آزادسازی خرمشهر و پیامدهای پس از آن(بخش چهارم)

چاپلینک ثابت
تصمیم به عبور از مرز

 

با شکست نظامیان متجاوز بعثی در عملیات بیت‌المقدس، صدام دست به عقب‌نشینی سرسری از خاک ایران می‌زند و با اعلام این عقب‌نشینی درخواست برقراری آتش‌بس را مطرح می‌نماید. اما این عقب‌نشینی در حالی صورت گرفته بود که اولاً علت اصلی عقب‌نشینی کاهش توان ماشین جنگی ارتش عراق و اتخاذ تصمیم تمرکز بر دفاع از مراکز مهم کشور عراق، توسط صدام بود و دوما بخش‌هایی از سرزمین و نقاط استراتژیک ایران همچنان در تصرف نظامیان عراقی باقی‌مانده بود.

 

در مقابل ایران نیز بر سر دوراهی خاصی قرارگرفته بود. ازیک‌طرف همچنان بخش‌های مهمی از خاکش در تصرف دشمن قرار داشت و از طرف دیگر تجاوز دشمن بر پیکره سرزمین اسلامی خسارات زیادی وارد نموده بود و خبری از جبران خسارات وارده توسط دشمن به گوش نمی‌رسید.

 

برقراری صرف آتش‌بس، بدون حل‌وفصل واقعی اختلافات و عقب‌نشینی کامل عراق از خاک ایران، علاوه بر اینکه موجب تداوم وضعیت خصمانه مابین دو کشور و حملات گاه‌وبیگاه دشمن و ناامنی بخش‌های غربی کشور می‌گردید، سبب تشویق دشمن به تجاوز مجدد بعد از تجدیدقوا به دلیل فقدان مجازات و عدم پرداخت خسارات وارده به ایران می‌شد.

 

لذا یکی از مقاطع مهم دفاع مقدس، اتخاذ تصمیم تعقیب متجاوز و ورود به خاک عراق است، چراکه این تصمیم علاوه بر اهمیت خاص خود در داخل کشور به لحاظ تداوم جنگ، در فضای سیاست بین‌الملل نیز آثار و نتایج ویژه‌ای به وجود می‌آورد و حتی احتمال متجاوز شناخته شدن ایران به دلیل ورود به خاک عراق بود.

 

در بخش اول تا سوم مطلب "آزادسازی خرمشهر و پیامدهای پس از آن" به پیامدهای جهانی فتح خرمشهر، شروط اصلی ایران برای پایان دادن به جنگ پس از فتح خرمشهر و سیاست دفاعی جمهوری اسلامی ایران پس از آزادسازی خرمشهر اشاره شد.

 

در این بخش به موضوع زمینه ها و چرایی اتخاذ تصمیم تعقیب متجاوز و ورود به خاک عراق  به شرح زیر پرداخته می شود:

 


 

تشکیل اولین جلسة شورای عالی دفاع

سه روز پس از فتح خرمشهر، فرماندهان ارتش و سپاه به تهران آمدند تا ضمن ارائة گزارش عملیات بیت‌المقدس، از امام خمینی برای چگونگی ادامة جنگ کسب تکلیف کنند. به این منظور جلسة شورای عالی دفاع در ساعت 10 صبح پنجشنبه ششم خرداد 1361 در جماران و در محضر حضرت امام خمینی با حضور اکثر اعضا تشکیل گردید؛ از جمله رئیس‌‌جمهور، نخست‌‌وزیر، رئیس مجلس شورای اسلامی، عالی‌‌‌‌ترین مقام قضایی و همچنین فرماندهان عالی نظامی. در این جلسه چگونگی ادامة جنگ پس از فتح خرمشهر مورد بحث و بررسی قرار گرفت. (1)

 

در این نشست که فرمانده کل سپاه پاسداران در آن حضور نداشت، نخست گزارش وضعیت جبهه‌‌ها ارائه شد. آن‌گاه امام خمینی پس از تبریک فتح خرمشهر و تشکر از رزمندگان اسلام پرسیدند: برای ادامة جنگ می‌‌خواهید چه کار کنید؟ در آن جلسه بحث عمده بین نظامی‌‌ها و امام بود. رئیس‌‌جمهور و رئیس مجلس زیاد حرف نمی‌‌زدند و بیشتر گوش می‌‌کردند. پایۀ حرف امام این بود که تفکر پایان جنگ در این مقطع غلط است و باید جنگ را ادامه بدهیم. ایشان اجازه ندادند که بحث ختم جنگ در آن جلسه مطرح شود. بحث بیشتر بر سر چگونگی ادامة جنگ بود. (2)  نظر فرماندهان نظامی حاضر در جلسه این بود که اگر می‌‌خواهیم جنگ را ادامه بدهیم، باید از مرز عبور کنیم تا در کنار یک عارضة طبیعی مانند اروند‌‌رود پدافند نماییم. آقای‌‌ هاشمی رفسنجانی در این مورد می‌گوید: «امام موافق نبودند که نیروهای ما وارد خاک عراق شوند و در عین حال متوقف کردن جنگ را هم قبول نداشتند و می‌گفتند اگر شما وارد عراق شوید، چند اشکال پیدا می‌شود.» (3) 

 

در این جلسه دیدگاه حضرت امام خمینی این بود که جنگ بدون ورود به خاک عراق ادامه یابد تا هنگامی که کشور به تمام اهداف خود برسد و منافع ملی ما تأمین شود. ایشان این دلایل را برای دیدگاه خود برمی‌شمردند:

 

الف) مردم عراق تصرف سرزمین خود را تحمل نمی‌کنند و آنهایی که الآن با ما هستند، در آن صورت به ما به عنوان متجاوز نگاه می‌کنند. ورود قوای ایران به خاک عراق موجب افزایش انگیزة ارتش بعثی برای جنگیدن می‌شود. مردم عراق تا الآن از صدام حمایت نمی‌‌کردند، چون صدام در خاک ما بود. اما اگر ما وارد خاک عراق شویم، مردم حمایت می‌‌کنند و نباید مردم عراق را در مقابل خود قرار دهیم. آن گروه از مردم عراق که با جنگ صدام علیه ایران موافق نیستند، ممکن است با ورود قوای ایران به خاک عراق در پشت سر صدام قرار بگیرند و از او حمایت کنند.

 

ب) الآن ما از لحاظ بین‌المللی موضع برحق داریم و متجاوز در خاک ما است. اگر وارد خاک عراق شویم، کشورهای جهان ایران را متهم به اشغالگری می‌کنند. دنیا ما را به عنوان متجاوز معرفی می‌‌کند و روی ما فشار تبلیغاتی می‌‌آورد.

 

ج) اگر وارد عراق شویم، مردم بی‌گناه عراق آسیب می‌بینند و اذیت می‌‌شوند. نباید در جنگ، مردم عراق که با ما نجنگیدند، آسیب ببینند، چون مردم عراق در نهایت با ما هستند.

 

د) پس از ورود به خاک عراق، کشورهای عربی در حمایت از صدام صریح می‌‌شوند و تعصب عربیت خود را نشان می‌‌دهند. عرب‌‌ها که متفق نیستند و بعضی‌‌ها با ما هستند، پشت سر صدام قرار می‌گیرند و کار ما دشوار می‌شود.

 

آقای هاشمی رفسنجانی معتقد است: «به هر حال امام مصلحت نمی‌دیدند که وارد خاک عراق شویم. از طرف دیگر متوقف شدن جنگ را هم قبول نداشتند.»(4) 

 

در مقابل استدلال‌‌های امام خمینی، نظامی‌‌ها با منطق خودشان می‌گفتند: «اگر دشمن بفهمد که ما وارد خاکش نمی‌‌شویم، احساس امنیت می‌‌کند. یعنی لازم نیست در مرزهایش نیرو بچیند. نیروهایش را متمرکز می‌‌کند و در مقاطع مشخصی از نقاط معین به ما حمله می‌‌کند. منطق نظامی می‌‌گوید نباید چنین امنیتی به دشمن بدهیم. باید به‌گونه‌ای باشد که عراق فکر کند تا بغداد هم می‌‌رویم.» حرف این‌ها از لحاظ نظامی محکم بود. امام با همان سلامت نفس و قاطعیتی که در وجودشان بود در موارد لازم، استدلال متخصصین را می‌‌پذیرفتند، قبول می‌کردند و می‌گفتند حرف شما درست است. (5) 

 

برخی حاضران در این جلسه از جمله تیمسار ظهیرنژاد که رئیس وقت ستاد ارتش بود، معتقد بودند که مرزهای جنوب قابل دفاع نیستند و برای دفاع باید به یک مانع طبیعی مثل اروند‌‌رود تکیه کنیم. بنابراین برای رسیدن به یک نقطة مطمئن دفاعی باید از مرز عبور کنیم و در کنار اروند‌‌رود پدافند کنیم تا وضعیت دفاعی قوای ایران در شرایط بهتری قرار بگیرد. برخی اعضای شورای عالی دفاع در برابر نظر حضرت امام استدلال می‌کردند که اگر این حرف به معنی ختم جنگ است، این حق شما است، اما اگر جنگ باید ادامه یابد تا به اهدافمان برسیم، تصمیم ادامة جنگ بدون عبور از مرز، انگیزة حماسی رزمندگان را تضعیف می‌کند و آنان در جدی بودن جنگ دچار تردید و شک خواهند شد. از نظر نظامی نیز آرایش دفاعی گرفتن در امتداد مرزی که موانع طبیعی ندارد، محدودیت زیادی را برای دفاع مؤثر تحمیل می‌کند. بنابراین لازم است خط دفاعی نیروهای مسلح در کنار یک مانع طبیعی قرار گیرد.

 

به هر حال در این جلسه نسبت به آیندة جنگ تصمیم‌گیری نشد و بنا شد تا بررسی بیشتری صورت بگیرد و جلسة دیگری تشکیل گردد. در همین حال فرزند امام، حاج سید احمد خمینی معتقد بود که پیروزی بزرگ فتح خرمشهر بهترین فرصت برای پایان دادن به جنگ است. ایشان پس از اینکه احساس کرد امام ممکن است با شنیدن نظر مقامات سیاسی و نظامی کشور از نظر خود عدول کنند، نظرات خود را طی نامه‌ای در هفت صفحه تقدیم امام خمینی کرد. از محتوای این نوشته برمی‌آید که امام هم موافق با پایان جنگ و برقراری صلح بودند، ولی چون به نظرات مسئولان کشور اهمیت می‌دادند، بنا داشتند با توجه به دیدگاه‌‌های آنها تصمیم نهایی را بگیرند. (6)

 

امام خمینی بار دیگر در سخنرانی 9/6/1361 خود در این باره ‌‌فرمودند:

ما را مبتلا کردند به جنگ عراق. توطئه تدارک دیدند که ما برویم سراغ اسرائیل تا عراق تقویت بشود. آن‌وقت عراق و اسرائیل بیایند سراغ ما. ما این توطئه را فهمیدیم و آقایانی که متصدیان امورند، توجه کردند و گفتند راه ما این است که از این راه برویم. اگر از آن راه ما رفته بودیم، امروز عراق وضعش با ما غیر از این بود و اسرائیل هم به دنبال او، با ما طور دیگری بود. (7) 

 

امام بر این اساس، راهبرد ایران در آن دورة حساس را مشخص کردند. ایشان معلوم کردند که حل مسئلة جنگ با صدام و دفاع از کشور در اولویت رزمندگان اسلام قرار دارد. البته شیعیان لبنان هم بی‌کار ننشستند و در پی حملة ارتش اسرائیل به لبنان، گروه حزب‌الله لبنان را با تأسّی از شیوه‌های جنگ بسیجیان ایران در برابر ارتش صدام، از درون خود به وجود آوردند و جان تازه‌ای به قدرت اسلام در آن سرزمین بخشیدند.

 

تلاش‌‌‌های صلح

در این برهه دولت‌های بزرگ و رسانه‌‌های ارتباط جمعی جهان به این باور رسیده بودند که جمهوری اسلامی ایران پیروز و قدرتمند است. آنها خطر صدور انقلاب اسلامی را جهت ترساندن دولت‌‌های منطقه تبلیغ می‌کردند. از سوی دیگر تلاش‌‌های زیادی برای راضی کردن ایران به صلح متمرکز بود. وزیر خارجة گینه از سوی رئیس‌‌جمهور آن کشور، آقای احمد سِکوتوره و به نمایندگی از هیئت میانجی سازمان کنفرانس اسلامی نامه‌ای را برای ایران آورد. در آن نامه از رئیس‌‌جمهور ایران خواسته بودند که به مکه برود. آنها هم‌زمان از رئیس‌‌جمهور عراق نیز چنین دعوتی کرده بودند.

 

موضوع این نامه در جلسة مشورتی سران سه قوه در تاریخ یکشنبه 16/3/1361 مطرح شد. با این سفر مخالفت شد و قرار شد رئیس‌‌جمهور پاسخ نامه را بدهند. ایران منتظر پیشنهاد مثبتی بود و این پیشنهاد بر خلاف انتظار مسئولان ایرانی بود. بار دیگر آقای احمد سکوتوره که رئیس هیئت میانجی سازمان کنفرانس اسلامی بود، در 20/3/1361 طی نامه‌‌ای از رئیس‌‌جمهور ایران دعوت کرد تا با صدام حسین در کشور دیگری جز عربستان ملاقات کند که باز هم مورد توافق ایران قرار نگرفت. (8)  ایران در آن شرایط حاضر نبود پیش از خروج عراق از خاک کشور حتی به صورت غیر مستقیم با صدام وارد مذاکره شود. در آن زمان ایران انتظار داشت که کمیته‌ای مرضی‌الطرفین تشکیل شود و طرف متجاوز در جنگ را مشخص کند و سپس در مورد خسارات جنگ صحبت شود.

 

رئیس‌‌جمهور گینه در اوایل تیرماه سال 1361 طی پیامی به امام خمینی حلول ماه مبارک رمضان را تبریک گفت و احتمالاً در آن راجع به مسائل صلح با عراق مطلبی را مطرح کرد.

 

امام خمینی در پاسخ به این پیام در 11/4/1361 ضمن ابراز تأسف از جنایات هولناک اسرائیل خونخوار و غاصب در حمله به لبنان، در مورد مسائل جنگ با عراق مرقوم فرمودند:

به این نکته توجه داشته باشید که ما هرگز خواستار جنگ و آغازگر آن نبوده‌‌ایم و دفاع ما در مقابل تجاوز، حق انسانی و اسلامی هر مسلمانی است و این صدام عفلقی متجاوز است که باید شرایط لازم را برای پایان جنگ و برقراری صلح فراهم نموده و بپذیرد. (9)

 

جلسة دوم شورای عالی دفاع

در بعدازظهر روز پنجشنبه 20 خرداد ماه 1361، جلسة دوم شورای عالی دفاع در محضر امام خمینی تشکیل شد. در این جلسه فرماندهان نظامی با حضور مسئولان سیاسی کشور با امام خمینی در مورد ادامة جنگ بحث کردند. در این جلسه امام فرمودند: چرا می‌‌خواهید بروید داخل خاک عراق بجنگید؟ همین‌جا بایستید و بجنگید.

 

ابتدا آقای هاشمی رفسنجانی صحبت کرد و گفت: اگر ما تکه‌ای از خاک عراق را نداشته باشیم، نمی‌‌توانیم شرایطمان را به دشمن تحمیل کنیم. سپس آقای ظهیرنژاد از منظر نظامی اظهار داشت: توقف ما در مرز، مانع از دفاع ما در برابر تجاوزهای بعدی عراق است. لذا باید حمله کنیم و به آن سوی مرز برویم.

 

آقای محسن رضایی هم حرف آقای ظهیرنژاد را تکرار کرد و گفت: بله، نظر من هم همین است. فاصلة دشمن با خرمشهر 500 متر است، ولی ما از مرز تا بصره بیش از 20 کیلومتر فاصله داریم. توقف ما در مرز اجازه نمی‌‌دهد ما از کشور دفاع کنیم. این‌جا به خاطر عدم وجود موانع طبیعی ما قادر به دفاع نیستیم و نمی‌‌توانیم نیرویی را بگذاریم و از حملات دشمن مصون باشیم. در حالی که دشمن با قرار گرفتن در پشت اروند با نیروی کمی می‌‌تواند دفاع کند. بحث که به این‌جا رسید، حضرت امام فرمودند: من فکر می‌‌کنم و نظرم را به شما اعلام می‌‌کنم. (10) 

 

در این جلسه فرماندهان نظامی با امام بحث کردند و کارشناسانه ثابت کردند که ادامة جنگ با منع ورود به خاک عراق سازگار نیست. دشمن در جاهای زیادی در خاک ما است و اگر مطمئن شود که ما به خاک او وارد نمی‌‌شویم یا ورود جزئی خواهیم داشت، نه امتیازی خواهد داد و نه از نقاط حساس بیرون خواهد رفت، بلکه هر وقت آمادگی پیدا کند، در خاک ما پیشروی می‌‌کند. با این استدلال امام قانع شدند که با ورود به خاک عراق در جاهایی که مردم نیستند یا کم هستند و آسیب نمی‌‌بینند، موافقت کنند. (11) 

 

امام پس از شنیدن نظرات مختلف و با توجه به دیدگاه خودشان، راه حلی پیدا کردند و گفتند: «در نقاطی وارد شوید که مردم آسیب نبینند.» بر اساس این رهنمون بود که عملیات رمضان در منطقه‌‌ای خالی از سکنه طراحی شد؛ منطقه‌ای که هم ارزش استراتژیک داشت و هم مشکل مردمی نداشت. (12)  نهایتاً امام فرمودند: «اگر از مرز گذشتید، باید تا نقطه‌ای معلوم و مستحکم بروید.» امام در اندیشة پایان جنگ نبودند، بلکه اجتناب اولیة ایشان از ورود به خاک عراق، برای متجاوز خوانده نشدن ما بود. (13) 

 

لازم به ذکر است که جلسة دوم شورای عالی دفاع تنها ساعاتی پیش از اعلام آتش‌بس و عقب‌‌نشینی یک‌طرفة عراق تشکیل شده بود و همة سیاسیون و فرماندهان معتقد به ادامة نبرد بودند.(14)  البته حجت‌الاسلام سید احمد خمینی در این باره ‌‌گفته است:

در مقابل مسائل خرمشهر، امام معتقد بودند که بهتر است جنگ تمام شود، اما بالاخره مسئولان جنگ گفتند که ما باید تا کنار شط‌العرب برویم تا بتوانیم غرامت خودمان را از عراق بگیریم. امام اصلاً با این کار موافق نبودند و می‌‌گفتند اگر بناست که شما جنگ را ادامه بدهید، بدانید که اگر این جنگ با این وضعی که شما دارید ادامه یابد و شما موفق نشوید، دیگر این جنگ تمام‌شدنی نیست. ما باید این جنگ را تا نقطه‌ای خاص ادامه بدهیم و الآن هم که قضیة فتح خرمشهر پیش آمده، بهترین موقع برای پایان جنگ است. (15) 

 

به هر حال به نظر می‌‌رسد که «امام اهداف جنگ را به‌گونه‌ای اعلام می‌‌کردند که همگی خودشان را برای مدتی طولانی آماده کنند و ضمناً توافقی برای ورود به خاک عراق هم نداشتند. امام در مورد جنگ قاطع بودند و اجازه نمی‌‌دادند حتی به‌گونه‌ای بحث شود که کوچک‌ترین تردیدی در جامعه و نیروها بروز کند.» (16)

 

امام خمینی در این باره طی سخنانشان در 22/3/1361 ‌‌فرمودند: «ما هیچ‌وقت طالب جنگ از اول نبودیم. اگر چنانچه عراق به ما حمله نکرده بود، ما دفاع نمی‌‌کردیم. اما دفاع ما کردیم. ما جنگ نکردیم تا حالا. در عین حالی که رزمندگان ما و فرماندهان ارتش و سپاه به ما گفتند اجازه بدهید ما وارد بشویم در آنجا و با آنها چه بکنیم، ما گفتیم فقط دفاع کنید. خوب ما هم ما می‌‌خواهیم دفاع بکنیم. دفاع که یک مسئلة عقلی است.[...] دفاع یک مسئلة طبیعی است. ما همیشه دفاع کرده‌ایم تا حال. هیچ وقت جنگ نکرده‌ایم.» (17)

 

پس می‌‌توان گفت اگرچه نظر ابتدایی امام خمینی این بود که در ادامة جنگ، عبور از مرز صورت نگیرد، ولی پس از برگزاری دو جلسة شورای عالی دفاع و با استدلال‌‌های انجام شده، بالاخره ایشان پذیرفتند که در ادامة جنگ، شرط عدم عبور از مرز را بردارند، ولی شرط کردند که قوای ایرانی در جاهایی از مرز عبور کنند و وارد خاک عراق شوند که مردم آن کشور آسیب نبینند. بنابراین ادامة جنگ در خاک عراق و در جاهایی که مردم ساکن نباشند، مورد قبول واقع شد و سرکوبی و انهدام قوای ارتش عراق در هر نقطة سرزمینی چه در خاک ایران و چه در سرزمین عراق در دستور کار ایران قرار گرفت.

 

در این زمینه آقای ‌‌هاشمی رفسنجانی در پایان جلسة دوم شورای عالی دفاع، چنین ‌‌گفتند:

ما از شرایطمان تنزل نمی‌‌کنیم و اگر آنها از خاک ما بیرون بروند، تنها یک شرط متحقق شده است. شرایط دیگر ما یکی خسارت است که باید پرداخت شود و دیگری کیفر دادن به مجرم است که ما حاضریم این را به عهدة کمیسیون بین‌المللی یا دادگاه بین‌المللی اسلامی بگذاریم تا مجرم را که غیر از حزب بعث کسی نیست، کیفر بدهند. دیگری برگشتن آوارگان عراق به میهنشان است. [...] حالا یک شرط دیگر ما اضافه کردیم و آن این است که چون ما به مرزهای اسرائیل راه نداریم، باید از داخل خاک عراق به ما یک راه بدهند تا به‌سرعت بتوانیم نیروهای زرهی خودمان را به سوریه منتقل کنیم و این جزو شرایط مهم ما است. (18)

 


پانوشت

1- هاشمی رفسنجانی، اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص 90.

2- قدرت‌الله، رحمانی، بی‌پرده با هاشمی رفسنجانی، تهران، انتشارات کیهان، چاپ دوم، 1383، ص 75.

3- سفیری، مسعود، حقیقت‌ها و مصلحت‌ها، گفت‌و‌گو با هاشمی رفسنجانی، تهران، نشر نی، 1378، ص 90.

4- همان، ص 91.

5- مأخذ 2، ص 75.

6- مذاکرة نگارنده با حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی در تاریخ 14/8/1389 در جماران.

7- مأخذ 1، ص 97.

8- همان، ص 138.

9- همان، ص 180.

10- صحیفة امام، (مجموعة آثار امام خمینی)، جلد 16، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص 308.

11- مأخذ 1، ص 97.

12- دهقان، احمد، خاطرت شهید صیاد شیرازی، تهران، نشر سورة مهر، 1382، ص 317.

13- مأخذ 1، صص 103 و 105.

14- مأخذ 10، صص 351 تا 354.

15- همان، ص 461.

16- مأخذ 1، صص 91 و 100.

17- مأخذ 10، ص 366.

18- نگین ایران، فصلنامة تخصصی مطالعات دفاع مقدس، شماره 25، تابستان 1387، صص 65 و 66، مصاحبه با محسن رضایی.

 

منبع

 

- علایی حسین، روند جنگ ایران و عراق، جلد اول، تهران، انتشارات مرز و بوم، چاپ اول 1391، صص  501-499.

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
یادداشت

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



04 مهر

روزشمار اسناد سازمان ملل



04 مهر

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران