مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 23 مهر؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل
چاپلینک ثابت

جنگ، دانشگاهی شد تا جوانان بی‌تجربه دیروز را تبدیل به فرماندهانی کارکشته کند. برخی از این فرماندهان در جریان جنگ به فیض شهادت نائل آمدند و برخی که شهید نشدند، با کوله‌بار عظیمی از تجربیات خود، در مواقع بحران از امنیت ملی کشور حراست می کنند. بحران سوریه و تضعیف محور مقاومت زمینه ای را فراهم کرد تا برخی از فرماندهان باقی مانده دوران دفاع مقدس دوباره عازم جبهه نبرد شوند. یکی از این فرماندهان سردار سرتیپ پاسدار «حسین همدانی» بود.


سردار حاج حسین همدانی در سال ۱۳۳۳ در آبادان به دنیا آمد. در دوران رژیم پهلوی وی با حضور در محضر آیت‌الله شهید مدنی در همدان به مبارزه به رژیم شاهنشاهی پرداخت.  پس از پیروزی انقلاب و به دنبال فرمان حضرت امام خمینی (ره) در جبهه مبارزه با گروهک های داخلی حضور یافت. سردار شهید حسین همدانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کنار شهید محمود شهبازی و خانم مرضیه دباغ نقش موثری در راه اندازی سپاه همدان داشت و با شروع درگیری‌ها در کردستان برای مقابله با ضد انقلاب راهی کردستان شد. در همین دوران بود که فرماندهی عملیات مطلع الفجر و محور میانی سرپل ذهاب را با موفقیت پشت سر گذاشت. همچنین شهید همدانی نقش بسزایی در تشکیل تیپ 27 محمدرسول الله ایفا می‌کند. حضور موثر سردار همدانی در عملیات‌های فتح المبین و بیت‌المقدس با مسئولیت فرماندهی محور عملیاتی، تجربیات گران‌بهایی در اختیار این شهید قرار می‌دهد تا آنجا که با گسترش سازمان رزم سپاه، او به عنوان موسس و فرمانده لشکر 32 انصارالحسین همدان منصوب می‌شود.

 


در سال‌های میانی دفاع مقدس مسئولیت فرماندهی لشکر 16 قدس گیلان به عهده شهید همدانی گذاشته می‌شود تا در عملیات‌های مهم و سرنوشت سازی همچون کربلای 4 و 5 به نبرد با دشمن بپردازد. در سال پایانی جنگ شهید همدانی در عملیات مرصاد مسئولیت معاونت اطلاعات و عملیات قرارگاه عملیاتی قدس را برعهده می‌گیرد. به پاس تلاش های خستگی ناپذیر و همچنین هدایت و فرماندهی موفق لشکرهای تحت امر ، شهید همدانی مفتخر به دریافت دو نشان فتح از دست مقام معظم رهبری و فرمانده کل شد.
شهید همدانی پس از دفاع مقدس به دانشگاه فرماندهی و ستاد رفته و تحصیل تئوریک و آکادمیک هدایت یگان‌ها را هم به تجربیات ارزنده‌اش افزود و با انتصاب به‌عنوان فرمانده قرارگاه نجف اشرف و لشکر ۴ بعثت در غرب کشور، کارنامه‌ای موفق از خود به جای گذاشت. معاون هماهنگ‌کننده نیروی زمینی و جانشینی نیروی مقاومت بسیج در دو دوره و فرماندهی لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله و به همراه آن، جانشینی قرارگاه ثارالله، از دیگر مسئولیت‌های ایشان بود و معاون مرکز راهبردی سپاه و مشاور عالی فرمانده کل سپاه و جانشینی سازمان بسیج مستضعفان از او فرمانده‌ای کهنه‌کار با کوله‌باری تجربه و شناخت ساخته که سبب شده است تا حساس‌ترین و مهم‌ترین سپاه کشور که دارای ویژگی‌های خاص است، بر عهده ایشان گذاشته شود.

 

عزیمت به جبهه سوریه
با آغاز بحران سوریه ،‌وی برای اعزام به جبهه سوریه انتخاب می‌شود. شهید همدانی نحوه حضور خود در جبهه سوریه را اینطور بیان می‌کند: «در سیزدهم دی ماه سال 1390 بنده به سوریه مأمور شدم. زمانی که من به عنوان فرمانده سپاه تهران خدمت می‌کردم. هنوز آثار فتنه 88 و مشکلات ناشی از آن باقی بود.

 

                                           شهید همدانی در دوران دفاع مقدس

 

ما در حال توسعه سپاه محمد رسول الله (ص) بودیم. نواحی را از شش ناحیه به بیست و دو  ناحیه توسعه دادیم. در حال سر و سامان دادن به سازمان رزم‌گردان‌های امنیتی بودیم که سردار جعفری بنده را احضار نمودند. خدمت ایشان رسیدم و بعد از ارائه گزارشی از وضعیت سپاه تهران، ایشان فرمودند: فلانی به سوریه می‌روید؟ خب، خیلی‌ها دوست داشتند که بروند سوریه، بنده یک مکثی کردم و گفتم: برای چه بروم؟ به چه عنوانی بروم؟‌فرمود: ارتش و نظام سوریه درخواست کمک کرده‌ است. بروی و کمک کنی! سردار سلیمانی هم گفته که شما برای این کارم مناسب هستید. از آنجایی که خودم هم انگیزه بالایی برای حضور در سوریه و دفاع از حرم‌های عمه سادات و حضرت رقیه (س) داشتم، بلافاصله جواب مثبت دادم. اصلاً نگفتم فکر می‌کنم بعد جواب می‌دهم همان جا جواب مثبت دادم ایشان هم با سردار سلیمانی تماس گرفتند و گفتند که فلانی موافق است.


سردار همدانی در ادامه حضور خود در سوریه موفق می‌شود با ارائه همان الگویی که در ایران ابداع و در مقاطع حساس و بحرانی به کمک کشور آمده بود، یعنی بسیج مردمی، در راه اندازی دفاع وطنی کمک شایانی نماید که هم اکنون بسیاری از پیروزی‌های سوریه در نبرد با تروریست‌های تکفیری مرهون وجود همین نیروهای مردمی است.  در اسفند ماه سال 91 شرایط بحران سوریه به مرحله خطرناکی می‌رسد، تا جایی که کاخ ریاست جمهوری این کشور در آستانه سقوط قرار می‌گیرد.

 

                                      شهید همدانی درحال تشریح عملیات ها در سوریه


شهید همدانی این ماجرا را اینگونه تعریف می‌کند: «اسفند 1391 تروریست‌ها کاملا به نقطه پیروزی نزدیک شده بودند آنها با حمایت همه جانبه عربستان، امارات و کشورهای غربی توانسته بودند حلقه محاصره را تنگ تر و به کاخ ریاست جمهوری سوریه در دمشق نزدیکتر شوند.


در آن شرایط پیشنهاد دادم و گفتم: مردم را مسلح کنید تا خود مردم جلوی تروریست‌ها را بگیرند. شکر خدا با این پیشنهاد موافقت شد و همان شب با این اقدام، سوریه از سقوط حتمی نجات پیدا کرد و مردم تروریست‌های تکفیری را از اطراف کاخ ریاست جمهوری و بعد هم از شهرهای سوریه عقب راندند. همین نیروها، هسته اولیه تشکیلاتی به نام دفاع وطنی را شکل دادند که الان در سوریه با داعشی‌ها، النصره‌‌ای‌ها و... می‌جنگند.


سرانجام سردار همدانی، این نابغه جنگ‌های نامنظم  در 16 مهرماه سال 94 پس از سال‌ها جهاد و رشادت، حین انجام ماموریت مستشاری خود در حومه شهر حلب سوریه به درجه رفیع شهادت نائل می‌آید.»

 

دسته بندی اخبار: 
یادداشت
چاپلینک ثابت

بسمه‌تعالی


«چرایی تداوم جنگ بعد از فتح خرمشهر»


چرا جنگ ادامه یافت؟ چرا بعد از فتح خرمشهر وارد خاک عراق شدیم؟ چه عواملی مانع تبدیل‌شدن پیروزی جمهوری اسلامی ایران پس از فتح خرمشهر به یک پیروزی استراتژیک، جهت پایان جنگ بود؟ آیا امکان نداشت، جنگ در مدت کوتاه‌تری پس از فتح خرمشهر به پایان رسد؟


طرح این‌گونه سؤالات و مشابه آن پیرامون چرایی ادامه جنگ پس از خرمشهر، اولین بار پس از دفاع مقدس توسط نهضت آزادی و لیبرال‌ها با اهداف سیاسی مشخص، مطرح گردید. درحالی‌که در سال 1361، بعد از فتح خرمشهر، فضای حاکم بر کشور و جبهه‌های جنگ، تعقیب متجاوز تا سقوط رژیم بعث عراق بود و به‌هیچ‌وجه این‌گونه سؤالات در زمان جنگ مطرح نگردید.


نکته مهم این است؛ اگر صلح و پایان جنگ را مجموعه‌ای از آتش‌بس، عقب‌نشینی، تعیین متجاوز، پرداخت غرامت و چند عامل دیگر بدانیم، باید بگوییم پس از فتح خرمشهر هیچ‌گونه پیشنهاد صلحی به طور رسمی به ایران، ارائه نشد و شورای امنیت سازمان ملل و دیگران، تنها آتش‌بس و شرایط نه جنگ و نه صلح را توصیه ‌کردند.


در پاسخ به سؤال چرایی ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، سه راه‌کار پیش روی فرماندهان جنگ و مسئولان سیاسی وجود داشت که هرکدام نیازمند الزامات و شرایطی به شرح ذیل بود:
 

 

راه‌کارها     الزامات و شرایط     
راه‌کار اول:
                  مذاکره سیاسی 
1)    وجود اراده جهانی برای دادن امتیاز به جمهوری اسلامی ایران
2)    معرفی جمهوری اسلامی به‌عنوان پیروز جنگ و پذیرش قدرت انقلاب اسلامی
3)    پذیرش خواسته‌های ایران در مجامع جهانی
4)    معرفی متجاوز  

راه‌کار دوم :
                    ترک مخاصمه

            «شرایط نه جنگ ـ نه صلح» 

1)     دادن زمان به دشمن
2)     در اشغال ماندن خشی از خاک کشور
3)     بی‌انگیزه شدن نیروهای خودی
4)     فرسایش نیروی نظامی در جبهه
5)     تحمیل هزینه بی‌مورد

راه‌کار سوم:
                     ادامه جنگ

          (سرآغاز دوره جدیدی از جنگ)

1)    تنبیه و تعقیب متجاوز
2)    تأمین حقوق ایران
3)    جلوگیری از تجاوز مجدد عراق
4)    تضمین شرافتمندانه صلح
5)    آزادسازی بقیه سرزمین‌های اشغالی    

 

با توجه به فراهم نبودن شرایط و الزامات راه‌کارهای اول و دوم، پس از جلسات متعدد کارشناسی در سطوح بالای نظام جمهوری اسلامی و درنهایت پس از رفع تردیدهای اولیه در مورد تداوم جنگ، باتدبیر و تصمیم حضرت امام رضوان‌الله علیه و باهدف تعقیب متجاوز که یکی از اصول منطقی و متعارف جنگ در دنیا می‌باشد، به دلایل منطقی و عقلانی زیر:


1)    رهایی از شرایط نه جنگ ـ نه صلح و فراهم شدن شرایط پذیرش صلح شرافتمندانه و واقعی.
2)    کسب امتیاز از عراق برای پشتوانه سیاسی با توجه به عدم تمکین مجامع بین‌المللی.
3)    غیرقابل‌اعتماد بودن صدام با توجه به تجارب تاریخی.
4)    ضرورت تنبیه متجاوز و دریافت غرامت.
5)    تضمین لازم برای جلوگیری از سازماندهی و تجاوز مجدد ارتش عراق.
6)    رسیدن به خط پدافندی مطمئن و آزادسازی سایر مناطق اشغالی.
7)    رسیدن به طرحی که متضمن صلح واقعی باشد و شناسایی متجاوز و پرداخت غرامت را شامل شود.


جنگ پس از فتح خرمشهر، ادامه یافت.

                                                    علی‌محمد نائینی
                                                      رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران

 

 

دسته بندی اخبار: 
یادداشت
چاپلینک ثابت
تهاجم منافقین بر پایه توهم بر اعتراضات اجتماعی بود.

