انتقال ارزش‌های دفاع مقدس؛ ذهنِ معنا گرا و بیانِ مخاطب‌شناس

چاپلینک ثابت
"الزامات روایتگری دفاع مقدس" بخش سوم

 

 

محمدصادق درویشی

 

 

یکی از مفروضات اصلی در مطالعات جنگ ایران و عراق و به ویژه در روایت‌گری دفاع مقدس، قابلیت انتقال ارزش‌های نسل‌های قبل به نسل‌های بعدی است. درواقع ارزش‌ها بنا بر ماهیتشان، ظرفیت حیاتی مستمر و فرانسلی را دارند. ارزش‌ها زندگی و مرگ انسان را معنادار می‌کنند. پدیده‌هایی که در تاریخ اتفاق می‌افتد همچون جنگ تحمیلی، وقتی که در دستگاه سنجه‌ای ارزش‌ها قرار می‌گیرند، ماهیتی دیگرگون پیدا می‌کنند. در موضوع روایت‌گری جنگ ایران و عراق، با فهم و تمرکز بر ارزش‌هایی جنگ است که خواهیم دانست: چرا جنگ تحمیلی، دفاعِ «مقدس» شد؟ و چرا باید روایت‌گری را با هدفِ انتقال ارزش‌ها به نسل‌های بعد، بازتعریف کرد.

 

با پایان جنگ و اساسِ نزاع میان دو کشور، چه نیازی به تداومِ بخشِ غیرکالبدی جنگ تحمیلی از طریق روایت است؟ به‌بیان‌دیگر، نقش‌بندی فهم معاصر ما از جنگ تحمیلی (در گذشته) در جستجوی چیست؟

برای یافتن پاسخ مناسب به این پرسش باید محاسبه کرد: کدام حوادث هستند که توانایی نمایندگی روح جمعی یک ملت را دارند؟ وقایعی که موقعیت و امکانِ بزرگی را به یک ملت عطا می‌کنند. برای پاسخ باید جنگ را فراتر از جزئیات حادثه ببینیم که در این صورت ارزش‌ها و انتقال آن‌ها موضوعیت پیدا می‌کنند. 

 

در این میان؛ شناخت سازوکار روایت و اختصاصاً روایتِ جنگ ایران و عراق یاری می‌رساند:

باید روایتگری را نوعی «هنر» بدانیم. هنری که ضمن بهره بردن از دانش «جزئیات حادثه در دیروز» و «ارتباط با مخاطب امروز»، آمیختگی عمیقی با نوعی شهود دارد. شهودی که موجب می‌شود از رهگذر روایت گذشته برای حال، نوعی خلق شکل بگیرد. در این معنا، وقتی سری به گذشته می‌زنیم، وارد راهروی تاریخ می‌شویم و به دیروز رجوع می‌کنیم: در پی کشف امری ارزشمند هستیم که اگرچه جسم او تمام شده است، اما از قِبل روحش همچنان می‌توان ارتزاق کرد. روایت‌گری هنرِ کشف گنج موجود (و نه موهوم) برای نیازهای امروز و فردای زیست جمعی ماست. 

 

اما چرا جنگ ظرفیت توجهی ویژه برای استمرار در حال و آینده را دارد؟

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، طومار عظیمی از مصیبت‌هاست که شهادت و اسارت جوانان، ویرانی خانه‌ها و شهرها و احساس توسعه‌یافته ناامنی و بی‌پناهی در صدر این مصائب است. می‌دانیم که این یک روی سکه است، به این خاطر که مجموعه‌ای از این رنج‌ها می‌تواند به تلاشیِ یک زندگی جمعی منتهی شود و اگر نشد؟

 

اگر مجموعه جراحات جنگ نه‌تنها به متلاشی شدن و گسست جامعه نینجامید بلکه به تقویم، تقویت و بازیابی روح جمعی منتهی شد، می‌توانیم از روی دیگر سکه سخن بگوییم: مجموعه‌ای از رشادت‌ها، ایستادگی‌ها، عقلانیت‌ها، از خودگذشتگی‌ها، تلاش‌ها و معنویت‌ها که نتیجه‌ای رهگشا و بن‌بست‌شکن داشتند. این نتیجه محدود به پیروزی در جنگ و اخراج متجاوز از سرزمین نیست، نتیجه پیروزمندانه واقعی در اینجا بود: شکل‌گیری اتحاد دیریاب که از تاریخی کهن بر آمده بود و همبستگی ملی مبتنی بر خیر عمومی را سامان داد و نهایتاً سرمایه‌ای عظیم برای آینده این مرزوبوم ذخیره کرد.

 

 به همین منظور، روایت‌گری جنگ ایران و عراق با انتقال ارزش‌ها به‌عنوان هدفی در ذیل حقیقت‌گرایی و درس‌آموزی، در پی بازآفرینی زمینه‌هایی است که منجر به شکل‌گیری دفاع مقدس شد. این بازآفرینی با انتقال مفاهیم و معانی به نسل‌های پس از جنگ حادث خواهد شد. به‌بیان‌دیگر، راوی جنگ ایران و عراق، در هر موقعیتی که قرار دارد، باید از ذهنی معناشناس (از دیروز) و زبانی مخاطب‌شناس (برای امروز و فردا) بهره ببرد.

 

اصول روایت‌گری جنگ، ریشه‌های روایت‌گری و همچنین آسیب‌شناسی این مسأله می‌تواند از موضوعات اساسی برای نیل به روایت‌گری مطلوب دفاع مقدس باشد.

بااین‌حال، اصل اساسی و غیرقابل خدشه، ایستادگی در مقابل نسیان و کم‌رنگ‌سازی حماسه‌ای است که مردم ایران با ایمان، اندیشه، مقاومت، ازخودگذشتگی و عظمت خود سرودند. به همین خاطر، راویان حقیقی جنگ ایران و عراق، تمام مردم این سرزمین‌اند، از پیرزنی در روستای دور از صحنه جنگ تا رزمنده‌ای که در فاصله چندم‌تری دشمن صحنه نبرد را شناسایی می‌کند: هر کس که دل در گرو آرمان‌ها و ارزش‌های دفاع مقدس دارد، می‌تواند از منظر خود، جنگ را روایت کند: جنگی که دفاع بود و دفاعی که مقدس است.

 

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



04 آذر

روزشمار اسناد سازمان ملل



04 آذر

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران