مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

تصمیم‌گیری در عملیات کربلا 5؛ نقش راویان در پوشش مستند دوران دفاع مقدس

چاپلینک ثابت

حضور راویان مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس (مرکز مطالعات جنگ سابق) در کنار فرماندهان سپاه پاسداران در طول دوران دفاع مقدس، این امکان را فراهم ساخت تا راوی با استناد به نوارهای ضبط شده و دفاتری که در همان زمان، یادداشتِ وقایع و اتفاقات در آن ثبت می‌شد، به روایتی "مستند" از جنگ بپردازند.

 

در این میان، گه گاه نقل یک خبر یا یک خاطره از زبان راویان مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، به جهت اهمیت جایگاه ایشان، از سوی پژوهشگران و فرماندهان دفاع مقدس، با حساسیت خاصی دنبال می‌شود؛ تا جایی که بعضی وقت ها فرماندهان سپاه در جلسات تاریخ شفاهی، خاطرات به یاد ماندۀ خود را با حضور راویانِ همراه خود، یا با استفاده از نوشته‌ها و اسناد به‌جامانده از ایشان محک زده و یا تکمیل می‌کنند.

چندی پیش تارنمای "مشرق" به نقل از سردار غلامپور فرمانده قرارگاه کربلا در دوران دفاع مقدس – مطلبی را منتشر کرد که طی آن سردار غلامپور گله‌ای را از موضع‌گیری آقای درودیان به‌عنوان راوی قرارگاه خاتم الانبیاء دربارۀ تصمیم‌گیری نهایی عملیات کربلا 5 مطرح نموده بود.

نظر به اهمیت موضوع، آقای درودیان توضیحی در این باره در وبلاگ خود منتشر و اساساً انتشار مقاله‌ای از جانب خود را با محتوای مورد اعتراض سردار غلامپور قبول نکرد.

توضیح آقای درودیان که در ذیل به طور مشروح نقل می‌شود، روشن می‌سازد که پیامدهای ناشی از شکست در عملیات کربلا 4 موجب می‌شود تا تصمیم‌گیری دربارۀ انجام عملیات کربلا 5 با مشکل و حتی چالش‌هایی روبه‌رو گردد.

این تصمیم که با هوشمندی و جسارت فرمانده کل سپاه گرفته شده بود، در جلسه ای دو نفره با آقای هاشمی به‌عنوان فرمانده عالی جنگ مطرح، و نتیجه امر به فرماندهان ابلاغ گردید.

طبعاً آقای هاشمی با پذیرش پیشنهاد جسورانه فرمانده سپاه و اعتماد بر تضمین وی، مسئولیت عملیات کربلا 5 را بر عهده می‌گیرد و این نکته که فرمانده سپاه پیشنهاد دهنده اصلی و مجاب‌کننده ایشان بوده است، چیزی از مسئولیت تصمیم‌گیری آقای هاشمی نمی‌کاهد.

متن کامل توضیح آقای درودیان، به نقل از وبلاگ ایشان به شرح ذیل هست:


 

سایت مشرق در تاریخ 6 /10 /93 به نقل از سردار غلامپور، درباره تصمیم‌گیری در عملیات کربلای پنج، نوشته است: «من در برخی جاها حتی در مقاله‌ای راجع به کربلای 5 از آقای درودیان دیدم که تصمیم‌گیری قطعی و نهایی را به عهده آقای هاشمی گذاشته است، به آقای رشید هم عرض کردم که اینجا به نظر من، حتی آقای درودیان- به‌عنوان یک راوی جنگ سپاه و کسی که با واقعیت جنگ از نزدیک سروکار داشته- نسبت به آقامحسن بی‌انصافی کرده، درحالی‌که، خداوکیلی آنچه من شاهد و ناظر قضیه بودم این بود که اگر آقای هاشمی هم گفت بله، آقای رضایی ایشان را مجاب کرد.»

 

   نظر به اهمیت موضوع تصمیم‌گیری در عملیات کربلای پنج،  با توجه به آنچه را به‌عنوان راوی عملیات، در قرارگاه خاتم‌الانبیاء شاهد آن بوده‌ام و پیش از این گفته و نوشته‌ام، برخی از توضیحات لازم است، که در ادامه مورد اشاره قرار می‌گیرد:

 

1) شکست عملیات کربلای چهار، به دلیل هوشیاری دشمن، پیامدهای سختی را برای طراحی و تصمیم‌گیری عملیات کربلای پنج به همراه داشت. چنانکه جلسات نقد و بررسی عملیات کربلای چهار، با حضور آقای هاشمی به‌عنوان فرمانده عالی جنگ، تااندازه‌ای به مجادله کشیده شد.

 

2) کشور به دلیل وضعیت سیاسی- اقتصادی و اجتماعی، بر اثر حملات موشکی عراق به زیرساخت‌های صنعتی- اقتصادی، به همراه کاهش قیمت نفت به 6 دلار، قدرت هضم شکست عملیات کربلای چهار را نداشت. زیرا پس از پیروزی در فاو، تصور می‌شد با یک پیروزی دیگر در عملیات کربلای چهار، به‌عنوان عملیات سرنوشت‌ساز، می‌توان جنگ را خاتمه داد. در چنین وضعیتی، افشای ماجرای موسوم به مک فارلین نیز بر  دشواری و پیچیدگی‌های ادامه جنگ، افزوده بود.

 

3) پس از بررسی مناطق مختلف برای انجام عملیات، و تأکید آقای هاشمی بر تضمین پیروزی در عملیات، سرانجام منطقه شرق بصره برای عملیات کربلای پنج انتخاب و مقدمات انجام عملیات فراهم شد. از نظر تاکتیکی، آقای رضایی فرمانده وقت سپاه، به نتیجه رسیده بود که بر پایه تجربه موفق لشکر 19 فجر و تیپ 57 حضرت ابوالفضل (ع) در عملیات کربلای چهار، در منطقه شلمچه، می‌توان بر خلاف آرایش دشمن وارد زمین شد و استحکامات دشمن را خنثی کرد. هوشمندی فرمانده وقت سپاه در انتخاب تاکتیک یاد شده، مهم‌ترین دلیل پیروزی در عملیات کربلای پنج بود.

 

4) آقای هاشمی به‌عنوان فرمانده عالی جنگ، در ساعت 22 مورخ  17 دی‌ماه 65 وارد قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) شد، تا آخرین وضعیت اقدامات انجام شده را بررسی کند، و جلسه‌ای به همین منظور با حضور تمامی فرماندهان سپاه برگزار شد که در نشریه نگین شماره 23 - 1386 ص 108 تا 130 به چاپ رسیده است. دشواری‌های تصمیم‌گیری برای زمان انجام عملیات، موجب شد با ترک سایر اعضاء، سرانجام جلسه‌ای دو نفره میان آقایان هاشمی و رضایی برگزار شود. اینجانب برابر وظیفه که در زمینه ثبت و ضبط تاریخ جنگ داشتم، همچنان با یک دستگاه ضبط در برابر ایشان نشستم. آقای رضایی به احترام آقای هاشمی، اظهار داشت نیازی به حضور اینجانب در جلسه نیست. سؤال کردم؛ برابر جلسات دونفره‌ای که برای تصمیم‌گیری با شهید صیاد برگزار شده است، ما ضبط را گذاشته و جلسه را ترک می‌کردیم، آیا ضبط را بگذارم؟ ایشان گفت نیازی به ضبط نیست! و به این ترتیب جلسه را ترک کردم.

 

5) برابر آنچه که در جلسه آقای هاشمی با فرماندهان سپاه مشاهده کردم، در همان زمان بر این باور بودم که تصمیم‌گیری برای انجام عملیات کربلای پنج را، آقای رضایی فرمانده وقت سپاه اتخاذ کرد. اگر غیر از این بود و قرار بود آقای هاشمی تصمیم‌گیری نماید، این تصمیم در جلسه‌ای که تمامی فرماندهان حضور داشتند، اتخاذ می‌شد. بنابراین بن‌بست در تصمیم‌گیری توسط آقای هاشمی، موجب برگزاری جلسه دو نفره و سپس فراخوانی مجدد فرماندهان، برای ابلاغ تصمیم انجام عملیات شد. آقای هاشمی با توجه به نتیجه عملیات کربلای چهار و جلوگیری از تضعیف فرماندهی آقا محسن، تصمیم‌گیری برای انجام عملیات را با تأکید بر مسئولیت و فرماندهی آقای رضایی، به فرماندهان ابلاغ کرد.

 

6) اینجانب تا آنجائی که به خاطر دارم، از ابتدا همین تصور را از تصمیم‌گیری در عملیات کربلای پنج داشته و به مناسبت‌های مختلف، آن را اظهار و یا نوشته‌ام. بنابراین به خاطر ندارم چیزی غیر از آنچه واقع شده و آن را بازگو کرده‌ام، نوشته باشم. لذا مناسب است سردار غلامپور این واقعه مهم و تاریخی را با دقت بیان، و بفرمایند در کدام مقاله و در چه موضوعی آن نقل را نوشته‌ام که، اجحاف در حق فرمانده محترم سپاه تلقی شده است؟

 

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
اخبار- فرماندهان دفاع مقدس

دیدگاه جدیدی بگذارید