از جنوب لبنان به جنوب ایران؛ پا در راهِ جهاد

چاپلینک ثابت
به یاد شهید دکتر مصطفی چمران، در سی‌وپنجمین سالگرد شهادتش

 

شهید مصطفی چمران، پیش از آغاز جنگ و پیروزی انقلاب، تن به نبرد و دل به جهاد داده بود. موقعیت ممتاز علمی در آمریکا را رها کرد و به یاری امام موسی صدر در لبنان شتافت. نبرد علیه اسرائیل و تلاش برای بنیان‌گذاری سازمان رزمی که با رژیم اشغالگر قدس مقابله کند، مأموریت ویژه چمران در لبنان بود.

 

با پیروزی انقلاب به یاری نظام نوپای جمهوری اسلامی آمد و وزارت دفاع دولت موقت را پذیرفت. در جنگ کردستان حضوری همه‌جانبه داشت و این مسیر را با تأسیس ستاد جنگ‌های نامنظم (که تخصص او بود) برای مقابله با تجاوز عراق در جنوب تداوم بخشید. در آزادسازی سوسنگرد نقش بسزایی داشت و نهایتاً در آخرین روز از خرداد 1360، در دهلاویه بر اثر اصابت ترکش‌های خمپاره به شهادت رسید.

 

حضور شهید مصطفی چمران که در جبهه لبنان تجارب بسیار ارزشمند نظامی و چریکی را فرا گرفته بود، در ادامه مسیر جنگ، بی‌شک چیز زیادی به توان نظامی ایران می‌افزود. خصوصاً در زمانی که با خروج بنی‌صدر از کشور، دوران غلبه یافتن ما بر عراق آغاز شد و پس از آن برای خروج از بن‌بست‌های استراتژیک، چمران مغزی متفکر و فرمانده‌ای طراح به حساب می‌آمد.

 

متن زیر، مقدمه کتاب "لبنان" اثر شهید مصطفی چمران است که در واقع یکی از سخنرانی‌های این شهید بزرگوار، در آغاز ورود به ایران پس از انقلاب است. شهید چمران در این سخنرانی حماسی از موقعیت لبنان و شوق وافر به شهادت سخن می‌گوید. آرزویی که دیری نپایید به آن رسید و امام خمینی (ره) در رثای او گفت: «او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید ...  او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت».


 

من از جبل عامل آمده‌ام، سرزمینی که ابوذر غفاری، یار صدیق پیامبر بزرگ برای اولین بار اسلام راستین را به مردم آن منطقه تبلیغ کرد و مسجدی برای عبادت خدا بنا نمود که هم‌اکنون در ًمیس‌جبلً به نام ابوذر غفاری معروف است. جبل عامل، سرزمین تشیع، سرزمین بهاءالدین عاملی و دانشمندان و متفکران بزرگی که دنیا را منوَّر کرده‌اند.

 

من از جبل عامل آمده‌ام، که در دوران 1400 سالة تاریخ اسلام همیشه مظلوم بوده و همیشه مورد غضب و کینه امویان و عباسیان و عثمانیان و آنگاه استعمارگران غرب و بالاخره اسرائیل بوده است. سرزمین جبل عامل همیشه زیر تازیانه جور و ستم شکنجه دیده است، توسط جباران و ستمگران قتل‌عام شده است و به وسیلۀ  استعمارگران زیر یوغ بندگی و اسارت درآمده است.

 

من از جبل عامل، سرزمین مقدس شیعیان آمده‌ام. من نمایندة محرومین و مستضعفین جنوب لبنان هستم که همه‌روزه در زیر آتش توپخانة سنگین و بمب‌های هواپیماهای اسرائیل می‌سوزند. من از منطقه‌ای آمده‌ام که بیش از نیمی از آن به‌کلی نابود شده است، از شهرهایی که حتی یک دیوار سالم آن بجای نمانده است، روستاهایی که همة اهالی آن گریخته‌اند، مناطقی که زیر سیطرة سیاه اسرائیل و سعد حداد، عامل اسرائیل فرو رفته است، ناحیه‌ای که بیش از 300 هزار نفر از مردم آن آواره شده‌اند و خانه و کاشانة خود را رها کرده، در سرزمین‌های دور، در کنار مدرسه‌ها و مسجدها و کوچه‌ها و خیابان‌ها زندگی ذلت‌باری را به سرمی‌آورند.

 

من آمده‌ام که فریاد ضجّه آلود شیعیان لبنان را در زیر آسمانِ بلند ایران طنین‌انداز کنم.

 

من آمده‌ام تا وجدان خفتة انسان‌های متعهّد و مسئول را بیدار سازم.

 

من آمده‌ام که از دردها و محرومیت‌ها، ظلم‌ها، ناله‌های نیمه‌شب، آه‌های سحر بگویم و اشک یتیمان، ضجة دردمندان، آه بیوه‌زنان، سوز دل‍سوختگان را بازگو کنم.

 

من آمده‌ام تا پردة سیاه شب را –که همچون ابری ضخیم بر اندیشه ملت ما سایه افکنده است- پاره کنم و حقایق تلخ و دردناک شیعیان لبنان را به آن‌ها بنمایانم.

 

من آمده‌ام که از 100 هزار کشته و 400 هزار مجروح و معلول که اکثرشان شیعه هستند خبر دهم.

 

من آمده‌ام که از 30 هزار آواره دربه‌در شیعه از جنوب لبنان خبر آورم، که در بیغوله‌های دوردست، در کنار خیابان‌ها، گوشة مسجدها و مدرسه‌ها و در زیر پتوها زندگی می‌کنند.

 

من آمده‌ام که درد را به شما بازگویم که تا به حال کسی بازگو نکرده است. من آمده‌ام که دعا کنم،‌ تا خدای بزرگ انقلاب اسلامی ایران را پیروز کند. من آمده‌ام که آرزو کنم تا در پناه حکومت اسلامی، عدل و عدالت دامن بگستراند.

 

من می‌خواهم امیدوار باشم که سیطرة ظلم و ستم اسرائیل و استعمار برای همیشه نابود گردد.

 

من آمده‌ام که جان خود را فدا کنم تا رسالت مقدس اسلام پیروز شود و این ظلمت کفر و جهل و فساد برای همیشه ریشه‌کن گردد.

 

من نیامده‌ام که چیزی بخواهم؛ زیرا کسی که همة وجود خود را تقدیم رسالتش کرده است، بی‌نیاز است.

 

من نیامده‌ام که شکوه کنم؛ مردمی که 1400 سال درد و رنج تحمل کرده‌اند، بازهم با جان خود همة مشکلات را تحمل می‌کنند.

 

من نیامده‌ام که از تهمت‌ها و افتراها و اذیت و آزارها و ظلم و ستم‌هایی که هم‌کیشان من به من روا داشته‌اند و ناله کنم؛ زیرا در طول 1400 سالة تاریخ خود به این ستم بزرگ خوگرفته‌ام و تحمل این بی‌انصافی‌ها برای من عادت شده است.

 

من فریادی‌ام که در سینة مجروح جبل عامل، در خلال قرن‌ها ظلم و ستم، محبوس شده است.

 

من ضجّة دردآلود معذّبین و زنجیریانم، که در شکنجه‌گاه‌های ستمگران و استثمارگران در طول تاریخ نابود شده‌اند.

 

من نالة دلخراش آن یتیمان دل‍شکسته‌ام که در نیمه‌های شب از فرط گرسنگی بیدار می‌شوند و دست محبتی وجود ندارد که برای نوازش آن‌ها را لمس کند، از سیاهی و تنهایی می‌ترسند و آغوش گرمی نیست که به آن‌ها پناه بدهد.

 

من آه صبحگاهم که از سینة پرسوز بیوه‌زنان سرچشمه می‌گیرم و همراه نسیم سحر در جستجوی قلب‌ها و وجدان‌های بیدار به هر سو می‌دوم. آنقدر که خسته می‌شوم و از پای می‌افتم و ناامید و مأیوس به قطرة اشکی مبدل می‌شوم و به‌صورت شبنمی در دامان برگی سقوط می‌کنم.

 

من آرزوی آن زنده‌دلانم که هوای عدل و عدالت دارند و از این دنیای پر ستم گریزانم و به امید روزی دل بسته‌ام که با ظهور مهدی (عج) عدل و عدالت بر خطة وجود دامن بگسترد و ظلم و ستم از این عالم ریشه‌کن گردد.

 

من تمنّای دل‌های عشاقم که می‌خواهم عشق و محبت بر همه‌جا دامن بگسترد و کینه و حقد و تعصّب از روی زمین ناپدید گردد.

 

من اشک یتیمانم، که دل شکسته در جستجوی پدر و مادر به هر سو می‌دوند، ولی هرچه بیشتر می‌گردند کمتر می‌یابند. وای به وقتی که یتیمی بگرید! که آسمان لرزه درمی‌آید.

 

من خون شهیدانم، که بر کوه‌های دور، یا قعر دره‌های عمیق، یا بر دامان دشت‌ها و صحراگرد جاری هستم. من از قلبی سوزان که به خاطر حق و حقیقت می‌تپیده و برای استقرار عدل و عدالت می‌جنگیده سرچشمه گرفته‌ام.

 

من شاهد فداکاری‌ها و جانبازی‌های آزاد مردانم. من زنده این شهیدانم که همة وجود خود را عاشقانه تقدیم خدا کرده‌اند و به ابدیت متصل شده‌اند. من می‌روم تا نونهالان جهان را آبیاری کنم، تا در مقابل ظلم و ستم بایستند و حجت خدا بر زمین گردند و قافلة پرافتخار شهدا را استمرار بخشند.

 

من همه‌روزه شهیدی از برادران خود را به دوش می‌کشم و به گورستان می‌برم، همه‌روزه زیر آتشبار سوزان اسرائیل خانه و کاشانه‌ها به آتش کشیده می‌شود، بمباران‌های اسرائیل قتل عام می‌کند و شیعیان جنوب را از هستی ساقط می‌نماید.

 

شیعیان لبنان کشته می‌شوند، ولی کسی آن‌ها را شهید به حساب نمی‌آورد. ضجة می‌کنند، اما کسی فریاد ضجّة آنان را نمی‌شنود،‌ زیر ظلم و ستم نابود می‌شوند ولی وجدان کسی آگاه نمی‌گردد.

 

و از سوی دیگر یک دنیا کینه و دشمنی و کارشکنی و تهمت و افترا و شایعه علیه شیعیان از همه‌جانب جاری است. حتی در ایران انقلابی،‌ دست‌های مرموزی به‌شدت علیه شیعیان و تنها سازمان انقلابی آن‌ها «امل» فعالیت می‌کند و حقایق را از مردم ایران پوشیده می‌دارد و با شایعه و تهمت و دروغ شیعیان را می‌کوبد و لجن‌مال می‌کند. وه که چه ظلم بزرگی است! عده‌ای مرا متهم می‌کنند که افکارم متوجه کشورهای خارجی است و مصالح ایران را تحت‌الشعاع خارج قرار می‌دهم. آنان می‌گویند باید همة توجه خود را معطوف به ایران کنم و این همه به لبنان و کشورهای دیگر نپردازم. اولاً توجه و نگرانی شدید من مربوط به ایران است، نه کشورهای دیگر. نشان می‌دهم که خطراتی انقلاب ما را تهدید می‌کند و من به خاطر پاسداری از ایران است که این مطالب را بیان می‌کنم. ثانیاً من هشت سال در لبنان گذرانده‌ام؛ دورانی سخت و خطرناک و در کوران مبارزة مرگ و زندگی و شهادت.

 

من افتخار می‌کنم که سازمان‌دهنده بزرگ‌ترین حرکت‌های مکتبی لبنان بوده‌ام؛ حرکت محرومین و سازمان امل که توسط امام موسی‌صدر تأسیس شده است، من سازماندهی آن‌ها را به عهده داشته‌ام. در همة جریان‌های سیاسی و انقلابی لبنان و دیگر کشورهای خاورمیانه بوده‌ام و بیش از هر کس در جریان اخبار منطقه هستم و زیادتر از همه کس در سرنوشت شیعیان دخالت داشته‌ام و از آن اطلاع دارم و از جنایت‌ها و خیانت‌هایی که به مردم محروم شیعه رفته است قلبم مجروح است. اگر کسی بخواهد از لبنان و شیعیان لبنان و امام موسی‌صدر چیزی بداند، من بهترین مطلّع برای آگاهی علاقمندانم. تعجب می‌کنم که عده‌ای به دنبال نوشته‌های چپی و راستی و مزدوران اجنبی می‌روند، یا به افراد مشکوک و غیرمکتبی استناد می‌کنند تا در مورد لبنان کسب اطلاع کنند، درحالی‌که به من که در بطن جریانات بوده‌ام و بیش از هرکس آگاهی دارم مراجعه نمی‌کند.

 

هنگامی که می‌بینم توطئه‌هایی در جریان است و عده‌ای مشکوک می‌خواهند حقوق شیعیان را پایمال کنند، حق را پوشیده بدارند و از باطل طرفداری کنند، آنجاست که احساس می‌کنم سکوت جایز نیست و باید حقیقت را بگویم. بخصوص می‌بینید که دشمنان اسلام و شیعیان کتاب‌ها می‌نویسند، شایعه‌ها و تهمت‌ها منتشر می‌کنند و من نیز مجبور می‌شوم که جواب بگویم. گفته‌های من یک‍صدم گفته‌ها و فعالیت‌های مخالفان نیست و افسوس که وقت و فرصت ندارم که بیش از این حقایق خارج را برای شما تشریح کنم. ثالثاً عده‌ای فهمیده یا نفهمیده، درصددند که اسلوب و خط‌مشی کشورها و یا سازمان‌های دیگر خارج را الگویی برای ما معرفی کنند، آن‌ها را به‌عنوان پیشقدم، طرفدار، نمونة کشور اسلامی و انقلابی، پشتیبان انقلاب ایران و غیره معرفی می‌نمایند و ملاحظه می‌شود که عده‌ای تندروتر انقلاب ما را تخطئه می‌کنند و الگوهای خارجی را بهتر از انقلاب ایران به‌حساب می‌آورند و این یک جنایت بزرگ است.

 

 انقلاب مقدس اسلامی ایران آن‌چنان پاک و خالص است که می‌بایستی سرمشق دیگران قرار گیرد، نه آنکه انقلابی‌نماهایی، اسلوب سراسر دروغ و خدعه و نیرنگ و سیاست‌بازی خود را بر ما تحمیل نمایند. شناخت این روش‌ها و خط‌مشی‌ها و آشکار ساختن حقایق آن‌ها وظیفة من است؛ چرا که سال‌ها در کنار این سیاستمداران حرف‌های زیسته‌ام و علیه توطئه‌های آنان به مبارزه برخاسته‌ام و به خواست خدای بزرگ، بر اساس خط مکتبی اسلام، خداوند ما را پیروز گردانید.

 

عکس‌های مرتبط: 
دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
اخبار- فرماندهان دفاع مقدس

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



31 تير

روزشمار اسناد سازمان ملل



31 تير

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران