مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

محل تأمین بمب‌های خوشه‌ای عراق (بخش اول)

چاپلینک ثابت

سال 1993 "کارلوس کاردون"، تاجر شیلیایی، فاش کرد که مقامات آمریکایی وی را در خصوص تأمین بمب‌های خوشه‌ای برای عراق تشویق کرده‌اند. کاردون عنوان کرد که دولت‌های ریگان و بوش در سراسر دهۀ 1980، گزارش‌های مشروحی دربارۀ استفاده‌اش از تجهیزات آمریکایی برای ارائۀ کارخانه‌ها و بمب‌های خوشه‌ای به عراق در جنگ با ایران، دریافت کرده‌اند. این حمایت و همکاری به رغم تحریم آمریکا علیه شیلی صورت گرفت.

 

آلن فریدمن در فصل چهارم کتاب "شبکه عنکبوتی: اسرار تسلیح غیرقانونی عراق توسط کاخ سفید" به خوبی همکاری آمریکا با شرکت شیلیایی «کارلوس کاردون» (Carlos cardoen) را برای ساخت بمب خوشه‌ای و ارسال آن به عراق (از سال 1983 به بعد) نشان می‌دهد. کارخانه کارلوس کاردون به عنوان مناسب‌ترین محل برای تولید بمب خوشه‌ای –که برای در هم شکستن مقاومت نیروهای گسترده ایرانی استفاده می‌شد –انتخاب شده بود. هزاران بمب با نازل‌ترین قیمت و بدون پرداخت حقوق گمرکی و سایر تعرفه‌های بازرگانی در شهر بندری «ایکیکو» شیلی که منطقه آزاد تجاری محسوب می‌شد، برای عراق تولید و ارسال می‌گردید.

 

تولید هر بمب خوشه‌ای در کارخانه مذکور 7000 دلار و به عبارت دیگر 19000 دلار ارزان‌تر از کارخانه‌های رقیب در اروپا تمام می‌شد. همکاری کارلوس کاردون با عراق در ابتدای سال 1983 آغاز و تا پایان سالیان متمادی ادامه می‌یابد. وی با حمایت سازمان سیا و ارتش آمریکا، نیازهای تجهیزاتی خود را از کارخانه‌های مختلف در نیو اورلئان و لس آنجلس تأمین می‌کرد. رابرت گیتس، معاون وقت سازمان سیا در تابستان 1986 از کارخانه کارلوس کاردون بازدید به عمل می‌آورد و از نزدیک وجود تجهیزات آمریکایی وارداتی به کارخانه را مشاهده می‌کند، اما هیچ‌گاه مانع از این گونه فعالیت‌ها نمی‌گردد.

 

در بخش نخست این نوشته، شروع همکاری کارلوس کاردون در تجهیز عراق به بمب‌های خوشه‌ای به نقل از فصل چهارم کتاب شبکۀ عنکبوتی آلن فریدمن بررسی می‌شود:


 

درست در نقطه مقابل خلیج‌فارس و در آن‌سوی دنیا، بندر ایکیکوی شیلی قرار دارد که در سال 1986 دوره‌ای از شکوفایی و رونق را تجربه می‌کرد. این شهر ازلحاظ جغرافیایی در 110 درجه شمالی سانتیاگو (پایتخت شیلی) و در کنار ساحل اقیانوس آرام قرار دارد. اخیراً این بندر به یک منطقه تجاری آزاد تبدیل شد و فرودگاه جدیدی نیز در نزدیکی آن احداث گردید. در هرماه حداقل یک هواپیمای باری عراقی وارد فرودگاه شده، به کنار محوطه فرودگاه می‌رفت و پنهان از چشم مسافران عادی که سوار هواپیما می‌شدند، محموله‌هایی از یک کارخانه صنعتی به‌ظاهر گمنام، بار هواپیما می‌شد. این بندر زمانی تنها مجموعه‌ای از آلونک‌های حقیر در یک دماغه لم‌یزرع و بی‌حاصل بود و مسافرانی که در این بندر پیاده می‌شدند، نمی‌توانستند تصور کنند که در آنجا یکی از مهلک‌ترین کارخانه‌های تسلیحاتی وجود دارد که برای عراق بمب خوشه‌ای تولید می‌کند.

 

بیشتر اهالی ایکیکو – ازجمله کارگران کارخانه – تا اوایل سال 1986 نمی‌دانستند که سلاح‌های تولیدشده به کجا حمل می‌شود؛ اما زمانی که انفجاری در محل رخ داد و در اثر آن 29 نفر از 700 کارگر کارخانه تولید بمب خوشه‌ای کشته شدند، یک اسقف محلی کاتولیک رم سخت متأثر شد و فعالیت‌های این کارخانه را به‌عنوان «یک گناه جمعی» محکوم کرد و هشدار داد که «این‌ها بمب‌هایی هستند که بر سر مردم ایران و عراق فرومی‌ریزد و اکنون نیز باعث مرگ برادرهایمان شده‌اند»

 

هدف اولیه ساخت بمب‌های خوشه‌ای در آمریکا، متوقف ساختن حرکت ستون‌های تانک بود. این نوع بمب‌ها شامل صدها بمب کوچک است، طول هر بمب کوچک حداکثر 12 اینچ و وزن آن کمتر از دو پوند است. زمانی که بمب پرتاب می‌شود، به‌صورت چرخشی حرکت کرده و یک انفجار کوچک باعث باز شدن جعبه حاوی بمب‌ها می‌شود و سپس بمب خوشه‌ای، بمب‌های کوچک خود را به‌صورت خوشه‌ای و بر مبنای یک الگوی بیضی‌شکل به اطراف پرتاب کرده و منطقه وسیعی را تخریب می‌کند. این بمب‌ها عملاً چرخ‌گوشت‌های هوایی هستند و هر چیزی را در سر راه خود خرد می‌کنند. نیروی هوایی ایالات‌متحده برای نخستین بار در جنگ ویتنام از این بمب‌ها جهت نابودی نفرات دشمن استفاده کرد. چنانچه این بمب‌ها درست عمل کنند، می‌توانند در وسعتی به‌اندازه 10 برابر زمین فوتبال هرکسی را کشته یا مجروح سازند. تعدادی از این بمب‌ها که در شیلی تولید می‌شدند، به‌صورت ساعتی عمل می‌کردند. به این معنا که آنان ساعت‌ها پس از پرتاب، فعال و سربازان و مأموران نجاتی را که فکر می‌کردند این بمب‌ها خطری ندارند، می‌کشتند. ازلحاظ تکنیکی این بمب‌ها جزو تسلیحات متعارف محسوب می‌شوند، اما در میدان نبرد همانند تسلیحات نامتعارف چون سلاح‌های شیمیایی می‌توانند موجب کشتار وسیع شوند.

 

طراحان نظامی صدام در بغداد به این نکته پی برده بودند که این بمب‌ها برای کشتن شمار زیادی از سربازان ایرانی که به‌صورت موج انسانی حرکت می‌کردند، مؤثر است. کارلوس کاردون، صاحب شمار زیادی از کارخانه‌های تسلیحاتی در سراسر شیلی، ازجمله کارخانه ایکیکو، از تولید این بمب‌ها سود سرشاری می‌برد. چراکه از یک‌سو عراق خریدار تمامی بمب‌های تولیدی این کارخانه بوده و از سوی دیگر این کارخانه به‌واسطه قرار داشتن در یک منطقه تجاری آزاد، از مالیات یا عوارض معاف و هزینه‌ها به طرز قابل‌توجهی پایین بود. وی غالباً به کارگرانش در ازای 12 ساعت کار در روز، 90 دلار می‌داد که معادل حقوق یک ماه آنان بود و متوسط تولید کارخانه به یک هزار بمب در ماه می‌رسید. لذا کاردون به‌واسطه این شرایط می‌توانست قیمت هر بمب را 7 هزار دلار تعیین کند که 19 هزار دلار کمتر از رقبای اروپایی‌اش بود. او با این قیمت پایین نیز سود سرشاری می‌برد.

 

کاردون دو ویژگی خاص داشت که او را مناسب این کار ساخته بود. وی یک تاجر اهل خطر و ریسک و همچنین بسیار باهوش به‌ویژه در بهره‌گیری از فرصت‌های سیاسی به‌دست‌آمده بود. وی در یک خانواده متوسط بلژیکی‌الاصل متولد و در روستاهای منطقه سانتاکروز در مرکز شیلی بزرگ شد. او در یک مدرسه فنی در شیلی تحصیلات اولیه خود را به پایان رساند و سپس در دهه 60 م. برای تحصیل به دانشگاه یوتا رفت و تحصیلات خود را در رشته موردعلاقه‌اش یعنی متالوژی آغاز کرد. کاردون با مدرک دکترای مهندسی از دانشگاه یوتا فارغ‌التحصیل شد و در دهه 70 م. مدیریت شرکتی را بر عهده گرفت که به تولید مواد منفجره برای صنایع معدنی می‌پرداخت. او در سال 1977 شرکت «صنایع کاردون» را تأسیس کرد و انتظار می‌رفت که کار در بخش معدن را نیز ادامه دهد.

 

در فوریه 1976 ایالات‌متحده تحریمی تسلیحاتی علیه شیلی اعلام کرد، زیرا کنگره از نقض مداوم حقوق بشر، سوءاستفاده و نیز ترورهای سیاسی در سانتیاگو که تحت فرمان رئیس‌جمهور نظامی این کشور، آگوستو پینوشه، قرار داشت، به خشم آمده بود. این تحریم تسلیحاتی با پیشنهاد جیمی کارتر به ریاست جمهوری آمریکا در 1977، تداوم پیدا کرد. آمریکا به‌تدریج پی برد که شیلی نیز همانند آفریقای جنوبی، به یک رژیم منفور تبدیل‌شده است.

 

این امر نشان از تغییر در روابط پرآشوب واشنگتن با سانتیاگو داشت. در اوایل دهه 70 م. دولت نیکسون اقدام به سرنگونی دولت سوسیالیستی سالوادور آلنده نمود. زمانی که پینوشه طی یک کودتای نظامی در سال 1973 – که منجر به کشته شدن آلنده در آتش‌سوزی کاخ ریاست جمهوری شد – قدرت را به دست گرفت، بسیاری آمریکا را متهم به دست داشتن در این ماجرا کردند. در سال 1976 این اتهام تقویت شد، چراکه اورلاندو لیتیلر، سفیر سابق آلنده در ایالات‌متحده، در اثر بمبی که در ماشین وی در جنوب شهر واشنگتن کار گذاشته‌شده بود، کشته شد و دولت تا زمان کارتر اقدام چندانی برای روشن شدن این قضیه انجام نداد.

 

جوخه‌های مرگ پینوشه کلیه آثار و آرمان‌های چپ‌گرایی که از طریق انتخابات باعث پیروزی آلنده شده بودند را نابود ساختند و استادیوم‌های فوتبالی شیلی را به سمبلی از درد و رنج شیلی تبدیل کردند. این استادیوم‌ها تبدیل به محبس‌هایی شدند که در آن هزاران شیلیایی را در نیمه‌های شب، بیدار کرده و برای بازجویی و استنطاق به آنجا می‌آورند. گفته می‌شود در اثر این اقدام هزاران نفر «ناپدید» شدند. این واژه در مورد افرادی به کار می‌رفت که توسط پلیس مخفی کشته یا تبعید می‌شدند.

 

در سال 1978 اختلاف مرزی میان آرژانتین و شیلی به وجود آمد که به نظر می‌رسید احتمالاً تبدیل به یک جنگ شود. پینوشه، رهبر نظامی شیلی از صنایع تجاری داخلی خواست که تا حد امکان به تولید تسلیحات بپردازند. تحریم ایالات‌متحده باعث قطع صدور تسلیحات داخلی شیلی به بازار جهانی شد. برای کارلوس کاردون این امر بهترین فرصت به‌دست‌آمده در تمام زندگی‌اش بود. فرمانده نیروی هوایی، گفت که تا سال 1978 کاردون هیچ بمبی را ندیده بود، «ما یکی از بمب‌ها را به وی نشان دادیم» و 15 روز بعد کاردون با یک نمونه از بمب ساخته‌شده توسط مهندسانش بازگشت و این امر آغاز روابط نزدیک وی با بخش نظامی شیلی بود. کاردون بعدها گفت «من از کارتر بسیار متشکرم، اگر تحریم تسلیحاتی ایالات‌متحده نبود، ما هرگز در تولید تسلیحات سرمایه‌گذاری نمی‌کردیم».

 

کاردون در اثر اقدامات بیدون توانست، نخستین سفارش خود را برای تولید سه هزار بمب خوشه‌ای در مارس 1983 دریافت کند. وی از طریق بیدون پیغامی به بغداد فرستاد: «ما بسیار خرسندیم به اطلاع شما برسانیم که شرکت صنایع کاردون آماده کمک به عراق در این برهه حساس است. ما می‌توانیم بمب‌های خوشه‌ای را با کمترین قیمت به شما عرضه کنیم». بغداد بدون اطلاع از مسائل و صرفاً بر اساس بروشوری که بخش طراحی کاردون باعجله تهیه‌کرده بود، معامله را پذیرفت. زمانی که اخباری مبنی بر پذیرش معامله توسط عراق و نیز سفارش خرید این کشور به‌وسیله تلکس به دفتر کاردون در سانتیاگو فرستاده شد، وی نمی‌دانست که از این خبر خوشحال باشد یا غمگین، چون هنوز قادر به تولید هیچ نوع بمبی نبود. وی به بیدون گفت که هنوز در مکانیزم بمب «اشکالاتی وجود دارد که باید رفع شود».

 

 

ملاقات صدام حسین با کارلوس کاردون

 

او در این کار موفق بود. وی به‌سرعت کار خود را در ایکیکو آغاز کرد و در اوایل سال 1984 نخستین محموله به ارزش 21 میلیون دلار را به عراق فرستاد. با افزایش فروش بمب‌ها در مدت یک سال توانست با صدام ملاقات کند. عراق برای کاردون اهمیت زیادی داشت، چراکه دو سوم از درآمد سالانه وی (که حدود 100 میلیون دلار بود) از طریق صادرات تسلیحات به عراق تأمین می‌شد.

 

ادامه دارد...

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
اخبار- پژوهش در حوزه دفاع مقدس

دیدگاه جدیدی بگذارید