مواضع آمریکا درجنگ ایران وعراق

چاپلینک ثابت
حسین عسگری

 

تهاجم نظامی عراق به ایران در شهریور 1359 (سپتامبر1980) در آخرین ماه‌های ریاست جمهوری جیمی کارتر آغاز شد و در دوران رونالد ریگان ادامه یافت. وقوع طولانی‌ترین نبرد نابرابر و نامتعارف قرن بیستم در جغرافیای خلیج فارس نمی‌توانست با بی تفاوتی آمریکا مواجه شود.

 

 

 

 

موضع آمریکا در جنگ ایران و عراق اساساً مبنی بر حمایت از عراق در شروع تهاجم به خاک جمهوری‌اسلامی ، به منظور تعدیل در مواضع انقلابی ایران بود . متعاقب ناکامی عراق در تحقق و تامین اهداف سیاسی ونظامی‌اش در جنگ ، و درپی تهاجمات سراسری رزمندگان اسلام که منتهی به فتح خرمشهر شد ، ماهیت جنگ ازنظر سیاسی  و نظامی تغییر کرد، بدین معنی که اگر تا آن زمان از دیدگاه طراحان ، از حربه جنگ به عنوان اهرم فشار و کنترل ایران استفاده می‌شد ، این حربه در مرحله جدید به عامل بی‌ثبات کننده عراق و طبعاً منطقه تبدیل شد. از این پس، از سوی آمریکا وغرب و نیز کشورهای منطقه ، جنگ و ادامه آن به منزله اهرم صدور انقلاب وتهدید منافع آمریکا و تزلزل سیاسی - نظامی عراق و کشورهای منطقه ، مورد ارزیابی قرار گرفت .

 

اتخاذ استراتژی دفاع مطلق از سوی عراق با هدایت وحمایت غربیها ، این فرصت را در اختیار آمریکا و غرب قرار داد تا با حمایتهای همه جانبه از عراق ، این کشور را در برابر تهاجمات احتمالی رزمندگان اسلام حفظ نمایند.

 

آمریکا و غرب پیش ‌بینی می‌کردند و در صورتی که تهاجمات رزمندگان اسلام از نتیجه مطلوب برخوردار نشود و از سویی فشارهای لازم در جهت تعدیل مهوری‌اسلامی ادامه یابد ، سرانجام ایران را در برابر غرب مجبوربه ارائه امتیاز خواهد ساخت.

 

غربیها در عین حال که مخالفت موفقیت و پیروزی ایران بودند ، عراقی قدرتمند را نیز نمی‌پذیرفتند . روزنامه هرالدتریبیون به نقل از هنری کیسینجرنوشت :

« در این جنگ نفع نهایی آمریکا آن است که هر دو طرف بازنده شوند»(1)

 

البته آمریکاییها پیروزی ایران را خطرناک ارزیابی می‌کردند، زیرا پیام اعتقادی انقلاب اسلامی و شعارهای آن ، خطر اضمحلال منافع آمریکا درکشورهای اسلامی را در پی داشت .

 

 

بولتن اکونومیست چاپ لندن در این زمینه نوشت :

این کشور (آمریکا) مایل نیست که هیچیک از دو طرف پیروز گردد .اما پیروزی ایران را نسبت به پیروزی عراق ، خطر بزرگتری برای اثبات منطقه تلقی می‌نماید.(2)

 

 

روزنامه سوئدی تمپوس نیز به نقل از هنری کیسینجر در همین زمینه نوشت :

 واشنگتن در مورد ایران که هرگز اهداف خود را محرمانه نمی‌گذارد ، به این نتیجه رسیده است که این کشور تهدیدی بزرگتر است. ایران در نظر دارد بر عراق پیروز شده و دولتی اسلامی در این منطقه مستقر نماید.(3)

 

همچنین یک مقام آمریکایی که روزنامه تمپوس از افشای نام وی خودداری کرده بود در همین زمینه گفت :

« من تصور می‌کنم ابعاد پیروزی ایران برای منافع آمریکا درخاورمیانه فاجعه‌بار خواهد بود . اگر ایران موفق به استقرار حکومت مورد علاقه خود در عراق گردد ، سیستمهای پیمانها در خلیج فارس کاملاً دگرگون خواهد شد .»(4)

 

آمریکاییها با توجه به درک و تحلیلی که نسبت به جنگ و تواناییها وقابلیتهای نظامی و اهداف هر یک از طرفین داشتند ، برای به دست گرفتن ابتکار عمل در جنگ و مقابله با رُخدادها و حوادث غیرمترقبه ، اقدام به نزدیکی و ارتباط با ایران و عراق نمودند.

 

بر طبق ارزیابی و تحلیل سازمان اطلاعاتی آمریکا (سیا)، عراق متحد سنتی شوروی بوده و سیستم تسلیحاتی این کشور ، ایدئولوژی حزب بعث وتفکرات سیاسی و اقتصادی آن ، برقراری رابطه استراتژیک با شوروی را ایجاب می‌کرد ؛ لکن چرخش عراق به سمت غرب ، تهاجم این کشور به ایران  ( همسو با منافع غرب ) و سپس استیصال آن در برابر تهاجمات رزمندگان اسلام ، شرایطی را برای عراق به وجود آورده بود که برای بقا و تداوم حیات سیاسی و نظامی خود شدیداً نیازمند حمایت غرب و آمریکا بود.

 

عراق درچنین شرایطی ( پس از فتح خرمشهر ) مبادرت به برقراری رابطه رسمی با آمریکا کرد . ارائه کمکهای اطلاعاتی و سایر حمایتها از عراق نیز از همین زمان آغاز شد.

 

روزنامه وال استریت ژورنال چاپ آمریکا طی تحلیلی در خصوص اهداف آمریکا از برقراری رابطه با عراق نوشت :

دولت آمریکا در ارتباط با عراق سه هدف سیاست خارجی را درنظر داشته است :

1 - از شکست عراق به دست ایران جلوگیری کند .

2 - عراق به اردوی عراق میانه‌رو بپیوندد .

3 - حمایت عراق را در مبارزه با تروریسم بین‌المللی به دست آورد» (5)

 

عراق همچنین برای نجات خود، از تلاشهای صلح آمریکا در خاورمیانه حمایت می‌کرد. در این باره روزنامه وال استریت ژورنال نوشت :

« دولت ریگان در سال 1984 ، با این امید روابط دیپلماتیک با عراق را از سرگرفت که آن کشور از تلاشهای صلح ایالات متحده درخاورمیانه جانبداری کند»(6)

 

در همین روزنامه پیرامون تمایل آمریکا به جانبداری از عراق آمده است :

« هر چند ایالات متحده در جنگ ایران و عراق رسماً روش بیطرفی را در پیش گرفته است ! ولی گرایشش به جانب بغداد حتی پیش از تجدید مناسبات آغاز شده بود . زیرا به اعتقاد آمریکا پیروزی ایران منطقه خلیج‌فارس را که از موقعیت استراتژیکی بسیار پراهمیتی برخورداراست ، دستخوش بی‌ثباتی خواهد ساخت . از اینرو دولت آمریکا جوازفروش هلیکوپترهای غیرنظامی را به عراق صادر کرد . . . . به علاوه ، گفته می‌شود که عربستان سعودی با توافق واشنگتن اطلاعات جبهه‌های جنگ را از طریق هواپیماهای آواکس برای عراق رله می‌کند» (7)

 

بنابراین ، در عین حال که آمریکاییها ظاهراً اظهار می‌کردند که نسبت به پیروزی طرفین جنگ ناخشنود هستند ، لیکن در مقایسه با وضعیت عراق دربرابر ایران و تبعات پیروزی ایران به حمایت اطلاعاتی ، تسلیحاتی ، تبلیغاتی، دیپلماتیک و اقتصادی از عراق مبادرت نمودند.

 

سرلشکر وفیق ‌السامرایی، رئیس اطلاعات نظامی عراق و مسئول میز ایران در سرویس اطلاعاتی عراق، که بعدها به غرب متواری شد، درباره جلسات مشترک اطلاعاتی با امریکایی‌ها توضیحات مهمی ارائه می‌دهد که مکمّل توضیحات هوارد تیچر، عضو شورای امنیت ملی امریکا، است. وفیق‌السامرایی در نحوه آغاز همکاری‌ها و توسعة آن می‌گوید:

«من در قرارگاه مقدم فرماندهی کل نیروها در بصره بودم. مرا فوراً به بغداد فرا خواندند. به محض آنکه به بغداد رسیدم مرا به یکی از خانه‌های مجلل سازمان کل اطلاعات، در کرانه رود دجله بردند در آنجا با سه نفر از اعضای سرویس اطلاعات مرکزی امریکا "CIA" ملاقات کردم.»(8)

 

وی درباره مشخصات و درجات تیم امریکایی می‌گوید:

«یکی از آنها درجه بالایی داشت و راجع به خود و همکارانش می‌گفت که در ارتش دارای درجه ژنرالی هستند. نفر دوم پایش را در جنگ ویتنام از دست داده بود و نفر سوم مدتی در تونس و یمن کار کرده بود و زبان عربی می‌دانست.»(9)

 

وی همچنین درباره زمان و نحوه همکاری‌ها می‌گوید:

«آنان آمده بودند تا مستقیماً آمادگی خود را برای دادن اطلاعات لازم راجع به ایران اعلام نمایند. از اواخر مارس 1982( فروردین 1361) آنها از طریق یک کشور عربی* این اطلاعات را در اختیار ما می‌گذاشتند من‌ هم شمّه‌ای از وضعیت نظامی و اطلاعاتی موجود را در اختیار آنها گذاشتم و آنها با خوشحالی تمام گزارش من را گوش می‌کردند.»(10)


آمریکاییها برخلاف رهنمودها و اقدامات امام‌خمینی (ره) و دیدگاهها وعملکرد نیروهای انقلابی، که همواره ضدیّت با آمریکا را در تمامی زمینه‌ها دنبال می‌کردند، ضرورت نزدیکی تدریجی  به ایران را با این درک و تحلیل که انقلاب اسلامی در موقعیت جغرافیایی مشخص به نام ایران به وقوع پیوسته و بحرانهای متعددی را گذارنده و به رغم توطئه‌ها ، شرایط بقا و حیات خود را فراهم آورده است، به عنوان یک واقعیت مورد توجه قرار دادند و تلاش کردند از موضع تجدید روابط اقدام نمایند.

 

در آن زمان هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا درزمینه ضرورت برقراری روابط سازنده با ایران گفت :

« یک جنبه منفی پیروزی ایران ، تقویت پرستیژ عقاید اسلامی رادیکال ضدغرب از جنوب تا شرق آسیا و تا سواحل اقیانوس اطلس است . . . .ایران یکپارچه که سیاست ملی معتدل را دنبال کند که با منافع غرب هماهنگی خواهد داشت . سیاست منزوی نمودن ایران تا موقعی درست است که تهران توسط معتصبهای توسعه طلب رهبری شود . موقعیت غرب در برابر ایران مشابه روابط آمریکا با چین است . به عقیده من سیاست عاقلانه آمریکا باید دو طریق را به موازات هم بپیماید ، ایستادگی در برابرتوسعه‌ طلبیهای ایرانیان همگام با برقراری روابط سازنده ، تا آنگاه که واقعیتهای بنیادی خودشان را نشان دهند . سیاستمداران در احاطه براوضاع و شرایط حساس ، باید روزنه‌ای را برای روز مبادا بازبگذارند » (11)

 

موقعیت استراتژیک ایران در جنوب شوروی و در شمال خلیج‌فارس وبرخورداری از جمعیت قابل توجه و منابع نفتی و خاک وسیع و موقعیت جغرافیایی برتر نسبت به همسایگان و سایر مسائل به گونه‌ای بود که آمریکاییها نمی‌توانستند به سهولت ایران را نادیده بگیرند . بنابراین ، اهداف مختلفی را در این زمینه دنبال می‌کردند . نشریه‌ ژون‌آفریک چاپ فرانسه ، طی تحلیلی ، به بخشی از این اهداف اشاره کرد :

 

 آمریکا معتقد است که با درگذشت امام‌خمینی و کشمکشهایی که این امر بدون شک در پی خواهد داشت ، زمینه بالا گرفتن یک جریان هوادار غرب در نیروهای مسلح و محافل بورژوازی تجاری ایران فراهم خواهد شد . بنابراین ، طراحان نظامی وزارت خارجه آمریکا نقش ناچیزکنونی امریکا در ایران را پذیرفته و از نفرینهایی که مرتباً از سوی تهران نثار آنها می‌شود به غضب نمی‌آیند . آنها معتقدند که ایران به محض آنکه از لحاظ اقتصادی به زانو درآید به آنها و متحدین غربی آنها روی خواهد آورد.

 

بعلاوه ، آنها معقتدند که ضدیت رهبران ایران با شوروی یک برگ برنده غیرقابل انکار در بازی پیچیده‌ای است که در این منطقه استراتژیک جهان دارند و نشانه آن کمک مستقیمی است که تهران به شورشیان افغان می‌کند»(12)

 

رادیو آمریکا به نقل از جک اندرسون مفسر آمریکایی ، که مقاله وی در روزنامه واشنگتن پست به چاپ رسید ، ضرورت برقراری رابطه آمریکا با ایران را با نظر دیگری مورد توجه قرار داده و برای این تغییر سیاست آمریکا دو دلیل عنوان کرد :

 نخست ، نگرانی آمریکا در صورت عدم حضورش در ایران بعد از امام‌خمینی این است که شوروی شمال ایران را اشغال کند.

 دوم آنکه، کاخ سفید معتقد است در صورت برقراری روابط با ایران ، واشنگتن سالانه ده تا دوازده میلیارد دلار کمتر خرج دفاع از خود در برابراغتشاشات ملهم از ایران خواهد کرد »(13)

 

علاوه بر آنکه اساساً در تحلیلها شوروی به عنوان یک عامل تعیین کننده لحاظ شده است ، فروش تسلیحات به ایران ، به لحاظ سیستم تسلیحاتی غربی ایران و برخی از مسائل دیگر نیز به عنوان اهداف آمریکا برای نزدیک شدن به ایران مورد اشاره قرار گرفته است . در این روند ، آمریکاییها از یکسو به منظور کنترل و مهار ایران ، اعمال فشار به جمهوری‌اسلامی را ادامه می‌دادند و از سوی دیگر به منظور ممانعت از رادیکال شدن بیش از پیش ایران ، سیاست نزدیکی به ایران را توسط برخی از کشورهای اروپایی از جمله آلمان و همچنین ژاپن دنبال می‌کردند . به عبارت دیگر ، سیاست فشار دیپلماسی آمریکا در برابر ایران بدین منظور دنبال می‌شد که آمریکاییها طی یک روند درازمدت با به دست گرفتن ابتکار عمل در جنگ ایران و عراق، علاوه بر پایان بخشیدن به جنگ ، مناسبات خود با ایران را نیز حل و فصل نمایند .**

 

در این روند طبعاً آمریکاییها هر عاملی را که منتهی به تغییرات عمده درجنگ و متعاقباً تقویت مواضع ایران و برتری سیاسی و نظامی آن بر عراق می‌شد ، نامطلوب ارزیابی می‌کردند . لذا فتح فاو به لحاظ تبعات ناشی از آن در تقویت مواضع ایران ، به زیان منافع آمریکا و غرب تلقی می‌شد . از اینرو موضعگیری آمریکا بلافاصله پس از فتح فاو و اقدامات بعدی این کشور درمساعدت به عراق برای حمله به مراکز صنعتی و آب و برق ایران ، نشانگرفزونی یافتن مواضع خصومت‌آمیز آمریکا بود .

 

در این ضمن ، جورج بوش معاون وقت رئیس‌جمهوری آمریکا در تاریخ 1365/1/16 به ‌منظور انجام‌ یک سفر 8 روزه به کشورهای خلیج‌فارس و مذاکره پیرامون مسائل منطقه وارد عربستان سعودی شد . در این حال : « همزمان با سفر بوش به منطقه ، حمله به یک نفتکش عربستان سعودی توسط هواپیماهای ناشناس به منزله پیام سیاسی به آمریکا تلقی شد » (14)

 

بوش در اولین اظهار نظر خود ، نگرانی آمریکا نسبت به گسترش جنگ در خلیج‌فارس را اینچنین مورد اشاره قرار داد :

« چیزی که ما و دوستان ما را نگران می‌کند آن است که این جنگ به فراتر از محدوده کنونی آن توسعه یابد . احتمال دارد که به بستن آبراه هرمز اقدام شود و یا اینکه ممکن است ایران از خطوط عراق بگذرد و به کشورهای همسایه حمله کند و این متاسفانه چیزی است که تهدید انجام آن صورت گرفته است . ما بارها این نکته را یادآور شده‌ایم و اجازه  دهید مجدداً آن را در اینجا تکرار کنم که ایالات متحده اساساً و قطعاً به جریان آزاد نفت از خلیج‌فارس متعهد است » (15)                                                      

 

همچنین در پی اقدام نظامی آمریکا علیه لیبی در خلیج سیرت ، بوش دراظهارات تهدید‌آمیز خود که خبرگزاری آسوشیتدپرس آن را نقل کرد، گفت :
« درگیری نظامی اخیر بین آمریکا و لیبی در خلیج سیرت باید گوشزدی برای ایرانیها باشد . آمریکا نمی‌خواهد نظاره این مسئله باشد که گسترش جنگ از سوی ایران ، به روند تغییر در توازن قدرت در منطقه بیانجامد » (16)

 

بلافاصله پس از موضعگیری تهدید‌آمیز بوش ، حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس شورای اسلامی و فرمانده عالی جنگ اظهارداشت :

 آقای بوش در این شرایط حساس به کشورهای همسایه مسافرت می‌کند و چنین مغرورانه می‌گوید که ما اجازه نمی‌دهیم آبراههای جهانی ناامن شود یا ایران پیروز گردد. این حرفها برای کیست ؟ ما که نمی‌دانیم شما جنگ را برای از پا درآوردن ما ایجاد کردید، حال که شکست خوردید می‌گویید ما اجازه نمی‌دهیم موازنه در منطقه بهم خورد.(17)

 

بوش طی این سفر 8 روزه به بررسی وضعیت منطقه پرداخت. در این برهه ، طبعاً اظهار نگرانی کشورهای منطقه و درک و دریافت بوش از شرایط متزلزل عراق ، تاثیرات قابل ملاحظه‌ای در تصمیمات بعدی آمریکا داشت.

 

مصاحبه ژنرال هارین کریست ، مسئول کمیته منطقه خلیج‌فارس از مرکز فرماندهی نظامی آمریکا و تاکید وی بر مسئولیتهای آمریکا در این منطقه ، پیام آشکار آمریکا به ایران و همسایه شمالی آن بود :

« ما مسئولیت عمده‌ای در قبال خلیج ( فارس) به عهده داریم. یکی اینکه روسها را از کشورهای کوچک خلیج دور نگهداریم و دیگر آنکه امنیت دسترسی به ذخایر نفتی منطقه را تضمین نمائیم »(18)

 

آمریکاییها ضمن اعلام موضع خود نسبت به تلاشها و اقدامات بعدی ایران به منظور بهره‌گیری از نتایج حاصله از فتح فاو ، اقداماتی را انجام دادند که اساساً در جهت رفع نگرانی کشورهای منطقه بود .

 

فروش سلاح به عربستان سعودی که به لحاظ تاثیر آن برتوازن بین اعراب و اسرائیل مورد مخالفت کنگره بود ، بخشی از اقدامات آمریکا دراین مرحله محسوب می‌شد . جورج شولتز وزیر خارجه آمریکا در تاریخ 1365/2/4سعی نمود تا کنگره آمریکا را توجیه کند که تحویل 354 میلیون دلار سلاح به عربستان سعودی تصویب شود. شولتز در برابر اقدام کمیته فرعی نمایندگان ، که لایحه‌ای را در مخالفت با این فروش پیشنهاد کرده بود، طی مطالبی برای آن کمیته نوشت :

 

« این فروش، علائم سیاسی آشکاری خواهد فرستاد. علائمی به ایران که از گسترش جنگ با عراق جلوگیری کند و علامتی به عربستان و دیگر کشورهای میانه‌رو که اراده خود را تقویت کنند و این فروش اعتبارها و قابل اعتماد بودنها را به عنوان یک شریک امنیتی مورد تائید قرار می‌دهد .» (19)

 

شولتز در نامه دیگری به لی هامیلتون نماینده کنگره ، مسائل دیگری را مطرح کرد که بخوبی نگرانیهای آمریکا را خاطر نشان می‌ساخت . وی دراین نامه نوشت :

« عربستان سعودی برای جلوگیری از گسترش و توسعه خرابکاری شوروی و یا ایرانیها در منطقه خلیج‌فارس و حفظ جریان نفت منطقه به غرب و ژاپن به سیستم دفاعی موشکی نیاز دارد. » (20)

 

در این شرایط که آمریکاییها برفروش سلاح به عربسان سعودی پافشاری می‌کردند، خبر دستگیری یک شبکة قاچاق اسلحه در آمریکا انتشاریافته و پوشش وسیع خبری به آن داده شد. دادستان فدرال آمریکا طی یک کنفرانس مطبوعاتی اظهار داشت :

« پنج قرارداد مختلف با یک خریدار ایرانی به نام سیروس هاشمی که پیش از این نیز در سال 1984 در ایالات متحده آمریکا متهم به فروش اسلحه به ایران شده ، منعقد شده بود »(21)

 

به گفته مقامات قضایی آمریکا ، متهمین قصد داشتند شکاریهای اف - 4 و اف - 5 ، موشکهای زمین به زمین ، موشک تاو و . . . . را به طور غیرقانونی به ایران صادر کنند . حجم معاملات بالغ بر 5/2 میلیارد دلار بود . بلافاصله روز بعد آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز ‌جمعه اظهار داشت :

«کدام قاچاقچی اسلحه در دنیا وجود دارد که بتواند هواپیماهای پیشرفته آمریکا را از آن کشور خارج کرده و به ایران بفرستد؟ »

 

سپس ایشان تاکید کردند : ما غیر از اسرائیل که باید بایکوت باشد، البته اسلحه آمریکایی را از هر کجا بتوانیم تهیه می‌کنیم، به خاطر اینکه هواپیماها و بسیاری ازموشکها و سیستم توپخانه ما آمریکایی است. امروز هم اگر یک هواپیما و موشک آمریکایی پیدا کنیم ، آن را می‌‌خریم و این هیاهو برای ما عجیب است. (22)

 

بنابراین ، پس از فتح فاو و نظر به تاثیرات این پیروزی در ایران و منطقه، آمریکاییها نگرانی خود را با سفر شتابزده 8 روزه جرج بوش به منطقه واظهارات وی و سایر مقامات آمریکایی مبنی بر « خطر گسترش جنگ » و« تهدید جریان صدور نفت از خلیج‌فارس » ابراز کردند ، ضمن آنکه برنامه‌هایی را نیز طراحی کرده و انجام دادند که بخشی از آن شامل فروش سلاح به عربستان و متقابلاً تشدید مقابله با خرید تسلیحات توسط ایران از منابع موجود در اروپا بود . علاوه بر این ، باید به نقش آمریکاییها در ارائه اطلاعات به عراق و تشویق و ترغیب این کشور در حمله به مراکز صنعتی و آب و برق و آغاز استراتژی موسوم به دفاع متحرک اشاره کرد . در واقع، تلاشهای یاد شده عمدتاً بدین منظور طرحریزی و اجرا می‌شد که آمریکا نتایج حاصله از فتح فاو و تغییر توازن در منطقه خلیج‌فارس را مهار و کنترل نماید.

 


*وفیق‌السامرایی در مصاحبه اخیر خود با شبکة تلویزیونی الجزیره قطر گفت:«ارتباطات در اواخر سال 1981 به صورت غیرمستقیم از طریق اردن آغاز شد.»وی افزود:«برای اولین‌بار من اکنون از اردن نام می‌برم.»         (روزنامة یاس‌نو، 16 اسفند 1381، ص 14)

** آنچه که بعدها به عنوان ماجرای مک فارلین انتشار یافت از سال64 آغاز و به منظور تحقق اهداف فوق دنبال می‌شد .

 

 

منابع

1 - خبرگزاری جمهوری‌اسلامی ، «‌ گزارشهای ویژه » ، 1364/11/28 ، روزنامه آمریکایی هرالدتریبیون .

2 - اداره کل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد‌اسلامی ، « بررسی مطبوعات جهان » شماره 1078 ، مورخ 1365/1/19 ، اکونومیست 20مارس 1986 ، ( 1364/12/29 ) .

3 - خبرگزاری‌جمهوری‌اسلامی ، « گزارشهای ویژه » ، 1365/2/25 ، روزنامه سوئدی تمپوس .

4 - پیشین .

5 - اداره کل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد‌اسلامی ، « بررسی مطبوعات جهان » ، شماره 1085 ، 1365/1/27 ، وال استریت‌ژورنال چاپ آمریکا .

6 - خبرگزاری‌جمهوری‌اسلامی ، گزارشهای ویژه ، 27/12/1364 ، رادیو آمریکا ( 1364/12/26 ) .

7- خبرگزاری‌جمهوری‌اسلامی ، « گزارشهای ویژه » ، 27/12/1364 ، رادیو آمریکا ، روزنامه وال‌استریت‌ژورنال چاپ آمریکا ( 1364/12/26 ).

8 ـ وفیق‌السامرایی، ویرانی دروازه‌های شرقی، ترجمه عدنان قارونی، مرکز فرهنگی سپاه، تهران، 1377، ص89 و 90.

9 ـ همان.89

10 ـ همان.90

11 - روزنامه واشنگتن‌پست ( 7/1/1365 ) .

12 - اداره کل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد‌اسلامی ، « بررسی مطبوعات جهان » ، شماره 1096 ، 1365/2/9 .

13 - دفتر مرکزی خبر ، نشریه « رادیوهای بیگانه »1365/2/9، رادیو آمریکا .

14 - دفتر‌سیاسی سپاه‌پاسداران انقلاب اسلامی، بولتن « رویدادها » ، شماره 90 ، رادیو مسکو ( 1365/1/26 ) .

15- خبرگزاری‌جمهوری‌اسلامی ، « گزارشهای ویژه » ، 1365/1/19 ، رادیو آمریکا ( 28/1/1365 ) .

16- خبرگزاری جمهوری‌اسلامی ، « گزارشهای ویژه » ، 1365/1/23 .

17 - روزنامه کیهان ، 1365/1/21 ، سمینار لبیک به ندای امام‌خمینی در استان خراسان .

18 - خبرگزاری جمهوری‌اسلامی ، « گزارشهای ویژه » ، 1365/1/31 .

19 - روزنامه رسالت ، 1365/1/25 ، خبرگزاری رویتر .

20 - پیشین .

21 - اداره کل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد‌اسلامی « بررسی مطبوعات جهان » ، شماره 1115 ، 31/2/1365 ، ادماتیه چاپ فرانسه 24 آوریل 1986 ( 1365/2/4) .

22 - روزنامه کیهان ، 1365/2/6.

 

عکس‌های مرتبط: 

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



04 آذر

روزشمار اسناد سازمان ملل



04 آذر

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران