مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

سردار امین شریعتی: بر خلاف گفته برخی از افراد، اسکله چهارچراغ در شب اول عملیات سقوط کرد

چاپلینک ثابت

سردار امین شریعتی (فرمانده لشکر در عملیات والفجر8) با یادآوری از شهید صباغیان به عنوان راوی لشگر 31 عاشورا گفت: شهید صباغیان در هر شرایطی همراه ما بود و هر سختی به ثبت و ضبط اوضاع و عملکرد لشکر می پرداخت.

 

سردار شریعتی، لشکر عاشورا را نسبت به لشکرهای دیگر در عملیات والفجر8 متفاوت دانست و گفت: بخش عمده ای از فرماندهان این لشکر از جمله آقامهدی باکری و جمعی از فرمانده گردان‌ها و گروهان‌ها در خیبر و بدر به شهادت رسیده بودند.

 

وی در رابطه با نحوه شهادت شهید باکری یادآور شد: در عملیات بدر در کنار آقامهدی بودم. می‌خواستیم از روی پلی به آن سوی دجله برویم که خمپاره‌ای به کنارم اصابت کرد و مجروح شدم. من را به عقب بردند. 24 ساعت بعد وقتی به خط برگشتم خبر دادند آقا مهدی باکری به شهادت رسیده است.

 

وی با یادآوری از شهید صباغیان به عنوان راوی دفتر سیاسی در تیپ عاشورا گفت: شهید صباغیان در هر شرایطی همراه ما بود و هر سختی به ثبت و ضبط اوضاع و عملکرد لشکر می پرداخت. این شهید بزرگوار در عملیات بیت المقدس در کنار خود من به شهادت رسید.

 

سردار شریعتی، افزود: تا عملیات بیت المقدس من فرماندهی تیپ عاشورا را بر عهده داشتم و پس از این عملیات فرماندهی را به آقا مهدی (باکری) دادم و ایشان در عملیات بدر در غرب دجله به شهادت رسیدند.

 

وی در رابطه با چگونگی بازگشت خود به لشکر 31 عاشورا اظهار داشت: پس از شهادت آقامهدی، محسن رضایی من را خواست و گفت بچه های لشکر آمده اند و درخواست کرده اند که شما به لشکر عاشورا بروید.برایم خیلی سخت بود که جای باکری باشم. حتی زمانی که این مسئله را رد کردم و صبح زود می خواستم از دژبانی بیرون بروم، اجازه خروج ندادند و من را ممنوع الخروج کرده بودند.

 

وی با اشاره به شهید مهدی باکری گفت: در رابطه با شهید باکری صحبت های زیادی شده است ولی شخصیت واقعی این شهید بزرگوار را باید از کسانی که در ارتباط نزدیک با ایشان بوده اند، بپرسید. شهید باکری دکتر، مهندس، عارف و... بود و فقط در لشکر 31 عاشورا می توان در رابطه به مدیریت همه جانبه وی پی برد.

 

جایگزین شدن به جای شهید مهدی باکری سخت تر از فرماندهی بود

فرمانده لشکر 31 عاشورا در عملیات والفجر8، به دوران فرماندهی خود پس از شهادت شهید باکری اشاره کرد و یادآور شد: جایگزین شدن من به جای شهید مهدی باکری خیلی سخت تر از فرماندهی لشکر بود و این در حالی بود که کسی باور نمی کرد که برای این فرمانده جایگزینی وجود داشته باشد.

 

سردار شریعتی با بیان اینکه در اردیبهشت سال 64 فرماندهی این لشکر را برعهده گرفتم، خاطرنشان کرد: در این عملیات نکات بسیار مهمی وجود دارد. چگونگی آماده سازی لشکر و بازسازی آن از نکاتی بود که در ابتدای جایگزین شدنم مورد بررسی قرار دادم. تمام کادرهای اصلی لشکر شهید شده بودند و آماده سازی  لشکر برای رزم خیلی سخت بود.

 

وی افزود: از یک طرف در لشکر، مجموعه لشکر با من آشنایی نداشتند و از طرف دیگر بنده به عنوان فرمانده لشکر واحدها را نمی شناختم و افرادی هم که قبلا با من کار کرده بودند شهید شده بودند. بنابراین به دنبال ماموریتی برای لشکر بودم تا آن را ارزیابی کنم و شناساندن ما از همدیگر بهتر شود. برای این منظور به منطقه هور العظیم رفتیم و در کنار آن در سد دز یک مرکز آموزشی ایجاد کردیم و کادرهای لشکر را آموزش دادیم و این امر سبب بازسازی لشکر و سازماندهی مجدد آن شد.

 

وی ادامه داد: نکته‌ای برای من در آن مقطع زمانی بسیار مهم و باارزش بود زیرا همه به مهدی باکری آقا مهدی می‌گفتند و بعد از اینکه رزمنده‌ها به من اعتماد کردند بنده را امین آقا نامیدند. زمانی که در اواخر جنگ مقام معظم رهبری که در آن وقت رئیس جمهور بودند و برای سرکشی به لشکر عاشورا آمدند، این موضوع را از ایشان جویا شدم، ایشان فرمودند: این هدیه‌ای از جانب شهدای لشکر است که نصیب شما شده است.

 

سردار شریعتی با ذکر اینکه در عین برنامه ریزی در هور اما هدف اصلی ما این موضوع نبود، ادامه داد: به دنبال عملیات در هور نبودم و هدف اصلی این بود که بچه ها را تا پای کار ببرم و حتی با دوستان به شناسایی رفتیم و با تیم اطلاعات، گردان ها و مسئول محور به شناسایی رفتیم.کاری کرد بودم که همه فکر می کردند صد در صد در آنجا عملیات است. این امر سبب شد تا بر روی لشکر مسلط شوم.

 

وی گفت: در آن زمان سه استان آذربایجان غربی و شرقی و زنجان لشکر عاشورا را پشتیبانی می کردند و ما علاوه بر سازماندهی در لشکر باید در استان ها هم سازماندهی می کردیم و این امر محقق شد.

 

وی با بیان اینکه به طور مستقیم در سازماندهی لشکر دخالت می کرده است، افزود: من تا رده دسته در لشکر دخالت می کردم و به این گونه نبود که فرمانده گردان خودش نیروهایش را انتخاب کند. همچنین در کنار خودم مسئولی را به عنوان مسئول سازماندهی کادرها. یعنی از فرماندهی دسته تا گردان و محور و  مسئولین واحدها بر عهده او بود تا برای من کادرسازی کند. و خودم بر تک تک آنها نظر می دادم.

 

فرمانده لشکر 31 عاشورا در دوران دفاع مقدس با اشاره به ابلاغ عملیات والفجر 8 به لشکر عاشورا عنوان کرد: ما برای شروع عملیات یک گردان در منطقه خسروآباد مستقر کردیم و هدف اصلی آنها بررسی منطقه و شرایط آنجا بود، از همین‌رو هرچه به عملیات نزدیک‌تر می‌شدیم آن منطقه را به اطلاعات عملیات لشکر سپردیم تا تمام شرایط را به صورت کاملا جزئی بررسی کنند، شناسایی وضعیت اروندرود و نهرها و همچنین آماده سازی زمین از جمله کارهای آنها بود.

 

وی در رابطه با نقش حفاظت اطلاعات در عملیات والفجر 8 گفت: در کل تاریخ جنگ در عملیات والفجر 8 حفاظت اطلاعات سپاه به نحو احسن وظیفه خود را انجام داد. هماهنگی با فرماندهان و همه عوامل از ویژگی های آنها بود.

 

کسی اجازه خروج از منطقه را نداشت

سردار شریعتی با بیان اینکه اصلا اجازه خروج در آن منطقه را به کسی نمی‌دادند تا اطلاعاتی لو نرود، اظهار داشت: زمانی که به اتفاق احمد کاظمی در مرکز پشتیبانی جنوب جلسه مشورتی با "محسن رضایی" داشتیم در رابطه با منطقه عملیاتی والفجر 8 گفتگو کردیم که توافق کردیم منطقه فاو، منطقه عملیات و عملیات فریب منطقه هورالعظیم باشد.

 

وی فریب عملیات والفجر 8 را از نکات مهم این عملیات برشمرد و افزود: با اینکه قرار بود عملیات در فاو صورت گیرد اما به نحوی در لشکر برخورد می کردیم که همه فکر می کردند قرار است عملیات در منطقه هورالعظیم انجام شود. حتی برخی از ادوات جنگی مورد نیاز خود را برای فریب به این منطقه می فرستادیم.

 

وی ادامه داد: در سازمان رزم لشکر در حدود 12 گردان پیاده برای عملیات والفجر 8 سازماندهی کردیم و در گردان های پشتیبانی نیز، 12 گردان توپخانه سازماندهی شد.

 

فرمانده لشکر 31 عاشورا در عملیات والفجر 8 در رابطه با توپخانه، پیشنهاد شهید شفیع زاده در رابطه با تمرکز آتش در طول عملیات را یک پیشنهاد موثر و مهم معرفی کرد و گفت: شهید شفیع زاده نزد من آمد و گفت بچه های شما بر تطبیق و طرح ریزی مسلط هستند و ما می خواهیم قرارگاه کربلای 1، 2 و 3 را سازماندهی کنیم و بهتر است تمرکز آتش داشته باشیم؛ من نیز با این پیشنهاد موافق بودم. توپخانه لشکر عاشورا دو گردان بود و 10 گردان نیز تحت ماموریتش قرار دادند و قرارگاه کربلای 2 شد.

 

وی در رابطه با استعداد لشکر برای انجام عملیات عنوان کرد: چهار گردان ادوات، یک گردان زرهی، در حدود دو الی سه هزار نفر جمعیت تدارکات، چهار گروهان در مهندسی، یک گردان یگان دریایی که در حدود 350 فروند قایق در اختیار داشتند؛ یک گردان پدافند هوایی، یک گردان بهداری و یک گردان تخریب، استعداد لشکر بود که برای  عملیات آماده شدیم.

 

اسکله چهارچراغ؛ یک منطقه استراتژیک برای عراقی ها بود

سردار شریعتی با اشاره به اسکله چهارچراغ با عنوان یکی از مهمترین مناطق در عملیات والفجر8، تصریح کرد: در منطقه فاو یکی از مهمترین مناطق اسکله چهارچراغ بود که عراقی ها آن را در داخل رودخانه احداث کرده بودند و دلیل آن هم این بود که آبخور اروند در این منطقه کم بود، این اسکله را جلوتر از ساحل ساخته بودند تا کشتی های با تناژ بالا در آنجا پهلوگیری کنند و بار خودشان را تخلیه کنند.

 

وی افزود: اسکله ای که از ساحل جلوتر آمده بود و سنگرهای زیادی بر روی آن ساخته شده بود، با تمام تجهیزاتی که برروی آن نصب شده بود و نیروهای زیادی را در آن مستقر کرده بودند، اگر سقوط نمی کرد، لشکرهای 25 کربلا و نصر نمی توانستند در این رودخانه تردد کنند. بعد از تصرف این اسکله متوجه استحکامات این اسکله شدبم.

 

وی با انتقاد از این که در بخی از محافل به اشتباه مطرح می کنند که لشکر عاشورا در این منطقه دچار مشکل شده بود، تاکید کرد: در محدوده ما دو کشتی وجود داشت و در آنها عراقی ها کمین کرده بودند و اگر این مواضع سقوط نمی کرد قطعا در دو جناح راست و چپ برای تردد نیروهای خودی و حتی نیروهای دیگر دچار مشکل می شدیم. و این در حالی است که اسکله در همان شب اول سقوط کرد.

حرکت قایقها به سمت اسکله چهار چراغ

حرکت قایقها به سمت اسکله چهارچراغ

فرمانده لشکر عاشورا در عملیات والفجر 8 در رابطه با نحوه عملکرد نیروها در اجرای عملیات، توضیح داد: بعد از مرحله خط شکنی، کل لشکر را به دو تیپ واگذار کردم، یک تیپ در سمت راست با مسئولیت علاء الدین نورمحمدزاده بود و تیپ سمت چپ را سردار عراقی برعهده داشت. تمام گردان ها را در این دو تیپ سازماندهی کردم. در سمت راست گردان علی اصغر به عنوان خط شکن حضور داشتند و سپس گردان  امام حسین و حبیب ابن مظاهر بودند.

 

وی به اهداف عملیات والفجر 8 اشاره کرد و افزود: در موج اول برنامه ما این بود که هم در سمت راست و هم در سمت چپ، گردان های خط شکن خط را باز کنند و در موج بعدی گردان ها ادامه دهند و با استعداد سه گردان، هم خط را بشکنیم و هم به جاده فاو- البحار برسیم.

 

سردار شریعتی یادآور شد: در طول عملیات لشکر عاشورا  که از 20 /11 /64 تا 20 /1 /65 طول کشید،سه مرحله داشتیم: مرحله اول خط شکنی تا رسیدن به جاده فاو – البحار و  مرحله دوم رسیدن به جاده فاو – بصره و مرحله سوم رسیدن به کارخانه نمک بود. تقریبا مرحله سوم مرحله تثبیت خط در منطقه کارخانه نمک بود.

 

فرمانده لشکر عاشورا در عملیات والفجر 8 در بخش جمع بندی همایش بررسی نقش لشکر31 عاشورا در عملیات والفجر 8 بیان کرد: آن چیزی که امروز توسط فرماندهان این لشکر ارائه می‌شود، به این معنا نیست که دیگران نقشی نداشته‌اند. برخی از فرماندهان امکان حضور در این مراسم را نداشتند، به طور مثال سردار جمشید نظمی در بیمارستان بستری بودند  و نتوانست در جمع ما باشد.

 

وی افزود: هر رده باید در رابطه با نقش خود در عملیات‌ها به طور مفصل مطالب را بیان کنند و این جلسه شروعی برای این کار خواهد بود. سردار حبیب‌الهی مسول مرکز ثبت و اسناد لشکر هستند، بهتر است رزمنده‌ها و فرمانده‌ها با ایشان در ارتباط باشند و ما گاهی اوقات جلسات و گردهمایی‌هایی نیز در تبریز و تهران برگزار خواهیم کرد.

 

سردار شریعتی با اشاره به نقش دانشجویان در عملیات والفجر 8 گفت: عملیات والفجر 8 از جمله عملیات هایی بود که لشکر عاشورا از قشر عظیمی از دانشجویان تحصیل کرده کشور در عصه های تخصصی استفاده کرد.

 

وی در ادامه گفت: با ارتباطاتی که در آن دوران با وزارت علوم  داشتم، مرکز پشتیبانی برای اعزام دانشجویان به جبهه داشت و ما تقریبا بیشترین لشکری بوذدیم که به طور مداوم دانشجو به لشکر ما اعزام می شد و تاکید ما نیز بر این موضوع بود.

 

وی یادآور شد: مثلا برادر حاجی داداشی فرمانده توپخانه لشکر قریب به 600 نفر دانشجو در زیر دستش بود و عمدتا دانشجویان در دسته هایی بودند که به ریاضیات و تخصص های خاصی نیاز بود از دانشجویان استفاده می کردیم.

 

وی با اشاره به نقش مردم استان‌های آذربایجان شرقی و غربی و زنجان در پشتیبانی از لشکر عاشورا، اظهار داشت: غواصی در هوای سرد بسیار سخت بود. سرمای خوزستان سرد و خشک بود. من با استان تماس می‌گرفتم و می‌خواستم تا برای رزمنده‌ها عسل بیاورند. آنان بهترین عسل را می‌فرستادند و هر رزمنده‌ای که برای غواصی می‌رفت، عسل می‌خورد تا بدنش گرم باشد.

 

سردار شریعتی گفت: نیروها در شرایط سختی که در اردوگاه شهید اشتری بود، آموزش‌ها را سپری می‌کردند و به یاد ندارم کسی مریض شده و از لشکر رفته باشد.

 

وی در رابطه با نظارت بر نیروهای لشکر گفت: ما در تمام احوال و شرایط نیروها نظارت داشتیم  و حتی اگر فرمانده گروهان و گردانی که سیگاری بود را عزل می کردم  و این از برکات جنگ بود.

 

وی به نقش عرفان و معنویت در عملیات‌ والفجر 8، اشاره کرد و گفت: قبل از عملیات والفجر 8 و بعد از شهادت مهدی باکری، برخی از فرماندهان سپاه و مسئولان کشور تردید داشتند که آیا نیروها می توانند از اروند عبور کنند. مقایسه برخی از ارتشی‌ها نیز مطرح می‌کردند که در طول تاریخ تنها عده‌ای از کانال سوئزعبور کردند که موفقیت چندانی نیز نداشتند.

 

شریعتی در ادامه به جلسه‌ی فرماندهان با مسئولان کشور اشاره کرد و گفت: مسئولان از فرماندهان لشکرها پرسیدند که چگونه می‌خواهید از اروند عبور کنید. من گفتم وقتی پیش شما هستم تردید دارم، اما وقتی به منطقه می روم، مطمئن می‌شوم که می‌توان از این رود گذشت.

 

فرمانده لشکر 31 عاشورا در دوران دفاع مقدس با اشاره به شهید حاج حسینلو از مشاوران لشکر، اظهار داشت: این شهید از مشاوران لشکر و پسرش عضو گردان حضرت علی اکبر بود. بعد از اینکه او در مرحله‌ی اول عملیات به شهادت رسید، فرزندش را به عقب فرستادیم تا در مراسم پدرش شرکت کند و مادرش داغ دیگری نبیند. اما بعد از چند روز دیدیم پسر با نامه‌ای از مادرش به لشکر برگشته است. در نامه مادرش نوشته بود: من به عنوان مادر این فکر اجازه می دهم که پسرم در عملیات شرکت کند. پسر نیز در مرحله‌ی دوم عملیات والفجر 8 به شهادت رسید.

 

وی این عملیات را از جهت روحیه عرفانی و معنویت و اعتماد به نفسی که ایجاد شده بود مهم برشمرد و گفت: هر زمانی که می خواستم برای جلسه به اهواز بروم در من تردید ایجاد می شد و به اردوگاه شهید اشتری یا نزد نیروهای اطلاعات می رفتم و با نظارت بر تمام کارها، قوت قلب می گرفتم. اعتماد به نفس نیروها به خاطر معنویت آنان بود.

 

نقش موثر جهادسازندگی و هوانیروز در عملیات والفجر8

وی در خاتمه از نقش جهادسازندگی و تلاش آنان و پشتیبانی هوانیروز قدردانی کرد و افزود: این عملیات صد درصد بر عهده سپاه پاسداران بود و بقیه سازمان ها و یگان های نظامی تحت امر سپاه و یا در کنترل عملیاتی سپاه بودند و در این عملیات نقش جهاد سازندگی و هوانیروز ارتش خیلی موثر بود.

دسته بندی اخبار: 
اخبار- مرکز
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید