مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 20 آذر؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

عملیات کربلا ۴ یا عملیات کربلای ۴+۵

چاپلینک ثابت

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر رضایی، عملیات‌های کربلای 4 و 5 از مهم‌ترین عملیات‌های سال‌های دفاع مقدس است که نقل‌های بسیاری را تا به حال درباره آن شنیده‌اید، اما آنچه درباره کربلای 4 می‌گویند فقط بخشی از آن است که یک عملیات لو رفت و یک‌شبه به پایان رسید؛ درحالی‌که اگر عملیات کربلای 4 نبود ما هیچ‌گاه به پیروزی بزرگ کربلای 5 نمی‌رسیدیم و درواقع این دو عملیات با یکدیگر باید معنا و بررسی شوند و به عبارت دیگر ما پیروزی در کربلای 5 را مدیون خون صدها شهید در کربلای 4 می‌دانیم که مانند شهدای غواص و خط‌شکن توانستند خود را تا اعماق جبهه دشمن برسانند و شرایط را برای پیروزی در کربلای 5 فراهم آورند.

 

آنچه در ادامه می‌خوانید ماجرای همین پیروزی از زبان "آقامحسن" است که در کربلای 4 و 5 به دست آوردیم.


 

عملیات کربلای 4

تا یک هفته قبل از عملیات کربلای ۴  بر اساس ارزیابی فرماندهان، غافلگیری در حدود 80 درصد بود اما از یک هفته به عملیات هر چه به شب عملیات نزدیک می‌شدیم، این رقم از نظر من به مرور کاهش می‌یافت تا حدی که در شب عملیات به حدود 50 درصد رسیده بود، ولی اکثر فرماندهان نظرشان این بود که عملیات هنوز لو نرفته است و باید عملیات انجام شود. چند نفری هم بودند که ابهام داشتند ولی در اقلیت بودند.

 

بنابراین تصمیم گرفتیم طوری عمل کنیم که اگر پس از شروع عملیات و تا قبل از روشن شدن هوا متوجه لو رفتن عملیات شدیم، عملیات را متوقف کنیم و اگر لو نرفته باشد تمام نیروها را وارد می‌کنیم و جنگ را به سوی بصره ادامه می‌دهیم؛ اما برای آنکه تزلزلی در عزم و اراده فرماندهان به وجود نیاید با کسی در میان نگذاشتم. چرا که باید با قاطعیت می‌جنگیدند و نباید تردیدی در آنها به وجود می‌آمد، لذا به جز برادر علی شمخانی که قائم مقام من بود، کسی خبردار نشد.

 

هنگامی که عملیات شروع شد، بعد از گذشت چند ساعت با مشکل عجیبی روبرو شدیم؛ در منطقه شلمچه که فکر نمی‌کردیم جبهه باز شد ولی در منطقه خرمشهر و آبادان دشمن مقاومت عجیبی می‌کرد. یقین پیدا کردیم که ادامه عملیات در عبور از اروند و روبروی آبادان و خرمشهر سخت است ولی در شلمچه بسیار آسان است. لذا تصمیم گرفتم بقیه نیروها از شلمچه ادامه تک بدهند ولی اکثر لشگرها  در خرمشهر و آبادان بودند و برای انتقال به شلمچه و توجیه شدن و آمادگی پیدا کردن چند روز وقت می‌خواستند و از طرف دیگر دشمن در کل منطقه هوشیار شده و او هم نیروهایش را روبروی ما می‌آورد؛ بنابراین از نزدیکی‌های صبح به نیروها دستور داده شد که عملیات را متوقف کنند و به عقب برگردند و نیروها تقریباً تا قبل از ظهر به عقب برگشتند.

 

در ضمن متوجه شدیم که می‌توانیم همان جا عملیات موفقی را انجام دهیم؛ مشروط به اینکه ارتش عراق از حالت آماده‌باش و هوشیاری خارج شود. خدای متعال به ذهن ما انداخت که به‌جای آنکه بگوییم یک مرحله از عملیات انجام شده آن را یک عملیات مستقل نام‌گذاری کنیم و وانمود کنیم که عملیات بزرگی را انجام داده‌ایم  و اگر بگوییم که یک مرحله از عملیات انجام شده است دشمن همچنان در این منطقه در هوشیاری  می‌ماند، بنابراین برخلاف روال همیشگی جنگ به‌جای آنکه بگوییم مرحله اول، آن را یک عملیات مستقل اعلام کردیم.

 

بر همین اساس این عملیات را به یک عملیات فریب تبدیل کردیم و طوری وانمود کردیم که عملیات بزرگ سالانهٔ ایران انجام شده است؛ بنابراین اسم این مرحله را به‌جای آنکه بگوییم مرحله اول کربلا چهار آن را عملیات کربلا چهار گذاشتیم.

 

برای اینکه دشمن باور کند که این حرف درست است اولاً تبلیغات گسترده‌ای انجام دادیم که عملیات کربلای 4 با موفقیت کامل همراه بوده است و ما تعدادی از دشمنان را اسیر گرفته‌ایم و این حمله برای ایران بسیار تعیین‌کننده و مهم بوده است و دوم اینکه نیروهایمان را به سمت اهواز عقب‌نشینی دادیم؛ یعنی حدود 150 کیلومتر از خط فاصله گرفتیم و درعین‌حال بلافاصله برای عملیات کربلای 5 آماده شدیم.

 

 

عملیات کربلای 5

دوازده روز بعد در همان منطقه ولی با تغییر در مانور و تمرکز در منطقه شلمچه عملیات کربلای پنج که مراحل دوم و سوم کربلای چهار بود را انجام دادیم. درواقع عملیات کربلای 5 چیزی جز ادامه عملیات کربلای 4 نیست؛ یعنی در همان منطقه و در ادامه کربلای 4 و دوازده شبانه‌روز بعد از آن، عملیات کربلای 5 را آغاز کردیم.

 

دشمن یک رودست عجیبی خورده بود؛ زیرا که او در طی این دوازده روز چون باور کرده بود ایران برنامه‌ای برای ادامه عملیات در این منطقه ندارد به تمام نیروهایش مرخصی داده بود و لذا در یک غافلگیری بی‌نظیری نیروهای ما توانستند تا نزدیکی شهر تنومه که در مجاورت شهر بصره قرار داشت پیشروی کنند.

 

عملیات کربلای 5 درواقع مرحله دوم و سوم از عملیات کربلای ۴ شد و اگر نمی‌خواستیم دشمن را فریب دهیم، باید مثل عملیات‌های بیت‌المقدس، خیبر، بدر و والفجر مقدماتی اعلام می‌کردیم که این عملیات دوم درواقع مرحله دوم و سوم از عملیات کربلای ۴ است؛ یعنی مرحلهٔ اول، کربلای 4 بوده که چند ساعت طول کشید و مرحلهٔ دوم و سوم کربلای 5 که بیست شبانه‌روز طول کشید؛ بنابراین می‌توانیم بگوییم که ما در تاریخ 65/10/3 تا تاریخ 65/11/3 و به مدت یک ماه عملیات کربلای (۴+۵) را انجام دادیم  و نه دو عملیات جداگانه.

 

چون کربلای 5  بخشی از کربلای 4 است و پس از یک وقفه زمانی کوتاه با تغییراتی در مانور در نقاط آسیب‌پذیر دشمن ولی در همان مکان و در ادامه کربلای ۴ به اجرا درآمد و رودستی که عراق از ایران خورد یکی از بزرگ‌ترین فریب‌های جنگی تاریخ بود که خدای متعال به ذهن فرماندهان انداخت.

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید