مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

عملیات کربلا 5؛ نسبت با گذشته - تأثیر بر آینده

چاپلینک ثابت

محمد درودیان، راوی دفاع مقدس و پژوهشگر مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، در وبلاگ شخصی خویش، یادداشتی در خصوص عملیات کربلای 5 درج نموده است. وی این سؤال را مطرح می سازد که: عملیات کربلای پنج چه نسبتی با عملیاتهای پیشین ایران از جمله فاو و کربلای چهار داشت؟ همچنین این عملیات چه تأثیری بر روند جنگ و عملیاتهای آینده داشت؟

 

یادداشت مزبور به عینه در ذیل آمده است:


 

 1- طراحی و اجرای عملیات کربلای پنج از سوی سپاه، در منطقه شرق بصره، به دلیل اهمیت این منطقه و مهم‌تر از آن، درهم شکستن خطوط دفاعی عراق، از ویژگی‌های قابل‌ملاحظه‌ای برخوردار است. بر اساس ملاحظه یاد شده، پرسش مورد نظر در این یادداشت این است که؛ عملیات کربلای پنج چه نسبتی با عملیات‌های پیشین ایران از جمله فاو و کربلای چهار داشت؟ همچنین این عملیات چه تأثیری بر روند جنگ و عملیات‌های آینده داشت؟

  2- طرح پرسش یاد شده درباره عملیات کربلای پنج، بیانگر اهمیت و جایگاه این عملیات در روند جنگ است زیرا چنین پرسشی را تنها درباره سایر عملیات‌هایی که از تأثیرگذاری قابل‌توجهی برخوردار بوده‌اند، می‌توان طرح کرد. گرچه در بررسی‌های عملیاتی نوعی تسلسل و به هم‌پیوستگی صورت می‌گیرد، اما به نظر می‌رسد این ملاحظات، بیشتر تاکتیکی و سیاسی است. با این توضیح، تجزیه‌وتحلیل پیوستگی و تأثیرگذاری عملیات‌ها در چارچوب مفهوم استراتژی، امکان‌پذیر است، زیرا استراتژی، اقدامات منفرد در زمان و مکان‌های مختلف را در یک کلیت واحد تبیین و به تصویر می‌کشد. ملاحظات مفهومی- نظری یاد شده در واقع راهنمای پاسخ به پرسش از طریق بررسی استراتژی نظامی ایران در جنگ با عراق است. به این معنا که عملیات کربلای پنج در چارچوب استراتژی ایران، چه تأثیری از سایر عملیات‌ها پذیرفته و تأثیرگذاری آن بر روند جنگ چه بوده است؟

  3- استراتژی ایران پس از فتح خرمشهر، چنانچه تاکنون در منابع مختلف مورد تأکید قرار گرفته است، عبارت بود از کسب یک پیروزی نظامی در یک منطقه استراتژیک و سپس اتمام جنگ. این استراتژی مانع از طراحی مجموعه‌ای از عملیات‌ها و پیوستگی در اجرای آن بود. به همین دلیل وقتی عملیات فاو انجام شد، با وجود کسب پیروزی، مانع از تأمین اهداف سیاسی برای اتمام جنگ شد. با شکست عملیات کربلای چهار نیز عملیات کربلای پنج طراحی و اجرا شد. بر اساس توضیح یاد شده، نسبت میان عملیات‌های سه‌گانه، تنها ضرورت انجام عملیات و کسب پیروزی برای اتمام جنگ بود. در برخی از وجوه تاکتیکی و تجربیاتی که وجود داشت، این تشابه و پیوستگی قابل مشاهده است.

 4- عملیات کربلای پنج به لحاظ تاکتیکی، حاصل تجربه عملیات کربلای چهار، به‌ویژه تیپ 57 حضرت ابوالفضل (ع) و لشکر 19 فجر در منطقه شلمچه و خلاقیت و ابتکار عمل فرمانده وقت سپاه، برادر محسن رضایی، برای استفاده از این تجربه بود. ملاحظه یاد شده سبب گردید تا از میانه‌های شکست نظامی در عملیات کربلای چهار، روزنه‌های پیروزی در عملیات کربلای پنج پدیدار شود.

 5- از نظر تأثیرات سیاسی- نظامی عملیات کربلای پنج، کسب پیروزی نظامی با درهم شکستن استحکامات دفاعی عراق و پیشروی به سمت منطقه بصره، استراتژی دفاع مطلق عراق را با چالش اساسی مواجه کرد. شاید نتیجه این عملیات، یکی از دلایل اساسی تغییر استراتژی عراق از دفاع به تهاجم، با کمک مستشاری روس‌ها بود. علاوه بر این، عراق برای خنثی‌سازی نتایج شکست نظامی در منطقه شرف بصره و مقابله با دستاوردهای سیاسی ایران، جنگ در خلیج‌فارس را با حمله به نفتکش ها تشدید کرد و موجب اتخاذ سیاست‌های جدید ایران برای مقابله‌به‌مثل شد.

  6- فرآیند جدید در مجموع به سود عراق بود زیرا زمینه‌های اتمام جنگ را با صدور قطعنامه 598 فراهم کرد. این قطعنامه هر چند نخستین بار به خواسته‌های ایران مبنی بر تعیین متجاوز و پرداخت غرامت توجه کرد، اما ابزار فشار سیاسی به ایران برای پایان دادن به جنگ شد. چنانچه عراق به بهانه امتناع ایران از پذیرش قطعنامه 598، فشار به ایران را با جنگ شهرها و حملات موشکی به تهران و تشدید حملات به نفتکش ها و زیرساخت‌های اقتصادی کشور، افزایش داد. عملیات کربلای پنج در عین حال، آخرین عملیات نظامی بزرگ ایران در جنوب بود، زیرا پس از این عملیات، جنگ در جنوب به لحاظ تاکتیکی به بن‌بست رسید و حضور در منطقه شمال غرب در چارچوب استراتژی جدید، همچنین برهم زدن تمرکز عراق از منطقه جنوب، انجام شد.

 

نتیجه‌گیری:

  در جمع‌بندی نهایی در پاسخ به پرسش طرح شده در آغاز بحث، به نظر می‌رسد عملیات کربلای پنج نقطه عطف و سرنوشت‌ساز در جنگ بود. زیرا؛

1- قدرت تهاجمی ایران و ابعاد آن را به نمایش گذاشت، زیرا پس از عملیات در فاو، مقابله با استراتژی دفاع متحرک عراق، و اجرای عملیات‌های محدود و عملیات کربلای چهار، عراق و حامیانش به شدت نگران شدند. چنانچه در مطبوعات غربی نوشتند؛ فتح فام و پیشروی در بصره نشان داد، چنانچه به ایران فرصت داده شود، می‌تواند با یک سلسله عملیات به هم پیوسته ارتش عراق را متلاشی کند.

2- از بهمن سال 1364 تا پایان سال 1365، به مدت 14 ماه، سپاه محور تهاجم به ارتش عراق بود، چنانچه حداقل 500 گردان نیرو سازماندهی و بکار گرفت. درحالی‌که پنج سال قبل سپاه تنها با 15 گردان در عملیات شکستن حصر آبادان مشارکت کرده بود.

3- پیروزی در عملیات کربلای پنج، از تأثیرگذاری شکست در عملیات کربلای چهار جلوگیری کرد، و با پیروزی نظامی در شرق بصره، نه‌تنها استراتژی عراق، بلکه سیاست قدرت‌های جهانی همچنین استراتژی نظامی ایران را برای ادامه جنگ، تغییر داد. به همین دلیل عملیات کربلای پنج، نیاز به بازخوانی مجدد دارد.

 

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس

دیدگاه جدیدی بگذارید