سازمان مجاهدین خلق به همراه ارتش عراق پس از پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران با تصور تغییر موازنه قوا در جنگ و بحرانی شدن شرایط داخلی کشور، دست به حمله علیه ایران زدند. سازمان مجاهدین خلق که تمام توان خود را در این حمله به کار گرفته بود، از مدت‌ها قبل در پی فرصتی برای وارد آوردن ضربه‌ای اساسی به‌نظام جمهوری اسلامی بود. این تهاجم در صورت موفقیت، می‌توانست ایران را در آستانه ورود به شرایط جدید پس از جنگ، با دشواری‌های بسیار زیادی در عرصه داخلی و بین‌المللی روبه‌رو کند. انگیزه اصلی سازمان مجاهدین از این تهاجم، تحلیل رهبران سازمان از شرایط داخلی ایران بود. آن‌ها با این تصور که نظام سیاسی ایران در اثر جنگ و فشارهای اقتصادی، بین‌المللی، سیاسی و اجتماعی در ضعیف‌ترین شرایط قرار دارد. پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ توسط ایران و الزامات بین‌المللی که این قطع‌نامه برای ایران و عراق ایجاد می‌کرد، رهبران سازمان مجاهدین خلق را در تنگنای تصمیم‌گیری قرار داد. با تصمیم غیرمترقبه ایران، درصورتی‌که آتش‌بس میان دو کشور برقرار می‌شد دیگر فرصتی برای سازمان وجود نداشت تا وارد خاک ایران شود. در چنین شرایطی رهبری سازمان جلسه‌ای اضطراری تشکیل داد و به بررسی وضعیت جدید پرداخت. نتیجه این جلسه اقدام عاجل و سریع سازمان در انجام عملیاتی سرنوشت‌ساز بود. ‌رهبری سازمان معتقد بود به دلیل آنکه ایران تاکنون بر ادامه جنگ تا سقوط صدام و حزب بعث اصرار داشته، قبول قطع‌نامه ۵۹۸ مشروعیت تصمیم‌گیرندگان رژیم ایران را به‌شدت زیر سؤال برده و با توجه به شکست‌های اخیر ایران در مقابل عراق و تهاجم آمریکا  به سکوهای نفتی و هواپیمای مسافربری ایران، شرایط برای حمله نهایی به ایران آماده‌شده است و مردم در اوج واگرایی نسبت به حکومت قرار دارند (شعبانی ۱۳۸۵: ۹۵) مسعود رجوی توانست صدام را متقاعد کند که قبل از بسته شدن کامل مرزها و اجرای قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل، به سازمان اجازه‌ی آخرین حمله به خاک ایران را بدهد. به همین منظور سازمان مجاهدین به‌سرعت دست‌به‌کار شد و به‌تمامی هوادارانش در خارج از عراق دستور داد هرچه زودتر خود را به عراق برسانند. در اوایل مرداد ۱۳۶۷، رجوی نشستی با شرکت همه‌ی نیروها در قرارگاه اشرف برگزار کرد. در این نشست رجوی نقشه‌های تدارک شده برای عملیات را نشان داد و حتی محل اقامت خود را در تهران مشخص و ادعا کرد که مردم به‌محض ورود به ایران به یاری ما می‌شتابند. از منظر فکری سازمان در طرح ریز عملیات فروغ جاویدان متأثر از مبحث جنگ مانوری آنتونی گرامشی بود. نظریه جنگ مانوری می‌گوید که تحولات در کشورهای سرمایه‌داری و فئودالیسم کاملا باهم متفاوت است. در دوران فئودالیسم پیوندی دولت و ملت وجود ندارد. درحالی‌که در نظام سرمایه‌داری کاملا برعکس است و روابط ملت و حکومت پیچیده است. گرامشی می‌گوید که اگر در نظام فئودالیسم کسی با جنگ مانوری از بیرون بتواند منطقه‌ای از مرز را بشکافد؛ به دلیل فاصله و شکاف حکومت و دولت می‌تواند تا قلب حکومت پیش رود. نگاه سازمان به ایران نیز یک نظام فئودالی و رسوخ به درون یک قلعه بود. (طاهری ۳۲: ۱۳۸۵) مسئولین سازمان در تحلیل‌های درون‌گروهی خویش، امکان قبول آتش‌بس از سوی ایران را ناممکن دانسته و باور داشتند که جمهوری اسلامی زمانی قطعنامه را می‌پذیرد که از جنبه‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی به بن‌بست کامل رسیده باشد و تحت چنین شرایطی سقوط حتمی و قدرت به سازمان منتقل خواهد شد؛ بنابراین فرصت پیش‌آمده را زمان مناسبی دانسته و علی‌رغم آن‌که طرح حمله به ایران برای سالگرد جنگ تدارک دیده‌شده بود، زمان آن دو ماه به جلو انداخته شد.

 

عملیات فروغ جاویدان سازمان مجاهدین خلق

آنچه سازمان تحت عنوان عملیات فروغ جاویدان قرار بود انجام دهد عملیاتی گسترده‌ای بود که می‌بایست ۴ ماه بعد از عملیات مهران انجام می‌شد. عملیات جدید نیاز به ابزار و امکانات فوق‌العاده‌ای داشت. سازمان حتی اقدام به آموزش خلبان‌های هلیکوپتر می‌کرد. توپ و تانک‌هایی را که سفارش خرید داده بود دریافت می‌کرد. تمام نیروهایی که در سایر کشورها داشت را برای آمدن به عراق بسیج کرده بود. مقدمات دیگری هم در داخل ایران نیاز داشت که پایه آن اعتراضات اجتماعی بود. قرار بود این تمهیدات به فاصله کمی از عملیات انجام شود تا عملیات اصلی لو نرود. (طاهری ۳۰: ۱۳۸۵) همچنین ازنظر اصول حفاظتی و اطلاعاتی سازمان تمهیدات گسترده‌ای انجام داد که تا حدودی نیز موجب غافلگیری جمهوری اسلامی نیز شد.

 

 

سرانجام در سوم مرداد سال ۶۷، نیروهای سازمان حملات خود را علیه ایران از سمت غرب ایران آغاز کردند. (درودیان ۲۱۰: ۱۳۷۶) آنان قصد داشتند بر اساس یک برنامه زمان‌بندی‌شده ۳۳ ساعته، با بهره‌گیری از ۲۵ تیپ در پنج مرحله از شهرهای سر پل ذهاب، اسلام‌آباد، کرمانشاه، همدان و قزوین عبور کنند و خود را به تهران برسانند. (درودیان ۱۸۳: ۱۳۷۸) عراق به حمایت و پشتیبانی تسلیحاتی و هوایی از سازمان مجاهدین خلق، نیروهای خود را از انجام دخالت مستقیم در ورود به عمق خاک ایران بر حذر داشت و ابتدا برای کاستن از حجم نیروهای خودی در غرب، اقدام به تک وسیعی در خرمشهر نمود و سپس با هجوم و آتش سنگین در منطقه سرپل و صالح‌آباد، این مناطق را تصرف کرده و راه ورود سازمان به داخل را هموار ساخت (رفیعی ۲۲: ۱۳۸۷) هدف سازمان از حمله در عمق خاک ایران، با چندین تانک برزیلی دجله (دارای چرخ‌های پلاستیکی و سرعتی معادل ۱۲۰ کیلومتر در ساعت)، تسخیر چندین شهر و در آخر رسیدن به تهران و به دست گرفتن قدرت بود. بر طبق زمان‌بندی، نیروها بایستی ساعت ۶ بعدازظهر روز دوشنبه ۳ مرداد به کرند و ساعت ۸ شب به اسلام‌آباد و ۱۰ شب به کرمانشاه رسیده و در این شهر، دولت خویش را اعلام نمایند.

 

 

در این عملیات، مجاهدین خلق با ۲۵ تیپ (هر تیپ ۲۰۰ نفر) شرکت داشتند و بدین ترتیب مجموعاً بین ۴ تا ۵ هزار نیروی عملیاتی وارد ایران شدند. مقارن ساعت 14:30 در تاریخ ۳ مرداد ۶۷ نیروهای سازمان با هجوم زمینی از طریق سرپل ذهاب و هلی برد از جنوب گردنه پاطاق (نزدیکی سرپل ذهاب) آغاز و به‌طرف شهر کرند پیشروی کردند و حدود ساعت 18:30 اولین تانک‌های عراقی با آرم سازمان مجاهدین خلق وارد شهر شدند و پس از تصرف شهر به‌طرف اسلام‌آباد پیشروی کرده، به‌محض رسیدن به مدخل شهر، اقدام به قطع برق و ارتباط مخابراتی و هم‌چنین تیراندازی و آشفته نمودن اوضاع کردند. در مقابل تعدادی از نیروهای سپاه و مردم با آنان درگیر شدند که به علت عدم انسجام نیروها و آمیختگی نیروهای سازمان با مردم، اوضاع از کنترل نیروهای نظامی خارج و شهر به تصرف آن‌ها درآمد. (رفیعی ۲۲: ۱۳۸۷) نیروهای سازمان هم‌زمان با پاک‌سازی شهر، حرکت ستونی خود را به سمت کرمانشاه ادامه دادند، اما چون مردم به‌شدت از رفتار نیروهای سازمان وحشت‌زده شده و به سمت کرمانشاه حرکت می‌کردند، ترافیک سنگینی روی جاده ایجاد شد. با ایجاد ترافیک بر روی جاده، حرکت ستونی نیروهای سازمان کند شده و با رسیدن نیروهای سپاه پاسداران و همچنین نیروهای سپاه بدر به گردنه چهارزبر، در همین نقطه متوقف شدند. نیروهای سپاه بدر از اولین نیروهای درگیر با سازمان بودند. بخشی از نیروهای سپاه بدر در آن زمان در منطقه تنگه کنشت در کرمانشاه مستقر بودند اما به‌تدریج خود را برای انتقال به منطقه جنوب آماده می‌کردند. وقتی‌که نیروهای سپاه بدر به همراه تمامی ادوات جنگی از مقر خود حرکت کرد در دوراهی اسلام‌آباد مشاهده کردند که شرایط چندان طبیعی نمی‌نماید. خودروها به‌سرعت در حال حرکت بودند، شمار زیادی از مردم و غیرنظامیان در حال فرار بودند و حجم عبور از آن منطقه به حدی رسیده بود که به یک راه‌بندان گسترده تبدیل‌شده بود. وقتی از مردم علت این سراسیمه بودن را جویا شدند آن‌ها گفتند که منافقین حمله کرده‌اند. در این زمینه هادی عامری از فرماندهان سپاه بدر می‌گوید: سردار نقدی که آن موقع با نام مستعار «شمس» شناخته می‌شد زنگ زد و گفت خود را سریع به کرمانشاه برسانید چون دشمن وارد قصر شیرین و گیلانغرب شده و به سمت کرمانشاه در حال حرکت است. تمام نیروهایم در سپاه بدر را به سمت گیلانغرب حرکت دادم، اما در چنین شرایطی بود که دوباره زنگ زدند که اسلام‌آباد دست منافقین افتاده، من تعجب کردم و فوری به کرمانشاه رفتم و در جلسه‌ای که مرحوم آیت‌الله «زرندی» امام‌جمعه و «معین» استاندار وقت کرمانشاه هم بودند، همگی از من خواستند که اسلام‌آباد را از دست منافقین نجات بدهم. هنوز نیرو مسافتی را به سمت اسلام‌آباد نرفته بود که سردار «احمدی مقدم» را دیدم. او دستور تغییر مسیر به‌طرف تنگه «حسن‌آباد» را داد و گفت: اسلام‌آباد تسخیرشده و منافقین الآن در تنگه حسن‌آباد (تنگه مرصاد) در حال پیشروی هستند. به حول قوه الهی طی دو روز درگیری شدید که شهدای زیادی هم تقدیم نهضت کردیم، توانستیم منافقین را معطل کنیم تا نیروهای دیگر به ما ملحق شدند. آن روز یعنی روز سوم که منافقین آخرین تلاش‌ها برای شکستن خط می‌کردند، این تنگه را قتلگاه منافقین کردیم.

 

 محمدرضا اسکندری یکی از اعضا وقت سازمان مجاهدین خلق در خاطرات خود دراین‌باره می‌گوید: «وقتی‌که سازمان مجاهدین در تنگه چهارزبر مورد محاصره شدید رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفت، دیگر کسی به کمک نشتافت. فرماندهان رجوی که درصحنه بودند مرتباً تقاضای آتش پشتیبانی هوایی می‌کردند، اما از آتش پشتیبانی هیچ خبری نشد. از طرف دیگر نیروهای سازمان مجاهدین دیده‌بان هم نداشتند. صحنه جنگ آن‌قدر بی‌حساب‌وکتاب بود که نیروهای هوایی عراق به‌جای بمباران کردن چهارزبر، عوضی بمب‌ها را بر سر هواداران سازمان مجاهدین فروریختند. پس‌ازاین اقدام اشتباهی توسط نیروی هوائی عراق، دیگر خبری از پشتیبانی هوایی آن‌ها نشد.» (اسکندری ۷۵: ۱۳۸۳) نیروهای سازمان پس از ورود به خاک ایران اقدام به ضرب و شتم و کشتار مردم عادی در مناطقی مثل کرند غرب و اسلام‌آباد غرب کردند که این امر خشم نیروهای خودی اعم از نیروی هوایی، هوانیروز و رزمندگان سپاه و بسیج را به اوج خود رساند و به همین دلیل برخوردشان با دشمن چنان شدید بود که ترجمه و تفسیر آیه «محمد رسول‌الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم» را در ذهن تداعی می‌کرد.

 

عملیات مرصاد جمهوری اسلامی ایران

فرمانده کل سپاه که در منطقه جنوب هدایت و کنترل یگان‌ها را در مقابله با ارتش عراق به عهده داشت و با توان نیروی زمینی سپاه موفق به تثبیت حرکت نیروهای متجاوز در جنوب شده بود، به‌محض اطلاع از وضعیت مناطق عملیاتی غرب کشور با دو فروند هلی‌کوپتر از اهواز با آقایان قاسم سلیمانی و جعفر اسدی - فرماندهان لشکرهای ۴۱ ثارالله و ۳۳ المهدی- و دو دسته نیروی تک ور به سمت اسلام‌آباد حرکت کرد. با تشکیل قرارگاه مرصاد در سه مرداد در ارتفاعات مشرف‌به اسلام‌آباد، طرح‌ریزی عملیاتی گسترده علیه سازمان آغاز شد. با تشکیل قرارگاه نیروی زمینی سپاه، اقدامات عملیاتی علیه نیروهای سازمان مجاهدین خلق سازمان‌دهی شد و تصمیم بر این شد که این اقدامات در دو مرحله: ۱-سد پیشروی و ۲-محاصره و انهدام اجرا شود (شعبانی ۸۵: ۱۳۸۵)

 

 

بعدازظهر ۴ مرداد با محاصره شهر اسلام‌آباد، به‌منظور انسداد عقبه و راه فرار، نیروهای خودی سه‌راه اسلام‌آباد – کرند را قطع و آن‌ها را محاصره کردند. نیروهای سازمان گرفتارشده بودند، اما به‌شدت می‌جنگیدند تا محاصره را بشکنند. تا آخرین لحظه می‌جنگیدند و اگر دستگیر می‌شدند، غالبا با قرص سیانور و یا نارنجک خودکشی می‌کردند. محمدجعفر اسدی از فرماندهان منطقه می‌گوید: «رفتم از نزدیک یکی از ماشین‌هایی که بچه‌ها زده بودند را ببینم. دیدم خانمی کشته‌شده و کلاهش پرت شده بود آن‌طرف تر. کلاه را برداشتم. تو کلاه اسمش را نوشته بود؛ اول مریم و داخل پرانتز اسم واقعی خودش. دنبال کردم و دیدم مردهایشان هم همین کار را کرده بودند. نوشته بودند مسعود و داخل پرانتز اسم واقعی خودشان بود» نیروهای سازمان وقتی ناامید شدند و دیدند نمی‌توانند از تنگه رد شوند و از جاده عبور کنند، رفتند عقب، مزارع و خرمن‌ها را آتش زدند. تیمی شدند و سازمان‌دهی جدید کردند. جناح بستند؛ شش نفر، شش نفر و ده نفر، ده نفر. (مهدی نژاد ۶۸: ۱۳۹۴)

 

 

سرانجام نیروهای خودی در روز ۵ مرداد عملیات مرصاد را با رمز یا علی بن ابی‌طالب (ع) در ساعت 23 پنجم مردادماه با همکاری قرارگاه نجف، قرارگاه رمضان، یگان‌های لشکر 57، لشکر 9، لشکر 65، لشکر 55، لشکر علی بن ابیطالب، لشکر 32، لشکر 27، لشکر 5 نصر، تیپ مسلم بن عقیل، انجام شد و از سه جناح اصلی و یک جناح فرعی نیروهای سازمان مورد هجوم قرار گرفتند. جناح‌های نیروهای خودی شامل جناح جادۀ ماهی دشت به‌طرف حسن‌آباد، سه‌راهی ملاوی از جنوب به‌طرف اسلام‌آباد و جناح دیگر هم از طرف ارتفاعات زواره کوه به‌طرف اسلام‌آباد و جادۀ فرعی از روی ارتفاعات کرند بود. درنهایت طی چندین ساعت، صدها تن از نیروهای سازمان مجاهدین خلق کشته شدند و مابقی مجبور به عقب‌نشینی شدند. (موسوی بجنوردی ۱۴۹: ۱۳۸۱۹) نیروهای مستقر در مناطق مرزی و تنگه پاطاق نیز با بستن راه عبور نیروهای سازمان، تعداد زیادی از آنان را منهدم کردند و به تعقیب آنان به سمت داخل کشور پرداختند. عملیات تعقیب و دستگیری نیروهای سازمان تا چند روز بعد از عملیات مرصاد به طول انجامید. بدین ترتیب تهاجم نظامی سازمان مجاهدین خلق در هم شکست. مسعود رجوی ۱۲ روز پس از عملیات فروغ جاویدان در ۱۸ مرداد ۱۳۶۷ و در نشست توجیهی و جمع‌بندی در پایگاه اشرف، دلیل شکست سازمان در این عملیات را نداشتن بینش توحیدی پرسنل نظامی سازمان ارزیابی کرد. این در حالی بود که رجوی بعدها نبود عنصر بین‌المللی حامی سازمان را عامل شکست معرفی کرد.

 

 

دسته بندی اخبار: 
یادداشت
چاپلینک ثابت
سخنرانی سرلشکرغلامعلی رشید در سال روز آزادی خرمشهر

سردار سرلشکر غلامعلی رشید از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران 8 سال دفاع مقدس است.وی در دوران جنگ ایران و عراق همراه با سرداران محسن رضایی، سید یحیی صفوی وعلی شمخانی از فرماندهان اصلی و تصمیم‌گیر جنگ به‌شمار می‌رفت.

 

ایشان در تاریخ 1386/3/1 به درخواست سردار شمخانی، به مناسبت سالگرد آزادسازی خرمشهر از اشغال ارتش متجاوز بعثی، در مسجد ولیعصر(عج) سخنرانی ایراد می نمایند که محور سخنرانی ایشان، عملیات بیت المقدس و نقش و جایگاه این عملیات در تحولات جنگ بوده است.

 

با توجه به نقش سرلشکر رشید در عملیات بیت المقدس و از آنجا که در این عملیات وی فرماندهی قرارگاه فتح را مشترکا با شهید نیاکی از طرف ارتش جمهوری اسلامی ایران برعهده داشت و در سخنرانی خود، عملیات بیت المقدس را از جنبه های دیگری واکاوی نموده اند، تارنمای دفاع مقدس به شرح زیر اقدام به بازنشر سخنرانی ایشان در سالگرد عملیات بیت المقدس می نماید:


 

تصویر آرشیوی می باشد.

سرلشکر غلامعلی رشید: آقای شمخانی به من فرمودند که شما از ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر حرف بزنید. این جمع نشسته‌اند که ما از عملیات بیت‌المقدس و فتح خرمشهر حرف بزنیم و شاید صورت خوشی نداشته باشد. من به ایشان گفتم: «اجازه بدهید در یک مجلس جداگانه‌ای این بحث مطرح شود و در این جلسه به خود عملیات بیت‌المقدس بپردازیم و موضوع را باید جدا از هم ببینیم. چرا ما سایۀ این موضوع را بر عملیات بیت‌المقدس می‌اندازیم و عملیات بیت‌المقدس و فتح خرمشهر را کم‌رنگ می‌کنیم».

 

عملیات بیت‌المقدس یکی از 12 عملیات بزرگ و گستردۀ ما در طول 8 سال دفاع مقدس بود. این عملیات‌ها ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، والفجر مقدماتی و یکم، عملیات رمضان، خیبر، بدر، فاو، کربلای 5 و والفجر 10 بود.

 

در عملیات بیت‌المقدس، انصافاً همۀ نیروهای ارتش و سپاه بودند. شاید دوسوم نیروی زمینی ارتش بود؛ لشکر 92 و 21 و 77 و 16 تیپ‌های متعدد مثل 55 هوابرد و 23 نوهد، 58 ذوالفقار و 37 زرهی و یگان‌های سپاه هم همین‌طور، تمام یگان‌های سپاه هم در این عملیات بودند: 31 عاشورا، 41 ثارالله، 43 نور به فرماندهی شهید بزرگوار علی هاشمی، 21 امام رضا (ع)، 8 نجف، 14 امام حسین (ع)، 25 کربلا، 7 ولیعصر، 27 حضرت رسول، 19 فجر، 33 المهدی و 46 فجر و 22 بدر. خیلی از یگان‌ها، هوانیروز و نیروی هوایی ارتش و حتی نیروی دریایی ارتش و کل تجهیزات مهندسی جهاد سازندگی در این صحنه‌ها حضور داشتند. من دربارۀ اهمیت فتح خرمشهر در عملیات بیت‌المقدس می‌خواهم به نکاتی بپردازم.

 

هدایت مشترک عملیات بیت المقدس توسط فرماندهان سپاه و ارتش

 

برای بیان اهمیت فتح خرمشهر، می‌توان عملیات بیت‌المقدس را از زوایای مختلفی موردبررسی قرارداد. ما می‌خواهیم به این سؤال پاسخ دهیم که فتح خرمشهر چه نقش و جایگاهی در تحولات جنگ داشته است؟ ما می‌توانیم برای پاسخ به این سؤال به چند نکته اشاره‌ کنیم:

 

فتح خرمشهر پایان یک دورۀ و آغاز یک دوره جدید است و ماهیت جنگ را تغییر داد. به‌هر‌حال دشمن، در آغاز تجاوز از مرزها عبور کرد و شهرهای زیادی از ما به اشغال دشمن درآمد و 15 تا 20 هزار کیلومتر‌مربع از خاک ما را دشمن تصرف کرد و در سال اول جنگ موفق نشدیم هیچ نقطه‌ای از سرزمین‌های اشغالی را آزاد کنیم ولی در سال دوم جنگ یک تحول بزرگی اتفاق افتاد و با یک استراتژی نظامی و عملیات‌های موفق و سلسه‌وار دشمن را باقدرت به عقب راندیم تا به مرزها رسیدیم.

 

عمده عملیات‌های ما در استان خوزستان بود و نیمۀ جنوبی استان ایلام. دشمن در مرز خوزستان و انتهای جنوبی استان ایلام که جمعاً 300 کیلومتر مرزداریم، ده هزار کیلومترمربع از سرزمین‌های ما اشغال کرده بود و در مابقی مرز که حدود 1000 کیلومتر است، پنج‌تا 6 هزار کیلومترمربع را اشغال کرده بود و این اهمیت مناطق اشغالی را در خوزستان می‌رساند ما با چهار عملیات پی‌درپی در سال دوم جنگ، نزدیک 10 هزار کیلومترمربع را آزاد کردیم. دوره جدید با فتح خرمشهر آغاز شد و یک تصمیم استراتژیک توسط امام و شورای عالی دفاع گرفته شد و ما وارد خاک عراق شدیم و جنگ به مدت 6 سال ادامه پیدا کرد.

 

با فتح خرمشهر ماهیت جنگ عوض شد، یعنی تا قبل از فتح خرمشهر اگر اهداف صدام و رهبران بعثی عراق براندازی و سقوط نظام و تهدید جدی انقلاب اسلامی و نابودی انقلاب و لغو قرارداد سال 1975 بود، با فتح خرمشهر همۀ این اهداف از بین رفت و ایران را به قله پیروزی رساند و برعکس عراق در آستانه سقوط قرار گرفت. قدرت نظامی عراق را که توانسته بود ظرف 1 تا 2 سال قدرت‌های جهان و حتی قدرت‌های منطقه را متقاعد سازد که قدرت نظامی عراق قدرت بزرگی است و توانست ایران را شکست بدهد و ایرانی‌ها توانستند او را شکست دهند و همه این‌ها با فتح خرمشهر از بین رفت و صدام در آستانه سقوط قرار گرفت.

 

نکته مهم دیگر این‌که خطری که آمریکایی‌ها با پیروزی انقلاب اسلامی احساس کردند، مجدداً برای آن‌ها با آزادی خرمشهر پیدا شد. چون‌که دشمنان ما با جنگ آمده بودند قدرت انقلاب را در مرزهای ایران مهار کنند، حالا بعد از فتح خرمشهر، مجدداً این امکان برای انقلاب اسلامی به وجود آمد که قدرت تأثیرگذار بر همه مسائل منطقه باشد. نکته دوم می‌توان در پاسخ به سؤال موردنظر گفت این است که موازنه نظامی به سود ایران به شکل تعیین‌کننده‌ای تغییر کرد و ایران به‌عنوان یک ایران برتر که غلبه کرده بر یک قدرت نظامی که همه قدرت‌ها پشت سر او هستند، در برابر دیدگان ملت‌ها قرار گرفت درحالی‌که تا قبل از این، عراق به‌عنوان قدرت برتر منطقه محسوب می‌شد، اما با فتح خرمشهر این موازنه نظامی به سود ایران و ملت و نیروهای مسلح تغییر کرد. همچنین منزلت ایران در عرصه نظام بین‌المللی ارتقاء پیدا کرد.

 

و نکته بعدی این‌که همه مبارزین و ملت‌های که علاقه به انقلاب اسلامی داشتند مثل فلسطین، لبنان، مصر و مردم افغانستان مطمئن شدند که انقلاب اسلامی شکست‌ناپذیر است و خیلی خوشحال شدند و امید پیدا کردند به مبارزه و در فردای پیروزی فتح خرمشهر، حزب‌الله لبنان متولد شد که 25 سال از مبارزات آن‌ها می‌گذرد و قدرت بسیار تأثیرگذاری هستند. همچنین در داخل کشور مردم اطمینان پیدا کردند که این قدرت نظامی قادر است منافع ملت ایران دفاع کند و تهدید را دور کند و شکست بدهد.

 

نکته بعدی که می‌توان گفت [این است که] با فتح خرمشهر ابعاد و ماهیت قدرت نظامی ایران آشکار شد. دشمن پیش‌ازاین باور نمی‌کرد که قدرت جدید شکل گرفته است و یک نیروی جدیدی تحولات را ایجاد کرده و این‌ها خرمشهر را فتح کردند. تا فتح خرمشهر، قدرت این نیرو را ندیده بودند، ارزیابی نکرده بودند ولی با این پیروزی، قدرت این نیرو آشکار شد و آن‌ها به‌شدت وحشت کردند.

 

 

و نکته آخر، نگرانی صدام و کسانی که پشت سر صدام بودند یعنی حامیان منطقه‌ای و جهانی صدام از فتح خرمشهر نبود بلکه پیامدهای فتح خرمشهر بود که بر موازنه منطقه‌ای تأثیر گذاشت و موازنه را به سود ایران تغییر داد. با فتح خرمشهر، علائم شکست عراق برای همه آشکار شد و ظهور قدرت نظامی ایران، مهم‌ترین نقطه نگرانی دشمن بود. من یادم هست در آن روزهای پیروزی عملیات بیت‌المقدس، نخست‌وزیر اسرائیل «بگین» گفت: «اگر نیروهای ایران از دجله عبور کنند، ما با آن‌ها مقابله خواهیم کرد» و حقیقتاً نگران بودند که این قدرت، سرزمین عراق را در هم کوبد و به‌طرف قدس حرکت کند.

 

این ملاحظات باعث شد که دشمنان ایران، آمریکایی‌ها و به‌ویژه اسرائیلی‌ها به این فکر افتادند که این قدرت را مهار کنند. به‌شدت وحشت کردند و شروع کردند به تلاش همه‌جانبه برای مقابله با این قدرت نظامی و تقویت عراق در همه زمینه‌های مختلف. سه روز پیش گزارش‌های خبری را نگاه می‌کردم یک ژنرال عراقی که سخنگوی صدام بوده، با تلویزیون الشرقیه مصاحبه کرده و گفته بود: «سفارتخانه‌های روسیه، آمریکا، فرانسه و عربستان همه عراق را در کشف نیروهای نظامی ایران که می‌خواهند حمله کنند» کمک می‌کردند.

 

یک سال قبل فکر می‌کنم اسفند 84 بود، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، کل وابستگان کشورهای بیگانه در تهران، از کشورهای اروپایی و آفریقایی و آسیایی و آمریکایی را جمع کردند و می‌خواستند یک بازدیدی از جبهه‌های جنگ ببرند و به من گفتند یک توضیحی پیرامون جنگ به آن‌ها بدهم. من آن‌ها را جمع کردم و داخل یک سالن و عملیات فتح‌المبین و بیت‌المقدس را توضیح دادم.

 

نمی‌خواستم وارد جزئیات بشوم. یکی از وابسته‌های نظامی کشورهای عربی یک‌جاهایی تردید کرده بود و سؤالاتی کرد که من وارد جزئیات شدم و چون خودم درصحنه جنگ حضور داشتم و فرمانده قرارگاه فتح بودم، عبور از رودخانه کارون را خیلی ریزتر توضیح دادم و یا عبور از تنگه دلیجان در کوه میشداغ و دورزدن تنگه رقابیه و محاصره دشمن را با جزئیات توضیح دادم.

 

با این توضیحات هیچ تردیدی در ذهن آن‌ها نماند. در آخر جلسه وابسته نظامی ایتالیا به گمانم که ارشد آن‌ها بود یک سؤالی مطرح کرد و پرسید که شما در این جلسه برای ما از دو عملیات حرف زدید و با آمار و ارقام ثابت کردید که دو سپاه ارتش عراق را متلاشی کرده‌اید و نزدیک چهل‌هزار نفر اسیر گرفتید. همین مقدار هم کشته و مجروح کردید. (برادران می‌دانند که در همان موقع، ارتش عراق دارای چهار سپاه بود و عمده ارتش عراق همان سپاه دوم بود و سپاه چهارم غرب کرخه و سپاه سوم در شرق بصره و سپاه یکم فقط یک لشکر پیاده داشت در اطراف کرکوک) ایشان گفت شما دو سپاه را نابود و متلاشی کردید، صد دستگاه تانک منهدم کردید و همین میزان تانک، نفربر و خودرو به غنیمت گرفته شد پس چرا جنگ به پایان نرسید؟

 

من به ایشان گفتم که شما از زاویه خوبی نگاه کردید. در هر جنگ متعارف دیگری اگر چنین حادثه‌ای اتفاق می‌افتاد، قطعاً متجاوز شکست می‌خورد و اگر پشت سر صدام قدرت‌ها وجود نداشتند، یقیناً جنگ در خرداد 61 با فتح خرمشهر و با پیروزی ملت ایران و شکست ارتش عراق به پایان می‌انجامید، ولی آمریکایی‌ها و روس‌ها و شما اروپایی‌ها و تمام اعراب آمدید پشت سر صدام مانع از سقوط او شدید. بله باید جنگ تمام می‌شد و دشمن شکست‌خورده بود. قبل از جنگ 30 میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت و 100 میلیارد دلار هم خودش در طی 8 سال جنگ خرج کرد. شصت الی 70 میلیارد دلار هم اعراب کمک او کردند و جمعاً صدام نزدیک به 200 میلیارد دلار هزینه کرد و با تجهیزات بسیار مدرنی در مقابل ما صف‌آرایی شده بود و به‌اضافه این‌که تمام سیستم‌های اطلاعاتی به کمک او آمده بودند.

 

سؤال دوم که در همین زمینه می‌توان مطرح کرد این است که این پیروزی (فتح خرمشهر) چگونه حاصل شد؟ بعضی از عزیزان احساس می‌کنم هنوز نمی‌خواهند باور کنند که در سال دوم جنگ اتفاق بزرگی رخ داد. یک تفکر خلاقی آمد و روند جنگ را به این شکل درآورد. صحنه جنگ، صحنه رویارویی استراتژی‌ها و افکار و اراده فرماندهان است، یعنی تفکرات باهم می‌جنگند. در دو سوی صحنه نبرد علاوه بر تانک و توپ و هواپیما، نیروی انسانی و سرباز در یک‌طرف با نیروی کم و طرف دیگر با نیروی زیاد که این‌ها فیزیک جنگ است قرار دارد. تفکر در جنگ حرف اول را می‌زند. در کدام طرف جنگ تفکر برتری وجود دارد؟ تفکر خلاقی وجود دارد؟ آن‌که استراتژی خلق می‌کند، راهبرد تعیین می‌کند، راهکار تعیین می‌کند. چگونگی جنگ را تفکر فرماندهان معلوم می‌کند.

 

من دو سال پیش مصاحبه‌ای از یک فرمانده دیدم که گفته بود ما یک سال صبر کردیم تا توانستیم به دشمن نزدیک شویم و بعد مناطق اشغالی را آزاد کردیم. واقعاً مشکل ما همین بود! بعد که نزدیک شدیم، غلبه پیدا کردیم. ما که در سال اول و از روزهای اول به دشمن نزدیک بودیم و خط تماس ما برقرار بود. ما همان سال اول در بعضی جاها تا 100 متر با دشمن فاصله داشتیم. چرا آزادسازی انجام نشد؟ ما باید قبول کنیم که در سال دوم یک تحول انجام شد، یعنی در هر صحنه که فرماندهانی باایمان تر و فکورتر و هوشمندتر باشند، می‌توانند به بهترین شکلی از امکانات استفاده کنند.

 

در سال اول جنگ ماها (آقایان حسنی سعدی، قاسم سلیمانی، شمخانی و موسوی قویدل‌ها و عزیز جعفری و سوداگر و دیگر عزیزان) بودیم؛ اما آن تفکر خلاق نبود که ماها را جمع کند. شهید صیاد شیرازی هم بود و آقا محسن هم بود ولی این‌ها در رأس قدرت سپاه و ارتش نبودند و خیلی از فرماندهان دیگر. البته ما نقش فرماندهان و این دو بزرگوار و فرماندهانی که همراه آن‌ها بودند و این همراهی را نباید فراموش کنیم. تفکر خلاق را این‌ها عرضه کردند. در سال دوم جنگ، ما با همان امکاناتی که داشتیم دشمن را موردحمله قراردادیم و پیروز شدیم در سال دوم یقیناً امکانات ما از سال اول جنگ کمتر بود. ابزار و امکانات ارتش ما در سال اول جنگ بیشتر بود. تانک، هلیکوپتر و توپخانه بیشتری داشتیم و در چندین عملیات ناموفق، بخشی از امکانات ما از بین رفته بود.

 

بنابراین تفکر خلاق در سال‌های اولیه جنگ وجود نداشت. هم‌چنین در خیلی از عملیات‌ها که ما شکست خوردیم، از عدم شناخت ما نسبت به دشمن بود و بهره‌گیری از اتمام امکانات و منابع در چارچوب یک استراتژی موفق وجود نداشت. سال دوم جنگ بود که ما همه امکانات را بکار گرفتیم. آیا در این کشور، سپاه و نیروهای مردمی جهاد در سال اول نبودند و این‌ها جزء منابع کشور نبودند؟ بودند اما یک عده‌ای مانع حضور این‌ها در جنگ در کنار ارتش می‌شدند.

 

در خاطرات شهید صیاد نکات خیلی خوبی وجود دارد. ایشان در کتاب «ناگفته‌های جنگ» هم می‌گوید: «در سال دوم یک تحول بزرگی اتفاق افتاد»؛ و این ویژگی‌های یک استراتژی موفق بود که من عرض کردم همه، در سال دوم جنگ اتفاق افتاد. بهره‌گیری از همه امکانات و منابع و اعتمادبه‌نفس و خلاقیت و شناخت دقیق از دشمن و انطباق با واقعیات، ویژگی‌های استراتژی ما در سال دوم جنگ بود؛ بنابراین تفکر برتر و خلاقیت و ترکیب جدید نیروها که برادران ارتش و سپاه و جهاد سازندگی و بسیجی‌ها بودند، ید واحد شدند علیه دشمن و حمله کردند و آن عملیات‌ها پیروز شد. ارتش عراق در همه سطوح، غافلگیر شد و نفهمید و درک نکرد که این قدرت، چگونه شکل گرفت؟ ارتش همان ارتش است ولی نیروهای مردمی و جهادی و سپاه آمدند و یک ترکیب جدید شکل گرفت و این پیروزی‌ها به دست آمد.

 

 

ارتش عراق در تمام سطوح، هم در سطح استراتژیک و تاکتیک و هم در سطح عملیات، غافلگیر شد و تا آخر هم نتوانست تاکتیک ما را بفهمد؛ بنابراین روندی که با مقاومت در برابر ارتش عراق در حمله به ایران شکل‌گرفته بود، این جریان جدید فرصت پیدا کرد و مجال یافت، رشد و بسط پیدا کرد و این پیروزی، حاصل شکل‌گیری و تکامل همان قدرت دفاعی جدید بود. ماهیت این پیروزی‌ها، ریسک فرماندهی، روش دست‌یابی به پیروزی‌ها، فرماندهی و کنترل، ابتکار عمل و خلاقیت، هدایت نیروها در شب، آموزش حین جنگ و تدبیرهای عالی فرماندهان در همه ابعاد نیروی انسانی، لجستیک، اطلاعات و بسیاری از موضوعات دیگر، باید بررسی شود تا اهمیت این موضوع روشن شود.

 

به‌عنوان‌مثال شما برگردید به شب عملیات بیت‌المقدس ببینید کدام‌یک از شما جرئت دارد دوسوم نیروهای خود را از رودخانه کارون عبور دهد و اگر نشد چه؟ شما تصمیم گرفته‌اید دوسوم این قوا را از رودخانه عبور دهید و یک منطقه به این بزرگی را تصرف کنید، این خیلی ریسک می‌خواهد این خیلی قدرت و دل‌بزرگی می‌خواهد. این‌ها باید بررسی شود تا ابعاد این عملیات‌ها مثل فتح خرمشهر معلوم شود.

 

سؤال آخری که من در این زمینه‌دارم این است که روش مواجهه با این پیروزی‌ها چگونه است؟ ما امروز شاهد این هستیم که روش درستی در پیش نمی‌گیریم. به‌عنوان‌مثال: به من پیشنهادشده در این جلسه درباره علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر صحبت کنم. چرا باید ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر صحبت کنم. چرا باید ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر که این سؤال را اپوزیسیون داخلی تولید کرد، همزمان با فتح خرمشهر طرح شود؟ بله به این سؤال هم باید پاسخ داد ولی نه به این شکل که باید این پرسش، بر این پیروزی بزرگ سایه بیندازد و این دو مسئله جدا از هم هستند. بله باید پاسخ داد و پاسخ دارد ولی در زمان و شرایط مناسب.

عکس‌های مرتبط: 
چاپلینک ثابت
حسین عسگری موفق

 

هم زمان با پایان یافتن عملیات والفجر مقدماتی، فرماندهان سپاه و ارتش درصدد انتخاب منطقه ای برای اجرای عملیات برآمدند. شمال منطقه عملیات قبلی، جایی که ارتش اصرار در انجام عملیات در آن نقطه را داشت، برای اجرای عملیات جدید ( والفجر1 ) انتخاب شد. دو قرارگاه کربلا و نجف  در این عملیات به کار گرفته شدند، اما بنا به دلایلی این عملیات نیز با موفقیت روبرو نشد.

 

 

 روز 28 فروردین 1362 جلسه ای با حضور تعدادی از فرماندهان قرارگاه‌های خاتم‌الانبیا(ص)، کربلا و نجف به منظور بررسی علل ناکامی و نقاط ضعف و قوت عملکرد نیروهای خودی در عملیات  والفجر1  برگزارشد.* 

 

محمدابراهیم همت  یکی از فرماندهان تحت امر قرارگاه نجف پس از پایان این جلسه، در گفتگو با راوی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ (اصغر معرفت‌جو) مهم‌ترین مشکلات این عملیات را آتش شدید دشمن، نبود نور ماه، آموزش ضعیف نیروها و ضعف در ارتباط فرماندهی با نیروها ذکر کرد و عریض‌بودن معابر و حجم آتش توپخانه خودی در مقایسه با عملیات‌های گذشته را ازجمله نقاط قوت عملکرد نیروهای خودی دانست.(1)

 

نقل این دیدگاه بدون تایید یا رد اظهارات شهید همت صورت می گیرد تا محققین حوزه دفاع مقدس با نحوه تفکر فرماندهان جنگ در نقد عملکرد خود آشنا شوند.

 

محمدابراهیم همت دراین گفت‌وگودرخصوص نحوه عملکرد نیروهای خودی، ضعف‌ها و معایب این عملیات را به‌صورت جمع‌بندی چنین بیان کرد:

 

الف) ضعف‌های عملیات

 

1. نبودن جاده از نقطه رهایی تا خط خودی و از آنجا به خط دشمن. (ما فقط 2 تا جاده توانستیم بکشیم یکی از پیچ‌انگیزه به 112 و یکی هم از دیدگاه یاسر به 143).

2. تاریکی مطلق هوا، استفاده‌نکردن از نور مهتاب.

3. تراکم نیرو در یک منطقه محدود (زمین محدود).

4. قدرت عمل دست فرمانده لشکر نبود و تصمیم‌گیری از رده بالا می‌شد که این مورد کیفیت مانور را از فرماندهان می‌گرفت. (البته مانور بهترین مانور بود.)

5. کمبود کیفیت نیروها خصوصاً در آموزش و کادر. (ما نتوانستیم به توپخانه و عقبه دشمن برسیم و قرارگاه تاکتیکی دشمن و نقطه هدایت دشمن دست‌نخورده ماند. درحقیقت ما به نیروهای اصلی دشمن نزدیم و با جیش‌الشعبی درگیر می‌شدیم.)

6. نتوانستیم از آتش موشک و تانک و 106 خوب استفاده کنیم.

7. برای عقب‌نشینی طرحی نداشتیم.

 

ب) معایب عملیات

1. غرور در فرماندهان خصوصاً از ناحیه برادران ارتش.

2. آتش سنگین دشمن.

 

وی همچنین عبور نیروها از موانع، آتش مؤثر توپخانه خودی، انهدام تعداد فراوانی از نیروهای دشمن و استقامت نیروها در طول عملیات را از محاسن عملیات برشمرد.(2)

 

 

توضیحات راوی قرارگاه نجف (اصغر معرفت‌جو) درخصوص نقاط قوت و ضعف عملیات براساس اظهارات برخی مسئولان لشکر 27:

 

الف) نقاط قوت عملیات

1. عبور نیروها از موانع (سیم‌های خاردار، میادین مین، سنگرهای کمین و...) به‌طور مطلوب.

2. آتش خوب و مداوم توپخانه خودی.

3. گرفتن تلفات بالا از نیروهای دشمن (حدود 8 هزار نفر).

4. وجود نقاط رهایی برای رفتن نیروها پای کار و شروع عملیات که حدوداً 5 نقطه بود.

5. استقامت خوب نیروها در 6 روز عملیات باوجود کمبود مهمات و تدارکات ناقص.

6. شناسایی مطلوب نیروهای اطلاعات یگان‌ها از موانع و مواضع دشمن و استفاده خوب از عکس هوایی چند روز قبل از عملیات. (1362/1/19)

 

ب) ضعف‌ها و نقایص عملیات

1. تاریکی مطلق هوا در شب (نبودن نور ماه).

2. تراکم نیروها در زمین محدود عملیات، واردشدن 3 لشکر و یک تیپ از بجلیه تا پیچ‌انگیزه.

3. قدرت عمل و مانور دست فرماندهان لشکر نبود و تصمیم‌ها از بالا (قرارگاه خاتم(ص)) گرفته می‌شد.

4. قرارگاه‌ها و توپخانه‌های دشمن دست‌نخورده باقی ماند.

5. از آتش موشک و 106 و نیز سلاح‌های نیمه‌سنگین به‌طور صحیح استفاده نشد.

6. غرور بسیار بالا در فرماندهان بالاخص در برادران ارتش.

7. دیر واردشدن نیروها؛ لازم بود در حد قرارگاه نجف ساعت حرکت 7 یا 8 باشد، اما به‌خاطر وضعیت قرارگاه کربلا لازم بود حدود ساعت 10 یا 11 باشد که درنهایت تصمیم بر آن شد که ساعت 11 رمز اعلام بشود و نیروهایی که قبلاً پای کار رفته بودند به دشمن حمله کنند.

8. ضعف ضدزره برای دفع پاتک و حرکات رزمی دشمن بالاخص ضعف در تیپ37 زرهی (ارتش).

9. عدم تخلیه شهدا و مجروحان و ضعف نیروهای تخلیه‌‌کننده در همه یگان‌های قرارگاه نجف.

10. کمبود دیدبان ورزیده بالاخص در گردان‌های عمل‌کننده.

11. هماهنگ‌نبودن آتش‌های پشتیبانی.

12. ضعف آموزش نیروها.

13. ضعف بعضی از فرمانده گردان‌ها و گروهان‌ها.

14. لورفتن منطقه عملیات قبل از عملیات.

15. فاصله زیاد بین خط پدافندی ما با خط پدافندی دشمن قبل از عملیات.

16. نداشتن طرح عقب‌نشینی.

17. طول زیاد مسیر برای رسیدن به خط و نداشتن جاده متصل به عقبه و اتکا به جاده‌های نامناسب.

18. ضعف شدید مهندسی در ایجاد جاده و احداث خاکریزهای خوب.

19. ضعف مسئولان محورها در آرایش نیروهای در خط اول و... .

20. ضعف تخریب در ایجاد معابر و عدم پاک‌سازی زمین منطقه برای نمونه نجف2

21. ضعف شدید طرح مانور عملیات (رخنه) و عملی‌نبودن آن در چنین زمینی.(3)

 

 


*محسن رضایی، رحیم صفوی، غلامعلی رشید، ابراهیم همت، احمد کاظمی، مصطفی ربیعی، امین شریعتی و محمد باقری از سپاه پاسداران و سرهنگ صیاد شیرازی، سرهنگ حسنی سعدی، سرهنگ سلیمانجاه، سرهنگ دژکام و سرهنگ موسوی قویدل از ارتش در این جلسه حضور داشتند.

 

 

منابع:

1. سند شماره 220/گ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش راویان قرارگاه خاتم(ص) در عملیات والفجر1 (جواد زمان‌زاده و محسن رخصت‌طلب)، 1362/1/28، صص 82-81

2- سند شماره 103/گ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ گزارش راوی قرارگاه نجف از عملیات والفجر1 (اصغر معرفت‌جو)، 22/1/1362، صص 68 - 67.

3- سند شماره 103/گ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش راوی قرارگاه نجف از عملیات والفجر1 (اصغر معرفت‌جو)، 22/1/1362، صص 69 - 68.

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
یادداشت
چاپلینک ثابت

در26 فروردین ماه 1358 بیانیه‌ای با عنوان " اولین بیانیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی " در مطبوعات درج گردید


 

 

 

 متن کامل آن به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر انقلاب شکوهمند مردم ایران دنیا را به شگفتی واداشت و کلیه تئوریها را به هم ریخت و صاحب‌نظران را به تجدید نظر مجبور کرد و استراتژیها را به شکست محکوم کرد ، همه و همه از عمق ایدئولوژی اصیل و ژرف مردممان حکایت می‌کند . اینک بر آن شدیم که این ایدئولوژی را بیش از پیش ارج نهیم و عذر و تقصیر به پیشگاهش آوریم که علت محرومیت خلق رنجدیده و دربندمان و عامل بی‌نوایی و سکوت و سکونمان و انگیزه رکود و رخوت و بی‌تفاوتیمان فقط و فقط دوری ما از اسلام بود .

این دوریها که خواست امپریالیسم بود ، بسیاری از روشنفکرانمان وصاحب‌نظران و رهبرانمان آگاهانه و یا ناخودآگاهانه در ایجاد و گسترس و تداومش موثر بودند چنان اثرات نامیمون و شوم و سوئی برایمان به جا گذاشت و چنان ماهرانه ما را به میل خود به چپ و راست راند و چنان ما را از همه چیز ساقط کرد که روز به روز مأیوس‌تر و بدبین‌تر و زبون‌تر وبی هویت‌تر می‌شدیم و امپریالیسم مست از باده پیروزی از دور نظاره‌مان می‌کرد و می‌خندید !

اینک خلق به پاخاسته‌مان با مشتهای گره کرده ولی با امید به خدا و تکیه بر ایدئولوژی و پاکبازی قهرمانانه و غیرقابل وصف چنان به احیاء هویت خویش و اثبات آن همت گماشت و چنان شور و شوق و شکوهی آفرید که در تاریخ کاملاً تازگی داشت . چه از رهگذر این تجدید حیات، نیرومندترین ارتشهای غیرهسته‌ای دست‌پرورده غرب را با تمامی‌حامیان و هوادارانش با سرعتی باور نکردنی متلاشی ساخت و سران و رهبران آن نظام پوسیدة طاغوتی را در دادگاه انقلابی معدوم نمود مابقی نیز سرنوشتی این‌سان خواهند داشت .

برای آنها که نمی‌دانند و یا اصولا نمی‌خواهند بدانند ، تذکر این نکته لازم است که در نظام حیاتبخش اسلام که قوانینش غالبا همان سنت‌الله است و در آن تبدیل و تحویلی نیست ؛ و " لن  تجد لسنه الله تبدیلا " تنها و تنها ملاک تقرب و عزت و احترام ، تقوی و پرهیزکاری است ؛ " ان اکرمکم عندالله اتقیکم " بر این اساس ، کلیه ملاکها و ضوابط ، ضدخدایی و ضدبشری و طاغوتی است و هیچ فرد مسؤول و متعهدی زیر بار این‌گونه عوامل که نتیجه‌ای جز انحراف ، تغابن و خسران ندارد ، نخواهد رفت . به عبارت دیگر ، در مقابل قوانین الهی همه یکسان و مساویند و کمترین تبعیضی در این امر حیاتی و سرنوشت‌ساز بین افراد وجود نداشته و نخواهد داشت. همین عامل ارزنده و روح نواز بود که در ابتدای بعثت ، مستضعفین را به اسلام راغب نمود و به آینده امیدوارشان ساخت و می‌بینیم که فقیر درمانده و رانده‌شده‌ای از روستاهای اصفهان به قدری نزد پیامبر منزلت می‌یابد و احترام کسب می‌کند که حضرتش می‌فرماید : سلمان منا اهل‌البیت " ( سلمان از خانواده ماست.) و در مورد عمویش خدا می‌فرماید : تبت یدا ابی لهب و تب " . لذا از نظر ما هرنوع برداشت و دریافت دیگری از مفاهیم قرآن که برخلاف موارد فوق باشد ، اجتهاد در مقابل نص است و باطل و مردود می‌باشد.

