مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 23 دی

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

حاجی بخشی؛ تداعی‌کننده حبیب ابن مظاهر برای رزمندگان

چاپلینک ثابت
به بهانه هفتمین سالگرد حاجی بخشی؛

ذبیح‌الله بخشی‌ زاده معروف به حاجی بخشی در سال ۱۳۱۲ در روستای شمس‌آباد در نزدیکی اراک متولد شد. در 7 سالگی پدرش توسط نیروهای متفقین کشته ‌شد و او ازآن‌پس مسئولیت خانواده‌اش را بر عهده گرفت، وی به همراه برادرش به سراغ آب فروشی رفتند و از آب‌انبار، آب می‌آوردند و به راننده کامیون‌ها می‌فروختند. دو برادر سن و سالی نداشتند اما نان‌آور خانواده و کمک‌خرج مادر بودند.


وی در مبارزه علیه رژیم پهلوی، الفبای مبارزه را ابتدا از آیت‌الله علم الهدی آموخت و سپس با فدائیان اسلام آشنا شد.


حاجی بخشی از سن 47 سالگی به جبهه‌ اعزام شد و تا پایان جنگ تحمیلی در جبهه‌ها حضور داشت. در اوایل جنگ در سوسنگرد، باوجوداینکه نیروهای سپاهی از کمبود اسلحه و تجهیزات رنج می‌بردند، شب‌ها در پشت‌بام خانه‌ها کمین می‌کرد و اسلحه عراقی‌ها را می‌گرفت و بعد با همان اسلحه به‌حساب شان می‌رسید. بعضی وقت‌ها هم احتیاجی به تفنگ نداشت، تن‌به‌تن می‌جنگید، بس که پرزور و قوی‌پنجه بود.


حاجی بخشی در طول 8 سال دفاع مقدس در جبهه‌ها بلند‌گو به دست به تقویت روحیه رزمندگان می‌پرداخت. وی از جانبازان و رزمندگان 8 سال دفاع مقدس و برای رزمندگان تداعی‌کننده حبیب ابن مظاهر بوده و دو پسر، برادر و یک داماد او نیز در جنگ به شهادت رسیدند.


وی بااینکه مسئول تدارکات لشکر نبود اما خودش به‌تنهایی یک لشکر بود. خودش را به آب‌وآتش می‌زد تا وسایل موردنیاز بچه‌های لشکر را تأمین کند. برای رزمنده‌ها حاضر بود هر کاری بکند. برای گرفتن وسایل هم شیوه خاص خودش را داشت. گاه ریش گرو می‌گذاشت. گاه خواهش می‌کرد و گاه با شیرین‌کاری‌های خاصی وسایل می‌گرفت.


حاجی بخشی همیشه به همراه خودش پرچمی داشت که هر جا می‌رفت پرچم معروفش را هم با خودش می‌برد حتی در سفر مکه. وی در خاطراتش می‌گوید «توی سفر مکه خواستم با آب زمزم بشورمش! شهید دستواره گفت: حاجی نمی‌شود. گفتم من می‌برم. پرچم را بستم و چوب پرچم را عصا کردم و خودم را زدم به کوری تا رسیدم به در. شرطه‌ها گفتند: چشم ندارد! خلاصه رفتم تو و سریع پرچم را با آب زمزم شستم. روی خانه خدا هم انداختم.»


وی بعد از جنگ حسرت روزهای جبهه و شهید نشدن را می‌خورد و می‌گفت من به گذشته‌ام افتخار می‌کنم. چون برای سرزمینم بود، برای اسلام بود، برای خدا بود و خلق خدا که می‌دانم خدا این خلق را هم خیلی دوست دارد. شما به مردم بگویید،‌ برایشان بنویسید که حاجی بخشی چیزی جز خدمت در نظر نداشت.


سرانجام این پیرمرد سرزنده و دوستدار انقلاب، حاج ذبیح‌الله بخشی زاده در دی سال 1390 درگذشت.


رهبر انقلاب به مناسبت درگذشت حاجی بخشی در پیامی فرمودند:


بسم‌الله الرحمن الرحیم درگذشت پیر دلاور جبهه‌های جهاد، پدر دو شهید و همرزم و همراه هزاران شهید، مرحوم حاج ذبیح‌الله بخشی را به همه مجاهدان راه حق و به خانواده محترم آن مرحوم تسلیت می‌گویم و علو درجات و پاداش صبر و ثبات را برای ایشان از خداوند متعال مسألت می‌نمایم.

سید علی خامنه‌ای، ۱۵ دی‌ماه ۱۳۹۰

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار- مرکز
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید