مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

تأملی بر نقش آمریکا در حمله عراق به ایران

چاپلینک ثابت

محمد درودیان، در حاشیه همایش "جهان علیه خشونت و افراطی‌گری" گفتگویی با "جان تیرمن" مدیر گروه مطالعات بین‌المللی در دانشگاه MIT درباره نقش امریکا در حمله عراق به ایران داشته است. به گفتۀ درودیان تیرمن «در این نشست به سندی اشاره کرد که یکی از مسئولین وزارت امور خارجه برای وی نقل کرده است. برابر این سند، یکی از معاونین صدام در جولای سال 1980 (تیر و مرداد 1359)، طی نامه‌ای به برژینسکی مشاور وقت امنیت ملی کارتر، نظر وی را درباره حمله به ایران جویا می شود!»

در ذیل، این مطلب به صورت کامل از وبلاگ شخصی محمد درودیان نقل می‌شود:


 

با وجود آنکه "نقش و تأثیر امریکا در حمله عراق به ایران" از جهات سیاسی- تاریخی و استراتژیک، بسیار اهمیت دارد، اما آنچه تاکنون در ایران انجام شده است، بیش از آنکه بررسی تاریخی و بر اساس اسناد باشد، تحلیل سیاسی- رسانه‌ای بوده است. در صورت صحت این ارزیابی درباره آثار منتشرشده، این پرسش وجود دارد که چرا درباره یکی از موضوعات سیاسی و نظامی مهم و تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران، هیچ‌گونه پژوهش اساسی صورت نگرفته است؟ احتمالاً پیدایش این وضعیت دلایل مختلفی دارد که در این یادداشت، به برخی از آنها اشاره می‌شود:

 

1- یکی از مهم‌ترین دلایل پیدایش چنین وضعیتی، تداوم پیچیدگی‌های حاصل از تأثیرگذاری جنگ است که با حمله عراق به ایران آغاز شد. این موضوع با مسئله رابطه ایران و امریکا در پیوند قرار گرفته و تأثیرات مختلفی را برجا نهاده است. چنانکه حوادث تاریخی مانند کودتای 28 مرداد سال 1332، تصرف سفارت امریکا، حمایت امریکا از صدام در جنگ علیه ایران، تداوم سیاست‌های خصومت‌آمیز علیه ایران با اقدامات سیاسی، اطلاعاتی، امنیتی و تحریم اقتصادی، مناسبات ایران و امریکا را همچنان در گرو خود نگه داشته است. حمله عراق به ایران و وقوع جنگ، در واقع با سایر حوادث سیاسی- تاریخی و نظامی – امنیتی در داخل ایران و منطقه، در پیوند قرار گرفته و این ملاحظه بررسی نقش امریکا در حمله عراق به ایران را تااندازه‌ای دشوار و پیچیده، کرده است.

 

  عدم انتشار اسناد تاریخی درباره نقش امریکا در حمله عراق به ایران نیز متأثر از ملاحظات یاد شده است. چنانکه امریکا اخیراً از انتشار اسناد کودتای 28 مرداد، برای عدم تأثیرگذاری آن بر مذاکرات هسته‌ای، جلوگیری کرد. هم‌اکنون هیچ‌گونه اسنادی از اقدامات امریکا پس از پیروزی انقلاب و تصرف سفارت امریکا، همچنین در برابر حمله عراق به ایران منتشر نشده است.

 

 2- نظر به اینکه پذیرش مسئولیت جنگ از نظر سیاسی- حقوقی، به دلیل ماهیت و پیامدهای آن، دشوار است، در نتیجه همواره از پنهان‌کاری و توجیهات سیاسی- تبلیغاتی، استفاده می‌شود. لذا انتشار اسناد امریکا درباره وقوع جنگ، تااندازه‌ای دور از انتظار است.

 

 بر پایه ملاحظات یاد شده، گذار از سیطره اطلاعاتی- تحلیلی حاصل از ملاحظات سیاسی- تبلیغاتی و امنیتی، به زمان و تغییر شرایط نیاز دارد. در عین حال فرصتی فراهم شد تا در حاشیه همایش "جهان علیه خشونت و افراطی‌گری" در ایران، با «جان تیرمن» مدیر گروه مطالعات بین‌المللی در دانشگاه MIT در آمریکا که از مدعوین این همایش بود، درباره نقش امریکا در حمله عراق به ایران گفتگو کنم. وی در این نشست به سندی اشاره کرد که یکی از مسئولین وزارت امور خارجه برای وی نقل کرده است. برابر این سند، یکی از معاونین صدام در جولای سال 1980 (تیر و مرداد 1359)، طی نامه‌ای به برژینسکی مشاور وقت امنیت ملی کارتر، نظر وی را درباره حمله به ایران جویا می‌شود.

 

  سند یاد شده از چند جهت اهمیت دارد. نخست اینکه؛ عراق در حوالی زمان کودتای نقاب (20 تیر 1359)، درگیر مسئله حمله به ایران بوده و برای این منظور، علاوه بر اتخاذ تمهیدات نظامی، از نظر سیاسی به دنبال اطلاع از موضع آمریکا بوده است. نظر به اینکه عراق برای حمله به ایران، با اعلام مخالفت آمریکا به‌صورت آشکار مواجه نشد، همچنین آمریکایی‌ها از ارائه هرگونه اطلاعاتی به ایران، همانند سال 1358 و قبل از تصرف سفارت، خودداری کردند، می‌توان تااندازه‌ای نقش مثبت آمریکا را در حمله عراق به ایران، مورد تأکید قرار داد.

 

  همان‌گونه که نمی‌توان نقش امریکا را در وقوع جنگ، به دلیل عدم انتشار اسناد نادیده گرفت، بر اساس "یک سند" یا برخی شواهد و قرائن محدود هم نمی‌شود به تنهائی، درباره چگونگی نقش آمریکا در حمله عراق به ایران، نتیجه‌گیری کرد، اما به لحاظ شرایط سیاسی- راهبردی، بر چند مسئله مؤثر در شکل‌گیری مواضع امریکا علیه ایران، می‌توان تأکید کرد:

 

1- امریکا نمی‌توانست نسبت به سقوط شاه در ایران و پیامدهای پیروزی انقلاب اسلامی در داخل ایران و در منطقه، بی‌تفاوت باشد.

 

2- امریکا نمی‌توانست هزینه‌های ادامه حضور گروگان‌ها را در ایران، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در امریکا تحمل کند. به همین دلیل به دنبال فشار به ایران برای آزادی گروگان‌ها بود. چنانچه در 5 اردیبهشت سال 59، عملیات نظامی در طبس را، با هدف آزادی گروگان‌ها انجام داد، ولی شکست خورد. همچنین در طراحی و اجرای کودتای نقاب، در 20 تیر همان سال، با هدف براندازی نقش داشت که شکست خورد.

 

3- امریکا نمی‌توانست نسبت به وقوع جنگ در شمال خلیج‌فارس، با توجه به اهمیت ژئوپلیتیک این منطقه و صدور نفت، همچنین پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی آن، در دوران نظام دوقطبی، بی‌تفاوت باشد.

 

 با توجه به ملاحظات سیاسی و راهبردی که به آن اشاره شد، همچنین عدم انتشار اسناد، این پرسش وجود دارد که؛ موضع آمریکا درباره حمله عراق به ایران، با توجه به ضرورت آزادی گروگان‌ها، با تأکید بر حفظ سلامتی آن‌ها، چه بوده است؟ حداقل سه احتمال در این زمینه وجود دارد:

 

1- نخست اینکه امریکا به دنبال بازدارندگی عراق از حمله به ایران نبوده است، زیرا اگر چنین بود، جنگ صورت نمی‌گرفت. درحالی‌که عراق در تاریخ 31 شهریور سال 1359، به ایران حمله کرد.

 

2- احتمال دوم نقش امریکا در تحریک عراق و "چراغ سبز" به صدام برای حمله به ایران است که بنا به ملاحظاتی که وجود دارد، تاکنون اسنادی در این زمینه منتشر نشده است. گزارش کنت تیمرمن درباره ملاقات صدام با برژینسکی در مرز اردن که به شکل گسترده‌ای مورد استناد قرار می‌گیرد، از سوی برژینسکی تکذیب شده است. ضمن اینکه جفری گمپ که در سفر به اردن همراه برژینسکی بوده، این ملاقات را تائید نمی‌کند. علاوه بر این عراقی‌ها همواره در برابر این گزارش سکوت کرده‌اند.

 

3- احتمال سوم سکوت امریکا در برابر حمله عراق به ایران است. نظر به اینکه سکوت امریکا، با توجه به ملاحظاتی که وجود داشت و به آن اشاره شد، نمی‌تواند به معنای ناتوانی و یا بی‌تفاوتی از سوی این کشور باشد، بنابراین سکوت را می‌توان به معنای رضایت ضمنی امریکا از حمله عراق به ایران و در واقع نوعی چراغ سبز پنهان امریکا به عراق ارزیابی کرد. البته احتمالات دیگری وجود دارد که امیدوارم با کمک پژوهشگران، مورد بحث و بررسی قرار بگیرد.

 

دسته بندی اخبار: 
یادداشت

دیدگاه جدیدی بگذارید