آیا ایران درجنگ از عامل شیمیایی استفاده کرد؟(قسمت سوم)

چاپلینک ثابت
ترفند فرافکنی عراق با طرح اتهام استفاده ایران از جنگ‌افزارشیمیایی

 

در بخش اول موضوع "استفاده ایران از سلاحهای شیمیایی در جنگ" به تحقیق انجام شده توسط یوست آر.هیلترمن -مدیر اجرایی بخش جنگ افزار سازمان دیده بان حقوق بشر در سال 1991م- و مطالب درج شده در کتاب "رابطه زهرآگین آمریکا، عراق و بمباران شیمیایی حلبچه" در خصوص ادعای "استفاده ایران از سلاحهای شیمیایی در جنگ" پرداخته شد و در بخش دوم به اظهارات فرماندهان و سربازان عراقی حاضر در جنگ هشت ساله با ایران و نظر سیاست‌گذاران و تحلیل گران آمریکایی در خصوص استفاده ایران از سلاح شیمیایی اشاره شد.

 

هیلترمن در کتاب خود به ادعاهای رسمی و غیر رسمی دولت عراق در خصوص موضوع استفاده ایران از سلاح شیمیایی در جنگ می پردازد و این ادعاها را به همراه گزارشهای کارشناسان سازمان ملل بررسی نموده است. با توجه به اینکه تعدادی از سربازان عراقی توسط عوامل شیمیایی مصدم شده بودند و عراق از آنها برای اثبات ادعاهای خود استفاده می نمود، هیلترمن به بررسی علل این مصدومیت پرداخته و برای اثبات موضوع از اظهارات سربازان و فرماندهان عراقی نیز استفاده نموده است.

 

بخش سوم موضوع "استفاده ایران از سلاحهای شیمیایی در جنگ" به ادعاهای دولت بعثی عراق در خصوص مصدومیت شیمیایی سربازان عراقی در جنگ و علل واقعی این مصدومین اختصاص دارد و بسیار خواندنی و جالب می باشد:

 


 

در طول جنگ، عراق [متقابلاً] ادعا می‌کرد که ایران از گاز [شیمیایی] استفاده می‌کند. طرح این ادعاها در سال‌های اولیه جنگ را تنها می‌توان تلاش‌های آشکار عراق برای منحرف ساختن اذهان جهانیان از استفاده این کشور از گاز شیمیایی قلمداد کرد . برای نمونه، نیروهای ایرانی در سال 1986 م [اواخر 1364ش] به‌رغم بمباران شیمیایی شدید عراق موفق شدند شبه‌جزیره فاو را تسخیر کنند و عراق نیز در آن زمان با طرح ادعای حمله شیمیایی ایران و بدون ارائه هیچ‌گونه جزئیاتی اعلام کرد:رژیم ایران به خاطر خسارت‌های سنگینی که متحمل شده، دیروز و امروز اقدام به استفاده از جنگ‌افزارهای شیمیایی علیه ما کرد با این توهم که با چنین اقدامی بتواند خود را از تنگنا و مخمصه مرگ باری که در آن دچار شده خلاص کند.(1)

 

اما عراقی‌ها به‌زودی دریافتند که می‌توانند تلفات شیمیایی ناشی از گاز [شیمیایی] مورداستفاده نیروهای خودشان را پای ایرانیان بنویسند و با نسبت دادن این تلفات به حملات [شیمیایی ایران] سازمان ملل را فریب دهند.

 

در این میان مسئله مهم این بود که جهانیان می‌دیدند که به‌رغم استفاده شدید عراق از گاز [شیمیایی]، ایران اقدام به مقابله‌به‌مثل نمی‌کند و این مسئله هم به تلاش تبلیغاتی عراق لطمه می‌زد و هم امریکا را که در آن زمان حامی اصلی عراق بود آشفته می‌ساخت. از این رو، واشنگتن از پاییز 1987 م [1366ش] به‌تدریج این ادعا را مطرح نمود که ایران نیز به توان شیمیایی دست‌یافته است. جورج شولتز وزیر خارجه وقت [امریکا] در سخنرانی‌اش در مؤسسه علوم وایزمن در اسرائیل در اکتبر [همان سال] به‌طور علنی از هر دو کشور ایران و عراق به خاطر کاربرد ادعایی جنگ‌افزارهای (alleged use) شیمیایی در جنگ خلیج‌فارس انتقاد کرد.(2)

 

منظور از عبارت « کاربرد ادعایی » چه بود و چه کسی این ادعاها را مطرح می‌ساخت؟ ادعای شولتز نخستین مورد ازاین‌دست بود که یک مقام ارشد آمریکایی مطرح می‌کرد. در اوایل سال 1987 م [اواخر 1365ش] عراق ایران را به کاربرد گاز خردل و فوسژن (phosgene) متهم کرده بود؛ فوسژن عامل خفه‌کننده‌ای است که در جنگ جهانی اول هم به‌کاررفته شد و در«حملات شیمیایی»  که در جبهه جنوبی انجام شد سبب آسیب‌های دردناک شدید بافتی در مصدومین گردید.(3) این نخستین ادعای خاص عراق در این زمینه در طول جنگ بود که وضعیت آن به علت اعلام نکردن محل حادثه قدری مبهم بود. البته ادعا می‌توانست درست باشد که در این صورت باید شواهد مربوط ارائه می‌شد. از سویی ممکن بود عراق تلاش کرده باشد زمینه را برای بازدید کارشناسان بین‌المللی از تلفات شیمیایی [ادعایی] آماده نماید.

 

در آوریل 1987 م [فروردین 1366ش] و در واکنش به حملات فزاینده شیمیایی عراق که آن زمان ظاهراً غیرنظامیان را هم هدف قرار می‌داد و نیز با توجه به افزایش فشار ایران در این زمینه، دبیر کل سازمان ملل بار دیگر یک گروه کارشناسی به منطقه اعزام کرد. اما این بار عراق نیز درها را به روی کارشناسان باز کرد و آنها را برای بازدید از چند بیمارستان به بغداد و بصره برد و زمینه بازدید کوتاهی از جبهه جنوبی بصره را هم برایشان فراهم نمود.

 

کارشناسان اعزامی سازمان ملل در گزارششان که یک ماه بعد منتشر شد اعلام کردند که شماری از عراقی‌ها با گاز خردل و تعدادی از آنها هم با گازی به‌شدت سوزش‌آور که احتمالاً گاز فوسژن بوده است مصدوم شده‌اند.(4)

 

گزارش قابل‌تأملی بود. کارشناسان مزبور با اشاره به دیدارشان از ایران ضمن تأکید بر حملات شیمیایی آنجا مشده به مواضع نظامی و غیرنظامیان این کشور، از ترکش‌های باقی‌مانده از [گلوله‌ها و بمب‌های منفجرشده] نیز استفاده کردند تا نشان دهند که عراق در این زمینه مقصر بوده است . در مقابل، این گروه در گزارش بازدیدشان از عراق صرفاً نوشتند: نیروهای عراقی در اطراف بصره با گاز خردل و یک عامل سوزش‌آور ریوی که احتمالاً گاز فوسژن بوده مصدوم شده‌اند، اما به علت نبود شواهد قانع‌کننده درباره جنگ‌افزارهای مورداستفاده نمی‌توان تعیین کرد که این آسیب‌ها چگونه ایجادشده است.(5)

 

طارق عزیز با عصبانیت به نحوه بیان گزارش گروه اعزامی سازمان ملل اعتراض و ادعا کرد: این گزارش دارای نواقص جدی می‌باشد ... و با برخی شواهد قابل‌اطمینان موجود در تناقض است؛ شواهدی که این هیئت از آن آگاه بوده و با استفاده از آنها می‌توانسته است نتیجه‌گیری کند که ایران واقعاً از جنگ‌افزارهای شیمیایی استفاده کرده است.

 

او در ادامه (این پرسش) را مطرح می‌کند: اگر در این گزارش به وجود عامل [شیمیایی] گاز فوسژن در زرادخانه ایران اشاره نشده، پس چگونه می‌توان این واقعیت را توجیه کرد که نیروهای نظامی عراق با این گاز مصدوم شده‌اند؟ (6)

 

در پاسخ می‌توان گفت که مسئله ممکن است این‌گونه رخ‌داده باشد که مصدومیت آن دسته از نیروهای عراقی که از جراحات شیمیایی رنج می‌بردند از انتشار گاز [شیمیایی] که خود عراقی‌ها بابی دقتی پرتاب کرده بودند و یا از گاز نشت کرده از مهمات عراقی که به شکل مناسبی تولید نشده ناشی می‌شد. شواهد فراوانی هم وجود دارد که بمب‌افکن‌های عراقی در طول جنگ بارها نیروهای خودشان را بمباران شیمیایی کرده‌اند.

 

این امر معمولاً به علت تغییر جهت باد؛ به‌ویژه در نقاطی از جبهه که نیروهای دو طرف بسیار نزدیک به هم مستقر بودند اتفاق می‌افتاد؛ مسئله‌ای که با تحویل موشک‌های ضد هواپیمای هاوک آمریکایی به ایران (در ماجرای ایران کنترا) حادتر هم شد. ازآن‌پس بمب‌افکن‌های عراقی مجبور بودند در ارتفاع بسیار بالاتری پرواز کنند و همین امر میزان پخش [گاز شیمیایی] را گسترش می‌داد و این احتمال را که گاز معلق با تغییر جهت باد به سوی نیروهای ایرانی یا عراقی برده شود بیشتر می‌ساخت.(7)

 

یکی از گزارش‌های پس از جنگ سازمان سیا، معضل تغییر جهت [گاز شیمیایی] را تأیید می‌کند. در گزارش آمده است:

عراق در حمله به نیروهای ایرانی با جنگ‌افزار شیمیایی ... توجه چندانی به ایمنی نیروهای خودی که در نزدیکی منطقه آلوده شیمیایی قرار داشتند نمی‌کرد ... به نظر ما رسید که اشتیاق عراق برای کاربرد جنگ‌افزارهای شیمیایی برفراز مواضع نیروهای خودی و یا در نزدیکی آنها بسته به میزان آمادگی سربازان مزبور برای محافظت خود در برابر حمله‌ها شیمیایی فرق می‌کرد. در بسیاری از موارد، جنگیدن سربازان عراقی در یک منطقه خاص سبب نمی‌شد که عراق از کاربرد جنگ‌افزار شیمیایی در آن منطقه اجتناب کند ... صرف‌نظر از توجیهات عراقی‌ها در این زمینه، شمار زیادی از نیروهای  عراقی در طی حملات شیمیایی خود عراق کشته یا مجروح می‌شدند.(8)

 

سربازان و خلبان‌های عراقی هم این گزارش را تأیید می‌کنند . یکی از خلبانان عراقی به نام سرهنگ ستاد یاسر الگیلانی (Yaser al-Gailani) در مصاحبه‌ای در سال 2000 م [1379ش] تصریح می‌کند: هواپیماهای عراقی در موارد متعددی نیروهای خودی را به‌طور تصادفی و با جنگ‌افزارهای متعارف و شیمیایی بمباران می‌کردند و حتی یک‌بار در مناطق مردابی جنوب عراق نیز از بمب‌های ناپالم [آتش‌زا] استفاده کردند .

 

این خطاها تلفات زیادی [به نیروهای خودی] وارد می‌کرد . افزون بر این، صدام می‌توانست از قربانیان عراقی برای اثبات استفاده ایران از جنگ‌افزار شیمیایی بهره‌برداری کند.

 

قبلا اشاره شده بود که چگونه سربازان عراقی در فاو با گاز [شیمیایی] نیروهای خودشان مصدوم شدند . عراقی‌های طرف گفت‌وگو در سال 2003 م [1382ش] حوادثی ازاین‌دست را در برخی عملیات دیگر نیز گزارش کرده‌اند. سربازان [عراقی] معمولاً با یک‌رشته علامت‌ها پیشاپیش از حملات قریب‌الوقوع شیمیایی کشورشان خبردار می‌شدند؛ علامت‌هایی مانند دو بار دمیده شدن در یک سوت مخصوص و زدن سه بار فریاد « گاز، گاز، گاز » گاهی هم با دو ضربه چوب به چرخ اتومبیل.

 

این علامت‌ها نشان می‌داد که آنها باید ماسک‌های ضد گاز خود را بزنند ولی معمولاً این کار را نمی‌کردند و در بسیاری از مواقع هم عوامل شیمیایی استفاده‌شده به‌سوی آنان نمی‌آمد. ازاین‌رو، آنها به‌ندرت به خود زحمت می‌دادند تا از سایر تجهیزات ضد شیمیایی مانند بادگیر، چکمه یا دستکش استفاده کنند و معمولاً ماسک برایشان کافی بود.

 

به همین خاطر، عراقی‌ها در خطوط مقدم از عوامل اعصاب که زود پراکنده می‌شوند استفاده می‌کردند، تا ضمن کشتن نیروهای ایرانی، خطر مصدومیت نیروهای خودی را به حداقل برسانند و در مقابل، برای حمله به مناطق عقبه ایران از گاز خردل استفاده می‌کردند؛ گازی که با پایداری بیشتری که دارد خطوط پشتیبانی ایران را به هم می‌ریخت. از طرفی، مقابله با گاز خردل مستلزم استفاده از تجهیزات کامل ضد شیمیایی بود ولی برای عوامل اعصاب، زدن ماسک ضد گاز کفایت می‌کرد.

 

بااین‌حال، تغییر جهت باد همه هشدارها و تدابیر احتیاطی عراقی‌ها را مختل می‌ساخت . فرمانده گردان عراقی در مصاحبه‌ای در سال 2004 م [1383ش] درباره درگیری [با نیروهای ایرانی] در نزدیکی شهر (ویران شده) ایران یعنی خرمشهر و در کنار رود کارون در آوریل 1987 م [فروردین 1366ش] چنین می‌گوید: یکی از روزهایی که در جزیره ام‌رصاص در شط‌العرب [اروندرود] بودم ، دو فروند از هواپیماهای خودی را دیدم که بر روی نیروهای ایرانی مستقر در محمره [خرمشهر] و نهر جاسم مواد شیمیایی می‌ریختند . ایرانیان با استفاده از موشک‌های هاوک توانستند یکی از هواپیماهای میگ 23 ما را ساقط کنند که پس از منفجرشدن به داخل مناطق باتلاقی سقوط کرد.

 

با محافظم خالد که یکی از کردهای اهل کلار(Calar) بود برای ثبت حادثه  به محل سقوط هواپیما رفتیم. هنگامی‌که به لاشه هواپیما خیره شده بودیم، کلاه‌خود خالد در آب افتاد. او هم آن را برداشت و درحالی‌که بر روی سرش می‌گذاشت، چند قطره آب بر روی صورتش چکید. وقتی به گردان برگشتیم، خالد گفت دیگر نمی‌تواند ببیند. او را به بیمارستان صحرایی بردم و در آنجا او را در حوض یخ قراردادند.

 

مصدومیت خالد کمی کاهش یافت ولی پس از بازگشت به مقر بی‌درنگ ناراحتی‌اش عود کرد و او را با بالگرد به پشت جبهه منتقل کردند و شش ماه در بیمارستان بستری شد. او با گاز خردل مصدوم شده و همه بدنش تاول‌زده بود. این درحالی‌که بود که یک روز پیش‌ازاین حادثه هم 16 نفر از نیروهایم به خاطر مصدومیت شیمیایی به بیمارستان اعزام‌شده بودند.

 

یک سرتیپ عراقی نیز در مصاحبه‌ای در سال 2004 م [1383ش] این نکته را یادآور می‌شود که عراق در آغاز جنگ و پس از معکوس شدن فاجعه‌بار روند جنگ در سال 1982 م [1361ش] بارگذاری گاز [شیمیایی] بر روی گلوله‌های توپ 122 میلی‌متری ،130 و 155 میلی‌متری و گلوله‌های خمپاره 120 ، را آزمایش کرد.

 

او در این مورد که چرا عراق برای این کار ابتدا توپخانه را به بمباران هوایی ترجیح می‌داد می‌گوید:  دونیروی متخاصم در فاصله بسیار اندکی از یکدیگر قرار داشتند و اگر ما جنگ‌افزارهای شیمیایی را با برد نزدیک به کار می‌گرفتیم، هیچ‌کس نمی‌توانست تشخیص دهد که مقصر کیست و می‌توانستیم ایران را در این زمینه متهم کنیم. ولی اگر عمقِ مناطق عقبه آنها را بمباران می‌کردیم، روشن بود که کار ماست و همین امر می‌توانست رسوایی به بار بیاورد. این  ترفند مؤثر واقع شد و فرماندهان قرارگاه‌ها ترغیب شدند به این روش ادامه دهند. برخی از فرماندهان [عراقی] اشتیاق زیادی به استفاده از گاز [شیمیایی] داشتند ولی برخی هم نگران آسیب دیدن نیروهای خودی بودند.

 

نشت گاز از مهمات [شیمیایی] عراقی‌ها دومین منشأ مصدومیت نیروهای خودشان به شمار می‌آمد؛ خطری که افراد یگان‌های حمل‌ونقل مهمات و یا کسانی را که مجبور بودند در مجاورت مهمات [شیمیایی] باشند تهدید می‌کرد.

 

یکی از خلبانان سابق جنگنده‌های [عراقی] در مصاحبه‌ای در سال 2003 م [1382ش] د راین باره می‌گوید: این مشکل همیشگی ما بود و هر وقت در جبهه‌ها از گاز [شیمیایی] استفاده می‌شد به شوخی می‌گفتیم: «دارند پیف‌پاف(pif paf) *می‌زنند! »  ، ما اجازه نداشتیم درباره«حملات ویژه»  با خلبان‌هایی که این مأموریت‌ها را انجام می‌دادند حرف بزنیم ولی همیشه آدم‌های پرحرف هم زیادند. ما برای بمب‌های [شیمیایی] به خاطر خطوط سیاه‌رنگ روی آن‌ها از عبارت«بابا نوار مشکی» ** استفاده می‌کردیم. گاهی تا پایان مأموریت نمی‌توانستیم وارد  محدوده‌های خاصی از پایگاه هوایی شویم و گاهی هم تلفن‌ها به‌طور موقت قطع می‌شد. در این موارد می‌فهمیدیم که مأموریت ما، شیمیایی است.

 

اما طولی نکشید که آن مأموریت‌ها دیگر [برای کسی] ویژه نبودند و خلبان‌ها دوست نداشتند به چنین مأموریت‌هایی اعزام شوند ، زیرا حوادث زیادی برایشان رخ می‌داد و آنها احساس ترس می‌کردند. کار کثیفی بود .

 

بمب‌ها باعجله آماده می‌شد و درنتیجه [گاز شیمیایی] از آنها نشت می‌کرد. از یکی از دوستان خلبانم شنیدم که یک‌بار به علت نشت گاز از یکی از بمب‌های [شیمیایی] که قرار بود با خود حمل کند، مأموریتش به تعویق افتاده و مجبور شده است از هواپیمایش خارج‌شده و در گوشه‌ای منتظر بماند.

 

بعدها حال او بد شد و پشتش تاول زد و دیگر نمی‌توانست انگشتانش را خم کند. این تنها یکی از ماجراهایی است که برای یکی از کسانی که می‌شناختم اتفاق افتاد ولی [در آن زمان] ماجراهای زیاد دیگری ازاین‌دست می‌شنیدیم.

 

محتوای یکی از اسناد سازمان سیا مربوط به اواخر دهه 1980 م [اواخر دهه 1360ش] خاطرات خلبان را تأیید می‌کند. در سند آمده است که واحدهای مسئول حمل‌ونقل بمب‌های شیمیایی [عراق] که به معروف «بمب‌های ویژه»  بودند باید دقت زیادی در جابه‌جایی آنها به خرج می‌دادند، زیرا بسیاری از این بمب‌ها نشت [گاز شیمیایی] داشتند و حوادثی را به بار می‌آوردند . افرادی که در معرض تماس با گازهای نشتی از بمب‌ها قرار می‌گرفتند دچار سوختگی، تاول و زخم‌های چرکین می‌شدند و واحدهای دفاع شیمیایی موظف بودند بدن سربازان مصدوم را شست‌وشو و آنها را درمان کنند.(9)

 

یکی از سربازان عراقی که در عملیات موسوم به «توکلنا علی الله»  در سال 1988 م [1367ش] شرکت داشت در مصاحبه‌ای در سال 2004 م [1383ش] می‌گوید: نیروهای عراقی در مرحله اول عملیات در فاو، راکت‌های شیمیایی ایتالیایی آماده را شلیک می‌کردند درحالی‌که در مراحل بعدی از راکت‌های آمریکایی استفاده می‌کردند که من و هم‌قطارانم باید سرِجنگی این راکت‌ها را جدا کرده و با سرِجنگی‌هایی که با گاز [شیمیایی ] مایع پرشده بود جایگزین می‌کردیم.

 

البته ما هشت سال بود که از این راکت‌ها با گلوله‌های متعارف استفاده می‌کردیم ولی این نخستین بار بود که آنها را ناشیانه دست‌کاری می‌کردیم. مشکل این بود که سرجنگی‌های [شیمیایی] معمولاً نشتی داشتند. این مسئله در هر چهار مرحله عملیات که من در آن شرکت داشتم منجر به حوادثی شده بود.

 

او در این باره چنین توضیح می‌دهد: حمل‌ونقل این راکت‌ها با کامیون و به دست عناصری از بخش امنیت ملی که لباس شخصی بودند و کاملاً بر این امر نظارت داشتند انجام می‌شد. آنها به ما می‌گفتند که در این باره باکسی صحبت نکنیم و ازاین‌رو ما می‌دانستیم که راکت‌ها با مواد شیمیایی پرشده‌اند ولی از نوع مواد خبر نداشتیم. ما برای جابه‌جا کردن این راکت‌ها معمولاً آنها را همانند کودکان خود بغل می‌کردیم. یک‌بار به آنها [عناصر بخش امنیت ملی] هشدار دادم که برد این راکت‌ها به ایرانیان نمی‌رسد و به‌جای آنها بر سر نیروهای خودمان فرود می‌آیند. عنصر ناظر آنها در پاسخ گفت: اگر از هر 40 راکت ، 10 راکت به اهداف موردنظر اصابت کنند، برای ما کفایت می‌کند.

 

پس از هر حمله بیمارستان صحرایی ما از تلفات شیمیایی نیروهای خودمان پر می‌شد، تا جایی که در بخش‌های مربوط دیگر جای سوزن انداختن هم نبود . تلفات نیروهای خودی بیشتر به‌این‌علت بود که بسیاری از راکت‌ها درست شلیک نمی‌شد و مواد شیمیایی آنها درست جلوی مواضع خودمان فرومی‌ریخت.

 

این سرباز هم در جولای 1988 م [تیر 1367ش] در مرحله پنجم عملیات [توکلنا علی الله] در منطقه هورالهویزه نزدیک قلعه صالح مصدوم شده بود:

وقتی گلوله‌های توپ شیمیایی را بر روی یکی از قبضه‌های توپ بارگذاری می‌کردم به علت نشت [گاز شیمیایی] از یکی از گلوله‌ها مصدوم شدم. نه سرباز دیگر و دو افسر هم مصدوم شدند. ابتدا ما را به چادر مخصوص شست‌وشو بردند و سپس به بیمارستان جنگ شیمیایی در العماره منتقل کردند. همچنین به علت مشکلات تنفسی که داشتیم به ما آمپول کورتیزون تزریق کردند و تا دو روز قادر به خوردن و آشامیدن چیزی نبودیم . به برخی از مصدومین آمپول آتروپین هم زدند ولی افسر بهداری وقتی اسم مرا شنید، گفت: تو مسیحی هستی، از این آمپول به تو نمی زنم.

 

این سرباز [عراقی] گرفتار عوارض جانبی شیمیایی نشد و هرگز به او نگفتند که با چه نوع گاز [شیمیایی] مصدوم شده است . تنها چیزی که می دانست این بود که علت مصدومیتش، عامل شیمیایی بوده است. او تنها چند روز پیش از آتش بس 8 اوت [17مرداد] بار دیگر به جبهه بازگشت.

 

در گزارش سال 1987 م [1366ش] سازمان ملل به فریب‌کاری عراق در ارائه تلفات شیمیایی‌اش اشاره نشده بود. اما این گزارش بابیانی بی‌طرفانه، اعتبار شواهدی را که ارتش عراق ارائه کرده بود تا حدی موردتردید قرار داده بود. این شواهد دو گلوله توپ 130 میلی‌متری (یا ترکش‌های آنها) بودند که به گفته عراقی‌ها حاوی گاز خردل بوده ولی از آنها آلودگی‌زدایی شده بود .

 

در گزارش [سازمان ملل] تصریح‌شده بود که این گلوله‌ها دارای هیچ‌گونه پوشش داخلی مقاوم در برابر مواد شیمیایی نبوده و هیچ اثری از گاز خردل در آنها مشاهده نمی‌شود و ازجمله گلوله‌هایی هستند که معمولاً با مواد منفجره قوی پر می‌شوند. به‌بیان‌دیگر، احتمال اینکه گلوله‌های مزبور حاوی عوامل شیمیایی باشند وجود نداشت. در گزارش مزبور درباره بخش دوم شواهد عراق یعنی وجود چاله ناشی از انفجار گلوله [شیمیایی ایران] در نزدیکی بصره نیز نتیجه‌گیری شده بود که چاله‌ای با این عمق و قطر هیچ شباهتی به چاله‌های ناشی از انفجار گلوله‌های شیمیایی‌بر روی یک منطقه مسطح ندارد.(10)

 

گلوله‌هایی که قدرت انفجاری بالایی دارند اصولاً برای حمل عوامل شیمیایی مناسب نیستند، زیرا این عوامل پیش از اینکه در محل انفجار منتشر شوند براثر انفجار از بین می‌روند . گاز [شیمیایی] معمولاً یا با استفاده از مخازن افشانه‌ای منتشر می‌شود و یا در محفظه‌هایی قرار داده می‌شود که پوسته آنها پس از اصابت به هدف یا با ضربه کوچک ناشی از انفجار چاشنی زمانی جنگ‌افزار می‌شکند. به‌عبارت‌دیگر، در این گزارش تصریح‌شده بود که آنچه عراقی‌ها برای اثبات استفاده ایران از جنگ‌افزارهای شیمیایی ارائه داده‌اند، ارتباط چندانی با این موضوع ندارد. افزون بر این، عراقی‌ها نتوانسته بودند حتی ترکش کوچکی از گلوله‌های خمپاره حاوی فوسژن را ارائه دهند.

 

در آن زمان برای تعداد اندکی از ناظران جنگ ایران و عراق این امکان وجود داشت که بتوانند یکی از گزارش‌های سازمان ملل را با این جزئیات مطالعه کنند. اما آنچه توجه جهانیان را بیشتر به خود جلب کرد نامه ضمیمه‌ای بود که دبیر کل سازمان ملل به هنگام ارسال گزارش برای شورای امنیت فرستاد. در این نامه آمده بود:

 

یافته‌های کارشناسان [سازمان ملل] که نیروهای عراقی بار دیگر علیه نیروهای جمهوری اسلامی ایران از جنگ‌افزارهای شیمیایی استفاده کرده‌اند و این بار تعدادی از غیرنظامیان هم در این کشور مصدوم شده‌اند و اینکه اکنون خود نیروهای عراقی نیز قربانی جنگ شیمیایی گردیده‌اند، موضوعی است که باید شدت نگرانی جامعه بین‌المللی را در این زمینه افزایش دهد.(11)

 

در اینجا تفاوت ظریفی وجود داشت که برای ناظران غیرحرفه‌ای بسیار پیچیده بود و ازاین‌رو کسانی که به دنبال فریب‌کاری بودند می‌توانستند از آن بهره‌برداری کنند.

 

عراق همچنان به دنبال تلاش‌های فریب‌کارانه بیشتری بود و با طرح اتهامات کلی و بدون ذکر جزئیات، به‌طور مکرر از سازمان ملل درخواست می‌کرد آنها را بررسی کند.(12)سرانجام در جولای 1988 م [تیر 1367ش] عراقی‌ها به خواسته‌شان رسیدند و سازمان ملل موافقت کرد هیئتی را برای بررسی اتهام حمله شیمیایی ایران به عراق اعزام نماید. اما این بار هم کارشناسان [سازمان ملل] به طرز معناداری از تعیین طرفی که مسئولیت تلفات موردبررسی را بر عهده داشت خودداری کردند.(13)

 

بااین‌حال، واقعیت این بود که سازمان ملل کل مأموریت گروه بازرسی را صرفاً به یک ادعا اختصاص داد و تلاشی هم برای رد آن نکرد و این خود می‌توانست زمینه را برای تقویت این ادعا فراهم نماید. البته گروه به‌جای بررسی صحت‌وسقم شواهد ارائه‌شده عراق، یعنی گلوله‌های خمپاره 81 میلی‌متری حاوی گاز خردل که ادعا می‌شد ایران آنها را شلیک کرده است، تردیدهای مهمی را مطرح ساخت و برای نمونه اعلام کرد: گلوله‌های مزبور در وضعیت بسیار نامناسبی بوده‌اند و اصولاً به دلایل ایمنی نباید از آنها استفاده می‌شد و همچنین به نظر می‌رسد گلوله‌های مزبور با ترکیبات نامناسبی پرشده‌اند.(14)

 

ادعای شولتز در سال 1987 م [366 ش] مبنی بر استفاده ایران از جنگ‌افزارهای شیمیایی با توجه به مجموعه‌ای از عوامل مختلف، قابل‌قبول به نظر می‌رسید. این ادعا در نوع خود اولین ادعای خاص عراق در این زمینه بود. عراقی‌ها برای اولین بار از این ادعا برای دعوت از بازرسان سازمان ملل به بغداد استفاده می‌کردند. شواهدی در بغداد به بازرسان ارائه شد که ازنظر یک فرد غیرحرفه‌ای می‌توانست شواهد معتبری باشد . از سوی دیگر این مسئله که عراق تلاش می‌کرد برای ایران پاپوش بدوزد به‌صراحت در یافته‎‌های گروه اعزامی سازمان ملل ذکر نشده بود.

 

اگر عراقی‌ها در حال فریبکاری بودند، زمان‌بندی آنها برای این کار به‌موقع بود؛ زیرا ایرانیان هم‌زمان زمزمه‌هایی سر داده بودند که اگر سازمان ملل نتواند استفاده عراق از گاز [شیمیایی] را متوقف کند، آنها هم ممکن است بر اساس حق مقابله‌به‌مثل کشورها که در پروتکل 1925 م ژنو به آن اشاره‌شده، دست به مقابله مثل بزنند و تا زمانی که یک اقدام عملی برای توقف حملات بیشتر شیمیایی عراق صورت نگرفته، به این کار ادامه دهند.(15) در آن زمان گمانه‌زنی کلی این بود که ایران در حال تولید عوامل شیمیایی هست و به‌زودی استفاده از گاز [شیمیایی] را هم آغاز خواهد کرد. در این میان، کسی هم به تأکیدات مکرر ایرانیان مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی تصمیم به مقابله‌به‌مثل ندارد گوش نمی‌داد.

 

تعبیر محتاطانه گزارش سال 1987 م [1366ش] سازمان ملل که برای افزایش اعتبار آن صورت گرفته بود، مشکلات زیادی به بار آورد. گزارش مزبور نتوانسته بود ادعاهای عراق را انکار کند و این از یک‌سو آن را نوعی گزارش متوازن جلوه می‌داد و از سوی دیگر ، آن را در معرض تفاسیر متعارض قرار می‌داد. اقبال رضا که در آن زمان از کارکنان سازمان ملل بود و بازرسان سازمان را در طی مأموریت‌هایشان همراهی می‌کرد، در همان زمان با اشاره به وجود پاره‌ای ابهامات در این گزارش به خبرنگاران گفت: سازمان ملل در مأموریت‌هایش در سال‌های 1984 م، 1986 م و 1987 م [سال‌های 1363، 1365 و 1366ش] هر بار شواهدی از استفاده عراق از جنگ‌افزارهای شیمیایی یافته است ولی هیچ شواهدی مبنی بر استفاده ایران  از این جنگ‌افزارها وجود ندارد. (16)

 

او در مصاحبه‌ای در سال 2000 م [ 1379ش] قضیه را با صراحت بیشتری مطرح و ادعا کرد :  شواهدی که عراقی‌ها ارائه کرده‌اند کاملاً ساختگی به نظر می‌رسد.افزون بر این، او به این نکته هم اشاره کرد که بازرسان سازمان ملل پس از بازگشت از مأموریتشان در گفت‌وگوهایشان در راهروهای سازمان ملل آشکارا از این موضوع سخن گفته‌اند و همه اعضای شورای امنیت را هم از آن مطلع ساخته‌اند.

 

الستایر هی و جولیان پِری رابینسون دو تن از کارشناسان مستقل جنگ‌افزارهای شیمیایی بعدها در مصاحبه‌ای در سال 2001 م [1380ش] ابراز داشتند:

ادعای استفاده ایران از جنگ‌افزار شیمیایی در جنگ کاملاً نادرست بود و صرفاً از نحوه بیان گزارش سال 1987 م [1366ش] سازمان ملل ناشی می‌شد که برخی تفسیر نادرستی از آن ارائه می‌دادند. بدین ترتیب این انگاره، که ایران هم در جنگ شیمیایی مقصر است شکل گرفت و در حوزه خرَد عمومی وارد شد.

 

برای نمونه در 24 مارس 1988 م [4 فروردین 1367ش] یک هفته روزنامه فرانسوی لیبراسیون (Liberation) پس از حمله [شیمیایی] حلبچه در گزارشی نوشت: در ژوئن 1987 م [خرداد 1366ش] گروه بازرسی سازمان ملل در گزارش خود تأیید کرد که سربازان هر دو کشور قربانی جنگ‌افزارهای شیمیایی شده‌اند.

این نوع بیان گرچه ازنظر فنی صحیح بود ولی زمینه اثبات نظریه مسئولیت مشترک دو کشور [در جنگ شیمیایی] را فراهم می‌کرد.(17)


پانوشت

*  "پیف‌پاف" مارک تجاری یک نوع حشره‌کش قدیمی است که در ایران هم با این نام معروف بود.

** Abu Khat al-Aswad [Daddy Black Stripe]

1. Letter, S/17824, February 13, 1986.

2. Reuters, October 19, 1987·

3. Lerrers, S/18806, April 15, 1987, and S/18810, April 16, 1987·

4. UN Security Council, Report of the Mission Dispatched by the Secretary-General to Investigate Allegations of the Use of Chemical Weapons in the Conflict between Islamic Repub!ic of Iran and Iraq, S/18852 (May 26, 1987), paras. 40-54 and 64B(a).

5. Ibid, para. 66.

6. Letter, S/18870, May 18, 1987.

7. Burck and Flowerree, International Handbook, p. 112.

8. US Central Intelligence Agency, “CW Use in Iran-Iraq War,” undated (FOIA Gulflink). Emphasis added.

9. US Central Intelligence Agency, “Iraqi Chemical Weapons and Defense Capabilities,” undated (FOIA-Gultlink).

10. UN Securiry Council. Report of the Mission (1987), paras. 59-62.

11. Ibid., p. 2. Emphasis added.

12. Two examples: Letters, S/20013, July 13, 1988, and S/20077, August 1, 1988.

  13 . دبیر کل سازمان ملل می گوید: متأسفانه یافته های کارشناسان حاکی از وجود فزاینده انواع مختلف جنگ افزارهای مرتبط با عوامل شیمیایی تهاجمی در جنگ بین ایران و عراق است

منبع نقل قول:

UN Security Council, Report of the Mission Dispar.:hed by the Secretary-General to Investigate Allegations of the Use of Chemical Weapom in the Confiict between the Islamic Republic of Iran and Iraq, S/20063 (July 25, 1988), p, 2.

14. Ibid., paras. 17-32.

15. Letter, S/19029, August 10, 1987

16. Quoted in the Atlanta Constitotion, July 9, 1987.

17 . در یکی از پانوشت های جالب گزارش سال 1987 م [1366ش] تیم اعزامی سازمان ملل آمده بود که حملات شیمیایی به نیروهای عراقی آنگونه که مقامات این کشور می گویند با گاز خردل و فسژن صورت گرفته و تلفات ناشی از این حملات اولین مورد از این دست بوده است که آنها در طول جنگ با آن برخورد داشته اند که در این صورت، این ادعا اعتبار همه اتهامات پیشین عراقی ها و ازجمله ادعای جولای 1988 م [تیر 1367ش] طارق عزیز را زیر سؤال می برد. آنها ادعا می کنند که در آغاز جنگ ابتدا ایران از جنگ افزارهای شیمیایی استفاده کرده است.

 

منبع

- یوست آر.هیلترمن، رابطه زهرآگین آمریکا، عراق و بمباران شیمیایی حلبچه، مترجم:یعقوب نعمتی وروجنی، تهران، نشر مرز و بوم،چاپ اول 1392، صص 363-351.

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



08 تير

روزشمار اسناد سازمان ملل



08 تير

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران