مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

نقدی بر یادداشت «نقدی بر رویکرد معنوی و خاطره محور به جنگ» به قلم یحیی نیازی

چاپلینک ثابت

پس از دیدن یادداشت «نقدی بر رویکرد معنوی و خاطره محور» در سایت، به نظر رسید توجه به نکات زیر خالی از لطف نباشد.


تردیدی وجود ندارد که دو پدیده تقریباً هم‌زمان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بر ادبیات تاریخی ایران تأثیر گذاشته و زمینه را برای ظهور ادبیات نوینی در تاریخ ایران فراهم آورده است. باوجوداین موضوع دفاع مقدس رویدادی متفاوت در تاریخ ایران بوده است و به دلیل طولانی بودن مدت‌زمان آن و خلق حماسه‌های بی‌بدیل اکنون به‌عنوان نمادی روشن و مترقی از پایداری، هویت و سلحشوری ملت ایران موردتوجه همگان واقع‌شده است. بر این اساس این حماسه بزرگ سبب ایجاد، گسترش و تولید آثار متعددی در حوزه تاریخ و ادبیات حماسی شده است. پس دفاع مقدس به‌عنوان یکی از پدیده‌های شگرف عصر حاضر بر فرایند ادبیات و تاریخ ایران تأثیر عمیقی گذاشته است و با توجه به گستردگی ابعاد جنگ به‌ویژه حضور عمومی اقشار مختلف مردمی در آن شکل‌گیری موضوعات متنوعی را در حوزه ادبیات، تاریخ، هنر و پژوهش به دنبال داشته است، که هرکدام از آن‌ها در جای خود نیازمند بررسی و تولید آثار فاخر می‌باشند. در این میان اگرچه به شیوه نقل خاطرات و مکتوبات این حوزه نقدهای جدی وارد بوده و ضعف‌هایی در آثار تولیدشده دیده می‌شود! اما اصل بیان و مکتوب کردن خاطرات رزمندگان و ایثارگران که به صداقت و صفای باطن شناخته‌شده‌اند، موضوعی ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. از طرفی سهل‌الوصول‌ترین، متنوع‌ترین و همه‌گیرترین مسیر بیان وقایع آن دوران پر حماسه، در قالب بیان خاطرات امکان‌پذیرتر است.


مگر چند درصد موضوعات جنگ ثبت و ضبط‌شده است؟ آیا بیشتر وقایع پررمزوراز آن دوره در سینه‌ی افراد خالق آن حماسه‌ها نیست؟ آیا دلهره‌ها، اضطراب‌ها، تردیدها، حماسه‌آفرینی‌ها، رشادت‌ها، و شجاعت‌های بی‌نظیر رزمندگان در موسم خط‌شکنی‌ها به‌مانند جلسات طرح‌ریزی ثبت و ضبط ‌شده‌اند؟ که اکنون فقط از مسیر پژوهش بتوان آن‌ها را به نسل بعدی منتقل کرد؟ آیا حماسه‌های رزمندگان تخریب‌چی، بسیم‌چی‌ها، تک‌تیراندازها، تیربارچی‌ها، آرپیجی‌زن‌ها، توپ‌چی‌ها، دیده‌بان‌ها، لودرچی‌ها، رانندگان، امدادگران، پزشکان و پرستاران، تدارکاتچی‌ها، ادواتی‌ها، خلبان‌ها و... همه و همه ثبت و ضبط شده است؟


باید بپذیریم که اتکاء به بخش کمی از موضوعات جمع‌آوری‌شده با همه ارزشمندی‌شان، ضامن انتقال همه‌ی مفاهیم و حوادث جنگ نیست! و پرداختن فقط به ابعاد پژوهشی جنگ، باعث غفلت از جان‌مایه و روح اجتماعی جنگ شده و تمام ابعاد آن حماسه ماندگار را منتقل نخواهد کرد. بنابراین برای انتقال واقعیات و حقایق آن دوران پرحادثه، هم تولید آثار تاریخی، پژوهشی و تحلیلی، هم تولید آثار مستند و اسنادی، هم ادبیات داستانی و هنری، هم گزارش‌نویسی و روزشمار، هم تاریخ شفاهی و شخصیت‌شناسی و هم خاطره نگاری ضروری است.


شما می‌نویسید: «رویکرد معنوی و خاطره محور، شناخت جنگ را محدود به ملاحظات خاصی می‌کند که بیشتر از مسیر «منِ فردی» و با بیان خاطرات عبور می‌کند. در واقع این نگاه درحالی‌که برخی وجوه جنگ را آشکار می‌کند، ولی به همان میزان امکان بررسی‌های دیگری را که لازمه شناخت کامل از تجربه جنگ با عراق است، محدود خواهد کرد.» این در صورتی است که معطوف شدن برخی اقدامات و برخی نگاه‌ها به چند چهره شاخص سیاسی و نظامی جنگ، باعث محدود کردن شناخت روحیه سلحشوری و ایستادگی ملت در 8 سال دفاع مقدس می‌شود. آیا اتکاء به مباحث خشک سیاسی و به قول شما راهبردی جنگ، آن‌هم محدود به افراد تصمیم گیر، شناخت کامل از تجربه جنگ با عراق را محدود نخواهد کرد؟


شما در ادامه می‌نویسید: «در واقع خاطرات وجوه سیاسی و راهبردی جنگ و کلیت آن را آشکار نخواهد کرد، بلکه تنها بر سلوک فردی رزمندگان، به‌عنوان بخش محدودی از موضوعات جنگ تأکید دارد.» درصورتی‌که اتکاء صرف به اسناد و افراد محدود، بخش محدودی از موضوعات جنگ را پوشش داده و اصل ماجرا و متن حادثه که خالق آن بدنه ملت ایران بوده‌اند، همواره نادیده گرفته می‌شود! اگرچه سهم نظامیان، فرماندهان، طراحان و تصمیم گیران جنگ کاملا محفوظ و قابل دفاع است، اما باید پذیرفت که بار اصلی این حادثه بزرگ به دوش مردم و اقشار مختلف جامعه بوده است! حال سؤال اساسی این است که جایگاه هزاران هزار رزمنده‌ای که مخلصانه اجرای این راهبردها را در صحنه نبرد به عهده داشته‌اند کجاست؟ آیا وقت آن نرسیده که یک حماسه بزرگ را با همه‌ی ابعادش روایت کرد؟ آیا وقت آن نرسیده که همه‌ی این حماسه بزرگ و ملی را منحصر به چند چهره شناخته‌شده سیاسی و نظامی نکنیم؟ آیا وقت آن نرسیده که از شهیدان، جانبازان، آزادگان، رزمندگان و ایثارگران این مرزوبوم در نقاط دورافتاده کشور هم حرفی بزنیم و خاطراتشان را مکتوب کنیم؟


شما در چند جای متن نیز موضوع «تجربه فرهنگی- معنوی» دفاع مقدس را نقد و آن را ابزاری و محدودکننده شناخت جنگ می‌دانید! ضمن تأکید مجدد بر اینکه شیوه‌های موجود خاطره نگاری نیاز به اصلاح جدی دارند! اما دراین‌باره هم این سؤال مطرح است که مگر چیزی جز فرهنگ اصیل عاشورایی و چیزی جز اتکاء به یک مکتب مترقی دینی و یک رهبر الهی و معنوی جنگ را اداره کرد و پیش برد؟


در پایان اگرچه حرف در این حوزه بسیار است ولی به‌منظور پرهیز از طولانی شدن کلام، توجهتان را به بخش کوتاهی از بیانات رهبر معظم انقلاب در شب خاطره 4 مهرماه 1397 جلب می‌کنم. «اولاً لازم است تشکر کنم از کسانی که این پرچم را برافراشته نگه‌داشته‌اند. حقیقتاً صمیمانه و از ته دل متشکرم از کسانی که شب خاطره، ماجرای خاطره‌نویسی، ماجرای خاطره گویی و جریان احیای حوادث دوران دفاع مقدّس را زنده نگه‌داشته‌اند؛ واقعاً متشکرم؛ کارشان بسیار کار بزرگی است. این مطلبی که آقای سرهنگی گفت، کاملاً مطلب درستی است؛ این نوعی مرزبانی است با یک اهمیت بالا. خب حالا ما چقدر خاطره داریم؟ چقدر قصه داریم؟ ما چند صد هزار رزمنده داشتیم و هرکدام از این‌ها یک مجموعه‌ی خاطره‌اند. هرکدام از این‌ها افرادی دوست و رفیق و خانواده و پدر و مادر و همسر و مانند این‌ها داشتند که هرکدام از آن‌ها راجع به این رزمنده یک صندوقچه‌ی خاطره‌اند. بعضی از این صندوقچه‌ها متأسفانه در این سی سال، سی‌وچند سال، ناگشوده زیرخاک رفته، از دسترس ما خارج‌شده؛ حیف! حیف! این کسانی که به فکر می‌افتند -امروز به فکر می‌افتند، دیروز به فکر افتادند- که خاطره‌ی خودشان را بنویسند یا کسانی به فکر افتادند بروند از پدرها، مادرها، همسرها خاطره بگیرند، این‌ها دارند در واقع جلوی یک ضایعات مهم و خسارت‌بار را می‌گیرند و نمی‌گذارند ضایع بشود؛ دارند احیا می‌کنند این گنجینه‌های پُرارزش را، گنجینه‌های بی‌بدیل را. این‌ها سرمایه‌ی ملّت‌اند؛ هم آدم‌هایشان سرمایه‌ی ملّت بودند، همین‌هایی که مانده‌اند -از جانباز و آزاده و رزمنده‌ی سابق و مانند این‌ها- هم خاطراتشان سرمایه‌های مردم هستند.»

دسته بندی اخبار: 
از دیگر رسانه‌ها

دیدگاه جدیدی بگذارید