قرار بود عراق، انقلاب اسلامی ایران را مهار کند

چاپلینک ثابت
آسیب‌شناسی دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران طی جنگ تحمیلی در گفت‌وگو با دکتر علی خرم (بخش اول)

اشاره

با گذشت نزدیک به سی سال از پایان جنگ تحمیلی و با کاهش حساسیت‌ها در مورد تصمیمات اتخاذ شده، ارزیابی عملکرد نهادهای دست‌اندرکار در جنگ و میزان درستی تصمیمات اتخاذ شده، اکنون یکی از مهم‌ترین و ضروری‌ترین اقداماتی است که می‌بایست در عرصه مطالعات مربوط به دفاع مقدس انجام شود. در عین حال که پرداختن به نقاط قوت و تمجید از آن‌ها لازم است، نقاط ضعف و بعضاً آسیب‌هایی که وجود داشته نیز نباید مورد غفلت قرار گیرد. بررسی و مطالعه این نقاط ضعف به معنای قضاوت درباره اشخاصی که آن زمان مسئولیت امور را بر عهده داشتند نیست، بلکه تجربه ای است برای عدم تکرار خطاهای احتمالی.

بر کسی پوشیده نیست که همه مسئولان سیاسی و نظامی کشور در آن زمان از پختگی لازم برای روبرو شدن با یک جنگ وسیع و طولانی برخوردار نبودند. اگر بپذیریم که بروز خطاهای احتمالی در آن وضعیت، می توانسته مقبول باشد؛ تکرار آن با تجربیات به دست آمده در مرور چهار دهه از پیروزی انقلاب، قابل قبول نخواهد بود. لذا نگاه به اشکالات و ایرادها، از باب تجمیع تجارب گران قیمتی است که به دست آمده و می بایست مورد استفاده حال و آینده قرار گیرد.

یکی از موضوعات بحث‌برانگیزی که در خصوص جنگ ایران و عراق مطرح است و طی سال‌های گذشته از سوی برخی اصحاب سیاسی و نظامی به آن دامن زده‌شده، بحث در خصوص نسبت بین دیپلماسی و استراتژی نظامی یا نسبت بین سیاستمداران و نظامیان و میزان تأثیرگذاری هر کدام از آن‌ها در تصمیمات مربوط به جنگ است

آقای دکتر خرم رئیس ستاد قطعنامه 598 و دبیر استراتژی وزارت امور خارجه و مشاور ارشد وزیر در دوره پذیرش قطعنامه 598 و از افراد آگاه به مباحث حقوقی و سیاسی در دوران جنگ (1359-1367) است. هرچند موضوع اصلی مصاحبه‌ای که قرار بود با ایشان انجام شود بحث درباره مسائل مربوط به قطعنامه 598 بود، اما مباحثی که در طول مصاحبه مطرح شد عمدتاً اشاراتی به آسیب‌شناسی دیپلماسی ایران در  جنگ تحمیلی داشت.*

 

 

 آقای دکتر با توجه به سوابق خود در وزارت امور خارجه، برای ورود به بحث تقاضا می‌شود به اختصار اشاره ای به روند مواضع سازمان ملل نسبت به جنگ ایران و عراق داشته باشید.

  ˜ برای بحث درباره نحوه صدور و پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران ضرورتاً باید نگاهی به شرایط قبل از آن داشته باشیم. در طول جنگ 8 ساله 7 قطعنامه سیاسی، 2 قطعنامه درباره بکارگیری سلاح‌های شیمیایی توسط عراق، بدون اینکه اسمی از این کشور آورده شود، یک قطعنامه در محکومیت حمله ایران به کشتی‌های تجاری، و یک قطعنامه نیز در محکومیت حمله ناو آمریکایی به هواپیمای ایرباس ایران، توسط شورای امنیت صادر شد. به‌جز قطعنامه‌ها، یک بیانیه سیاسی توسط دبیر کل در روز اول جنگ، یک بیانیه سیاسی نیز توسط رئیس شورای امنیت در روز دوم جنگ و 4 بیانیه مربوط به بکارگیری سلاح‌های شیمیایی توسط عراق از سوی شورای امنیت در فاصله 1363 تا 1366 صادر شد که با احتساب قطعنامه 598، در مجموع 17 سند از سوی سازمان ملل متحد در ارتباط با جنگ تحمیلی صادر شده است. در میان این 7 قطعنامه سیاسی، قطعنامه 598 در چهارچوب فصل هفتم منشور صادر شده و بقیه قطعنامه‌ها در ذیل فصل ششم منشور بوده است.

 

 از دیدگاه شما قطعنامه 598 نسبت به قطعنامه‌های قبلی تفاوت ماهوی داشته است؟

˜  تفاوت این دو فصل این است که فصل ششم منشور جنبه توصیه‌ای دارد اما فصل هفتم جنبه اجرائی و دستور شورای امنیت به منزله تصمیم جامعه جهانی را دارد. در واقع قطعنامه‌هایی که در ذیل فصل ششم صادر می‌شوند موضوع را به منطقه درگیری و یا خود طرفین واگذار می‌کند تا مساعی خودشان را به‌کارگیرند و با انتخاب یک میانجی، جنگ و منازعه را تمام کنند. در حالی‌که فصل هفتم این‌گونه نیست و شورای امنیت خودش  بررسی، قضاوت و در نهایت حکم صادر می‌کند. پس قطعنامه 598 از این لحاظ با قطعنامه‌های 479، 514، 522،540، 582 و 588 متفاوت است. اما این قطعنامه از بابت واکنش منفی جمهوری اسلامی ایران، با بقیه قطعنامه‌ها شبیه هم است، چرا که جمهوری اسلامی ایران به ویژه در ابتدای جنگ شدیدآً نسبت به جامعه بین‌المللی بی‌اعتماد بود و هیچ قطعنامه‌ای را نمی‌پذیرفت.‌

 

 برخورد اولیه ایران از لحاظ حقوقی نسبت به تجاوز عراق به چه ترتیب بود؟

˜   طبق منشور سازمان ملل متحد هر کشوری که مورد تجاوز واقع شود باید دو اقدام را انجام دهد؛ اولاً باید شورای امنیت سازمان ملل متحد را بلافاصله در جریان امر قرار دهد و درخواست برگزاری جلسه فوری شورای امنیت بکند و ثانیاً طبق ماده 51 منشور از کلیه ابزار و ادوات نظامی برای دفاع از تمامیت ارضی خودش استفاده کند. دراین‌باره در بحث دفاع و عملیات نظامی با وجود آشفتگی اوضاع کشور پس از پیروزی انقلاب و شعارهایی که عمدتاً از سوی منافقین در مورد انحلال ارتش داده می‌شد، با فداکاری بچه‌های خرمشهر و نیروهای مردمی، این شهر به عنوان اولین شهر در برابر تجاوز ارتش عراق در حدود 34 روز مقاومت کرد. اما در بخش اقدامات حقوقی و درخواست تشکیل جلسه شورای امنیت، اقدامی صورت نگرفت. در این مقطع آقای کورت والدهایم دبیر کل سازمان ملل متحد بود. زمانی که عراق حمله را آغاز کرد، جمهوری اسلامی ایران باید در وهله اول درخواست تشکیل جلسه فوری شورای امنیت را مطرح می‌کرد، اما این‌گونه نشد. درست چند ساعت بعد از شروع حمله عراق، دبیرکل در تماس با سفیر جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل اظهار نمود با اخبار واصله مبنی بر حمله عراق آیا ایران می‌خواهد جلسه شورای امنیت تشکیل شود؟ اما پاسخ دولت ایران منفی بود. دبیر کل با فرض اینکه شاید سفیر ایران موضوع را درست منتقل نکرده، مجدداً با وزارت امور خارجه تماس گرفت، اما باز هم پاسخ دولت ایران منفی بود. در آن برهه، وزارت امور خارجه تابع شورای انقلاب بود و مرحوم احمد آقای خمینی نیز رابط شورای انقلاب و وزارت امور خارجه بود. استدلالی که آن موقع مطرح می‌کردند این بود که این‌ها با هم همدست هستند و سازمان ملل هم تحت سلطه امپریالیسم آمریکاست. متعاقب این موضعگیری، آقای کورت والدهایم، داوطلبانه بیانیه‌ای صادر کرد و بر اساس ماده 99 منشور با ابراز نگرانی از خطر گسترش درگیری ایران و عراق برای صلح و امنیت بین‌المللی، درخواست تشکیل جلسه شورای امنیت را نمود و از دولت ایران نیز درخواست کرد خواسته‌هایش را مطرح کند. به دنبال آن شورای امنیت در دومین روز جنگ تشکیل جلسه داد امّا چون طرف مورد هجوم تقاضایی نداشت صرفاً به صدور بیانیه‌ای توسط رئیس شورا اکتفا شد که در آن نسبت به "وضعیت رو به گسترش بین ایران و عراق" ابراز نگرانی شده بود. دولت ایران در مقابل صدور این بیانیه، آن را رد ولی بازهم خواسته مشخصی را مطرح نکرد. پاسخ ایران نسبت به درخواست سازمان ملل مبنی بر انتخاب کشوری همچون الجزایر و.... به عنوان میانجی نیز منفی بود. 4 روز بعد، با پیگری دبیرکل سازمان ملل متحد، اولین قطعنامه شورای امنیت (قطعنامه 479) صادر شد که این قطعنامه به لحاظ حقوقی به نفع ایران نبود چرا که به‌جای اینکه تجاوز عراق به ایران را مطرح کند صرفاً  آن را به عنوان "وضعیت بین ایران و عراق" در نظر گرفته بود که در واقع خنثی‌ترین شکل حقوقی بود.

در رابطه با پرسش شما که اگر ایران درخواست تشکیل جلسه شورای امنیت می‌کرد آیا غربی‌ها موافقت می‌کردند، بایستی بگویم درست است غرب به جهت گروگانگیری، در تخاصم شدید نسبت به ایران قرار داشت ولی اگر هر کشوری بخواهد از حقش برای تشکیل جلسه فوری شورای امنیت استفاده کند، کشورهای عضو شورا مجبورند به خاطر احترام به مقررات بین‌المللی و از جمله منشور ملل متحد، به خواسته او جامه عمل بپوشانند و قطعاً جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نبود. چنانچه دولت ایران در نخستین روز تجاوز نظامی ارتش عراق به خاک کشورمان، این موضوع را به اطلاع شورای امنیت می‌رساند و درخواست تشکیل جلسه فوری می‌کرد و خواسته‌هایش را مبنی بر توقف تجاوز و بازگشت به مرزهای بین‌المللی می‌کرد و در صحنه بین‌المللی و شورای امنیت یارگیری می‌نمود، قطعنامه 479  به عوض اینکه در ذیل فصل ششم منشور صادر گردد، می‌توانست در چهارچوب فصل هفتم صادر گردد و به جای اینکه از واژهٔ  "موقعیت " برای بیان شرایط جنگی بین دو کشور استفاده کند، می‌توانست واژه  "تجاوز " را به کار ِبَرد. همچنین شورا به عوض اینکه صرفاً به ابراز نگرانی بسنده کند خواستار بازگشت نیروهای نظامی عراق به پشت مرزهای بین‌المللی و برقراری آتش بس می‌شد، موضوعی که دو سال بعد تحت فشار نظامی ایران انجام شد. این سخن به معنای این نیست که ایران از دفاع از خاک خود غافل بماند، بلکه منظور این است که دفاع نظامی با دفاع حقوقی و بهره‌برداری از امکانات بین‌المللی برای به حداقل رساندن تلفات و خسارات می‌بایست توأم می‌شد. در چنین حالتی و در پرتو اقدامات دیپلماتیک، اولاً این امکان وجود داشت از اشغال خرمشهر جلوگیری شود و یا ارتش عراق در همان منطقه و در روزهای اولیه جنگ متوقف گردد، ثانیاً کشور ما به عنوان مخالف جنگ و صلح‌طلب معرفی می‌گردید، دقیقاً همان نقطه‌ای که عراق و طرفدارانش حول آن تبلیغ می‌کردند. برفرض حتی اگر از طریق شورای امنیت به نتیجه‌ای نمی‌رسیدیم، به دفاع خود در جبهه‌ها ادامه می‌دادیم ولی از دنیا طلبکار بودیم. اما در هر صورت نظام اسلامی ـ انقلابی کشور چون به نوعی نسبت به دنیا بی‌اعتماد بود، از این ابزار استفاده‌ای نکرد. به عبارت دیگر حتی اگر شورای امنیت راساً به صدور قطعنامه 479 نیز اقدام نمی‌کرد ایراد چندانی بر آن وارد نبود چرا که اساس کار تشکیل این شورا مبتنی بر درخواست کشورها و به ویژه درخواست و پیگیری کشور قربانی استوار است

 

 آقای دکتر، واقعاً موضع جانبدارانه شورای امنیت در قطعنامه مذکور صرفاً به کم‌توجهی مسئولین وقت ایران به جایگاه شورای امنیت و سازمان ملل برمی‌گشت؟

˜  البته عوامل دیگری نیز دراین‌بین دخیل بودند که مهم‌ترین آن‌ها عبارت بودند از: 1. پیروزی انقلاب اسلامی که در سراسر جهان موجی از نگرانی را برای دولت‌ها ایجاد کرده بود 2. موضوع گروگان‌گیری، که دولت‌ها از مسأله گروگانگیری ناراحت بودند، هر چند که در داخل کشور، مردم احساسی و حماسی به قضیه نگاه می‌کردند اما حتی کشورهای دوست ایران نیز این اقدام را محکوم می‌کردند چرا که همه آن‌ها کنوانسیون دیپلماتیک وین را پذیرفته بودند و امنیت دیپلمات‌های خود را در پرتو این کنوانسیون می‌دیدند. به طور کلی مواضع جمهوری اسلامی ایران از این نظر که خواهان برهم زدن نظم موجود بود مطلوب اکثر کشورهای جهان نبود. ضمن اینکه جمهوری اسلامی ایران دیپلماسی فعالی در سطح منطقه و جهان  نداشت و تنها با سه کشور لیبی، الجزایر و سوریه ارتباط پایتخت به پایتخت داشت و بعضاً به یمن و فلسطین نیز نزدیک می‌شد.

در حالی‌که جمهوری اسلامی ایران فعالیت چندانی در مجامع بین‌المللی از خودش نشان نمی‌داد، عراق یک کشور مطلوب از نظر سیاسی و اقتصادی قلمداد می‌شد و قراردادهای زیادی نیز با این کشور منعقد شده بود. عراق در صحنه بین‌المللی و دیپلماتیک نیز فعال بود. در نگاه اول، پیروزی عراق کاملاً محتمل بود چرا که ایران فاقد توان نظامی لازم برای مقابله با تهاجم ارتش عراق بود. ضمن اینکه عراق از پشتیبانی بسیاری از کشورها از جمله کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برخوردار بود. در واقع قرار بود عراق، انقلاب اسلامی ایران را مهار کند، لذا به جای اینکه در قطعنامه لفظ تجاوز یا منازعه را به کار ببرند صرفاً به واژه موقعیت که به هیچ وجه بیانگر وضعیت جنگی نیست اکتفا کردند.

 

 به نظر شما اگر جمهوری اسلامی ایران تعامل مناسبی را با مجامع بین‌المللی انجام می‌داد آیا جهان رفتار بهتری را در مقابل ایران در پیش می‌گرفت؟

˜ تردیدی نیست اگر جمهوری اسلامی ایران با حفظ اصول، تعامل مناسبی را با مجامع بین‌المللی انجام می‌داد، جهان تا حدودی رفتار بهتری را در مقابل جنگ ایران و عراق در پیش می‌گرفت. طی 30 سال گذشته مقالات و کتاب‌های منتشر شده در کشور، انباشته از محکومیت جامعه جهانی و سازمان ملل متحد و انتقاد از آن‌ها به خاطر عمل نکردن به وظایفشان بوده است اما این نکته مورد غفلت واقع شده که تا زمانی که کسی حقش را مطالبه و پیگیری نکند دیگران حق او را نادیده می‌گیرند. از این منظر به نظر می‌رسد انتقادهای یک طرفه‌ای که در مورد قطعنامه‌های 479 تا 598 مطرح می‌شود تا حدی وارد نیست. یعنی ما هیچ درخواستی و هیچ همکاری‌ای با شورای امنیت نکرده‌ایم ولی توقع داریم این ارگان که در دست قدرت‌های بزرگ بود برای ما کاری انجام دهد. از سوی دیگر باید به این نکته توجه داشته باشیم که اگر آن غیرت دینی و ملی نبود و نیروی نظامی قدرتمندی همچون سپاه به وجود نمی‌آمد، یا همبستگی بین مردم و فرهنگ جبهه و عاشورا به وجود نمی‌آمد، دفاع جانانه از تمامیت ارضی کشور و انقلاب صورت نمی‌گرفت. اما با این وجود نمی‌توان اشتباهاتی را که صورت گرفته و یا غفلت‌های انجام گرفته را نادیده گرفت. یقیناً بررسی اشکالات و نقاط ضعفی که در آن برهه سرنوشت‌ساز صورت گرفته می‌تواند درس‌های ارزشمندی برای آینده دربر داشته باشد.

 

همان‌طور که مطلعید تجاوز رژیم بعثی عراق به خاک ایران به یکباره صورت نگرفت و در فاصله مقطع زمانی بین پیروزی انقلاب تا شروع جنگ، صدام و مقامات عراقی با ادعاهایی که طرح می‌کردند درواقع زمینه را برای جنگ فراهم می‌کردند. زمانی که تحولات آن مقطع را موردبررسی قرارمی‌دهیم پی می‌بریم که احتمال درگیری نظامی بین دو کشور بسیار زیاد بوده هر چند زمان دقیقی برای آن نمی‌شد پیش‌بینی کرد؟ با این نگاه، چنانچه اگر اقدامات حقوقی مناسبی از سوی ایران انجام می‌شد تا چه حد احتمال داشت از وقوع جنگ جلوگیری شود یا حداقل وقوع آن را به تأخیر بیندازد؟

˜ البته شاید اکنون که ما به تمام جوانب مسأله واقف شده‌ایم می‌توانیم چنین تشخیصی را داشته باشیم اما در آن برهه با توجه به شرایط و فضای موجود در کشور، کسی از مقامات، بروز جنگ را پیش‌بینی نمی‌کرد. حتی بسیاری از مقامات بلندپایه بر این عقیده بودند که عراق  جرأت حمله به ایران را ندارد. به عنوان گواهی بر این مدعا، در اوایل شهریور 1359 در یکی از مجلات خارجی (جینز دیفنس) خبری درج شده بود مبنی بر اینکه 8 هزار ایرانی تحت فرماندهی یکی از افسران سابق شاه در بصره برای حمله به ایران آموزش می‌بینند. ما در وزارت امور خارجه بلافاصله این موضوع را به اطلاع شورای انقلاب رساندیم اما در نهایت پاسخ این بود که عراق ضعیف‌تر از آن است که بتواند به ایران حمله کند و اگر این کشور چنین اقدامی را در پیش بگیرد در وهله نخست شیعیان عراق با آن به مقابله بر می‌خیزند و حکومت صدام را سرنگون می‌کنند. پس ملاحظه می‌کنید ارزیابی حکومت در آن ایام خلاف پیش‌بینی حمله عراق بود.

اولین تجاوز نظامی عراق در 12 فروردین 1358 انجام شد و در واقع این کشور در این مدت واکنش ایران را مورد ارزیابی قرار داد و حمله اصلی‌اش را یکسال و نیم بعد در شهریور سال 1359 انجام داد. در  18 شهریور 59 دو فروند هواپیمای فانتوم ایران در پاسخ به اقدامات متجاوزانه عراق وارد خاک این کشور شدند که یک فروند از این هواپیماها سرنگون شد و خلبان‌های آن به اسارت درآمدند که دولت عراق آن‌ها را به عنوان مدرک شروع جنگ از سوی ایران تا سال 1369  نگه داشت و این موضوع را به عنوان سند در سازمان ملل به ثبت رساند. در هر حال، اگر در فاصله یک سال و نیم قبل از جنگ، جمهوری اسلامی ایران تلاش دیپلماتیک فراوانی برای معرفی و توقف تجاوزات عراق بکار می‌برد قطعاً دست عراق برای تجاوز رسمی در 31 شهریور 1359 قطع و یا کوتاه‌تر می‌شد.   

 (ادامه دارد...)

 

 


*- این مصاحبه پیش از این در شماره 28 فصلنامه تخصصی نگین ایران منتشر شده است.

دسته بندی اخبار: 
مصاحبه

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



31 تير

روزشمار اسناد سازمان ملل



31 تير

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران