مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 27 شهریور؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

شرح عملیات کربلای 8

چاپلینک ثابت

شرح عملیات

 

با توجه به فاصله متفاوت دو محور با خط دشمن و طبعاً تفاوت زمان لازم برای رسیدن نیروها به خط دشمن، ساعت 2:15 بامداد روز 1366/1/18  به عنوان زمان مشترک حمله در هر دو محور انتخاب شد. قبل از آغاز تک بنا بر شواهد موجود و اطلاعات دریافتی از واحد شنود، پیش‌بینی می‌شد که احتمال غافل‌گیری دشمن در محور شمال بیش‌تر از محور قرارگاه کربلا خواهد بود، خصوصاً این‌که شب عملیات واحد شنود اطلاع داد، ارتش عراق در مقابل آب‌گرفتگی بوبیان مانند شب‌های گذشته اقدامات عادی خود، از جمله کار مهندسی را ادامه می‌دهد. این امر بر اطمینان قرارگاه قدس و یگان‌های تابعه در مورد غافل‌گیری دشمن افزود. همچنین تلاش گردید در هر دو محور به طور همزمان درگیری با دشمن آغاز شود، لیکن به علت مشکلات موجود چنین امری حاصل نشد.

 

محور شمال بوبیان

در ساعت 2:35 بامداد تیپ امام رضا(ع) و ساعت 2:40 بامداد تیپ الغدیر با عراقی‌ها درگیر شدند. در این محور برخلاف تصورات قبلی، دشمن هوشیار بود. مقاومت نیروهای عراقی در همان آغاز درگیری و اقدام آنان به پاشیدن مین در محورهای مواصلاتی و پاتک‌های پی‌درپی، همگی حاکی از آمادگی قبلی دشمن برای مقابله با حمله قوای خودی بود. به رغم مقابله دشمن پس از آغاز درگیری، نیروهای خودی تا ساعت 8 صبح به درگیری با دشمن ادامه دادند لیکن پس از آن با توجه به حجم سنگین آتش دشمن، تأمین و تثبیت منطقه تصرف شده میسر نگردید.

 

محور غرب کانال ماهی

 

شب و روز اول

مرحله اول عملیات در محور غرب کانال ماهی، ساعت 2:15 بامداد روز 1366/1/18 توسط لشکرهای 33 المهدی، 25کربلا، 19فجر، 10 سیدالشهدا و 31 عاشورا ـ که به ترتیب از چپ به راست مأموریت تصرف و تأمین هدف (خط 1000) را به عهده داشتندـ  به شرح زیرآغاز شد:

لشکر33 که اندکی دیر وارد عمل شده‌بود، بر اثر مقاومت و آتش دشمن موفق به بازکردن معابر مربوطه نشد و صبح هنگام شهیدان و مجروحان خود را تخلیه کرد و به عقب آمد.

 

لشکر25 از سمت راست با لشکر19 الحاق کرد و از چپ خود را تا خط حد لشکر33 گسترش داد و عملاً حفظ جناح چپ را نیز (در غیاب لشکر33) به عهده گرفت. در اوائل صبح نیروهای در خط این لشکر بیش‌تر از 50 تن نبودند، از این‌رو یک گروهان برای تقویت آنها فرستاده شد که نیمی از آنها قبل از رسیدن به خط، شهید و زخمی شدند. از ساعت 10:30 صبح پاتک عراق از این جناح شروع شد و بعد از ظهر شدت بیش‌تری یافت که نهایتاً در ساعت 14 باقی‌مانده نیروهای این لشکر را به عقب راند و به این ترتیب جناح چپ این محور اوضاع وخیم‌تری پیدا کرد. این در وضعیتی بود که آتش سنگین دشمن اجازه تقویت خط با نیروهای کمکی را نمی‌داد و از نیروهای در خط نیز مقاومتی بیش‌تر از آنچه صورت گرفت، متصور نبود.

 

لشکر19 تا ساعت 5 صبح با جناحین خود الحاق کرد و تا ساعت 7 صبح موفق شد خط را کاملاً پاک‌سازی و تثبیت کند. بعد از تشدید فشار عراقی‌ها از ساعت 13 بر لشکر25 و نهایتاً عقب‌نشینی آن، لشکر19 جناح‌دار شد و از این پس فشارهای دشمن در جناح چپ مستقیماً متوجه این لشکر بود. دشمن در فشارهای اولیه توانست با نفربرهای خود به مواضع لشکر19 وارد شود، اما به دلیل حضور نیروها روی خاکریز میثم* دو دستگاه نفربر دشمن به غنیمت گرفته شد و نفرات آن تسلیم شدند. به تدریج فشارها کم شد و تا غروب وضعیت به همین صورت باقی ماند.

 

حرکت لشکر10 در ابتدای کار، به دلیل مشترک بودن معابر، با کندی آغاز شد طوری که این لشکر با چند ساعت تأخیر کار اصلی را شروع کرد، اما در ادامه سرعت زیادی یافت و در مأموریت خویش نسبتاً موفق شد، ولی در نهایت بخشی از اهداف این لشکر تأمین نشد، به‌خصوص این‌که بعد از ظهر با پاتک نسبتاً سنگینی نیز مواجه شد و برخی مواضع تصرف شده را از دست داد. به‌علاوه لشکر31 در جناح راست این لشکر نیز موفق به انجام مأموریت نشد، اما در جناح چپ مسئله‌ای نداشت.

 

لشکر31 که به دلیل نیامدن نیروهایش از مرخصی، در روز قبل از عملیات نیمی از مأموریتش به لشکر سیدالشهدا واگذار شده‌بود، در اجرای مأموریت محوله موفق نگردید. این لشکر در سمت چپ خود لشکر10 را داشت و از سمت راست بایستی به کانال ماهی متکی می‌شد. نیروهای لشکر31 به دلیل شلوغی و محدودیت زمین از دو معبر و به صورت تیمی و دسته‌ای وارد عمل می‌شدند. نیروهای محور راست، سه بار کمین‌های دشمن را تصرف کردند، ولی هر بار با فشار شدیدی که عراقی‌ها آوردند، به ناچار عقب آمدند. نیروهای محور چپ نیز با کمین‌های دشمن که هوشیار شده‌بودند، مواجه شده و متوقف گردیدند. این لشکر با وارد کردن نیروهای جدید در روز، از تقاطع فدک و طوطی *ـ که لشکر10 تصرف کرده‌‌بود ـ به قصد اشغال موضع هلالی شماره 15 عبور کرد. این نیروها پس از درگیری‌های شدیدی که تا غروب طول کشید، بدون نتیجه به عقب بازگشتند.

 

به این ترتیب، شب و روز اول عملیات، در حالی‌که خط تصرف‌شده در جناحین با مشکلاتی مواجه بود، سپری شد.

 

شب و روز دوم عملیات

پس از آن‌که در مرحله اول عملیات، اهداف مورد نظر به طور کامل تصرف و تأمین نشد، در تدبیر جدید چنین مقرر گردید: لشکر33 با عبور از معبر لشکر25، مجدداً اهداف قبلی خود و لشکر25 را تصرف کند و لشکر10 که به طور نسبی موفق شده‌بود، به تکمیل اهداف قبلی خود بپردازد. به لشکر27 حضرت رسول(ص) نیز ابلاغ شد که در صورت موفقیت لشکر10 ، از آن عبور کرده و پیشروی کند و در صورت توقف و ایجاد اشکال در حرکت لشکر10، به تکمیل و تأمین اهداف آن بپردازد.

 

مرحله دوم عملیات در شب دوم آغاز شد. لشکر33 این بار در تصرف هدف و در کار مهندسی (زدن خاکریز دو جداره در سمت راست سیل‌بند صوئیب) موفق بود، لیکن دشمن دو بار از سمت چپ به نیروهای این لشکر پاتک کرد که بار دوم (در ساعت 10 الی 11) با آتش شدید توپخانه و هلی‌کوپتر و بمباران هواپیما همراه بود. کثرت نیروهای پیاده پاتک‌کننده و کم بودن نفرات خودی و نرسیدن مهمات کافی، باعث شد که این نیروها عقب‌نشینی کنند و بر اثر فشار شدید عراقی‌ها تعدادی از زخمی‌ها در منطقه به جا ماند. به این ترتیب در این مرحله هم مسئله جناح چپ عملیات حل نشد.

 

لشکر10 نیز با یک گردان (منها) وارد عمل شد، ولی تا صبح به علت درگیری با نیروهای دشمن در تقاطع طوطی، موفق به تصرف هدف مورد نظر (خط بم)* نشد. صبح روز دوم عملیات، لشکر27 مأموریت ادامه کار و تصرف هدف مزبور را به عهده گرفت.

 

در ساعت 7 صبح (1366/1/19) به فرمانده لشکر27 ابلاغ شد که طبق تصمیمات قبلی، مأموریت ناقص لشکر10 را جهت تکمیل ادامه دهد. در ساعت 10:45 اولین گروهان لشکر27 به خط رسید. در همین زمان پاتک عراق از دو محور شروع شد و نیروهای لشکر27 به جای اجرای مأموریت خود، به مقابله با پاتک‌های دشمن ناچار شدند و تا غروب، شش پاتک را خنثی کردند.

 

در نتیجه در این مرحله تغییری در وضعیت داده نشد و پیشروی صورت نگرفت و تلاش‌های خودی صرفاً تحرکات ارتش عراق را خنثی کرد و به حفظ آنچه در مرحله اول به دست آمده‌بود، انجامید.

 

شب و روز سوم

با توجه به فشاری که از سمت چپ روی لشکر19 وجود داشت و عدم توان این لشکر برای پاسخ‌گویی به پاتک‌های دشمن، تصمیم گرفته شد که مجدداً یک تلاش عمده برای حل مسئله جناح، چپ و تأمین آن به کار گرفته شود.

 

بر این اساس مأموریت تصرف 100متر از چپ سیل‌بند تا نزدیکی جاده آسفالته و زدن خاکریز جناح، به لشکر8 نجف داده شد و از چهارراه سیل‌بند تا تپه* (یعنی همان خط حد اولیه) به لشکر33 و از تپه تا نقره* نیز به لشکر17 علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) واگذار گردید.

 

به لشکر27 نیز همان مأموریت قبلی، یعنی تأمین بم* و تصرف و پاکسازی "موضع هلالی" شکل 15* داده شد. در این مرحله جناح راست وضع مناسبی یافت ولی اوضاع جناح چپ به رغم موفقیت‌های به دست آمده کاملاً بهبود نیافت، به این ترتیب:

لشکر27 که قرار بود ساعت 21 وارد عمل شود، به علت دیر رسیدن نیروهایش و توقف در میدان مین، در ساعت 2:30 بامداد درگیری را شروع کرد اما موفق شد تا ساعت 8 صبح با نیروهای خود الحاق کند. این لشکر تا غروب موفق به پاکسازی منطقه متصرفی خود شد. در این درگیری 500 تن از نیروهای دشمن کشته و 100 تن اسیر شدند.

 

لشکر17، خط لشکر19 را تحویل گرفت و با یک گردان، خود را به چهارراه سیل‌بند رساند و سپس لشکر33 و لشکر8 را از خود عبور داد. این لشکر از روبه‌رو محور پاتک نداشت، و تا عصر روز بعد (20/1/66) با تهدیدی مواجه نشد. نیروهای لشکر33 و لشکر8 نیز نسبتاً در مأموریت خود موفق بودند و پاتک‌های دشمن در صبح و عصر روز بعد را ـ به دلیل استفاده از آتش هماهنگ تانک و تیربار و خمپاره مستقر در خط ـ تقریباً با شکست مواجه ساختند ولی سرانجام با از دست دادن توان، نیروهای لشکر33 تا شب از چهارراه سیل‌بند عقب‌تر آمدند و از نیروهای لشکر8 نیز چیزی باقی نماند.

 

شب و روزچهارم عملیات

در شب چهارم لشکر27 با زدن خاکریزهای دو جداره در نقاط مورد نظر و ریختن 800 مین ضدنفر در جلوی خط بم به تثبیت و استحکام مواضع متصرفی پرداخت و لشکر31 خط لشکر10 (از بم تا نقره) را تحویل گرفت. لشکر8 نجف نیز برای اجرای مأموریت سابق خود با یک گردان تا نزدیک جاده آسفالته خط حمزه* را پاک‌سازی کرد و همچنین نیمی از مأموریت مهندسی خود را انجام داد، اما به خاطر فشار دشمن و ناقص ماندن کار مهندسی، این نیروها مجدداً تا چهار راه سیل‌بند صوئیب عقب‌نشینی کردند و در آن‌جا مستقر شدند.

 

روز چهارم (1366/1/21)

در این روز دشمن در چند نوبت به مواضع لشکر27، لشکر31 و لشکر33 پاتک کرد که سنگین‌ترین آنها از محور سیل‌بند غربی کانال ماهی و محور فدک* صورت گرفت طوری‌که نیروهای خودی را مقداری عقب زد، ولی با هجوم مجدد نیروهای خودی، دشمن عقب رانده شد. گرچه دشمن در این پاتک‌ها موفقیتی به‌دست نیاورد، اما توانست علاوه بر وارد کردن ضربات سنگین بر نیروهای خودی و گرفتن توان آنان، مانع از استراحت آنان شده و نقاط ضعف و قوت رزمندگان را از نظر "خط پدافندی" و "توان"ارزیابی کند.

 

پس از چهار شبانه‌روز جنگ سنگین در منطقه‌ای پیچیده و پر از موانع و استحکامات که بعضاً نیروها مجبور به جنگ تن به تن با عراقی‌ها شدند و زمین آن از قبل به دقت توسط دشمن متناسب با تاکتیک‌ها و تدابیر و امکانات آن طراحی و تسلیح شده‌بود و در حالی که احساس می‌شد دشمن از بازپس‌گیری خط "حمزه"* ناامید و ناتوان شده‌است، عملیات پایان یافته به‌نظر می‌رسید و تنها تثبیت و استحکام بخشیدن به مواضع و انجام کارهای مهندسی و بهبود و سر و سامان بخشیدن به امر پشتیبانی خط جدید مطرح بود. علاوه بر این، یگان‌های عمل‌کننده بر اثر کاهش توان ناشی از چند ماه جنگ مداوم (از اوائل دی‌ماه در کربلای4) خود را حداکثر قادر به پدافند خط حد داده‌شده می‌دیدند، نه اجرای مأموریت‌های آفندی جدید. در این وضعیت فرمانده نیروی زمینی سپاه در صدد ترک منطقه برای پرداختن به برنامه‌های آتی و در دست انجام سپاه برآمده‌بود که حرکت پیش‌بینی نشده دشمن شروع شد و وضعیت جدیدی را به وجود آورد.

 

 

پاتک سنگین و گسترده دشمن

نظر به این‌که ارتش عراق در پاتک‌های خود در روز چهارم عملیات (1366/1/21) ناموفق بود، لذا پیش‌بینی می‌شد که دشمن از باز‌پس‌گیری خط حمزه (منطقه تصرف شده در عملیات کربلای8) ناامید شده‌است** ولی برخلاف انتظار، دشمن از نخستین لحظات بامداد 1366/1/22 پاتک سنگینی را آغاز کرد.

 

ارتش عراق از نیمه شب تا ساعت 3:30 بامداد روز 1366/1/22 به تک شیمیایی در خط و عقبه، به‌خصوص خرمشهر تا شلمچه و پنج‌ضلعی، اقدام کرد و در مجموع 400 راکت هواپیما، هلی‌کوپتر، گلوله‌های توپخانه و خمپاره شلیک نمود که به علت تاریکی هوا و نبودن آمادگی قبلی، خسارات زیادی به نیروهای خودی وارد شد.

 

دشمن پس از تک شیمیایی از ساعت 2:30 تا 7 صبح با 45 گردان توپخانه موجود در منطقه، اقدام به اجرای آتش تهیه کرد. شدت آتش دشمن، تحرک و جابه‌جایی را از نیروهای خودی سلب نمود و تردد هرگونه وسیله نقلیه و نیروی پیاده را به خط مقدم غیرممکن و یا بسیار دشوار کرد.

 

حدود ساعت 7 صبح پاتک دشمن از دو محور، یکی مقابل لشکرهای33 المهدی و 8 نجف و دیگری روبه‌روی لشکرهای حضرت رسول(ص) و 31 عاشورا شروع شد.

 

فشار سنگین دشمن از سمت چپ خط حمزه و سیل‌بند صوئیب باعث شد تا رخنه‌ای بین لشکرهای33 و 8 نجف ایجاد شود. در محور لشکر31 نیز فشار دشمن از دو جناح یکی از مقابل و دیگری از خاکریز جدیدالحداث عراق در سمت چپ تقاطع بم صورت گرفت.

 

همچنین دشمن از سیل‌بند غربی کانال پرورش ماهی به مواضع لشکر27 حمله کرد و با سختی و درگیری شدید آنها را عقب زد و از تقاطع بم فشار خود را ادامه داد و توانست پس از رخنه و نفوذ در تقاطع، نیروهای لشکر31 را از خاکریز دو جداره عقب بزند و با تهدید عقبه نیروهای لشکر27 فشار بیش‌تری بر نیروهای این لشکر وارد سازد.

 

نیروهای لشکر17 که تا کنون مستقیماً در معرض پاتک دشمن قرار نگرفته‌بودند با احساس تهدید از جناحین و احتمال محاصره شدن، به مواضع مناسب‌تری نقل مکان کردند. بدین ترتیب ارتش عراق تا قبل از ظهر روز 22/1/66 مواضع تصرف شده در عملیات کربلای8 را بازپس‌گرفت.

 

هدایت کلی پاتک دشمن به عهده "سپهبد حسین رشید محمد" فرمانده سپاه گارد بود ****و هدایت تیپ‌های عمل‌کننده را فرمانده لشکر بغداد از گارد جمهوری (سرتیپ ستاد کامل ساجت) و فرمانده لشکر مدینه‌المنوره از گارد جمهوری (سرتیپ ستاد احمد ابراهیم محاش) انجام می‌دادند. عدنان خیرالله وزیر دفاع نیز با حضور در منطقه نزدیک عملیات، یگان‌های پاتک‌کننده را کنترل می‌کرد.

 

یگان‌های پاتک‌کننده عبارت بودند از: تیپ 7 گارد جمهوری، تیپ 684 نیروی مخصوص، تیپ 4 گارد جمهوری، تیپ 10 گارد جمهوری، تیپ 2 زرهی گارد جمهوری، تیپ 5 پشتیبانی گارد جمهوری، تیپ 6 پشتیبانی گارد جمهوری، تیپ 17 زرهی گارد جمهوری، یک گردان از تیپ 26 زرهی.

 

تاکتیک دشمن در بازپس‌گیری مواضع، مبتنی بر اصل پذیرش انهدام وسیع بود که با استفاده از فرماندهی و نیروهای زبده ارتش عراق همراه با اجرای تک شیمیایی و آتش تهیه سنگین و تداوم تک، به رغم مقاومت نیروهای خودی، در پوشش آتش شدید توانست نیروهایش را به پشت خاکریز خودی رسانده ، به داخل مواضع آنها رخنه کند و نیروهای خودی را به مواضع قبل از عملیات کربلای8 عقب بزند.

 

 

ارزیابی و جمع‌بندی

 

بررسی سرمایه گذاری وسیع دشمن در پاتک روز 1366/1/22

فشار عراق برای بازپس‌گیری منطقه‌ای در حدود یک کیلومترمربع با به‌کارگیری توانی که ذکر شد، در نوع خود حداقل کم نظیر بود. عکس‌العمل دشمن بدون احتساب و پیش‌بینی انهدام بخش زیادی از ارتش عراق و پذیرش آن به عنوان بهای سنگین بازپس‌گیری منطقه نبود.

 

دشمن با درک مشی جدید نظامی جمهوری اسلامی برای پیشروی در شرق بصره و انهدام متوالی قوای ارتش عراق، مصمم شد تا با اقدامی اساسی و با قوت، طراحان و مسئولان جنگ جمهوری اسلامی را در مورد ادامه پیشروی در منطقه شرق بصره مأیوس کند.***

 

علاوه بر این، همزمانی عملیات کربلای8 با سالگرد تأسیس حزب بعث و نیز نقش تبلیغی این عملیات در اعلام تصمیم بر تداوم عملیات در منطقه و همزمانی آن با تغییر و تحولات سیاسی برای حذف صدام، از دیگر عوامل قابل ذکر می‌باشد.

 

به هر صورت، برای دشمن قابل تحمل نبود که در منطقه یاد شده، نیروهای ایران، هرچند آهسته، پیشروی کنند و به انهدام نیروهایش ادامه دهند، لذا به رغم آن‌که ارتش عراق در تصمیم‌گیری برای عقب‌نشینی از شرق نهر جاسم اصل "حفظ‌قوا" را برگزید، در این‌جا با پذیرش "انهدام نیرو" به چنین پاتکی اقدام کرد. استفاده از نیروی گارد جمهوری عراق، نظارت مستقیم عدنان خیرالله و به طور کلی چگونگی این پاتک نشان می‌دهد که مبنای این اقدام تصمیم‌گیری سیاسی بوده و در محدودة صلاحیت و اختیارات نظامیان نمی‌گنجیده و تناسبی نیز با چارچوب حرکات کلاسیک نظامی ارتش عراق نداشته است.

 

در عملیات کربلای5 تحرکاتی از دشمن مشاهده شد که به همین ترتیب قابل تبیین است. بدین صورت که در روز سوم عملیات، عراق لشکر گارد را وارد عمل کرد و تا روز پنجم این لشکر تلاش فراوانی برای باز‌پس‌گیری غرب کانال ماهی انجام داد، ولی به نتیجه مطلوب نرسید. در ساعت11 صبح روز پنجم عملیات، لشکر گارد برای تشکیل جلسه به مقر لشکر11 رفت. از شواهد و قرائن موجود، با توجه به ارزش سیاسی ـ نظامی زمین منطقه برای دشمن چنین استنباط می‌شد که ارتش عراق پس از برگزاری جلسه با تلاش گسترده‌تری اقدام به پاتک خواهد کرد، لیکن عقب‌نشینی تدریجی عراق به غرب نهر جاسم که اثر قطعی و نهایی آن سه روز بعد آشکار شد، نشان داد که دشمن مجدداً حفظ نیرو را بر حفظ زمین ترجیح داده‌است.

 

رژیم عراق در قبال اقدام یاد شده، در زمینه سیاسی مواجه با خسارت‌های فراوانی شد، لیکن به لحاظ پیچیدگی زمین و تلفات فراوانی که متوجه ارتش عراق شده‌بود بنا بر بینش و تفکر نظامی، تدبیر یاد شده را اتخاذ کرد.

 

پس از آن دشمن در مقابل سرپل غرب کانال ماهی به لحاظ تهدیدی که در مورد زمین حد فاصل نهر جاسم تا کانال زوجی احساس می‌کرد، عملیاتی را طراحی کرد که بعدها نام "حصاد الاکبر" (دروی بزرگ) را بر آن گذارد. این حرکت با سرمایه‌گذاری بالاتر از حد معمول و با تحمل تلفات فراوان انجام گردید. دشمن با این اقدام، توانست رزمندگان اسلام را به شرق کانال ماهی عقب بزند. بازتاب اقدام یادشده در رادیو امریکا چنین بود: "ارتش عراق پس از شش هفته جنگ در شرق بصره، این اولین منطقه‌ای است که ادعا به باز‌پس‌گیری آن می‌نماید."

 

به رغم آن‌که این گفته رادیو امریکا ضعف و ناتوانی نیروهای دشمن را بیان می‌کند، لیکن از این بعد دارای اهمیت است که درهر صورت ارتش عراق با این حرکت، یک موفقیت سیاسی را برای حاکمیت عراق تحصیل کرده‌است.

 

در عملیات تکمیلی 1365/12/3، به رغم آن‌که نیروهای خودی توانستند مناطقی را تصرف کرده و پیشروی نمایند، لیکن تحرکات قابل توجهی همانند آنچه که دشمن در حصادالاکبر و بعداً در کربلای8 از خود نشان داد، مشاهده نشد.

 

در عملیات کربلای8 ، ارتش عراق مجدداً با پذیرش انهدام بسیار به عنوان یک اصل، تحت نظارت سپهبد عدنان خیرالله و با فرماندهی سپاه گارد اقدام به بازپس‌گیری منطقه کرد. نکته قابل ذکر این‌که هر چند این حرکت تبعات سیاسی مثبتی را برای حاکمان عراق به دنبال داشت و حتی از نظر نظامی نیز نیروهای خودی را به توقف تداوم عملیات در شرق بصره بیش‌تر تشویق کرد، لیکن در دراز مدت تحمل چنین خساراتی برای باز‌پس‌گیری منطقه‌ای به وسعت یک کیلومترمربع، برای ارتش عراق معقول و قابل قبول نبود، خصوصاً این‌که نتایج سیاسی این نوع اقدامات برای دشمن مقطعی بود.

 

دلایل توقف و نرسیدن به پشت کانال زوجی

همچنان که قبلاً اشاره شد، هدف از تداوم عملیات در شرق بصره، پیشروی تدریجی به سوی کانال زوجی توأم با انهدام قوای دشمن بود، لیکن دلایل مختلفی مانع از رسیدن به نتیجه مطلوب شد، از جمله:

 

1- هوشیاری و تمرکز دشمن: تجارب گذشته جنگ حاکی از آن بود که در صورت هوشیاری و افزایش استحکامات و برخورد تمرکزی دشمن، پیشروی مشکل و در صورتی که انجام پذیرد بدون ضایعات وسیع نخواهدبود. به عبارت دیگر، موفقیت‌های به دست آمده، عمدتاً برخاسته از اصل غافل‌گیری بوده‌است و حتی در چنین مواقعی پس از آن‌که دشمن هوشیار شده و اقدام به تمرکز قوا کرده‌است امکان پیشروی از نیروهای خودی سلب شده‌است، همچنان که عملیات‌های والفجر2، 3، 4، خیبر، والفجر8 و کربلای5 به چنین سرانجامی دچار شد.

 

2- کمبود نیرو و کاهش کیفیت آنها: کمبود نیرو موجب شد تا عملیات کربلای8 با نیرویی در حد 31گردان منها (ناقص)***** انجام گیرد (در صورتی که عملیات کربلای5 با 240 گردان اجرا شده‌بود) این امر با توجه به پیچیدگی زمین و ضرورت رسیدن به خط مطمئن و مقابله با فشارهای دشمن برای تثبیت، نیروی در خور توجهی نبود.(1) علاوه بر این، تلفاتی که بر کادر یگان‌ها وارد شد و ضرورت سرعت عمل، مانع از افزایش کیفیت نیروها از طریق "آموزش" و "سازمان‌دهی" بود و این امور تأثیرات نامطلوب خود را در عمل نمایان کرد.

 

3- توان بسیار دشمن در پاتک.

 

4- نداشتن توان لازم خودی و در نتیجه عدم امکان طراحی مانور به تناسب پیچیدگی‌های زمین و آرایش دشمن: همین موجب شد تا در طراحی مانور عملیات تنها قسمت محدودی از زمین انتخاب شود و این خالی از عوارض نامطلوب در نگه‌داری منطقه و مقابله با پاتک‌های دشمن نبود.

 

5- شکل خاص مواضع متصرفی: مواضع و خاکریزهای ارتش عراق به نحوی بود که پس از تصرف برای استفاده از آن می‌بایست در آنها کار مهندسی انجام می‌شد، در حالی که دشمن اکثراً این امکان را نمی‌داد، در نتیجه نگه‌داری مواضع به هنگام پاتک بسیار مشکل بود. برادر فضلی فرمانده لشکر10 سیدالشهدا در تلفات یگان مهندسی چنین عنوان نموده: "از13 دستگاه مهندسی که اقدام به کار کردند 11 دستگاه آن را زدند." برادر اسدی فرمانده لشکرالمهدی در تایید حرف ایشان اظهار نموده است: "اگر 40 دستگاه دیگر هم می‌بردیم دشمن می‌زد، هیچ راننده‌ای بیش از 10 دقیقه نمی‌توانست کار کند."

 

6- تردید و ابهام در مورد کسب موفقیت: کمبود توان، پیچیدگی زمین، هوشیاری و حضور گسترده دشمن در منطقه و سایر عوامل، مانع خوش‌بینی در مورد موفقیت عملیات بود و همین تردیدهایی در بین فرماندهان ایجاد کرده‌بود.

 

7- نداشتن پیش‌بینی صحیح از اقدام احتمالی دشمن: هر چند سماجت ارتش عراق در عملیات کربلای8 برای باز‌پس‌گیری یک‌کیلومترمربع کم‌نظیر و غیرقابل انتظار بود، لیکن این را نباید نادیده‌گرفت که مقتضای تداوم عملیات در شرق بصره ایجاب کرد که نیروها از هوشیاری لازم در مقابل پاتک‌های دشمن برخوردار باشند. نداشتن پیش‌بینی صحیح از پاتک عراقی‌ها و تحلیل غلط در مورد عدم موفقیت تلاش نیروهای عراقی در روز چهارم عملیات (21/1/66)، موجب شد در مقابل تک شیمیایی دشمن ـ هر چند که در نیمه‌شب صورت گرفت ـ و آتش تهیه متمرکز، پیش‌بینی لازم صورت نگیرد. از سوی دیگر عدم اطلاع کافی از وضعیت خط و فقدان نیروی احتیاط در منطقه موجب شد تا دشمن سریع‌تر به اهداف خود دست یابد.

 

8- از دست دادن زمان و تعویق عملیات: تداوم عملیات به طور متوالی و پی‌درپی معنا و مفهوم خاصی داشت تا بدین‌وسیله اهداف مورد نظر حاصل شود، لیکن علاوه بر زمان لازم برای جذب و بازسازی نیرو، اتخاذ تدبیر تعویق نسبتاً طولانی عملیات کربلای8 (نزدیک به یک ماه) منجر به توقف روند عملیات شد و این فرصت مناسبی برای دشمن جهت بازسازی نیرو، کار مهندسی، ایجاد آمادگی مقابله و . . . در منطقه فراهم کرد.

 

نتایج و دست‌آوردهای عملیات

1- پیشروی در زمین حد فاصل نهر جاسم تا کانال زوجی.

2- تأثیرات کلی تداوم عملیات در صحنه سیاسی داخلی و تبعات آن در تغییر و تحولات سیاسی جهانی.

3- افزایش تسلط نیروهای خودی بر کانال ماهی.

4- انهدام دشمن.

 

محدودیت زمین منطقه و حضور بیش از اندازه ارتش عراق در منطقه، موجب شد تا آتش خودی در انهدام نیروهای دشمن بسیار مؤثر شود. علاوه بر این، قسمت عمدة انهدام عراقی‌ها به هنگام اجرای پاتک صورت گرفت، زیرا نیروها از موضع خود خارج شده و به راحتی در زیر آتش توپخانه و سلاح‌های سبک و سنگین قرار می‌گرفتند.

 

معاونت اطلاعات نیروی زمینی سپاه پاسداران میزان انهدام قوای دشمن را به شرح زیر اعلام کرد:

 

تیپ117 پیاده                    90%

تیپ428 پیاده                    20%

تیپ27 مکانیزه                    60%

تیپ106 پیاده                     60%

تیپ26 زرهی                      40%

تیپ2 کماندویی                   40%

تیپ421 پیاده                    20%

تیپ29 پیاده                      90%

تیپ14 پیاده                      20%

تیپ93 پیاده                      40%

تیپ45 پیاده                      40%

تیپ431 پیاده                    20%

تیپ2 پیاده                        20%

تیپ104 پیاده                    20%

تیپ113 پیاده                    30%

تیپ68 نیروی مخصوص        50%

تیپ2 زرهی گارد جمهوری     20%

تیپ4 پیاده گارد جمهوری     25%

تیپ5 پیاده گارد جمهوری     25%

تیپ 6 پیاده گارد جمهوری     20%

تیپ7 پیاده گارد جمهوری     60%

تیپ10 زرهی گارد جمهوری   20%

تیپ17 زرهی گارد جمهوری   20%

گردان تانک تیپ26زرهی       50%

 

در مجموع، حداقل 18 تیپ پیاده و 5 تیپ زرهی و مکانیزه دشمن در طول شش روز نبرد کربلای8 به میزان 20 تا 90 درصد آسیب دیدند. در میان کشته‌شدگان حداقل 6 فرمانده تیپ، 20 فرمانده گردان، و بیش از 80 فرمانده گروهان دیده می‌شد، که تلفات کادر دشمن حاکی از استفاده عراق ـ در تأمین خط و پاتک ـ از نیروهای سازمانی و کادر بود.

 

در عملیات کربلای8 حدود 260 تن از پرسنل دشمن اسیر شدند، که در بین آنها دو سرهنگ ستاد، پنج سرگرد و تعداد زیادی افسر و درجه‌دار بود. با توجه به 31 گردان خودی که در این عملیات به‌کار گرفته شده‌بودند، خسارت فوق‌العاده‌ای به نیروهای دشمن وارد گردید.

 

 


* به نقشه رمز عوارض زمین مراجعه شود.

** با توجه به این‌که واحد شنود، از حضور تجمعاتی از دشمن در مقابل لشکر27 مطلع شده‌بود، به فرماندهی لشکر27 در این زمینه هشدار  داده شد تا اقدامات لازم را انجام دهد. مبتنی بر این، لشکر27 به دلیل تقویت خط با نیروی انسانی و آماده‌باش نیروهای در خط و ریختن تعداد 800 مین در مقابل خط بم، آمادگی بیش‌تری از سایر یگان‌ها برای مقابله با پاتک‌های دشمن داشت و مقاومت عمده خودی در این ناحیه بود.

*** البته فرماندهان جنگ قبل از این پاتک تصمیم به تغییر روش گرفته بودند و اقدامات دیگری را در نظر داشتند.

****عراق پس از عملیات والفجر8، لشکر گارد را به سپاه گارد تبدیل کرد، برخی این اقدام صدام‌حسین را به معنای بی‌اعتمادی وی به بدنه ارتش عراق تلقی کرده‌اند.

***** هر گردان به‌طور معمول و سازمانی باید دارای سه گروهان باشد و در صورتی که کمتر از سه گروهان داشته باشد، آن را "گردان منها" و چنانچه دارای بیش از سه گروهان باشد، آن را "گردان به‌اضافه"گویند.

1.  آمار گردان‌های عمل‌کننده یگان‌ها، در عملیات کربلای8:

لشکر33 المهدی(عج)  7گردان منها (16 گروهان)

لشکر25 کربلا       3گردان منها (5 گروهان)

لشکر19 فجر      3گردان منها (6 گروهان)

لشکر10 سیدالشهدا        6گردان منها (10 گروهان)

لشکر31 عاشورا    3گردان منها (7 گروهان)

لشکر27حضرت رسول(ص) 5گردان منها(10 گروهان)

لشکر17علی‌بن‌ابی‌طالب(ع)  3گردان منها (8 گروهان)

لشکر8 نجف         2گردان منها (5 گروهان)

جمعاً 31 گردان منها (67 گروهان) استعداد نیروی عمل‌کننده خودی در عملیات کربلای8 بود.
 
منبع: کتاب روزشمار جنگ ایران و عراق، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، جلد 47.
عکس‌های مرتبط: 
دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید