عملیات کربلا 4 به روایت فرمانده نیروی دریایی سپاه

چاپلینک ثابت

تشکیل نیروهای سه‌گانۀ سپاه به دستور امام خمینی (ره) در 26 شهریور 1364، تحول عظیمی در افزایش قدرت رزمی سپاه پاسداران بود. عملیات والفجر 8، در 20 بهمن همان سال، که طی آن شبه‌جزیرۀ فاو به تصرف نیروهای ایران درآمد، تأییدی بر دستور مهم امام در خصوص تشکیل نیروهای سه‌گانه بود. حدود یک سال پس از این عملیات، سپاه با طراحی عملیات کربلای 4، قصد داشت آخرین ضربه کاری را بر پیکر ارتش عراق وارد آورده و با کسب یک پیروزی استراتژیک زمینه‌های لازم برای اتمام جنگ را فراهم نماید. اما این عملیات ناکام مانده و تنها چند ساعت پس از شروع، لغو گردید. چرایی طراحی عملیات، اهداف و ضرورت اجرای عملیات، اقدامات عراق و همپیمانانش برای جلوگیری از شکست، و دلایل ناکامی این عملیات همچنان مورد بحث است و آخرین مورد آن را چند ماه پیش در ماجرای شهدای غواص عملیات کربلای 4 شاهد بودیم.

 

پس از تشکیل نیروی دریایی سپاه، حسین علایی، به عنوان نخستین فرمانده این نیرو منصوب گردید. وی در کتاب دو جلدی خود، تحت عنوان روند جنگ ایران و عراق (صص 281-271)، عملیات کربلای 4 را به صورت مختصر بررسی کرده است که خلاصه‌ای از مطالب ایشان در زیر آمده است:


 

روند برنامه‌ریزی، اهداف و ضرورت اجرای عملیات کربلای 4

در سال 1365 جمهوری اسلامی ایران به دنبال ایجاد شرایطی در جبهه‌ها بود تا از طریق آن به خواسته‌های خود برسد. با توجه به کاهش امیدواری به اقدامات دیپلماتیک، تمرکز تلاش‌ها معطوف بر رسیدن به یک موفقیت بزرگ در جبهه‌های جنگ بود. عمده‌ترین خواسته‌های ایران عبارت بود از:

الف) پذیرفتن معاهده 1975 از سوی حکومت عراق به عنوان مبنایی برای تعیین حدود مرزی

ب) تأمین خسارات وارده به ایران از سوی تحمیل‌کنندگان و آغازگران جنگ

ج) تنبیه متجاوز با ایجاد یک سازوکار بین‌المللی

 

برای رسیدن به این خواسته‌ها و اطمینان از ناتوانی دشمن برای ادامة حملات خود در جبهه‌های جنگ، عملیات کربلای 4 طراحی گردید تا بتواند راهی برای رسیدن به انتظارات فوق باشد. باید توجه داشت که ایران سال 1365 را سال انهدام ارتش صدام و سال احتمالی پایان دادن به جنگ از طریق فشار نظامی می‌دانست و بسیاری از رزمندگان آرزوی اقامة نماز در کربلای حسینی را پس از موفقیت در جبهه‌ها داشتند.

 

با توجه به شرایط کشور در سال 1365 و نبود هیچ‌گونه طرح سیاسی برای پایان دادن به جنگ، ایران چاره‌ای جز اجرای یک عملیات بزرگ و مهم در جبهه‌های جنگ زمینی نداشت تا بتواند ضمن پاسخ به شرارت‌های مرتب دشمن در حمله به مراکز اقتصادی و اجتماعی کشور و نیز تلاش ارتش بعثی برای گسترده‌تر کردن حوزه‌های جنگ از جمله در دریا و در شهرها، به دشمن نشان بدهد که سرنوشت جنگ در جبهه‌های زمینی تعیین می‌شود و سیاست عراق در گسترش جنگ به غیر نظامیان، راه درستی نیست.

 

در زمان برنامه‌ریزی برای عملیات کربلای 4 تصور این بود که یک عملیات گسترده و مؤثر می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد و دولت عراق را به پذیرش شرایط ایران برای پایان جنگ وادارد. طبیعتاً پذیرش شرایط ایران در آن زمان از سوی عراق، منجر به سقوط سیاسی رژیم بعثی می‌شد. از سوی دیگر در تمام دوران جنگ تحمیلی، رسیدن به اطراف شهر بصره به دلیل اهمیت سیاسی و نظامی آن، جزء اهداف نیروهای نظامی ایران به شمار می‌رفت. تلاش اصلی در عملیات کربلای 4 این بود که با عبور یگان‌های رزمی از اروندرود از یک سو و حمله از محور شلمچه به عنوان یکی از معابر وصولی به شهر بصره، بخشی از اهداف عملیات بیت‌المقدس در سال 1361 متحقق شود و سرپل فاو را توسعه دهد. در چنین شرایطی برنامه‌ریزی برای عملیات کربلای 4 به منظور "رسیدن به شرق بصره و منطقة تنومه" در محدودة سپاه سوم ارتش بعثی از یک سو و "عبور از اروندرود و رسیدن به منطقة زبیر" در محدودة سپاه هفتم ارتش بعثی از سوی دیگر در دستور کار قرار گرفت.

 

عملیات کربلای 4 با هدف تصرف منطقة ابوالخصیب و محاصرة نیروهای عراقی مستقر در شبه جزیرة فاو و تهدید بصره از جنوب، طرح‌ریزی شد. این عملیات تلاشی بود تا سرزمین منطقة عملیاتی والفجر 8 یعنی شبه جزیرة فاو را که در تصرف ایران بود، به جنوب بصره وصل کند و کل اروندرود را به تصرف نیروهای ایران درآورد. این عملیات تکمیل‌کنندة اهداف عملیات والفجر 8 بود و قرار بود با اجرای آن، همة منطقة جزیرة فاو آزاد گردد و موقعیت ایران در خلیج فارس بیش از پیش تقویت شود. با اجرای عملیات کربلای 4، سرپل تصرف شده در منطقة فاو توسعه پیدا می‌کرد و از خطر بازپس‌گیری ارتش بعثی عراق نجات می‌یافت.

 

شیوه‌ها و تاکتیک‌های ارتش بعثی

عبور موفقیت‌آمیز نیروهای سپاه از رودخانة اروند در عملیات تصرف فاو موجب شد که ارتش عراق نسبت به این تاکتیک عملیاتی رزمندگان اسلام در عبور از رودخانة عریض اروند هشیار شود و دیگر رودخانه را به عنوان یک مانع طبیعی و دفاعی مناسب برای خود تلقی نکند. همچنین غافلگیر شدن ارتش بعثی در عملیات والفجر 8 باعث شد که ارتش عراق تدابیر و اقدامات لازم را برای کشف مکان و زمان عملیات بعدی جمهوری اسلامی ایران به کار گیرد. ارتش عراق به منظور جلوگیری از حملة دیگری از مسیر اروندرود، تمام نقائص پدافندی خود در ساحل این رودخانه را ارزیابی و بررسی کرد و تاکتیک‌های جدیدی را اتخاذ کرد تا چنانچه یک بار دیگر نیروهای ایران چنین شیوه‌ای را انتخاب کردند، با اطمینان به مقابله با ایشان برخیزد.

 

سپاه هفتم عراق پیش از آغاز عملیات کربلای 4 به منظور ممانعت و پیشگیری از احتمال عبور رزمندگان اسلام از اروندرود، شیوه‌های زیر را اتخاذ کرده بود:

 

1. کسب اطلاعات مداوم

ارتش عراق از طریق جمع‌آوری اطلاعات با کمک عکس‌های هوایی، شنود مخابراتی و مشاهدة دقیق و دائم فعل و انفعالات جبهة خودی از طریق دکل‌های دیده‌بانی و نیز بازجویی از اسرا، سعی می‌کرد که هوشیاری مداوم خود را نسبت به تحرکات رزمندگان اسلام افزایش دهد. ارتش بعثی در این راه از تصاویر ماهواره‌ای و از عکس‌های هوایی هواپیماهای آواکس آمریکایی مستقر در کشور عربستان و نیز از نفوذ جاسوسی سازمان منافقین بهره می‌برد.

 

جلال طالبانی (رئیس‌جمهور فعلی عراق) از قول وفیق السامرایی نقل کرده است که: از زمان عملیات کربلای 4 عکس‌های ماهواره‌ای از وضعیت نیروهای ایران را از ارتش آمریکا می‌گرفتم و در اختیار صدام حسین قرار می‌دادم. وفیق السامرایی همچنین گفته است: ما در اِعمال مراقبت و کنترل همة مناطق عملیاتی جبهه، شدت عمل به خرج دادیم و جبهة شرق بصره و منطقة میانی خانقین را بیش از مناطق دیگر مورد کنترل قرار می‌دادیم. بسیاری از پروازهای عکس‌برداری و گشتی ـ شناسایی را تکرار می‌کردیم و همة نیروهای انسانی و فنی را نیز به کار می‌گرفتیم.[1]

 

در شرایطی که ایران در حال آماده شدن برای عملیات کربلای 4 بود، فرماندهان ارتش بعثی پس از اجرای یک بازرسی میدانی، در ماه آذر سال 1365 از خطوط مقدم جبهه در اروندرود، امکان عبور رزمندگان اسلام از اروندرود را منتفی ندانستند و با توجه به تجارب عملیات والفجر 8 و نیز تمرکز نیروهای ایران در شلمچه و در حاشیة اروندرود، احتمال عملیات نیروهای ایرانی را در این منطقه و نیز منطقة هورالهویزه متصور دانستند. از سوی دیگر برای ستاد ارتش عراق تا حدود زیادی منطقه و زمان عملیات کربلای 4 نیز مشخص بود.[2]

 

سپاه هفتم ارتش بعثی که در حاشیة اروندرود مستقر بود، با استفاده از تجربیات عملیات فاو، روش‌ها و تاکتیک‌های جدیدی را برای مقابله با عبور غواصان از اروندرود و شکستن خطوط اول خود ابداع کرده بود که آن‌ها را در مقابله با عملیات کربلای 4 علیه نیروهای اسلام به کار گرفت.

 

2. حساسیت نسبت به تاریکی و تیراندازی مستمر

معمولاً عملیات نیروهای ایرانی با استفاده از تاریکی شب صورت می‌گرفت. یگان‌های عراقی مستقر در خط مقدم با پرتاب مرتب منورهای مختلف، فضای اروندرود را در شب روشن می‌کردند تا از عدم اجرای عملیات مطمئن شوند. همچنین با توجه به عبور غواص‌های ایرانی از رودخانة اروند در والفجر 8، یگان‌های عراقی مستقر در ساحل اروند، مرتباً و متناوباً با تیربارهاشان بر روی آب تیراندازی می‌کردند تا از حرکت احتمالی غواص‌ها جلوگیری کنند. همچنین با شروع عملیات کربلای 4 سپاه هفتم ارتش عراق تلاش کرد تا با کمک توپخانة دوربرد، به عقبة گردان‌های خط‌شکن آسیب برساند. استفاده از آتش انواع سلاح‌های دورزن، همیشه یکی از مؤثرترین شیوه‌های مقابلة ارتش عراق با یورش‌های نیروهای ایرانی بود.

 

شرح و نتایج عملیات

عملیات کربلای 4 در روز چهارشنبه سوم دی ماه سال 1365 در منطقه‌ای به عرض حدود 40 کیلومتر و از پاسگاه زید عراق در شمال شلمچه تا تقاطع رودخانه‌های اروند و کارون و در حد فاصل سپاه‌های سوم و هفتم ارتش عراق، با رمز "یا محمد (ص)" آغاز شد. فرماندهان، چهار قرارگاه را برای اجرای این عملیات در نظر گرفته بودند. محدوة قرارگاه نجف از شمال پنج‌ضلعی در شلمچه تا جزایر بوارین و ام‌الطویله بود. برنامة قرارگاه‌های قدس، نوح و کربلا در این عملیات عبارت بود از عبور رزمندگان اسلام از اروندرود در جنوب شهر خرمشهر و مقابل شهر آبادان و آن سوی جزیرة مینو و نیز حمله به منطقة شلمچه. قرار بود با کمک قرارگاه‌های قدس و کربلا، منطقة جزیرة ام‌الرصاص و ابوالخصیب واقع در 12 کیلومتری جنوب بصره به تصرف نیروهای ایران درآید و نهایتاً رزمندگان اسلام بتوانند خود را به خورزبیر برسانند.

 

محور اصلی تک در این عملیات، عبور از اروندرود بود. محور شلمچه و پنج‌ضلعی نیز به عنوان محور تک پشتیبانی در نظر گرفته شده بود. هدف اصلی عملیات آن بود که سرپل تصرف شده در عملیات والفجر 8 را توسعه دهند و بتوانند آن عملیات را تکمیل کند. در صورت موفقیت این عملیات، امکان بازپس‌گیری منطقة فاو تا حد زیادی از ارتش عراق سلب می‌شد و این می‌توانست فشار زیادی را بر رژیم عراق وارد آورد و به پایان جنگ کمک کند. پیش از آغاز عملیات، بخشی از نیروهای رزمنده در خانه‌های مردم در شهر خرمشهر استقرار یافتند تا در شب عملیات یک‌باره از این خانه‌ها خارج شوند و بر قوای ارتش بعثی یورش ببرند. عملیات در حالی شروع شد که فرمانده جنگ در حال بازدید از واحدهای ارتش در بوشهر بود و از آغاز آن اطلاع نداشت.[3] البته فرماندة جنگ در بوشهر مستقر شده بود تا حفاظت عملیات رعایت گردد و عملیات کشف نشود ولی با شروع عملیات ایشان خود را به اهواز رساند.

 

در مرحلة اول این عملیات، 30 گردان وارد عمل شد. با آغاز عملیات مشخص شد که ارتش عراق در آمادگی کامل به سر می‌برد و عبور سریع از رودخانة اروند امکان ندارد. شرایط نسبت به زمان اجرای عملیات والفجر 8 به‌کلی تفاوت کرده بود.[4] البته از دو هفته پیش از آغاز عملیات کربلای 4، نیروهای قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص)ـ مرکز عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ـ که در محلی به نام فاطمیه مستقر بود، احساس کرده بودند که دشمن تا حدی از این عملیات باخبر است. سردار احمد سوداگر[5] نیز در این باره می‌گوید: من در حین عملیات کربلای 5، کالکی را از یکی از سنگرهای دشمن در جزیرة بوارین پیدا کردم و نشان فرمانده سپاه دادم و گفتم که این کالک، نقشة عملیات خودمان و مربوط به طرح عملیاتی کربلای 4 است که به زبان عربی نوشته شده است. در آن هنگام یکی از کالک‌های خودمان نیز همراهم بود و آن را در کنار کالک پیدا شده گذاشتم و دیدم بسیار شبیه به هم هستند. در آن کالک نام همة لشکرها و یگان‌های عمل‌کنندة سپاه در عملیات کربلای 4 را نوشته بودند.

 

مفهومِ یافتن آن کالک از سنگر دشمن این بود که فردی اطلاعات عملیات کربلای 4 را برده و به ارتش بعثی داده است. البته بعداً معلوم شد که این کالک، نقشة مربوط به برنامه‌ریزی‌های دو دورة پیش از طراحی نهایی عملیات کربلای 4 بود و 3 ماه با تصمیم نهایی و نقشة قطعی عملیات فاصله داشت. همچنین بعدها معلوم شد که آمریکایی‌ها اطلاعات نیروهای ایران را از طریق هواپیماهای آواکس که تحرکات نظامی ایران را کنترل می‌کردند، در اختیار عراق قرار داده بودند.[6]

 

از سوی دیگر از اوایل تاریکی شب عملیات، ارتش عراق با پرتاب گلوله‌های منور حساسیت خود را نسبت به تحرکات رزمندگان نشان می‌داد. وقتی که با حرکت غواص‌ها برای عبور از رودخانه اروند نبرد آغاز شد و یگان‌ها برای شکستن خط اول دشمن دست به کار شدند، با آتش سنگین و مقاومت شدید یگان‌های دشمن مواجه شدند. با زیر آتش قرار گرفتن دهانة رودخانة کارون که سمت تلاش اصلی تک بود، معلوم شد که واحدهای ارتش عراق هوشیارند و آمادة رویارویی با رزمندگان اسلام و کاملاً مجهز و مهیا برای درگیری هستند. ارتش بعثی متوجه تاکتیک ویژة این عملیات شده بود که عبارت بود از عبور غواصان خط‌شکن از بین دو جزیرة ام‌الرصاص و ام‌الطویل و رسیدن به ساحل جنوبی اروندرود. لذا بلافاصله دو طرف معبر کم‌عرض آبی ام‌الرصاص را که از آن با عنوان تنگه یاد می‌شد، با آتش پرحجم توپ‌های ضدهوایی 23 و 5/ 14 میلی‌متری که به صورت افقی و تیرتراش اجرا می‌شد، مسدود کرد و مشکل عمده‌ای را بر سر راه عبور نیروهای خط‌شکن ایران ایجاد کرد. با این حال رزمندگان ایرانی خط اول دشمن را شکستند، اما با آتش تیربارهای دشمن و بسته شدن ورودی کارون به اروندرود، سازمان نیروهای پشتیبان آن‌ها که سوار بر قایق بودند، کاملاً به‌هم خورد.

 

ارتش عراق که تهاجم قوای ایران را جدی دید برای اولین بار از هواپیماهای جنگی در ساعت 9:30 شب برای بمباران دهانه کارون استفاده کرد. در برخی از محورها ازجمله در محدودة مأموریت لشکر 7 ولی عصر (عج) که تحت امر قرارگاه نوح بود، یک گردان توانست از جزیرة قطعه عبور کند و خود را به جادة پشت جزیرة سهیل برساند، اما گردان‌های دنبال پشتیبان به دلیل اجرای آتش از نهر جرف نتوانستند خود را به آن سوی اروند برسانند. لذا در پی عدم پیشروی دیگر یگان‌ها، آن یک گردان هم در اوایل روشنایی صبح مجبور شد عقب‌نشینی کند. با آغاز تهاجم نیروهای اسلام، ارتش بعثی بلافاصله علیه رزمندگان اسلام وارد عمل شد و بمباران‌ها و پاتک‌های خود را با روشنایی صبح آغاز کرد. صدام این ضد حمله را "حصاد الاکبر" نامیده بود؛ یعنی "دروی بزرگ".

 

اما در محور شلمچه که تلاش فرعی در آن صورت گرفت، نیروهای تیپ 57 ابوالفضل و لشکر 19 فجر توانستند با شکستن خط اول دشمن، نظم و توانمندی دفاعی سپاه سوم ارتش عراق را به هم بریزند و در مواضع آن نفوذ کنند. این اقدام نشان داد که محور شلمچه نفوذپذیر است.

 

فرمانده کل سپاه پاسداران پس از اطمینان از اینکه ادامة عملیات و تهاجم در منطقة کربلای 4 موفقیت چندانی را در پی نخواهد داشت، به‌رغم اینکه برخی یگان‌ها توانسته بودند از اروندرود عبور کنند و تا حدی جلو بروند و خطوط اول دشمن را بشکنند و حتی قسمتی از منطقة ابوالخصیب را نیز تصرف کنند، ادامة عملیات را متوقف کرد و در اوایل صبح به نیروها دستور بازگشت داد. تا اندکی گذشته از بعدازظهرِ روز اول عملیات، همة لشکرها و تیپ‌های تک‌کننده به مواضع قبلی خود بازگشتند. مجموعاً حدود 60 گردان در عملیات کربلای 4 وارد عمل شدند و بقیة نیروها دست‌نخورده باقی ماندند.

 

در پی عدم موفقیت این عملیات، هدف اجرای آن در تبلیغات پاسخ به شرارت‌های اخیر عراق اعلام شد.[7] این عدم موفقیت موجب شد که ارتش عراق با کسب موفقیت بزرگی، حملة نیروهای ایران را متوقف کند. عراق این عملیات را "روز بزرگ" نامید. از این پس جایگاه بخش اطلاعات در ارتش عراق بار دیگر اوج گرفت و موقعیت خود را بازیافت.[8] در این عملیات حدود هزار نفر از رزمندگان ایرانی شهید شدند و نزدیک به 2 هزار نفر آنان نیز مفقود گشتند. حدود 11 هزار نفر از ایشان هم مجروح شدند.

 

شکست عملیات با آن همه امکانات و تبلیغات برای مسئولان کشور و فرماندهان صحنة عملیات بسیار تلخ و آزاردهنده بود. روحیة نیروهای خودی پایین آمد و امید به نتیجة عملیات سرنوشت‌ساز ضعیف‌تر شد. روحیة ارتش عراق بالا رفت و تلفات چندانی نیز به نیروهای آن وارد نشد. عراق از ناکام گذاشتن عملیات ایران بسیار خرسند شد و شکست تهاجم ایران را جشن گرفت.[9] این عملیات موجب شد تا عراق احساس کند که قادر است هرگونه تهاجم ایران را دفع کند.

 

با پایان یافتن عملیات کربلای 4 ارتش عراق حملات شیمیایی به عقبه‌های رزمندگان را از سر گرفت. مهم‌ترین حملة شیمیایی در ساعت هشت‌ونیم صبح روز جمعه 5/ 10/ 1365 در منطقة آبادان صورت گرفت، به طوری که ابری از گاز شیمیایی خردل تا مدتی منطقه را پوشاند. در این حمله حدود 2 هزار نفر مصدوم شدند که در اورژانس بیمارستان صحرایی علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) مورد مداوا قرار گرفتند. همچنین ارتش عراق با گلوله‌های شیمیایی توپخانه مناطق اطراف مسجد جامع خرمشهر را مورد اصابت قرار داد که بر اثر آن حدود 70 نفر مصدوم شدند.[10]

 

دلایل عدم موفقیت عملیات کربلای 4

طبیعتاً پیروزی و شکست در جنگ‌ها با هم است. حتی قوی‌ترین ارتش‌ها گاهی شکست می‌خورند و نمی‌توانند به اهداف خود برسند. ناکامی در هر عملیاتی می‌تواند تجربة موفقی برای آینده باشد. عملیات کربلای 4 هم نتوانست به پیروزی برسد. دلایل زیادی برای این عدم موفقیت وجود دارد که پس از مدت‌ها از اجرای این عملیات و جمع‌آوری اطلاعات بیشتر، می‌توان دو علت و عامل اصلی را برای آن برشمرد:

 

الف) نَشت اطلاعاتی و هوشیاری دشمن

تبلیغات علنی و گستردة ایران از صداوسیما و نمازهای جمعه برای بسیج نیرو موجب شد عراق نسبت به عملیات آیندة ایران بسیار حساس شود و تمام توان اطلاعاتی خود را برای یافتن منطقة عملیات بسیج کند. ارتش عراق توانست برای کسب آگاهی از وضعیت، گسترش و استعداد نیروهای ایرانی از طریق برخی افراد جاسوس و تجهیزات فنی، فعالانه عمل کند. از اسفند ماه سال 1360 همکاری اطلاعاتی آمریکا با عراق آغاز شد. این همکاری اطلاعاتی دچار افت و خیزهایی بود تا اینکه با شکست ماجرای مک فارلین، ایالات متحده تصمیم گرفت تا اطلاعات به دست آمده از طریق هواپیماهای آواکس و ماهواره‌های فضایی دربارة مواضع نیروهای ایرانی را در اختیار ارتش عراق قرار دهد. از سوی دیگر ارتش عراق از تجربه عبور نیروهای ایرانی از رودخانة اروند در عملیات والفجر 8 بهره برد و ضمن محتمل دانستن عبور نیروهای ایرانی از اروندرود، تدابیر لازم را برای مقابله با آن اندیشیده بود.

 

ب) آشکار شدن تاکتیک‌های نیروهای ایران

شیوة عبور از رودخانه و نحوة شکستن خط ساحل و چگونگی حملة رزمندگان ایرانی به مواضع قوای ارتش عراق برای دشمن پس از عملیات والفجر 8 مشخص شده بود. ارتش عراق تیربارهایی را در ساحل اروندرود به کار گرفته بود و مرتباً با این تیربارها آتش‌تراش بر روی سطح رودخانه اجرا می‌کرد تا چنانچه غواصی در آب حرکت می‌کند، نتواند به پیشروی خود ادامه دهد. با این شیوه ارتش عراق موفق شد تا قایق‌های حامل رزمندگان را پیش از رسیدن به ساحل دور اروند مورد هدف قرار داده و منهدم کند.

 

نکات فوق را می‌توان از عمدة عوامل و دلایل عدم موفقیت در عملیات کربلای 4 به شمار آورد. به این ترتیب، عملیات یک روزه کربلای 4 بدون نتیجه‌ای قابل قبول و به منظور کم شدن تلفات خودی متوقف شد و از ادامة تک دیگر یگان‌های دنبال پشتیبان جلوگیری به عمل آمد. این در حالی بود که سپاه پاسداران برای شناسایی، برنامه‌ریزی و طراحی عملیات کربلای 4 و نیز برای بازسازی و تجهیز لشکرها و تیپ‌هایش بیش از 8 ماه وقت صرف کرده بود. از سوی دیگر برای اجرای این عملیات 250 گردان نیروی رزمی را تدارک دیده بود که به دلیل توقف عملیات، حدود 190 گردان آن وارد عمل نشدند.

 

پی‌نوشت‌ها


[1]. وفیق السامرایی، ویرانی دروازه شرقی، مترجم عدنان قارونی، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1388، ص 121.

[2]. همان، ص 122.

[3]. عماد هاشمی، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص 392.

[4]. مهدی بهداروند، ما و جنگ (اظهارات سردار غلامعلی رشید)، تهران، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس، 1388، ص 141.

[5]. مصاحبه با پایگاه اطلاع‌رسانی بازتاب، در هفتة دفاع مقدس سال 1385.

[6]. فرشته سادات اتفاق فر و صادق زیبا کلام، هاشمی بدون روتوش، تهران، نشر روزنه، چاپ سوم 1387، ص 295.

[7]. عماد هاشمی، خاطرات هاشمی رفسنجانی، ص 393.

[8]. وفیق السامرایی، ویرانی دروازه شرقی، ص 123.

[9]. عماد هاشمی، خاطرات هاشمی رفسنجانی، صص 399 و 404.

[10]. فروتن عباس، جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن، تهران، نشر طبیب، 1382، ص 148.

 

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس

دیدگاه جدیدی بگذارید