مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

شکست سنگین گارد ریاست جمهوری عراق در بازپس‌گیری فاو

چاپلینک ثابت
تلاش بی سرانجام صدام برای بازگردان آب رفته به جوی

 

اواخر بهمن 1364، عملیات والفجر 8 در میان بیم و امید و با اضطراب و نگرانی بسیار به منظور تصرف شهر بندری فاو عراق آغاز می‌شود. در ابتدا کسی مطمئن نیست که روزهایی روشن و امیدبخش در راه باشد، اما با فرا رسیدن صبح ظفر و طنین بانگ تکبیر دلاوران خط‌شکن در آسمان منطقه، خیلی‌ها سر به سجدۀ شکر نهاده، اشک شوق از چشمانشان جاری می‌شود و نصرت الهی را با همۀ وجود احساس می‌کنند. عراقی‌ها که به شدت غافلگیر و سردرگم شده‌اند، دو سه روز اول، قادر به اقدامی کارساز نیستند. فتح فاو در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی، بازتاب گسترده‌ای داشته و آبروی سیاسی-نظامی سردار قادسیه را زیر سؤال برد. صدام به‌محض این‌که از شکست سنگین نیروهایش در فاو باخبر می‌شود، همه قوا و امکاناتش را به کار می‌گیرد، تا آب رفته را به جوی بازگرداند. او می‌داند که آبروی سیاسی-نظامی‌اش در گرو بازپس‌گیری این شهر مهم بندری است. به همین منظور، بعد از ظهر روز سوم عملیات والفجر 8 یگان زبده و مجهز ارتش عراق، یعنی لشکر گارد ریاست جمهوری وارد میدان نبرد فاو می‌شود. غروب همین روز، فرماندهان سپاه پاسداران از لشکر کشی صدام آگاه شده و با پیشدستی به طرح‌ریزی و اجرای حمله‌ای غافلگیر کننده، بزرگ‌ترین شکست دوران جنگ را به لشکر گارد صدام تحمیل می‌کنند.

 

پس از گذشت سال‌ها، هنوز هم برای کسانی که در عملیات فاو حاضر بوده‌اند، «جادۀ استراتژیک» نامی آشنا و پرماجرا است؛ این جاده یکی از سه جاده‌ای است که، بندر فاو را به عراق متصل می‌کنند. اگر حماسه آفرینی‌های رزمندگان اسلام در شب چهارم عملیات والفجر 8 در این محور، لشکر گارد صدام را به زیر نمی‌کشید، شاید سرنوشت عملیات والفجر 8، به گونه دیگری رقم می‌خورد[1].

 

از چپ: مرتضی قربانی، احمد غلامپور، احمد کاظمی، حسن آقایی، قاسم سلیمانی، غلامرضا محرابی، جعفر اسدی، وفایی، احمد صیاف‌زاده؛ منطقه عملیاتی فاو؛ 25/ 1/ 1365

 

نگاهی اجمالی به گارد ریاست جمهوری عراق

گارد ریاست‌جمهوری عراق یکی از یگان‌های زبده و کارکشتۀ ارتش و از هسته‌های اصلی نیروی نظامی عراق به حساب می‌آمد. اگرچه پیش از جنگ و در ابتدای آن، وظیفۀ اصلی این یگان محافظت از صدام حسین و دیگر شخصیت‌های مهم عراق بود، اما در طول جنگ ایران و عراق، این یگان با سرعت بسیاری گسترش یافت و به تدریج به نیروی نظامی مهمی در ارتش عراق تبدیل شد. گارد ریاست‌جمهوری عراق که در ابتدای جنگ استعداد یک تیپ را داشت، در پایان جنگ به یکی از سپاه‌های مجهز ارتش عراق تبدیل شد و تا زمانی که صدام حاکم عراق بود، روز به روز در حال توسعۀ سازمان رزم بود.

 

در طول جنگ تحمیلی نیز هر زمان ارتش عراق با مشکل مواجه می‌شد و کاری از بقیۀ یگان‌های ارتش عراق  برنمی‌آمد، صدام، لشکر گاردش را وارد میدان می‌کرد تا کار را یک‌سره کند. این یگان در عملیات والفجر 8  با عنوان "لشکر گارد ریاست‌جمهوری" و با استعداد بیش از 7 تیپ گوناگون در ارتش عراق قدرت‌نمایی می‌کرد. صدام در شب چهارم عملیات فاو، تیپ‌های 1، 2، 3، 4 و تیپ 10 زرهی لشکر گارد را برای پاتک در جادۀ استراتژیک به فاو اعزام کرد[2].

 

 نبرد سنگین در جادۀ استراتژیک

1. بیداری از خواب

صبح روز دوم، همۀ پاتک‌های دشمن دفع شد. ظهر، یکی دو ساعت خط دو طرف آرام‌تر بود، اما از ساعت 2 بعد از ظهر پاتک‌ها شروع شد. برخی یگان‌ها در روز دوم، غیر از جواب دادن به پاتک‌های پی در پی دشمن، از بعضی نقاط به دشمن حمله کردند. نزدیک غروب، چند یگان از سمت چپ فاو به سراغ پایگاه موشکی اول رفتند و پس از درگیری سخت و نفس‌گیری، پایگاه را تصرف کردند. حملۀ غروب روز دوم کارساز بود. کار برای روزهای بعد آسان‌تر شد و جای مناسبی برای استقرار نیروها به دست آمد.
روز سوم عملیات، بیش‌تر یگان‌های عملیاتی از چند نقطه به حملاتشان ادامه دادند. در این زمان نیروها بیش‌تر از گذشته، احساس خستگی می‌کردند، اما چاره‌ای نبود، چراکه این فرصت‌های ناب همیشه مهیا نبود و دشمن در غفلت به سر نمی‌برد. فرماندهان عملیات می‌دانستند سرانجام عراقی‌ها هشیار و از منطقۀ اصلی عملیات آگاه می‌شوند. گلوله‌باران صبح روز سوم، مشخص کرد که عراقی‌ها تازه فهمیده‌اند، منطقۀ اصلی کجاست. آنان از روز سوم مطمئن شدند که هدف اصلی فاو بوده است؛ به همین دلیل، به طور جدی دست به کار شدند، تا جلو پیشروی ایرانیان را بگیرند.


2. آخرین تیر کمان: ورود نیروهای گارد ریاست‌جمهوری عراق به عرصۀ نبرد فاو

از بعد از ظهر روز سوم، لشکر گارد ریاست‌جمهوری عراق،  نیروها و تجهیزاتش را به منطقه آورد و در امتداد جادۀ فاو- بصره که به آن جادۀ استراتژیک هم می‌گفتند، مستقر شد. این لشکر آمده بود تا صبح روز بعد با پاتکی سنگین شهر فاو را از ایرانیان بازپس بگیرد. حسین اردستانی راوی قرارگاه خاتم‌الانبیا در گزارش عملیات قرارگاه در خصوص عملیات والفجر 8 نوشته است:

«تا روز سوم عملیات، تنها نیروهای لشکر 5 زرهی عراق و باقی‌ماندۀ نیروهای منطقۀ فاو به مقابله با رزمندگان اسلام پرداختند. عراقی‌ها به دلیل تصور این‌که حملۀ اصلی ایران از هور و ام‌الرصاص است، به طور جدی از آوردن نیرو به منطقۀ فاو خودداری می‌کردند، اما از بعد از ظهر روز سوم، به طور جدی وارد میدان نبرد فاو شدند. بعد از کشف محل حملۀ اصلی، قرارگاه تاکتیکی ستاد مشترک ارتش عراق در شهر ناصریه به فرماندهی نیروهای  گارد جمهوری اعلام کرد باید هر چه سریع‌تر با تمام امکانات برای سد حملۀ نیروهای ایرانی و باز پس گرفتن اهداف قبلی زیر امر سپاه هفتم وارد عمل شود. در این روز همراه با تصمیم عجولانه، ستاد عملیات جنوب عراق تیپ 3 و 4 نیروهای مخصوص گارد جمهوری را وارد عمل کرده و در بدترین مواضع دفاعی قرار داد. این دو تیپ در دو طرف امتداد جادۀ استراتژیک فاو – بصره گسترش پیدا کردند [...] نیروهای لشکر گارد پس از ورود به منطقه شب را در پناه تانک‌ها و خاکریزهای پراکنده‌ای که به عنوان سنگر تانک مورد استفاده قرار می‌گرفت، مستقر شدند تا با روشنایی صبح حملۀ خود را شروع کنند[3].

 

ایستاده از راست: سیدرحیم صفوی، سیدعلی بنی لوحی، ...؛ نشسته از راست: علی زاهدی، ...؛ منطقه عملیاتی فاو؛ 25/ 1/ 1365

 

غروب روز سوم، با آگاهی از تصمیمات عراقی‌ها، حسین خرازی فرمانده لشکر 14 امام حسین (ع)، مرتضی قربانی فرمانده لشکر 25 کربلا، احمد کاظمی فرمانده لشکر 8 نجف، غلامرضا جعفری فرمانده لشکر 17 علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) و امین شریعتی فرمانده لشکر 31 عاشورا، در جلسه‌ای چگونگی مقابله با گارد صدام را بررسی کردند. آنان می‌دانستند اگر لحظه‌ای غفلت کنند، کار نگه‌داری فاو سخت خواهد شد. بنابراین، بعد از بررسی وضعیت موجود، قرار گذاشتند قبل از پاتک لشکر گارد صدام، با حمله‌ای پیش‌دستانه آنان را غافل‌گیر و منهدم کنند.

 

در شب چهارم عملیات، جادۀ استراتژیک، نقطه حیاتی و قلب تپندۀ عملیات والفجر 8 بود؛ مهم‌ترین محل در زمین بازی شطرنج‌گونۀ فاو که هر دو حریف با تصرف آن به کیش و مات کردن طرف مقابل می‌اندیشید. یک طرف نیروهای قوی و کارکشتۀ گارد صدام با همۀ توان قرار گرفته بودند و یک طرف بسیجی‌های خسته از ماه‌ها آموزش فشرده، تمرین‌های سخت و نفس‌گیر و جنگی بی‌وقفه از آغاز عملیات تا کنون. نیروهای ایرانی زیر بمب‌باران و حملات پی در پی شیمیایی و موشک باران‌های عراق بخش عمده‌ای از توان‌شان کاسته شده بود. در مقابل، لشکر گارد صدام کامل، مجهز، زبده و تازه نفس بود و تجهیزات و امکانات کامل و تانک، توپ و ادوات جنگی بی‌شماری در اختیار داشت. در چنین وضعیت و نبرد نابرابری، فقط با تفکر، ایمان، جسارت، امید و توکل می‌شد بر گارد صدام فائق آمد.

 

سرنوشت عملیات والفجر 8 در این شب به جادۀ استراتژیک فاو-بصره گره خورده بود. حفظ این جاده پیروزی ایرانیان را ضمانت می‌کرد و پس دادن آن آبروی صدام را می‌خرید. به همین دلیل، عراقی‌ها همه تلاششان را به کار گرفته بودند تا با پس‌گرفتن این جادۀ مهم و حیاتی به منطقۀ عملیات نفوذ کنند و با گسترش یگان‌هایشان نیروهای ایرانی را عقب بزنند و شهر فاو را پس بگیرند.

 

در این حمله پیشدستانه، هدایت و فرماندهی عملیات با قرارگاه خاتم‌الانبیا (ص) بود و لشکرهای ذیل نیز تحت امر قرارگاه خاتم هر کدام از یک جناح لشکر گارد را مورد حمله قرار دادند:

  1. حملۀ لشکر 25 کربلا از وسط جاده
  2. حملۀ لشکر امام حسین (ع) از جناج راست جاده
  3.  حملۀ لشکر 8 نجف از جناح راست جاده
  4. حملۀ لشکر علی بن ابی‌طالب (ع) از سمت کارخانۀ نمک
  5. حملۀ لشکر 31 عاشورا از جناح چپ

 

منطقه عملیاتی فاو؛ 25/ 11/ 1364

 

طعم تلخ شکست برای گارد ریاست جمهوری

انهدام لشکر گارد صدام در اطراف جادۀ استراتژیک فاو، یکی از نبردهای ماندگار تاریخ دفاع مقدس است. با پیروزی رزمندگان اسلام در عملیات والفجر 8، ارتش عراق در بعد از ظهر روز سوم عملیات والفجر 8، لشکر زبده و مجهز گارد ریاست جمهوری را وارد نبرد فاو می‌کند تا فاو را از رزمندگان ایران پس بگیرد. غروب روز سوم، فرماندهان سپاه پاسداران به لشکرکشی صدام پی می‌برند و با طرح‌ریزی و اجرای حمله‌ای پیشدستانه و غافلگیر کننده، یکی از بزرگ‌ترین شکست‌ها را به گارد صدام تحمیل می‌کنند.

 

سه جاده، بندر فاو را به بصره پیوند می‌دهند. یکی از آن‌ها جادۀ معروف «استراتژیک» است که اگر حماسه‌آفرینی‌های رزمندگان در شب چهارم عملیات والفجر 8 در این محور گارد صدام را مقهور نمی‌کرد، شاید سرنوشت عملیات والفجر 8 طور دیگری رقم می‌خورد.

 

در نبرد شب چهارم عملیات والفجر 8، لشکر گارد صدام طعم تلخ شکست را چشید، اما فرماندهان سپاه پاسداران این شکست را چیزی جز لطف خداوند نمی‌دانند. فرماندهانی که آن شب برای شکست گارد صدام تصمیم به عملیات گرفتند، نیرو و امکانات لازم و حتی برآورد دقیقی از وضعیت و سازمان رزمی دشمن نداشتند. آن شب توکل به خدا، تصمیم قاطع فرماندهان و همت رزمندگان، معادلات طبیعی عرصۀ نبرد را به هم ریخت و در سحرگاه طنین پیروزی بر گارد صدام در آسمان فاو پیچید.


نفر بالا سمت چپ: علی زاهدی، فرمانده تیپ 44 قمربنی هاشم (ع)

نفر پایین سمت چپ: حسین خرازی (فرمانده لشکر 14 امام حسین (ع))؛ 25/ 11/ 1364

 

محسن رضایی فرمانده کل سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس در این باره می‌گوید:

«در روزهای اول ابتکار عمل دست ما بود. روز سوم عملیات فاو، لشکر گارد عراق آمده بود که بچه‌ها را بزند عقب و برود توی شهر فاو. ما از آن طرف حمله کردیم، آمدیم این سمتی که نیروهای عراق باید از جادۀ استراتژیک می‌آمدند و به ما پاتک می‌کردند. آن‌ها آمده بودند تا از طریق جادۀ استراتژیک، شهر فاو را از دست ما بگیرند. اولین نیروهای عراقی که آمده بودند توی این جاده، یک لشکر کامل گارد بود، پشت سر آن‌ها هم تانک‌هایشان بودند، سوار تریلرهای تانک‌بر. نیروهای ما رسیدند و به گارد صدام که درست در کنار جاده و به فاصلۀ 200 متر، 150 متر از آن آرایش گرفته بودند، حمله کردند. این‌ها صبح آماده بودند که به شهر حمله بکنند، نیروهای ما از پهلو تمام این‌ها را با آر.پی.جی زدند. یک جهنمی در اطراف جادۀ استراتژیک درست شده بود که تقریباً بی‌سابقه بود، یعنی به‌جرئت می‌شود گفت حدود 1500، 2000 نفر از ارتش عراق در اطراف همین جادۀ استراتژیک کشته شد[4]

 

وی دربارۀ امدادهای الهی به رزمندگان می‌گوید:

«یکی از دلایل محاصره شدن لشکر گارد صدام  این بود که بچه‌ها کنار جادۀ اول (فاو- البحار) بودند و دشمن آمد که از جلوشان رد بشود و در حقیقت افتاد توی تلۀ این‌ها. این محاصره را خدا انجام داد. چون محاصره با تدبیر کسی به وجود نیامد! قرار بود لشکرهای ما بروند و با نیروهای دیگر در کارخانۀ نمک وصل شوند و پدافند کنند. اصلاً لشکر گارد نمی‌دانست که کارخانۀ نمک هم گرفته شده. از آن‌طرف هم توجیه نبود. یکی دیگر هم توی ذهنش این بود که سریع بیاید جلو جادۀ اول توی فاو آرایش بگیرد، ولی نمی‌دانستند که نیروهای ما پشت سر آن‌ها در کارخانۀ نمک هم هستند. [آنان] وارد یک دالانی شدند که هر دو طرفش نیروهای ما بود [ند] و به طور کلی برآوردشان از ارزیابی نیروهای ما کم بود و آمدند توی تله[5]

 

شکست سنگین لشکر گارد جمهوری عراق در اطراف کارخانۀ نمک و جادۀ استراتژیک مرهون تلاش و همکاری همۀ رزمندگان حاضر در عملیات بوده است و در این موفقیت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی، هوانیروز ارتش، واحدهای پدافند ضدهوایی، جهاد سازندگی و واحدهای ادوات و توپخانه در پشتیبانی از رزمندگان و نیروهای پیاده نقش تعیین کننده و بسیار مهمی داشته‌اند.

 

*توضیح: این نوشته تلخیصی از کتاب جادۀ استراتژیک فاو-بصره نوشتۀ یحیی نیازی، چاپ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس است. این کتاب با نگاهی مستند و فشرده، نبرد رزمندگان اسلام با لشکر گارد ریاست جمهوری عراق در محدودۀ جادۀ استراتژیک فاو-بصره را ترسیم می‌کند. توصیف وقایع در این کتاب بیشتر با استفاده از اسناد و منابع دسته اول و زنده صورت گرفته و کانون توجه آن معطوف به منابع آرشیو مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس بوده است. لذا مطالعۀ این کتاب جذاب به علاقمندان حوزۀ دفاع مقدس توصیه می‌شود.

 

پانوشت‌ها


[1]. یحیی نیازی، جاده استراتژیک فاو-بصره، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1391، صص 10-9.

[2]. مرکز آموزش اطلاعات نیروی زمینی سپاه پاسداران، شناخت ارتش عراق، تهران، 1366، صص 37-36

[3]. سند شماره 235، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، گزارش عملیات والفجر 8 قرارگاه خاتم‌الانبیاء، راوی حسین اردستانی، تهران: 1364.

[4]. محسن رضایی، روایت فرمانده، مجموعه مباحث تحلیلی 8 سال دفاع مقدس، عملیات والفجر 8، لوح فشردۀ شماره 3، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، تهران، 1378.

[5]. محسن رضایی، بررسی عملیات والفجر 8 در گفت و گو با راویان جنگ تحمیلی در سال 1365؛ تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1390.

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید