استفاده عراق از عامل شیمیایی وی ایکس در پایان جنگ

چاپلینک ثابت
عراق و سلاح های شیمیایی در جنگ تحمیلی

در ماه‌های پایانی جنگ، رژیم بعث عراق به مدد حمایت بی حساب و کتاب کشورهای غربی به خطرناکترین عامل شیمایی عصر خود دست یافت. عامل وی ایکس (vx) یکی از سمی ترین ماده شیمیایی شناخته شده می باشد که به دلیل همین خاصیت، تا قبل از رژیم بعث عراق هیچ دولتی جرات استفاده از آن را نداشت.

 

در سایه سکوت بین‌المللی در قبال جنایات صدام، عراق به طور مکرر از این عامل شیمایی اهدایی کشورهای غربی علیه نیروهای ایرانی و حتی مردم غیرنظامی ایران و عراق استفاده نمود و با کمال بی شرمی با همراهی دولت آمریکا، ایران را متهم به استفاده از سلاحهای شیمیایی نمود.

 

با توجه به اینکه بمباران شیمیایی حلبچه در روزهای پایانی سال 1366 صورت گرفت و این حادثه به‌نوعی آغاز استفاده بی‌حدوحصر و بی‌پروای عراق از سلاح‌های شیمیایی درصحنه نبرد با ایران بود ، به‌منظور آشنایی خوانندگان تارنمای مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس با ابعاد اقدامات وحشیانه صدام، بخش‌هایی از کتاب "رابطه زهرآگین آمریکا، عراق و بمباران شیمیایی حلبچه" نوشته یوست آر.هیلترمن که به استفاده عراق از عامل وی ایکس در ماه‌های پایانی جنگ می‌پردازد انتخاب و منتشر می‌گردد.

 

لازم به توضیح است دکتر یوست آر.هیلترمن مدیر اجرایی بخش جنگ افزار سازمان دیده بان حقوق بشر در سال 1991م بوده و در کتاب خود با جمع آوری و ارائه مستندات و شواهد انکارناپذیر استفاده حکومت بعث عراق از سلاحهای شیمیایی ، حقایق تازه ای از ابعاد جنایات صدام و حمایت کشورهای غربی از اقدامات حکومت عراق را افشا می نماید.

 

دکتر یوست آر.هیلترمن در کتاب خود در خصوص استفاده عراق از عامل شیمیایی وی ایکس چنین می نویسد:

 


 

ایران معتقد بود که واشنگتن خواهان پیروزی عراق [در جنگ] است و تا هفته سوم آوریل 1988 م [اول فروردین 1367ش] نیز موارد متعددی وجود داشت که این دیدگاه ایران را تأیید می‌کرد؛ مواردی مانند سکوت بین‌المللی در قبال واقعه حلبچه، حملات امریکا به کشتی‌ها و سکوهای نفتی ایران در خلیج [فارس] و شاید مهمتر از همه این عوامل این بود که واشنگتن تنها چند روز قبل، در بازپس‌گیری جزیره فاو به عراق کمک کرده بود.

 

ایلین شولینو(Elaine Sciolino) دراین‌باره در نیویورک‌تایمز می‌نویسد: گرچه امریکا بی‌طرفی رسمی‌اش را در جنگ ایران و عراق حفظ کرده ولی دولت ریگان با چرخش تدریجی به‌سوی رژیم عراق گویی آغوش خود را برای در بغل فشردن این رژیم بازنموده است.(1)

 

تلقی عراق از این چرخش نیز همین بود. یکی از دیپلمات‌های عالی‌رتبه عراقی که در فاصله ساله‌ای 1987 تا 1990 م [1366 تا 1369ش] در سفارت عراق در واشنگتن مشغول به کار بود در مصاحبه‌ای در سال 2004 م [1383ش] در این باره می‌گوید: واشنگتن همواره ادعای بی‌طرفی می‌کرد ولی آنها [آمریکایی‌ها] درواقع به ما نزدیک‌تر بودند. وزیر دفاع امریکا کاسپار واینبرگر(Caspar Weinberger) ، مرد نازنینی که همواره از دیدنم خوشحال می‌شد و همیشه هم مرا تحسین می‌کرد، در سال 1987 م [1366ش] زمانی که بر روی عرشه یک ناو آمریکایی در خلیج[فارس] بود شخصاً دستور شلیک به یک سکوی ایران را صادر کرد. این ماجرا یکی از مواردی است که به‌خوبی چگونگی جانب‌داری آنها از ما را نشان می‌دهد.

 

پس از بمباران شیمیایی حلبچه [به دست رژیم عراق] که اخبار آن در سطح وسیعی در ایران پخش شد، عراق بی‌درنگ موفق شد فاو را هم از ایران پس بگیرد و به‌این‌ترتیب فرایند جنگ ازنظر نظامی و روانی کاملاً معکوس شد؛ زیرا فاو (در مقایسه با منطقه حلبچه که ازنظر راهبردی ارزشِ خاصی نداشت) تنها منطقه مهمی بود که نیروهای ایرانی توانسته بودند آن را تصرف کنند.

 

سازمان سیا در آن زمان در گزارشی اعلام کرد:

از زمان شکست نظامی ایران در فاو و پس از تلفاتی که ایران در اوایل هفته جاری در برابر نیروی دریایی امریکا در خلیج [فارس] متحمل شد ، آیت‌الله خمینی در انظار عمومی ظاهرنشده است؛ درحالی‌که او [امام] وقتی مشکلی در کشور بروز می‌کند معمولاً در جمع مردم حاضر می‌شود تا موضع رهبری (نظام) را تحکیم نماید ... پس این بار، سکوت او قابل‌تأمل است. (2)

 

حمله متقابل عراق برای بازپس‌گیری فاو که در ماه آوریل [فروردین] آغاز شد، نخستین مرحله از عملیات « توکلنا علی الله »بود .عراق درچهار مرحله بعدی این عملیات توانست نیروهای ایرانی را در همه جبهه‌ها عقب براند. این پیروزی‌های نظامی بسیار مهم [عراق] را می‌توان به عوامل متعددی نسبت داد؛ عواملی مانند آموزش و انضباط بهتر، برتری سخت‌افزاری، عنصر غافلگیری، و نارضایتی فزاینده مردم در ایران . *

 

بااین‌حال دو عامل دیگر را نیز باید به این عوامل افزود: نخست، دسترسی عراق به تصاویر ماهواره‌ای دقیق از مواضع و تحرکات نیروهای ایرانی که اهدایی آژانس اطلاعات دفاعی [امریکا] بود و دوم، توسل گسترده‌تر عراق به جنگ‌افزارهای شیمیایی در عملیات بازپس‌گیری فاو و پس‌ازآن.

 

برخی تحلیل گران نظامی همانند پلتییر، جانسون و روزنبرگر(Rosenberger) که به اطلاعات طرف ایرانی دسترسی نداشته و بنا به اذعان  خودشان، دید جامعی هم از تفکر نظامی عراقی‌ها نداشته‌اند، چنین ادعا کرده‌اند: شواهد قانع‌کننده‌ای مبنی بر استفاده عراق از گاز [شیمیایی] برای بازپس‌گیری فاو مشاهده نکرده‌اند. کاربرد گاز [شیمیایی] ممکن است به یکی از چهار عملیات پس از فاو مربوط باشد. (3)

 

البته دیگرانی هم بوده‌اند که نسبت به ماجرای فاو ابراز تردید کرده‌اند ولی نظر آنها هم با یافته‌های آژانس اطلاعات دفاعی [امریکا] مغایر است و هم با این اتهام تکان‌دهنده ایران که می‌گوید: حملات شیمیایی عراق چنان شدید بود که گازهای سمی حتی بخش‌هایی از بندر آبادان در کرانه اروندرود در جنوب ایران را هم آلوده ساخت. (4)

پاتریک لانگ نیز در این مورد اظهار می‌کند: عراقی‌ها جهنمی از گاز شیمیایی در فاو راه انداختند .

 

منبع اصلی مورد استناد لانگ برای طرح این ادعا، اظهارات ریک فرانکونا عامل آژانس اطلاعات دفاعی [امریکا] در عراق بود. در شرح‌حال فرانکونا که افسر رابط [امریکا] با اداره اطلاعات نظامی عراق بود، آمده است که او برای نظارت بر عملیات‌های نظامی عراق علیه ایران به‌طور گسترده‌ای به مناطق عملیاتی رفت‌وآمد ‌می‌کرد و پروازهای متعددی برای نیروی هوایی عراق انجام می‌داد. فرانکونا درواقع عضو گروه 60 نفره ای از افسران آژانس اطلاعات دفاعی [امریکا] بود که بنا به گزارش نیویورک‌تایمز، اطلاعات دقیقی درباره آرایش‌های نظامی نیروهای ایران، طرح‌ریزی‌های تاکتیکی برای نبرد، طرح‌هایی برای حملات هوایی و ارزیابی‌هایی از خسارت‌های ناشی از بمباران‌ها را در اختیار عراق قرار می‌دادند، تا از آنها برای کاربرد جنگ‌افزارهای شیمیایی استفاده کند.(5)

 

فرانکونا در سال 1999 م [1378ش] در کتابی راجع به تجربه‌های خود می‌نویسد: استفاده عراق از عوامل جنگ شیمیایی در فاو کاملاً مشهود بود. (6)

او همچنین در مصاحبه‌ای در سال 2000 م [1379ش] با اشاره به بازدیدش از فاو که بی‌درنگ پس از عملیات بازپس‌گیری آن صورت گرفته بود، می‌گوید: من خودم تعدادی از آمپول‌های آتروپین استفاده‌شده را از میدان نبرد و از داخل وسایل نقلیه به‌جامانده از ایران جمع آوری کردم و شخصاً شاهد تلاش‌های نیروهای عراقی برای رفع آلودگی [شیمیایی] از تجهیزات غنیمت گرفته‌شده از ایران بودم. اگر عراقی‌ها از کاربرد جنگ‌افزارهای شیمیایی خودشان اطلاع نداشتند، نیازی به این کار نبود.

 

فرانکونا در مصاحبه دیگری در همان سال دراین باره چنین توضیح می‌دهد: وجود آمپول‌های آتروپین استفاده‌شده نشان می‌داد که [علیه نیروهای ایرانی] از گاز اعصاب استفاده‌شده است، زیرا استفاده از این آمپول برای درمان مصدومیت با گاز شیمیایی تقریباً به‌اندازه خود مصدومیت عذاب‌آور است و سربازان ایرانی اگر از حمله با گاز اعصاب اطمینان نداشتند، آمپول آتروپین به خود تزریق نمی‌کردند. به‌هرحال، ماده تشکیل‌دهنده این آمپول‌ها ممکن بود حال آنها را بسیار بدتر کند.

 

همچنین آژانس اطلاعات دفاعی [امریکا] در بررسی‌هایش پی برد که شرکت‌های اروپایی این آمپول‌ها را تولید کرده و به ایران فروخته‌اند . دریکی از اسناد اطلاعاتی امریکا نیز با ارائه شواهدی در تأیید این موضوع آمده است:

... نبود حشرات و پرندگان تا چند روز پس از عملیات ، کم بودن تعداد نیروهای ایرانی که به اسارت گرفته می‌شدند، وجود شواهدی که نشان می‌داد نیروهای ایرانی جنگ‌افزارهای خود را بدون آنکه استفاده زیادی از آن‌ها بکنند رها کرده‌اند، و درخواست عراقی‌ها برای بولدوزر ...  [درخواستی] که ظاهراً برای حفر گورهای دسته‌جمعی بود ، زیرا در آن منطقه موانع جاده‌ای و راه‌بندان‌های دیگری وجود نداشت که عراقی‌ها بخواهند با بولدوزر آنها را صاف کنند . از طرفی، عراقی‌ها برای اینکه فرصت کافی برای پاک‌سازی منطقه جنگی فاو داشته باشند، تا مدتی به ناظران اجازه ندادند وارد منطقه شوند. (7)

 

یکی دیگر از سندهای اطلاعاتی امریکا نشان می‌داد که عراق در طی عملیات بازپس‌گیری فاو نزدیک به 2000 گلوله توپ 122 میلی‌متری حاویِ گازهای خردل، سارین و اشک آور شلیک کرده است.(8)

 

شیخ مولا از فرماندهان سپاه بدر در فاو در مصاحبه ای در سال 2002 م [1381ش] با اشاره به دو حمله شیمیایی جداگانه عراق که با استفاده از گازهای خردل و اعصاب انجام شد، می‌گوید: در حمله نخست، گاز [شیمیایی] با باد شدیدی که می‌وزید به‌سوی نیروهای عراقی بازگردانده شد و تعداد زیادی از آنها را کشت ولی در حمله دوم تلفات زیادی به نیروهای ایران وارد آمد.

 

یک خلبان عراقی نیز در مصاحبه‌ای در سال 2003 م [1382ش] با طرح این ادعا که عراق حتی با هواپیماهای باری ایلیوشین (Ilyushin) هم ایرانیان را بمباران شیمیایی کرده است، گفت: هواپیماها تا ارتفاع زیادی اوج می‌گرفتند و فشار هوای داخل کابین خلبان‌ها به‌گونه‌ای تنظیم‌شده بود که آنها در عقب هواپیما را باز می‌کردند و بشکه‌های پر از گاز [شیمیایی] را به بیرون می‌غلتاندند .

 

هدف از این نوع بمباران سرتاسری، ایجاد وحشت عمومی [در میان نیروهای ایرانی] بود و این موضوع مهمی بود که ما [خلبانان] در گوشه و کنار به‌طور علنی در مورد آن بحث می‌کردیم. از طرفی، خلبانان هواپیماهای باری نیز وقتی از آنها خواسته می‌شد در عملیات بمباران شرکت کنند به این کار افتخار می‌کردند. بعدها از فاو که به منطقه بسیار معروفی تبدیل‌شده بود دیدن کردم.

 

در اسناد اطلاعاتی امریکا هم به استفاده از مخازن 55 گالنیِ پر از مواد شیمیایی و پرتاب آنها از بالگردهای عراقی اشاره‌شده است. (9)

 

دراین میان، گزارش‌هایی پخش شد که نشان می‌داد عراق در فاو از یک عامل اعصاب جدید یعنی گاز وی ایکس (VX) نیز استفاده کرده است. برای نمونه، ژنرال وفیق سامرایی رئیس سابق اداره اطلاعات نظامی عراق [استخبارات] در سال 1994 م [1373ش] پس از فرار از عراق به خبرنگاران گفت که مقاومت ایرانیان در فاو به علت استفاده عراق از گاز وی ایکس درهم‌شکسته شد. این گاز که در دهه 1950 م [دهه 1330ش] و به دست امریکا و انگلیس تولید شد، عامل اعصاب بسیار مرگباری است که به‌سرعت فعال می‌شود و تنها یک قطره از آن می‌تواند سبب مرگ مصدوم شود و همانند گاز خردل، پایداری بالایی دارد و بر فراز میدان جنگ به‌صورت معلق باقی می‌ماند.

 

سامرایی همچنین می‌گوید: ما در عملیات فاو در روزهای 17 و 18 آوریل [28 و 29 فروردین] از گاز وی ایکس استفاده کردیم و هم گلوله‌های توپخانه دوربرد خود را با این گاز مسلح کردیم و هم [بمب‌های حاوی این گاز] را از هواپیماهایمان پرتاب کردیم. درواقع، همین مسئله بود که ترس و وحشت شدیدی بین نیروهای سپاه پاسداران ایجاد کرد ... ما در این عملیات پیروز شدیم چون از [عامل اعصاب] وی ایکس استفاده کردیم. (10)

 

اما این ادعای سامرایی تأیید نشده است و برآوردهای اطلاعاتی امریکا درباره توانمندی‌های عراق پیش از حمله به کویت نشان می‌دهد که در دهه 1990 م [1370ش] برنامه تولید عامل وی ایکس به دست عراقی‌ها هنوز در مراحل اولیه قرار داشته است.(11) بااین‌حال، لانگ از کارکنان آژانس اطلاعات دفاعی [امریکا] اذعان می‌کند که عراق در فاو از عامل وی ایکس استفاده کرده و در چندین مرحله از عملیات توکلنا علی الله نیز گزارش‌هایی مبنی بر استفاده عراق از این عامل شیمیایی وجود دارد : در دریاچه ماهی در ماه فصل می [اردیبهشت]، در مجنون در ماه ژوئن [خرداد]، و در ادامه احتمالاً در مهران.

 

مصاحبه‌های انجام‌شده با افسران عراقی حاکی از این است که عراقی‌ها در هر پنج مرحله [از عملیات توکلنا علی الله] عمدتاً در روز اول و درست مانند عملیات انفال از جنگ‌افزار شیمیایی استفاده کردند که براثر آن شمار زیادی از سربازان ایرانی جان خود را از دست دادند. این اقدام عراق ترس و وحشت وسیعی [در میان نیروهای ایرانی] ایجاد کرد و روحیه آنها را تخریب نمود. سپس نیروهای زمینی عراق در عملیات‌هایی که بیشتر شبیه عملیات پاک‌سازی بود دست به پیشروی زدند و مقادیر چشمگیری از تجهیزات نظامی رهاشده را به غنیمت گرفتند.

 

کامل انور پطروس (Kamel Anwar Boutros)سرباز عراقی که در هر پنج مرحله این عملیات  شرکت داشت در مصاحبه‌ای در سال 2004 م [1383ش] می‌گوید: ما در روز اول عملیات فاو در ساعت 5 صبح از جنگ‌افزارهای شیمیایی استفاده کردیم. همه آتشبارهای [توپ‌خانه] ما گلوله‌های شیمیایی شلیک می‌کردند. پس‌ازآن نیز اقدام به شلیک گلوله‌های توپ متعارف کردیم، زیرا دیگر نیازی به جنگ‌افزارهای شیمیایی نبود. همه نیروهای [باقی‌مانده] ایران کشته شدند. ما در هر عملیات تنها در روز اول و به‌صورت یک گلوله‌باران سنگین از جنگ‌افزارهای شیمیایی استفاده می‌کردیم.

 

یکی از افسران ارشد عراقی نیز در مصاحبه‌ای در سال 2004 م [1383ش] دراین‌باره می‌گوید: نیروهای ایرانی دیوانه‌وار فرار می‌کردند. البته تعداد زیادی از نیروهای ایرانی براثر گاز [شیمیایی] که عراق علیه آنها استفاده کرده بود کشته شدند ولی شمار زیادی از سربازان عراقی هم دچار مصدومیت با گاز شیمیایی شدند.

 

جعفر اصلانی یکی از پزشکان ایرانی در مصاحبه‌ای در سال 2002 م [1381ش] با اشاره به برخی موارد غیرعادی در عملیات دوم توکلنا علی الله در منطقه دریاچه ماهی می‌گوید: این موارد با نشانه‌های غیرعادی همراه بودند و با سرعت و شدت زیادی در مصدومان ظاهر می‌شدند؛ نشانه‌هایی مانند ریزش اشک، استفراغ، حمله قلبی، و تغییرات روانی. واکنش مصدومان نسبت به درمان با آتروپین نیز بسیار ضعیف بود یا اصلاً واکنشی نشان نمی‌دادند و شمار زیادی از سربازان جان خود را از دست دادند. این مصدومان احتمالاً مواردی از مصدومیت با عامل وی ایکس بودند.

 

[دکتر] عباس فروتن نیز بر اساس تجربه شخصی‌اش در خطوط مقدم، این موارد را مصدومیت با عامل وی ایکس تشخیص داد.(12) به نظر می‌رسد گزارش‌های عراقی‌ها هم این مسئله را تأیید می‌کرد.

 

محمد حانون (Mohamad Hanon) یکی از سربازان پیاده‌نظام عراقی در مصاحبه‌ای در سال 2003 م [1382ش] دراین باره می‌گوید: در مرحله سوم [عملیات] در ماه ژوئن [خرداد] در جزایر مجنون شاهد استفاده بسیار شدید طرف خودی [عراقی] از جنگ‌افزارهای شیمیایی بودیم. اگر استفاده از جنگ‌افزار شیمیایی نبود ، نمی‌توانستیم آن منطقه را پس بگیریم. فرماندهان ما گفتند که گاز شیمیایی استفاده‌شده، عامل وی ایکس است و ما باید از ماسک‌های محافظ استفاده می‌کردیم، زیرا منطقه عملیات کاملاً هموار بود و باد نیز هرلحظه تغییر جهت می‌داد.

 

این سرباز عراقی همچنین به این نکته اشاره کرد که در دوره‌های آموزش دفاع شیمیایی، مطالبی هم درباره گاز وی‌‌ایکس و دیگر گازهای [شیمیایی] به او و سربازان هم‌دوره‌اش آموزش داده‌اند. ایرانیان نیز مدعی شدند که صدها تن از نیروهایشان در جزایر مجنون براثر مصدومیت با گاز [شیمیایی] جان‌باخته‌اند.(13) بعدها گروهی از کارشناسان سازمان ملل تعدادی از قربانیان بازمانده از این حملات شیمیایی را معاینه کردند.(14)

 

از شهر مهران (در مرحله چهارم عملیات) نیز خبرهایی از کاربرد گاز وی ایکس می‌رسید که البته تأیید نشده بود . سرهنگ ستاد عبدالوهاب السعیدی در مصاحبه‌ای در سال 2003 م [1382ش] دراین‌باره می‌گوید: به من و نیروهایم تعدادی موشک‌انداز آرپی‌جی با گلوله‌های حاوی مواد شیمیایی داده شد و به ما دستور دادند که به‌محض دریافت دستور ویژه از آنها استفاده کنیم. آن دستور هرگز صادر نشد ولی دوستانم گفتند که عراق در طول جنگ بارها از گاز [شیمیایی] استفاده کرده است و چرا نباید این کار را می‌کرد؟ ما که به شهرهای ایران حمله می‌کردیم و شهروندانش را می‌کشتیم، پس چرا نباید از جنگ‌افزارهای شیمیایی استفاده می‌کردیم؟ این مسئله چه اهمیتی داشت؟

 

او ادامه می‌دهد: نوع گاز [شیمیایی] مورداستفاده را به یاد نمی‌آورم. ما اجازه نداشتیم جعبه‌ها را بازکنیم. ولی بعدها فهمیدم که چه نوع گاز [شیمیایی] در زرادخانه ما وجود داشت، زیرا در دهه 1990 م [دهه 1370ش] مجبور شدم در دانشکده ستاد، درس پدافند شیمیایی را تدریس کنم . ما در آن زمان گازهای [شیمیایی] خردل، اعصاب و وی ایکس در اختیار داشتیم ولی نمی‌دانم که آیا از گاز وی ایکس هم استفاده کردیم یا نه.

 

یک سرتیپ عراقی هم در مصاحبه‌ای در سال 2004 م [1383 ش] اظهار کرد: من فکر می‌کنم معمولاً از گاز وی ایکس استفاده می‌شد و دست‌کم از سال 1984 م یا 1985 م [1363 یا 1364ش] همگان بانام این [گاز شیمیایی] آشنا بودند.

 

فرماندهان عراقی با آموزش پدافند گاز وی‌ایکس به نیروهایشان و اشاعه این موضوع که گاز مزبور را در زرادخانه خوددارند، شاید می‌خواستند نیروهای دشمن را به هم بریزند و آنان را وادار کنند برای هر نوع حمله شیمیایی آماده شوند و یا این مسئله را به آنها القا کنند که به‌زودی با استفاده از این گاز به آنها حمله می‌شود تا از این طریق بر ترس و وحشت آنها بیفزایند. نشانه‌های غیرعادی مصدومیت با گاز وی‌ایکس که پزشکان ایرانی به آن اشاره‌کرده‌اند نیز بیشتر از آنکه به ماهیت این گاز مربوط باشد، به این واقعیت برمی‌گشت که عراقی‌ها به‌طور فزاینده‌ای به انواع مختلف گازهای شیمیایی متوسل می‌شدند که ایرانیان به‌جز پوشیدن لباس‌های ضد شیمیایی دست واگیر، راهکار دفاعی دیگری در برابر آنها نداشتند.

 

این تنها نیروهای ایران در جبهه جنوب نبودند که در روزهای پایانی جنگ آماج حملات گاز شیمیایی قرار داشتند . نیروهای درگیر در جبهه شمال نیز از این حملات در امان نبودند و در آنجا شهروندان کُرد ایرانی هم گرچه به‌صورت مستقیم هدف [گازهای شیمیایی] قرار نمی‌گرفتند ولی به علت جریان رو به پایین هوا، گرفتار اثرات ناشی از این گازها می‌شدند .

 

شکوائیه‌های ایران به سازمان ملل حاکی از این بود که روستاهای کردنشین در اطراف شهرهایی همانند مریوان، سردشت، و بانه و مناطق شهری اشنویه به‌طور مکرر با گاز [شیمیایی] موردحمله قرار می‌گیرند و آخرین گزارش سازمان ملل درباره کاربرد جنگ‌افزارهای شیمیایی هم به‌طور کامل به حمله [شیمیایی] به اشنویه در ماه جولای [تیر] اختصاص یافت.(15)

 

حمله‌های [شیمیایی] به مریوان ظاهراً بسیار گسترده بودند . در روزهای پیش و پس از حمله ایران به حلبچه، جاده‌های اطراف شهر مریوان که در مرز بین ایران و عراق واقع‌شده مملو از نیروهای ایرانی بود که قرارگاه محلی‌شان در منطقه دیزلی(Disli)  بود. بر همین اساس، مناطق عملیاتی ایران در این منطقه آماج حملات شیمیایی عراق قرارگرفته بود . اما به نظر می‌رسید خلبانان و توپچی‌های عراقی در هنگام شلیک گلوله‌ها یا ارسال پیام‌هایشان دقت عمل چندانی ندارند.

 

دکتر فروتن و ساکنان بومی منطقه ضمن اذعان به حضور نیروهای ایرانی در اطراف مریوان، از حمله‌های مستقیم [عراق] به روستاهایی خبر می‌دادند که هیچ نیروی نظامی در آنها مستقر نبوده است. برای نمونه، دو روز پیش از حمله حلبچه، نیروهای  عراقی به منطقه بین روستاهای قلاگه (Qalaga) و قلاجی (Qala’ji)  حمله کردند. هیچ‌کس در این حمله کشته نشد ولی اغلب روستاییان به بیشه‌ها، کوهستان‌ها و غارهای نزدیک گریختند. اما کسانی که در خانه‌های خود ماندند روز بعد گرفتار دومین حمله شیمیایی [عراق] شدند و 20 تن ازجمله پنج عضو یک خانواده در این حمله کشته شدند.

 

بهمن سلطانی یکی از روستاییان بومی که به منطقه برگشته بود تا در انتقال هشت جسد از کشته‌های این حمله به مسجد محل کمک کند در مصاحبه‌ای در سال 2002 م [1381ش] می‌گوید: ما از طریق بیانیه‌های نظامی که از رادیوپخش می‌شد شنیده بودیم که در هنگام حمله شیمیایی باید به نقاط مرتفع برویم ولی مردم برای این کار آمادگی نداشتند.

 

چند روز پس از حمله حلبچه، روستاییان منطقه نیجمار(Nijmar) گرفتار حمله شیمیایی شدند و 22 تن از آنها در این حمله جان باختند. هم‌زمان در روستای کانی دینار(Kani Dinar) در مجاورت این منطقه هم پنج‌تن براثر  حمله شیمیایی [عراق] کشته شدند.

 

بااین‌حال، نیروی هوایی عراق هرگونه استفاده از جنگ‌افزارهای شیمیایی در مریوان را تکذیب می‌کرد.(16) [دکتر] عباس فروتن که در آن زمان در بیمارستان ارتش مشغول به کار بود، نشانه‌های مصدومیت قربانیان را این‌گونه توصیف می‌کند: نشانه‌ها شبیه نشانه‌های مصدومیت با گاز اعصاب نبود و ازاین‌رو اقدامات درمانی مسمومیت با گاز سیانور را بر روی مصدومان انجام دادیم و طولی نکشید که آنها به این نوع درمان واکنش [مثبت] نشان دادند.

 

بااین‌حال، او احتمال کاربرد یک نوع عامل اعصاب جدید و سریع را هم رد نمی‌کرد؛ عاملی که پیش‌تر ندیده بود و احتمال می‌داد گاز وی ایکس باشد.

 


پانوشت

* برخلاف نظر نویسنده، مردم ایران از آغاز تا پایان جنگ همواره حامی و پشتیبان دفاع مقدس بودند و از هیچ اقدامی برای تقویت جبهه‌ها مضایقه نمی‌کردند . پس از تجاوز مجدد عراق به خاک ایران در ماهه‌ای پایانی جنگ، این آحاد مردم ایران بودند که با حضور گسترده‌شان در جبهه‌ها عملیات حماسی مرصاد را رقم زدند و درس فراموش ناشدنی دیگری به صدام و منافقین دادند.

 

1. Elaine Sciolino, “How the U.S. Cast Off Neutrality in Gulf War,” New York Times,April 24, 1988.
2. Director of Central Intelligence, “National Intelligence Daily, Monday, 23 April 1988,”p. 2 (FOIA-Amhor).
3. Pelletitre et al., Iraqi Power, p 36. They state (p. 31): “Because of the secrecy that surrounds everything in Iraq it is impossible to make definitive judgments about the Iraqi tactics” during the campaign.
4. FRlS-NES-88-075 (April 19, 1988), P. 65.
5. Parrick E. Tyler, “Officers Say U.S. Aided Iraq in War Despite Use of Gas,” New York Times, August 17,2002.
6. Rick Francona, Ally to Adversary: An Eyewitness Account of Iraq's Fall from Grace (Annapolis: Naval Institute Press, 1999), p. 23.
7. US Air Force Intelligence Agency, “Iran/Iraq Chemical Warfare Casualties” para. 6G (undated), obtained from US Central Command (FOIA-Author).
8. “Scud Chemical Agent Coverage Patterns,” August 1990 (FOIA-Gulflink).
9. “Iraqi Air Force Capability to Deliver Chemical Weapons,” December 1, 1990 (FOIAGulflink).
10. Quoted in the Independent (London), July 3, 1998.
11. See, for example, US Defense Intelligence Agency, “Iraqi Chemical Weapons Trends,” August 8,1990 (FOIA-Gulflink).
12. Foroutan reports these cases in “Medical Notes on Chemical Warfare,” Kowsar Medical Journal, Winter 1377 (1999), vol. 3, no. 4; and Spring 1378 (1999), vol. 4, no. 1
13. Letter from Mohammad Malhallati, S/19967, June 27, 1988.
14. UN Security Council, Report of the Mission Dispatched by the Secretary-General to investigate Allegations of the Use of Chemical Weapons in the Conflict Between the Islamic Republic af Iran and Iraq, S/20060 (July 20, 1988), parts. 9-11.
15. UN Securiry Coundl, Report of the Mission Dispatched by the Secretary-General to Intvestigate Allegations af the Use of Chemical Weapons in the Conflict Between the Islamic Republic of Iran and Iraq, S/20134 (August 19, 1988).
16. FBIS-NES-88----069 (April 11, 1988), p. 30.

منبع

- یوست آر.هیلترمن، رابطه زهرآگین آمریکا، عراق و بمباران شیمیایی حلبچه، مترجم:یعقوب نعمتی وروجنی، تهران، نشر مرز و بوم،چاپ اول 1392، ص 309-299 .

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



01 آبان

روزشمار اسناد سازمان ملل



01 آبان

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران