اهداف رژیم بعثی عراق از جنگ با ایران

چاپلینک ثابت
حسین عسگری

دلایلی که صدام حسین  برای حمله به خاک ایران اعلام کرد در واقع بهانه‌هایی بیش نبودند. واضح است که دولت عراق اگر دچار اختلافاتی با ایران بود، می‌توانست جز انتخاب مسیر جنگ گسترده و مقابله نظامی، شیوه‌‌های دیگری را هم برگزیند. رژیم بعثی می‌توانست موضوع اختلافات را به شورای امنیت سازمان ملل یا به دادگاه بین‌المللی لاهه ارجاع دهد.

 

 

 

عراق می‌توانست از طریق میانجیگران بین‌المللی مذاکره با ایران را آغاز کند یا مثلاً دست به گفت‌وگوهای مستقیم و دوجانبه بزند. به نظر می‌رسد که صدام راه‌حل نظامی را سریع‌ترین شیوه برای رسیدن به اهداف خود تشخیص داده بود و بنابراین می‌خواست با یک جنگ سریع و کوتاه‌مدت به اهداف بزرگی برسد.تجاوز عراق به ایران علل، اهداف و انگیزه‌های ایدئولوژیک، سیاسی و ارضی داشت که برخی از آن‌ها دارای پیشینه‌ای تاریخی و برخی مربوط به وقوع انقلاب اسلامی ایران بود.

 

ازجمله مهم‌ترین علل و اهداف عراق از حمله به ایران، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

الف) لغو‌ قرارداد مرزی 1975 الجزایر:

رژیم عراق قصد داشت تا تمام اروندرود را به مالکیت خود درآورد و برخی ارتفاعات سرکوب در غرب کشور را در اختیار بگیرد. عراق تلاش می‌کرد تا با زور و با فشار جنگ، قرارداد مرزی جدیدی را به ایران تحمیل کند تا بتواند تنگناهای تاریخی ژئوپلیتیکی خود را بگشاید و در خلیج فارس قدرت بیشتری بیابد. مهم‌ترین هدف رژیم عراق در آغاز جنگ را می‌‌توان تسلط کامل بر اروندرود و تبدیل آن به شط‌العرب و نیز تغییر مرز دو کشور دانست. البته برخی معتقدند که این هدف، حداقل انتظارات صدام حسین بوده و چنانچه وی از نظر نظامی موفق می‌‌شد، تنها به آن اکتفا نمی‌‌کرد.

 

اگرچه در اظهارات مقامات رژیم عراق مطالب فراوانی دربارة تجدید نظر در معاهده 1975 به عنوان یکی از اهداف مهم این کشور از آغاز جنگ یافت می‌‌شد، اما نمی‌‌توان پذیرفت که دولت عراق درک نمی‌‌کرده که دیگر دوران تغییر مرزها با اشغال سرزمینی گذشته است. دولت عراق باید توجه می‌‌کرد که حتی اگر برای مدتی بخشی از سرزمین ایران را از طریق جنگ اشغال می‌کرد، برای همیشه صلح با ایران را از دست می‌‌داد و یک درگیری دائمی مرزی طولانی‌مدت را پایه‌گذاری می‌‌کرد.

 

ایران همیشه بزرگ‌تر و تواناتر از عراق بوده است. بنابراین روزی در صدد تلافی برمی‌‌آمد و می‌کوشید تا حقوق خود را پس بگیرد. همان‌گونه که ‌اکنون و پس از حدود 50 سال که اسرائیل ارتفاعات جولان را اشغال کرده، هنوز سوریه به تغییر مرز در این منطقه تن نداده و یکی از دلایل درگیری‌‌های مرتب بین اسرائیل و فلسطینی‌‌ها و اسرائیل و لبنانی‌‌ها، حمایت سوریه از جریان مقاومت علیه اسرائیل است. بنابراین شاید صدام از آغاز جنگ هدف بزرگ‌تری داشت. البته روحیة جنگ‌طلبی و ماجراجویی او را نباید نادیده گرفت. تمام دورة ریاست‌جمهوری صدام به جنگ گذشت.

 

ب) جداسازی همه یا بخشی از استان خوزستان از ایران

رژیم بعثی عراق سعی می‌کرد تا از طریق تهاجم نظامی، تمام یا بخش‌هایی از سرزمین خوزستان را به تصرف خود درآورد. این رژیم در نقشه‌‌هایی که منتشر می‌کرد، استان خوزستان را عربستان می‌نامید و بخشی از خاک عراق منظور می‌کرد. نمونه‌ای از این نقشه‌‌های رژیم عراق که پیش از آغاز جنگ و در سال 1980 میلادی به چاپ رسانده و آن را در کتاب‌‌های درسی دانش‌آموزان آورده بود، به قرار زیر است. این نقشه در حین عملیات فتح‌المبین در اوایل سال 1361 به دست آقای مرتضی تاج، از رزمندگان تیپ 25 کربلا افتاد و آن در اختیار آقای مرتضی قربانی، از فرماندهان دوران دفاع مقدس،قرار داده است.

تسلط بر استان خوزستان یا حداقل جداسازی خرمشهر و جزیرة آبادان، مهم‌ترین هدف سیاسی، اقتصادی و نظامی رژیم عراق در جنگ بود. تصرف جزیره آبادان می‌توانست عراق را در تسلط بر اروندرود کمک کند. صدام کوشید تا با استقرار قوای نظامی خود در خوزستان ارتباط وسیع‌تری با آب‌های خلیج فارس پیدا کند و توسعه عظیمی در قدرت ژئوپلیتیکی عراق پدید آورد. همچنین بر بخش گسترده‌ای از مخازن نفت ایران تسلط یابد. چنانچه صدام به این هدف می‌رسید، خودبه‌خود هدف اول او نیز تأمین بود.(1)

 

در سفری که یاسر عرفات، رئیس سازمان آزادی‌بخش فلسطین، پس از آغاز جنگ تحمیلی به ایران داشت، طی دیداری با آقای‌‌ هاشمی رفسنجانی به ایشان گفت: «به اتاق جنگ صدام رفتم و نقشه‌‌هایی دیدم که فلش آنها به سوی مسجدسلیمان* و بهبهان است.»(2) بر این اساس مشخص می‌‌شود که ارتش بعثی عراق قصد داشته که کل استان خوزستان و تا مرز استان فارس را به تصرف خود درآورد. شاید دولت عراق می‌خواست یک حکومت خودمختار وابسته به رژیم بعثی در خوزستان تشکیل دهد تا هم این استان را از ایران جدا کرده باشد و هم اروند‌‌رود را در اختیار گرفته باشد. باید به یاد داشت که عراق مدت‌‌ها پیش از آغاز جنگ تشکیلات "سازمان آزادیبخش عربستان" را با کمک عوامل خلق عرب وابسته به خود در خوزستان ایجاد کرده بود.

 

ج) فشار به ایران برای واگذاری جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک

حزب بعث عراق در تمام دوران حاکمیتش خود را مدافع خواسته‌‌های اعراب می‌دانست. اگرچه ادعای عراق در مورد جزایر ایرانی خلیج فارس ربطی به مسائل بین دو کشور نداشت، اما پس از قطع رابطة آمریکا با ایران در فروردین 1359 دولت عراق ادعا کرد که جزایر ایرانی خلیج فارس باید به اعراب برگردد. به نظر می‌‌رسد که دولت عراق می‌کوشید خود را در خط مقدم جبهة عربی علیه ایران مطرح سازد تا این‌گونه هم کمک‌‌های مالی کشورهای عربی را جذب کند و هم از نظر سیاسی آنها را در کنار خود نگهدارد.عراق سعی داشت ایران را به عنوان یک خطر برای کشورهای عربی معرفی نماید.

 

رژیم صدام بارها پیگیر جداسازی جزایر ایرانی خلیج فارس از جمهوری اسلامی ایران شد. صدام سعی می‌‌کرد تا خود را نماینده کشورهای عربی مطرح کند و از طریق جنگ با ایران به این خواسته برسد. او می‌خواست با طرح مسائلی مثل جزایر سه‌گانه و با پیروزی در جنگ، قهرمان جهان عرب شود و رهبری آنان را در دست بگیرد. در حالی که خود کشورهای عربی می‌دانستند که از نظر اسناد تاریخی نه‌تنها این جزایر متعلق به ایران است، بلکه نام‌های آنها نیز فارسی محلی است. ابوموسی به مفهوم سرزمین سبز و تنب هم به معنی تپه است. امید است روزی هزاران خانواده ایرانی در این جزایر زندگی کنند و آنجا را سرشار از آبادانی و نشاط کنند تا برای همیشه فکر جدا کردن آنها از سر ماجراجویان بیرون رود. پایان بنای سه شهر فردوسی، حافظ و سعدی نیز در این سه جزیرة ارزشمند می‌تواند آنها را با تاریخ و تمدن ایران بیشتر عجین کند.

 

د)  اعمال حاکمیت بر اروند رود: اختلاف ارضی در این منطقه‌ی حساس و استراتژیک، به دوران امپراتوری عثمانی باز می‌گشت و تا زمان استقلال عراق (1932) نیز ادامه داشت؛ به‌گونه‌ای که عراق پس از استقلال، ادعای حاکمیت مطلق بر اروند رود را مطرح کرد. روند این منازعه در 13 ژوئن سال 1975 به انتشار بیانیه الجزایر انجامید. در چارچوب این عهدنامه، خط تالوگ در اروند رود، مرز مشترک دو کشور شد(3)؛ امّا پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عراق با بهانه‌جویی‌ها و ایجاد درگیری‌های متعددِ مرزی، در 27 شهریور 1359 به‌طور یک‌جانبه این عهدنامه را لغو کرد. همچنین صدام حسین دراین‌باره اعلام کرد وضعیت حقوقی شط‌العرب باید به وضع قبل از مارس 1975 بازگردد و این رودخانه را جز تمامیت عربی عراق اعلام کرد.(4)

 

ه) جایگزینی عراق به جای ایران در منطقه

بنا به برخی تحلیل‌ها، جنگ برای صدام، نقطة اوج سیاست‌های وی در جهت جلب نظر امریکا به توانایی‌های عراق، با هدف جایگزین شدن به‌جای ایران زمان شاه، به‌صورت قدرتی منطقه‌ای، محسوب می‌شد.(5) این جهت‌گیری به‌دلیل آن بود که امریکا مرکز ثقل خط مشی دفاعی خود را در منطقه، بر تجهیزات گسترده نظامی برای حامیان خود در منطقه - اساساً عربستان سعودی و ایران - استوار کرده بود تا ابزاری برای تشکیل یک شبکة دفاعی در منطقه شود که بتواند تأمین‌کنندة منافع متقابل باشد.(6) و عراق می‌توانست با شرایط خاص آن زمان، این نقش را ایفا کرده و به آلترناتیو رژیم شاه تبدیل شود.

 

مجله نیوزویک درباره چنین گرایشی در میان رهبری عراق بر این عقیده بود که اهداف عراق چیزی کمتر از تسلط بر خلیج فارس و شاید سراسر خاورمیانه با هزینه اجتناب‌ناپذیر دو ابرقدرت نیست، زیرا در این میان خلأیی وجود داشت که می‌بایست پر می‌شد. مصر به خاطر شرکتش در مذاکرات صلح کمپ دیوید منزوی و مطرود شده بود، سوریه گرفتار مشکلات داخلی بود و ایران که روزی ژاندارم خلیج فارس بود در هرج‌ومرج به سر می‌برد. پس عراق کاندیدای امیدبخش برای این خلأ محسوب می‌شد، زیرا تجهیزات وسیعی از سلاح‌های مدرن را که بیشتر از شوروی و اروپای غربی تأمین شده بود در اختیار داشت، همچنین برخلاف عربستان سعودی و حکومت‌های خلیج فارس، دارای جمعیتی بالغ بر 13 میلیون نفر بود.(7)

 

درباره هدف‌های عراق در سطح ملی، دیدگاه دیگری ناظر بر این معناست که راه‌اندازی جنگ در جهت گسترش فرهنگ ملت عراق در منطقه بوده است. این دیدگاهِ آقای محسن رضایی فرماندة پیشین سپاه پاسداران است که در چارچوب نظریة «منازعة فرهنگ سیاسی میان دولت‌ها» مطرح شده است. مطابق این نظریه، بین کشورها و ملت‌ها نوعی منازعة فرهنگ سیاسی وجود دارد که هریک درصدد گسترش فرهنگ خود در قلمرو ملت دیگر است. ناتوانی در گسترش این فرهنگ از مجاری عادی و طبیعی موجب می‌شود که حکومت‌ها از راه جنگ به این مهم مبادرت ورزند.

 

عناصر دیگر این نظریه که وجود آنها برای وقوع جنگ لازم شمرده می‌شود عبارت‌اند از:

- تطبیق انگیزه‌های شخصی (فرهنگی - سیاسی) رهبران با انگیزة ملت در درون واحد سیاسی.

- تطابق انگیزه‌های سطح بین‌المللی با انگیزه‌های ملی (در مورد کشورهایی که به‌عنوان قدرت بین‌المللی شناخته نمی‌شوند).

-اعتماد به موفقیت.

 

درباره انگیزه‌ها، هم‌گرایی و اشتراک نظر ملت‌ها و رهبران در جهت‌گیری سیاست خارجی، واحد سیاسی نقش اساسی دارد. علاوه بر این منافع، ایجاد انگیزه نیز مهم است.
بر اساس نظریة مزبور، ملت عراق به‌طور بالقوه درصدد گسترش فرهنگ سیاسی خود به بیرون از مرزهای کشور بوده است، اما تعریف غلط رهبران از انگیزه‌ها، این ملت را در مقابل جمهوری اسلامی قرار داد.(8)

 

و) تضعیف و جلوگیری از نفوذ انقلاب اسلامی

چنان‌که پیش‌تر نیز گفتیم، حکومت عراق به‌شدت نگران توسعة نهضت اسلامی در بین مردم آن کشور بود. حزب بعث عراق، اندیشة اسلام انقلابی را برای ادامة سلطة خود بر عراق خطرناک ارزیابی می‌کرد. با شناختی که حاکمان بعثی از شیوة تفکر و رفتار امام خمینی داشتند، طبیعی بود که از انقلاب اسلامی به عنوان یک تهدید اساسی نگران باشند. رژیم بعثی مطمئن بود که مردم عراق برای خروج از سلطه استبداد حاکم، از انقلاب ایران الهام می‌‌گیرند. وقتی نخستین نشانه‌‌های چنین تأثیری در موضع‌گیری‌‌ها و رفتار شیعیان بغداد و شهرهای جنوب آشکار شد، دولت عراق احساس کرد که حرکت و جنبش مردم عراق اگرچه رسماً به میل و خواست دولت ایران نیست و نمی‌‌توان به صورت مستند آن را به جمهوری اسلامی ایران نسبت داد، ولی به هر حال دولت بعثی را از درون تهدید می‌‌کند.

 

ممکن بود انقلابی همچون نهضت اسلامی ایران در عراق هم رخ دهد. همین موضوع دولت عراق را به فکر انداخت که با حمله به ایران، خودش را از حرکت مردم عراق نجات دهد. سرکوب شدید شیعیان عراق و بازداشت و شکنجه و مصادره اموال مردم و اخراج هزاران ایرانی‌الاصل مقیم آن کشور با چنین اندیشه‌ای انجام گرفت.(9) بنابراین هدف نهایی عراق از حمله به ایران را می‌توان جلوگیری از نفوذ انقلاب اسلامی و به‌ دست آوردن بهانه‌ای برای سرکوب مخالفان و به‌ویژه شیعیان و کردهای عراق دانست. البته در اظهارات بسیاری از مقامات عراقی، سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و از بین بردن انقلاب اسلامی نیز به عنوان اصلی‌‌ترین هدف دیده می‌شد.

 

منابع:

1- علائی، حسین، روند جنگ ایران وعراق، جلد1، تهران، نشر مرزوبوم،1391،صص 186تا190.

2- صحیفه امام (مجموعة آثار امام خمینی)، جلد12، تهران، مؤسسه نشر و آثار امام خمینی، 1378، ص 270.

3-اصغر جعفری ولدانی، کانون‌های بحران در خلیج‌فارس، تهران: انتشارات کیهان،1377، ص 67-81

4-همان، ص 68

 

5-Guardian, 23 october, 1980.

6-ویلیام جی اولسون، جنگ خلیج فارس: صلح در دوران ما، 1985، ترجمة خبرگزاری جمهوری اسلامی، 2/10/64، ص 17.

7-News Week, 7December 1980.

8- محسن رضایی، درس «تجزیه و تحلیل جنگ عراق و ایران» دورة دکتری علوم نظامی، دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران، 31 فروردین 1374 ﻫ.ش..

9- بشیری، عباس، انقلاب در بحران (کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1359)، همان، ص 220.


* ایران در مسجدسلیمان کارخانة تانک‌سازی و پایگاه هوانیروز داشت. در بهبهان نیز یک فرودگاه وجود داشت. رسیدن ارتش عراق به مسجدسلیمان و بهبهان به مفهوم تسخیر کامل استان خوزستان بود.

عکس‌های مرتبط: 

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



30 مرداد

روزشمار اسناد سازمان ملل



30 مرداد

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران