اهمیت میدان دیپلماسی در دفاع مقدس، مورد غفلت قرار گرفت

چاپلینک ثابت
آسیب‌شناسی دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران طی جنگ تحمیلی در گفت‌وگو با دکتر علی خرم (بخش دوم)

 

اشاره

در بخش اول مصاحبه با دکتر علی خرم، رئیس ستاد قطعنامه 598 و دبیر استراتژی وزارت امور خارجه در دوره پذیرش قطعنامه، به کاستی‌های سیاست خارجی در سال‌های آغازین جنگ و در هنگامه تجاوز ارتش بعثی پرداخته شد.

سازمان ملل متحد و در راس آن شورای امنیت رویه یکسانی در سال‌های جنگ نداشته است و در هر برهه تا حدودی با توجه به سیاست‌های ابرقدرت‌ها تصمیم گرفته و عمل کرده است. در این سو نیز، سیاست خارجی جمهوری اسلامی دوران نوپایی را سپری کرده و فهم جامع تری از فضای سیاسی و حقوقی جامعه جهانی به دست آورده بود.

بخش دوم مصاحبه با آقای دکتر خرم با تبیین روند دیپلماسی در سال‌هایی که ایران به منظور تعقیب و تنبیه متجاوز وارد خاک عراق شد، به ادامه آسیب‌شناسی دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران طی جنگ تحمیلی می‌پردازد.

 

آیا پس از موفقیت ایران در دفع تجاوز و بیرون راندن متجاوزین از خاک ایران و خصوصاً پس از آزادسازی خرمشهر، تغییر اساسی در رویکرد شورای امنیت به‌وجود آمد؟

با آغاز عملیات‌های مرحله آزادسازی از سوی ایران پس از خردادماه سال 61 و در نهایت آزادسازی خرمشهر در جریان عملیات بیت‌المقدس، روند حاکم بر جنگ به مرحله جدیدی وارد شد. در این مرحله قطعنامه 514 توسط شورای امنیت صادر شد. هر چند صدور این قطعنامه تاحدودی برخاسته از شیطنت شورای امنیت بود، اما در عین حال از یک جنبه دیگر برای جمهوری اسلامی ایران فرصت شمرده می‌شد. در این قطعنامه برقراری آتش‌بس و بازگشت نیروهای دو کشور به پشت مرزهای بین‌المللی پیش‌بینی شده بود. در آن زمان هر چند نیروهای ایران توانسته بودند خرمشهر و بخش‌های زیادی از مناطق اشغال شده جنوب را آزاد کنند اما همچنان بخش‌هایی از مرزهای غربی و شمال غربی در دست عراق بود. قدرت‌نمایی ایران در آزادسازی مناطق جنوبی فرصت مناسبی را در اختیار آن قرار داده بود و باعث هراس کشورهای عرب حامی عراق شده بود به طوری که هیأت‌هایی از عربستان و کویت با ایران تماس گرفتند و اعلام نمودند حاضر هستند خسارات حمله عراق را جبران نمایند و خواستار پایان سریع جنگ شدند. اما برخلاف خواسته آن‌ها جمهوری اسلامی ایران مصمم شده بود استراتژی تنبیه متجاوز را برای سرنگونی رژیم بعثی عراق به اجرا گذارد.

 

نکات کلیدی قطعنامه 514 چه بود؟

در قطعنامه 514، مواردی نظیر: آتش‌بس، بازگشت به مرزهای بین‌المللی، بررسی شرایط و اختلافات ایران و عراق و ... مطرح شده بود.

 

به نظر شما، ایران در آن شرایط باید قطعنامه 514 را می‌پذیرفت؟

با شرائطی بله. به نظر من اگر ایران در آن شرایط قطعنامه 514 را می‌پذیرفت به نفعش بود چون در موضع قدرت قرار داشت.

 

 برآورد میزان خسارت ایران و عراق در طول جنگ چقدر بوده است؟

 میزان خسارت وارد شده به ایران تعیین شد ولی خسارت وارد شده به عراق تعیین نشد که یکی از دلایل این امر این بود که زمانی‌که سال 1369 می‌خواستند خسارت عراق را تعیین کنند آمریکا یک بار عراق را زده بود و معلوم نبود کدام خسارت ناشی از حملات ایران و کدام یک ناشی از حملات آمریکاست. میزان خسارتی که برای ایران تعیین شده بود، 99 میلیارد دلار خسارت مستقیم و 150 میلیارد دلار خسارت غیرمستقیم بود و جمعاً 249 میلیارد دلار بود.

 

آقای دکتر، بطور مشخص صدور قطعنامه 598 در تابستان 1366 متأثر از چه عواملی بوده است؟

قطعنامه 598 که در 29 تیر 1366 تصویب شد، حاصل 9 ماه دیپلماسی آمریکا، شوروی، عراق، عربستان، فرانسه، انگلیس، آلمان و چند کشور دیگر بود. در واقع با توجه به موقعیت برتر ایران در جبهه‌ها و گسترش دامنه و شدت درگیری‌ها، آمریکا، شوروی و کشورهای منطقه درصدد بودند به هر نحو ممکن از تداوم این جنگ و پیروزی‌های بیشتر ایران جلوگیری کنند. آمریکا به ویژه بعد از ماجرای مک فارلین در پائیز 1365 و خدشه دار شدن حیثیت این کشور، کاملاً از دست جمهوری اسلامی ایران عصبانی بود و می‌خواست مانع از تداوم موفقیت‌های آن در جبهه‌ها شود. این کینه را می‌توان از مفاهیم درج شده در قطعنامه 598 که هر دو کشور را بدهکار می‌کند، نیز استنباط نمود.

 

با وجود این، چرا قطعنامه 598 را نسبت به قطعنامه‌های قبلی دارای رویکرد متعادل‌تری می‌دانید؟

قطعنامه 598 برای اولین با در چهارچوب فصل هفتم منشور صادر شد و دارای شکلی از خواسته‌های ایران است که در باره آغازگر جنگ و خسارت صحبت می‌کند. در مورد قطعنامه 598 چنانچه جمهوری اسلامی ایران دیپلماسی فعال‌تری داشت می‌توانست منافعش را بهتر تأمین نماید. به عنوان مثال در بند 6 قطعنامه، به جای اینکه تعیین آغازگر جنگ مطرح شود، تعیین متجاوز استفاده شود یا به‌جای تعیین خسارت، تعیین غرامت مطرح شود چرا که در آن مقطع، ایران به لحاظ نظامی از موقعیت برتری در جبهه‌های جنگ برخوردار بود. در زمان تنظیم و پخت و پز  قطعنامه، زمانی که دبیر کل سازمان ملل درخواست کرد که دو کشور نظراتشان را درباره مفاد اولیه آن اعلام کنند، فضایی برای بررسی قطعنامه، اعلام نظر و فعالیت‌های دیپلماتیک درباره آن در اختیار دستگاه دیپلماسی کشور قرار داده نشد و حتی به آقای محمد جواد لاریجانی که معاون امور بین الملل وزارت امورخارجه بود اجازه حضور در جلسات مربوط به تصمیم گیری درباره قطعنامه داده نشد. پس قطعنامه 598 پیش نویسی بود که در غیاب ایران، توسط عراق بهبود یافته بود لذا در اوج قدرت نظامی ایران، تأمین کننده منافع عراق بود، اما با تغییر موقعیت جبهه‌های جنگ، تا حدودی مورد توجه ایران هم قرار گرفت.

     البته باید توجه داشت که به‌رغم اینکه ظاهراً بعضی امتیازات در این قطعنامه در راستای خواسته جمهوری اسلامی ایران گنجانده شده بود؛ اما در عمل، دو کشور به یک میزان در خصوص جنگ مقصر قلمداد شده بودند. به عنوان مثال در موضوع تأسیس صندوقی برای جذب کمک‌های کشورهای دیگر جهت جبران خسارات وارد شده، مقرر شده بود دو کشور به یک میزان از کمک‌های این صندوق برخوردار باشند و از نظر حقوقی، تفاوتی بین متجاوز و طرف مورد تجاوز قائل نشده بودند.

پس از صدور قطعنامه 598 در 22 تیر 1366، بلافاصله عراق شورای انقلاب را تشکیل داد و به اتفاق آرا آن را تأیید کردند و از شورای امنیت هم تشکر کردند. جمهوری اسلامی ایران اعلام نمود نظرات تفصیلی خودش را بعداً اعلام خواهد کرد و 8 روز بعد نظراتش را اعلام کرد مبنی بر اینکه ابتدا باید متجاوز مشخص شود که البته این موضوع به نحوی در بند 6 قطعنامه آمده بود. در این ایام، ایران به جای فعالیت دیپلماتیک، به اعلام مواضع و جنگ لفظی درباره قطعنامه روی آورد که اعضاء دائم شورای امنیت را در تنگنا قرار می‌داد و تأثیر منفی بر پیاده کردن خواسته‌های ایران داشت، در حالیکه دیپلماسی راه و روش خودش را دارد.

به هر حال، ایران پذیرش قطعنامه 598 را به مدت یک سال در هاله ای از ابهام قرار داد و در نهایت با تغییر موقعیت در جبهه‌ها، آن را پذیرفت.

 

در فاصله زمانی اعلام موضع اولیه جمهوری اسلامی ایران تا زمانی که ایران قطعنامه را پذیرفت چه تحولاتی به وجود آمد که مسئولان کشور به این تصمیم رسیدند؟

 بعد از پذیرش قطعنامه 598 توسط دولت عراق و مخالفت تلویحی جمهوری اسلامی با آن، آمریکایی‌ها تلاش‌های جدی‌ای را برای وادار کردن جمهوری اسلامی ایران برای پذیرش قطعنامه انجام دادند. در این راستا به عنوان نخستین قدم، ملاقات مهمی بین ریگان و گورباچف در ریکیاویک ایسلند صورت گرفت که نتیجه مذاکرات آن‌ها این بود که به هر ترتیب ممکن، جنگ ایران و عراق بایستی بدون برنده و بازنده به پایان برسد. در پی این توافق، سیل سلاح‌های استراتژیک شوروی به سوی عراق سرازیر شد و فرانسه نیز هواپیماهای سوپراتاندارد و بمب‌های لیزری را برای نابودی هدف‌های استراتژیک در ایران در اختیار عراق قرار داد. آمریکا هم علاوه بر اطلاعات ماهواره ای که در خصوص مواضع نیروهای ایران در اختیار عراق قرار می‌داد، بخش مهمی از ناوگانش را برای اسکورت کشتی‌های عراقی، کویتی، سعودی و بحرینی تحت پرچم آمریکا به خلیج فارس اعزام نمود. پیامد این اقدام برخورد نظامی ایران و آمریکا در خلیج فارس بود که خسارت‌هایی را برای ایران درپی داشت. این سیاست عملاً باعث شد توازن نظامی بین دو طرف درگیر جنگ به هم بخورد، ضمن اینکه جمهوری اسلامی ایران مورد تحریم تسلیحاتی واقع شد. حتی چین نیز با پیروی از این توافق دو ابرقدرت، از صدور سلاح به ایران خودداری کرد. متعاقب این وضعیت و مشکلاتی که برای ادامه عملیات نظامی واحدهای نظامی ایران پیش آمد، نامه ای هم توسط آقای محسن رضایی، فرمانده کل وقت سپاه، به حضرت امام (ره) تقدیم شد که در آن به لیست کامل امکانات مورد نیاز برای پیشبرد جنگ اشاره شده بود.

   به دنبال این اقدامات و در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران در وضعیت دشواری به لحاظ اقتصادی و نظامی قرار گرفته بود، آمریکائی‌ها با حمله به هواپیمای مسافربری ایرباس عملاً نشان دادند برای به سازش کشاندن جمهوری اسلامی حاضر هستند به هر اقدامی دست بزنند و آقای جورج بوش پدر که در آن ایام معاون رئیس جمهور آمریکا بود، در شورای امنیت در برابر اعتراض وزیر امور خارجه ایران نسبت به اقدام جنایتکارانه ناو آمریکایی در حمله به هواپیمای مسافربری ایرباس، به صراحت اظهار داشت: «آقای وزیر به شما می‌گویم بین پایان جنگ یا تقابل با ما باید یکی را انتخاب کنید.» در نهایت متأثر از شرایطی که پیش آمده بود، در رایزنی‌هایی که بین مسئولان کشور و حضرت امام (ره) انجام شد، مقرر شد جمهوری ایران قطعنامه 598 را بپذیرد. ابتدا قرار بود مسئولیت پذیرش قطعنامه را آقای هاشمی رفسنجانی بر عهده بگیرد اما سرانجام امام شخصاً این مهم را برعهده گرفت و طی بیانیه مهمی که صادر نمود مردم و نیروهای نظامی را از این تصمیم مطلع نمود.

 

 در مجموع دیپلماسی ایران در طول جنگ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در یک جمع‌بندی از مجموع مباحثی که مطرح کردم هدف اصلی من آسیب‌شناسی دیپلماسی جمهوری اسلامی در جنگ و بیان نقاط ضعفی بود که در این عرصه با آن روبرو بود. به نظر بنده اگر در دوره جنگ، اهمیت میدان دیپلماسی به همان اندازه میادین جنگ مهم ارزیابی می‌شد، ماندگاری پیروزی‌هایی که در سایه سلحشوری رزمندگان اسلام به دست آمد بیشتر می‌شد. طولانی شدن جنگ و در حاشیه قرار گرفتن دستگاه دیپلماسی کشور باعث شده تا عملاً این دستگاه فرتوت شود به گونه‌ای که در تحلیل‌هایی هم که اخیراً از سوی برخی مطرح می‌شود دستگاه دیپلماسی کشور به عدم فعالیت متهم شده است در حالی که اینگونه نبود و کمتر استقبالی از نظرات کارشناسی دستگاه سیاست خارجه کشور می‌شد. در یک کلام، به نظر بنده دستگاه دیپلماسی کشور در طول 8 سال جنگ مظلوم و مورد غفلت واقع شده بود.

 

یعنی دیپلماسی ما هم تحت‌الشعاع تحولات نظامی قرار گرفته بود.

 این یک اشتباه بزرگ بود و این اشتباهی بود که نباید تکرار شود. بحث دفاع، وظیفه نیروهای مسلح است ولی در مواقع بحرانی و جنگ، بقیه وزارتخانه‌ها نباید وظیفه و کارکردی را که دارند فراموش کنند و تحت تأثیر جو موجود قرار گیرند.

همه این مسائل در واقع درس‌های ما از جنگ تحمیلی است. حتی در هنگام جنگ و درگیری نباید فکر کنیم می‌توان همه چیز را از طریق نظامی پیش برد. مدیران موفق آن‌هایی هستند که از نیروهای مسلح خود به موقع استفاده کنند و دست آوردهای نظامی را با ابزارهای دیگر و از جمله دیپلماتیک بتوانند تثبیت نمایند. دیپلماسی جمهوری اسلامی در دوره جنگ باید در خدمت جنگ می‌بود که البته این امر پذیرفته شده‌ای است. اما نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که دیپلماسی و جنگ دو روی یک سکه هستند؛ زمانی باید جنگ جلو برود و دیپلماسی آن را در صحنه منطقه و بین‌المللی نقد کند و زمانی دیگر دیپلماسی باید در اولویت قرار گیرد و عملیات جبهه‌ها از آن پشتیبانی نمایند. اما ما فقط با یک روی سکه کار می‌کردیم. کسانی که مسئولیت دیپلماسی کشور را هم عهده دار بودند شاید چندان بی تقصیر نبودند زیرا به نظر بنده آن‌ها در مجاب ساختن مسئولین عالی‌رتبه کشور و فرماندهان نظامی نسبت به  جایگاه و اهمیت دیپلماسی و تبیین موقعیت بین‌المللی کشور در آن شرایط، تلاش زیادی نکردند لذا توفیقات قابل قبولی هم نداشتند.

البته ناگفته نماند که به رغم شرایطی که در زمان پذیرش قطعنامه 598 برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد شده بود، دستگاه دیپلماسی کشور در عرصه مذاکرات سیاسی برای برقراری صلح بین دو کشور، دستاوردهای قابل توجهی به دست آورد و تا حدودی توانست بخشی از خواسته‌های جمهوری اسلامی را تحقق بخشد.‌

 

 

دسته بندی اخبار: 
مصاحبه

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



31 تير

روزشمار اسناد سازمان ملل



31 تير

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران