ریشه‌یابی تجاوز عراق به ایران، زمینه‌ها و اهداف(قسمت دوم)

چاپلینک ثابت
دکتر حسین اردستانی

اشاره: در دومین قسمت از مطلب "ریشه‌یابی تجاوز عراق به ایران، زمینه‌ها و اهداف" با بهره گیری از کتاب "جنگ عراق و ایران، رویارویی استراتژی‌ها" اثر دکتر حسین اردستانی ، به بررسی دیدگاه‌های مرحوم دکتر حسین اردستانی به‌عنوان استاد دانشگاه و رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در خصوص اهداف عراق از حمله نظامی به ایران به شرح زیر می پردازیم:

 


 

ب: اهداف عراق از حمله نظامی به ایران

 

1. مسئلة اروندرود

در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی؛ میان عراق، کشورهای عربی، امریکا و کشورهای برتر اروپایی، اهدافی خاص و مشترکی جهت برانگیختن عراق برای حمله به ایران وجود داشت. برای عراق در سطح اهداف ملی، چند مسئله حائز اهمیت بود که در صدر آنها ترمیم قرارداد 1975م. الجزایر و تعیین مرزهای جدید زمینی و دریایی با ایران قرار داشت. رژیم عراق که از همان ابتدای انعقاد موافقت‌نامة 1975م. خود را مغبون می‌دانست (مصاحبة صدام حسین مندرج در مجلة اشپیگل شمارة 23 ژوئن 1981)، پس از پیروزی انقلاب موقعیت را برای تجدیدنظر و احیاناً لغو معاهده از هر نظر مناسب دانست و بدین‌جهت گام‌به‌گام برای تضعیف این معاهده قدم برداشت.

 

اظهارنظر مقامات رژیم بعثی، گویای این مطلب است: سفیر عراق در بیروت طی مصاحبه‌ای با روزنامة النهار در 12 آبان 1358ﻫ.ش./ 3 نوامبر 1979 بهبود روابط ایران و عراق را، از جمله منوط به تجدیدنظر در عهدنامة 1975 الجزایر بین دو کشور در مورد اروندرود، عنوان کرد. صدام نیز در فروردین‌ 1359ﻫ.ش./ آوریل 1980 در گفت‌و‌گویی که خبرگزاری‌ها مخابره کردند، یکی از شرط‌های توقف جنگ بین ایران و عراق را بازگرداندن دنبالة اروندرود به حالت قبل از سال 1975م. بیان کرد. وی در حمله‌ای شدید به رهبران ایران تأکید کرد که عراق آماده است با زور تمام اختلافات خود را با ایران حل کند.(1)

 

شرایط نخستین آتش‌بس رسمی که عراق در 5 مهر 1359ﻫ.ش./28 سپتامبر 1980 اعلام کرد، نشان‌دهندة هدف رهبر عراق از جنگ در سطح ملی بود. این بیانیه برقراری صلح را در گرو تحقق چند شرط قرار داده بود: به رسمیت شناخته شدن حقوق ارضی عراق از سوی ایران، قطع مداخله در امور داخلی عراق، قول متقابل برای رعایت مناسبات حسن هم‌جواری و بازگرداندن سه جزیره در خلیج فارس (تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی) به صاحبان به حقِ عربِ آنها.(2)

 

از این شرایط، آخرین مورد احتمالاً کم اهمیت‌ترین بود، اما هدف رژیم عراق از اشاره  به آن، جلب افکار عمومی برای تأکید بر این امر بود که عراق از جانب کل ملت عرب دست به جنگ زده است. بر این اساس، در اواخر تیر 1359ﻫ.ش./ ژوئن 1980 صدام دراین‌باره اظهار کرد: اینک توانایی نظامی برای استرداد سه جزیرة واقع در خلیج فارس که توسط شاه اشغال شده است را داریم. از زمان اشغال این سه جزیره هرگز ساکت ننشسته‌ایم و پیوسته خود را ازنظر نظامی و اقتصادی برای پس گرفتن این جزایر آماده کرده‌ایم.(3)

 

2. جانشینی شاه در منطقه

بنا به برخی تحلیل‌ها، جنگ برای صدام، نقطة اوج سیاست‌های وی در جهت جلب نظر امریکا به توانایی‌های عراق، با هدف جایگزین شدن به‌جای ایران زمان شاه، به‌صورت قدرتی منطقه‌ای، محسوب می‌شد.(4) این جهت‌گیری به‌دلیل آن بود که امریکا مرکز ثقل خط مشی دفاعی خود را در منطقه، بر تجهیزات گسترده نظامی برای حامیان خود در منطقه - اساساً عربستان سعودی و ایران - استوار کرده بود تا ابزاری برای تشکیل یک شبکة دفاعی در منطقه شود که بتواند تأمین‌کنندة منافع متقابل باشد.(5) و عراق می‌توانست با شرایط خاص آن زمان، این نقش را ایفا کرده و به آلترناتیو رژیم شاه تبدیل شود.

 

مجلة نیوزویک دربارة چنین گرایشی در میان رهبری عراق بر این عقیده بود که اهداف عراق چیزی کمتر از تسلط بر خلیج فارس و شاید سراسر خاورمیانه با هزینة اجتناب‌ناپذیر دو ابرقدرت نیست، زیرا در این میان خلأیی وجود داشت که می‌بایست پر می‌شد. مصر به خاطر شرکتش در مذاکرات صلح کمپ دیوید منزوی و مطرود شده بود، سوریه گرفتار مشکلات داخلی بود و ایران که روزی ژاندارم خلیج فارس بود در هرج‌ومرج به سر می‌برد. پس عراق کاندیدای امیدبخش برای این خلأ محسوب می‌شد، زیرا تجهیزات وسیعی از سلاح‌های مدرن را که بیشتر از شوروی و اروپای غربی تأمین شده بود در اختیار داشت، همچنین برخلاف عربستان سعودی و حکومت‌های خلیج فارس، دارای جمعیتی بالغ بر 13 میلیون نفر بود.(6)

 

دربارة هدف‌های عراق در سطح ملی، دیدگاه دیگری ناظر بر این معناست که راه‌اندازی جنگ در جهت گسترش فرهنگ ملت عراق در منطقه بوده است. این دیدگاهِ آقای محسن رضایی فرماندة پیشین سپاه پاسداران است که در چارچوب نظریة «منازعة فرهنگ سیاسی میان دولت‌ها» مطرح شده است. مطابق این نظریه، بین کشورها و ملت‌ها نوعی منازعة فرهنگ سیاسی وجود دارد که هریک درصدد گسترش فرهنگ خود در قلمرو ملت دیگر است. ناتوانی در گسترش این فرهنگ از مجاری عادی و طبیعی موجب می‌شود که حکومت‌ها از راه جنگ به این مهم مبادرت ورزند.

 

عناصر دیگر این نظریه که وجود آنها برای وقوع جنگ لازم شمرده می‌شود عبارت‌اند از:

. تطبیق انگیزه‌های شخصی (فرهنگی - سیاسی) رهبران با انگیزة ملت در درون واحد سیاسی.

. تطابق انگیزه‌های سطح بین‌المللی با انگیزه‌های ملی (در مورد کشورهایی که به‌عنوان قدرت بین‌المللی شناخته نمی‌شوند).

. اعتماد به موفقیت.

 

دربارة انگیزه‌ها، هم‌گرایی و اشتراک نظر ملت‌ها و رهبران در جهت‌گیری سیاست خارجی، واحد سیاسی نقش اساسی دارد. علاوه بر این منافع، ایجاد انگیزه نیز مهم است.
بر اساس نظریة مزبور، ملت عراق به‌طور بالقوه درصدد گسترش فرهنگ سیاسی خود به بیرون از مرزهای کشور بوده است، اما تعریف غلط رهبران از انگیزه‌ها، این ملت را در مقابل جمهوری اسلامی قرار داد.(7)

 

3. براندازی نظام جمهوری اسلامی و تجزیة ایران

هدف دیگر عراق، آن‌گونه که مقامات رسمی این کشور بیان کرده‌اند، براندازی حکومت و تجزیة خاک جمهوری اسلامی بوده است. صدام حسین در مصاحبة 21 آبان 1359ﻫ.ش./ 12 نوامبر 1980 مندرج در مطبوعات عراق، در مورد هدف‌های کلی عراق اظهار کرد:
ما از تجزیه و انهدام ایران ناراحت نمی‌شویم و با صراحت اعلام می‌داریم در شرایطی که این کشور دشمن ماست، هر فرد عراقی و یا شاید هر فرد عرب مایل به تقسیم ایران و خرابی آن خواهد بود.

 

طارق عزیز، وزیر خارجة عراق، نیز هشت ماه پس از جنگ گفت: «وجود پنج ایران کوچک بهتر از وجودِ یک ایران واحد خواهد بود.» وی اضافه کرد: «ما از شورش ملت‌های ایران پشتیبانی خواهیم کرد و همة سعی خود را متوجه ایران خواهیم کرد.»

 

صدام حسین نیز در فروردین‌ 1360 در مقابل جمعی از نفرات ارتش ملی (جیش الشعبی) عراق که عازم جبهه‌های جنگ بودند، همین هدف را چنین توضیح داد:
ما آماده‌ایم هرگونه کمک من جمله سلاحی که مورد نیاز مردم عرب خوزستان و سایر ملت‌های ایران به‌ویژه کردها، بلوچ‌ها و همة وطن‌پرستان واقعی و شریف می‌باشد، به آنها بدهیم. ما به تمامیت ارضی ایران علاقه‌ای نداریم و این استراتژی ما است که از مدت‌ها پیش اعلام کرده‌ایم.(8)

 

هدف براندازی نظام نیز از جانب مقامات عراقی مورد تأکید قرار گرفت. حدود یک سال پس از جنگ، طاها یاسین رمضان، معاون نخست‌وزیر عراق، دراین‌باره گفت: «این جنگ به خاطر عهدنامة 1975م. و یا چند صد کیلومتر خاک و نصف اروندرود نیست. این جنگ به خاطر سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران است.»(9)

 

این هدف عراق در رسانه‌های غربی نیز درج شد. روزنامة کریستین ساینس مانیتور از قول ادوارد وودلاک، استاد دانشگاه جرج تاون نوشت: «احتمالاً یکی از اهداف عراقی‌ها سرنگونی رژیم [امام] خمینی است.»(10)

 

عراق، کشورهای منطقه و قدرت‌های بزرگ اروپایی، در مورد براندازی نظام جمهوری اسلامی، اشتراک نظر داشتند، اما تغییر رفتار به‌عنوان یک حداقل، مورد توافق تمام قدرت‌های بزرگ بود. ازاین‌رو، امریکا و بلوک غرب همراه با عراق و کشورهای منطقه تصمیم گرفتند بازی جدیدی راه بیندازند که طی آن انقلاب اسلامی را مهار کرده، جمهوری اسلامی را به هم‌گرایی با خانوادة جهانی واداشته یا از طریق براندازی به بحران موجود خاتمه دهند، زیرا ادامة این روند با منافع غرب و امریکا در تضاد بود.

 

با این هدف امریکا با حمایت بلوک غرب علیه انقلاب اسلامی دست به اقدامات گوناگونی زد. این اقدامات در دو سطح ملی و بین‌المللی به اجرا گذاشته شد. در سطح ملی آشوب، اغتشاش و به راه انداختن جنگ داخلی به‌دست بخشی از اقلیت‌های قومی و جریان‌های وابسته به نظام پیشین و فعال شدن گروه‌های چپ‌گرا در صحنه فرهنگی و اجتماعی و مانند آن را می‌توان برشمرد.

 

در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای می‌توان از این اقدامات نام برد: جنگ روانی و تبلیغاتی به‌منظور انزوای سیاسی ایران، قطع ارتباطات دیپلماتیک، مسدود کردن اموال و دارایی‌های ایران، محاصره اقتصادی و حمله نظامی به طبس، در واکنش به تصرف سفارت امریکا به‌دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که عملیات نظامی امریکا در کویر طبس با شکست مواجه شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سنگین‌ترین ضربه به امریکا، گروگان‌گیری دیپلمات‌های این کشور به‌ همت دانشجویان بود.(11)

 

دانشجویان مسلمان مدعی بودند که سفارت امریکا در تهران به‌جای فعالیت دیپلماتیک به امر جاسوسی و براندازی نظام جمهوری اسلامی پرداخته است. این ادعای آنها پس ‌از انتشار اسناد سفارتخانة امریکا مورد توجه جدی قرار گرفت.

 

شکست عملیات طبس، دور جدیدی از اقدامات را در دستور کار بلوک غرب به پیشتازی امریکا قرار داد. روزنامة نیویورک تایمز پنج ماه قبل از آغاز حملة عراق در اردیبهشت 1359/ آوریل 1980 از طرح‌های مرحله به مرحلة دولت امریکا در این خصوص پرده برداشت. این روزنامه نوشت:
دولت امریکا پس از شکست عملیات طبس، امکان اجرای سه طرح نظامی بسیار مهم را بررسی می‌کند. طرح‌های مزبور عبارت‌اند از: پیاده کردن نیروی نظامی در شهرهایی که محل نگهداری گروگان‌های امریکاست، مین‌گذاری در میادین صدور نفت یا بمباران پالایشگاه‌های ایران.

نیویورک تایمز افزود: «واشنگتن امیدوار است که تحریم اقتصادی و سیاسی ایران بتواند در تیرگی روابط ایران و عراق تأثیر بیشتری داشته باشد.

 

عده‌ای معتقد بودند چشم‌انداز جنگ با کشوری نیرومند، شاید ایران را وادار سازد در سیاست خود تجدیدنظر کند.(12) اما قبل از تحمیل جنگ، طرح دیگری باید اجرا می‌شد که در صورت موفقیت به حیات جمهوری اسلامی ایران خاتمه می‌داد و در صورت عدم موفقیت، جنگ آغاز می‌شد. ازاین‌رو، در چهارم تیر 1359 کودتای نوژه با همکاری عناصر داخلی و بین‌المللی به اجرا گذاشته شد، اما این بار نیز بخت با انقلاب بود و امریکا بار دیگر شکست را پذیرا شد.

 

در چنین اوضاعی برژینسکی، مشاور امنیتی کارتر رئیس‌جمهور امریکا، گفت: «استراتژی امریکا در مقابله با انقلاب ایران باید تقویت دولت‌هایی که توان انجام عملیات نظامی علیه رژیم [امام] خمینی را دارا هستند مورد توجه قرار دهد.»(13) متعاقباً، برژینسکی در نیمة تیر 1359 در اردن محرمانه با صدام حسین دیدار کرد.* بنا به اظهارات گری سیک، برژینسکی در دیدار خود با صدام این تلقی عمدی را در وی ایجاد کرد که واشنگتن در مورد تهاجم عراق به ایران به بغداد چراغ سبز نشان داده است.

 

مجلة فیگارو دربارة اهمیت این دیدار نوشت:
جریان جنگ عراق و ایران در واقع از ژوئن (تیرماه) گذشته، زمانی آغاز شد که برژینسکی با سفر به اردن در مرز میان دو کشور اردن و عراق با شخص صدام ملاقات کرد و قول داد که از صدام حسین حمایت کند و این امر را تفهیم کرد که امریکا، با آرزوهای عراق در مورد اروندرود و احتمال برقراری یک جمهوری عربستان در این منطقه مخالفتی نخواهد کرد.(14)

 

در پی این دیدار، کارتر اجازة فروش پنج فروند جت بوئینگ مسافربری را به عراق صادر کرد. وی چند روز پیش از حمله به ایران نیز تحریم فروش موتورهای جنرال الکتریک به بغداد را ملغی کرد. به‌رغم وجود بدبینی‌های چندی بین دو کشور، واشنگتن بغداد را ابزار مهم و شاید تنها کشوری می‌دید که می‌توانست با دشمنش یعنی ایران درگیر شود.(15)

 

صدام حسین نیز که پس از روی کار آمدن، برای نزدیکی به امریکا می‌کوشید و شرایط انقلاب در ایران را با توجه به تعارض آن با منافع امریکا، بهترین فرصت تشیخص داد، برای جلب خشنودی امریکا گام‌های لازم را برداشت: در دی‌ماه 1358 همراه با کشورهای محافظه‌کار عرب، تجاوز شوروی به افغانستان را محکوم کرد و مدتی بعد پیشنهاد منشور ضد شوروی در خاورمیانه را ارائه داد. ژانویة سال بعد، تصرف سفارت امریکا در ایران را محکوم کرد. مهم‌تر از همه رئیس‌جمهور عراق، مناسبات دوستانة خود را با عربستان سعودی تحکیم بخشید و خود را حامی ثبات ریاض در برابر رادیکالیسم اسلامی خواند.

 

در 5 فروردین 1359/ 25 مارس 1980 یک پیمان ضد شوروی بین ریاض و بغداد به امضا رسید. این پیمان در حمایت از یمن شمالی بود که در نظر داشت شورش سوسیالیستی مورد حمایت شوروی و نشئت گرفته از یمن جنوبی را سرکوب کند. هم‌زمان، صدام حسین از جبهة امتناع اعراب که برای مبارزه با کمپ دیوید تشکیل شده بود، کناره‌گیری کرد.(16)

 

علاوه بر این، صدام حسین با درکی که از سیاست امریکا داشت، یک روز پس از اعلام قطع رابطة امریکا با ایران در تاریخ 20/1/1359 ﻫ.ش.، اعلام کرد: «عراق آماده و مجهز است تا برای دفاع از حاکمیت و افتخار خود به جنگ دست بزند.»(17) این هماهنگی میان امریکا و عراق که از هم‌گرایی آنها در مقابله با انقلاب اسلامی ناشی می‌شد، زمینه را برای تجاوز عراق به ایران به‌عنوان اقدام نهایی فراهم ساخت، به‌ویژه که آخرین وضعیت نظامی، اقتصادی و اجتماعی ایران که شامل اطلاعات دقیقی بود، به‌وسیلة امریکا از طریق عربستان در اختیار عراق گذاشته شد و موجب دل‌گرمی و پشت‌گرمی هرچه بیشتر این رژیم گردید. **

 

مجلة ژون آفریک در 9 ژوئن 1982 نوشت:
زمامداران عربستان هنگام استقبال از صدام، درست یک ماه مانده به شروع جنگ، هدیة شاهانه‌ای به وی دادند و آن گزارشی بود تهیه شده از سوی دستگاه‌های سری امریکا که در آن اوضاع اقتصادی، اجتماعی و نظامی ایران تشریح شده بود. حتی بیشتر از این، در این سند واقعیات دقیقی دربارة وضع ارتش ایران، تعداد نفرات آن، مواضع و تجهیزات قابل بهره‌برداری آن و اطلاعات مختلف دیگر که بسیار محرمانه بود به او منعکس کردند. خلاصه آنکه یک نقشة کامل تهاجم تهیه شده بود.(18)

 


پانوشت

* موضوع دیدار برژینسکی و صدام را روزنامه انقلاب اسلامی در تاریخ 17 آذر1359  درج و منتشر نمود. گفته شده در پاییز 1359 طارق عزیز معاون وقت نخست وزیر عراق در سفری که به پاریس داشت، در مصاحبه‌ای با روزنامه "فیگارو"، این موضوع را مطرح کرد که دوماه قبل از شروع جنگ عراق و ایران، یکی از دولتمردان آمریکایی در مرز عراق-اردن با صدام دیدار نموده و در خصوص حمایت آمریکا از تهاجم عراق به ایران وی را مطمئن نموده است. گرچه مستندات دیگری از این دیدار وجود ندارد، اما در بررسی های صورت گرفته مشخص گردید، در تاریخ مزبور مشاور امنیت ملی وقت آمریکا در اردن حضور داشته و سرگرم دیدار رسمی و مذاکره با مقامات اردنی بوده است. نزدیک بودن زمان سفر برژینسکی به اردن با حمله سراسری عراق به ایران در کنارمستندات موجود دیگر در خصوص تحریض صدام به جنگ با ایران توسط آمریکا، سبب می‌شود که نتوان به سادگی از کنار ادعای ملاقات برژِینسکی با صدام گذشت.

** در خصوص کمکهای اطلاعاتی آمریکا به منظور تشویق صدام به حمله به ایران قبلا در تارنمای دفاع مقدس مطلبی تحت عنوان " گزارشی که صدام را ترغیب به حمله نظامی به ایران کرده است " درج و منتشر شده است. یکی از سفرای وقت آمریکا در عربستان با نام "جیمز ای‌ اکینز" چنین اظهار نموده است: در سال 1980 (1359 - 1358) سازمان سیا (CIA) تحقیقاتی درباره متلاشی شدن و درهم فرو ریختن جامعه ایران و نیروهای مسلح ایران پس از انقلاب انجام داد که نسخه‌ای از گزارش آن را در اختیار عربستان سعودی قرار داد و سعودی‌ها ظاهراً آن را به عراق دادند. این اطلاعات سبب شد که صدام‌حسین به تحریکات شدیدی که رژیم جمهوری اسلامی ایران در مرزهای عراق علیه آن کشور انجام می‌داد، پاسخ بدهد و از مرز ایران بگذرد.

 

منابع

1. تحلیلی بر جنگ تحمیلی رژیم عراق علیه ایران، دفتر حقوقی وزارت امور خارجه، بهمن 1361، صص 4-5.

2. رالف کینگ (نشریه آدلفی پیپر، شماره 219، سال 1987)، ترجمه خبرگزاری جمهوری اسلامی، 29 تیر 1366 ﻫ.ش، صص 4-2.

3. پیشین، ص 101.

4. Guardian, 23 october, 1980.

5. ویلیام جی اولسون، جنگ خلیج فارس: صلح در دوران ما، 1985، ترجمة خبرگزاری جمهوری اسلامی، 2/10/64، ص 17.

6. News Week, 7December 1980.

7. محسن رضایی، درس «تجزیه و تحلیل جنگ عراق و ایران» دورة دکتری علوم نظامی، دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران، 31 فروردین 1374 ﻫ.ش..

8. پیشین، صص 102-101.

9. مصاحبة طاها یاسین رمضان با روزنامه الثوره، دی‌ماه 1360 (ژانویه 1982).

10. Christian Sciene Monitor, 26 september 1980.

11. حضرت امام خمینی ضمن آنکه این رویداد را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامیدند، اظهار داشتند: "ابهت امریکا شکسته شد." (نقل به مضمون)

12. منوچهر محمدی و دیگران، جنگ تحمیلی (مجموعه مقالات)، [دکتر منوچهر محمدی، جنگ ایران و عراق: یک بررسی همه‌جانبه]، دانشکدة فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران، تهران 1373، صص 9-8.

13. علی‌اصغر کاظمی، مدیریت بحران‌های بین‌المللی، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، تهران 1367، ص 65.

 14. روزنامه انقلاب اسلامی، 17 آذر 1359 ﻫ.ش. به نقل از فیگارو.

15. The Observer New Service, 11 Apr 1980.

16. New York Times, 19 Jan 1980.

17. خبرگزاری جمهوری اسلامی، 21 فروردین 1359 ﻫ.ش..

18. دفتر سیاسی سپاه پاسداران، گذری بر دو سال جنگ (بی‌جا)، 1361، ص 183.

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
یادداشت

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



08 تير

روزشمار اسناد سازمان ملل



08 تير

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران