مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

مخابرات در عملیات والفجر1 با ساختار رزمی جدید

چاپلینک ثابت

در عملیات والفجر 1 دو قرارگاه داشتیم: نجف و کربلا. قرار بود قرارگاه کربلا به منطقه شمالی حدود منطقه برقازه بیاید و قرارگاه نجف هم که در برقازه مستقر بود، به منطقه عملیات والفجر 1 منتقل شد؛ به منطقه شمال فکه. جلساتمان را برای والفجر 1 شروع کردیم. در جلسات، به عملیات والفجر مقدماتی و اشکالات آن گریزهایی زدیم؛ اینکه چقدر در اشکالات آن گریزهایی زدیم؛ اینکه چقدر در اشکالات عملیات نقش داشتیم. جمع‌بندی‌مان این شد که به‌رغم رشدهایی که در ارتباطات داشتیم، تنوعی که به ارتباطات دادیم، حوزه‌هایی که زیر پوشش قرار گرفت و اقداماتی که انجام دادیم، اشکال عمده‌مان این بود که ارتباطاتمان به یگان‌ها نمی‌رسید؛ ارتباطات خود قرارگاه مرکزی. هرچند که تدبیر قرارگاه مرکزی این بود که به‌صورت سلسله‌مراتبی و سطوحی که پیش‌بینی کرده بود، کار انجام شود. برداشت ما این بود که ما هم به‌عنوان مسئول ارتباطات، باید طراحی و تدارک خاص خودمان را ببینیم. براساس طرح عملیات پیش‌بینی کردیم که کل محدوده عملیات زیر پوشش ارتباطی برود. ایستگاه‌هایی به‌علاوه دو ایستگاه سیار اضافی را آماده کردیم که اگر نیروها جلو رفتند و ارتباطات قطع شد، بتوانیم به‌صورت رله ارتباط را به قرارگاه برسانیم. بعد، بحث کد و رمز بود که امنیت را رعایت کنیم. خود من با تعدادی از بی‌سیمچی‌ها صحبت کردم و نکاتی از عملیات‌های قبلی، به‌ویژه والفجر مقدماتی، به آنها یادآور شدم. برای قطع نشدن ارتباطات خیلی تأکید کردم. سفارش کردم اگر بی‌سیمچی‌ هم شهید شد، یکی این مسئولیت را برعهده بگیرد که بی‌سیم را عقب برگرداند، چون در عقب‌نشینی والفجر مقدماتی تعدادی بی‌سیم از دست دادیم که جایگزین هم نشد.

 

عملیات در همان ابتدای کار دچار مشکل شد و در واقع، عملیات ناموفقی بود. خط شکسته نشد؛ یعنی در حقیقت، عملیات انجام نشد و مشخص شد که دیگر در جنوب، قاعدتاً تکرار عملیات به این شکل امکان‌پذیر نیست و باید فکر دیگری کرد.

 

در والفجر1 نگران بودیم که اگر پیشروی صورت بگیرد و یگان‌های دیگری وارد شوند، از نظر امکانات ارتباطی ضعیف باشیم. با اینکه امکانات یگان اصلی بد نبود. مسئله بعدی نیروی انسانی بود. یگان‌های ما نیروی انسانی خیلی ضعیفی داشتند. در آن مقطع افردای که به مخابرات می‌آمدند، اصولاً مخابراتی نبودند؛ بسیجی‌هایی بودند که بعضاً هم آنها را به زور به مخابرات آورده بودند؛ چون می‌خواستند در خط مقدم جبهه باشند و کار رزمی کنند. به‌هر حال مجبور شدیم برگردیم عقب.

 

این مطلب برگرفته از کتاب تاریخ شفاهی دفاع مقدس روایت مهدی شیرانی‌نژاد مخابرات به کوشش یحیی نیازی است که توسط انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس به چاپ رسیده است.

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - آثار مرکز
گزارش
برچسب ها: 

دیدگاه جدیدی بگذارید