ناپایداری قراردادها در تاریخ روابط سرزمینی ایران و عراق(بخش دوم)

چاپلینک ثابت

 

در بخش نخست مطلب "ناپایداری قراردادها در تاریخ روابط سرزمینی ایران و عراق" به سابقه توافقات منعقده فی مابین ایران و حکومت عثمانی در خصوص حدود مرزی میان ایران و حکومت عثمانی در سرزمین عراق اشاره شد و در ادامه به ناپایداری قراردادهای منعقده فی مابین ایران و عراق بعد از فروپاشی دولت عثمانی و تشکیل کشور عراق اشاره شد و سه مورد از قراردادهای منعقده فی مابین ایران و عراق در فاصله‌ی سال‌های 1949 ـ 1932 مورد بررسی قرار گرفت.

 

در ادامه بحث و در بخش دوم مطلب "ناپایداری قراردادها در تاریخ روابط سرزمینی ایران و عراق" ،  توافقات منعقده از سال 1967 تا توافق معروف به عهدنامه 1975 الجزایر مورد بررسی قرار خواهد گرفت و دلایل عدم اجرا و پایبندی دولت عراق به توافقات منعقده ذکر می شود.

 

بخش دوم مطلب "ناپایداری قراردادها در تاریخ روابط سرزمینی ایران و عراق" به شرح زیر تقدیم می گردد:

 


 

4. چهارمین ناپایداری

هنوز چند ما از سخنان نغز وزیر امور خارجه‌ی ایران در آذر 1344 نگذشته بود که در فروردین 1345 (آوریل 1966) عبدالسلام عارف در حادثه‌ی سقوط هلی‌کوپتر کشته شد و برادرش عبدالرحمن عارف، به جای او به ریاست جمهوری عراق رسید.(1) با به قدرت رسیدن عبدالرحمن عارف، فضای حاکم بر روابط دوجانبه‌ی ایران و عراق تغییر کرد و رو به بهبودی گذاشت.

 

در 28 آذرماه با سفر عباس آرام، وزیر خارجه‌ی ایران به بغداد، دو کشور در مورد صدور اعلامیه‌ی مهم مشترکی توافق کردند.(2) متعاقب صدور این اعلامیه با سفر عبدالرحمن عارف در 23 اسفند همان سال (مارس 1967) به تهران دور جدیدی از مذاکرات بین دو کشور آغاز شد.(3) در پایان سفر عبدالرحمن عارف دو کشور اعلامیه‌ی مشترک بسیار مهمی صادر کردند.(4)

 

بدین ترتیب دور جدیدی از روابط صلح‌آمیز ایران و عراق فرارسید. در مدت کوتاهی پس از سفر عبدالرحمن عارف به تهران، موافقت‌نامه بازرگانی در اردیبهشت 1346 (آوریل 1967)(5) به دست مقام‌های دو کشور امضا شد. به‌رغم به وجود آمدن تشنجی در روابط دو کشور (الهام گرفته از جنگ شش روزه اسرائیل علیه اعراب در ژوئن 1967) در تیر 1346، در ماه‌های بعد روابط دو کشور مجدداً عادی شد.

 

امضای موافقت‌نامه‌ی ترانزیت در 18 آذر 1346 (6) و موافقت‌نامه‌ی فرهنگی در 4 تیر 1347 (25 ژوئن 1967) رهاوردی از فضای مسالمت‌جویانه‌ی حاکم بر روابط دو کشور بود به نحوی که در اوایل تیر 1347 به دعوت امیر عباس هویدا (نخست‌وزیر ایران)، سپهبد طاهر یحیی نخست‌وزیر عراق، به تهران آمد. در این سفر در پایان مذاکرات هیئت‌های ایرانی و عراقی، مقامات ارشد دولتی ایرانی و عراقی اعلامیه‌ی مشترک دیگری صادر کردند که در بخشی از آن موارد مهمی که در بسط روابط دوجانبه محتاج بررسی جدی است، مشخص شد.(7)

 

این موارد هفت‌گانه به شرح زیر بودند:

1. مذاکرات برای حل کلیه‌ی اختلافات و مسائل معوقه در سراسر مرزها.

2. ادامه‌ی مذاکرات مربوط به تحدید حدود فلات و نحوه‌ی استفاده از منابع نفت (نفت‌خانه، نفت‌شاه).

3. ادامه‌ی مذاکرات قبلی درباره نحوه‌ی استفاده از آب‌های رودخانه‌های مرزی بر وفق اصول حقوق بین‌المللی.

4. بستن قرارداد مخصوص راجع به اقامت و اشتغال و تملک اتباع در خاک طرفین و سایر مسائل مربوط به احوال شخصیه‌ی اتباع دولتین.

5. مذاکره درباره‌ی مسائل دیگر در زمینه‌های قضایی، فرهنگی، بازرگانی، جهانگردی، ترانزیت و منظم ساختن امور علف‌چر و بستن قراردادهای لازم مربوطه به هر یک از آنها.

6. فراهم آوردن تسهیلات لازم برای مسافرت زوار.

7. اتخاذ تدابیر مشترک به منظور مبارزه‌ی مؤثر علیه قاچاق بین دو کشور.(8)

 

ولی هنوز چند روز از صدور این اعلامیه‌ی مهم نگذشته و مرکب آن خشک نشده بود که در جریان کودتایی که در عراق به وقوع پیوست، حزب بعث در این کشور به قدرت رسید و به‌‌رغم اینکه ایران بلافاصله دولت کودتا را به رسمیت شناخت، ولی نه این موضوع و نه سفر فوری مقامات ارشد عراقی به ایران(9)، مانع از تیره شدن روابط دو کشور نشد و بار دیگر موضوع اروندرود و اختلافات دو کشور بر سر آن بهانه‌یی شد تا دور جدیدی از تشنج در روابط دو کشور آغاز شود.

 

این تشنجات، فضای سردی را در مذاکرات دیپلماتیکی که از آذر 1347 (دسامبر 1968) بین دو کشور شروع شده بود به وجود آورد؛(10) مذاکراتی که به نتیجه نرسید و روزبه‌روز جو بی‌اعتمادی و تشنج بین دو کشور افزایش یافت تا اینکه در بهمن همان سال بحران به شدت اوج گرفت و در پاسخ به اقدامات عراقی‌ها در عدم رعایت مفاد عهدنامه‌ی سرحدی و به ویژه در حیطه‌ی اروندرود، معاون وزیر خارجه‌ی ایران طی نامه‌یی رسماً عهدنامه‌ی سرحدی (1316) و توافق دو کشور در مورد اروندرود را کان‌لم‌یکن اعلام کرد.(11)

 

طی روزها و ماه‌های بعد برای نخستین بار بحران بین دو کشور به منازعات وسیع مرزی تبدیل شد و هر دو کشور را تا آستانه‌ی شروع یک جنگ تمام عیار پیش برد. بدین ترتیب به فاصله‌ی مدت کوتاهی، که چند روز بیش نبود، روابط دو کشور از اوج همراهی و مساعدت و به ورطه‌ی تنش و منازعه کشیده شد.

 

5. ناپایداری پنجم

در فاصله‌ی سال‌های 1348 ـ 1352 هر دو کشور از تمام امکانات خود برای تضعیف طرف مقابل استفاده کردند؛ از یک سو، عراقی‌ها با اقدامات متنوعی از جمله اخراج حدود 50 هزار نفر از ایرانیان مقیم عتبات، سعی کردند از عامل انسانی در کشمکش‌های سیاسی و نظامی دو طرف استفاده کنند و از سوی دیگر، دولت ایران نیز با کمک به کردهای بارزانی در جنگ آنها علیه دولت عراق تلاش کرد بغداد را تحت فشار قرار دهد.

 

به هر ترتیب، از اواسط سال 1353 (1974) مذاکرات بین مقام‌های دو کشور در استانبول ترکیه شروع شد.(12) طی ماه‌های بعد تمایل مقام‌های ایرانی و عراقی به حل مشکلات و مسائل فیمابین افزایش یافت و بالاخره به صدور اعلامیه‌ی الجزایر در 6 مارس 1975 بین سران دو کشور انجامید.(13) مفاد اعلامیه‌ی مزبور، سنگ بنای امضای یک سلسله اسناد رسمی دیگری بین دو کشور در طول سال‌های 1975 ـ 1978 گردید.

 

از اوایل سال 1357 به دلیل وقوع انقلاب اسلامی در ایران مذاکرات دوجانبه متوقف شد. پیروزی انقلاب شروع دور جدیدی از مخاصمات و اصطکاک‌های دو کشور با یکدیگر را نوید داد؛ مخاصماتی که در نهایت به حمله‌ی همه‌جانبه‌ی عراق علیه ایران در شهریور سال 1359 (سپتامبر 1980) انجامید. بدین ترتیب، بار دیگر دوره‌ی سه‌ساله‌یی که از آخرین روزهای سال 1353 (مارس 1975) آغاز شده بود و تا آخرین روزهای سال 1356 (مارس 1978) ادامه یافت و در این دوره ده‌ها سند و موافقت‌نامه بین دو کشور به امضا رسید، پایان یافت و با شروع دور جدیدی از تنش‌ها و مخاصمات و بالاخص جنگ رسمی عراق علیه ایران، به اجرا درآمدن آن اسناد متوقف شد و اعتبار آنها در هاله‌یی از ابهام قرار گرفت.

 

پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و تشکیل کشورهای جدید در قلمرو عثمانی و از آن مهم‌تر، پس از ورود تعاریف، چارچوب‌ها و افق‌های جدید در حوزه‌ی روابط خارجی و بین‌الملل، روابط میان ایران و کشور جدیدالتأسیس عراق ـ که یکی از بخش‌های قلمرو عثمانی (و البته گاهی ایران) محسوب می‌شد ـ بر اساس چارچوب‌های جدید می‌باید شکل می‌گرفت؛ ولی برای شکل‌گیری یک رابطه‌ی پا برجای دوجانبه بین دو کشور، وجود تعاریف جدید، چارچوب‌ها و فضای جدید در روابط خارجی و بین‌الملل کافی نبود؛ چه بسیار مسائل و مشکلاتی در میان دو کشور بود که ریشه در نحوه‌ی شکل‌گیری جغرافیای سیاسی جدید منطقه داشت و به طور فزاینده‌یی بر روابط مناسب و بادوام بین آن دو کشور دامن می‌زد.

 

به دلایل مختلف ـ که بخشی از آنها در مقاله‌ی حاضر مورد توجه و بررسی قرار گرفت ـ روابط دو کشور در مقطع مورد بررسی ناپایداری خاصی داشت و تجسم عینی چنین وضعیتی را می‌توان در عدم پایداری طرفین به قراردادها و معاهدت فیمابین مشاهده کرد. تقریباً تمامی قراردادهای بین دو کشور عمر کوتاهی داشت و در برخی موارد بسیار گذرا بود. اما باید توجه داشته باشیم که پدیده‌ی ناپایداری قراردادها و اسناد بین ایران و عراق یک معلول است؛ به تعیبری دیگر، تمامی ریشه‌های تشنج بین دو کشور همانا علل به وجود آمدن پدیده‌یی به نام ناپایداری قراردادها و اسناد در روابط ایران و عراق در فاصله‌ی سال‌های 1924 ـ 1980 هستند.

 

از منظری دیگر، ریشه‌های جنگ عراق علیه ایران چیزی جز مسائل و مشکلات اساسی لاینحل میان عراق و ایران نیست. در یک حالت طبیعی، در روابط هر کشوری با کشور همسایه‌ی خود، برخی مشکلات وجود دارد که دو طرف می‌کوشند به طریقی آنها را حل کنند. ابعاد آن مشکلات و نیز شیوه‌ی حل آنها، رابطه مستقیمی با ابعاد و عمق مشکلات مزبور دارد. متأسفانه به دلایل بسیار، مشکلات موجود میان ایران و عراق عمق زیاد و گسترده دارد. در چنین حالتی، برای دستیابی به راهکارهای مناسب می‌باید تلاشی همه‌جانبه و عمیق صورت پذیرد.

 

برای شناخت مسائل و مشکلات موجود در روابط ایران و عراق و نیز ارائه راهکارهای عملی برای حل آنها، دیگر نمی‌توان به کلی‌گویی‌ها و راهکارهای کلی، مشابه با آنچه که در مورد روابط ایران با دیگر کشورهای مجاور (ترکیه، افغانستان و ...) صورت می‌گیرد، بسنده کرد. هریک از مسائل و موضوعات می‌باید به صورت مجزّا و بسیار دقیق، نخست ریشه‌یابی شده، پس از بررسی همه‌جانبه‌ی آن، راهکارهایی مناسب با آن ارائه شود. تنها بدین شکل است که می‌‌توان امید داشت تا روابط پایدار و همه‌جانبه‌ی دوستانه‌یی بین دو ملت و دو کشور ایران و عراق به وجود آید.

 


یادداشت‌ها

1) روابط ایران و عراق به روایت ساواک؛ تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380؛ ص202.

2) گزیده‌ی اسناد مرزی ایران و عراق؛ تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، ج11، 1368؛ صص 148ـ 146.

3) حقایقی چند دربارة اختلاف ایران و عراق راجع به شط‌العرب؛ تهران: وزارت امور خارجه، 1348؛ صص 73 و 74.

4) گزیده‌ی اسناد مرزی ایران و عراق؛ صص 151 ـ 149.

5) اسناد معاهدات دوجانبه‌ی ایران با سایر دول؛ ج9، به کوشش بشیر یاقمورلی؛ تهران: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، 1379؛ صص 115 ـ 110.

6) همان، صص 127 ـ 116.

7) گزیده‌ی اسناد مرزی ایران و عراق؛ صص 155 ـ 152.

8) همان، ص154.

9) همان، صص 157 و 158.

10) حقایقی چند دربارة اختلاف ایران و عراق راجع به شط‌العرب؛ صص 75 و 76.

11) همان، صص 78 ـ 76.

12) دکتر منوچهر پارسادوست؛ ریشه‌های تاریخی اختلافات ایران و عراق؛ تهران: شرکت سهامی انتشار، چاپ سوم 1367؛ صص 194 ـ 195.

13) متن کامل اعلامیه‌ی مزبور در: اسناد معاهدات دوجانبه‌ی ایران با سایر دول؛ صص 137 ـ 128. توضیحات و بررسی‌های انجام شده پیرامون آن، از جمله ر.ک به: دکتر منوچهر پارسادوست؛ صص 220 - 198.

 

منبع

- مرکزاسناد و تحقیقات دفاع مقدس ، جنگ ایران و عراق ریشه ها و علل وقوع (مجموعه مقالات)، تهران، چاپ سوم 1390، صص  98-88.

دسته بندی اخبار: 
یادداشت

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



31 تير

روزشمار اسناد سازمان ملل



31 تير

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران