم این مسئله­ است و آن، مسئله­ ی مسئولین است. بنابراین هشدارهای اصلی امام درباره ­ی انقلاب همواره در خصوص مسئولین بوده است. همه ­ی جریان‌هایی که در ایران اتفاق افتاده به گونه‌یی در رابطه با عده‌یی از مسئولین بوده است.

امام همواره به گونه‌یی عمل کرده که با دیپلماسی‌های دنیا تطابق نداشته و دشمن برانگیز بوده است. امام در سه جا در صحیفه می‌گوید: ما مرد جنگیم. ما تا تسخیر لانه­ ی جاسوسی اتفاق نیفتاده بود، در رابطه با انقلاب تردید داشتم.»

پس از آقای محمدزاده، یکی از برادران، یکی از سروده‌های خود را -که با راوی‌گری مرتبط بود- خواند.

سپس محمد درودیان ضمن تشکر از برگزار کنندگان این جلسه، از شهیدان دوران جنگ تحمیلی و راویان مرحوم یاد کرد و گفت:

 

روند تشکیل بخش جنگ و راوی‌گری

«روند تشکیل و تأسیس بخش جنگ و راوی‌گری در واقع صحیح است، اما در واقع چیزی که انجام شده تاریخ­نگاری جنگ است. بخش جنگ، بخشی ساختاری بود و این کار در ذیل آن ساختار انجام می‌شد، چنانچه بخش‌های دیگری هم در ذیل این ساختار وجود داشت، مانند بخش سیاست خارجی، بخش داخلی و .... ما هیچ‌ وقت خودمان را راوی ـ ‌با تعریفی که امروزه از راوی وجود دارد ـ نمی‌دانستیم؛ راوی‌گری، اولین بار در سال 1363 مطرح شد؛ دوستان ما می‌خواستند پروژه‌یی تحقیقاتی را شروع کنند و بالای فیش‌های این پروژه می‌خواستند عنوانی را یادداشت کنند. بنده نظرم بیش­تر به عنوان "پژوهش­گر- محقق" نزدیک بود؛ آقای نخعی پیشنهاد داد بنویسیم "راوی". اما مجموعاً نه فرماندهان ما را به نام راوی می‌شناختند و نه خودمان احساس یک راوی را داشتیم که می‌خواهد چیزی را روایت کند. مسئله­ ی ما در واقع شکل‌گیری تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه است.

خانواده­ ی راویانی که طی سه دهه بر تاریخ‌نگاری جنگ اهتمام داشتند بین پانصد تا هزار نفر را شامل می‌شود. نکاتی که عرض می‌کنم ناظر به مسئله­ی این خانواده­ی پانصد تا هزار نفری در خصوص تاریخ‌نگاری جنگ و با نگاه به آینده است. در نظر من سه ملاحظه وجود دارد.

 

مسائل مرتبط با تاریخ‌نگاری جنگ

ما به عنوان مرکز اسناد و مطالعات دفاع مقدس با سه مسئله مواجه هستیم: مسئله­ ی اول خود تاریخ­نگاری جنگ در نسبت با واقعیت است. یعنی آن چیزی که در خرداد سال ۶۰ شروع شد. در واقع نسبت خانواده­ ی راویان با واقعیت جنگ تحمیلی است. مسئله­ ی دوم ما، خود تاریخِ تاریخ‌نگاری است. یعنی مجموعه فعالیت‌هایی که خانواده­ی راویان در خصوص جنگ ایران و عراق انجام داده‌اند و با توجه به چشم‌اندازها‌ی آینده چه کارهای دیگری باید انجام دهند. مسئله ­ی سوم این است که جنگ تاریخی شده است؛ به این معنا که امروز دیگر چیزی به عنوان جبهه و توپ و تانک و فرمانده و قرارگاه وجود ندارد، حتی امروزه کسانی که به مناطق جنگی اعزام می‌شوند، زمین مسطحی را می‌بینند و به آن‌ها درباره­ی ناهمواری‌های این زمین در زمان جنگ اطلاعاتی داده می‌شود. امروز چیزی به نام واقعه­ ی جنگ تحمیلی میان ایران و عراق وجود ندارد؛ پس مسئله­ ی جنگ چه شده است؟ در واقع باید گفت جنگ از یک امر واقعی و عینی تبدیل شده است به یک مسئله­ ی ذهنی. جنگ از واقعیت تبدیل شده است به مجموعه‌یی از خاطرات و متون.

تاریخی شدن این متون به این معنا است که اگر برای ما در زمان تأسیس راوی‌گری در جنگ؛ مسئله ­ی‌ اصلی واقعه ی جنگ بود، امروز و در آینده مسئله­ ی ما امری تاریخی است. در مسئله­ ی اول که به تاریخ‌نگاری جنگ و مسئله­ ی سوم که تاریخی شدن جنگ است فکر می‌کنم، سه پرسش وجود دارد که باید به این پرسش‌ها پاسخ داد.

 

تاریخ‌نگاری در سپاه با چه ‌ملاحظاتی انجام می‌شود؟

پرسش اول این است که اساساً تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه بر اساس چه ملاحظات و بر مبنای چه تفکری شکل گرفت؟ پاسخ به این سؤال به گذشته ­ی مرکز مطالعات و شأن تأسیس این مرکز بازمی‌گردد. پرسش دوم این است که مسئله­ ی تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه چه مراحلی را در توسعه و نهادینه ‌شدن طی کرده است؟ این بحثی است که می‌تواند در نشست‌های دیگر هم مطرح شود. پرسش سوم نیز این است که بایسته‌های تاریخ‌نگاری جنگ کدام است؟ به نظرم این مسئله­ ی، مسئله­ ی آینده است؛ چرا که ما روزی با واقعه‌یی عینی نسبت داشتیم، اما امروز سؤال این است: با این واقعه ­ی تاریخی چه نسبتی داریم و این واقعه را چگونه می‌خواهیم تحلیل کنیم؟

در خصوص پرسش اول باید گفت دو جنبه وجود دارد: یکی بحث تأسیس و دیگری مسئله توسعه­ ی اولیه. در بحث تأسیس به نظرم این مسئله که چه اتفاقاتی افتاد مهم است، اما وجه اصلی، وجه اندیشه‌یی است که در پشت این مسئله وجود دارد. به نظرم در تأسیس این دفتر چند مسئله مهم بود: اول این­که آقای محمدزاده به من گفتند هر چه را که در زمان اعزام به مناطق جنوب دیدی، جزو تاریخ است. نکته ­ی دیگری که ایشان به من گفت این بود که مورخین اسلامی را نام برد و گفت آن‌ها در آن زمان تاریخی را نمی‌نوشتند مگر این­که خودشان آن را روایت می‌کردند؛ بنابراین در نگارش وقایع دقت کن.

نکته­ ی دیگر این است که فضای کلی‌یی که تاریخ‌نگاری جنگ را در آن شروع کردیم؛ فضای نگرانی از تحریف تاریخ در خلال دعواهایی بود که بین‌ بنی‌صدر و ارتش و ... وجود داشت. نکته­ی چهارم این است که نگاه ما در ابتدا به جنگ، رویکردی سیاسی- اجتماعی داشت. بنابراین سازمان­دهی ما بر اساس معادله­ ی "تجاوز – مقاومت" بود. یعنی ساختار ما به این شکل بود که می‌گفتیم در جنوب سه محور وجود دارد؛ سه نفر مسئول شوند: خرمشهر - آبادان؛ سوسنگرد- اهواز؛ شوش- دزفول؛ چرا که عراق از این سه محور وارد خاک ما شده است. پس متجاوز از این سه محور آمده و مقاومت هم باید در این سه محور انجام شود. ما حدود هفتصد نوار با همین رویکرد ضبط کردیم که مثلاً پنج ساعت آن با شهید بهروز مرادی بود که زمانی که خرمشهر آزاد شد با ایشان گفت­وگو کرده و این نوار‌ها را ضبط کردیم که اتفاقاً کار بسیار خوب و ارزشمندی هم بود.

نکته­ ی دیگری هم که وجود داشت این بود که وقتی وارد جنوب شدیم، چارچوبی تحلیلی برای کار خودمان در نظر گرفتیم که جنگ را به زمینه‌های تجاوز؛ مقاومت؛ تثبیت دشمن؛ عملیات‌های چریکی و ... تقسیم می‌کرد. این تحلیل، تحلیلی بود که متعلق به آقای شمخانی بود و همه هم پذیرفته بودند. این‌ها نکاتی بود که درباره­ی تأسیس داشتیم.

ما با هر محور مقاومتی که وجود داشت جلسات دوره‌یی برگزار می‌کردیم. هر یک ماه یک­بار در یکی از این محور‌ها جلساتی می‌گذاشتیم، نکات را می‌گفتیم و نهایتاً آرام‌ آرام روش اصلی تاریخ­نگاری در جنگ شکل گرفت، اما مهم این بود که اندیشه‌یی در پشت این عمل وجود داشت و از ابتدا هم این پروسه با رویکرد تاریخ‌نگاری شروع شد و این­گونه نبود که ملاحظات نظری و روشی در این کار وجود نداشته باشد. البته کاری که در آن زمان انجام می‌شد به کیفیت کاری که این روز‌ها در تاریخ­نگاری جنگ صورت گرفته است نبود و طبیعی است به دست آمدن این میزان از کیفیت در تاریخ­نگاری جنگ با گذشت زمان صورت گرفته است؛ اما عناصر اصلی تاریخ‌نگاری در تاریخ‌نگاری‌های صورت گرفته در زمان جنگ وجود داشت.

 

مراحل توسعه ­ی اولیه­ ی مرکز

در مورد توسعه­ ی اولیه ­ی مرکز باید تأکید کنم که جنگ از مقاومت اولیه خارج شده بود، اما ما کار تاریخ­نگاری خود را با‌‌ همان رویکرد اولیه انجام می‌دادیم. البته بعد از آن در عملیات‌های دیگر ساختار امر مستندنگاری عوض شد و به این شکل شد که مستندنگاری متناسب با عملیات انجام شود. یعنی یک نفر در کنار فرمانده، یک نفر در قرارگاه و ... حضور داشته باشد. طبیعی است در این فرایند رویکرد سیاسی - اجتماعی ما در مستندنگاری جنگ که بر مبنای مقاومت در مقابل تجاوز استوار بود، عوض شد و ساختار‌ آن تبدیل به ساختاری عملیاتی گردید.

نکته­ ی مهم در توسعه ­ی اولیه­ ی مرکز آن است که پایه‌های اصلی مرکز در آن زمان با گذاشتن روزشمار، تاریخ‌شمار، مجموعه­ ی تحلیلی عملیات‌ها و اطلس جنگ بود که همه­ ی این‌ها توسط‌ آقای محمدزاده انجام شد و نقش ایشان در این خصوص غیر قابل انکار است.

 

فرق تاریخ نگاری جنگ در سپاه و ارتش

کسی به نام دکتر رادمنش در دانشگاه شهید بهشتی تاریخ درس می‌داد. ارتش ایشان را آورده بود برای تاریخ‌نگاری. ما در آن زمان از ایشان خواستیم تا با هم هم­کاری کنیم و نهایتاً به دلایلی این هم­کاری میسر نشد و آن‌ها هم کار خاصی انجام ندادند. کار تاریخ‌نگاری به این ترتیب که ثبت و ضبط تاریخ هم­زمان با واقعه انجام گیرد، به عنوان کاری ممتاز و تاریخی در سپاه انجام شد. جریان‌های مختلفی در سپاه وجود داشت که می‌خواست بر انجام این کار اهتمام داشته باشد، اما به هر دلیلی که بود انجام آن میسر نمی‌شد.

 

بایدهای آینده چیست؟

بعد از سی سال تحقیقاتی که انجام داده‌ام به این نتیجه رسیده‌ام که برداشت اولیه‌یی که ما از جنگ داشته‌ایم، چه به لحاظ مفهوم و چه به لحاظ روش، می‌توانست زندان فهم ما باشد برای امروز و آینده. یعنی ما باید این ظرفیت را در خود ایجاد کنیم که در برداشت‌ها و تفسیرهایی که به مسئله­ ی تاریخ‌نگاری جنگ داشته‌ایم، تجدید نظری کنیم.

مرکز امروز از نظر اسناد بی‌نظیر است؛ راویانی وجود دارند که در کنار فرماندهان حضور داشته‌اند و مشاهدات خود را نوشته‌اند و منتشر کرده‌اند. آثاری را مرکز منتشر نموده و در قالب اطلس، کتاب‌های تحلیلی، روزشمار و ... روشی را در تاریخ‌نگاری جنگ نهادینه کرده است. بنده معتقدم بیش­ترین ظرفیت و توانمندی مرکز در همین تاریخ‌نگاری جنگ است. به نظرم اگر همین حوزه را پی­گیری کنیم کافی است؛ اما به هر روی باید در روش تاریخ‌نگاری بیش­تر کار شود؛ چرا که در این خصوص کار خاصی نکرده‌ایم. تنها کتابی که در روش قابل اعتنا است‌‌، همان کتاب تاریخ‌نگری و تاریخ‌نگاری است و ما چیز دیگری غیر از آن منتشر نکرده‌ایم. حال آن­که بیش از هفتاد ساعت با افراد مختلفی در خصوص تاریخ‌نگاری جنگ گفت­وگو شده است و اگر همین گفت وگو‌ها را جمع‌آوری کنیم، متوجه می‌شویم که ظرفیت ما در تاریخ‌نگاری است و حتی می‌توان هدف نهایی­مان را تدوین تاریخ جامعی از جنگ ایران و عراق قرار دهیم.

ما نگاهی می‌خواهیم که مبتنی بر کلیات باشد؛ جزئیات ارزشمند است اما وقتی موجودیت پیدا می‌کند که کلیاتی وجود داشته باشد. مثلاً الآن برای ما چقدر مهم است که اسم گردان‌ها و لشکرهای شاه اسماعیل چه بوده است. این جزئیات چقدر برای ما مورد توجه است؟ به نظرم ما باید از این جزئیات عبور کنیم و به کلیات بپردازیم.

 

منظور از تاریخی شدن

ما در آن زمان خود واقعه را مورد اهمیت قرار می‌دادیم. به این معنی که من به فرمانده مراجعه می‌کردم و در کنار او منفعل از عمل او، به ثبت و ضبط وقایع می‌پرداختم، اگر جلسه‌یی برگزار می‌شد، ضبط می‌کردم، اگر فرماندهی صحبت می‌کرد ضبط می‌کردم و نهایتاً با پایان عملیات گزارش خود را می‌نوشتم؛ یعنی همان­طوری که یک فرمانده جنگ را اداره می‌کرد، ما نیز‌‌ همان جنگ را ثبت و ضبط می‌کردیم. امروز مسئله­ ی ما چیست؟ بررسی بخشی از اسناد به جا مانده از دوران جنگ و بررسی بخشی از حرف‌هایی که تازه برای اولین بار بعد از جنگ زده می‌شود؟ در واقع مسئله­ی ما امروز این نیست که با جنگ به عنوان یک واقعه‌یی که دیروز اتفاق افتاده است، مواجه شویم؛ بلکه جنگ به دلیل اهمیتی که دارد به امری ذهنی تبدیل شده است و روز به روز هم بر آن اضافه می‌شود. در زمان جنگ به کسی خائن نمی‌گفتند، اما امروز به دلیل مسائل سیاسی می‌گویند فلان فرد در زمان جنگ خیانت کرده است. این مسائل در زمان جنگ اصلاً موضوع ما نبود اما امروز وضعیت ما نسبت به این موضوعات چگونه است؟ در واقع این مسائل فرایند تاریخی شدن یک مسئله است.

در فرایند تاریخی شدن سه موضوع بسیار مهم است و ما باید به آن بپردازیم: اولین مسئله آن است که در زمان جنگ تحمیلی، وقوع جنگ میان ایران و عراق بر اساس این نظریه تعبیر شد که انقلاب ایران صدام را تحریک کرد تا به ایران حمله کند. این نظریه از آن­جا مطرح شد که به حمله­ی صدام به کشورمان مشروعیت دهد. این نظریه بعداً تغییر کرد؛ چرا که بعد از جنگ با ایران، وقتی صدام به کویت حمله کرد، توسط سازمان ملل به عنوان متجاوز شناخته شد. آن­ها بعد از جنگ صدام با کویت می‌خواستند مشروعیت جنگ با ایران را تبیین کنند، به همین دلیل مشروعیت آن را از این نظر تبیین کردند که صدام متجاوز است و به دلیل این متجاوز بودن به خاک ایران حمله کرده است. طبیعی است که داده‌های جدیدی مطرح شد و کتاب‌هایی در خصوص اسناد تجاوز صدام به خاک کشورمان توسط غربی‌ها منتشر شد. در واقع این نظریه‌ها بوده است که داده‌ها را تولید کرده و مفاهیم را ساخته است.

در روند تاریخی شدن جنگ، نظریاتی که در مورد علل وقوع آن وجود دارد مدام تغییر می‌کند. پس ما هم به عنوان یک مرکز باید تغییر کنیم، مبانی و روش جدیدی را در نظر بگیریم و داده‌های جدیدی را تولید کنیم.

مسئله ­ی دوم، میزان آمادگی ارتش برای جنگ است. من دوره‌یی که از انقلاب تا اول حمله ­ی عراق در کشور وجود داشت را چندین بار در زمان‌های مختلف مطالعه کردم و کتاب‌هایی که توسط ارتش به چاپ رسیده است را اهتمام کرده و خوانده‌ام. تا قبل از وقوع جنگ یک سند در میان این اسناد ندیدم و در مطبوعات آن دوره هم حتی یک خبر را بررسی نکردم که در طی آن ارتش اعلام کرده باشد برای حضور در جنگ آمادگی ندارد، حتی خبری دال بر این­که ارتش به یکی از مسئولین گفته باشد آمادگی دفاع از کشور را ندارد. ادبیات فروپاشی قدرت دفاعی ایران را چه کسی تولید می‌کرد؟ ‌ صدام و غرب معتقد بودند ایران آسیب‌پذیر است و اگر مورد حمله قرار بگیرد، شکست می‌خورد. اما بعد از حمله و شکست عراق، ادبیات ارتش به این صورت شکل گرفت که ارتش آماده­ی دفاع از کشور نبوده ‌است. بنابراین تقلیل نیرو دادیم، ‌پادگان‌ها خالی شد و ... نهایتاً ارتش بعد از جنگ با عراق ادبیاتی را تولید کرده است که با ادبیات عراق در قبل از حمله تلاقی‌ دارد. در صورتی ‌که خود حمله و شکست عراق نشان می‌دهد که آن ادبیات غلط بوده است.

نکته­ ی سوم، پیش‌بینی وقوع جنگ است. همه ­ی اسناد وقوع جنگ را در شهریور پیش‌بینی می‌کنند. قاطع‌ترین سند‌های ارتش، وقوع جنگ را در 20 شهریور پیش‌بینی کرده است. یعنی ارتش با وقوع جنگ، جنگ را پیش‌بینی کرد؛ چرا که وقتی جنگ در تاریخ 20شهریور آغاز شد دیگر قطع نشد. پیش‌بینی یعنی چند ماه قبل از جنگ، آغاز آن پیش‌بینی شود. الآن آقای صفوی می‌گویند ما پیش‌بینی کردیم، آقای شمخانی می‌گویند ما آغاز جنگ را پیش‌بینی کردیم، ارتش می‌گوید پیش‌بینی جنگ را ما انجام دادیم.

 

مقالاتی که نوشته ‌نشده‌اند

اگر پیش‌بینی انجام گرفته ‌است اسناد آن را نشان بدهیم تا بتوانیم بر اساس اسناد کار تحقیقاتی بیش­تری انجام دهیم، چرا که احتمال جنگ مجدد وجود دارد. از سال ۷۴ تا کنون امریکا و اسرائیل مستمر گفته‌اند به ایران حمله می‌کنیم؛ اما به عدد انگشتان دو دست مقالاتی وجود ندارند که از تجربه­ ی جنگ با عراق استفاده کنیم تا در مقابل دشمن برای بار دوم غافل­گیر نشویم. اگر از جنگی برای شرایط مشابه استفاده نکنیم، آن تجربه در تاریخ محصور شده است. اگر فلسفه ­ی وجودی این مرکز این بود که از تحریف جنگ جلوگیری کنیم، نباید فقط به جزئیات جنگ بپردازیم، اگر در جنگ، دفاعی از ناحیه­ ی کشور ما صورت نمی‌گرفت، سرنوشت جامعه­ ی ما عوض می‌شد. اگر شکست نظامی خورده بودیم باید کاغذ سفید برای صدام امضا می‌کردیم؛ طبیعی است که مقاومت‌هایی شده است و این مقاومت‌ها ارزش بسیاری دارد و باید به آن­ها هم پرداخت، اما مسئله ­ی اصلی این است که حالا که جنگ در برخی موارد دچار تحریف می‌شود و خادمان آن نادیده ‌گرفته می‌شوند، نقش و ارزش تاریخی مقاومت در جنگ و اهمیت آن در حفظ موجودیت این کشور و نقش آنان در حفظ اسلام بررسی و تبیین شود.»

در ادامه­ ی این جلسه، دریادار شمخانی نیز در خصوص اهمیت موضوع راویان سخنانی را در جمع آنان مطرح کرد. وی گفت:

راویان سرمایه ­های غنی از موضوعات جنگ تهیه کرده‌اند

«گردهمایی راویان جنگ کار بسیار ارزشمند و خوبی است که توسط آقای اردستانی انجام شده است. هر چند این کار با تأخیر انجام شده است.

 روایان جنگ سرمایه‌یی غنی از موضوعات جنگ تهیه کرده‌اند. هر چند که متأسفانه باید اقرار کرد به دلایلی که خارج از اراده­ی ما است در جامعه نسبت به موضوعات جنگ نوعی سکوت برقرار شده است. لذا این­که از این سرمایه چگونه می‌توان استفاده کرد و گوش‌ها و چشم‌ها را باز کرد تا این سرمایه را ببینند و از‌ آن استفاده کنند کار بسیار دشواری شده است؛ مخصوصاً در ارائه­ی محصولات بدل آن­قدر حیرت و سرگردانی به افرادی که به کتاب‌هایی در حوزه­ ی دفاع مقدس مراجعه می‌کنند، ایجاد شده و این مسئله به دشواری‌های سابق افزوده شده است.

این مسئله دلایل متعددی دارد، چرا که وقتی شما از جنگ روایت می‌کنید، از یک نهاد روایت می‌کنید.

 

راه اندازی (تشکیلات) راویان جنگ

با آغاز جنگ گروهی به خوزستان آمدند به اسم گروه "چهل شاهد" و می‌خواستند فیلم تهیه کنند. ضمن این­که فیلم‌های جنگ ویتنام را می‌دیدم متوجه شدم خبرنگارهایی حضور داشته‌اند و ثبت و ضبط کرده‌اند. به همین دلیل برای من جذابیت داشت که ما هم این کار را در زمان جنگ انجام بدهیم و این فیلم‌ها را به عنوان اسناد نگاه داریم. این مسئله مصادف شد با تماس آقای محمدزاده و نهایتاً با توسعه­ ی  سازمان سپاه، سازمان راویان نیز توسعه یافت، چه از نظر جذب نیرو و چه از نظر امکانات ابزاری کوشیدیم راویان را تجهیز کنیم.

جنگ موضوعی امنیتی داشت، دو سازمان در جنگ فعال بودند، هم ارتش و هم سپاه و تصمیم گیرنده به تنهایی سپاه نبود، بلکه ارتش نیز حضور داشت. مسئله ی راوی‌گری متأثر از روحیات افراد هم بود، مثلاً اگر کسی با کسی ارتباطی داشت او را وارد جمع می‌کرد. وقتی راویان جنگ این کار را شروع کردند، هم­زمان تبلیغات هم می‌خواست این کار را انجام دهد. این رقابت ادامه پیدا کرد تا حدود دو- سه سال مانده به پایان جنگ [که] دفتر نمایندگی ولی فقیه می‌خواست وارد این کار شود. [این که] در فضای اینچنینی کار انجام شود و محصولی حدود ۳۲۰۰۰ نوار مستند فراهم شود، کار بسیار سختی است.

فرماندهان لشکر انسان‌های متفاوتی بودند. در میان آن‌ها بنا بود و مهندس هم وجود داشت. فرماندهان ما هم مثل ما بودند، در چنین فضایی سماجت خود بچه‌های راوی بسیار مؤثر بود. من ندیدم از میان راویان کسی بگوید چون با من به این شکل برخورد کردند من دیگر حضور نخواهم داشت. در واقع سماجت بچه‌های خود راوی و استقبال خیلی خوب بعضی از فرماندهان باعث شد [که] حدود ۳۳۰۰۰ نوار در مجموعه این مرکز وجود دارد. ولی مجموعاً باید تأکید کرد این کار، کار بسیار درستی بود، می‌توان گفت این کار، کار بیت‌المقدسی بود. این­که در کنار هر فرمانده یک ضبط صوت و یک فرد سمج و پی­گیری هم وجود داشته باشد.

نکته­ ی دیگر این است که افرادی که در این رده آمدند، افراد عادی نبودند و کارکردشان هم مشخص بود. این سازمان می‌توانست از افراد عادی هم تشکیل شود، اما افرادی که در این مجموعه حضور داشتند افراد فهمیده و به روزی بودند. قلم به دستی­شان هم خوب بود و در اثر ممارست در این کار بهتر شد. فرماندهان احساس کردند این راویان در عین این­که ضبط کننده­ ی خوبی است، همدم خوبی هم هست و این مسئله منجر به آن شد که این شجره­ ی طیبه شکل بگیرد و امروز هم محصولات خوبی داشته باشد. واقعیت این است محصولاتی که راویان جنگ ارائه دادند، مشخص کرد واقعیت‌های جنگ چیست و سهم جنگ‌آوران اصلی هم در مدیریت جنگ توسط همین راویان مطرح شد.

 

کاهش تولیدات در حوزه­ ی دفاع مقدس

بعد از جنگ راوی‌یی که دروغ گفت، راوی‌یی که احساس و عاطفه را وجه غالب جنگ دانست، راوی­ یی که وقایع را تحریف کرد، گوش‌ها را به ناباوری عادت داد. دفتر مطالعات جنگ در سپاه پاسداران از نظر کمی کم­کار است. هر چه به پایان جنگ نزدیک‌تر شدیم تعداد عملیات‌های­مان کاهش یافت؛ هر چه از جنگ فاصله گرفتیم تا مقطعی تولیدات­مان رو به افزایش بود و از مقطعی به بعد تولیدات­مان رو به کاهش رفت. رقیب خیلی فعال است و روز به روز تولیدات متنوعی تولید می‌کند و توانسته این نگاه را در جامعه جا بیندازد که مظلوم واقع شده است و حق من این نبوده است. طبیعی است که این بسیار بد است.

 

باید از قدرت نرم راویان استفاده کرد

باید منطق ما، مثل سابق فضای تبلیغاتی جنگ را بپوشاند؛ لذا احساس می‌کنم در معادله‌یی نابرابر هستیم. دین پیامبر اسلام دین قدرت نرم است. کارخانه­ ی تولید قدرت نرم برای ما است. نهضت امام حسین(ع) نهضت تولید قدرت نرم است و من از حرکت امام حسین(ع) از مکه به مدینه تا به کوفه موارد متعددی از تولید قدرت نرم را می‌توانم مثال بزنم. انقلاب ما، مصداق پیروزی خون بر شمشیر است. یعنی قدرت نرم بر قدرت سخت. چرا این موجودی ما در مقابل تهاجم فرهنگی ضربه‌پذیر است؟ همین وضعیت برای راویان نیز وجود دارد. چرا نمی‌توانیم از قدرت نرم تولید شده در جنگ دفاع کنیم؟ این مسئله دشواری ما است. لذا بچه‌های تحقیقات جنگ نقش بسیار مهمی داشته‌اند و چون نسل­تان هنوز زنده است باید چاره‌یی اندیشید. این مسئله هم فقط در تولید کمی نیست؛ هر چه تولید کنید مخاطب ویژه‌یی ندارید، چرا که ابزار بدلی خیلی در بازار وجود دارد که باعث می‌شود کار شما به چشم نیاید. باید کاری کنید که افراد تشخیص دهند تولیدات فاخر کدام است و تولیدات بدلی کدام.

ما در دوران تولید و چاپ محتوای جنگ دچار خطاهایی هم شدیم. در تولید نشریات نظر فرماندهی را هم در یک نشریه اعمال کردیم در حالی­که این خلاف اصول حرفه‌یی است. ما به دلیل بعضی از علایقی که به بعضی از افراد پیدا کردیم چارچوب‌های گفتمان جنگ را مبتنی بر علایق خاصی قرار دادیم. مسئله ­ی دیگر این­که در بعضی از تولیدات، وزن افراد مؤثر در تولیدات را رقیق کردید. این برکت را زایل می‌کند.

 

فایل تصویری: 
پوستر دعوت همایش
راویان شهید مرکز اسناد و تحقیقات دفاع‌مقدس