 

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌که به فرمان امام‌خمینی تشکیل گردید از همان اوایل مشی خود را بر احیاء موارد فوق گذاشت و بر این مهم اصرار ورزیده و از این به بعد نیز اصرار خواهد ورزید . ان‌شاء‌الله رهبری آیت‌الله‌العظمی‌امام‌خمینی که بار دیگر قیام انبیاء و اوصیاء را در خاطره‌ها زنده کرد ، بی‌هیچ گزافه‌ای اثری شکوهمند در تاریخ مبارزاتی جهان عموماً و کشورهای جهان سوم خصوصا خواهد گذاشت و لذا همه ما مدیون مجاهدت بی‌دریغ و فوق طاقت ایشان هستیم .


وظیفه انسانی و اسلامی‌ما حمایت و پاسداری از این دستاورد مقدس است وگرنه ، دیری نخواهد پایید که انقلاب شورانگیزمان سرنوشتی مشابه جنبش مشروطیت خواهد داشت و بعد از چندی ازنتایج این همه فداکاری و پاکبازی اثری به جای نخواهد ماند . لذا ما برآنیم که به پاس احترام از خون پاک شهیدان گلگون کفنمان و به پاس تقدیر از زندانیان مقاوممان که تازیانه بیداد سر و روی و سینه و پشت و دست و پایشان را به زخمهای ناشی از فریاد [ دادخواهی ] آراست و به پاس وظیفه‌شناسان و مسؤولین آگاهمان که در این مقطع حساس تاریخی همه چیز خود را در طبق اخلاص گذاشته و به آستان خلق قهرمانمان هدیه کرده‌اند ، از انقلاب و دستاوردهای انقلاب مراقبت کنیم.

 

ما شاگردان مکتب آیت‌الله مجاهد ، مبارزه نستوه ، آقای طالقانی بر این امر واقفیم که استاد بزرگ سهم بسیاری در این انقلاب دارا هستند و رهبری و راهنماییهای ایشان در طول حیات پربرکتشان بر هیچ‌کس از آحاد مردم ایران پوشیده نیست ؛ چه ایشان همواره قلماً ، قدماً ، لساناً و اخلاقاً انی از هدایت خلق غافل نبوده‌اند و بذر شناخت حقیقی قرآن را ایشان در نهاد دانش‌آموزان مکتب پرفیضشان کاشته‌اند. اینک ما پاسداران انقلاب اسلامی‌که شاگردان مکتب این بزرگواران هستیم، خدای بزرگ را گواه می‌گیریم و به تمامی‌انبیاء و اولیاء سوگند یاد می‌کنیم که تا آخرین قطره خون خویش در حفظ و حراست انقلاب عظیم اسلامیمان خواهیم کوشید و در این راه نه تنها برای به محاکمه کشیدن ضدانقلاب هیچ‌گونه اغماض نخواهیم کرد ، با تمامی‌وجود و همه امکانات با مخالفین به وسایل مختلف خواهیم جنگید . این دیگر مسأله شخصی نیست که قابل عفو باشد، بلکه این بار حقانیت مکتبی است که چهارده قرن وارث شهادت است و آنی فرصت اظهار وجود نداشته است . ما به هیچ قیمتی از راهی که در پیش گرفته‌ایم باز نخواهیم گشت ؛ آینده همه چیز را روشن می‌کند . خداوند همه ما را به وظایفمان آشنا فرماید .

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌

 

منبع

 روزنامه اطلاعات ، 26/1/1358 ، ص 1و2

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
یادداشت
چاپلینک ثابت

عملیات بیت‌المقدس ۵ در 21 فروردین 67 با رمز مبارک «یااباعبدالله الحسین(ع)» و با هدف وارد کردن ضربه به سازمان رزمی دشمن در منطقه عمومی پنجوین به مرحله ی اجرا گذاشته شد. در این عملیات خطوط مقدم دشمن توسط رزمندگان لشکر28 پیاده‌ی سنندج ، تیپ25 تکاور و تیپ55 هوابرد درهم کوبیده شد و ادوات زرهی آنان مورد هدف قرار گرفت.

 

 

 

 

 

عملیات از 3 محور اصلی طراحی شده بود:

 در محور اول، تیپ1 لشکر سنندج با 3 گردان از سمت راست ارتفاع کله‌قندی تا سمت راست ارتفاع سنگ‌معدن عمل‌ می‌کرد و وظیفه‌ی تصرف ارتفاعات قولنجان و کله‌قندی (زله) و کوری‌کوبله را بر عهده داشت.

 

در محور دوم، تیپ2 لشکر سنندج با استفاده‌ از 3 گردان زبده‌ی تکاور* تصرف مهم‌ترین هدف عملیات، یعنی کوه شیخ عبدالکریم و ارتفاع سنگ معدن را عهده‌دار شد.

 

در محور سوم، اجرای مأموریت به عهده‌ی تیپ3 لشکر سنندج سپرده شده بود و این تیپ با 3 گردان وظیفه‌ی تصرف و پاک‌سازی ارتفاع 1830 و یال سمت چپ آن را بر عهده داشت. به جز این 9 گردان مانوری، 3 گردان از تیپ55 هوابرد در احتیاط لشکر سنندج قرار داشت. پس از حرکت نیروها، یکی از یگان‌های دشمن در ساعت 23 به وضع منطقه حساس شد که با فرستادن گشتی رزمی تا ساعت 24:30 اعلام کرد که خطری وجود ندارد.

 

با این اوصاف، در محور اول، نیروها با پیشروی در عمق منطقه در ساعت 2:30 صبح با دشمن درگیر شده، پس از تصرف ارتفاع کله‌قندی و تپه‌ی میله‌مرزی، سازمان دشمن را در تپه‌ی جنگلی منهدم کردند و بسیاری از نظامیان دشمن را کشته، حدود 50 نفر از آنان را نیز اسیر کردند. اما در ادامه، مقاومت دشمن روی ارتفاع کوری‌کوبله تا روشن شدن هوا ادامه یافت. لذا این نیروها از تصرف این ارتفاع بازمانده، ناچار تا روی ارتفاع کله‌قندی عقب آمدند.

 

در محور دوم، نیروها در ساعت 1:45 بامداد با دشمن درگیر شدند و با تصرف قسمت‌هایی از ارتفاع سنگ‌معدن، با سرعت روی یال‌های آن پیشروی کردند. با توجه به ورزیدگی نیروهای تکاور و ورود نیروها به کانال‌های دشمن، اهداف با قاطعیت تصرف شد. پس از تصرف ارتفاعات کله‌قندی، سنگ‌معدن، میله‌مرزی و سایر ارتفاعات اطراف آن تا ساعت 4:30 صبح، رزمندگان تیپ1 و 2 با هم الحاق کردند، اما تصرف یال‌های غربی ارتفاع سنگ معدن و ارتفاع غربی آن، یعنی ارتفاع کانی شوکت در روز اول انجام نشد.

 

در محور تیپ3 هم نیروها در ساعت 2:25 بامداد با دشمن درگیر شدند، اما به دلیل هوشیاری و مقاومت نیروهای دشمن و پیشروی نامتوازن در محدوده‌ی گروهان‌های گردان اول عمل‌کننده، این تیپ نتوانست اهداف را تصرف کند و با روشن شدن هوا در حالی که تعدادی شهید و مجروح داده بود، ساعت 6 صبح بنا به دستور عقب‌نشینی کرد. از ساعت 7 صبح ضد حمله‌ی دشمن به مواضع نیروهای ارتش آغاز شد که با مقاومت رزمندگان شکست خورد.

 

فشار دشمن به طور مداوم تا تاریکی هوا در روز اول عملیات ادامه یافت و نیروها نیز مقاومت ‌کردند. آتش پرحجم توپ‌خانه‌ی خودی نیز روی عقبه‌های دشمن به گونه‌یی مستمر انجام می‌شد.(1) حدود ساعت 17 برای تقویت مواضع خودی و ادامه‌ی عملیات بعد از تاریک شدن هوا، یک گردان تازه‌نفس برای تکمیل تصرف ارتفاع سنگ معدن و کانی‌شوکت وارد منطقه شد، لکن فرمانده گردان و فرماندهان 3 گروهان آن‌ که برای توجیه شدن به منطقه، در خط آمده بودند، بر اثر انفجار یک گلوله‌ی توپ که در میان آن‌ها فرود آمد، شهید شدند و اجرای این مأموریت قبل از اقدام، متوقف ماند. از سوی دیگر، تلاش نیروهای جهاد برای وصل کردن جاده‌ی ارتباطی به منطقه نیز به دلیل حجم آتش متوقف شده و منوط به بهبود اوضاع گردید.(2)

در دومین روز از عملیات بیت‌المقدس5(22 فروردین)، فشارهای ارتش عراق به رزمندگان ارتش در ارتفاعات مرزی در مقابل پنجوین عراق  ادامه یافت و در نتیجه نیروهای مستقر روی ارتفاع سنگ‌معدن زیر فشار دشمن تا روی سه تپه‌ی بزرگ انتهای ارتفاع سنگ‌معدن شامل ارتفاع1830 و 1810 و 1806 عقب آمدند و در این نقاط مستقر شدند. از بعد از ظهر، فشار دشمن برای بازپس‌گیری نقاط از دست داده‌شده بیش‌تر شد. بنابراین، برای تقویت مواضع رزمندگان، یک گروهان نیروی تازه‌نفس به وسیله‌ی بال‌گرد و 2 گروهان دیگر هم با استفاده از ماشین وارد منطقه شدند و با تقویت منطقه فشارهای دشمن دفع شد. نیروهای ارتش در طول امروز مواضع خود را حفظ کردند و آتش توپ‌خانه‌ی ارتش هم با اجرای آتش دیدبانی‌شده تحرکات دشمن را کنترل و سرکوب کرد.** (3)

 


عراق دراین عملیات از مهمات شیمیایی استفاده کرد و حدود 30 گلوله‌ی شیمیایی توپ و 40 گلوله‌ی خمپاره شیمیایی به مواضع رزمندگان پرتاب کرد که در نتیجه 176 نفر مصدوم شدند.(4) نیروی هوایی ارتش هم از ساعت 5:30 صبح با آغاز روشنایی هوا عملیات خود را آغاز کرد و تا ساعت 19 در مجموع، در 41 نوبت مواضع و نقاط تجمع نیروهای عراقی را بمب‌باران کرد. در طول روز، هواپیماهای عراقی فقط در 3 نوبت قادر به اجرای عملیات شدند. هوانیروز هم  بسیار فعال وارد عمل شد و علاوه بر تدارک نیروها، با استفاده از تیم بال‌گردهای کبری، در چند نوبت عملیات تهاجمی علیه مواضع دشمن انجام داد.

 

نتایج عملیات:
تجهیزات منهدم شده دشمن:
    صدها دستگاه خودرو نظامی.
    45 دستگاه تانک و نفربر.
    ده‌ها قبضه سلاح سبک و سنگین.


یگان‌های منهدم شده دشمن:
    40 تا 80 درصد از تیپ‌های 96 و 424 از لشکر 27.
    گردان‌های 1 و 2 و 3 از تیپ 86 لشکر 27.
    گردان‌های 1 و 3 از تیپ 36 پیاده لشکر 2 گردان الحارثه از لشکر 8.
    گردان صلاح‌الدین نقشبندی.
    گردانهای 8 و 18 توپخانه از لشکر 27.

تعداد کشته و زخمی دشمن:  3500 نفر.


تعداد اسرا:  310 نفر.

 


* این 3 گردان تکاور از لشکر28 کردستان، لشکر64 ارومیه و لشکر23 ارتش تحت عنوان تیپ2 عمل می‌کردند.

** در کتاب کارنامه و خاطرات سال 1367 آقای هاشمی ‌رفسنجانی درباره‌ی اخبار امروز عملیات بیت‌المقدس5 آمده است: «آقای [دکتر حسن] روحانی از جبهه اطلاع داد که در منطقه‌ی پنجوین، قسمت عمده‌ی تصرفات در دست ارتش مانده و بخشی را پس داده‌اند و 260 اسیر دارند. قرار شد فردا عملیات را اعلان کنند. [شب] دکتر روحانی تلفنی وضع عملیات را گفت و این که ارتشی‌ها خوب دفاع می‌کنند. پاتک‌ها شدید و پی ‌در پی است. کمک نیرویی و مهماتی از سپاه خواست. (کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی 1367 (پایان دفاع آغاز بازسازی)، علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، به اهتمام علیرضا هاشمی رفسنجانی، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ دوم، 1390، ص 78.)

 

منابع:

1- سند شماره 29339/پ ن مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: (قرارگاه نیروی زمینی، 1367/1/26، نوار شماره 29339)، مهدی انصاری، صص 50 ـ 34

2- سند شماره 1694/د مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: دفترچه‌ی راوی قرارگاه نیروی زمینی (مهدی انصاری)، 1367/1/24 تا 1367/2/5، صص 17 ـ 14؛ و ـ سند شماره 29340/پ ن مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: (قرارگاه نیروی زمینی، 1367/1/26، نوار شماره 29340).

3- مأخذ 2، ص 17؛ و ـ روزنامه‌ی اطلاعات، 24/1/1367، ص 14.

4- سند شماره 37033 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرکز ش.م.ه مستقر در منطقه عملیاتی بیت‌المقدس5 به ستاد کل سپاه برادر فروزنده، 1367/1/28، ص 3.

 

 

 

چاپلینک ثابت

سخنرانی کمتر شنیده شده سردار سپاه اسلام، شهید آقا مهدی باکری به تاریخ 13اسفند 1363 (روز دوشنبه) در روستای سرهنگیه –کنار رودخانه سابله- محل آموزش گردان‌های امام حسین(ع) و سیدالشهدا(ع) لشکر عاشورا

 

 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
لاحول‌و‌لاقوه‌الا‌باالله‌العلی‌العظیم

 

با درود و سلام به پیشگاه معظم ولی‌عصر(عج) و نائب بر حق او امام امت (صلوات جمع).

از یک طرف هوا سرد است و برادرها  مقداری ناراحت هستند و از طرفی تصور می‌کنم که شاید دیگر فرصت نباشد با برادرها آخرین صحبت‌هایم را بکنم. لذا چاره‌ای ندیدم که امروز صبح اگر هوا سرد هم باشد با برادرها صحبت کنیم. انشاالله که صحبت به درازا نکشد. حالا که بیش از یک سال از عملیات خیبر می‌گذرد هم حضرت بقیه‌الله (عج)، امام بزرگوار، خانواده شهدا، امت صبور ایران، مستضعفین که در سایر کشورها قلب‌هایشان به خاطر اسلام و به خاطر انقلاب در تپش است، منتظرند تا بار دیگر شاهد حماسه رزم‌آوران اسلام در مقابل کفاری باشند که قد علم کرده و تصمیم گرفته‌اند مانع راه خود باشند و این مسئولیت بر عهده ملت بزرگوار ماست و جای بسی شکر است که این حماسه با دست‌های ما شکل گیرد. همه منتظرند تا این مسئولیت بزرگ انجام گیرد.

 

حال پشتوانه ما چه باید باشد و خودمان را چطور آماده کنیم. دو سه روز قبل با تعدادی از برادرهای مسئول، توفیق ایجاد شد که سفر 24 ساعته‌ای جهت توسل به آستان مقدس امام رضا(ع) برویم. در آن‌جا به اتفاق جمع از حضرت خواستیم که خودشان در این عملیات پشتوانه ما باشند.( حضار: یا امام‌ رضا(ع) )

بعد خدمت امام رسیدیم. فکر می‌کنم چون شما در حال آموزش بودید صحبت‌های امام را نشنیده باشید. پس من لازم می‌دانم فرمایشات امام را خدمتتان عرض کنم:

 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
اولین مطلب را بگویم وقتی شما را می‌بینم خوشحال می‌شوم. شما چهره‌هایی هستید که آبرو به اسلام و کشور داده‌اید. با اطمینان قلب حرکت کنید و مطمئن باشید که مرکز قدرت که خداوند تعالی  است نصرت به شما عنایت داده است قدرت‌های دیگر پوشالی هستند این قدرت خداست که باقی است و خداست که وعده کرده است اگر نصرت دهید او را و شما را پیروز می‌کند و شکی نیست که اکنون شما حق تعالی، کشور اسلامی و اسلام را نصرت می‌کنید و آن روزی که انقلاب شروع شد ما هیچ نداشتیم پیروزی ما با دست خالی به دست آمد و بحمدالله تا به اینجا رسیده‌ایم که امروز مورد توجه تمام قدرت‌های بزرگ هستیم و تمام قدرت‌ها در این فکرند که با این انقلاب چگونه برخورد کنند مطمئن باشید از قدرتها کاری ساخته نیست شما جنود خدا هستید و پیروزید آنهایی که در ابتدا حرکت خودشان را شروع کردند با طمانینه قلبی شروع کردند و از هیچ نترسیدند قدرت‌های بزرگ از آن جهتی که در شما هست که آن ایمان به خداست خبر ندارند لذا دائم میگویند ما دارای موشک هستیم آنها دارای موشک هستند ولی ایمان ندارند. شما ایمان دارید قلب‌هایتان با مبداء نور و قدرت پیوند خورده است پیوندی که ایمان و قدرت و امام زمان را دارید همه چیز دارید.پشتوانه شما الهی است باید این پشتوانه را حفظ کنید...

 

این متن صحبت‌های امام بزرگوارمان در رابطه با پشتوانه این عملیات. زمانی که برادرهای عزیز فرمانده، جناب سرهنگ شیرازی و برادر محسن در خدمت امام صحبت کردند و الحق تمام برادرهای فرمانده موقعی که گفتند(خدمت امام) برویم ،شرمنده بودند که به امام چه بگوئیم؟ ولی باز امام این سخنان را فرمودند.

 

الحمدلله امام بشاش و نورانی و خیلی سرحال بودند و این جملات امانتی است که من به شما برادرها بگویم تا نسبت به جمله جمله این متن توجه بکنید و بدانید که پشتوانه‌ها چیست با اتکا به کدام قدرت و با توکل به کدام مبداء و منبع باید آماده شوید و در مقابل دشمن صف‌آرایی کنید؟

 

من چند تا مطلب را که حتماً مورد توجه ماست بیشتر مورد توجه قرار می‌دهم تا به آن اطمینان قلبی که لازمه قرص و محکوم شدن قلب است، همه‌مان دست پیدا کنیم. تا در شرایط سخت میدان نبرد، در زیر شدیدترین آتش دشمن در سرسخت‌ترین محاصره، در شهادت‌ها و مجروحیت‌ها و در خون غلطیدن‌ها ذره‌ای به خود راه ندهیم و فکر به عقب کشیدن در ما پیدا نشود.

 

مطلب اصلی این است که ما پشتوانه‌ قوی می‌خواهیم تا قادر باشیم در این عملیات با کفار برخورد قهرآمیزی که شدت و قوت آن مورد توجه و رضای خداوند متعال داشته باشیم. لذا اول منبع نور و قدرت را برای برادرها از زبان امام بزرگوارمان و فرماندهان محترم‌مان عرض کردیم یک سری نکات دیگر است که توجه برادرها را به آن جلب می‌کنم. برادرها! این عملیات سختی است از خداوند می‌خواهیم که بیش از این ظلم و جور و ستم بعثی را بر این ملت تحمل نکند و این عملیات را برای ما آخرین عملیات قرار بدهد. ( جمع حاضر: انشاءالله) ولی بدانی اگر این هم نباشد بعد از این هم سخت‌تر خواهد شد. چرا؛ برای آنکه خداوند متعال همیشه بنده‌های مومن خود را رفته رفته آزمایش‌هایش را سخت‌تر می‌کند.

 

لذا عملیات، عملیات سختی است باید تصمیم بگیریم. با قاطعیت و بدون ابهام تمام برادرها باید تصمیماتشان را قطعی بگیرند. تمام علاقه و دلبستگی‌هایی که در شهرها و روستاهایمان  داریم و آن را پشت سر گذاشته و به این‌جا آمده‌ایم و علاقه‌هایی که در قلب‌هایمان است و در وجودمان وسوسه می‌کند کاملاً باید از بین ببریم. برادرها باید مصمم، قاطع و با اراده تصمیم بگیرند.

 

این عملیات سخت نیاز به یک تصمیم راسخ دارد و الا خدای نکرده متزلزل می‌شویم، مردد می‌شویم و تردید و ابهام حتی به اندازه نوک سوزن مانع از امتداد الهی است. هر برادری که بخواهد شب عملیات با آمادگی کامل جلو برود. حتماً باید تصمیم‌اش را گرفته باشد. اصلاً فردی که تصمیم نگرفته نباید وارد صحنه شود. کسی که در قلبش خدای نکرده ذره‌ای تردید باشد، نباید در صحنه وارد بشود. والا خدای نکرده صدمه به بار می‌آورد.

 

تمام این صحبت‌ها که می‌کنم برمی‌گردد به این که خداوند به ما رحم کند. خداوند وقتی که استواری و مقاومت رزمنده‌ها را در مقابل کفار ببیند، قطعاً یاری خواهد کرد و نصرتش را به ما خواهد داد. آیاتی که حاج‌آقا در اول خواند، در آن آیات خداوند فرموده:

«گمان نکنید شما آنها را می‌کشید خدا آنها را می‌کشد، گمان نکنید آن تیرهایی که شما می‌اندازید به دشمن می‌خورد. شما می‌زنید و خدا آنها را می‌زند.»(1)

 

لذا مقاومت! مقاومت! حتی از یک دسته 22 نفری (اگر) یک نفر زنده بماند و بقیه شهید بشوند، همان یک نفری که مانده باز هم مقاومت می‌کند. حتی اگر از یک گردان 3  نفر بماند یا یک نفر بماند باید مقاومت کرد. فرمانده گردان شهید شود باید گروهان، دسته، نفرات همه مقاومت کنند. این باشد که خدای نکرده فردی محاصره شود چرا؟ چون فرماندهان شهید شده کسی نبود، بی‌سرپرست ماندیم، نمی‌دانستیم چه کنیم، این که کار شیطان است که بگوئیم فرمانده نبود نمی‌دانستیم چه کار کنیم. پس به عقب برمی‌گردیم بعد پراکنده و بی‌سامان می‌شویم.  

 

برادران فرمانده ما خداست. امام زمان است. فرمانده اصلی آنها هستند. ما موقتی هستیم. ما وسیله‌ایم که از اینجا دست‌تان را بگیریم و ببریم آنجا. همین که رسیدیم به داخل دشمن شهید شدیم همه فرمانده‌اند. همه توجیه شده‌اند که تا کجا حرکت باید بکنید، چه کار باید انجام دهید. لذا تا آخرین نفر باید مقاومت کنید. پس ان‌شالله به هیچ وجه تصوری برای برگشت و تزلزل نباید باشد..

 

آن برادرهایی که غواص هستند و به آب می‌زنند، اگر مورد اصابت قرار گرفتند خودش و دیگران به وجه نباید عکس العمل نشان دهند. تیراندازی نباید بکنند. آرام!  آن که زخمی شده، خدای نکرده نباید ندای واویلا یا داد سر بدهد. محکم باید دستمالش را در دهانش بگذارد، دندا‌نهایش را فشار دهد و به هیچ وجه نباید بگذارد صدایش به دشمن برسد. باید سکوت و آرامش محض باشد. خوفی که خداوند از این سکوت و آرامش در قلب سرباز کافری که در پشت سلاح نشسته می‌اندازد بیشتر از آتشی است که بصورت پراکنده و بی سازمان از سوی ما اجرا می‌شود. لذا برادرها به این مطلب نهایت توجه را بکنند.

 

فرماندهانتان دقیقاً مشخص می‌کنند که به کدام خط رسیدید مجاز هستید آتش کنید. زمانی که آماده می‌شوید برای عملیات هفتاد مرتبه قل هوالله را بخوانید. زمانی که شروع به حرکت می‌کنید باید لاحول و لا قوه الا بالله العلی‌العظیم را بگویید و زمانی که می‌خواهید تیراندازی کنید برای هر تیرتان سبحان‌الله بگویید. برادرها دقیقاً تمام آنچه را گفتم در یادشان نگه‌دارند و با آن قلب پاک‌تان ا‌ن‌شاءالله بجا بیاورید(جمع: ان‌شاءالله) ...

 

 


قبل از عملیات بدر - 13 اسفند 1363

1- سوره انفال - آیه 17 : فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلاء حَسَنًا إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

عکس‌های مرتبط: 
دسته بندی اخبار: 
یادداشت
اخبار- فرماندهان دفاع مقدس
چاپلینک ثابت
عملیات خیبر؛ تجلی خلاقیت و تحول در دفاع مقدس

 

 

بیانیه مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس به مناسبت سالگرد عملیات خیبر

 

عملیات خیبر؛ تجلی خلاقیت و تحول در دفاع مقدس

 

مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران؛ ضمن عرض تسلیت سانحه هوایی اخیر و جان‌باختن تعدادی از هم‌وطنان عزیز و ابراز همدردی با بازماندگان و خانواده‌های داغدار آن‌ها طی بیانیه ذیل فرارسیدن سوم اسفندماه، سال روز عملیات غرورآفرین خیبر را گرامی داشت.

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»

 

«از میان مؤمنان مردانى‌اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند، برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آن‌ها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نکردند.» سوره احزاب؛آیه۲۳ 

 

هشت سال دفاع مقدس و تابلوی سلحشوری‌های رزمندگان اسلام در آن مقطع تاریخی، حاوی آموزه‌های ارزشمندی در مسیر اعتلای انقلاب اسلامی و پیشرفت کشور عزیزمان می‌باشد که عینیت تفکر و روحیه بسیجی، خودباوری و ابتکار عمل در پشتیبانی همه‌جانبه از جبهه و جنگ با تکیه‌بر دانش و اراده ملی، اتحاد همه‌جانبه، ایمان به قدرت الهی، اعتقاد به پیروزی جبهه حق بر باطل، مدیریت جهادی و انقلابی، تبعیت از «ولایت‌فقیه» و رهبری انقلاب بخشی از ثمره آن زمان قلمداد می‌شود.

 

با تحلیل و بررسی آنچه در عملیات‌های والفجر مقدماتی و والفجر یک گذشت، عدم امکان ادامه نبرد با دشمن به شیوه‌ِ گذشته مبرهن و آشکار شد و برای ادامه نبرد دفاعی تغییر راهبردهای عملیاتی و اتخاذ راه‌کارها و شیوه‌های جدید برای آینده جنگ و مقابله با ارتش بعثی عراق مطرح و الگوی عملیات‌های آبی- خاکی جایگزین عملیات‌ها زمینی قرار گرفت. لذا عملیات مجاهدانه خیبر که از نقاط عطف هشت‌ساله دوران دفاع مقدس ملت ایران در برابر قدرت‌های جهانی سلطه‌گر و پشتیبان رژیم بعثی صدام می‌باشد، در سوم اسفندماه سال ۱۳۶۲ باهدف دست‌یابی به جاده بصره ـ العماره و تصرف جزایر شمالی و جنوبی مجنون انجام شد. این عملیات به‌گونه‌ای نخستین گام رزمندگان اسلام در اجرای راهبرد عملیات آبی ـ خاکی در جنگ تحمیلی بود و منجر به تضعیف روحیه و اراده دشمن بعثی و تقویت روحیه رزمندگان در اجرای عملیات‌های بزرگ، موفق و راهبردی چون «کربلای ۵» و «والفجر ۸» شد.

 

امروز هم نقش‌آفرینی‌های سرنوشت‌ساز و الگوی دفاع مقدس ملت ایران، در عرصه‌های مقاومت اسلامی منطقه در برابر «جنگ‌های نیابتی» و فتنه «تروریسم تکفیری» در عراق، سوریه و یمن به‌گونه‌ای معنادار متبلور و سرنوشت محتوم و خفت باری را برای نظام سلطه و صهیونیسم و طراحان جنایات تروریستی و جنگ‌های ظالمانه و ضد اسلامی امروز در غرب آسیا رقم‌زده است و بی‌تردید امنیت پایدار و کم‌نظیر امروز ایران اسلامی در شرایط پرآشوب پیرامونی و قطعی شدن فروپاشی پروژه خاورمیانه بزرگ و امنیت سازی برای رژیم صهیونیستی و باطل شدن رؤیاهای پلید امریکا و ارتجاع منطقه در مهار انقلاب اسلامی، بر جاری بودن فرهنگ دفاع مقدس و روح فداکاری و حماسه‌آفرینی رزمندگان اسلام در منطقه به‌ویژه جبهه مقاومت اسلامی دلالت دارد.

 

 امید است در روزهایی که ایران اسلامی در اندوه شهادت حضرت فاطمه الزهرا (سلام‌الله علیها) عزادار می‌باشد، مردم شهیدپرور و ولایت مدار این مرز و بوم با تأسی به آرمان‌های شهدا و حضرت امام‌خمینی (ره) و تمسک به مکتب تشیع و پیروی از منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه‌ای عزیز (مدظله‌العالی) سعادتمند و پیروز باشند.

 

السلام علیکم رحمه الله و برکاته

 

دسته بندی اخبار: 
یادداشت
چاپلینک ثابت
نادر نوروزشاد

 

جنگ عراق علیه ایران را "جنگ تحمیلی" و یا "دفاع مقدس" هم می‌نامیم. علت این نامگذاری‌ها روشن است. آن جا که قصد داریم از اجبار خود به انجام دفاع و عملیات جنگی یاد کنیم، نام "جنگ تحمیلی" را برمی‌گزینیم و آن جا که می‌خواهیم تحمل پیامدهای سنگین جنگ را از سوی مردم و رزمندگان یادآور شویم، و معنویت و حقّانیت شرعی و قانونی خود را بیان کنیم از واژه "دفاع مقدس" بهره می‌گیریم.

 

دفاع مقدس، در برابر تحمیل یک جنگ بر ملتی غیور شکل می‌گیرد. شاید ترکِ غیرت و تن دادن به خواری بتواند جنگ را به سرعت پایان دهد اما مرگ و آوارگی برای یک ملت غیور، بسیار پسندیده تر از زندگی در ذلّت و خواری است.

 

جنگ، اساساً پدیده مذموم و شومی است و آغازگر جنگ باید دلیل موجهی برای این اقدام خود داشته باشد. در عرف امروزین و قوانین بین‌المللی مسئولیت هر جنگی با آغازکننده آن است و البته زمانی که جنگ آغاز شود، ممکن است نیروی مدافع، آن جنگ را به خاک مهاجم کشانده و ادامه دهد در حالی که باز هم مسئولیت جنگ برعهده آغازکننده آن خواهد بود.

 

در ادبیات و هنر امروز ما نیز نمونه‌هایی از جنگ ستیزی و بیان زشتی‌های جنگ مشاهده می‌شود که ناظر بر این بُعد غیرانسانی و غیراخلاقی است. جنگ، یعنی ریخته شدن خون‌های بسیار و آوارگی و خرابی و بیکاری و قطع اعضا و وحشی‌گری و سبعیت و بی‌رحمی و  ...هزاران مشکلات جسمی و روحی، مادی و معنوی. با این تعبیر، جنگ هرگز از سوی انسان‌های پاک نهاد و مؤمن و خداترس به عنوان پدیده‌ای محبوب شناخته نشده است.

 

اما در مقابل، هنگامی که جنگ بر ملتی تحمیل می‌شود، به همان میزان که جنگ را ناپاک و غیرانسانی می‌دانیم، دفاع را مقدس و انسانی می‌شماریم. به همین دلیل است که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، که در تمام ابعادش مذموم و ناپسند و غیرانسانی بود، در این سوی جبهه باعث شکل یابی دفاعی شد که آن را به همان اندازه مقدس و پسندیده می‌دانیم.

 

طبعاً این تعبیر، مربوط به کلّیت دفاع است و شامل جزئیات و روش‌ها و افراد و سازمان‌ها و ... نمی‌شود و می‌توان این جزئیات را در فضایی واقعی و منصفانه به نقد و بررسی کشید بی آن که قداست "دفاع" مورد خدشه واقع شود.

 

در واقعه عاشورا نیز، هر چه در سمت دشمن بی‌رحمی و وحشی‌گری و بداخلاقی و بدعهدی و نامردی دیده می‌شود، در سمت یاران حسین علیه السلام مهربانی و انسانیت و خوش اخلاقی و وفاداری و مردانگی است. هر دو می‌کشند و کشته می‌شوند، اما یکی جنگ ناپاک و نادرست و دیگری جنگ پاک و مقدس می‌کند.

 

امام حسین علیه السلام حتی در زمان محاصره و پدیدار شدن آثار جنگ، در حالی که صف بندی نظامی صورت گرفته و همه چیز حکایت از بروز قریب الوقوع یک جنگ را دارد، دست به آغاز جنگ نمی‌زند و با خطبه‌های خود دشمن را به ترک جنگ دعوت می‌کند[1] تا جایی که عمر سعد تحمل شنیدن از دست داد و رو به یاران خود کرد و گفت:منتظرچه هستید؟! همگی حمله کنید که (این جماعت اندکند و برای شما مانند خوردن ) یک لقمه است[2] سپس تیری در چلّه کمان گذاشت و رها کرد و گفت: گواهی دهید که من، نخستین تیر را انداختم![3]

 

تقارن هفته دفاع مقدس با دهه ابتدایی محرم، الهام بخش برخی تشابهات بین این دو حادثه تاریخی بود. هرچند کربلا و عاشورا نمونه و مثالی ندارد و تکرارناشدنی است[4] اما علاوه بر جنبه تقدس دفاعی، که در بین جنگ ما و واقعه عاشورا مشترک است، جنبه دیگری از تشابه نیز به چشم می‌خورد و آن تحمیلی بودن هر دو جنگ است.

 

درست است که امام علیه السلام به دعوت مردم کوفه راهی این سرزمین شد اما هرگز دست به آغاز یک جنگ و نبرد نزد. بلکه بعکس، در روز ششم محرم و همچنین در روز عاشورا اعلام کرد که اگر دست از من بردارید به جایی می‌روم که از شما دور باشد. [5]

اصلاً کاروان امام در مسیر خود از مکه به کوفه، با شنیدن خبر خیانت کوفیان به سوی شمال عراق ادامه مسیر می‌دهد و هفتاد کیلومتر (دو تا سه منزل) از کوفه گذشته است! که سپاه حُر راه را بر ایشان می‌بندد و بیعت با یزید یا کشته شدن را طلب می‌کند.

 

اینجا تشابه دوم را می‌بینیم و آن این که دشمن با ساز و برگ وتجهیزات نظامی خواهان آغاز جنگ است و امام علیه السلام از جنگ پرهیز می‌کند. اما زمانی که جنگ آغاز می‌شود، امام و یارانش با مردانگی و ایستادگی و شجاعت، پوشیدن لباس ذلت و خواری را نمی‌پذیرند و برای همیشه تاریخ جاودانه می‌شوند.

 

اسطوره‌های تاریخی ملت ما همچون آرش کمان‌گیر، افسانه یا حقیقت؛ امروز در برابر شجاعت‌ها و رشادت‌ها و مردانگی‌های واقعی جوانان و پیران این سرزمین، رنگ می‌بازد. دفاع مقدسِ مردم ما در برابر جنگ تحمیلی، چه به لحاظ حقوق بین‌الملل و چه به لحاظ انسانی حقیقتا مقدس بود و توانست برکات امنیتی بسیاری برای مردم هم عصر و آینده خود به ارمغان آورد.

 

این دفاع مقدس، تمام تلخی های یک جنگ را در خود داشت. از بی خانمانی تا شهادت و جانبازی و اسارت. اما شیرینی عزت و پیروزی را نیز به دنبال داشت.

 

بازماندگان دوران دفاع مقدس باید پرچمدار حفظ احترام به جانبازان و خانواده شهدا و آزادگان باشند و نسل‌های بعد بدانند که گرچه ما با عاشورا و عاشورائیان تفاوت بسیار داریم اما پیروی از مشی عزتمندانه و وفادارانه آنان را افتخار تاریخی ملت خود می‌دانیم.

 

 

 

[1] - محمدی ری شهری- دانشنامه امام حسین علیه السلام – نگاهی به میدان نبرد

[2] - مقتل الحسین ، خوارزمی ج 2 ص 8

[3] - الارشاد ج 2 ص 101

[4] -- در روایات داریم که درباره واقعه تلخ عاشورا فرموده شده : لا یوم کیومک یا ابا عبدالله! (هیچ روزی همانند روز تو نیست ای اباعبدالله!) اما در بین برخی مردم جمله ای رواج یافته که گمان می‌کنند روایتی از اهل بیت علیهم السلام است و آن جمله این است: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. شاید منشأ و خاستگاه اولیه این عبارت، شعری باشد از محمد بن سعید بوصیری (قرن 7 قمری) که در ادبیات عرب وجود دارد و آن شعر این است: کل یوم و کل ارض لکربی  - فیهم کربلاء و عاشورا 

[5] - محمدی ری شهری- شهادت نامه امام حسین علیه السلام بر پایه منابع معتبر- صفحات 412و418و 419و473  

دسته بندی اخبار: 
یادداشت

صفحه‌ها