مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

شرح اقدامات سپاه برای ادامه جنگ و بیرون‌راندن دشمن

چاپلینک ثابت
حسین عسگری

 

فرماندهان سپاه پس از عملیات ثامن‌الائمه(ع) دو اقدام اساسی را در دستور کار قرار دادند: نخستین اقدام، به راهبرد نظامی ایران در جنگ و دومین اقدام، به سازماندهی نیروهای سپاه برای ادامه جنگ مربوط می‌شد.

 

حسن باقری، یکی از فرماندهان عملیاتی سپاه در جلسه ستاد عملیات جنوب، دراین‌باره اعلام کرد که راهبرد جنگ باید تغییر کند و سپاه باید به‌طورکلی تغییر سازمان بدهد و به‌سوی تشکیل تیپ و گردان برود.

 

پیروزی در عملیات ثامن‌الائمه(ع) که مبدأ تحول در جنگ ایران و عراق بود، زمینه تبیین راهبرد و تحول در سازمان رزم جنگ و سپاه را فراهم کرد. امام(ره) در پاسخ به تلگرام فرماندهان نظامی درباره پیروزی در عملیات ثامن‌الائمه(ع)، پیامی صادر کردند که راهبرد و خط مشی نیروهای مسلح را در ادامه جنگ و در آستانه عملیات طریق‌القدس مشخص کرد. ایشان در این پیام اظهار امیدواری کردند: «آخرین‏ پیروزمندی را که بیرون‌راندن نیروهای متجاوز کافر از سرزمین‌های میهنمان است، ملت شریف به‌زودی مشاهده کند.»(1)

 

پس از تبیین راهبرد نظامی کشور در جنگ با هدف آزادسازی مناطق اشغالی، سپاه پاسداران تلاش‌های جدیدی را برای توسعه سازمان رزم بدین‌ترتیب انجام داد. «پس از شکستن حصر آبادان جلسه مهمی در گلف برقرار شد که فرماندهان رده‌بالای سپاه در آن حاضر بودند. حسن باقری در آن جلسه گفت: استراتژی جنگ ما باید تغییر کند. از این به بعد، جنگ، زمان‌بر و فرسایشی خواهد شد و سپاه باید به‌طورکلی تغییر سازمان بدهد و به‌سوی تشکیل تیپ و گردان برود.

 

احمد کاظمی و مرتضی قربانی به‌شوخی به باقری گفتند: سپاه کجا و تشکیل تیپ کجا؟! اما حسن باقری با جدیت گفت: باتوجه‌به وضعیت جنگ و طولانی‌شدن آن، سپاه نیاز به سازماندهی نوین دارد و باید از قالب محوری عمل‌کردن، به تیپ و گردان تغییر سازمان بدهیم.(2)

 

غلامعلی رشید دراین‌باره می‌گوید: «بعد از عملیات ثامن‌الائمه(ع)، کلاهدوز شهید شد. آقا رحیم رفت تهران که مسئول طرح و عملیات سپاه بشود، من هم به‌حکم فرمانده کل سپاه مسئول عملیات جنوب شدم... یادم هست که با شهید حسن باقری نشسته بودیم، به فکر تشکیل تیپ افتادیم و اینکه بعد از این، برای انجام عملیات بعدی (طریق‌القدس) ما نیروی زیادی نیاز داریم و باید تیپ درست کنیم.(3)

 

به‌دلیل پیروی سپاه از اصل دوبرابرشدن نیروهای عمل‌کننده در هر عملیات نسبت به عملیات قبلی، سازمان مناسبی برای سپاه در عملیات بعدی (طریق‌القدس) طرح‌ریزی شد. در عملیات ثامن‌الائمه(ع) (شکستن حصر آبادان) نیروهای سپاه با سازمان گردان و در چارچوب محور وارد عمل شدند و مفهوم تیپ پس از این عملیات شکل گرفت.

 

غلامعلی رشید درباره تشکیل تیپ‌ها و نام‌گذاری آنها می‌گوید: «من یادم هست بعد از ثامن‌الائمه(ع)، رفتم پیش آقا محسن و یک سری زدم تهران، خب خیلی خوشحال شده بود که یک عملیاتی (ثامن‌الائمه(ع)) پیروز شده بود. گفت از این کارها می‌توانیم انجام بدهیم؟ گفتم آره، اگر شما قول بدهید هر سه ‌ماه یا چهار ماه به ما 15 هزار، 16 هزار یا 10 هزار بسیجی بدهید ـ البته این تعداد خیلی زیاد بود ـ و ما بتوانیم 20 گردان یا 30 گردان آماده کنیم، می‌توانیم از این عملیات‌ها انجام دهیم.

 

آقا محسن گفت: اگر ما به شما نیرو بدهیم، می‌توانید عملیات انجام دهید؟ گفتم: آره، ما این توانایی را داریم که بعد از شکستن حصر آبادان، بزرگ‌تر از آن را عمل کنیم. ... ما احساس می‌کردیم بعد از عملیات ثامن‌الائمه(ع) می‌شود روی یگان‌های سپاه یک اسمی به نام تیپ گذاشت. من یادم هست خود شهید احمد کاظمی می‌گفت: "من هنوز حکم تو را دارم که به من گفتی فرمانده تیپ8 نجف." علاقه‌اش را از خودش پرسیدم، گفت: "من نجف‌آبادی هستم، ما بشویم 8 نجف." گفتم بابا نجف‌آباد که نمی‌شود. نجف اشرف باز یک چیزی. یعنی این اسامی هم عشق و علاقه خودشان بود. مثلاً لشکر14 امام حسین. منتها من و شهید باقری اصرار داشتیم عدد انتخاب کنیم، یعنی یک صبغه نظامی به آن بدهیم. بعد برای طریق‌القدس که می‌خواستیم آماده شویم به‌طور طبیعی به مرتضی قربانی گفتم 25 کربلا، یک تیپ دیگر را گفتیم 14 امام حسین(ع)، یک تیپی را گفتیم امام سجاد، مثلاً بچه‌های عزیز جعفری در محور سوسنگرد، که بچه‌های تبریز بودند، گفتیم بشود 31 عاشورا. اینجا (قبل از طریق‌القدس) محورها شدند تیپ.»(4)

 

علی فضلی درباره تشکیل تیپ‌های سپاه می‌گوید: «یکی دو ماه قبل از عملیات طریق‌القدس، زمان تشکیل تیپ‌های سپاه بود. تازه اولین باری بود که سپاه تیپ‌هایش را تشکیل می‌داد و سازماندهی می‌کرد. من مأمور تشکیل تیپ احتیاط محمد رسول‌الله(ص) شدم تا آنها را برای شرکت در عملیات آماده سازم. تیپ‌های کربلا، امام حسین(ع) و عاشورا تیپ‌های عمل‌کننده بودند و چون نیروهایشان کم بودند، گردان‌های ما به تیپ عاشورا مأمور شدند و من هم به‌عنوان جانشین فرمانده به کمک برادر جعفری، فرمانده وقت آن تیپ، رفتم.(5)

 

بدین‌ترتیب پس از عملیات ثامن‌الائمه(ع) و قبل از عملیات طریق‌القدس، گسترش سازمان رزم سپاه و ارتقای آن از گردان به تیپ، بر توان نظامی ایران افزود و این امر نقش مؤثری در طرح‌ریزی سلسله عملیات‌های کربلا داشت که درجهت راهبرد آزادسازی مناطق اشغالی درحال طرح‌ریزی بود. محسن رضایی دراین‌باره می‌گوید: «دو کار اساسی انجام شد. یکی در عملیات و یکی در سازماندهی. در عملیات طرح‌ریزی سلسله‌وار صورت گرفت؛ یعنی درحقیقت استراتژی نظامی شکل گرفت. دوم در سازماندهی. سپاه رفت به‌دنبال اینکه یک سازمان رزم برای خودش فراهم کند. این دو از اولین تحولات پس از عملیات ثامن‌الائمه(ع) است.»(6)

 

غلامعلی رشید معتقد است: «نظریات سپاه جاافتاده‌تر بود، شهید صیاد شیرازی هم تجربه جنگ در جنوب را نداشت و از جنگ نامنظم [کردستان] و تجربه جنگ با ضدانقلاب آمده بود. حرف‌های ما را قبول داشت. اولین کار ما بعد از ثامن‌الائمه(ع) همین طریق‌القدس بود. شهید صیاد شیرازی کاملاً پذیرفته بود. اصلاً هیچ تردیدی نداشت. شهید صیاد و آقا محسن گفتند طرح‌های متعددی تهیه کردیم. همین طرح‌های کربلاهای 1، 2، 3 و 4. اینها در ذهن ما بود. اولی طریق‌القدس بود، دومی‌اش هم معلوم بود که فتح‌المبین و سومی‌اش بیت‌المقدس (خرمشهر) بود.

 

دیگه چهارم و پنجم و ششم در ذهنشان بود. مثلاً در جنوب دو سه تا عملیات بزرگ داریم. دو سه عملیات بزرگ هم در غرب داریم. این اعداد کربلای 1 تا 12 این‌جوری در ذهن ما ایجاد شده بود. مثلاً این 12 طرح منجر بشود به بازپس‌گیری سرزمین‌های اشغالی و شکست صدام. یک طرح ایدئال این‌جوری؛ یعنی با یک چشم‌اندازی به این 12 طرح نگاه می‌کردیم که مثلاً در طرح دوازدهم دیگر کار صدام و جنگ تمام شود، ولی حالا یازدهم کو؟ دوازدهم کو؟ هنوز معلوم نبود. ... مثلاً طریق‌القدس، کربلای1؛ فتح‌المبین، کربلای2؛ و بیت‌المقدس کربلای3 بود. چند عملیات هم در غرب تو ذهنشان بود. مثل عملیات مطلع‌الفجری که رفتند دنبالش، یعنی درست هم‌زمان با طریق‌القدس، شهید صیاد و آقا محسن رفتند غرب که این عملیات را انجام دهند.»(7)


قرارگاه مرکزی کربلا- سال 1361- اتاق جنگ (گلف)، از راست به چپ ناشناس، حجت‌الاسلام بشردوست،  محسن رضایی،  رحیم صفوی،

 

محسن رضایی درباره طرح‌ریزی عملیات‌های دوازده‌گانه کربلا می‌گوید: «جلسه‌ای در پایگاه منتظران شهادت (گلف) گذاشته شد و با برادران صحبت کردیم که این‌طور درست نیست که ما می‌آییم برای یک عملیات اینجا می‌نشینیم، ما باید یک سلسله‌عملیات را طرح‌ریزی کنیم. ... دو اصل برای طرح‌ریزی در مرحله جدید در نظر گرفته شد؛ اول اینکه، عملیات‌ها مسلسل‌وار و پشت‌سرهم انجام شود و وقفه آن کوتاه باشد و دوم، در هر عملیاتی که صورت می‌گیرد 2 تا 3 برابر عملیات قبلی توان رزمی وارد صحنه شود.»(8)

 

محسن رضایی درباره نتایج این جلسات می‌گوید: «بعد از عملیات ثامن‌الائمه(ع) ما وارد دوران جدید و یک استراتژی جدید شدیم که قرار شد در این مرحله 12 عملیات شامل کربلای 1 تا 12 طرح‌ریزی شود. این 12 عملیات، اولین عملیات‌های منظمی بودند که از یک جایی شروع می‌شد و به یک جایی ختم می‌شد و پشت‌سرهم انجام می‌گرفت. مشخص بود هر عملیات کجا صورت می‌گیرد، حتی اسم‌گذاری هم شده بود.»(9)

با چنین دیدگاهی سپاه و ارتش وارد طراحی عملیات طریق‌القدس شدند.

 

 

منبع:

1- صحیفه امام، جلد 15، ص255.

2- سیدقاسم یاحسینی، سرباز سال‌های ابری (خاطرات عبدالحسین بنادری)، تهران: انتشارات فاتحان، 1389، ص252.

3- غلامعلی رشید، "شرایط و ضرورت‌های تولد، رشد، تثبیت و گسترش سپاه در جنگ"، مجله سیاست دفاعی، پژوهشکده علوم دفاعی دانشگاه امام حسین(ع)، شماره 19، تابستان 1376، ص14.

4- مصاحبه راویان مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ آقایان: علی لطف‌الله‌زادگان و یدالله ایزدی با غلامعلی رشید، صص 7 و 8.

5- مؤسسه نشر آثار امام خمینی، امام و دفاع مقدس، خاطراتی از رزمندگان و فرماندهان سپاه اسلام، خاطرات علی فضلی، تهران، 1377، ص114.

6- محسن رضایی، "درس‌های تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق"، دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه، دوره عالی جنگ، 1374/4/19، به نقل از کتاب جنگ، بازیابی ثبات، تهران: 1378، ص169.

7- مصاحبه لطف‌الله‌زادگان و ایزدی با غلامعلی رشید، صص 4 و 5.

8- محسن رضایی، "درس‌های تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق"، دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه، دوره عالی جنگ، 1375/7/12، به نقل از کتاب جنگ، بازیابی ثبات، تهران: 1378.

9-  سخنرانی محسن رضایی درباره استراتژی نظامی دفاع مقدس، 1360/7/7، به نقل از کتاب جنگ، بازیابی ثبات، تهران: 1378، ص172.

 

عکس‌های مرتبط: 

دیدگاه جدیدی بگذارید