مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

خسارات و تلفات 8 سال جنگ (بخش دوم: ایران)

چاپلینک ثابت

جنگ، مصیبت و فاجعة عظیم و پّرخسارتی برای دو کشور ایران و عراق بود. این جنگ به مدت 2888 روز بی‌وقفه ادامه یافت. حجم تلفات انسانی و خسارات اقتصادی برای دو طرف فلج‌کننده بود. این جنگ خانواده‌های زیادی را متلاشی کرد و زندگی را برای میلیون‌ها نفر از مردم دو کشور با رنج و درد درآمیخت. برآورد و تخمین دقیق تلفات و خسارات وارده به طرفین این جنگ که موجب تخریب و انهدام تأسیسات زیربنایی و تولیدی، تخریب و تخلیة مناطق مسکونی شهرها و روستاهای مرزی، انهدام و آسیب دیدن سرمایه‌های طبیعی و میراث فرهنگی شد، کاری بسیار دشوار است. هزینة کلی جنگ در طول 8 سال بالغ بر درآمد نفتی دو کشور در تمام قرن بیستم است. مجموعاً این جنگ نزدیک به 450 هزار نفر کشته، حدود 5/ 1 میلیون نفر مجروح، بیش از 90 هزار اسیر و بیشتر از 200 میلیارد دلار هزینه و 1500 میلیارد دلار خسارت برای طرفین داشت.

 

در بخش نخست این نوشته، زیان‌ها و پیامدهای جنگ برای عراق بررسی شد. در ادامه و در بخش دوم این نوشته زیان‌ها و خسارت‌های جنگ برای ایران بررسی می‌گردد. مطالب این نوشته برگرفته از جلد دوم کتاب تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق نوشته‌ی دکتر حسین علایی است که توسط مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس منتشر شده است. کتاب مزبور در واقع چاپ دوم کتاب روند جنگ ایران و عراق است که پس از پژوهش و مصاحبه با منابع دسته اول و با بازبینی و تصحیحات دکتر علایی (اولین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران) از سوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس راهی بازار نشر شده است.

 

تلفات و خسارات وارده به جمهوری اسلامی ایران

جنگ فرصت‌های ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی را که می‌توانست حرکت به‌سوی پیشرفت را در ایران ممکن سازد تحت تأثیر خود قرار داد و زیان‌های فراوانی به مردم وارد کرد. خسارات وارده به ایران در حوزه‌های مربوط به "تلفات انسانی"، "آوارگی مردم"، "انهدام ساختمان‌ها و تأسیسات زیربنایی" و "تخریب مراکز صنعتی و نفتی" و همچنین "توقف سرمایه‌گذاری" و "از دست رفتن فرصت‌های پیشرفت و توسعة کشور" قابل بررسی و ارزیابی است. در اینجا به‌اختصار به بخشی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

 

کارشناسان جمع خسارات وارده بر ایران در جریان جنگ تحمیلی را معادل 765.353 میلیارد ریال و حدود هزار میلیارد دلار برآورد کرده‌اند. از این مبلغ 430.811 میلیارد ریال خسارت‌های مستقیم و میزان 334.542 میلیارد ریال خسارت‌های غیر مستقیم جنگ است. در مورد خسارت‌های مستقیم انسانی این جنگ تاکنون برآوردی منتشر نشده است. اقتصاد ایران در طول 8 سال جنگ جمعاً 3 /27 درصد از تولید ناخالص خود را از دست داد. تنها جبران خسارت‌های غیر مستقیم جنگ به تلاش و کوششی معادل تأمین رشد سالانه 6 درصد در تولید ناخالص داخلی در حداقل 5 /4 سال نیاز دارد.[1]

 

در روزهای آغازین جنگ بیش از 5/ 1 میلیون نفر از مردم استان‌های مرزی آواره شدند. در این جنگ ارتش بعثی عراق در سرزمین‌های اشغالی استان‌های خوزستان، ایلام، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی مجموعاً حدود 20 میلیون انواع مین‌های زمینی را در مساحتی در حدود 2/ 4 میلیون هکتار از زمین‌های اشغالی ایران به کار گرفت. هم‌اکنون و با گذشت بیش از 20 سال از پایان جنگ، هنوز انفجار این مین‌ها تلفاتی را برای مردم آن مناطق به بار می‌آورد. فقط بیش از یک میلیون و 700 هزار هکتار از زمین‌های استان ایلام که 430 کیلومتر مرز مشترک با عراق دارد، آلوده به مین‌های جنگی است.

 

از آمارهای متفاوتی که تاکنون از تلفات انسانی ایران در جنگ منتشر شده است، برمی‌آید که در حوادث انقلاب و جنگ، 233 هزار و 591 نفر ایرانی به شهادت رسیده‌اند، 519 هزار و 809 نفر جانباز شده‌اند و 42 هزار و 618 نفر نیز به اسارت دشمن درآمده‌اند که 57 نفر از آن‌ها خلبان هستند نیز به اسارت دشمن درآمده‌اند. بر اساس آمار بنیاد شهید، تعداد کل شهدای انقلاب از 15 خرداد 1342 تا 22 بهمن 1357 که انقلاب اسلامی به ثمر رسید، بالغ بر 3264 نفر می‌شود[2]. تعداد 11 هزار و 697 نفر نیز از مجموع شهدا مفقود هستند.[3] البته با تلاش‌های کمیته‌ی جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح تعداد مفقودین در سال 1393 به 6000 نفر کاهش پیدا کرده است که پیکر اکثر آن‌ها در خاک عراق باقی مانده است[4]. گفتنی است 21 هزار نفر از اسرا هم پروندة جانبازی دارند.

 

پس از گذشت 2 سال از پایان جنگ، اسرای هر دو کشور به‌تدریج و ظرف حدود یک سال آزاد شدند.

 

مجموع شهدایی که در بنیاد شهید انقلاب اسلامی دارای پرونده هستند 219 هزار نفر است که از این تعداد حدود 17 هزار و 140 نفر آن‌ها بر اثر اقدامات تروریستی و یا در درگیری‌های مسلحانه عناصر ضد انقلاب، جان خود را از دست داده‌اند که 300 تن آن‌ها دانشجو و 900 نفر هم دانش‌آموز بودند. تنها حدود 12 هزار نفر از جان‌باختگان عملیات تروریستی توسط منافقین به شهادت رسیده‌اند.[5] حدود 23 هزار نفر هم در درگیری‌های کردستان شهید شده‌اند. افرادی که در عملیات‌های مختلف دفاع مقدس یا بر اثر تهاجم دشمن در جبهه‌ها به شهادت رسیده‌اند، 172 هزار نفرند. حدود 10 هزار نفر بر اثر استفادة عراق از سلاح‌های شیمیایی جان خود را از دست دادند. 16 هزار نفر هم بر اثر بمباران‌های دشمن در شهرهای مختلف به شهادت رسیده‌اند. به این ترتیب جمع شهدای جنگ تحمیلی 188 هزار نفر است.

 

3 درصد از آمار کل شهدا، یعنی 6 هزار و 400 نفر آن‌ها زن هستند. 56 هزار نفر از شهدا متأهل و بقیه مجرد بوده‌اند. از مجموع شهدای جنگ و حوادث دوران انقلاب 140 هزار فرزند باقی مانده است. حدود 97 درصد از شهدا به قشر مستضعف جامعه تعلق دارد. 35 هزار نفر از شهدا، دانش‌آموز و 5 هزار نفر آن‌ها معلم بوده‌اند.[6] بیشترین شهید دوران جنگ مربوط به سال 1365 می‌شود که آمار آن بالغ بر 41 هزار نفر است. 155 هزار نفر از شهدا، یعنی 72 درصد آن‌ها بین 16 تا 25 سال سن داشته‌اند؛ یعنی اکثر آنان جوان بوده‌اند. 30 هزار نفر از شهدا در سن 20 سالگی به شهادت رسیده‌اند که بالاترین آمار سنی شهیدان است.

 

استان‌های اصفهان، قم و سمنان بالاترین رقم نسبی شهیدان را به خود اختصاص داده‌اند. در استان اصفهان از هر 144 نفر یک شهید، در استان قم از هر 148 نفر یک شهید و در استان سمنان از هر 155 نفر یک نفر شهید شده است. به طور میانگین از هر 230 نفر جمعیت کشور یک نفرشان در دوران جنگ به شهادت رسیده است. تعداد شهدای روحانی 2750 نفر است که 1380 نفر آن‌ها رزمنده بودند.[7]. از این تعداد 295 نفر مفقود هستند.[8] در بین اقشار مختلف مردم، شهدای روحانیت بیش از میانگین دیگر اقشار جامعه بوده است.[9] تعداد 85 هزار نفر یعنی عمدة شهدا از بسیجیان داوطلب و از اعضای سپاه پاسداران بوده‌اند. در ارتش بیشترین شهید مربوط به نیروی زمینی است. از تعداد کل شهدا 47 هزار شهید و 126 هزار جانباز از نیروی زمینی ارتش بوده که عمدة آن‌ها را سربازان تشکیل داده‌اند.

 

نیروی هوایی ارتش نیز در مجموع 1614 شهید تقدیم کرده که تعداد زیادی از آن‌ها در حملات جنگنده‌های عراقی به پایگاه‌ها به شهادت رسیدند. در مجموع در جنگ تحمیلی 796 هزار و 18 نفر از مردم ایران شهید، جانباز یا اسیر شدند. همچنین در طول جنگ مجموعاً حدود 1 میلیون نفر از رزمندگان اسلام مجروح شدند که جراحت حدود 130 هزار نفر آن‌ها ناشی از سلاح‌های شیمیایی بوده است. در اوایل مهر ماه 1390 تعداد جانبازان قطع نخاعی 2570 نفر بوده است که 220 نفر آن‌ها از ناحیه‌ی گردن قطع نخاع شده‌اند[10].

 

از 320 هزار جانباز باقی‌مانده از جنگ تحمیلی، بیش از 40 هزار نفر آن‌ها را مجروحان شیمیایی تشکیل می‌دهند. آمار مصدومان شدید چشمی در کشور حدود 200 نفر و جانبازان ریوی هم حدود 400 نفر است.[11] بنا بر گفتة رئیس گروه بیماری‌های خاص جانبازان سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران، 5 هزار نفر از جانبازان، چشم خود را در جنگ از دست داده‌اند. از این تعداد 3 هزار و 700 نفر یک چشم خود را از دست داده‌اند و 800 نفر نیز از دو چشم نابینا شده‌اند.[12] طبیعی است که جانبازان به طور دائم درد و رنج و مشکلات ناشی از تلخی جنگ را احساس می‌کنند و آن‌ها را با خود به همراه دارند و البته در پیشگاه خداوند بزرگ مأجورند.

 

در این جنگ، بسیاری از سلاح‌ها و جنگ‌افزارها و تجهیزات نظامی ایران منهدم شد. از جمله حدود 286 فروند از انواع هواپیماهای جنگی و ترابری تاکتیکی ایران در عملیات‌ها، آموزش‌ها، تمرینات نظامی و سوانح مختلف ساقط شد. 210 خلبان نیروی هوایی در عملیات‌ها و سوانح مختلف به شهادت رسیدند[13]. فقط از 70 خلبان پایگاه چهارم شکاری دزفول، 40 نفرشان در جنگ به شهادت رسیدند.[14] گفتنی است پیکر 63 خلبان شهید دفاع مقدس که هواپیماهای آنان در دوران جنگ در خاک عراق یا در آب‌های خلیج‌فارس هدف قرار گرفته بود تاکنون به دست نیامده است و جزو جاویدالاثرها هستند[15].

 

همچنین در این جنگ به محیط زیست و کشاورزی استان‌های مرزی ایران خسارات فراوانی وارد آمد. از جمله 96 هزار زمین قابل کشت نابود شد. تنها در استان خوزستان حدود 3 میلیون اصله نخل خرما به آتش کشیده شد و از بین رفت.[16]

 

تأثیر جنگ بر اقتصاد ایران

جنگ تحمیلی زوایای پنهان و آشکاری در همة حوزه‌ها دارد که پرداختن به آن‌ها ضروری است. بدیهی است که دوران جنگ، تأثیر ویرانگر و مخربی بر توسعة اقتصادی و پیشرفت کشور گذاشت. بسیاری از پروژه‌های مهم صنعتی و اقتصادی بر اثر جنگ متوقف شد. طبیعی است کشوری که دچار جنگ می‌شود با افت سرمایه‌گذاری و به طبع با افت نرخ رشد اقتصادی مواجه می‌شود و با کاری که دولت می‌تواند انجام دهد مهار دامنه‌ی بی‌ثباتی‌های اقتصادی است. میانگین نرخ رشد اقتصادی دوران جنگ منفی 82/ 1 درصد، میانگین نرخ رشد بلندمدت سرانه منفی 22/ 5 درصد و میانگین نرخ بلندمدت رشد سرمایه‌گذاری منفی 69/ 2 درصد بود.[17] این در حالی است که نرخ رشد جمعیت به بیش از 3 درصد رسیده بود. به غیر از نفت، اقتصاد ایران به دلیل تک محصولی بودن و تکیه درآمدهای نفتی دولت سبب استقراض از بانک مرکزی شد که این امر به بالا رفتن پایه‌ی پولی و در نتیجه افزایش سطح عمومی قیمت‌ها انجامید. بنابراین قدرت خرید مردم کاهش یافت اما دولت با سهمیه‌بندی کالاها آن را مهار کرد. به دلیل کمبود درآمدهای ارزی، توان واردات مواد اولیه و تجهیزات و ماشین‌آلات صنعتی نیز کاهش یافت و موجب پایین آمدن تولیدات داخلی گردید. همچنین نرخ بیکاری افزایش یافت. البته با تمام مشکلاتی که جنگ برای اقتصاد ایران به بار آورد، می‌توان گفت ایران به‌رغم آن‌که در شرایط تحریم تسلیحاتی بعضی از کشورها به سر می‌برد، ولی کشور دچار قحطی یا بیماری‌های کمبودهای تغذیه‌ای نشد. رسیدن به چنین موفقیتی را باید در مدیریت اقتصادی آن دوران جستجو کرد. با شروع جنگ تحمیلی ستاد بسیج اقتصادی تشکیل شد تا مانع بروز بحران‌های مرسوم و معمول زمان جنگ در کشور شود. با پیشنهاد این ستاد و تصویب هیئت وزیران، قیمت بنزین به سه برابر افزایش یافت تا منابع مالی دولت برای اداره‌ی جنگ افزایش یابد[18]. همچنین از این زمان سهمیه‌بندی کالاهای اساسی و سوخت، قیمت‌گذاری محصولات تولیدی، توزیع کالاهای واسطه‌ای و مصرفی سهمیه‌بندی شده به فعالیت‌ها و کارهای دولت اضافه شد و دولت، سازمان‌های جدیدی برای اجرای این امور به وجود آورد. در سال‌های جنگ برای جلوگیری از ورود سوداگران به عرصه نیازهای اساسی مردم، اقلام حیاتی جامعه به صورت سهمیه‌بندی توزیع می‌شد تا از طمع سرمایه‌داران مصون نگه داشته شود. همچنین برای نظام سهمیه‌بندی، قوانین و مقررات مختلفی تدوین شد. بنابراین دولت در ترکیبی از نقش‌های حاکمیتی و تصدی‌گری فعالیت می‌کرد.

 

جنگ موجب شد تا "برنامة توسعه و تکامل نظام جمهوری اسلامی ایران" که در نیمة دوم سال 1358، یعنی در فاصلة کمتر از یک سال پس از پیروزی انقلاب طرح‌ریزی و منتشر شد، نتواند قابلیت اجرایی پیدا کند. این برنامه متکی بر استفاده از حداکثر ظرفیت‌های دانایی موجود در کشور و نیز جلب مشارکت صاحب‌نظران و دست‌اندرکاران اقتصاد در توسعة ملی بود.

 

با پیروزی انقلاب، ساختار مالکیت و مدیریت در اقتصاد ایران به هم ریخت و به‌ناچار اقتصاد ملی به سمت دولتی شدن رفت. بروز جنگ نیز به بخش خصوصی اجازة توسعه نداد و نقش دولت در هدایت‌های توسعه‌ای افزایش یافت. دولت در آن زمان گرایش‌های سوداگرانه‌ی بخش خصوصی را مهار و در عین حال میدان را برای بخش خصوصی مولد باز کرد. در این ایام، سرمایه‌گذاری‌های بزرگی نیز در بخش مولد اقتصاد از جمله فولاد مبارکه انجام شد. همچنین در دوران جنگ تحمیلی دو نوآوری مهم رخ داد. یکی واگذاری تصمیم‌گیری درباره‌ی نحوه‌ی تخصیص دلارهای نفتی و دیگری واگذاری تصمیم‌گیری سالانه درباره‌ی صادرات و واردات به مجلس شورای اسلامی بود که سبب شفاف شدن توزیع دلارهای نفتی شد. در نتیجه، در آن سال‌ها رشد سرمایه‌گذاری به بیشترین حدّ خود و رشد و تورم و نقدینگی به کمترین حدّ خود در 40 سال اخیر رسید. بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری در حوزه‌ی سرمایه‌ی انسانی مربوط به آن دوران است و کمترین فساد مالی نیز در آن دوره گزارش شده است[19].

 

میانگین رشد نقدینگی در دوران جنگ 01/ 18 درصد، میانگین نرخ تورم 03/ 19 درصد، میانگین صادرات نفتی 5/ 13 میلیارد دلار و بدهی‌های خارجی قطعی دولت به میزان 3/ 6 میلیارد دلار بود[20]. البته شیب میزان بدهی‌ها در دوران جنگ منفی بود. یعنی دولت نه‌تنها چیزی قرض نگرفت، بلکه قرض گذشتگان را هم پرداخت. گفتنی است مجموع بدهی‌های قطعی و غیرقطعی دولت در پایان جنگ 12 میلیارد دلار بود[21].

 

به هر حال اقتصاد ایران در دوران جنگ، یک اقتصاد دستوری و با اتخاذ سیاست‌های حمایتی و تثبیت قیمت‌ها بود. دولت به طور مصنوعی نرخ ارز را پایین نگه می‌داشت تا بتواند نرخ تورم را کنترل کند. در آن زمان دولت بی‌سابقه‌ترین فشارها را برای دستکاری قیمت‌ها متحمل می‌شد[22].

 

استدلال دولت این بود که اگر قیمت‌های کلیدی جابه‌جا شوند به نفع رانت‌جویان و به ضرر تولیدکنندگان است. در دوره‌ی جنگ دولت دخالت‌های مستقیم و ارشادی در اقتصاد داشت. سیاست دولت در آن سال‌ها توسعه‌ی بخش خصوصی مولد و مقابله با واسطه‌ها و سوداگران و واردکنندگان کالاهای تجاری بود. در سال‌های اول جنگ، دولت ایران سیاست کاهش عرضه‌ی نفت را به عنوان یک جهت‌گیری عالمانه و به منظور تحقق آرمان‌ها و شعارهای انقلاب در دستور کار خود قرار داد. گفته می‌شود در همین سال‌ها برای جبران کاهش میزان صادرات نفت ایران، کشورهای عربی توانستند با افزایش صادرات خود به میزان حدود چهار میلیارد دلار نفت بیشتر بفروشند و سود کسب کنند. در دوران جنگ، ایران به طور متوسط رشد منفی 5/ 2 درصد را تجربه کرد[23]. در صورت عدم وقوع جنگ، احتمالاً نرخ رشد اقتصادی کشور سالانه به طور متوسط 4 درصد می‌توانست باشد. همچنین میزان مهاجرت نیروی کار کشور نیز در دوران جنگ بیش از دیگر دوره‌ها بود. طبیعی است که خارج شدن نیروی انسانی از چرخه‌ی اقتصاد برای محصولات و تولید ملی بسیار زیان‌بار است. بنابراین تأمل برانگیزترین هزینه‌های جنگ را می‌توان از دست دادن فرصت‌ها برای پیشرفت و توسعه‌ی کشور دانست.

 

سه دوره اقتصاد ایران در دوران جنگ

در مجموع اقتصاد ایران را در دوران جنگ می‌توان به سه دوره تقسیم کرد:

 

الف) وضعیت اقتصادی ایران در سال‌های 1359 و 1360

شروع جنگ موجب رکود و افت فعالیت اقتصادی در کشور شد و تداوم جنگ رکود پدید آمده در اقتصاد ایران را که از سال 1356 آغاز شده بود، شدت داد. همچنین اثر روانی بروز جنگ موجب شد در شش ماه دوم سال 1359 تورم جهش یابد و نرخ تورم در این سال به 22 تا 23 درصد برسد[24]. در سال‌های جنگ دخالت دولت نیز در اقتصاد کشور به‌ناچار افزایش یافت.

 

از آنجا که تقریباً عمده‌ی میادین نفتی و اکثر پالایشگاه‌ها و تأسیسات نفتی ایران در نیمه‌ی غربی کشور و در نزدیکی مرز و جبهه‌های جنگ قرار داشتند، به طور مرتب به وسیله هواپیماهای عراقی بمباران می‌شدند. در زمان جنگ تعداد 7 پالایشگاه در کشور وجود داشت که بزرگ‌ترین آن‌ها پالایشگاه آبادان بود و با شروع جنگ از رده خارج شد. همچنین از اوایل سال 1360 بحران کمبود سوخت در کشور به وجود آمد و بنزین جیره‌بندی شد. در زمان جنگ 85 درصد انرژی کشور از نفت و 10 درصد آن از گاز تأمین می‌شد.

 

در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر مشکل جنگ، تولید برخی کارخانه‌های کشور تحت تأثیر فعالیت‌های گروه‌های سیاسی چپ‌گرا قرار گرفت و با چالش کارگری مواجه شد. همچنین تقریباً همه‌ی تولیدات صنعتی ارزبر در کشور به سمت تعطیلی کشانده شدند. شرکتی مانند ایران خودرو نیز که حدود 13 هزار کارمند و کارگر داشت مجبور شد نیمی از آن‌ها را با پرداخت پول خوب بازخرید کند[25].

 

با وجود این دولت در تلاش بود تا با استفاده از همة ظرفیت‌های فکری، تصمیم‌گیری به صورت شورایی را راهبرد اساسی و محوری خود قرار دهد. همچنین در سال‌های جنگ با آن‌که 6 استان کشور معرکة نبرد با متجاوزان بود، ولی رشد بخش کشاورزی با قیمت‌های ثابت به کمتر از 5 درصد نرسید. در این سال‌ها همچنان بخش اصلی درآمد کشور از محل فروش نفت خام حاصل می‌شد. درآمد حاصل از فروش نفت در سال 1357 که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید 1/ 18 میلیارد دلار[26] بود. این رقم در سال 1358 به‌رغم کاهش تولید ایران و با افزایش قیمت نفت به 19 میلیارد دلار رسید. در سال 1359 تولید و درآمد نفتی ایران کاهش یافت و به رقم 6 /11 میلیارد دلار رسید. در ماه نخست شروع جنگ، تمامی تأسیسات نفتی در مناطق نفت‌خیز جنوب کشور تعطیل شد. در سال 1360 هم تولید و میزان فروش نفت ایران مطلوب نبود و درآمدهای نفتی در حدود 12 میلیارد دلار باقی ماند. تورم هم در همان حد سال 1359 باقی ماند[27].

 

ب) وضعیت اقتصادی ایران از سال 1361 تا پایان سال 1364

در این چهار سال سیاست‌های اقتصادی کشور تغییری نکرد، ولی درآمد دولت از فروش نفت افزایش یافت. همچنین نرخ تورم در سال 1364 از 23 درصد قبلی به 9/ 6 درصد کاهش یافت. اقتصاد ایران نیز همچنان وابسته به نفت و عمدتاً تک‌محصولی بود. ایران در سال 1361 معادل 3/ 39 درصد و در سال 1362 معادل 4/ 40 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را از دست داد.[28] با فتح خرمشهر در بهار سال 1361 درآمدهای نفتی ایران در این سال افزایش یافت و به رقم 21 میلیارد دلار رسید.

 

200 میلیارد تومان از 370 میلیارد تومان بودجة کل کشور در سال 1362 از درآمد نفت تأمین شد و 50 میلیارد تومان از 70 میلیارد تومان مالیات نیز متکی بر کالاهایی بود که با ارز نفت خریداری می‌شد. بنابراین حدود 85 درصد از بودجة کشور متکی به نفت بود. لازم به ذکر است که سهم صادرات نفت ایران در سال 1362، یک میلیون و 750 هزار بشکه در روز بود که باید درآمد ناشی از آن حدود 23 میلیارد دلار بوده باشد. قیمت هر بشکه نفت در نیمة نخست این سال 34 دلار بود که برخی از کشورها از جمله عربستان به دنبال کاهش آن به 29 دلار بودند.

 

نهایتاً در سال 1362 درآمد حاصل از نفت ایران به اندکی بیش از 20 میلیارد دلار رسید. در این سال ایران 982 میلیون بشکه نفت خام تولید کرد که 746 میلیون بشکة آن را صادر کرد. ایران در این سال نیاز به واردات 800 هزار تن گندم، 100 هزار تن پنیر و 30 هزار تن چای داشت. برنامة ایران ذخیرة گندم در سیلوها برای مدت 4 ماه بود.[29] در این سال ایران تصمیم گرفت تا به منظور مقابله با گرانی، قیمت کالاها را کنترل و برای توزیع عادلانة آن‌ها برنامه‌ریزی کند و همچنین تعزیرات حکومتی را برای مقابله با گران‌فروشی برقرار کند.[30]

 

در سال 1363 درآمدهای نفتی ایران کاهش یافت و به رقم 5/ 16 میلیارد دلار رسید، اما بر اساس گزارش سازمان برنامه و بودجه، در سال 1363 ایران به بالاترین تولید صنعتی در تاریخ اقتصادی کشور تا آن موقع رسید. همچنین در همین سال ایران با وجود مشکلات توانست سالی غیر بحرانی را با کمتر از 10 میلیارد دلار واردات سپری کند. لازم به ذکر است که بر اساس مطالعاتی که گروه مهندسی و مشاور فرانسوی در سال‌های پایانی رژیم شاهنشاهی انجام داده بود، تصریح کرده بود که اگر ایران بخواهد تا سال 1365 سال غیر بحرانی را از سر بگذراند باید حداقل سالانه 65 میلیارد دلار واردات می‌داشت. در سال 1364 با کاهش قیمت نفت که به دلیل افزایش تولید و عرضة عربستان صورت گرفت، درآمدهای نفتی ایران به 9/ 12 میلیارد دلار کاهش یافت.[31] تا سال 1364 هزینه‌های جنگ حدود یک سوم درآمدهای نفتی کشور بود. اما در سال 1364، از 254 میلیارد تومان بودجه جاری دولت، مبلغ 123 میلیارد تومان آن یعنی حدود 48 درصد در اختیار نیروهای مسلح قرار گرفت[32]. گفتنی است در سال 1364 نرخ تورم از 23 درصد به 9/ 6 درصد کاهش پیدا کرد. در چنین شرایطی مهار تورم در این سطح که با افزایش عرضه و سرمایه‌گذاری به ثمر رسید، از بی‌سابقه‌ترین رفتار مدیریت اقتصادی کشور محسوب می‌شود.

 

ج) وضعیت اقتصادی از ابتدای سال 1365 تا پایان جنگ

از اواخر سال 1364 با حمایت وسیع عربستان از عراق، جنگ قیمت نفت جهت کاهش درآمدهای نفتی ایران در دستور کار حامیان عراق قرار گرفت و قیمت نفت به طور ناگهانی سقوط کرد[33]. در سه سال پایانی جنگ سیاست‌های اقتصادی کشور، تحت تأثیر شوک کاهش قیمت نفت و نیز راهبرد عراق جهت انهدام تأسیسات اقتصادی ایران بوده است. گفتنی است میزان صادرات نفت ایران در این سه سال به حدود یک میلیون بشکه در روز کاهش یافت در حالی که سهمیه ایران در اوپک 2/2 بشکه در روز بود[34]. ارتش عراق در این سال، نابودی توانایی‌های اقتصادی ایران را هدف قرار داده بود. قیمت هر بشکه نفت در این سال‌ها از حدود 25 دلار به حدود 7 دلار رسید و اقتصاد ایران را در بحران عمیقی فرو برد.

 

با افزایش 20 درصدی تولید نفت عربستان، در تابستان سال 1365 قیمت نفت خام دوبی در بازار لندن برای تحویل در ماه اوت به بشکه‌ای 75/ 6 دلار کاهش یافت.[35] در بازار غیر رسمی و تک محموله که ایران بخش زیادی از نفت خود را به این شکل می‌فروخت، قیمت نفت به بشکه‌ای 5 دلار هم رسید[36]. در این سال ایران ناگزیر بود برای فروش نفت به مشتریان خود تخفیف به دهد و هزینة بیمة هر محمولة نفتی هم به حدود یک چهارم ارزش کل محموله می‌رسید که موجب کاهش شدید درآمدهای نفتی ایران می‌شد. ساختار اقتصادی ایران موجب شد تا این شوک نفتی، بسیار تأثیرگذار و شکننده باشد. تورم در سال 1365 نسبت به سال قبل خود به 4 برابر افزایش یافت و به 23 درصد رسید. رشد اقتصادی کشور هم منفی 9 درصد شد[37].

 

در طول سال‌های جنگ، سرمایه‌گذاری کل یا تشکیل سرمایه در اقتصاد ایران تنها 70 درصد از خسارت‌های جنگ را پوشش داد. سال 1365 از این نظر بدترین سال بوده و تشکیل سرمایه در آن سال معادل تنها 30 درصد خسارت‌های مستقیم جنگ بوده است. اقتصاد ایران در سال 1365 معادل 2/ 60 درصد تولید ناخالص داخلی خود را از دست داد.[38] کاهش شدید قیمت و میزان صادرات نفت موجب شد تا درآمدهای نفتی ایران در سال 1365 به 9/ 5 میلیارد دلار کاهش یابد. درآمد غیرنفتی ایران از فرش و پسته و زیره و پنبه هم حدود یک میلیارد دلار بود. بنابراین می‌توان کل درآمد ارزی ایران در سال 1365 را حدود 7 میلیارد دلار برآورد کرد. از این مبلغ حدود 3 میلیارد دلار تحت نظر شورای عالی دفاع به جنگ اختصاص داده شد، 3 میلیارد دلار صرف تهیه کالاهای اساسی و حساس شد و با یک میلیارد دیگر بقیه کشور اداره شد[39]. در این سال تراز پرداخت‌ها منفی گشت و وابستگی بودجه دولت به نفت و همچنین کسری بودجه افزایش چشمگیری یافت. استقراض از بانک مرکزی نیز به منظور تأمین کسری بودجه افزایش یافت.

 

در سال 1366 با افزایش مختصر قیمت نفت و ابتکاراتی که ایران برای افزایش صادرات نفت خود به کار برد، درآمدهای نفتی به 9 میلیارد دلار افزایش یافت. بودجه‌ی دولت در سال 1366 حدود 296 میلیارد تومان بود که حدود 40 میلیارد تومان آن با استقراض از بانک مرکزی تأمین شد و نیمی از آن نیز به نیروهای مسلح واگذار گردید[40]. در این دو سال هزینه‌های جنگ هم افزایش یافت و بخش عمدة درآمدهای نفتی به صورت مستقیم و غیر مستقیم هزینة جنگ و پیامدهای آن می‌شد. در اوایل سال 1367 برای نخستین بار هزینه‌های جنگ از کل درآمدهای نفتی پیشی گرفت و حدود 30 درصد از آن فراتر رفت و مشخص شد که ایران دیگر قادر به تأمین هزینه‌های جنگ نیست.

 

در سه سال پایانی جنگ حدود 70 درصد بودجه کل کشور با استفاده از استقراض از بانک مرکزی تأمین شده است. در سال 1366 از بودجه 200 میلیارد تومانی کشور، مبلغ 100 میلیارد تومان آن در اختیار نیروهای مسلح بود و 86 میلیارد تومان دیگر هم برای آموزش و پرورش، بهزیستی و بهداشت و درمان اختصاص یافت. در این سال‌ها عمده مایحتاج عمومی مردم مانند گوشت، مرغ، گندم و برنج از خارج وارد می‌شد. بخش عمده‌ای از تولید داخلی تعطیل شده بود و مالیات چندانی دریافت نمی‌شد و جنگ و کشور با درآمدهای نفتی ناچیز اداره می‌شد.[41]

 

میزان خسارت اقتصادی به ایران از سال 1365 تا 1367 که سال پایان جنگ است، چند برابر سال‌های قبل از آن می‌باشد. در مجموع در کل دوران جنگ، ایران 112 میلیارد دلار درآمد ارزی داشته است که 24 میلیارد دلار آن هزینه‌های مستقیم جنگ بوده است. البته این عدد به جز هزینه‌های ریالی جنگ است. در مجموع در سال‌های مختلف بین 25 تا 30 درصد مخارج دولت صرف جنگ می‌شده است. مردم هم کمک‌های مالی و غیر نقدی به جنگ می‌کرده‌اند ولی اثر معنوی آن بسیار بیشتر از عدد ریالی آن بوده است.

 

درباره عملکرد اقتصادی ایران در دوران جنگ می‌توان گفت که نسبت مجموع هزینه‌های حاکمیتی و تصدی‌گری دولت به تولید ناخالص کشور در سال 1356 معادل 63 درصد بوده است که در سال 1367 این نسبت به 40 درصد رسیده است. این امر نشان می‌دهد کاهش میزان مداخله دولت در اقتصاد نسبت به قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است.[42]

 

سرمایه‌گذاری مولد بخش خصوصی در سال‌های 1362 تا 1364 افزایش یافت. در سال‌های جنگ، بهره‌وری کل عوامل تولید در ایران حدود 5 برابر بهره‌وری کل عوامل تولید در دوره سال‌های برنامه اول و دوم بوده است. میزان سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی در دوران جنگ به طور نسبی از دوران چند ساله پس از جنگ بیشتر بوده است.

 

در سال‌های جنگ، ستادی به نام "طرح‌های انقلاب" وجود داشت که به‌رغم شدت جنگ و سهمیه‌بندی کالاها، کمک فراوانی به اجرای طرح‌های تولیدی و صنعتی در کشور کرد.[43] دولت در آن زمان اجرای طرح‌های بزرگ صنعتی را مثل موضوع جنگ در اولویت برنامه‌های خود قرار داده بود. البته سال پایانی جنگ سال بسیار سختی برای دولت بود. در سال 1367 کسری بودجه دولت به بیش از نیمی از کل بودجه کشور رسید.

 

به هر حال جنگ بر ظرفیت‌های تولیدی و نیروی انسانی ایران اثر منفی گذاشت و بخشی از زیربناهای اقتصادی کشور را دچار مشکل جدی کرد. طبق برآوردها، تولید ناخالص داخلی ایران در سال 1367 حدوداً معادل تولید در سال 1352 بود و از لحاظ میزان تولید، ایران 16 سال به عقب برگشت. از طرف دیگر بازدهی سرانه سال 1367 حدوداً معادل سال 1347 برآورد می‌شود که از این لحاظ به میزان 21 سال قبل تنزل کرد. بازدهی سرانة نیروی کار هم تقریباً به معادل سال 1348 رسید که از این جهت کشور 20 سال به عقب بازگشت.[44] در دوران جنگ، گرچه دولت ایران هیچ‌گونه وامی از خارج نگرفت اما با استقراض مداوم از بانک مرکزی بر بدهی داخلی خود افزود و این امر باعث کاهش ارزش ریال و افزایش تورم گردید. با وجود این، میانگین نرخ رشد تورم در سال‌های جنگ کمتر از میانگین نرخ رشد تورم در سال‌های مشابه پس از جنگ بود. در سال 1374 یعنی هفت سال پس از جنگ، ایران نرخ تورم 47 درصد را تجربه کرد.

 

پانوشت‌ها


[1]. بایزید مردوخی، "آثار اقتصادی جنگ"، روزنامة آرمان، شمارة 1450، سه‌شنبه 13 مهر 1389.

[2]. روزنامه ملت ما، شهدای انقلاب اسلامی به روایت آمار، شنبه 21 بهمن 1391، سال سوم، شماره 664، ص 8.

[3]. پی‌یر ریتر رئیس نمایندگی کمیتة بین‌المللی صلیب سرخ در ایران، گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، روزنامة کیهان، یکشنبه 23 /8 /1389، ص 14.

[4]. اظهارات سردار باقرزاده رئیس کمیته جستجوی مفقودین در بیست و سومین همایش پیشکسوتان جهاد و شهادت در باغ موزه دفاع مقدس با حضور دکتر حسین علایی، تهران: چهارشنبه 9/ 7/ 1393.

[5]. اظهارات سردار محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین، روزنامة ملت ما، یکشنبه 29 /3 /1390، ص/10.

[6]. اظهارات حمیدرضا حاجی‌بابایی وزیر آموزش و پرورش در همایش بزرگداشت دومین سالگرد حملة اسرائیل به نوار غزه در سالن سورة حوزة هنری در مورخة 27 /10 /1389.

[7]. اظهارات حجت‌الاسلام محمدحسن رحیمیان، نمایندة ولی فقیه در بنیاد شهید در پژوهشکدة دفاع مقدس در اوایل سال 1388.

[8]. اکبر هاشمی رفسنجانی، پایان دفاع آغاز بازسازی، (کارنامه و خاطرات سال 1367)، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1390، ص 325.

[9]. اظهارات حجت‌الاسلام محمدحسن رحیمیان نمایندة ولی فقیه در بنیاد شهید در پژوهشکدة دفاع مقدس، اوایل سال 1388.

[10]. گزارش فرمانده سپاه در جلسۀ دیدار جانبازان گردنی با رهبری در روز چهارشنبه 6/ 7/ 1390 در حسینیه امام خمینی.

[11]. روزنامة اعتماد، 9 /4 /1387، ص 11.

[12]. روزنامة کیهان، 18 /9 /1388، ص 15.

[13]. اظهارت سرتیپ خلبان علیرضا نمکی در جلسه باغ موزه دفاع مقدس در تاریخ 20/ 12/ 1391 با حضور دکتر حسین علایی.

[14]. اظهارات دکتر حسین علایی در گفت‌وگوی اختصاصی با سرتیپ خلبان حبیب بقایی.

[15]. اظهارات سردار باقرزاده فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح، مندرج در روزنامه‌ی ملت ما، چهارشنبه 10/ 8/ 1391، صفحه 8.

[16]. سخنان اسماعیل کهرم در همایش بین‌المللی اثرات مخرب جنگ بر محیط زیست، روزنامة شرق، سه‌شنبه 18 /8 /1389، ص 19.

[17]. علی عرب مازار یزدی، مقایسه کارنامه دولت‌های سال‌های جنگ و دوران تحریم، روزنامه شرق، سال 12، شماره 2137، سه‌شنبه 22/ 7/ 1393، ص 5.

[18]. بهزاد نبوی، مروری بر تدابیر اقتصادی دوران دفاع مقدس، روزنامه جهان اقتصاد، سال 24، شماره 34، یکشنبه 3/ 8/ 1394، ص 10.

[19]. فرشاد مؤمنی، سرطان رانت، ماهنامه اقتصاد ایران، سال 16، شماره 17، اردیبهشت 1392، ص 12.

[20]. عرب مازار یزدی، پیشین، ص 5.

[21]. همان.

[22]. فرشاد مؤمنی، دولت جنگ رکود اقتصادی ثبت کرد، روزنامه شرق، سال 12، شماره 2130، شنبه 12/ 7/ 1393، ص 4.

[23]. مسعود روغنی زنجانی، رئیس سازمان برنامه و بودجه در سال‌های جنگ تحمیلی، سیاسیون، نظامی‌ها و هزینه‌های جنگ، ماهنامه ایران فردا، دوره جدید، شماره 16، مهر 1394، ص 42.

[24]. نبوی، پیشین.

[25]. همان، ص 11.

[26]. کاتوزیان، محمدعلی، 9 مقاله در جامعه‌شناسی تاریخی ایران، نفت و توسعة اقتصادی، ترجمة علیرضا طیب، تهران، نشر مرکز، 1377.

[27]. نبوی، پیشین، ص 10.

[28]. مأخذ 13.

[29]. اکبر هاشمی رفسنجانی، آرامش و چالش، (کارنامه و خاطرات سال 1362)، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1381، صص 87، 119، 127، 140، 301 و 345.

[30]. همان، ص 164.

[31]. محمد باقر حشمت‌زاده، ایران و نفت، جامعه‌شناسی سیاسی نفت در ایران، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1373.

[32]. محمود علیزاده طباطبایی، مدیر دفاعی سازمان برنامه و بودجه در سال‌های جنگ تحمیلی، نیمی از بودجه کشور برای جنگ بود، ماهنامه ایران فردا، دوره جدید، شماره 16، مهر 1394، ص 44.

[33]. نبوی، پیشین، ص 11.

[34]. همان.

[35]. روزنامة رسالت، مورخ 28 /4 /1365 به نقل از نشریة بازار نفت.

[36]. نبوی، پیشین، ص 11.

[37]. اظهارات آقای حسن روحانی رئیس‌جمهور در مورد عملکرد 100 روزه‌ی دولت تدبیر و امید، سه‌شنبه شب مورخ 5/ 9/ 1392.

[38]. پی‌یر ریتر، پیشین، ص 14.

[39]. نبوی، پیشین، ص 11.

[40]. علیزاده طباطبایی، پیشین، ص 46.

[41]. محمود علیزاده طباطبایی، "روایتی از مدیریت جنگ"، روزنامه شرق، یکشنبه 4 /7 /1389، ص 3.

[42]. فرشاد مؤمنی، "روایتی از اقتصاد جنگ"، ضمیمه هفتگی اعتماد ملی 12 بهمن 1387.

[43]. بهمن آرمان، روزنامه اعتماد، مورخ 10 /8 /1388.

[44]. عظیمی حسین، مدارهای توسعه‌نیافتگی در اقتصاد ایران، تهران، نشر نی، چاپ سوم، 1373، ص 117.

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس

دیدگاه جدیدی بگذارید