خداحافظ؛ فرمانده!

چاپلینک ثابت

 

آیت الله هاشمی رفسنجانی در ساعات پایانی روز 19 دی ماه به دیدار معبود شتافت.

تاریخ نیم قرن اخیر ما در مقاطع حساسی چون مبارزه، انقلاب، سازندگی و ... با نام آیت‌الله پیوندی وثیق دارد اما یکی از نقش‌های او در میان خیل خدمات و مجاهدت‌هایش کمتر دیده شده است: فرماندهی عالی جنگ در دوران دفاع مقدس با کارنامه‌ای مشحون از مدیریتی کارآمد، اتحادآفرین و شجاعانه.

 

آیت الله هاشمی رفسنجانی؛ با اختیاری تام از سوی فرمانده کل قوا، امام خمینی (ره) در حالی پا به عرصه مدیریت جنگ گذاشت که فضای جبهه متاثر از چند مولفه اساسی بود. یکم: پس از توقف ارتش عراق و عملیات‌های پیروزمندانه موسوم به آزادسازی سرزمین‌های اشغالی، جبهه در نوعی رکود به سر می‌برد. دوم: اختلافات بین نیروهای ارتش و سپاه پاسداران عملاً به انفکاک و اصطکاک این دو سازمان نظامی منجر شده بود.

 

آیت الله هاشمی رفسنجانی در چنین فضایی وارد عرصه جنگ شد و با درک عمیق سیاسی نظامی، عامل موثر در بروز و ظهور نیروهای انقلاب در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای انجام  عملیات‌های بن‌بست‌شکن و خلاقانه همچون والفجر8 و کربلای 5 شد. و  سپاه و ارتش را در اتحادی تشکیلاتی (آفندی پدافندی) سامان داد. البته این نقش آفرینی در ذیل رهبری امام خمینی (ره) و در کنار رییس جمهوری وقت، مقام معظم رهبری و فرماندهان سپاه و ارتش و دیگر مسئولین اجرایی کشور به دست آمد. در سال پایانی جنگ، امام خمینی، آیت‌الله هاشمی را رسماً به عنوان جانشین خود در فرماندهی کلی قوا با تمام اختیارات منصوب کرد.

 در این میان، نقبی کوتاه به سی سال پیش و عملیات بن‌بست‌شکنِ کربلای5 می‌تواند نمونه‌ای از جایگاه هاشمی رفسنجانی در دفاع مقدس باشد:

 

با گذشت 48 ساعت از شکست در عملیات بزرگ کربلای 4 فرماندهان سپاه طرح جسورانه عملیات کربلای 5 را برای حمله به عراق در مستحکم ترین خطوط دفاعی‌اش یعنی شرق بصره و شلمچه تهیه کردند. در این اوضاع و احوال نقش آقای هاشمی برای تایید و قبول این عملیات بسیار شجاعانه و هوشمندانه بود. نقشی که با قاطعیت و شهامت به دستور برای اجرای عملیات کربلای 5 منتهی شد. این مسیر را بازخوانی مختصری می‌کنیم:

 آقای هاشمی خاطرات خود را از جلسه پس از شکست عملیات کربلای 4  بیان می‌کند:

«عصر فرماندهان سپاه آمدند. از عدم موفقیت عملیات ناراحت بودند، برنامه جدید [انتخاب منطقه شلمچه] را گفتند. به جای یک حملة بزرگ، سه حمله کوچک‌تر پیشنهاد نمودند. در ستاد بحث و تصویب شد. قرار شد تا فرداشب، زمان‌بندی‌شده بگویند. ارتشی‌ها به غرب و سپاهی‌ها به جنوب رفتند.»

موافقت آقای هاشمی با پیشنهاد سپاه، بارقه‌ای از امید در میان فرماندهان حاضر در جلسه ایجاد کرد، اما این مسئله نمی‌توانست به‌طورکامل سرخوردگی‌های ناشی‌از ناکامی در عملیات کربلای4 را پوشش دهد. به‌همین‌دلیل به نظر می‌رسید پیشنهاد منطقه شلمچه بیش از آنکه ناشی‌از یک تدبیر عملیاتی باشد، برای پشت سرنهادن بحران شکست در عملیات سرنوشت‌ساز است. ازاین‌رو فرمانده عالی جنگ به‌منظور رفع هرگونه ابهام و تردید مجدداً تأکید کرد:

انجام عملیات در شلمچه یک دستور است.

 

آقای هاشمی رفسنجانی پس از آنکه در جلسه 5 /10 /1365 عملیات کربلای5 را قاطعانه به عنوان عملیات برمبنای دستور فرمانده عالی جنگ اعلام کرد، جهت پیگیری تصمیمات خود و پیشرفت فعالیت‌ها در منطقة شلمچه، در پادگان گلف (قرارگاه مرکزی سپاه) حاضر شد تا از نزدیک روند فعالیت قرارگاه‌ها و یگان‌ها را بررسی کند.  این جلسات از غروب روز 10 /10 /1365 آغاز و تا بامداد روز 12 /10 /1365 ادامه یافت...

 

هرچند به نظر می‌رسید درباره عملیات شلمچه به‌عنوان «یکی» از راه‌کارهای عملیاتی اتفاق نظر وجود داشته باشد، اما هیچ‌یک از فرماندهان درباره نظر آقای هاشمی مبنی ‌بر تسریع و تعجیل در زمان اجرای عملیات اظهارنظر خاصی نکرد و این موضوع در پسِ مباحث کلی جنگ پنهان ماند. با چنین برداشت‌هایی جلسه فرماندهان سپاه با همان جمع‌بندی قبلی که سه قرارگاه در مناطق شلمچه، هور و غرب کشور فعال باشند، خاتمه یافت و سپس حاضرین جلسه را در حضور آقای هاشمی رفسنجانی ادامه دادند.

آقای هاشمی رفسنجانی نیز به‌عنوان فرمانده عالی جنگ در این جلسه می‌کوشید تا نظر مثبت فرماندهان سپاه را دربارة عملیات تعجیلی در شملچه به دست آورد. وی در ابتدای این جلسه پس از توضیحات برادر محسن رضایی به وی گفت:

«شما درمجموع نظرتان مثبت است دیگر؟ چون قبلاً هم به‌صورت خلاصه به من گفتید، اما با این توضیحات که دادید نظرتان درمجموع مثبت است.»

 

محسن رضایی در پاسخ به آقای هاشمی می‌گوید:

«نظرمان مثبت می‌شود ان‌شاءالله، یعنی ناامید نیستیم از اینجا.»

 

هاشمی رفسنجانی:

«ناامید نیستیم که... [مکث کوتاه]؛ ما حالا نمی‌توانیم به «امید» شما بنشینیم. شرایط جنگ الان به‌صورتی است که باید از اینجا با تصمیم برویم به تهران، باید تصمیم بگیریم. ضمناً امام هم راضی نیستند، برادران بدانند امام قطعاً از تأخیر در عملیات راضی نیستند. پیش از آنکه عملیات [کربلای4] شروع شود، ایشان یک جمله‌ای به من گفت که من حالا زود می‌دانم این جمله را به شما بگویم. بعداً حالا وقت هست، من به تلخیِ آن جمله، تا به حال از امام در مورد جنگ و رزمندگان نشنیده‌ام. چیز خوبی نبود. بعد هم خودشان مایل نبودند من نقل کنم. جمعی هم بود، من تنها نبودم که این جمله را ایشان گفتند. ایشان ناراضی هستند از تأخیرها، شاید هم در تحلیل ایشان یکی از عوامل ناموفقیت عملیات گذشته، تأخیر یک ماهه گذشته بوده است. از حرف‌های ایشان من این‌طور می‌فهمم. تعبیری که، اینها به  انتظار اینکه داس پیدا کنند، شمشیر را از دست می‌دهند. ...

به‌هرحال من می‌خواهم بگویم که جمع کردن نظرات شما مشکل است و توقع نداشته باشید که فرماندهی همه شما را راضی کند، فرماندهی به یک جمع‌بندی که رسید تصمیم می‌گیرد. پس از آن دیگر اخلاص و اذا عزمت فتوکل علی‌الله است.»

 

برادر محسن رضایی: «با این  مسائل که می‌فرمایید، اگر منظورتان این باشد [که چند درصد موفقیم؟]، این را نمی‌شود الان جواب داد، ما باید  ببینیم چند درصد پشتیبانیمان قابل حل است. بعد می‌توانیم ان‌شاءالله....[بگوئیم که] ما می‌توانیم این قدر درصد روی موفقیتش حساب کنیم، ولی این که نظر ما باشه...»

 

آقای هاشمی رفسنجانی: «من می‌گویم باید عمل کنید، باید نتیجه بگیرید اینجا، عمل بکنید.»

 

برادر رحیم صفوی: «مشکلاتش را باید حل بکنیم یا نه؟ بدون اینکه مشکلاتش را حل بکنیم برویم عمل کنیم؟!»

 

آقای هاشمی رفسنجانی: «بروید حل کنید. مشکلات اینجا لاینحل نیست.»

 

برادر محسن رضایی: »برادرها می‌گفتند که اگر اینجا تکلیف است، ما می‌رویم دنبال حلش.»

 

آقای هاشمی رفسنجانی: «بله تکلیف است.»

 

آقای محسن رضایی: «این را شما تعیین کنید.»

 

آقای هاشمی رفسنجانی: «من الان دارم تعیین می‌کنم.»*

 

 

 

به هر تقدیر، عملیات کربلای 5 با مجاهدتی کم نظیر و در سخت‌ترین شرایط ممکن که در طول جنگ تجربه شد، به اهداف خود دست یافت و توانست بن بست جنگ در سال سرنوشت ساز را بشکند و ایران با جبران ناکامی کربلای 4 باز هم دست بالا را در موازنه با ارتش بعثی عراق داشته باشد. نقش بی‌نظیر آیت الله هاشمی رفسنجانی در این عملیات که توام با اعتماد به فرماندهان شجاع؛ فکور و انقلابی سپاه بود، از یادها نخواهد رفت. آقای هاشمی به عنوان فرمانده عالی جنگ در این عملیات، با قاطعیتی مثال زدنی شرایط سخت کشور برای آماده سازی کربلای 4 را مبنایی برای دستور اکید به اجرای عملیات در شلمچه قرار دادند و پیروزی سخت در این عملیات، بی شک مرهون شهامت و تدبیر ایشان بود. 

 

باری، خواست خداوند رحمان این بود که اکبر هاشمی رفسنجانی پس از عمری مجاهدت در راه اعتلای اسلام و انقلاب و ایران در شب 19 دی ماه که آغاز عملیات کربلای 5 با فرماندهی او بود از دنیا برود.

 

و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب

روحشان شاد و یادشان گرامی.

 


* این مباحث برگرفته از دفترچه راوی قرارگاه کربلا در عملیات کربلای 5 مجید مختاری است که به خوبی وقایع و مسائل عملیات سرنوشت‌ساز کربلای 5 را به تصویر می‌کشد. سیر کامل حوادث در این عملیات در مقاله ای با نام پا به پای احمد غلامپور در کربلای 5؛ در مجله نگین ایران شماره 49 انتشار یافته است.

 

دسته بندی اخبار: 
گزارش
یادداشت
اخبار- فرماندهان دفاع مقدس

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



08 فروردين

روزشمار اسناد سازمان ملل



08 فروردين

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران