مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 20 آذر؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

عملیات ثامن‌الائمه(ع) نقطه عطفی در تاریخ جنگ

چاپلینک ثابت

منطقه: جبهه جنوبی: شمال آبادان

رمز: نصر من‌الله و فتح قریب

تاریخ: 5 و 1360/7/6

هدف: شکستن حصر آبادان؛ آزادسازی جاده‌های آبادان ـ اهواز و آبادان ـ ماهشهر و منطقه اشغالی در شرق کارون

وسعت منطقه آزادشده: 130 کیلومترمربع

 

عملیات ثامن‌الائمه(ع) نقطه عطفی در تاریخ جنگ بود. این عملیات از سویی نتیجه سال اول جنگ و اوج نبردهای نیمه گسترده محسوب می‌شد و از سوی دیگر، عامل تحول استراتژیک در جنگ بود و اولین گام از نبردهای گسترده آزادسازی به‌حساب می‌آمد. این عملیات را سپاه طرح‌ریزی کرد و با فرماندهی مشترک ارتش و سپاه، از چهار محور به اجرا درآمد که دارخوین و فیاضیه محورهای اصلی عملیات بودند. با اجرای کامل عملیات در این دو محور، پل‌های قصبه و حفار می‌بایست بسته می‌شد و دشمن به محاصره در می‌آمد.

 

موقعیت منطقه

منطقه عملیات ثامن‌الائمه(ع) در شرق رودخانه کارون و در حد فاصل شمال شهر آبادان و جنوب منطقه دارخوین قرار داشت و شامل سرپل دشمن به وسعت 150 تا 180 کیلومترمربع می‌شد که در اشغال نیروهای عراقی بود. عوارض حساس منطقه، رودخانه کارون و دو جاده اهواز ـ آبادان و ماهشهر ـ آبادان بودند و عوارض مصنوعی منطقه نیز بیشتر شامل مواضع و استحکامات دشمن نظیر خاک‌ریزهای متعدد، مواضع تانک، سنگرهای اجتماعی و انفرادی می‌شدند. با توجه به اهمیت دو پل قصبه و حفار برای دشمن که به‌منزله معبر و محل اتصال عقبه‌های او در شرق کارون بودند، مواضع و استحکامات فراوان و تعداد زیادی نیروی رزمی در این دو محور وجود داشتند.

عملیات ثامن الائمه(ع)

وضعیت دشمن

دشمن برای استقرار در منطقه سرپل، واقع در شرق رودخانه کارون، دچار تناقض بود؛ از یک‌سو به لحاظ اهمیت منطقه ضرورت حفظ آن می‌بایست از نیروی بسیاری استفاده می‌کرد و از سوی دیگر، با توجه به محدودیت عقبه خود، تجمع این میزان نیرو برایش ناممکن بود. در عین حال، شناخت عراقی‌ها از توان نیروی خودی در عقب راندن دشمن ـ به‌ویژه پس از ناکامی ارتش در عملیات‌های سوم آبان 1359 و بیستم دی 1359 ـ آن‌ها را مطمئن کرده بود که مورد تعرض جدی قرار نخواهند گرفت. استعداد و آرایش یگان‌های دشمن در این منطقه برابر اسناد به‌دست‌آمده از تیپ 8 مکانیزه ارتش عراق در 26 مرداد 1360 عبارت بودند از:

  1. تیپ 8 مکانیزه از لشکر 3 زرهی که با سه گردان مکانیزه و یک گردان تانک در شمال سرپل و جنوب سلیمانیه مواضع پدافندی را اشغال و تحکیم کرده بود.
  2. تیپ 6 زرهی از لشکر 3 زرهی که با سه گردان تانک و یک گردان مکانیزه در قسمت مرکزی و شرقی در شمال جاده ماهشهر ـ آبادان مستقر بودند.
  3. تیپ 44 پیاده از لشکر 11 پیاده، که با یک گردان تحت امر لشکر 3 زرهی در قسمت جنوبی منطقه سرپل و جنوب جاده ماهشهر ـ آبادان مستقر بود.
  4. تیپ 12 زرهی از لشکر 3 در غرب کارون در احتیاط قرار داشت و گردان‌های تانک الطارق و سیف سعد و چند گردان جیش الشعبی، گردان پیاده از تیپ 44 و گردان 1 از تیپ 33 نیروی مخصوص نیز در منطقه شرق کارون استقرار داشتند.

برابر شواهد، قراین و اسناد موجود، در پی گسترش حملات رزمندگان اسلام به منطقه اشغالی سرپل در نیمه اول سال 1360، دشمن دچار اضطراب شده و احتمال حمله نیروهای خودی را پیش‌بینی می‌کرد. با این حال، عراقی‌ها تصور می‌کردند که نیروهای اسلام از انجام دادن عملیاتی دقیق و برنامه‌ریزی‌شده در سطحی گسترده ناتوان هستند. در واقع، فرماندهی عراق احتمال تدارک حمله از محور شرق رودخانه را پیش‌بینی می‌کرد اما به‌هیچ‌وجه تصور نمی‌کرد این حمله، گسترده و همه‌جانبه باشد.

  1. استعداد دشمن در این منطقه برابر یک لشکر تقویت‌شده بود، ضمن این‌که فرمانده سپاه سوم می‌توانست از احتیاط لشکرهای 5 مکانیزه و 9 زرهی که در جنوب غربی اهواز و سوسنگرد مستقر بودند، برای تقویت لشکر 3 زرهی استفاده کند.

همچنین دشمن پیش‌بینی می‌کرد که در صورت حمله، محور اصلی تهاجم در محور تیپ 8 مکانیزه در منطقه سلیمانیه با پیشروی به سمت پل‌های قصبه و حفار، خواهد بود، لذا برای تقویت این محور، اقداماتی به عمل آورد.

 

طرح عملیات

 

الف) اهداف و مأموریت

هدف اصلی عملیات، انهدام نیروهای دشمن در شرق رودخانه کارون و تصرف و تأمین منطقه بود.

سران نظامی امیدوار بودند با انجام عملیات ثامن‌الائمه(ع) تهدید احتمالی دشمن برای تصرف آبادان که عراق آن را به‌صورت اهرم فشاری علیه ایران در تبلیغات خود مورداستفاده قرار می‌داد، خنثی شود. از سوی دیگر، در این عملیات پس از پاک‌سازی شرق رودخانه کارون، نیروهای خودی از خطوط پدافندی آزاد شده و امکان به‌کارگیری آنها در مراحل بعدی آزادسازی مناطق اشغالی، فراهم می‌شد.

 

ب) سازمان رزم

ترکیب نیروهای عمل‌کننده در این عملیات، شامل ارتش، سپاه، بسیج و نیروهای ژاندارمری به این شرح بود:

- لشکر 77 با سه تیپ شامل 9 گردان نیروی پیاده؛

- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با 16 گردان نیروی پیاده که در سازمان سه قرارگاه تیپی عمل می‌کرد؛

- تیپ 37 زرهی شیراز؛

- گردان 251 تانک از لشکر 16 زرهی؛

- گردان 107 ژاندارمری؛

- گروه رزمی 291 تانک؛

- جهاد سازندگی، علاوه بر احداث جاده وحدت در فروردین 1360، امور مقدماتی مهندسی عملیات را انجام داد.

پس از حذف بنی‌صدر برای نخستین بار بود که نیروهای عمل‌کننده در چنین مقیاسی با هم ترکیب شده به نحو شایسته‌ای با یکدیگر همکاری و هماهنگی می‌کردند، چنان‌که این اقدام، الگوی مناسب برای ادامه همکاری ارتش و سپاه در سایر عملیات‌ها شد.

 

ج) طرح مانور

در طرح مانور، سه محور عمده و یک محور فرعی برای انجام عملیات در نظر گرفته شده بود: محور شمالی شامل منطقه دارخوین و محمدیه و محور جنوبی شمال محور فیاضیه و ایستگاه 7 بود. بر اساس این طرح، تلاش فرعی نیروها برای پشتیبانی نیز در محور جاده ماهشهر ـ آبادان انجام می‌شد. در این میان، محور دارخوین و فیاضیه با هدف تصرف و تأمین پل‌های حفار و قصبه دارای اهمیت بیشتری بودند و در صورت برخورداری نیروهای خودی از سرعت عمل، امکان انهدام و اسارت بسیاری از افراد دشمن در این محور وجود داشت. و همین ضرورت، در آرایش نیروها مؤثر بود، که به‌این‌ترتیب مشخص شد:

محور دارخوین ـ محمدیه: پنج گردان از سپاه (چهار گردان آفندی و یک گردان احتیاط) و سه گردان از ارتش (دو گردان آفندی و یک گردان احتیاط) و یک گردان تانک در احتیاط و پشتیبانی.

محور فیاضیه: پنج گردان از سپاه (چهار گردان آفندی و یک گردان احتیاط) و سه گردان از ارتش (یک گردان آفندی و دو گردان احتیاط).

محور جاده ماهشهر ـ آبادان: دو گردان از سپاه (یک گردان آفندی و یک گردان احتیاط) و دو گردان از ارتش (یک گردان آفندی و یک گردان پدافند).

برای پشتیبانی عملیات، سه گردان توپخانه و 50 قبضه سلاح پدافند هوایی در نظر گرفته شد.

در مجموع به نظر می‌رسید، دشمن به دلیل برخورداری از نیروی احتیاط و به‌ویژه امکان به‌کارگیری لشکرهای 5 مکانیزه و 9 زرهی تحت امر سپاه سوم، در موضع برتری قرار داشت، لیکن نیروهای خودی با توجه به شناخت دقیق از دشمن، ویژگی برتر عملیاتی، ترکیب جدید سپاه و ارتش ـ که پیش از این هرگز در این سطح وجود نداشت ـ و بهره‌برداری مناسب از زمین، از موقعیت بهتری برخوردار بودند. افزون بر این، دشمن به لحاظ درک و باوری که از توان نیروهای خودی داشت، به‌طور نسبی در غافل‌گیری به سر می‌برد و این عوامل در مجموع می‌توانست دست‌یابی به پیروزی را آسان کند.

در این میان افزایش قابل‌توجه نیروهای سپاه در مقایسه با عملیات‌های پیشین و نقش طراحان نظامی سپاه در طرح‌ریزی و هدایت عملیات، از جمله ویژگی‌های عملیات ثامن‌الائمه(ع) و عامل برتری نیروهای خودی در برابر دشمن بود.

بدین ترتیب، عملیات ثامن‌الائمه(ع) به‌منظور شکستن محاصره آبادان و انهدام نیروهای دشمن در شرق رودخانه کارون پس از آماده‌سازی مقدمات آن، آغاز شد.

عملیات ثامن الائمه(ع)

فرماندهی و هدایت

همکاری سپاه و ارتش در طراحی، در اجرای عملیات نیز موردتوجه قرار گرفت. از این‌رو فرماندهی و هدایت عملیات نیز با شرکت فرماندهان این دو سازمان نظامی انجام گرفت. تا قبل از عملیات، فرماندهی نیروهای سپاه در منطقه شرق کارون چنین بود:

فرماندهی منطقه را ستاد عملیات جنوب به عهده داشت؛ فرمانده ستاد برادر رحیم صفوی بود و برادران غلامعلی رشید جانشین وی و حسن باقری مسئول اطلاعات این ستاد بودند. منطقه اشغالی شرق کارون به چهار جبهه تقسیم شده بود:

1- جبهه‌ی فیاضیه با فرماندهی احمد کاظمی، جانشین وی یدالله کلهر.

2- جبهه‌ی ذوالفقاری (ایستگاه 7 و ایستگاه 12) به فرماندهی جعفر اسدی، جانشین وی مرتضی قربانی.

3- جبهه‌ی ماهشهر به فرماندهی حبیب آغاجری و جانشین وی اسحاق عساکره.

4- جبهه‌ی سلیمانیه ـ دارخوین به فرماندهی حسین خرازی.

از سوی دیگر، مأموریت تیپ 2 لشکر 77 ارتش به فرماندهی سرهنگ منوچهر کهتری در جبهه‌ی فیاضیه؛ مأموریت تیپ 1 لشکر 77 ارتش به فرماندهی سرهنگ منوچهر امینیان در جبهه‌ی ذوالفقاری؛ و مأموریت تیپ 3 لشکر 77 به فرماندهی سرهنگ دوم مهدی فرمنش در جبهه‌ی سلیمانیه ـ دارخوین بود.

از سوی دیگر، مأموریت تیپ 2 لشکر 77 ارتش به فرماندهی سرهنگ منوچهر کهتری و هدایت عملیات ثامن‌الائمه(ع) قرارگاه مشترکی در شادگان، کنار جاده ماهشهر ـ شاهدگان برپا شد که برادر یوسف کلاهدوز (قائم مقام فرمانده کل سپاه) و سرتیپ ظهیرنژاد (فرماندهی نیروی زمینی ارتش) فرماندهی آن را به عهده داشتند و این قرارگاه مرکزی فرماندهی عملیات ثامن‌الائمه(ع) محسوب می‌شد.

ستاد عملیات جنوب برای هدایت بهتر عملیات، هریک از محورها را میان مسئولان سپاه و ارتش تقسیم کرد. فرماندهی محور فیاضیه را رحیم صفوی و سرهنگ کهتری (فرمانده تیپ 2 لشکر 77) به عهده داشتند که برادران احمد کاظمی و یدالله کلهر زیر نظر رحیم صفوی عهده‌دار هدایت نیروهای سپاه در خط شدند. فرماندهی محور ذوالفقاری نیز به عهده‌ی برادر غلامعلی رشید و سرهنگ امینیان (فرمانده تیپ 1 لشکر 77) گذاشته شد و برادران جعفر اسدی و مرتضی قربانی زیر نظر برادر رشید هدایت نیروهای سپاه را در این محور عهده‌دار بودند. در محور دارخوین برادر حسن باقری و سرهنگ دوم مهدی فرمنش (فرمانده تیپ 3 لشکر 77) فرماندهی را به عهده داشتند و برادر حسین خرازی هدایت نیروهای سپاه را در خط حمله به عهده داشت. در محور ماهشهر برادر اسحاق عساکره به اتفاق فرمانده یگان ژاندارمری در این محور، عهده‌دار هدایت و فرماندهی عملیات در این محور بودند.

عملیات ثامن الائمه(ع)

شرح عملیات

عملیات در ساعت 1 بامداد روز پنجم مهر 1360 آغاز شد. قوای ایران در ساعات نخست عملیات، با تهاجم به مواضع دشمن و درهم شکستن مقاومت نیروهای آنان، خاک‌ریزهای اول دشمن را تصرف و تأمین کردند. مقاومت اولیه نیروهای عراقی در برخی از محورها و به‌ویژه تداوم آن در منطقه پل حفار، نشان‌دهنده هوشیاری نسبی دشمن بود. بنا بر گزارش اسیران عراقی، اسارت یکی از نیروهای خودی در منطقه عملیاتی تیپ 8 مکانیزه در محور دارخوین سبب هوشیاری دشمن شده بود، ولی شناخت نادرست فرماندهان نظامی عراق نسبت به توان نیروهای خودی که بر مبنای برآوردهای عملیات‌های ناکام پیشین ایجاد شده بود، سبب شد در برابر حمله نیروهای خودی واکنش مناسبی نشان ندهند.

با روشن شدن هوا و ادامه پیشروی نیروهای خودی از محور شمالی به سمت پل مارد و تهدید عقبه نیروهای دشمن، نخستین ضربه شکننده بر نیروهای عراقی وارد آمد. با این حال، نیروهای دشمن در منطقه پل حفار همچنان مقاومت می‌کردند. گستردگی محورهای تهاجم و عقب‌ماندگی دشمن سبب شد تا نیروهای خودی با به دست گرفتن ابتکار عمل و ادامه پیشروی در محورهای مختلف، دشمن را تحت‌فشار قرار دهند.

از سوی دیگر، در پی تغییر وضعیت میدان نبرد، فرماندهی نیروهای دشمن تلاش می‌کرد تا تاریک شدن هوا به مقاومت در پل حفار ادامه دهد. دشمن قصد داشت، با تقویت منطقه، ابتدا منطقه سرپل را حفظ کند و پس از آن، با نصب پل روی رودخانه کارون، نیروهای محاصره‌شده را نجات دهد و سپس، با استقرار در منطقه غرب رودخانه کارون، از ادامه پیشروی نیروهای خودی جلوگیری کند.

بر همین اساس، دشمن در اولین اقدام، با وارد کردن تیپ 10 زرهی گارد جمهوری، سعی کرد پل حفار را حفظ کرده و با استقرار تیپ 16 زرهی از لشکر 6 زرهی در غرب رودخانه کارون، از پیشروی نیروهای خودی جلوگیری کند. تهاجم رزمندگان به نیروهای تیپ 10 سبب شد تا این نیروها در همان لحظات اولیه حضور در منطقه سرپل، محاصره ‌شده و عقب‌نشینی کنند، در صورتی‌که اگر در حمله به تیپ 10 تأخیر صورت می‌گرفت، بی‌گمان نیروهای تیپ 10 دشمن پس از حضور در منطقه، دست به ضدحمله می‌زدند.

 با آزاد شدن جاده ماهشهر ـ آبادان در ساعت 8:32 بامداد روز پنجم مهر و پیشروی نیروهای خودی از شمال به جنوب و تصرف پل قبضه، در واقع مقاومت دشمن در منطقه پل حفار، بیشتر نوعی عملیات تأخیری بود، زیرا با توجه به محدودیت عقبه دشمن، سرعت عمل رزمندگان و گستردگی محورهای تهاجم، امکان مقاومت از عراقی‌ها گرفته شده بود. در بعدازظهر همان روز بخشی از پل حفّار تصرف شده بود ولی عراقی‌ها برای باز نگه‌داشتن عقبه نیروهای محاصره‌شده خود در شرق کارون، همچنان مقاومت می‌کردند، چنان‌که با تاریک شدن هوا حرکت ستون نیروهای دشمن از اهواز به سمت خرمشهر دیده می‌شد.

بدین ترتیب، روز اول عملیات در حالی به پایان رسید که دشمن به دلیل عقب‌ماندگی، توان مقابله با نیروهای خودی را نداشت و تنها، به تاریک شدن هوا، باز نگاه‌داشتن پل حفّار برای تقویت منطقه و یا امکان عقب‌نشینی نیروهای محاصره‌شده امید بسته بود. در روز دوم عملیات (ششم مهر)، درحالی‌که پیشروی نیروهای خودی همچنان ادامه داشت، دشمن واکنش جدی از خود نشان نداد و از بعدازظهر همان روز نیروهای عراقی به‌تدریج تسلیم شده و یا عقب‌نشینی کردند و سرانجام در پایان این روز عملاً منطقه سرپل دشمن آزاد شد.

در روز سوم عملیات نیز در پی پاک‌سازی منطقه، محاصره آبادان به پایان رسید و فرمان امام خمینی مبنی بر شکستن حصر آبادان، در مدت 48 ساعت آفند تحقق یافت و نیروهای خودی پس از پاک‌سازی کامل منطقه، در ساحل شرقی رودخانه کارون استقرار یافتند. در این عملیات علاوه بر آزادسازی منطقه اشغالی در شرق رودخانه، بخش وسیعی از نیروهای خودی ـ که درگیر پدافند در منطقه بودند ـ آزاد و برای عملیات‌های بعدی آماده شدند.

 

خسارات و تلفات دشمن

  1. بیش از سه هزار تن از نیروهای دشمن کشته و زخمی شدند و نزدیک به 1800 تن از آنها به اسارت درآمدند.
  2. تعداد 90 دستگاه تانک، نفربر و خودرو دشمن منهدم شد و 160 دستگاه تانک و نفربر دیگر به همراه 180 دستگاه خودرو به غنیمت درآمدند. سه فروند هواپیما و یک فروند هلی‌کوپتر دشمن نیز در این عملیات سرنگون شدند.

افزون بر این، شمار فراوانی از امکانات دشمن شامل لودر و بولدوزر، سلاح و مهمات، منهدم شد و یا به غنیمت درآمد. از نتایج مهم این عملیات به غنیمت گرفتن ده‌ها تانک از تیپ 6 زرهی عراق بود که سپاه با استفاده از این تانک‌ها نخستین یگان زرهی خود را با نام تیپ 30 زرهی سازمان‌دهی کرد. اولین گردان زرهی این یگان در عملیات طریق‌القدس به کار گرفته شد. با به غنیمت گرفتن 20 قبضه توپ 152 و 122 میلی‌متری از دشمن، نخستین یگان توپخانه سپاه نیز شکل گرفت و در عملیات طریق‌القدس شرکت کرد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بعد از این عملیات اقدام به تشکیل تیپ‌های امام حسین(ع)، کربلا و عاشورا کرد و با استفاده از غنائم بسیاری که به دست آمده بود، آنها را تسلیح نمود. این یگان‌ها در عملیات آزادسازی بستان (طریق‌القدس) نقش موفق و مؤثری ایجاد کردند.

عملیات ثامن الائمه(ع)

 

دیدگاه جدیدی بگذارید