مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 27 شهریور؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

روحیه رزمندگان بین دو عملیات کربلا 4 و 5

چاپلینک ثابت
سخنان سردار علی فضلی در جلسه انتقال تجارب فرماندهان دفاع مقدس (2)

در بخش پیشین به شرح عملکرد لشکر 10 سیدالشهداء در عملیات کربلا 4 و سپس انجام شناسایی موفق طی دو شب از زبان فرمانده این لشکر در دوران دفاع مقدس پرداختیم. سردار فضلی در ادامه توضیحات خود؛ روحیه نیروها بعد از ناکامی در عملیات کربلا 4 را چنین توصیف نمود:

 


 

ماجرای موفقیت در شب دوم شناسایی را رها کنیم و برگردیم به اردوگاه کوثر. جایی که هزاران نفر از نیروهای گردان‌ها در آنجا مستقر هستند. شش ماه کار طاقت‌فرسای آموزش بدن‌سازی و آمادگی را پشت سر گذارده‌اند. حدود 20 روز است که در قرنطینه کامل به سر می‌برند و هیچ تماس تلفنی و تبادل نامه‌ای هم صورت نگرفته است. چهار روز است که از عملیات کربلا 4 گذشته، عملیات با ناکامی روبرو شده و هیچ صحبتی درباره این عملیات با نیروها نشده و هیچ توضیحی داده نشده است.

 

من لازم دیدم که به اردوگاه بروم و با نیروها صحبت کنم بالاخره شکست در عملیات ممکن است در روحیه‌ها تأثیر منفی بگذارد. شب به فرماندهان گردان‌ها اطلاع داده شد که برای صبحگاه فردا آمادگی داشته باشند.

 

1200غواص تربیت‌کرده بودیم که لباس غواصی برای همه آن‌ها نداشتیم. یک گردان غواص به نام گردان حضرت زینب بود یک گردان هم آبی‌خاکی که گردان علی‌اکبر بود. بعد از نماز صبح، هنوز هوا به‌طور کامل روشن نشده که صحنه عجیبی در اطراف میدان صبحگاه اتفاق افتاد. صدای شعارها و رجز گردان ها از هر طرف اردوگاه به گوش می رسید. صدایی مبهم و به هم آمیخته. حس و حال عجیبی به من دست داد که تا آن روز چنین حس و حالی را تجربه نکرده بودم.

 

با حاج آقا متقی (1) رفتیم میدان صبحگاه به استقبال گردانها. سرمای خشک جنوب پوست دست ها و لبها را می ترکاند.

 

اولین گردان که وارد میدان صبحگاه می‌شد گردان نیروهای غواص یعنی حضرت زینب بود. امّا با چه حالتی؟! پوتین‌ها را از پا درآورده ، بندآن را به هم گره زده، و به گردن آویخته بودند، پابرهنه، بدون جوراب، بعضی هایشان کفن به تن با شعارهای حماسی و ابراز وفاداری به امام وارد میدان صبحگاه شدند! طوماری تهیه‌کرده بودند خطاب به حضرت امام که در آن آمده بود، ما اهل کوفه نیستیم و شما را تنها نمی‌گذاریم (این طومار را بعداً به دفتر حضرت امام تقدیم کردیم)

 

گردان‌های علی‌اصغر، علی‌اکبر، قمر بنی‌هاشم و ...جمعاً 10 هزار نفر رزمنده آمدند و در میدان تجمع کردند. پس از قرائت قران و سخنرانی حاج‌آقا متقی نوبت به من رسید.

 

ابتدا علل شکست در عملیات کربلا 4 را گفتم، سپس خبر دادم که برای عملیات بعد باید آماده شوند.  زمان و مکان عملیات را هم نمی توانیم به لحاظ حفاظتی بگوئیم.

 

الآن 3 یا 4 ماه است که این نیروها در آماده باشند و تا امروز 20 روز می‌شود که در قرنطینه هستند. گفتم اگر کسی خسته شده، نمی‌تواند بماند هیچ اجباری در کار نیست. چون حضور در جبهه داوطلبانه است. من چند دقیقه رویم را برمی‌گردانم، هرکس که می‌خواهد، برود. ما با یک گردان هم وارد عملیات می‌شویم.

 

این را گفتم و چند دقیقه برگشتم و پشتم را به میدان صبحگاه کردم.

 

بعد از دقایقی وقتی برگشتم و به میدان صبحگاه نگاه کردم، به نظرم رسید که حتی یک نفر هم نرفته است.

 

.


(1) مرحوم حجت الاسلام حاج علی متقی امام جمعه برازجان که هر از چند گاهی به لشکر سیدالشهداء سرکشی می کرد، آن شب وارد اردوگاه شده و بنا به تقاضای فرمانده لشکر در مراسم صبحگاه نیروها سخنرانی می کنند.

دسته بندی اخبار: 
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید