مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

دلایل ناکامی در نخستین عملیات برون‌مرزی ایران

چاپلینک ثابت

عملیات رمضان نخستین عملیات برون‌مرزی ایران محسوب می شود. این عملیات، متعاقب ناامیدی ایران از اقدامات جامعۀ بین‌الملل در قالب قطعنامۀ 514، با هدف استراتژیک تعقیب و تنبیه متجاوز و کشاندن جنگ به داخل خاک عراق و ایجاد بازدارندگی دفاعی در مقابل عراقی‌ها و هدف عملیاتی رسیدن به شرق بصره و ساحل شط‌العرب، (که قبلاً در طرح عملیاتی بیت‌المقدس نیز پیش‌بینی شده بود)، از ساعت 30: 21 روز سه‌شنبه 22 تیر 1361 (یعنی به فاصله 50 روز از فتح خرمشهر) با رمز یا رمز "یا صاحب‌الزمان (ع) ادرکنی" آغاز شد و تا 7 مرداد ادامه یافت.

 

این عملیات ، به دلیل قرار گرفتن در ماه مبارک رمضان به این نام «رمضان» نامگذاری شد؛ و به مانند چهار عملیات موفق قبلی در دورۀ آزادسازی سرزمینی (ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس) ، فرماندهی آن به صورت مشترک بین سپاه و ارتش بود، اما از زمان طرح‌ریزی تا اتمام عملیات، اختلافات این دو روز به روز تشدید شد و در نهایت در کنار برخی عوامل مؤثرتر دیگر زمینه‌های ناکامی عملیات را فراهم کرد.

 

در حقیقت، پیروزی و شکست دو روی سکۀ هر عملیات نظامی است. پیروزی و شکست مفاهیمی نسبی هستند و شاید تجارب یک عملیات ناموفق بتواند مسیر پیروزی در عملیات‌های آینده را نشان داده و هموار سازد و بالعکس غرور حاصل از پیروزی عملیات‌های قبلی، عدم انعطاف‌پذیری و بهره نگرفتن از ابتکارات جدید در صحنۀ نبرد زمینه شکست در عملیات‌های بعدی را فراهم سازد. عملیات رمضان نیز از این قاعده مستثنی نیست. این عملیات گرچه موجب انهدام بخشی از قوا و تجهیزات دشمن شد و حدود 250 کیلومترمربع از خاک ایران و 80 کیلومترمربع از خاک عراق به تصرف قوای ایران درآمد، اما نتوانست به اهداف کلان خود دست یابد.

 

در این عملیات با وجود روحیۀ بالای رزمندگان ایران و ضعف روحیۀ عراقی‌ها، دشمن با استفاده از تجربیات شکست خود در 4 عملیات موفق دورۀ آزادسازی سرزمینی ایران و همچنین ایجاد ابتکارات دفاعی خاص خود، تاکتیک‌های دفاعی خود را به‌گونه‌ای تغییر داده بود و قدرتش دفاعی‌اش را بالا برد که فرماندهان ایران متوجه آن نشده بودند. همچنین ناکامی عملیات نشان داد که ایران در مرحلۀ دفاع در برابر تجاوز در مقایسه با ادامه جنگ در خاک دشمن برای بسیج نیروها و تخصیص منابع از توانایی و آمادگی بیشتری برخوردار بوده است و پیشروی در خاک عراق با چالش‌های بسیاری روبه‌روست.

 

 

در ادامه با مرور مختصر عملیات رمضان، دلایل ناکامی آن به‌اختصار مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

استراتژی ایران؛ تصرف سرزمین سرنوشت‌ساز

اصولاً عناصر و مؤلفه‌های استراتژی ایران برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر تحت تأثیر تجربیات سیاسی – تاریخی و شیوه تفکر درباره کارکرد قدرت دفاعی –تهاجمی ایران در مرحله دفاع و آزادسازی و مهم‌تر از آن تحلیل از وضعیت جدید در منطقه قرار داشت. تجربه تاریخی انقلاب بیانگر مقاومت مردم و در نتیجه پذیرش برکناری و خروج شاه از ایران، به وسیله آمریکا و غرب شد. همچنین تأثیرپذیری از رفتار عراق برای استفاده از اهرم زمین در تأمین اهداف سیاسی در طراحی استراتژی جدید ایران برای تصرف یک منطقه استراتژیک در خاک عراق و اتمام جنگ نقش داشت.

 

علاوه بر این، تحلیل از شخصیت صدام به عنوان عنصر وابسته به غرب و ذهنیت موجود مبنی بر ضرورت سقوط صدام به همراه عقب‌نشینی ناقص عراق از مناطق اشغالی ایران؛ اراده سیاسی ایران را برای ادامه جنگ و سقوط صدام شکل داد. چنین تصور می‌شد در صورت تصرف زمین استراتژیک در داخل خاک عراق، غرب با نگرانی از احتمال سقوط صدام وی را برکنار یا خواسته‌های ایران را تأمین خواهد کرد[1].

 

بر اساس این استراتژی، پیشروی به سمت شهر بصرة عراق همیشه از بهترین اهداف مورد نظر مسئولان ایران بود، زیرا رسیدن به شهرهای بغداد و بصره، دو هدف اساسی و اصولی برای پایان دادن به جنگ محسوب می‌شد. هدف بغداد دور از دسترس قوای ایران بود، زیرا پایتخت عراق از مرزهای ایران نسبتاً دور بود و بُعد مسافت داشت. نداشتن قدرت رزمی و قدرت تحرک کافی به دلیل تکیة نیروهای مسلح ایران بر نیروهای پیاده، امکان طرح‌ریزی برای رسیدن به این هدف را عملاً غیر ممکن می‌ساخت. بنابراین هدف رسیدن به بصره که هم نزدیک‌تر و هم نسبتاً در دسترس رزمندگان اسلام بود، با توانایی‌های نیروهای مسلح ایران تناسب بیشتری داشت و به همین دلیل در برنامة طرح‌ریزی عملیاتی فرماندهان جنگ قرار گرفت[2].

 

لذا در راستای این استراتژی، عملیات رمضان اواخر خرداد ماه 1361 طرح‌ریزی و با فاصلۀ بسیار کم 50 روزه از پیروزی بزرگ عملیات بیت‌المقدس و فتح خرمشهر، از شب 22 تیر به مرحلۀ اجرا درآمد.

 

چالش‌های پیشروی در خاک عراق

بلافاصله پس از فرمان امام برای بازگشت نیروها از لبنان تلاش برای پیشروی در خاک عراق در چارچوب شعار "راه قدس از کربلا می‌گذرد"، در منطقه شرق بصره آغاز شد. انتخاب این منطقه برای انجام عملیات دلایل مختلفی داشت، بخشی از اهداف نهایی عملیات بیت‌المقدس پیشروی تا شرق رودخانه شط العرب بنا به دستور بود[3]. در این منطقه شناسایی و آمادگی قبلی برای انجام عملیات فراهم شده بود. علاوه بر این عدم امکان استقرار در مرز و دفاع در برابر حمله احتمالی عراق به دلیل نبودن موانع طبیعی برای پدافند بخش دیگری از ضرورت پیشروی به سمت رودخانه شط العرب بود.

 

مهم‌تر از همه، این منطقه خالی از سکنه بود و با ملاحظات و تدبیر امام در موافقت با ادامه جنگ مبنی بر پیشروی در مناطقی مشروط بر آسیب ندیدن مردم عراق، همچنین استراتژی ایران برای تصرف یک منطقه استراتژیک در خاک عراق منطبق بود. برابر تحلیل دکتر محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه، نزدیکی به بصره ایران را از موقعیتی برخوردار می‌کرد که در صورت ادامه جنگ و حملات توپخانه‌ای عراق به خرمشهر و آبادان قدرت مقابله‌به‌مثل داشته باشد[4].

 

عملیات رمضان در تاریخ 22 تیرماه سال 1361 در امتداد تجربیات تاکتیکی ایران در مرحله آزادسازی مناطق اشغالی و با امیدواری به دستیابی سریع به پیروزی آغاز شد. اطلاعات ایران از زمین منطقه و آرایش نیروهای دشمن، به گفته سردار محرابی مسئول اطلاعات قرارگاه کربلا[5]، حاصل عکس‌های هوایی بود که پیش از این در دو مرحله (7 و 8 خرداد 61) تهیه شده بود. بنا به اظهارات ایشان، درحالی‌که ما بر دشمن متمرکز نبودیم، به‌ویژه در منطقه شرق بصره، دشمن طی این مدت با ایجاد استحکامات، از جمله خاکریزهای مثلثی، مواضع دفاعی نفوذناپذیری را احداث کرده بود.

 

با وجود عدم تداوم حملات قوای نظامی ایران به استحکامات عراق در پنج مرحله، هیچ‌گونه پیشروی قابل ملاحظه و هماهنگ در خطوط دفاعی دشمن حاصل نشد. گرچه بخشی از توان نظامی عراق منهدم شد. ناکامی در عملیات رمضان اولین ضربه روحی به رزمندگان بود که فکر می‌کردند چیزی نمی‌تواند مانع پیشروی آن‌ها شود[6].

 

دلایل ناکامی در عملیات رمضان و تبعات آن

مهم‌ترین نتیجه اولیه ناکامی در عملیات رمضان، آشکار شدن اختلاف ارتش و سپاه بود. نظر به اینکه همگرایی ارتش و سپاه در مرحله آزادسازی مناطق اشغالی به مثابه هم‌افزایی قدرت نظامی ایران بود، لذا اختلاف ارتش و سپاه پیامدهای نامطلوبی را به دنبال داشت که تا پایان جنگ ادامه یافت. نظر به این ملاحظه اساسی، فرمانده وقت سپاه بعدها در ارزیابی این موضوع و روش برخورد با آن می‌گوید: اگر ما ساده‌انگاری نمی‌کردیم، علی‌رغم شکست عملیات رمضان تصمیم دیگری می‌گرفتیم و اختلاف ارتش و سپاه را به‌جای مدیریت حل می‌کردیم. ایشان این موضوع را بیانگر مشکلات اساسی ایران در استراتژی و تفکر ذکر می‌کند[7].

 

پس از عملیات رمضان، علت شکست و تلاش برای غلبه بر پیامدهای آن مورد توجه قرار گرفت. در بررسی‌های اولیه چند موضوع مورد توجه قرار گرفت. مسئله اول تأخیر در انجام عملیات بود. در واقع به دشمن زمان داده شد تا استحکامات ایجاد کند. فرمانده وقت سپاه معتقد است دیر جنبیدیم، باید یک هفته زودتر عمل می‌کردیم[8]. شهید باقری معتقد بود تردید در ادامه یا توقف جنگ، در نتیجه نهایی عملیات رمضان مؤثر بود[9].

 

همچنین مسئله مهم افزایش توان دشمن پس از عملیات طریق‌القدس و تأثیرگذاری آن در عملیات رمضان بود[10]. در جلسات ارتش و سپاه نیز علت شکست نظامی با هدف تصمیم‌گیری و طراحی ادامه جنگ مورد بررسی قرار گرفت. فرمانده وقت سپاه بر این نظر بود که، اصول عملیاتی ما که پیش از این مورد استفاده قرار می‌گرفت، برای دشمن لو رفته است، بنابراین باید فکر کنیم و اصول جدیدی را طراحی کنیم[11].

 

در جلسه مشترک پس از بررسی‌هایی که انجام شد، سه موضوع مورد تأکید قرار گرفت:

  1. زمان و فرصت کافی برای طرح‌ریزی پیش‌بینی شود –حداقل دو ماه،
  2. افزایش توان انجام پذیرد،
  3. به تجهیزات مناسب شامل تانک، نفربر، لودر و بولدوزر توجه شود.

 

استراتژی کلی ایران، با توجه به دو منطقه جنوب و غرب، به شرح زیر مورد تأکید قرار گرفت و در جلسه شورای عالی دفاع بررسی و سه ماه زمان برای سازماندهی و آمادگی نیروها در نظر گرفته شد:

  1. به بصره در مقایسه با سایر مناطق اولویت بیشتری داده شود.
  2. در منطقه جنوب امکان تصرف بصره وجود دارد.
  3. در منطقه جنوب امکان به زانو درآوردن دشمن بیشتر است و اگر در این وضعیت جنگ متوقف شود به سود جمهوری اسلامی ایران است.
  4. انهدام نیروهای زبده و کیفی دشمن در عملیات رمضان در دو سطح عملیاتی و راهبردی متفاوت بود. درحالی‌که ارتش و سپاه بیشتر به مباحث تاکتیکی و عملیاتی پرداختند، شورای عالی دفاع مسئله را از منظر اختلاف ارتش و سپاه درباره نحوه انجام عملیات مورد توجه قرار داد. پیش از این برخی از مشکلات تاکتیکی و اختلاف‌نظر میان ارتش و سپاه وجود داشت، ولی در سایه پیروزی‌های نظامی نادیده گرفته شده بود، در مرحله جدید بر اثر ناکامی نظامی خودنمایی کرد. در عین حال با وجود تفاوت ارتش و سپاه در شیوه تفکر نظامی، آموزش و تجهیزات و مهم‌تر از همه ساختار نظامی، تبیین علت شکست با تأکید بر اختلاف‌نظر میان ارتش و سپاه در انجام عملیات[12]، به معنای نادیده گرفتن مسائل اساسی دیگری بود که همچنان باقی ماند و در سایر عملیات‌ها به تدریج آشکار شد.

 

دکتر حسین علایی نیز در جمع‌بندی دلایل ناکامی عملیات رمضان این عوامل را به عنوان عوامل ناکامی عملیات معرفی می‌کند[13]:

 

1. اطلاعات ناقص:

به دلیل فرصت کم برای انجام دادن شناسایی‌ها و نبود عکس هوایی به‌موقع، در این عملیات امکان کسب اطلاعات کافی از مواضع، استحکامات، موانع و چگونگی آرایش پدافندی جدید واحدهای ارتش بعثی فراهم نشد. اطلاعات نیروهای خودی از عمق مواضع ارتش عراق نیز کافی و دقیق نبود. شناسایی‌ها در این منطقه به گستردگی عملیات‌های پیشین انجام نگرفت. بنابراین در هنگام اجرای عملیات بود که رزمندگان اسلام متوجه عمق مشکل احداث مواضع جدید مثلثی‌شکل برای واحدهای زرهی دشمن شدند. این سنگرهای جدید تانک هم موجب محافظت تانک‌ها در برابر سلاح‌های ضد زره خودی می‌شد و هم رزمندگان پیاده را در درون خود دچار سردرگمی می‌کرد.

 

ارتش عراق موانع مثلثی‌شکل را 8 کیلومتر دورتر از دژ مرزی احداث کرده بود و مواضع اصلی دفاعی خود را در آن‌ها قرار داده بود. این تاکتیک موجب می‌شد تا نیروهای اصلی دفاعی عراق دور از دسترس نیروهای خط‌شکن ایرانی قرار گیرند و غافلگیری آن‌ها در هر شرایطی از بین برود. از سوی دیگر حداکثر میزان پیشروی نیروهای پیادة ایران در یک شب به‌طور متوسط 8 کیلومتر بود. بنابراین ارتش عراق با این شیوه می‌توانست از صبح پس از شروع عملیات، با نیروهای آسیب ندیده و آماده به جنگ خود وارد درگیری با رزمندگان ایران شود.

 

2. عجله در طرح‌ریزی عملیات:

به نظر می‌رسد که طرح‌ریزی عملیات رمضان به‌سرعت و با عجله انجام گرفته بود و بنابراین به موانع احداث شده در مواضع یگان‌های دشمن، دقت کافی نشده بود. از سوی دیگر مانور این عملیات، اجرای یک تک جبهه‌ای بود که طرح درستی نبود. همچنین بسیاری از عوامل موجود در زمین منطقة عملیات برای فرماندهان و رزمندگان یگان‌ها، ناشناخته باقی مانده بود. مثلاً با توجه به استحکامات و موانع انبوه، نباید حمله از محور شلمچه در دستور کار قرار می‌گرفت، بلکه در طرح مانور باید قرارگاه نصر به عنوان پشتیبان قرارگاه فتح در نظر گرفته می‌شد و بلافاصله از محور قرارگاه فتح توسعة عملیاتی صورت می‌گرفت.

 

از سوی دیگر به علت آماده نشدن کامل پاسگاه فرماندهی قرارگاه مقدم ارتش ایران، یگان‌های شرکت‌کننده از ارتش در عملیات رمضان، از پاسگاه فرماندهی یکی از یگان‌های درگیر هدایت می‌شدند و برقراری ارتباط فرماندهی عملیات با یگان‌های عمدة درگیر به‌سختی انجام می‌گرفت. البته بعداً این اشکال برطرف شد.

 

3. کاستی‌های مهندسی:

طرح‌ریزی و اجرای عملیات رمضان بیش از اندازه بر توانمندی‌ها، فعالیت‌ها و اجرای عملیات مهندسی رزمی متکی بود که از نظر تاکتیکی یک نقطة ضعف به حساب می‌آمد. در بعضی از محورها باید همزمان با یگان‌های عمل‌کننده، دستگاه‌های مهندسی نیز به همراه نیروهای پیاده جلو می‌رفتند و خاکریز می‌زدند تا سپس رزمندگان در پشت آن خاکریز پدافند می‌کردند. عدم پیش‌بینی و تأمین دستگاه‌های مهندسی کافی موجب شد تا خاکریز مورد نیاز به منظور تأمین جناحین یگان‌های عمل‌کنندة قرارگاه فتح، به موقع احداث نگردد و این نیروها بدون جان‌پناه در معرض پاتک دشمن قرار گیرند.

 

از سوی دیگر ارتش عراق زمین شرق بصره را برای جنگ زرهی آماده کرده بود و مواضع مثلثی‌شکل احداث‌شده نیز موجب سردرگمی و کندی حرکت رزمندگان پیاده گردید. بنابراین موانع طبیعی مانند کانال ماهی و نیز مواضع مصنوعی، شرایط را برای دفاع بهتر نیروهای عراقی فراهم آورده بود.

 

4. گرمای شدید هوا و نداشتن قابلیت انعطاف در ادارة عملیات و جابه‌جایی نیروها:

زمان اجرای عملیات رمضان در فصل تابستان و در اواخر تیر و اوایل مرداد ماه بود؛ یعنی در گرم‌ترین فصل و هوای خوزستان، آن هم در ایام ماه مبارک رمضان. این شرایط آب و هوایی نامناسب نیز فشار زیادی بر رزمندگان وارد آورد و از توان جسمی آنان کاست. با توجه به مشکل پدیدآمده برای قرارگاه فتح از جناح راست عملیات، نیاز به انتقال فوری نیروهای قرارگاه نصر به این منطقه بود. نداشتن قدرت تحرک، موجب تأخیر در رسیدن این نیروها به پای کار و در نتیجه فرصت یافتن دشمن برای استفاده از قوای احتیاط شد.

 

5. آمادگی ارتش عراق و عدم غافلگیری:

پیش از آغاز عملیات رمضان، ارتش عراق فرض را بر این گذاشته بود که عملیات ایران در خارج از مرزها و در تعقیب قوای او ادامه خواهد یافت. با فعالیت‌های اطلاعاتی انجام شده، ارتش عراق از مکان و زمان عملیات تا حدود زیادی باخبر بود و توانسته بود تا حدود زیادی محور و استعداد نیروهای عمل‌کننده و اهداف عملیات را بفهمد.[14] پس از عملیات بیت‌المقدس، ارتش عراق بی‌کار ننشسته بود، بلکه در شیوه‌ها و تاکتیک‌های دفاعی خود تغییرات و اصلاحاتی ایجاد کرده بود.

 

همچنین اعلام کرده بود که افراد عقب‌نشینی‌کننده را اعدام می‌کند و رعب و وحشتی را از این اقدام در نیروهای خود ایجاد کرده بود. ارتش بعثی سازمان یگان‌های احتیاط و نیز قوای جیش‌الشعبی را به عنوان ابتکاری جدید برای مقابله با تهاجم نیروهای پیادة ایرانی به وجود آورده بود. هنگامی که ایران آتش‌بس را نپذیرفت، ارتش عراق بیش از هر وقت احتمال حملة ایران به منطقة شرق بصره را می‌داد، زیرا این منطقه می‌توانست طبیعی‌ترین محور تهاجم قوای ایران باشد.

 

6. غرور حاصل از پیروزی عملیات بیت‌المقدس و عدم تغییر اساسی در تاکتیک‌ها:

احساس غرور از موفقیت عملیات‌های گذشته و اطمینان بالا به توانایی‌های خودی به خاطر پیروزی‌های قبلی، موجب شده بود که احتمال عدم موفقیت در این عملیات در ذهن فرماندهان ما کاهش یابد. این وضعیت موجب نارسایی‌هایی در مقابله با دشمن شد. برخی معتقدند که غرور ناشی از پیروزی‌های قبلی، صفا و معنویت را در این عملیات کاهش داده بود.

 

قوای ایران تحت تأثیر پیروزی‌های دو عملیات فتح‌المبین و بیت‌المقدس با ضعف‌های خود کاملاً آشنا نبودند یا آن‌ها را نادیده گرفته بودند. اگرچه دشمن شیوة آرایش و تاکتیک‌های خود را تغییر داده بود، ولی نیروهای خودی از همان ابتکارات، شیوه‌ها و تاکتیک‌های قبلی برای برخورد با یگان‌های زرهی ارتش عراق استفاده می‌کردند. این تاکتیک‌ها هم عمدتاً برای ارتش عراق شناخته شده بود.

 

7. تضعیف انگیزه‌ها:

برخی فرماندهان و رزمندگان ایرانی فکر می‌کردند پس از فتح خرمشهر، عمدة سرزمین‌های ایران آزاد شده است و جنگ در این شرایط می‌تواند پایان یابد. بنابراین ابهام و تردید در مورد ادامة عملیات در خاک دشمن در بین برخی رزمندگان ارتش و سپاه وجود داشت و انگیزه و روحیة جنگندگی آنان همچون زمانی نبود که قوای متجاوز در خاک ایران حضور داشت. البته این دیدگاه چندان امکان ظهور و بروز نداشت، زیرا فضای عمومی کشور و روحیة اغلب رزمندگان با ادامة جنگ تا سرنگونی صدام حسین موافق و منطبق بود.

 

8. تصور نادرست ایران از وضعیت ارتش عراق و جنگیدن دشمن در زمین خود:

ایران تصور صحیحی از واقعیت و تغییرات ارتش عراق نداشت. با عقب‌نشینی عراق به خطوط مرزی، آرایش دفاعی آنان بهتر و خطوط مواصلاتی آن‌ها کوتاه‌تر شده بود. عملیات بیت‌المقدس موجب شده بود تا احساس عدم انسجام و از هم گسیختگی ارتش بعثی عراق در ذهن برخی تصمیم‌گیرندگان عملیات و جنگ شکل بگیرد و اوضاع داخلی عراق پس از فتح خرمشهر نابسامان ارزیابی گردد. این در حالی بود که ارتش عراق مواضع خود را تقویت کرده بود و شرایط رزمی را در داخل خاک عراق با شرایط رزمی در داخل خاک ایران متفاوت ساخته بود، ولی ایران هنوز با مؤلفه‌های پیشین برنامه‌ریزی می‌کرد و می‌جنگید.

 

ارتش عراق مرتباً از نظر جنگ‌افزار و تجهیزات در حال فربه شدن بود، اما ایران دائماً از لحاظ لجستیکی لاغرتر می‌شد. این امر عملاً موازنه و تعادل قوا را به نفع عراق به هم می‌زد. حضور ارتش عراق در خاک خودش موجب تسلط دشمن به جنگ در سرزمین خود بود. قوای خودی عملیات خود را در سرزمین جدیدی صورت می‌دادند که دشمن مواضع و سنگرهای متفاوتی در آن احداث کرده بود. صدام حسین در سخنرانی 30/3/1361 خود در این باره گفت: «احساس سربازان و ارتشیان ما در هنگامی که از اراضی و حقوق خود دفاع می‌کنند، با حالتی که در عمق مثلاً 80 کیلومتری سرزمین دشمن دارند، متفاوت است.»[15]

 

 

تأخیر افتادن در استراتژی تصرف سرزمین حیاتی از عراق برای اتمام جنگ و اجرای عملیات محدود برای گرم نگه داشتن وضعیت تهاجمی ایران در جبهه‌ها از تبعات مهم ناکامی عملیات رمضان بود. به اعتقاد محمد درودیان بر پایه تجربیات حاصل از عملیات رمضان، این موضوع مورد تأکید قرار گرفت که از این پس بدون برخورداری از یگان زرهی برای پیشروی در عمق خاک دشمن، افزایش توان رزمی-مهندسی برای تأمین مواضع تصرف شده، پیشروی در خاک دشمن و تأمین اهداف امکان‌پذیر نخواهد بود[16].

 

در عین حال ضرورت مدیریت پیامدهای سیاسی-نظامی حاصل از ناکامی در عملیات رمضان، با تأکید بر تداوم جنگ موجب طراحی و انجام دو عملیات محدود به نام‌های مسلم بن عقیل (9/ 7/ 1361) و محرم (10/ 8/ 1361) شد. هدف اصلی از اجرای عملیات محدود حفظ فضای جنگی در جامعه به منظور جذب نیرو و مهم‌تر از آن نمایش اراده سیاسی ایران برای ادامه جنگ بود، گرچه بخشی از توان نظامی ایران از دست می‌رفت. چنین تصور می‌شد متکی بر زمان حاصل از انجام عملیات محدود می‌توان با ابتکار جدید عملیات مناسب و گسترده‌ای را طراحی کرد و انجام داد.

 

پانوشت‌ها


[1]. محمد درودیان، تجزیه‌وتحلیل جنگ ایران و عراق، پیش درآمدی بر یک نظریه، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1395، ص 328.

[2]. حسین علایی، روند جنگ ایران و عراق، جلد اول، تهران: نشر مرز و بوم، 1391، ص 532.

[3]. گفتگوی اختصاصی محمد درودیان با سردار غلامعلی رشید جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، آبان 88

[4]. گفتگوی اختصاصی محمد درودیان با سردار غلامعلی رشید جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، 18/ 10/ 91

[5]. گفتگوی اختصاصی محمد درودیان با سردار محرابی مسئول اطلاعات قرارگاه کربلا در زمان جنگ، 16/ 11/ 1391

[6]. کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1361، پس از بحران، ص 21.

[7]. دکتر محسن رضایی فرمانده وقت سپاه، 11/ 3/ 83، گفتگوی اختصاصی با حضور برادران شمخانی، رشید، حسین تاش، اعلایی. محمد درودیان.

[8]. محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه، به نقل از: درودیان، روند پایان جنگ، ص 94.

[9]. شهید حسن باقری، جانشین وقت نیروی زمینی سپاه، به نقل از درودیان، روند پایان جنگ، ص 94.

[10]. محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه، به نقل از: درودیان، روند پایان جنگ، ص 94.

[11]. محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه، 30/ 6/ 1361، دفترچه یادداشت روزانه سردار رشید از جلسه قرارگاه مرکزی کربلا.

[12]. امیر شاهین راد، 30/ 6/ 1387، رئیس اداره عملیات ستاد کل نیروهای مسلح، گفت‌وگو با روزنامه اعتماد ملی، ص 10.

[13]. علایی، پیشین، 540- 533.

[14]. السامرایی، وفیق، ویرانی دروازة شرقی، مترجم عدنان قارونی، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ سوم، 1388، ص 100.

[15]. درودیان، محمد، خرمشهر تا فاو، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، چاپ ششم، 1379، ص 21.

[16]. درودیان، خرمشهر تا فاو، ص 34.

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
برچسب ها: 

دیدگاه جدیدی بگذارید