مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 20 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

عملیات والفجر ۴

چاپلینک ثابت

دشت‌ وسیع‌ و دره‌ شیلر میان‌ شهر مرزی‌ بانه و مریوان با فرورفتگی‌ خاصی‌ که‌ از خاک‌ عراق‌ به‌ داخل‌ ایران‌ دارد، در گذشته‌ و در تاریخ‌ جنگ‌ تحمیلی‌ منطقه‌ مهمی‌ به‌شمار می‌رود. مهم ترین ارتفاعات منطقه پنجوین عبارتند از: سون، سور کوه و کانی مانگا که دهانه شیلر را تشکیل می دهند. ارتفاع دیگر منطقه، زله است که به شهر پنجوین مشرف می باشد. عملیات‌ والفجر ۴ با هدف‌ اتصال این‌ ارتفاعات به‌ یکدیگر در خط‌ خودی طراحی و اجرا شد. تا قبل از عملیات والفجر ۴، ارتش عراق در ارتفاعات مسلط بر شهرهای مرزی بانه و مریوان، مستقر بود و این دو شهر در دید و تیر ارتش بعثی قرار داشتند. با انجام عملیات والفجر ۴، علاوه بر دور شدن دشمن از شهرهای مرزی و قطع ارتباط گروه‌های مسلح تغذیه شده از سوی رژیم صدام، جبهه جدیدی علیه دشمن در روبروی شهرهای سید صادق و حلبچه و سد دربندیخان باز شد که بخشی از توان ارتش بعثی را به خود مشغول کرد. در صورت تحقق این هدف، خط دفاعی جبهه خودی در منطقه دشت شیلر کوتاه شد و در به کارگیری نیرو صرفه جویی می شد. همچنین راه ضد انقلاب از محور دشت شیلر مسدود شده و شهر مریوان از دید و تیر دشمن خارج می شد. علاوه بر این، شهر پنجوین و پادگان آن و پادگان گرمک به تصرف درآمده و نیروهای دشمن منهدم می شدند و سرانجام مقدمات انجام عملیات در استان سلیمانیه عراق فراهم می آمد.


عملیات در ساعت۲۳:۳۰ تاریخ ۲۷\۷\۶۲ ، با رمز "یا الله‌ یا الله‌ یاالله" از دو محور بانه و مریوان با فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) آغاز شد و ارتفاعات لری، گرمک، کنگرک، براله، مارو، خلوزه ۱ و ۲ کلو، شهدا، تخم مرغی، سه درختی و هرگنه کوچک به تصرف درآمد. پس از آن، ارتش عراق برای حفظ سایر نقاط، جلوگیری از انهدام بیش‌تر نیروهایش و نیز تشکیل خط‌‌ پدافندی جدید و مطمئن، از یک سری نقاط کم اهمیت عقب‌نشینی کرد.
 

 

در ادامه عملیات، یکی از لشکرهای سپاه پاسداران خط پدافندی خود را به پشت رودخانه قزلچه رساند و لشکر دیگر نیز پس از چند عملیات متوالی موفق شد یال شرقی سنگ معدن را تصرف کند. به این ترتیب، ارتش عراق که تحت فشار قرار گرفته و از پاتک‌های سنگین خود نیز نتیجه نگرفته بود، در تاریخ ۴\۸\۶۲ ضمن پرتاب گلوله‌های حاوی مواد شیمیایی به طرف نیروهای خودی، شهر پنجوین را تخریب کرده و تا پشت تنگه نالپاریز عقب نشست و سپس به تقویت ارتفاعات کانی‌مانگا اقدام کرد. نیروهای خودی نیز ارتفاعات تخلیه شده را به تصرف درآورده و در یک کیلومتری شهر مستقر شدند. در تاریخ ۱۲\۸\۶۲ عملیات برای تصرف ارتفاعات مهم کانی‌مانگا آغاز شد و نیروهای خودی توانستند قلل ۱۷۹۴، ۱۷۷۴، ۱۶۶۲، ۱۸۷۷ و ۱۹۰۰ را تسخیر کنند. با این حال، دشمن با پاتک‌های خود موفق شد قله ۱۹۰۰  را بازپس گیرد. چهار روز بعد، دو گردان خودی طی عملیاتی در ساعت ۴ بامداد، قله‌های ۱۹۰۰  و ۱۹۰۴ را تصرف کردند؛ امّا آتش شدید عراق مانع از استقرار آنان در این قله‌ها شد. شانزده روز بعد در ساعت ۲۱:۴۰ روز ۲۸\۸\۶۲، نیروهای خودی مجدداً وارد عمل شده و توانستند قله‌های ۱۸۳۰، ۱۸۱۰، ۱۹۰۰، ۱۹۰۴،۱۷۴۰ و ۱۶۸۰ را تصرف کنند. در این میان، عدم سقوط تنگه روکان و قله‌های ۱۶۱۶ و ۱۶۰۶ موجب شد تا امکان تدارک و پشتیبانی نیروها فراهم نیاید. به همین دلیل، بنابه دستور، برخی از نقاط تصرف شده در این مرحله تخلیه شد.

 


 
در این عملیات تیپ‌های 5 و 6 گارد ریاست جمهوری عراق که از زبده ترین واحدهای ارتش بعثی صدام بودند به کمک یگان‌های مستقر در ارتفاعات آمدند. هر دو تیپ در درگیری‌ها منهدم شدند و مواضع آن‌ها نیز به تصرف نیروهای خودی درآمد. ارتش عراق برای جلوگیری از ادامه عملیات، لشکر 7 خود را که تازه نفس بود به کمک این لشکر فرستاد که ناموفق بود. به همین دلیل یک تیپ کماندویی دیگر را نیز وارد صحنه عملیات کرد که در مرحله سوم عملیات هم این تیپ کماندویی توسط رزمندگان لشکر ۳۱ عاشورا، ظرف دو شب منهدم شد. در این عملیات ارتفاعات کانی‌مانگا بدست نیروهای خودی افتاد ولی بر اثر پاتک‌های دشمن در نهایت در اشغال ارتش عراق باقی ماند.

 

 


 
در این عملیات حدود۱ هزار کیلومترمربع آزاد شد و دو جاده مهم چوارتا به ماووت و سردشت و جاده روان دوز به سردشت که محل تردد احزاب مسلح حزب دموکرات بود مسدود شد. یک خودروی ضد گلوله مربوط به یکی از سران حزب دموکرات نیز به غنیمت گرفته شد. ۷۰۰ نفر از نظامیان عراقی اسیر شدند و «علیرضا رضائیان» یکی از فرماندهان برجسته سپاه به شهادت رسید. ایران گرچه شهر پنجوین را از سه طرف محاصره کرد ولی نتوانست آن را به تصرف خود درآورد. پس از تصرف منطقه والفجر۴، پدافند از آن بر عهده ارتش قرار گرفت.


با انجام این عملیات ۲۰۰ تن از نیروهای خودی از اسارت افراد ضد انقلاب بیرون آمدند. ارتش عراق در طول این عملیات ۱۰ فروند هواپیما ، یک فروند هلیکوپتر ، بیش از ۹۰ دستگاه تانک و نفربر زرهی ، ۲۰۰ دستگاه خودرو و انبوهی از سلاح و مهمات خود را از دست داد و ۵ دستگاه تانک و نفربر، ۱۰ دستگاه لودر و بولدوزر ، ۲۰۰ دستگاه خودرو سبک و سنگین ، ۲۰ قبضه سلاح ضد هوایی سام۷ ، مقداری وسایل مخابراتی ، مهمات و سلاح های سبک و سنگین از دشمن به غنیمت نیروهای ایرانی در آمد.


در زمان انجام این عملیات حاج محمد ابراهیم همت فرماندهی لشکر۲۷ محمد رسول الله(ص) را برعهده داشت. او پس از خاتمه‌ عملیات در اردوگاه قلاجه به تشریح عملیات پرداخت و در فرازهایی از سخنرانی خود به ایثارگری ها و جانفشانی‌های رزمندگان پرداخت. وی عنوان کرد که: در عملیات والفجر۴ سرداران بزرگی را از دست دادیم. و بسیجیان گمنامی که شاید قادر به شناختنشان نبودیم و فقط خدا توانست آنان را درک کند. این شهادت بایستی ما را در ادامه راه مصرتر و پافشرده‌تر کند. همه شما عزیزان معتقد به این مطلب هستید که جهاد یکی از درهای بهشت است و قشنگ‌تر، مانوس‌تر و زیباتر از کلمه شهادت، در تاریخ نداریم. به همین دلیل است وقتی به کلمه شهید می‌رسیم، می‌بینیم که در روز قیامت و زمان بازخواست خداوند چه احترامی بر شهید می‌گذارد. بنابر روایات اولین قطره‌خونی که به زمین چکیده می‌شود، تمامی گناهانش بخشیده می‌شود. در زندگی بعد از مرگ، مرحله‌ای داریم به نام پل صراط، برای رفتن و داخل شدن به قیامت و جواب دادن به خدا، شهید این مرحله را نخواهد داشت. با شروع عملیات والفجر۴ ضربه دیگری توی پوز دشمنان زده شد. از میله مرزی که رد می‌شویم، بیش از ۹۰۰ کیلومتر مربع در این عملیات آزاد شده است. در صحبت‌هایی که برای بچه‌ها می‌کردم، گفتم که در خیلی از کارها، خداوند ما را آزمایش می‌کند همه‌اش این نیست که پیروزی بدهد، اگر تند تند موفقیت بدهد- می‌دانید که وضع بشر خراب است – هوای نفس بر او غلبه می‌کند. یک دفعه که دو سه تا موفقیت داده شد، می‌بینی که زیر بغلش دو سه تا هندوانه است و فکر می‌کند توی آسمان، با ملائکه و فرشته‌ها پرواز می‌کند. این است که دو سه عملیات محکم و همراه با پیروزی که شد،‌ باید سختی کشید. «و ما رمیت اذ رمیت» فکر نکنید شما این گلوله‌ها را می‌زنید؛ خداست که تیرها را هدایت می‌کند. خدا می‌خواهد شما را که دارید می‌روید، صدا بزند تا حواستان باشد چه کار می‌کنید؟ این نباشد اگر یک عملیات با سختی همراه شد، یک ارتفاع گرفته شد یا اصلا هدف انهدام دشمن بود، برای بچه‌ها سخت باشد... خیلی از عزیزان را نیز در این عملیات از دست دادیم. خیلی از بچه‌های گمنام، شریف و به قول فرمانده دلاور تیپ عمار لشکر ما شهید اکبر حاجی‌پور - «دریا دل» که گمنام به شهادت رسیدند. آنان خیلی عظمت داشتند فقط خدا عظمت آن‌ها را می‌داند ما قادر نیستیم بدانیم چون از عالم غیب بی‌خبریم برادرمان حاجی پور فرمانده تیپ یک عمار، برادر مهدی خندان، معاون این تیپ و حاج عباس ورامینی، مسئول ستاد لشکر، برادرمان نظام آبادی؛ معاون گردان حمزه که از بچه‌های خوب بسیج بودند و برادر ابراهیم معصومی، فرمانده گردان کمیل و برادر میرحمید موسوی،‌ معاون گردان مسلم بن عقیل. و شهدای بسیج که همه‌شان سردار بودند و به فیض شهادت نائل آمدند. ما چاره‌ای نداریم جز این که مرد باشیم و راه این شهدا را ادامه دهیم. خداونده همه را آزمایش می‌کند. در جنگ بدر پیروزی به مسلمین می‌دهد بعد همه سر غنائم دعوا می‌کنند دنبال غنائم نباشید، دعوا نکنید. این کار را نکنید، خداوند غضب می‌کند و در جنگ احد شکست می‌خورند مگر خداوند نگفت: « نصر من الله و فتح قریب » نگوییم پس کو این پیروزی چرا این قدر کشته دادیم تا موفق شدیم. خداوند در سوره آل عمران مخصوصا آیات ۱۲۳ تا ۱۴۵ اشاره می‌کند؛‌آی آدم‌ها، فقط شما کشته نداده‌اید. دشمن هم کشته داده، خدا شما را آزمایش کرد. پیروزی و شکست دست خداست شما برای خدا نجنگیدید  و خدا هم به شما شکست داد. اشکال را در خودتان بببینید.

 

در روایت است اگر شما در جنگ شرکت کردید و برای شهادت رفتید، اگر شهید هم نشدید، اجر شهید را دارید. مواظب باشید این اجر را از بین نبرید. شما مثل شهید زنده‌اید انشاالله بتوایند راه شهدا را محکم و پرقدرت ادامه دهید. ما باید ثابت قدم باشیم خدا شاهد است این صحنه‌هایی که دارد از مقابل چشمان ما می‌گذرد کمتر از صحنه‌های صدر اسلام نیست. در صدر اسلام، آقا عبدالله (ع) ۷۲ تن یار داشت. همه‌اش ۷۲ تن بودند که می‌روند شهید می‌شوند الان چیز دیگری دارد اتفاق می‌افتد صحنه‌ای از بچه‌های تخریب لشکر برایتان تعریف کنم در مرحله دوم رسیدند به سیم خاردار یکی در گردان مالک روی سیم خاردار می‌خوابد و می‌گوید: پایتان را روی من بگذارید و رد شوید. بچه های بسیج پا بر روی پشتش می‌گذارند و می‌گذرند او روی سیم خاردار می‌خوابد یک مین زیر شکمش منفجر می‌شود و شهیدش می‌کند. کسی این قدر عاشق؟ مگر عشق بدون شناخت می‌شود؟ عشق بدون شناخت معنا ندارد در ارتش‌های دنیا، نیروهایی که عشق بدون شناخت دارند، می‌آیند و کپ می‌کنند. از جایشان تکان نمی‌خورند. از گلوله می‌ترسند این شناخت می‌خواهد که یکی روی مین بخوابد. سینه‌اش را بگذارد روی سیم خاردار تا دیگران از روی بدن او رد شوند. شوخی نیست تا درک نباشد نیت‌ها پاک نمی‌شود.

 

دسته بندی اخبار: 
یادداشت

دیدگاه جدیدی بگذارید