مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

آزادسازی هویزه؛ گام نهایی رزمندگان برای آزادسازی خرمشهر

چاپلینک ثابت

در نهمین روز از آغاز عملیات بیت‌المقدس، شهر هویزه، پادگان حمید و بخش شمالی جاده اهواز ـ خرمشهر آزاد و شهر اهواز پس از بیست ماه، از تیررس توپخانه دشمن خارج شد.

 

عقب‌نشینی لشکر 5 مکانیزه و لشکر 6 زرهی ارتش عراق از شمال منطقه عملیاتی بیت‌المقدس (جنوب غربی اهواز و جنوب کرخه‌کور) که از بعدازظهر هفدهم اردیبهشت  1361 در پی پیشروی رزمندگان قرارگاه‌های فتح و نصر به‌طرف نوار مرزی و احتمال بسته شدن عقبه این دو لشکر عراق آغاز شده بود، همچنان ادامه داشت. دشمن جنوب کرخه کور، هویزه و پادگان حمید را تخلیه کرده و به‌سرعت در حال فرار به سمت نوار مرزی کوشک و طلائیه بود. در هویزه هیچ تحرکی از دشمن دیده نمی‌شد.

 

حدود ساعت 10 صبح روز هجدهم اردیبهشت 1361، محسن رضایی فرمانده کل سپاه، در تماسی با غلامعلی رشید فرمانده سپاهی قرارگاه فتح، بیان می‌کند که دشمن عقب می‌رود. یک نیرویش می‌آید روی مرز و یک نیرویش هم به سمت طلائیه ـ نشوه رفته است. بعد، می‌گویند یک نیروی دیگرش در منطقه مانده است؛ البته آن طوری که شنود می‌گوید. خود بچه‌ها هم می‌گویند که نیم ساعت با دوربین در هویزه نگاه کردند، هیچ‌کس پر هم نمی‌زند. یک گروه گشتی فرستادند که به هویزه برود. ... الآن آنجا دارد خالی می‌شود؛ معلوم نیست قضیه‌اش چیست! ... به بچه‌هایتان بگویید که اگر نیرویی آنجا می‌آید، اول خوب شناسایی کنند و بعد آن‌ها را بزنند. ... بگو یک گروه گشتی بالا برود که حواسش باشد ببیند چیست؛ دشمن هست یا نیست و بعد نیروهای خودمان کجا هستند. ... مواظب باش که ممکن است دشمن از آنجا هم بخواهد حمله کند.

 

دقایقی بعد، از فرماندهی قرارگاه قدس اطلاع داده شد که نیروهای این قرارگاه از پادگان حمید عبور کرده، به ست قرارگاه فتح در حال حرکت هستند. در جنوب کرخه‌کور هم تیپ 41 ثارالله(ص) و تیپ 37 نور خاک‌ریزهای اول، دو و سوم دشمن را در ساعت 10:45 تصرف کرده، به‌راحتی 8 کیلومتر پیشروی کرده‌اند و هیچ اثری از حضور دشمن مشاهده نکرده‌اند. آنها سعی دارند تا جاده حمید ـ جفیر جلو بروند. پس از این گزارش، فرماندهی قرارگاه کربلا به نیروهای قرارگاه قدس دستور داد که به‌تدریج و با احتیاط پیش بروند. از نیروی هوایی ارتش نیز خواسته شد هواپیماهای خودی با پرواز در ارتفاع بالا و پایین، ستون‌های دشمن را بمباران کردند، اما یکی از این هواپیماها بر اثر اصابت موشک پدافند هوایی دشمن در جنوب جفیر سرنگون شد. تیپ 21 امام رضا(ع) نیز که در کنترل عملیاتی قرارگاه فتح می‌باشد، از کیلومتر 68 جاده اهواز ـ خرمشهر به سمت شمال پیشروی کرده، پس از الحاق با نیروهای قرارگاه قدس (حدود ساعت 11:00) در حال پاک‌سازی منطقه غرب تا سه کیلومتری آن است.

 

گزارش مسئول پست شنود سپاه از وضعیت منطقه عملیاتی

علی اسحاقی مسئول پست شنود (استراق سمع) سپاه در قرارگاه کربلا هم گزارش داد: «بعدازظهر، ساعت 7:45 که از جاده جفیر ـ حمید می‌گذشتیم، بچه‌ها را دیدیم که با چراغ روشن از جفیر به سمت پادگان حمید می‌آمدند و یک مقدار هم درگیری بود و این‌ها داشتند جمع‌وجور می‌کردند. البته خود ما که رفتیم آنجا تقریباً ساعت 2 بعدازظهر بود. چند کیلومتر پایین‌تر از ایستگاه حمید روبه روی کوشک، حدود 10، 12 تانک بود. هلیکوپترهای ما آمدند اینجا را بزنند؛ چون سه، چهار کیلومتر از جاده را ناامن کرده بودند؛ یعنی ماشین که می‌رفت می‌زدند. آنها به هلیکوپترها شلیک می‌کردند و هلیکوپترها هم نتوانستند کاری انجام دهند و برگشتند. یک هماهنگی شد با تیپ امام رضا(ع) و تیپ بیت‌المقدس، این‌ها رفتند سراغشان. آنها هم از جفیر فرار کردند. بچه‌ها با آنها یک مقدار درگیر شدند. این‌ها احتمالاً تأمین نیروهایی بودند که می‌خواستند از جفیر تخلیه کنند از این جاده بیایند پایین. به‌هرحال تا ساعت 10، 11 شب تمام این منطقه را خالی کردند.»

 

گزارش رسیده از منطقه مجاور قرارگاه فتح نیز از عقب‌نشینی یگان‌های دشمن از منطقه حدفاصل جاده حسینیه ـ مرز (پاسگاه کیلومتر 25) تا کوشک و استقرار آنها در پشت نوار مرزی در خط سایر یگان‌های ارتش عراق حکایت داشت. در ساعات 22:40 و 23:25، هواپیماهای دشمن منطقه استقرار یگان‌های قرارگاه فتح را بمباران کردند. گفته می‌شود که این اولین بار در جنگ بیست‌ماهه است که نیروی هوایی عراق هنگام شب اقدام به بمباران می‌کند.

 

گزارش شهید حسن باقری از خط مقدم منطقه عملیاتی قرارگاه نصر

در خصوص آخرین وضعیت منطقه عملیاتی قرارگاه نصر نیز حسن باقری فرمانده سپاهی این قرارگاه، که به اتفاق سرهنگ محمدعلی سالارکیا یکی از فرماندهان ارتشی، به خط مقدم این منطقه رفته بود، ساعت 13:20 در گزارشی به فرماندهی قرارگاه مرکزی کربلا گفت: «... [عراقی‌ها] همه‌جا دارند فرار می‌کنند. هیچ‌چیز آنجا نمانده. یعنی باید دیگر به بغداد برویم، ان‌شاءالله. ... دیشت بچه رفتند اینجا در گوشه روی مرز گیر کرده‌اند. می‌خواهند بیایند عقب. دشمن می‌زند. آنها، ... هم تیر مستقیم تانک می‌زدند، هم توپ می‌زدند. با سرهنگ سالارکیا نشسته بودیم داشتیم اینجا را نگاه می‌کردیم، بعد، یکی زدند خورد بغل‌دستمان و یک ترکش خورد به پای احمد متوسلیان و او را به عقب بردند. تقریباً اوضاع اینجا خوب بود. یک هلیکوپتر اینجا مدام می‌گشت. مسلح هم بود، ولی نمی‌زد. تیپ نجف هم یک مقداری نیروهایش اینجاست. ... ولی عجب انهدامی اینجاها صورت گرفت. خیلی تانک زده شد. توی دشت تا چشم کار می‌کند تانک دشمن منهدم شده است. نیروهای پیاده بغل تانک‌ها افتاده‌اند. چطوری بچه‌ها این تانک‌ها را پیدا کردند و زدند، خودش بحث است.»

 

این مطلب برگرفته از کتاب «روزشمار 19؛ آزادسازی خرمشهر؛ پایان رویای تجزیه ایران» منتشر شده در انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس می‌باشد.

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - آثار مرکز
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید