مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 23 دی

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

عملیات کربلای 4؛ عملیات فریب دشمن

چاپلینک ثابت
سردار محسن رضایی: این عملیات را به یک عملیات فریب تبدیل کردیم و طوری وانمود کردیم که عملیات بزرگ سالانهٔ ایران انجام شده است. بنابراین اسم مرحله اول را بجای آنکه بگوییم مرحله اول کربلا چهار آن را عملیات کربلا چهار گذاشتیم.

 

مقدمه

تحولات صحنه نبرد پس از پیروزی فاو و اقدامات نظامی دشمن که به طور گسترده و همه جانبه صورت گرفت، فرماندهان سپاه را با وضعیت جدیدی مواجه کرد. جنگ شهرها در سطح گسترده، حمله به مراکز اقتصادی، صنعتی و نفتی فشار فوق العاده ای را بر کشور وارد ساخت. به ویژه، کاهش بسیار زیاد قیمت نفت تا مرز 5/5 دلار در هر بشکه موجب تشدید این فشارها شد. همراه با این فشارها، تحرک جدید دشمن در عرصه زمینی که پس از اشغال اراضی کشور در آغاز جنگ، برای اولین بار صورت می گرفت، جبهه خودی را تحت فشار قرار داده بود. در چنین شرایطی علاوه بر مقابله با حملات عراق به خط های پدافندی در طول مرز، آماده شدن برای حمله بزرگ بعدی، مسئولیت دیگری بود که سپاه می بایست به آن جامه عمل بپوشاند.

 

به‌بیان‌دیگر، حفظ دستاوردهای فتح فاو در این جبهه و مقابله با دشمن در جبهه‌های دیگر و نیز آماده‌سازی عملیات بعدی که هرکدام از اهمیت و حساسیت ویژه‌ای برخوردار بودند، بایستی در عرض یکدیگر انجام می‌گرفتند.

 

تصرف منطقه استراتژیک فاو و جداسازی بخش جنوبی سرزمین عراق از این کشور اقتضا می‌کرد که مناطق مهمی چون بصره و ام‌القصر نیز مورد توجه قرار گیرد و به نظر می‌رسید، توقف در این منطقه و عدم توسعه وضعیت، به زیان نیروهای خودی باشد. زیرا منطقه عملیات فاو به لحاظ وسعتی که داشت از این قابلیت برخوردار بود که سلسله عملیات بعدی در همین زمان انجام شود.

 

علاوه بر این، از لحاظ نظامی، منطقه عملیاتی کربلای 4 آخرین تلاش جنگی در جنوب به شمار می‌رفت. زیرا تجربه سه سال عملیات آبی ـ خاکی سپاه در جنوب اقتضا می‌کرد که از توانایی جدیدی و سازمان رزم مبتنی بر آن استفاده شود و از تغییر منطقه عملیاتی که به سازمان جدید نیاز داشت، پرهیز گردد.

 

از نیمه دوم اردیبهشت‌ماه سال 1365، بررسی عملیات کربلای 4 در نیروی زمینی سپاه آغاز شد و پس از حدود هشت ماه اقدام فشرده در زمینه بحث‌های مانور، طراحی ابتکارات ویژه عملیاتی، برآورد نیروی موردنیاز، تعیین سازمان رزم، آماده‌سازی زمین، شناسایی دشمن، ترغیب و تهییج افکار عمومی مبنی بر انجام عملیات سرنوشت‌ساز، آغاز شد.

 

دلایل انتخاب منطقه

 

پس از پیروزی فاو که باعث به هم خوردن موازنه اراضی به نفع ایران شد، لازم بود در اقدامی دیگر که از اهمیت ویژه و هدف استراتژیک برخوردار باشد، سرنوشت جنگ به نقطه نهایی رهنمون شود. برای این منظور، منطقه جدید می‌بایست از شرایطی برخوردار می‌بود که هدف‌های موردنظر تحقق می‌یافت.

 

منطقه عمومی بصره در جنوب، مهم‌ترین مناطقی بودند که از تابستان سال 1361 همواره برای عملیات‌های بزرگ و سرنوشت‌ساز مورد توجه فرماندهان بودند و عملیات‌های متعددی در این جبهه‌ها انجام داده شده بود: شرق بصره (عملیات رمضان)، هورالهویزه (عملیات خیبر و بدر) و فاو (عملیات والفجر 8) مناطقی بودند که طی سال‌های 1361 تا 1364 عرصه نبرد میان رزمندگان اسلام و دشمن بودند. تنها منطقه‌ای که در آن عملیاتی صورت نگرفت، منطقه ابوالخصیب، جزیره مینو و بخشی از زمین شلمچه بود که در میان هدف‌های مطرح در اطراف بصره، به دلیل نزدیکی به شهر، مهم‌تر از بقیه بودند. به همین دلیل، استحکامات، آرایش سلاح و یگان‌های دشمن نیز در این زمینه (با تأکید بر شلمچه) بیشتر از سایر مناطق عملیاتی بود و همین موضوع موجب شد که طی چهار سال پس از عملیات رمضان، فرماندهان نظامی توجه جدی به این منطقه کنند. در این راستا، یکی از دلایل اصلی عدم انجام عملیات در این منطقه لزوم عبور از اروند به‌عنوان عامل اصلی تک از ابوالخصیب به شمار می‌رفت که سازمان رزم خودی، فاقد چنین تجربه‌ای بود. اما پس از فتح فاو مسئله غلبه بر اسطوره اروند ـ این مانع بزرگ در ذهن فرماندهان ـ حل شد و ثمردهی سه سال انجام عملیات آبی ـ خاکی در جنوب، عامل دیگری بود که به انتخاب این منطقه کمک کرد.

 

افزون بر این، اهمیت شهر بصره که هدف اصلی استراتژی نظامی جمهوری اسلامی پس از فتح خرمشهر به شمار می‌رفت، مهم‌ترین عامل در انتخاب این زمین برای عملیات کربلای 4 بود. زیرا برخلاف عملیات‌های قبلی، این بار، خود هدف مورد توجه قرار داشت و از انجام عملیات در اطراف آن خودداری می‌شد.

 

به‌طورکلی، از جنبه تصمیم‌گیری عملیاتی، انتخاب زمین برای دفاع یا حمله اهمیت دارد.

 

از دیگر ویژگی‌هایی که باعث انتخاب این منطقه برای عملیات شد، عوارض موجود در زمین غرب اروند در منطقه ابوالخصیب بود، زیرا وجود نهرها، نخلستان‌ها و کانال‌های کشاورزی و نیز عدم وجود استحکامات در منطقه پتروشیمی تا بصره، این منطقه را قابل‌تصرف و پدافند می‌نمود. همچنین به دلیل آن‌که دو جناح منطقه عملیاتی، از شمال به آب‌گرفتگی شلمچه و کانال ماهی گیری و از جنوب به خور زبیر و زمین‌های باتلاقی اطراف آن محدود شده بود، قدرت تحرک دشمن ضعیف برآورد می‌شد.

 

مزیت دیگر منطقه عملیاتی، واگذاری مسئولیت حفاظت و اداره آن به سپاه‌های سوم و هفتم عراق بود. مسئولیت شرق اروند به سپاه سوم و غرب آن به سپاه هفتم واگذار شده بود. به‌بیان‌دیگر، این مسئله با توجه به مانور عملیات که نفوذ از میان خط حد دو سپاه بود، یکی از ویژگی‌های برجسته منطقه عملیاتی به شمار می‌رفت.

 

بنابراین از نظر تاکتیکی این مسئله یکی از ویژگی‌های منطقه عملیاتی به شمار می‌رفت که در انتخاب آن مؤثر بود. از این‌رو، مبتنی بر این عامل، تاکتیک ویژه عملیات، عبور چند یگان در طول رودخانه اروند و عبور از تنگه بین جزایر ام‌الرصاص و بوارین تعیین شد. عبور از این نقطه معبر موجب می‌شد، حمله به چند هدف استراتژیک و مستقل امکان‌پذیر باشد.

 

بر پایه این ره‌یافت، باید نیروهای خط‌شکن و موج اول از تنگه عبور کرده و در طول اروند و در داخل آب به سمت کارخانه پتروشیمی پیشروی کرده و سپس در چپ و راست رودخانه اروند، خط را شکسته و به جلو بروند. این اقدام که هسته اصلی مانور عملیاتی به شمار می‌رفت و انتخاب زمین تا اندازه‌ای متأثر از این ویژگی بود، اهمیت بسیاری داشت، اما از نظر فرماندهان یگان‌ها و برخی فرماندهان قرارگاه‌ها، پیچیده‌تر نیز بود. از این‌رو، تا نزدیک شروع عملیات، ابتکار ویژه، برای برخی از فرماندهان همچنان به‌عنوان یک ابهام باقی ماند.

 

وضعیت دشمن

 

منطقه عملیاتی شلمچه و ابوالخصیب تحت حفاظت و اداره عملیاتی سپاه‌های سوم و هفتم عراق قرار داشتند و به دلیل اهمیت استراتژیک این مناطق در موازنه و سرنوشت جنگ، ارتش عراق، ژنرال هشام فخری (فرمانده سپاه هفتم) و ژنرال ماهر عبدالرشید (فرمانده سپاه سوم)، دو تن از مجرب‌ترین و وفادارترین فرماندهان حکومت عراق را به‌عنوان مسئول حوادث، از منطقه شرق بصره و منطقه ابوالخصیب، به کار گمارده بود. این دو سپاه یگان‌های اصلی ارتش عراق را در این منطقه در اختیار داشتند، ضمن آن‌که هنگام حمله رزمندگان و احساس خطر، سپاه گارد جمهوری نیز تحت امر عملیاتی آنان قرار می‌گرفت.

 

با نزدیک شدن زمان عملیات، شواهد و یا تحلیلی مبتنی بر حساس شدن ارتش عراق به منطقه عملیاتی مشاهده نمی‌شد. اما در آستانه عملیات، شواهد و قراین حاکی از آن بود که شرایط و واکنش‌های عراق در این منطقه غیرعادی است. به‌ویژه، افزایش بمباران دشمن در منطقه عمومی خرمشهر و آبادان و نیز اجرای آتش توپخانه بر روی عقبه یگان‌ها در رودخانه‌های کارون و عرایض، این نگرانی را تشدید کرد. در مورد عبور غواص‌ها از تنگه نیز نیروهای دشمن، به این موضوع بیشتر دامن می‌زد و این در حالی بود که تنها چند ساعت به آغاز عملیات باقی مانده بود. با این حال، اخبار گوناگونی از غیرعادی بودن اوضاع به فرماندهی می‌رسید. حداقل، در ظاهر چنین عنوان می‌شد که شرایط عادی است، اما نگرانی از هوشیاری دشمن هنوز وجود داشت.

 

شرح عملیات

 

طی چند روزی که به زمان عملیات باقی مانده بود بمباران و آتش توپخانه عراق روزبه‌روز افزایش می‌یافت. صبح روز سوم نیز اطراف پل فجر، نهر عرایض، سواحل کارون، اوایل جاده خرمشهر، حوالی ایستگاه هفت و برخی نقاط دیگر، بمباران شد و آتش توپخانه دشمن نیز فزونی یافت. پس از تاریک شدن هوا روز سوم، (زمان آغاز عملیات) عراقی‌ها به ریختن فلر به‌وسیله هواپیما و شلیک منور دست زدند.

 

از ساعت 19 تا 21 بیش از پنج مورد گزارش در مورد اقدامات دشمن به قرارگاه مرکزی رسید. از ساعت 21 غواص‌ها به درون رودخانه رها شدند، اما پس از حدود نیم ساعت، در ساعت 21:35 برادر عزیز جعفری اطلاع داد، دشمن با تیربار نیروها را زیر آتش گرفته است. ساعت 21:38 لشکر 14 امام حسین(ع) خبر داد که دشمن روی خط، منور زیادی انداخته و داخل رودخانه نیز با تیربار به نیروها حمله کرده است. تمام این اقدامات دشمن داخل تنگه متمرکز شده بود. همان‌جایی که می‌بایستی تاکتیک ویژه عملیات انجام می‌گرفت.

 

در ساعت 22، فرمانده قرارگاه قدس اعلام کرد که لشکر 31 عاشورا متوقف شده است و امکان استفاده از لشکر 41 ثارالله(ع) نیز وجود ندارد، و تیربار دشمن در خط و روی آب نیروها را هدف قرار داده است در محور قرارگاه قدس لشکرهای 14 امام حسین(ع)، 21 امام رضا(ع) و 31 عاشورا در ساعات نخست حمله و قبل از دیگری، تلفات زیادی متحمل شدند.

عملیات کربلای 4

در ساعت 22:30 سوم دی‌ماه 1365 رمز عملیات قرائت شد و یگان‌ها در تمام محورها عملیات را آغاز کردند و این در شرایطی بود که این بار دشمن عملیات را آغاز کرده بود.

 

با آغاز حمله سراسری در منطقه عملیاتی، در محور قرارگاه‌های نجف، قدس، نوح و کربلا نیروها دست به پیشروی زدند و هدف‌هایی نیز تصرف شد. این وضعیت موجب آرایش در قرارگاه شد، اما در ساعت 24:10 لشکر 14 امام حسین(ع) خبر داد، این یگان نتوانسته است در جزیره بلجانیه قایق‌های حامل نیرو را پیاده کند و دشمن از سمت جزایر بوارین و ماهی مانع عبور این قایق‌ها شده و تعدادی از آن‌ها منهدم شده‌اند. قرارگاه قدس نیز اطلاع داد، نوک جزیره ماهی پاک‌سازی نشده است و دشمن روی تنگه به‌شدت تیراندازی می‌کند. در جزیره ام‌الرصاص، لشکرهای 8 نجف، 14 امام حسین(ع)، 25 کربلا و 41 ثارالله وارد عمل شده و ضمن شکستن خط‌های اول دشمن، پیشروی در عمق را آغاز کردند.

 

در محور قرارگاه نجف، لشکر 19 فجر توانست وارد پنج‌ضلعی شود و در محور دیگر نیز، لشکر 57 حضرت ابوالفضل(ع) پیشروی کرد. وضعیت در منطقه شلمچه از شرایط بهتری نسبت به سایر محورها برخوردار بود.

 

در منطقه جزیره مینو، قرارگاه نوح ـ تیپ 33 المهدی ـ توانست خط را بشکند اما با نیروهای دشمن مواجه شد که با سختی توانست پس از پاک‌سازی، با تیپ 32 انصارالحسین درخط اول الحاق کند. اما وجود آتش در جناح راست، این محور را تهدید می‌کرد. در این حال، لشکر 7 ولی‌عصر(عج) نیز توانست وارد جزیره سهیل شود.

 

بر پایه خبرهای رسیده از قرارگاه خاتم (سپاه) دشمن دو اقدام اساسی را در دستور کار خود قرار داد:  اول اجرای آتش روی دهانه کارون و تنگه، دوم جلوگیری از پیشروی لشکر 19 فجر و تیپ 57 ابوالفضل در داخل پنج‌ضلعی در محور شلمچه.

 

علاوه بر این، در ساعت یک بامداد، رادیو عراق خبر حمله ایران را همراه با نقطه و محورهای آن اعلام کرد، موضوعی که در گذشته سابقه نداشت. به‌ویژه در این خبر اعلام شد که این حمله بین سپاه‌های هفتم و سوم انجام گرفته است و لشکر 11 و 15 درگیر هستند. این خبر، احتمال هوشیاری و آگاهی دشمن را از حمله، در ذهن فرماندهی بیشتر تقویت کرد.

 

پس از آن‌که عبور از تنگه (محور اصلی عملیات) ناممکن شد، عبور از جزایر ام‌الرصاص و ام‌البابی، محور تلاش جبهه خودی قرار گرفت. اما در ساعت 2:10 بامداد قرارگاه کربلا اطلاع داد که دهانه کارون از ناحیه پشت ام‌الرصاص، زیر آتش دشمن قرار دارد و همه قایق‌های حامل نیروهای تیپ انصارالحسین آسیب دیده‌اند. فرمانده قرارگاه نوح نیز وضع تیپ 33 المهدی را نامناسب گزارش داد.

 

علاوه بر این، در ساعت 2:20 بامداد فرمانده لشکر 8 نجف شرایط یگان خود را در جزیره ام‌الرصاص سخت توصیف نمود و این در حالی بود که انهدام وسیع قایق‌ها به دست دشمن امکان انتقال نیرو را به جلو با مشکل مواجه کرده بود. ضمن آن‌که تردد نیروها به دلیل آتش دشمن به‌سختی امکان‌پذیر بود.

 

در ساعت 3:17 بامداد لشکر 7 ولی‌عصر(عج) اعلام کرد؛ قایقی در اختیار ندارد و بخشی از جزیره سهیل را نیز پاک‌سازی نکرده است. در شلمچه نیز، لشکر 19 فجر و تیپ 57 ابوالفضل توان حفظ پنج‌ضلعی را نداشتند و در محور بوارین نیز مشکل به وجود آمده بود. از این‌رو، در ساعت 6:10 صبح به قرارگاه نجف اجازه داده شد، عقب‌نشینی کند.

 

اوضاع در قرارگاه‌های دیگر نیز مساعد نبود؛ داخل جزیره ام‌الرصاص الحاق صورت نگرفته بود، لشکر 25 کربلا نتوانست سرپل خود را در جزیره ام‌البابی توسعه دهد، لشکر 8 موفق به پاک‌سازی هدف‌های خود در جزیره ام‌الرصاص نشد و تیپ انصارالحسین نیز نتیجه روشنی به دست نیاورد. یگان‌های دیگر نیز شرایط مشابهی داشتند. از این‌رو، فرماندهی با تشکیل جلسه‌ای دستور دارد جزیره ام‌الرصاص حفظ شود و در محورهای دیگر یگان‌ها عقب‌نشینی کنند. از حدود ساعت 11 صبح عراق علیه رزمندگان دست به پاتک زد و سرانجام، در ساعت 23:45 دقیقه شب (چهاردهم) توقف عملیات اعلام شد.

 

بدین ترتیب، به‌منظور حفظ قوا و طراحی دوباره عملیات آتی، از ادامه نبرد اجتناب شد. در این عملیات 985 تن از نیروهای خودی شهید و 8071 تن مجروح شدند.

 

دلایل عدم‌الفتح نیروهای خودی

 

عوامل تاکتیکی و استراتژی مختلفی در ناکامی کربلای 4 دخالت داشتند، اما نقش عوامل زیر برجسته و تعیین‌کننده‌تر بود:

 

1- آگاهی عراق از مکان و زمان عملیات که بیشتر مرهون اطلاعاتی بود که امریکا به تلافی ماجرای مک‌فارلین در اختیار این کشور قرار داده بود.

 

منبع اطلاعاتی و جاسوسی امریکا دقیق‌ترین و جزئی‌ترین خبرها را درباره عملیات کربلای 4 در اختیار عراقی‌ها قرار دادند.

 

وزیر دفاع عراق ضمن تشکر از امریکا اظهار داشت:

 

«ما به خاطر این اطلاعات از آنان تشکر می‌کنیم، اما به آنان خاطرنشان می‌کنیم که در مقایسه با برخوردشان با ایران، در این مورد تعادل برقرار نبوده است.»*

 

2- تجربه دشمن از عملیات فاو و عبور غواص‌ها از اروند و نیز مسلح کردن زمین در محورهای حمله، آن‌گونه که امکان مقابله با مهاجمان را برای آن‌ها فراهم می‌ساخت.

 

* خبرگزاری جمهوری اسلامی، گزارش‌های ویژه، 65/10/11، به نقل مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، از فاو تا شلمچه، 1373، ص 11، 7.

 

دیدگاه جدیدی بگذارید