مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 24 مهر؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

عملیات ثامن‌الائمه (ع)

چاپلینک ثابت

عملیات ثامن‌الائمه (ع)


جزیره آبادان در جریان جنگ عراق با ایران از اهمیت راهبردی بسزایی برخوردار بود. از آغاز جنگ و نیز در طول آن، آبادان از مناطق کلیدی برای ارتش عراق به منظور درهم شکستن خطوط دفاعی ایران به شمار ‌می‌رفت، به طوری که ارتش عراق تمام توان نظامی خود را به کار گرفت تا با دستیابی به این جزیره و خطوط ارتباطی منشعب از آن، ازجمله جاده آبادان- اهواز قادر به قطع ارتباط نیرو و تدارکات از سایر نقاط کشور به اهواز، مرکز این استان، گردد. جزیره مثلت شکل آبادان در جنوب غربی استان خوزستان با رودهای کارون از شمال، بهمنشیر از مشرق، اروندرود از مغرب و با آب‌های خلیج‌فارس از جنوب محصورشده است. در ازای آن از شمال غربی تا جنوب شرقی 70 کیلومتر و مساحت آن حدود 500 کیلومترمربع است. پهنای جزیره متفاوت است؛ در قسمت شمالی جزیره، دو رود بهمنشیر و اروندرود به یکدیگر نزدیک‌تر شده، به طوری که فاصله دو رودخانه در داخل شهر آبادان از 3 تا 6 کیلومتر فراتر نمی‌رود. در نقاط جنوبی که قاعده جزیره محسوب می‌شود، دهانه رودها از یکدیگر فاصله گرفته‌اند، به‌گونه‌ای که اروندرود و بهمنشیر در مصّب خود، حدود 18 کیلومتر از یکدیگر فاصله دارند. شهر آبادان در رأس این جزیره قرار دارد و انتهایی‌ترین آبادی جزیره، آبادی ساحلی قاسمیه است.


عراق با اشغال این جزیره می­‌توانست بر اروندرود و شمال خلیج‌فارس تسلط یابد. اهمیت این مسئله نقش مهم منطقه ویژه خرمشهر و جزیره آبادان را روشن کرده و به عبارتی می­‌توان گفت که حفظ این منطقه و جلوگیری از اشغال آن توسط نیروهای عراقی به‌نوعی سرنوشت جنگ را مشخص کرد.

 

 

پس از تهاجم سرتاسری ارتش عراق در 31 شهریور 1359، تیپ 6 زرهی عراق در 19 مهر 1359 با نصب پل بر روی کارون و عبور از آن، جاده اهواز آبادان را اشغال کرد، سپس با پیشروی به سوی آبادان جاده ماهشهر را در 23 مهر تصرف نموده و شهر آبادان عملا در محاصره قرار گرفت. با سقوط خرمشهر در چهارم آبان، محاصره آبادان تنگ‌تر و از سه طرف زیر آتش دشمن قرار گرفت. در زمان محاصره بندر چوئبده در ۴۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر آبادان، تنها مرکز اتصال آبادان به بندری راهبردی برای تدارکات، پشتیبانی، نقل ‌و انتقال نیرو و مهمات به آبادان و خط مقدم جبهه به‌حساب می‌آمد.


پس از تصرف شهر خرمشهر و به محاصره درآمدن شهر آبادان، بندر چوئبده به مرکزی برای پشتیبانی رزمندگان و رساندن آذوقه و مهمات در جهت شکست حصر آبادان تبدیل شد. با تصرف جاده‌های ارتباطی آبادان به اهواز و آبادان به بندر ماهشهر و به محاصره درآمدن کامل آبادان، تأمین مهمات، انتقال مجروحان و خروج مردمی که هر ساعت و دقیقه زیر توپ‌های خمسه خمسه و خمپاره‌های رژیم بعثی، مجروح و یا مجبور به ترک خانه و کاشانه خود می‌شدند با مشکل روبه‌رو و غیرممکن شد و برخی از مردم در این جاده‌های مواصلاتی به دست سربازان عراقی اسیر شدند. ازاین‌رو تنها راه برای تأمین اندک مهمات جبهه و جابجایی مردم و زخمی‌ها، از طریق راه‌آبی بندر ماهشهر به چوئبده و یا از طریق بالگردهای هوانیروز به این بندر صورت می‌گرفت.


محاصره آبادان برگ برنده‌ای در دست ارتش عراق بود تا در موقعیت مناسب بتواند اراده خود را به مقابل تحمیل کند. ورود و خروج به این شهر تنها از طریق دریا ممکن بود.


پیام امام


با حصر آبادان، امام خمینی (ره) در ۱۴ آبان ۱۳۵۹ فرمودند که «من منتظرم این حصر آبادان از بین برود و هشدار می‌دهم به پاسداران، قوای انتظامی و فرماندهان قوای انتظامی که باید این حصر شکسته شود؛ مسامحه نشود در آن. حتماً باید شکسته بشود. فکر این نباشد که ما اگر این‌ها هم آمدند، بیرونشان می‌کنیم. اگر این‌ها آمدند. خسارات بر ما وارد می‌کنند. نگذارند این‌ها بیایند در آبادان وارد بشوند.» امام (ره) در این مدت جنگ و دستور به فرماندهان نظامی برای اولین بار صحبت خود را با «باید» شروع کرده بودند که این ادبیات خاص امام، نشان از اهمیت شکست حصر آبادان داشت. البته با سقوط آبادان، همواره یافتن راهی برای آزادسازی این شهر استراتژیک در دستور کار فرماندهان نظامی قرار داشت تا اینکه در آغازین ماه‌های ۱۳۶۰ شهید یوسف کلاهدوز، قائم‌مقام وقت فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طرح شکست حصر آبادان را که توسط شهید حسن باقری طراحی‌شده بود به شورای عالی دفاع ارائه کرد. پس از گفت و نظرهای زیاد، نهایتاً طرح مشروط به هماهنگی با «لشکر ۷۷» به تصویب رسید. از زمان صدور فرمان تاریخی امام (ره) تا پدید آمدن توان رزمی مناسب نیروها برای اجرای عملیات ثامن‌الائمه (ع), تلاش­های زیادی به عمل آمد که به محدود شدن منطقه سرپل دشمن در شرق کارون و خودداری دشمن از ادامه تلاش برای تصرف جزیره آبادان و یا توسعه در محور اهواز- آبادان و آبادان- ماهشهر شد و نیروهای دشمن نتوانستند جزیره آبادان را اشغال و محاصره کامل کرده و راه‌آبی از قسمت شرقی بهمنشیر را برای خود باز نگه دارند.


طراحی عملیات


بررسی و طرح نقشه‌های اولیه انجام عملیات از مدتی قبل با اولویت جلوگیری از پیشرفت، تثبیت و انهدام کامل نیروهای عراق تهیه شد و عصر چهارم مهرماه ۱۳۶۰ فرماندهان لشکر ۷۷ و سرداران رحیم صفوی و شهید کلاهدوز از سوی سپاه در قرارگاه تاکتیکی شادگان محل فرماندهی این لشکر حضور یافتند. از سوی رحیم صفوی و حسن باقری چندین جلسه با فرماندهان لشگر 77 خراسان برگزار شد و قرار شد طرح حسن باقری به اجرا درآید. لشگر 77 خراسان پیشنهاد داد عملیات با نام ثامن‌الائمه انجام شود که سپاه آن را پذیرفت. نام این عملیات به دلیل آنکه لشکر ۷۷ خراسان مربوط به مشهد الرضا (ع) بود ویکی از یگان‌هایی بود که در این عملیات حضور داشت، به نام عملیات ثامن‌الائمه (ع) تعیین شد.

 

 

نیروهای عمل‌کننده در این عملیات بزرگ از «لشگر 77 خراسان» شامل سه تیپ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 16 گردان نیروی پیاده در سازمان سه قرارگاه تیپی، «تیپ 37 زرهی شیراز»، «گردان 251 تانک» از «لشگر 16 زرهی قزوین»، «گردان 107 ژاندارمری»، «گروه رزمی 291 تانک» و جهاد سازندگی بودند. برای اولین بار عملیاتی به این گستردگی آغاز می‌شد که منطقه‌ای اشغالی توسط عراق به وسعت 150 کیلومترمربع را دربرمی گرفت. تیپ یک لشکر ۷۷ خراسان به فرماندهی سرهنگ «منوچهر امینیان» از کوی ذوالفقاری به منظور تصرف سرپل منطقه، تیپ ۲ لشکر خراسان به فرماندهی سرهنگ «منوچهر کهتری» از کوی فیاضیه و تیپ سه لشکر خراسان به فرماندهی سرهنگ «مهدی فرمنش» از دارخوین به منظور آزادسازی پل شناوری که عراقی‌ها در منطقه احداث کرده بودند، اقدام به انجام عملیات کردند. هوانیروز و نیروی هوایی ارتش نیز در پشتیبانی از عملیات رزمندگان، مواضع نیروهای عراق را به‌شدت موردحمله قرار دادند.


هدایت و فرماندهی نیروهای سپاه نیز به عهده رحیم صفوی، غلامعلی رشید و حسن باقری در سه محور اصلی عملیات دارخوین، ماهشهر و آبادان بود. رحیم صفوی در فیاضیه آبادان مستقر شد. غلامعلی رشید در محور ایستگاه هفت و جاده ماهشهر و حسن باقری در محور دارخوین مستقر شدند. حسن باقری در محور دارخوین نیروهایش را به 11 گروه رزمی سازمان‌دهی کرد به نحوی خودش با هر 11 گروه تماس بیسیمی داشته باشد. در گام دوم نیروهایش را تا رده دسته کاملا به کل عملیات توجیه کرد و در شناسایی‌ها شرکت داد تا محورهای عملیات را به خوبی بشناسند. عراق در محور دارخوین 8 رده دفاعی ایجاد کرده بود. او برنامه‌ریزی کرد که بتوانند رده‌های دشمن را دور زده و به عقبه آن‌ها دست پیدا کند. استدلال حسن باقری این بود که یک لشگر زرهی عراق به دو پل بر روی کارون متکی و با انهدام پل‌ها دشمن در محاصره قرار می‌گیرد. لذا قرارگاه تیپ 6 زرهی را در کنار پل قصبه هدف گرفت تا هم‌زمان پل و قرارگاه دشمن را به کنترل خود درآورد.


شروع عملیات


عملیات در ساعت ۱ بامداد روز پنجم مهر ۱۳۶۰ با رمز نصر من ا... و فتح قریب آغاز شد. نیروهای عمل‌کننده در ساعات اولیه موفق شدند ضمن عبور از موانع، مواضع دشمن را در جاده ماهشهر-آبادان (در محور شرقی) و شمال نهر شادگان در محور شمالی و خطوط مقدماتی در محور جنوبی به تصرف درآوردند و بدین ترتیب خاکریزهای اول دشمن را تصرف و تأمین کردند. طبق پیش‌بینی تسلط بر پل قصبه و قرارگاه دشمن باعث ریزش رده‌های دفاعی دشمن شد و جبهه دشمن در آبادان و ماهشهر سقوط کرد. ادامه عملیات از این پس در بعضی از محورها با مشکلاتی مواجه شد، به‌طور مثال در محور جنوبی و در جبهه فیاضیه خطوط دشمن سقوط نکرد و درگیری به‌روز کشیده شد. به همین خاطر عملیات از سرعت کافی برخوردار نبود و پل حفار به دلیل مقاومت‌های دشمن به تصرف درنیامده بود؛ اما در محور شمالی، عملیات طبق برنامه پیش‌بینی‌شده در جریان بود و پل قصبه در ساعت ۱۰ صبح از دست دشمن خارج شد. با این حال تا ساعت ۱۱ صبح، به جز در محور دارخوین، عملیات از توفیق چندانی برخوردار نبود. تیپ سه لشکر ۷۷ خراسان که از دارخوین به سمت پل قسوه رسیده بود ساعت ۳۰/۱۱ دقیقه روز پنجم مهرماه ۱۳۶۰ اولین اهداف خود را تصرف کرد و با انجام موفق عملیات شرق کارون به اشغال لشکر ۷۷ خراسان درآمد. به موازات آن حسن باقری نیز از محور شمال پس از تسلط در منطقه مارد و قصبه، نخستین ضربه شکننده را بر نیروهای عراقی وارد کرد. نیروهای دشمن در منطقه پل حفار همچنان مقاومت می‌کردند. حسن باقری با به دست گرفتن ابتکار عمل و ادامه پیشروی به طرف حفار تلاش کرد با غلامعلی رشید فرمانده محور آبادان الحاق کند. در بعدازظهر همان روز بخشی از منطقه شمال پل حفار را آزاد کرد ولی نیروهای دشمن برای باز نگه‌داشتن عقبه نیروهای محاصره‌شده خود در شرق کارون، همچنان مقاومت کردند.

 

 

با پیشروی نیروهای خودی در محور شمالی به سمت پل حفار، عقبه دشمن به‌طور جدی و اساسی متزلزل شد و این امر موجب کاهش مقاومت‌های قوای عراقی شد. در روز ششم مهر درحالی‌که حسن باقری و غلامعلی رشید در حال الحاق بودند، دشمن واکنش جدی از خود نشان نداد و از بعدازظهر همان روز نیروهای عراقی به تدریج تسلیم‌شده و یا عقب‌نشینی کردند؛ به عبارت دیگر با سقوط پل حفار توسط نیروهای خودی، در ساعت ۱۴ الحاق محور شمالی و جنوبی در حاشیه رودخانه کارون حاصل شد و درنتیجه نیروهای باقی‌مانده دشمن اعم از پیاده، زرهی و... به محاصره کامل درآمدند.


در شرق کارون نیروهای دشمن پس از مواجه با قوای خودی، دچار از هم گسیختگی شد و با روشنایی صبح فشار برای عقب‌نشینی و فرار در رده‌های پایین افزایش یافت، البته تا قبل از سقوط پل‌ها، فرماندهان عراقی تأکید زیادی بر مقاومت و ایستادگی کارکنان داشتند. پاره‌ای از مقاومت‌های دشمن موجب شد تا پس از تصرف خطوط اول توسط نیروهای خودی در بعضی از محورها عملیات متوقف شود اما با سقوط پل قصبه فرماندهان عراقی به نیروهای خود دستوراتی مبنی بر تغییر مواضع قبلی صادر کردند. دشمن مترصد بود تا با مشغول کردن نیروهای خودی در صورت امکان به نصب پل‌های دیگر مبادرت ورزیده و ابتکار عمل را در دست بگیرد؛ اما سرعت عمل رزمندگان، به خصوص در محور دارخوین موجب سلب فرصت از دشمن شده و پل دوم نیز پس از ساعاتی به تصرف درآمد. با تصرف پل دوم، اوضاع منطقه به کلی تغییر کرد و نیروهای عراقی به‌طور دسته‌جمعی و گروه‌گروه خود را تسلیم نیروهای رزمنده کرد. دریکی از این موارد خدمه ۳۰ تانک به همراه تانک‌ها و فرمانده خود تسلیم نیروهای ایرانی شدند. سرانجام در روز سوم عملیات در پی پاک‌سازی منطقه، محاصره آبادان به پایان رسید


عملیات ثامن‌الائمه به عنوان نقطه شروع عملیات گسترده رزمندگان اسلام از آغاز جنگ به شمار می‌رود. این عملیات در طلیعه استراتژی هجومی نیروهای نظامی ایران قرار دارد.


نتایج مهم این عملیات عبارت بود از:


1.    تصرف و تأمین ساحل شرقی رودخانه کارون
2.    شکستن حلقه محاصره آبادان
3.    آزادسازی بیش از 150 کیلومترمربع از اراضی اشغالی
4.    کشته و زخمی شدن بیش از 3 هزار نفر و اسارت  1656 نفر از نیروهای دشمن


عملیات ثامن‌الائمه (ع) به منزله نقطه عطف و حلقه وصلی برای تغییر استراتژی جنگ از وضعیت گذشته به وضعیت جدید محسوب می‌شود. بعد از حذف بنی‌صدر، برای نخستین بار بود که نیروهای عمل‌کننده در این حد گسترده باهم ترکیب‌شده و به نحو شایسته‌ای با یکدیگر همکاری و هماهنگی می‌کردند به طوری که این اقدام الگوی مناسبی برای ادامه همکاری ارتش و سپاه در عملیات‌های دیگر شد.


به دنبال این پیروزی، تعدادی از فرماندهان سپاه و ارتش برای ارائه گزارش عملیات فوق به امام خمینی (ره) با هواپیمای سی ۱۳۰ که تعدادی از مجروحان جنگ را برای مداوا به تهران انتقال می‌داد، قصد عزیمت به این شهر را داشت. در موقع عزیمت در منطقه کهریزک تهران هواپیما دچار سانحه شد و شهید فلاحی به همراه سرهنگ فکوری مشاور رئیس ستاد مشترک ارتش، امیر نامجو فرمانده نیروی هوایی ارتش، جهان‌آرا فرمانده سپاه خرمشهر و کلاهدوز از فرماندهان وقت سپاه به شهادت رسیدند.

 

 

دسته بندی اخبار: 
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید