مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

آغاز کمک های اطلاعاتی دولت آمریکا به عراق در جنگ تحمیلی

چاپلینک ثابت
نقش آمریکا در جنگ ایران و عراق (3)

 

در بخش اول مطلب "نقش آمریکا در جنگ ایران و عراق" به این موضوع اشاره شد که، دولت ایالات متحده آمریکا با پیروزی انقلاب ایران و برهم خوردن توازن منطقه‌ای، استراتژی "مهاردوجانبه ایران و عراق" را تدوین و به مرحله اجرا گذاشت. مطابق این استراتژی دو کشور عراق و ایران باید درگیر جنگی بی حاصل و پرهزینه باقی بمانند و هیچکدام برنده واقعی این نبرد نباشند.

 

بر این اساس دولت ایالات متحده آمریکا به صورت مستقیم و غیرمستقیم به طرف های درگیر جنگ کمک هایی می نمود تا توازن بین آنها به هر طریق ممکن حفظ شود. اما به دلیل قدرت نسبی ایران در بسیاری از مقاطع، رفع نیازهای تسلیحاتی ایران در طول جنگ تحمیلی توسط آمریکا هیچگاه قابل قیاس با کمکهای اطلاعاتی آن دولت به عراق و تشویق کشورهای عربی به استمرار حمایت های مالی و لجستیکی خود از صدام نبود. زیرا حمایتهای اطلاعاتی آمریکا درکنار حمایتهای مالی و لجستیکی کشورهای عربی، حکومت بعث عراق را که بارها تا مرز سقوط پیش رفته بود از سقوط حتمی نجات داد.

 

در خصوص کمک های آطلاعاتی آمریکا به عراق "دیلیپ هیرو"، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسایل خاورمیانه، یکم سپتامبر ۲۰۰۲ در "آبزرور" نوشت: «علی‌رغم ادعاهای مکرر بی‌طرفی، امریکا همواره طرفدار بغداد بوده است. این کشور هیچ فرصتی را در حمایت اطلاعاتی عراق از طریق آواکس‌هایی که در اختیار عربستان بود از دست نداد.» 

 

همچنین فیلم‌ساز مستند و روزنامه‌نگاری به نام "روری اکانر" هم در ۱۲ اکتبر ۲۰۰۴ نوشت: «در طول جنگ ایران و عراق، سعودی‌ها ـ با آگاهی و تایید حکومت امریکا ـ عراق را با پول، اسلحه و اطلاعات پشتیبانی کردند.1»

 

فارغ از ارزش اظهارات روزنامه نگاران رسانه های جمعی - به عنوان منبعی برای اثبات موضوع دخالت آمریکا در جنگ عراق علیه ایران و ارائه کمکهای اطلاعاتی به کشور عراق در طول جنگ-، موضوع حمایت دولت ایالات متحده آمریکا از عراق و روابط صمیمانه آن دولت با حکومت بعث عراق در زمان جنگ، چنان علنی بود که هیچگاه توسط دولتمردان آمریکا تکذیب نگردید و حتی زحمت پنهان نگاهداشتن این حمایت ها را به خود نمی‌دادند.

 

ملاقات طارق عزیز (وزیرامورخارجه عراق) با ریگان و جرج بوش پدر در کاخ سفید در آذر 1363

 

در عین حال در خصوص حمایت های آمریکا از عراق مستندات معتبر و قابل توجهی نیز وجود دارد. یکی از مستندات مربوط به حمایت اطلاعاتی آمریکا از صدام، اعتراف سرلشکر عراقی وفیق سامرایی در کتاب "ویرانی دروازه‌های شرقی" (حطام البوابة الشرقیة) می باشد. این کتاب در سال 1997 ( 1376 شمسی) به زبان عربی منتشر شد. ترجمه فارسی آن بارها در ایران تجدید چاپ شده است. اظهارات سرلشکر وفیق السامرایی به عنوان شخصی که عمدتا خدمت خود را در دستگاه اطلاعاتی ارتش عراق، بالاخص بخش مربوط به ایران گذرانده است و رابط دستگاه اطلاعاتی عراق با دستگاه های اطلاعاتی عربی و غربی بود، حائز اهمیت و توجه می‌باشد.

 

وی در قسمت اول کتاب مزبور پس از اتمام بررسی های خود درباره جنگها و نبردهای رخ داده بین ایران و عراق، به بیان «کمک های اطلاعاتی آمریکا در طول جنگ هشت ساله عراق علیه ایران» می پردازد و در ضمن آن چنین اشاره می کند:

 


وفیق السامرایی: ما و نیروهای ایرانی رودرروی یکدیگر، روی سد مرزی بین دو کشور صف آرایی کردیم. هنگامی که صدام دریافت در چه شرایط دشواری قراردارد، تصمیم گرفت از کلیه اراضی ایران عقب‌نشینی نماید. ولی ایران سرسختی نمود و تصمیم گرفت جنگ را ادامه دهد.* صدام راجع به سال  1982 گفته است: "سال 82، و تو چه می دانی که سال 82 چیست؟"، با این تعبیر سعی داشت دشواری شرایط این سال را بیان نماید.

 

چیزی نمانده بود که تمام ذخایر نقدی ما ته بکشد. صادرات نفت از طریق سوریه به دنبال تجاوزکاری‌های صدام متوقف گردید و ضربه های نظامی یکی پس از دیگری بر پیکره ما وارد می شد. ولی حمایت‌ها و پشتیبانی‌ها به عراق سرازیر گردید.

 

ایالات متحده از طریق یک کشور عربی، بعد از نبردهای دزفول-شوش، در اواخر مارس 1982 کار ارائه اطلاعات به ما را آغاز کرده بود. کشورهای خلیج فارس نیز پشتیبانی خود را افزایش دادند.2

 

راس ساعت 10 همان شب [13 ژوئیه 1982] نیروهای ایران حمله خود را با لشکر 30 زرهی سپاه پاسداران آغاز کردند.** این نیروها موفق شدند دیواره دفاعی لشکر 9 زرهی را درهم شکسته، و پس از 22 کیلومتر پیشروی و در آستانه دریچه ماهی، سرپل خود را بنا کنند. این دریاچه یک مانع مصنوعی بزرگ تلقی می شد، که از مدتها پیش در شرق بصره ایجاد شده بود.

 

ظهر روز 14 ژوئیه، نیروهای ما دست به پاتک زدند و طی آن توانستند نیروهای ایرانی را عقب برانند. ولی حملات ایران پنج بار دیگر تکرار شد، تا سرانجام در روز 1982/7/31 با شکست مواجه شد. این مجموعة عملیات ایران تنها منجر به تصرف بخش کوچکی از قلمروی عراق در منطقه‌ای به عرض حدود چهار کیلومتر، و طول تقریبی ده کیلومتر گردید.

 

در جریان این عملیات سنگین، من در قرارگاه مقدّم فرماندهی کل نیروها در بصره بودم. مرا فوراً به بغداد فراخواندند. به محض آنکه به بغداد رسیدم، مرا به یکی از خانه‌های مجلّل سازمان کل اطلاعات، در کرانة رود دجله بردند. در آنجا با سه نفر از اعضای سرویس اطلاعات مرکزی «CIA» ملاقات کردم. یکی از آنها درجة بالایی داشت و راجع به خود و همکارانش می‌گفت که در ارتش دارای درجة ژنرالی هستند. نفر دوم پایش را در جنگ ویتنام از دست داده بود، و نفر سوم مدّتی در تونس و یمن کار کرده بود و زبان عربی را می‌دانست. آنان آمده بودند تا مستقیماً آمادگی خود را برای دادن اطلاعات لازم راجع به ایران اعلام نمایند.

 

از اواخر مارس 1982، آنها از طریق یک کشور عربی این اطلاعات را در اختیار ما می‌گذاشتند. من هم شمّه‌ای از وضعیت نظامی و اطلاعاتی موجود را در اختیار آنها گذاشتم و آنها با خوشحالی تمام گزارش من را گوش دادند. این گروه، اطلاعات خوب و اساسی راجع به نیروهای ایرانی با خود آورده‌ بودند که بسیاری از آنها برای ما فاش شده بود و ما از بخشی از آنها، برای تکمیل اطلاعات ناقص استفاده کردیم.

 

آمریکایی‌ها نقشه‌ها و طرح‌های بسیار دقیقی راجع به یگان‌های ایرانی و همچنین کروکی‌های توضیحی که از تصاویر ماهواره‌ای اقتباس شده بود با خود آورده بودند. در آن مرحله از جنگ ما به این‌گونه نقشه‌ها و طرح‌ها نیاز مبرم داشتیم.

 

پیش از این نیز در فوریه 1981 که مأمور سفر به ژنو شده بودم، با یکی از تجار اسلحة امریکایی، که یک ارمنی لبنانی‌الاصل بود، ملاقات کردم و قرار شد با او درباره خرید نقشه‌های نظامی با مقیاس یک پنجاه هزارم در ازای 2/1 میلیون دلار مذاکره نمایم. این مبلغ از طریق سپهبد ستاد عدنان خیراللّه تأمین گردیده بود و قرار بود پس از این سفر به امریکا بروم تا هرچه زودتر نقشه‌ها را تحویل بگیرم. ولی پس از آنکه دریافتم نیازی به چنین سفری نیست، به عراق بازگشتم و مجموعه‌ای از نقشه‌های مختلف، راجع به مناطق غیر مهم ایران برای ما ارسال گردید! 3

 

ادامه دارد...


پانوشت:

* عقب نشینی صدام و اعلام آن در شرایطی صورت گرفت که عراق همچنان 3000 کیلومتر مربع از خاک ایران را با حضور در ارتفاعات سرکوب مرزی و نفت‌شهر و سمیده در اختیار داشت و از طرف دیگر بسیاری از شهرهای مرزی ایران در تیر رس آتش توپخانه های عراق قرار داشت و عراق علی رغم اعلام عقب نشینی ناقص، عملا هر روزه اقدام به گلوله باران شهرهای ایران می نمود. عقب نشینی عراق با هدف سیاسی و برای افزایش فشار بین المللی به ایران انجام گرفت. در حالی که عراق در برابر ایران شکست خورده بود، حامیان عراق حاضر نشدند هیچ گونه امتیازی به ایران مبنی بر محکوم کردن متجاوز و پرداخت خسارت به ایران، واگذار نمایند. در چنین وضعیتی ایران چه راه حلی به جز ادامه جنگ در خاک عراق در برابر خود داشت؟

** عملیات رمضان در تاریخ 1361/4/23 تحت فرماندهی قرارگاه مشترک سپاه و ارتش به نام قرارگاه کربلا آغازشد.

 

منابع:

1. ریشه‌های سیاست مهار دوگانه/ حمله عراق به ایران با چراغ سبز آمریکا- ساسان فیاض‌منش، سایت تاریخ ایرانی.

2. کتاب ویرانی دروازه های شرقی، سرلشکر عراقی وفیق السامرایی، مترجم:عدنان قارونی، تهران: مرکزاسناد و تحقیقات دفاع مقدس، ،چاپ ششم، 1390، ص 99.

3. منبع پیشین، صص 100-101

عکس‌های مرتبط: 
دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید