مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

استراتژی چندمرحله‌ای آمریکا در مقابل پیروزی ایران در کربلا 5

چاپلینک ثابت

سقوط خطوط دفاعی شلمچه در شرق بصره، زنگ خطر سقوط رژیم عراق را به‌طورجدی به صدا درآورد، زیرا عبور از موانع و استحکامات پیچیده و «تو در تو» در این منطقه که از جانب رسانه‌های غربی به «خط بارلو» تشبیه شد، اما از آن پیچیده‌تر بود، حاکی از نتیجه‌بخش نبودن حمایت‌های بی‌دریغ تسلیحاتی و اطلاعاتی عراق بود و شکست استراتژی «مدیریت بحران» قلمداد شد.

 

عکس هوایی استحکامات نونی شکل (ن) عراق در جریان عملیات کربلای 5

 

عملیات کربلای 5، موجب انسجام ذهنی تصمیم‌گیرندگان قدرت‌های بزرگ در مورد احتمال سقوط بصره (سقوط نظامی ارتش عراق) و پیروزی ایران گردید. آن‌ها پی بردند که موازنة نظامی در صحنة نبرد به‌دلیل وجود اندیشة استراتژیک نزد نظامیان انقلابی ایران، به‌طور دائم و هر سال با یک اقدام جدید به نفع جمهوری اسلامی تغییر می‌کند. همین رهیافت در تحلیل رسانه‌های جمعی از جنگ نیز انعکاس یافت. روزنامة دیلی تلگراف نوشت: «تحلیلگران جنگ معتقدند ایران اینک به حملة بزرگ دیگری نیاز دارد که کار جنگ را پیروزمندانه خاتمه دهد[1]

 

روزنامة گاردین نوشت: «تحلیلگران پنتاگون که معمولاً عزم و قوة ابتکار ایرانی‌ها را در مقابل موانع عظیم کمتر از آنچه هست، ارزیابی می‌کردند، دیگر احتمال پیروزی بزرگ‌تر ایران را رد نمی‌کنند[2]

 

همچنین، روزنامة آمریکایی وال استریت ژورنال نوشت: «واشنگتن نمی‌داند چرا بغداد تا این اندازه ضعیف است. در واشنگتن گفته می‌شود پیروزی ایران یک فاجعه به شمار خواهد رفت و این نگرانی ممکن است آمریکا را ترغیب کند که کمک‌های بیشتری در اختیار عراق بگذارد[3]

 

بعد از شلمچه، احتمال سقوط خط‌های دیگر دفاعی، چندان دشوار به نظر نمی‌رسید، و همین مسئله قدرت‌های بزرگ (به‌خصوص آمریکا) را در این اندیشه فرو برد که پیروزی نظامی ایران بر عراق دور از دسترس نیست و باید از احتمال وقوع آن ممانعت به عمل آورد.

 

درگیری آمریکا و ایران

پس از پیروزی ایران در عملیات کربلای 5، تصمیم‌گیرندگان آمریکایی مصمم شدند مستقیماً وارد عمل شده و کنترل جنگ را در اختیار بگیرند. به نظر آن‌ها، عدم دخالت مستقیم در صحنة جنگ، چه‌بسا به شکست عراق و پیروزی جمهوری اسلامی منجر می‌شد و این دغدغه‌ای بود که آن‌ها، بارها بروز داده و همچنین عواقب نامطلوب آن را برای منافع حیاتی خود در منطقه اعلام کرده بودند.

 

روزنامة واشنگتن پست در مورد هدف آمریکا مبنی بر ممانعت از پیروزی نظامی ایران بر عراق نوشت: «آمریکا آماده است به بهانة حفاظت از کشتی‌رانی در خلیج‌فارس، به ایران حمله کند[4]

 

این تحلیل در یک استراتژی مرحله‌ای تحقق یافت و آمریکایی‌ها تصمیم گرفتند به‌طور عملی وارد صحنه شده و به جنگ خاتمه دهند. تصویب قطعنامة 598، طرح تحریم تسلیحاتی ایران، حضور نظامی در خلیج‌فارس و درگیری با ایران و برخی اقدامات دیگر، تماماً در جهت همین هدف قابل مطالعه است. علاوه بر این، استراتژی مدیریت بحران به‌عنوان مکمل استراتژی تحمیل جنگ و با هدف خرد کردن اراده انقلابی در جمهوری اسلامی طراحی شد، اما افشای ماجرای مک‌فارلین و غلبه بر ارتش عراق در صحنة نبرد نشان داد که آمریکا از این راه به مقصود نمی‌رسد و باید سیاست جدیدی را پیشه کند. راه دیگری که فرا روی آن قرار داشت، تقویت بیشتر صدام در زمینة تسلیحاتی، اقتصادی و خدمات کارشناسی نظامی و عملیاتی بود، اما به نظر می‌رسید که ظرف حمایت از صدام در استراتژی آمریکا و اروپا پر شده است، به‌خصوص که رئیس رژیم عراق برای دریافت کمک‌های بیشتر با توجه به شکافی که میان آمریکا و عراق پس از ماجرای مک فارلین رخ داد، دیگر قابل اعتماد نبود.

 

بنابراین، پایان دادن به جنگ تنها راه ممکن نزد مقامات آمریکایی به شمار می‌رفت، اما باید ترتیبی داده می‌شد که ایران در پایان جنگ در موقعیت برتر نباشد، لذا دادن اطلاعات دقیق و دخالت مستقیم آمریکا در کنار حملات مجدد عراق مطمح نظر قرار گرفت. ازاین‌رو، بار دیگر شورای امنیت به‌عنوان ابزار حقوقی قدرت‌های برتر مورد استفاده قرار گرفت و با تصویب قطعنامة 598، خواهان اتمام جنگ شد. در این قطعنامه برخلاف تمام قطعنامه‌های قبلی، شورا آمرانه درخواست خود را عنوان کرد. همچنین پس از هفت سال، تشخیص داد که در جنگ عراق و ایران، نقض صلح وجود داشته و به همین جهت صریحاً اعلام کرد که در صورت رعایت نکردن مصوبات قطعنامه، طبق مواد 39 و 41 منشور ملل متحد عمل می‌کند و تحریم‌های مذکور در مادة 41 منشور را به اجرا خواهد گذاشت. علاوه بر این، در قطعنامة 598، کمیته تعیین متجاوز، آتش‌بس، عقب‌نشینی نیروها، مبادلة اسیران و بازسازی دو کشور با کمک‌های بین‌المللی و نیز دریافت خسارت جنگ به وسیلة ایران، درج گردید[5].

 

پس از تصویب قطعنامه مانند قبل، عراق آن را پذیرفت. اما جمهوری اسلامی برخلاف گذشته آن را رد نکرد و در نامه‌هایی که برای دبیرکل فرستاد در مورد چگونگی اجرای قطعنامه توضیح خواست. نظر ایران آن بود که آتش‌بس پس از تعیین متجاوز برقرار شود[6].

 

خارج شدن از رویکرد نفی در مواضع جمهوری اسلامی، نشان از آن داشت که در مقایسه با هفت سال جنگ، شورای امنیت توجه بیشتری به وظیفة خود معطوف داشته و موضوعی که از شروع جنگ مورد نظر ایران بوده (یعنی تعیین متجاوز) را برای اولین بار در قطعنامة خود لحاظ کرده است، ازاین‌رو، با کمی چانه‌زنی سیاسی، امکان اتمام جنگ در همین مقطع وجود داشت، اما روی دیگر سکه حاکی از این بود که این قطعنامه پوششی برای تسویه حساب آمریکا با ایران به‌دلیل یک دهه انفعال در مقابل انقلاب اسلامی و رهبری آن است؛ لذا با توجه به درگیری در خلیج‌فارس - حمله به نفت‌کش‌ها و کشتی‌ها - آمریکا بنا به درخواست کویت برای اسکورت نفت‌کش‌های این شیخ‌نشین، در همان روزی (29 تیرماه 1366) که قطعنامه 598 تصویب شد، پرچم خود را بر نفت‌کش‌های کویتی نصب کرد و سپس با ناوهای جنگی وارد خلیج‌فارس شد.

 

ایران با مشاهدة عزم آمریکا در لشکرکشی به منطقه، حضور در جبهة زمینی را کاهش داد و با قوای بیشتر وارد میدان نبرد خلیج‌فارس شد. در 2 مرداد 1366، نفت‌کش بریجتون تحت اسکورت ناوهای آمریکایی وارد خلیج‌فارس شد، اما از بداقبالی آمریکایی‌ها، این نفت‌کش به مین برخورد کرد و یک بار دیگر حادثه‌ای بزرگ در جنگ حاصل شد و آمریکایی‌ها بار دیگر شکست را پذیرا شدند و دوباره ابتکار عمل از آنِ ایران شد. حادثة بریجتون توجه تصمیم‌گیرندگان آمریکایی را به خود جلب کرد و اقدامات آن‌ها برای مدت کوتاهی معوق ماند. متعاقب آن، آمریکا بیش از پیش حضور نظامی خود را در منطقه افزایش داد، به‌گونه‌ای‌که در نیمه دوم مرداد 1366، ناوگان ضربتی آمریکا به 24 فروند رسید[7].

 

در 31 شهریور 1366 هلی‌کوپترهای آمریکایی به کشتی ایران اجر را حمله کردند که در پی آن با حضور واینبرگر، وزیر دفاع آمریکا،  این کشتی غرق گردید. این اقدام اوج خشم آمریکا را از اوضاع به وجود آمده نشان می‌داد. پس از این حادثه، آقای محسن رضایی فرماندة کل سپاه گفت: «ایران به زودی ضربه‌ای کاری به ایالات متحده وارد خواهد ساخت[8]

 

غرق کشتی ایران اجر توسط هلی‌کوپترهای آمریکایی در روز 31 شهریور 1366

 

پس‌ازآنکه در 17 مهر 1366 هلی‌کوپترهای آمریکایی به قایق‌های تندرو حمله کردند و یک فروند هلی‌کوپتر آن‌ها نیز سقوط کرد، در 23 مهر 1366 یک نفت‌کش آمریکایی به‌وسیلة موشک کرم ابریشم هدف قرار گرفت و فردای آن روز یک فروند دیگر از موشک‌های کرم ابریشم، نفت‌کش «سی ایل سیتی» را که تحت حفاظت ناوهای آمریکایی بود و پرچم آمریکا را با خود حمل می‌کرد، مورد اصابت قرار داد. چهار روز بعد آمریکایی‌ها به سکوی نفتی رشادت و رسالت حمله بردند. در پاسخ به این اقدام، روز اول آبان 1366، اسکلة بندر الاحمدی کویت هدف حملة موشکی قرار گرفت. پس از این، اوضاع رو به‌آرامی گذاشت، اما یک بار دیگر پس از پیروزی عملیات والفجر 10 درگیری در خلیج‌فارس شدت گرفت و این بار ارتش آمریکا هدف‌دارتر و با خشونت بیشتر وارد میدان شد و به بهانة برخورد رزم‌ناو «ساموئل رابرتز» با مین که در 25 فروردین 1367 رخ داده بود، مقامات این کشور، دو روز قبل از حملة عراق به فاو، اعلام کردند یک اقدام نظامی احتمالی را در پاسخ‌گویی به انفجار مین بررسی می‌کنند. اقدام نظامی آمریکا در 29 فروردین 1367 هم‌زمان با حمله نظامی عراق به فاو، به اجرا گذاشته شد و نیروی دریایی آمریکا به سکوی نفتی رشادت، سلمان، مبارک و ناوهای ایرانی سهند و جوشن، حمله کرد[9].

 

به علاوه، در همین روز، رزم‌ناو سبلان به‌وسیلة نیروهای هوا - دریای آمریکا بمباران شد. مقامات آمریکایی اعلام کردند که حملة آن‌ها به سکوهای نفتی با اطلاع کشورهای انگلستان، فرانسه، ایتالیا، هند و بلژیک بوده است[10].

 

بمباران رزم ناو سبلان توسط نیروهای هوا-دریای آمریکا در روز 29 فروردین 1367

 

حمله آمریکا به سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس

 

در این حال، عراق نیز به فاو حمله کرد و توانست آن را تصرف کند. ازاین‌پس، ارتش عراق درحالی‌که آمریکا و متحدان او به‌طور مستقیم وارد جنگ شده بودند، به حملات خود ادامه داد. و پس از بازستاندن مناطق مجنون و شلمچه، مجدداً درصدد اشغال خرمشهر، آبادان و بخش دیگری از جبهه جنوب برآمد. سازمان مجاهدین خلق نیز که در عراق مستقر بود، همگام با ارتش عراق در غرب کشور از محور سرپل ذهاب به سمت باختران، عملیات «فروغ جاویدان» را به اجرا گذاشت و توانست تا نزدیک باختران (تنگه چهارزبر) پیشروی کند. ارتش عراق نیز به هدف مورد نظر بسیار نزدیک شد، اما یک بار دیگر مردم و رهبری ایران مانع از آن شدند که عراق با دست پر بر سر میز مذاکره بنشیند، چراکه حملة ارتش عراق در جنوب و غرب با شکست مواجه شد. ازاین‌رو، درحالی‌که تمامیت ارضی جمهوری اسلامی تأمین شده و نظام سیاسی علاوه بر تثبیت، تعمیق نیز یافته بود و همچنین درحالی‌که در آخرین دور بازی، ارتش عراق یک بار دیگر شکست را پذیرا شد، قطعنامة 598 مورد پذیرش ایران و عراق قرار گرفت و آتش‌بس برقرار شد.

 

پی‌نوشت‌ها


[1]. Daily Telegraph, 18 January 1987.

[2]. Guardian, 9 September 1986.

[3]. Wall Street Journal, 5 September, 1986.

[4]. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، طرح کلی روزشمار جنگ ایران و عراق، ص 176.

[5]. منوچهر پارسادوست، نقش سازمان ملل در جنگ عراق و ایران، شرکت سهامی انتشار، تهران، 1371، ص 327.

[6]. همان، ص 686.

[7]. خبرگزاری جمهوری اسلامی، 15 مرداد 1366 ه.ش.

[8]. خبرگزاری جمهوری اسلامی، 1 مهر 1366 ه.ش.

[9]. حسین اردستانی، تجزیه و تحلیل استراتژیک نظامی ایران در جنگ تحمیلی، جلد سوم، تهران: دانشکدة فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران، 1374.، ص 80.

[10]. طرح کلی روزشمار جنگ ایران و عراق، ص 213.

 

منبع:

حسین اردستانی، جنگ ایران و عراق: رویارویی استراتژی‌ها، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ دوم، 1388، صفحات 177-166.

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
گزارش

دیدگاه‌ها

اگر کمی دقت کنید می بیتید اتفاقات آنزمان کاملا اتفاقی بود...هیج برنامه قبلی برای حمه به سکوهای نفتی و ناوهای ایرانی و ...غیره نبود...ضمن اینکه ناوچه های ایرانی خودشان به استقبال خطر و جنگ دریایی رفتند و عملی حماقت آمیز انجام دادند....مورچه با فیل چه کار....کسی که ناوچه های ایرانی را به جنگ ناوهای بزرگ آمریکایی فرستاد حماقت کرد.. تاریخ را درست تحلیل کنید....اتفاقات آنزمان کاملا بدون برنامه ریزی بود...دلیل حمه به سکوهای نفتی ایران هم صرفا برخورد ناو آمریکایی با مین بود....برای خودتان فلسفه بافی نکنید...آمریکا قبل از این درگیری ها کاملا تلاش می کرد از درگیری مستقیم با ایران اجتناب کنه...تاریخ را نمی شود تحریف کرد
تصور شما از ارتش آمریکا و انجام بی برنامه و اتفاقی وقایع مهمی نظیر حمله سکوهای نفتی، زدن هواپیمای مسافربری، دادن اطلاعات آواکسها به عراق، همکاری اطلاعاتی با عراق، ... با واقعیت منطبق نیست. / واقعیت این است که آمریکا خود چنین اقداماتی را "اتفاقی" نمی داندو آن را در راستای سیاست آشکار و آعلان شده "مهار دوجانبه" میداند. / این که ایران به طرز محسوسی در حال غلبه بر عراق دیده شده و آمریکا نیاز به حمایت از طرف عراقی برای جلوگیری از پیروزی طرف ایرانی را مشاهده می کند/ در خصوص نبرد قایقها با نیروی دریایی آمریکا در خلیج و سرنگونی هلی کوپتر آمریکایی، که منجر به سرافکندگی و تحقیر ناوگان آمریکا در خلیج فارس شد؛ مطالب مفصلتری وجود دارد که می توانید به مطالعه آن بپردازید . / به نظر ما برخی درصدد هستند تا تاریخ را با همین تحلیل های سبک و بدون عمق و جانبدارانه تحریف کنند. و سکوت در برابر چنین اقداماتی می تواند منجر به تحریف تاریخ هم بشود.

دیدگاه جدیدی بگذارید