"حلبچه": قربانی نسل‌کشی کردها توسط صدام (بخش اول)

چاپلینک ثابت
روایت یوست آر. هیلترمن از بمباران شیمیایی حلبچه

 

در مارس 1988م [اسفند 1366ش] در جنگ ایران و عراق هزاران نفر در حمله شیمیایی به شهر حلبچه در کردستان عراق کشته شدند. در نابسامانی‌های پس از این حمله دهشتناک، هر یک از دو طرف درگیر دیگری را مسئول این قتل عام معرفی می‌کرد ولی پس از آرام شدن اوضاع روشن شد که مسئولیت این حمله بر عهده رژیم صدام و متحدان غربی‌اش بوده که به طور ضمنی از او حمایت می‌کردند.

 

روز چهارشنبه 16 مارس 1988م [26 اسفند 1366ش] من و شما کجا بودیم؟ البته می‌دانم مواقعی که وجدان انسان به‌دنبال به یاد آوردن خاطره خاصی باشد، حافظه یاری نمی‌کند. اما این روز برای بسیاری از افراد عادی روزی معمولی بود که خاطره خاصی از آن ندارند.

 

دستِ‌کم یک هفته طول کشید تا اخبار آن روز خاص فاش شود. بااین‌حال، نمی‌شد از کنار عناوین اصلی اخبار مربوط به آن بی‌تفاوت گذشت؛ عناوینی نظیر: «حمله شیمیایی جان صدها تن را گرفت» در واشنگتن‌پست؛ «ایران، عراق را به تهاجم شیمیایی و تلفات هولناک آن متهم کرد» در اینترنشنال هرالد تریبون؛ «مصدومان شیمیایی در انتظار مرگ دردناکی هستند» در تایمز لندن؛ «قتل‌عام در یک شهر کردنشین با جنگ‌افزارهای شیمیایی» در میدی لیبر؛ «تسلیحات هولناک صدام» در نوول آبزرواتور:؛ «آخرالزمانِ جنگِ شیمیایی» در کوتیدین دوپاری؛ «جنگ در کردستان عراق، شیمیایی شد» در اِل پاییس؛ «اکنون کردستان، هیروشیماست» در وینر سایتونگ؛ «قتل‌عام مردم کُرد» در لونیتا؛ و «عراق متهم است که از جنگ‌افزارهای شیمیایی استفاده کرده است ... این عمل به‌هرحال جنایتی جنگی به‌شمار می‌آید.» در نیویورک تایمز.

 

یک نام دراین‌میان خودنمایی می‌کرد: حلبچه (Halabja)، نامی که هیچ‌کس تا آن روز نشنیده بود ولی گفته می‌شد روستایی در منطقه کردنشین عراق است. درواقع، حلبچه دهستان بزرگی بود که با اردوگاه‌هایی که میزبان اهالی روستاهای ویران‌شده بودند، محصور گردیده بود. به‌تدریج، نمایش صحنه‌هایی از نقطه صفر در برنامه‌های تلویزیونی آغاز شد: زنان و کودکانی که در پشت کامیون‌ها انباشته شده بودند، اجسادی که سطح کوهستان را پوشانده بودند و جنازه مردی که فرزند خردسالش را برای آخرین بار به آغوش کشیده بود. تعدادی از این تصاویر برای همیشه در تاریخ کردستان ماندگار شدند.

 

مارس 1988 م [اسفند 1366 ش] حلبچه:

نسرین احمدعبدالله و دو فرزند خردسالش از قربانیان حمله شیمیایی حلبچه

 

در ژوئن 1992م [خرداد 1371ش] در سِمَت مشاور سازمان دیدبان حقوق بشر (Human Rights Watch) در نیویورک به‌همراه هیئت اعزامی این سازمان از کردستان عراق بازدید کردم. در این سفر قرار بود جایگزین یکی از همکارانم شوم که از سه ماه پیش از آن در منطقه کردستان اقامت داشت و برای پیدا کردن بازماندگان و شاهدان عینی وقایع هولناک سال 1988م [1367ش] و مصاحبه با آنها به سرتاسر منطقه سفر کرده بود. در این مأموریت، واژه حلبچه برای نخستین بار به‌طور جدی در قاموس ذهنم وارد شد و در کنار واژه دیگری جای گرفت؛ واژه‌ای که هر کُردی با شنیدن آن ترسی ویرانگر وجودش را فرا می‌گیرد: انفال (Anfal). انفال یکی از عملیات‌های ضد‌شورشی بود که صدام در آخرین روزهای جنگ با ایران برای حل قطعی مسئله کردستان آغاز کرد و منجر به کشتار طرح‌‌ریزی‌شده ده‌ها هزار غیرنظامی کُرد شد؛ عملیاتی که ابتدا با بمباران شیمیایی روستاهای کردنشین آغاز شد، سپس با آواره ساختن روستاییان کرد و تفکیک آنها براساس سن و جنسیت ادامه یافت و درنهایت هم با انتقال روستاییان به محل‌های کشتار در صحرای جنوبی عراق که فاصله زیادی با کردستان داشت پایان یافت.

 

براساس اظهارات شاهدان عینی و اسناد پلیس مخفی عراق که با تلاش کُردها در دوره قیام آنها پس از جنگ خلیج‌[فارس] در مارس 1991م [اسفند 1369 و فروردین 1370ش] گردآوری شد، سازمان دیدبان حقوق بشر آماده شد تا بررسی دقیقی درباره عملیات انفال انجام دهد؛ تحقیقی که گزارش آن نخستین بار در سال 1993م [1372ش] منتشر ولی تا حد زیادی نادیده گرفته شد. این سازمان همچنین تلاش نمود کشورها را به تشکیل پرونده نسل‌کشی علیه عراق در دیوان بین‌المللی دادگستری (International Court of Justice) در لاهه ترغیب کند، ولی پشتیبانی جدی از این اقدام به عمل نیامد و تنها پس از سرنگونی رژیم [صدام] در سال 2003م [1382ش] بود که زمینه بازگشایی پرونده حلبچه، عملیات انفال و دیگر جنایات صدام و سرسپردگانش در دوران استبدادی سی‌ساله‌شان [در عراق] فراهم شد.

 

در طول بیش از یک دهه تحریم‌های عراق، جهان غرب علاقه‌‌ای به تعقیب سران این کشور از خود نشان نداد و این درحالی بود که صدام پس از حمله به کویت، دیگر دوست امریکا هم به‌شمار نمی‌آمد. در طول دوره‌ای که مشغول ثبت فجایع حلبچه بودم، هنگامی که با شش مرد و کودک همراه آنها برخورد کردم که همة اعضای خانواده‌‌شان را از دست داده ولی خود به‌طور معجزه‌آسایی از این کشتار جان سالم به در برده بودند (و یکی از آنها هم بعدها در جریان درگیری میان کُردها کشته شد) بار دیگر این پرسش که چرا هیچ‌کس علاقه‌‌ای به مسئله‌ای چنین آشکار ندارد به ذهنم خطور کرد؛ مسئله‌ای که نمی‌توانستم علت آن را درک کنم. آیا باید 80 هزار انسان بی‌گناه که در این عملیات کشته شدند و نیز چندین هزار کشته در حمله شیمیایی علیه یک منطقه غیرنظامی تنها در قالب ماجرایی داستان‌گونه در دل تاریخ باقی می‌ماند؟ چرا هیچ‌کس به این مسئله توجهی نمی‌کرد؟

 

آیا دولت‌های غربی که در جنگ هشت‌ساله عراق با ایران، از عراق جانب‌داری کردند نیز از کاربرد گاز شیمیایی به‌دست رژیم عراق نه‌تنها [در اواخر جنگ] در خاک خودش بلکه در سرتاسر جنگ هشت‌ساله [و در خاک ایران] آگاهی داشتند و آیا این دولت ریگان [رئیس‌جمهور وقت امریکا] نبود که به‌طور خاص نه‌تنها از رفتار عراق چشم‌پوشی بلکه آن را ترغیب هم کرد؟ اصولاً استفاده عراق از گاز‌های شیمیایی در میدان‌های جنگ و علیه کُردها چقدر اهمیت داشت؟

 

در سال 2000م [1379ش] با کمک مؤسسه جامعه باز (Open Society Institute) از کشورهای ایران، کویت، اردن و [رژیم صهیونیستی] اسرائیل بازدید کردم تا نخستین اقدام برای مستندسازی این دوره تاریک در تاریخ منطقه را انجام داده، با افسران نظامی و اطلاعاتی مطلع و متخصص نیز در این زمینه گفت‌و‌گو نمایم. دو سال بعد با کمک بنیاد جان دی. و کاترین تی. مک‌آرتور (John D. and Catherine T. MacArthur Foundation) بار دیگر به ایران مسافرت کردم و با شماری از قربانیان بازمانده که هنوز در بیمارستان‌های تهران بستری بودند و با گذشت 10 سال از مصدومیت‌ هنوز از آثار گاز خردل رنج می‌بردند نیز دیدار کردم. پس از ایران هم برای یافتن شاهدان بیشتر به‌ویژه سران کُرد که در عملیات بیرون بردن شهروندان کرد عراقی از حلبچه در روزهای پس از حمله شیمیایی مشارکت داشتند رهسپار کردستان عراق شدم. این سفر نخستین گام در بازسازی رخدادها و درواقع بازرسی از صحنه جرم بود.

 

ادامه دارد ...


* این نوشته از دیباچۀ کتاب «رابطه زهرآگین» (A Poisonous Affair) اثر یوست آر. هیلترمن (Hiltermann,Joost R)، مدیر گروه بین المللی بحران انتخاب شده است. وی در دهه 1990 برای سازمان دیده‌بان حقوق بشرفعالیت می کرده است. در آن زمان از طریق همان سازمان مأمور به اعزام به کردستان عراق شده تا درباره ناپدید شدن 10 هزار شهروند کرد تحقیق کند. تحقیقات وی منجر به کشف حقایق شگرفی می شود که آن را در کتاب رابطه زهرآگین بیان نموده است.

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



03 آذر

روزشمار اسناد سازمان ملل



03 آذر

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران