مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

عملیات مرصاد نماد وحدت و یکپارچگی مردم و رزمندگان اسلام

چاپلینک ثابت

با آغاز سال 1367 و به دنبال فرسایشی شدن جنگ هشت ساله و نیز با توجه به حمایت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی از عراق، ضعف‌های اساسی ایران در جبهه‌های جنگ در برابر عراق نمایان شد. به همین دلیل، ارتش عراق توانست در یک سلسله عملیات، مناطق فاو، شلمچه و مجنون را که قبلاً به تصرف ایران درآمده بود، آزاد ساخته و تلفات فراوانی را نیز به نیروهای ایران وارد کند. از سوی دیگر، حمله‌ی موشکی ناو جنگی امریکا به هواپیمای مسافربری ایران، نشان‌دهنده‌ی عزم این ابرقدرت برای اِعمال فشار مستقیم بر ایران به‌منظور خاتمه دادن به جنگ بود. بنابراین، مسئولان ایران با ملاحظه‌ی اوضاع سیاسی، اقتصادی، نظامی و ... تصمیم به پذیرش قطع‌نامه 598 سازمان ملل گرفته و موافقت خود را با آن به دبیرکل سازمان ملل اعلام کردند. 

 

پس از اعلام رسمی موافقت ایران با قطع‌نامه 598 در 27تیر1367، ارتش عراق بار دیگر از محورهای جنوب و غرب به ایران حمله کرد و این بار حتی بیش‌تر از ماه‌های اول جنگ در غرب کشور، پیشروی کرد. سرلشکر وفیق السامرایی در کتاب ویرانی دروازه‌ی شرقی به صراحت بیان می‌کند که پس از اقدام ایران به پذیرش قطع‌نامه، در کاخ ریاست‌جمهوری عراق جلسه‌ای تشکیل شد که در آن سرلشکر فاضل البراک تکریتی مدیر سرویس‌های اطلاعاتی عراق، سپهبد صابرالدوری و مسعود رجوی حضور داشتند. آن‌ها در این جلسه درباره‌ی پیشروی سریع نیروهای سازمان به عمق خاک ایران و به‌سوی تهران و سپس سرنگون کردن نظام ایران و به دست گرفتن کنترل امور به‌وسیله‌ی سازمان، به بحث و تبادل نظر پرداختند. درباره‌ی ابعاد گوناگون این عملیات نیز جلسه‌ای در حضور شخص صدام حسین تشکیل شد و در نهایت پس از ابراز اطمینان مسعود رجوی، صدام ضمن این‌که این عملیات را فرصتی طلایی برای نابودسازی نظام ایران داشت، با اجرای آن موافقت کرد.

 

در واقع تحلیل سازمان در مقطع نهایی جنگ ایران و عراق چنین بود که با بهره‌گیری از جنگ و استقرار در عراق و تشکیل ارتش آزادی‌بخش ملی، می‌تواند از طریق جنگ جبهه‌ای نظام ایران را سرنگون کند. سازمان مجاهدین در این مرحله، ضمن گسترش دامنه‌ی عملیات‌های خود، اندیشه‌ی خیز نهایی به‌سوی تهران را در سر می‌پروراند و از سوی دیگر با تحلیلی اشتباه بر این باور بود که ایران قطع‌نامه 598 را نخواهد پذیرفت و در نتیجه جنگ تا شکست نهایی ایران ادامه می‌یابد. به همین دلیل اعلام خبر موافقت ایران با قطع‌نامه، شوک دیگری بر استراتژی سازمان وارد کرد. در نشستی که پس از اعلام این خبر در سازمان برگزار شد، رجوی دلیل این امر را ضعف بیش از حد ایران برشمرد، وی همچنین برقراری صلح بین دو کشور را به منزله‌ی پایان کار سازمان دانست و بنابراین، شعار "اول مهران، بعداً تهران" را مطرح کرد. البته سازمان در این مقطع در مورد توان رزمی خود و همچنین میزان حمایت مردمی از این سازمان نیز دچار سوء برداشت بزرگی شده بود که همین امر در نهایت، موجب آغاز عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان شد.

 

مسئولان سازمان به‌ویژه با توجه به ائتلاف ضمنی ابرقدرت‌ها در حمایت از عراق، می‌پنداشتند که جنگ ایران و عراق به شکست ایران می‌انجامد و به دنبال آن مردم ایران آماده‌ی شورش علیه نظام جمهوری اسلامی خواهند بود. بر این اساس، سازمان این ایده را در سر داشت که رهبری مخالفان را بر عهده گرفته و حکومت جمهوری اسلامی را سرنگون کند. گفته می‌شود که بر طبق طراحی انجام‌شده قرار بود عملیات فروغ جاویدان برای سالگرد آغاز جنگ یعنی 31 شهریور 1367 اجرا شود، اما به دنبال پذیرش غیرمنتظره‌ی قطع‌نامه 598 توسط ایران، سازمان مجبور شد به‌سرعت این عملیات را اجرا کند.

 

روز جمعه 31تیر1367، در قرارگاه اشرف (واقع در صدکیلومتری شمال غرب بغداد) جلسه‌ای برگزار شد و مسعود رجوی تصمیم خود را برای اجرای عملیاتی تحت عنوان فروغ جاویدان و فتح تهران اعلام کرد. تعداد نیرو‌های مهیاشده برای این عملیات در حدود 4500 تا 5000 نفر برآورد شده‌اند. این افراد در قالب 25 تیپ رزمی (هریک با استعدادی حدود 160 تا 180نفر)، سازمان‌دهی و برای اجرای عملیات در 5 محور به این شرح تقسیم‌بندی شدند:

 

1. محور اول به فرماندهی مهدی براتی با 3 تیپ تحت امر برای تصرف شهرهای کرند و اسلام‌آباد.

 

2. محور دوم به فرماندهی ابراهیم ذاکری با 5 تیپ تحت امر، برای تصرف کرمانشاه.

 

3. محور سوم به فرماندهی محمود مهدوی با 2 تیپ تحت امر، برای تصرف همدان.

 

4. محور چهارم به فرماندهی مهدی افتخاری با 2 تیپ تحت امر، برای تصرف قزوین.

 

5. محور پنجم به فرماندهی محمود عطایی و معاونت مهدی ابریشم‌چی با 13 تیپ تحت امر، برای تصرف تهران.

 

همان‌گونه که در این تقسیم‌بندی هم آمده است، تصرف شهرهای بزرگی مثل کرمانشاه، همدان، قزوین و تهران جزو اهداف این عملیات به شمار می‌آمد.

 

عراق در عملیات فروغ جاویدان، نیروهای مجاهدین خلق را به انواع تجهیزات از جمله تانک، نفربر، خمپاره‌انداز، تیربار، توپ‌های 122میلی‌متری و 106 میلی‌متری، کامیون و خودرو مجهز کرده بود. همچنین ارتش عراق علاوه بر اجرای آتش سنگین و بی‌سابقه‌ی توپ‌خانه، هم‌زمان با پیشروی نیروهای مجاهدین در خاک ایران برای ممانعت از عملیات هوایی ایران علیه قوای مجاهدین، با هواپیماهای جنگی خود پایگاه‌های هوایی همدان، دزفول و نیز پادگان تیپ2 سقز و پایگاه هوانیروز کرمانشاه را بمباران کرد.

 

بدین تربیت، سازمان مجاهدین خلق بر اساس تحلیل و برداشت خود و با مغتنم دانستن فرصت پیش‌آمده، در سوم مرداد 1367، عملیات خود موسوم به فروغ جاویدان را آغاز کرد. طبق برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده، در این روز، یگان‌های ارتش آزادی‌بخش از قرارگاه خود در عمق خاک عراق حرکت کرده و ساعت 16 با عبور از مرز خسروی عملیات خود را آغاز کرد. از آنجا که بیش‌تر نیروهای ایرانی در جبهه‌های جنوب حضور داشتند، عناصر سازمان با کم‌ترین درگیری ممکن، وارد کرند شدند؛ هم‌زمان با این حرکت سازمان، عراق نیز با اجرای آتش سنگین توپ‌خانه‌، از عملیات پشتیبانی می‌کرد و همین امر موجب شهادت عده‌ای از روستاییان منطقه شد؛ در ادامه‌ی عملیات فروغ جاویدان، شهر اسلام‌آباد نیز به تصرف نیروهای سازمان درآمد.

 

با پیشروی سریع اولیه‌ی نیروهای سازمان، منطقه‌ی مرزی گیلانغرب شاهد کشتارهای گسترده‌ای بود. در منطقه‌ی اسلام‌آباد، بعد از آن‌که نیروهای سازمان مجاهدین خلق به مقرهای دولتی راه یافتند و آن‌ها را ویران کردند، جنایات وحشتناکی نیز مرتکب شدند که هدف آن‌ها ایجاد رعب و وحشت برای جلب حمایت مردمی بود.

 

هر چند در آغاز عملیات نیروهای سازمان توانستند در عرض بیست و چهار ساعت خود را به 34 کیلومتری کرمانشاه برسانند، اما برخلاف تصور مسئولان سازمان مردم هیچ‌گونه همراهی با آنان نکردند، حتی پس از اطلاع از تجاوز مجاهدین خلق، درصدد مقابله برآمده و به جبهه‌‏های جنگ اعزام شدند. مجاهدین خلق، خوشحال از پیشروی‌های مقدماتی و در یک اقدام عجولانه، راهی باختران (کرمانشاه) شده و به خیال خود، قصد حرکت به سمت تهران و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران را کردند. رادیو مجاهدین، با ارسال پیام به مردم باختران، از آن‌ها خواست که زمینه را برای ورود ارتش آزادی‏بخش مهیا سازند و آماده‌ی جذب در گردان‏‌ها و لشکرها باشند. نیروهای ایرانی نیز از صبح روز چهارم مرداد به مقاومت در برابر تهاجم سازمان پرداختند. به دنبال آن از روز ششم مرداد، نیروهای سپاه پاسداران با اجرای عملیاتی موسوم به "مرصاد" به نیروهای ارتش آزادی‌بخش حمله کردند؛ در این عملیات، 3گردان از تیپ نبی اکرم، تیپ مسلم و یک گردان از ایلام حضور داشتند.  به این ترتیب نیروهای ایرانی در محور اسلام‌آباد به باختران و در محدوده‌ی ارتفاعات چهارزبر، راه را بر ستون‌های متجاوز بسته و تعداد فراوانی از ادوات سنگین زرهی مجاهدین را هدف قرار داده و به آتش کشیدند. جاده‌ی باختران- اسلام‏‌آباد در همان لحظات اولیه، انباشته از ادوات سوخته شد و عکس‏‌العمل سریع رزمندگان، عناصر سازمان مجاهدین خلق را غافل‌گیر کرد. نیروهای لشکر27 محمدرسول‌الله(ص) توانستند از سه‌راهی غرب اسلام‌آباد، دشمن را دور زده و ضمن تحمیل تلفات سنگین بر آن‌ها، وارد اسلام‌آباد شوند و این شهر را از تصرف عناصر مجاهدین خارج کنند. سپس یگان‌های سپاه پاسداران با سرعت به سمت کرند پیش رفتند. سرانجام در هفتم مرداد مجاهدین به‌طور رسمی عقب‌نشینی خود را از اسلام‌آباد و کرند اعلام کردند.

 

گفتنی است در این عملیات، هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی نیز با اجرای آتش بسیار شدید روی نیروهای دشمن شکست سختی به آن‌ها وارد کرد.

 

بدین ترتیب، سازمان مجاهدین، در این عملیات، متحمل تلفات و خسارات فراوانی شد و بیش از 438 تانک و نفربر و 1200 قبضه تجهیزات نظامی از قبیل خمپاره‏‌انداز، توپ ضد هوایی و سلاح انفرادی را از دست داد. علاوه بر این ده‏‌ها تانک، نفربر، خودرو و نیز صدها سلاح سبک به غنیمت نیروهای ایران درآمد. شمار کشته‌های سازمان مجاهدین در این عملیات بین 1500 تا 2506 نفر ذکرشده است.

 

عملیات مرصاد (به معنای کمین‌گاه) نمادی جاودان و به یادماندنی از وحدت و یکپارچگی قشرهای مختلف مردم و رزمندگان اسلام در دفاع از تمامیت ارضی کشور و پاسداری از ارزش‌های والای انقلاب و آرمان‌های مقدس دینی- ملی است، این عملیات را همچنین می‌توان نشانه‌ی نفرت و انزجار ملت شریف ایران از خیانت‌کاران و کسانی که نقش ستون پنجم دشمن را در هشت سال دفاع مقدس بر عهده گرفته بودند، دانست.

 

برچسب ها: 

دیدگاه جدیدی بگذارید