مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

نقش امام خمینی در هشت سال دفاع مقدس

چاپلینک ثابت

امام خمینی (ره) به‌عنوان رهبر مذهبی و سیاسی، موردقبول تمامی اقشار مردم و گروه‌های سیاسی بود و حتی گروه‌هایی که با رهبری ایشان موافق نبودند نیز با توجه به فشار افکار عمومی از یک‌سو و نیز ادعای بینش دمکراسی خواهی از سوی دیگر، از مخالفت علنی با ایشان (در مقطعی خاص) خودداری کردند تا جایی که سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و حتی سران حزب توده، که هیچ اعتقاد و علاقه‌ای به مذهب و روحانیت نداشتند، خود را پیرو خط امام می‌نامیدند.


امام خمینی (ره) از معدود رهبران انقلابی دنیا بودند که هر سه چهره "رهبری مذهبی"، "فرمانده انقلاب" و "ایدئولوگ انقلاب" را دارا بودند. ایشان نقش عمده‌ای در پیروزی انقلاب، تأسیس و تثبیت نظام جدید، حل اختلاف جناح‌های سیاسی، مقابله با ضدانقلاب داخلی و خارجی، بسیج عمومی در مواقع ضرورت، به‌ویژه در دوره جنگ ایفا نمودند. امام به سبب دارا بودن مرجعیت دینی و مقبولیت و محبوبیتی مردمی، در انسجام و وحدت اقشار مختلف مردم نقش مهمی داشتند. انسجام و وحدت اقشار مختلف مردم نیز در طی جنگ چه در پشت جبهه و چه در درون جبهه‌ها نیز تأثیر مهمی بر روند جنگ داشت. به‌عنوان‌مثال حضرت امام در همان روزهای آغازین جنگ طی فرمانی، قاطعانه از دولت و ملت خواستند که در شرایطی که کشور درگیر جنگ با دشمن است، کسی حق ندارد به اختلافات داخلی دامن زده و یا به‌انحاءمختلف روحیه ملی را سست نماید. درهرحال رهنمودهای حضرت امام در متوقف ساختن تجاوز دشمن، اخراج آن از سرزمین‌های اشغالی و تنبیه متجاوز تأثیر قاطعی بر روند جنگ داشت.

 


نقش امام خمینی (ره) در مرحله آغاز جنگ


گرچه تلاش‌ها و اقدامات امام قبل از شروع جنگ، تأثیر چندانی بر پیشگیری و بازدارندگی از وقوع جنگ نداشت ولی آثار و پیامدهای آن، در برابر تجاوز عراق در صحنه نبرد با مقاومت و در پشت جبهه، با افزایش انسجام درونی و بسیج اجتماعی برای دفاع همه‌جانبه مردمی آشکار شد و بر جای ماند. فرایند این تحولات، مهار و کنترل آثار تجاوز عراق در صحنه جنگ و در داخل کشور بود که درروند تحولات بعدی جنگ نقش برجسته‌ای داشت.


درعین‌حال، مواضع و اقدامات راهبردی امام را در این مرحله به شرح زیر می‌توان مورد تأکید قرار داد:


1-    تبیین استراتژی مقاومت مردمی و همه‌جانبه با تکیه‌بر بسیج عمومی برای مقابله با تجاوز دشمن برای تأمین دو هدف صورت گرفت. نخست جلوگیری از پیشروی دشمن و وادار ساختن متجاوز به عقب‌نشینی از خاک ایران و دیگری "تنبیه متجاوز" با تأکید بر پرداخت هزینه تجاوز به ایران و درنتیجه محو هرگونه اندیشه و مقاصد تجاوزکارانه در مورد انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران.


2-    امام با تفسیر ماهیت عقیدتی و سیاسی جنگ، با تأکید بر مفهوم " اسلام و کفر" و "صدام عامل آمریکا" درواقع مفهوم به هم‌پیوستگی جنگ و انقلاب را مشخص و ماهیت جنگ و تجاوز به ایران را روشن ساختند.


3-    ایجاد ساختار و سازمان دفاعی برای مقاومت با دفاع و صدور فرمان‌های جدید به‌منظور هماهنگی نیروهای مسلح و اداره جنگ در جبهه‌ها و پشتیبانی از جنگ در داخل کشور. این بخش دیگری از اقدام راهبردی امام بود که علاوه بر تأثیرگذاری اولیه آن در برابر تجاوز عراق، زمینه‌های شکل‌گیری ابعاد سازمان دفاعی ایران را در مراحل بعدی جنگ فراهم ساخت.


4-    مدیریت بحران: بی‌ثباتی اولیه حاصل از پیامدهای تجاوز عراق با دعوت مردم به آرامش و تبدیل التهابات سیاسی و مناقشات درونی به نگرانی از تهدید موجودیت نظام، سبب گردید علاوه بر انسجام درونی، زمینه توجه و پرداختن به امر دفاع در برابر متجاوز فراهم شود.


5-    بهره‌برداری از وقوع جنگ برای نقد و نفی مشروعیت سیاسی - اعتقادی رژیم بعثی عراق به‌منظور ایجاد تحول انقلابی در درون عراق و ترغیب و تشویق مردم و ارتش عراق برای به دست گیری حکومت، بخشی از اهداف اساسی امام در برخورد با حادثه جنگ بود.

 


نقش امام خمینی (ره) در مرحله تداوم جنگ


ارتش عراق در ادامه تجاوز به سرزمین ایران، بیش از ۱۵۰۰۰ کیلومترمربع از مناطق مرزی را اشغال کرد و همین زمینه ادامه جنگ را فراهم کرد. امام در این مرحله از جنگ، غلط بودن محاسبات صدام و حامیانش، مبنی بر آشفتگی اوضاع در ایران و امید به پیروزی سریع در جنگ، را حاصل غفلت از خدا و نادیده گرفتن ماهیت انقلاب اسلامی و درس نگرفتن از نحوه پیروزی ملت بر شاه و آمریکا ارزیابی کردند. امام خمینی (ره) در این مقطع تمهیداتی برای مقابله با دشمن و غلبه بر این وضعیت پیش‌بینی کردند ازجمله ضرورت آزادسازی مناطق اشغالی با تأکید بر شکستن حصر آبادان، ضرورت کنار گذاشتن مناقشات سیاسی در داخل و توجه به جنگ به‌عنوان مسئله اصلی کشور و انقلاب. امام دو حرکت را به‌موازات هم رهبری کردند: اول، ایجاد انسجام و ثبات سیاسی با تأکید بر اینکه دشمن در کمین است. دوم، ایجاد تحول در جبهه‌های نظامی که پس از حذف بنی‌صدر از ساختار سیاسی قدرت به وجود آمد و زمینه حضور نیروهای مردمی و انقلابی در جبهه‌های جنگ فراهم شد. آزادسازی مناطق اشغالی طی چهار عملیات بزرگ حاصل همین تحول بود.


ظهور علائم شکست عراق و پیروزی ایران، حامیان منطقه‌ای و جهانی عراق را نگران کرد و آمریکا فشار به ایران را برای پایان دادن به جنگ تشدید کرد. در این مرحله اگرچه عراق، امریکا، شوروی و کشورهای منطقه خواهان اتمام جنگ بودند ولی روشی را در پیش‌گرفته بودند که برای ایران قابل‌پذیرش نبود. درحالی‌که ایران در موضع برتر قرار داشت و خواهان تعیین متجاوز و دریافت غرامت بود، حامیان عراق و شورای امنیت تنها بر تقدم آتش‌بس و سپس مذاکرات تأکید می‌کردند.


در این مرحله از جنگ مواضع راهبردی امام خمینی (ره) چنین بود:


1-    امام ضمن تمایل و تأکید بر خاتمه دادن به جنگ، بر دستیابی به صلح شرافتمندانه با تنبیه متجاوز و تأمین خواسته بر حق ایران تأکید می‌کردند.


این استراتژی معطوف به رفع تهدید عراق و سایر تهدیدات علیه انقلاب و نظام به‌طور کامل و تأمین ثبات منطقه خلیج‌فارس به‌صورت اساسی بود. حال‌آنکه قدرت‌های بزرگ و شورای امنیت با تأکید بر آتش‌بس به دنبال صلح ناقص بودند، زیرا انقلاب اسلامی همچنان آن‌ها را نگران می‌کرد.


2-     امام با تبیین استراتژی "راه قدس از کربلا می‌گذرد" از بروز یک خطای استراتژیک ممانعت کردند، اقدامی که بلافاصله پس از فتح خرمشهر، به تمرکز فکری و اختصاصی بخشی از قوای نظامی ایران برای حضور در لبنان و صحنه مبارزه با اسرائیل منجر شد. امام بابیان این استراتژی، تأکید کردند که مقدم بر هر مسئله‌ای ازجمله آزادسازی قدس به‌عنوان یک مسئله مهم جهان اسلام و ایران، باید مسئله جنگ با عراق به سرانجام برسد.

 


نقش امام خمینی (ره) در گسترش و تشدید جنگ


 امام پس از فتح خرمشهر امید به پایان یافتن جنگ داشتند و اساسا بخشی از علت مخالفت اولیه ایشان با ادامه جنگ، به دلیل دورنمای روشن برای اتمام آن بود. به‌عبارت‌دیگر، امام بر این باور بودند که اگر ما نتوانیم پس از فتح خرمشهر جنگ را تمام کنیم، اتمام آن در یک زمان و شرایط دیگر دشوار خواهد بود. درعین‌حال پس‌ازآنکه امام تصمیم به ادامه جنگ گرفتند و عملیات رمضان انجام‌شده، با توجه به روند تحولات جنگ، امام طی تحلیلی درباره سیاست‌های آمریکا علیه ایران در شروع جنگ و ادامه آن، بر این موضوع تأکید کردند که منطق امریکا شکست عراق و ایران است و از پا درآوردن هر دو یا ایران، درهرصورت به نفع آمریکاست. این نظر امام نیز به‌روشنی نشان می‌دهد تبدیل جنگ ایران و عراق به یک جنگ فرسایشی برای از پا درآوردن ایران یا ایران و عراق، نقطه ثقل سیاست‌های راهبردی امریکا بوده است.


بر پایه این ملاحظات، درهرصورت امام باور داشتند که اکنون راهی جز ادامه جنگ و غلبه بر مشکلات و موانع آن وجود ندارد. بر همین اساس به دنبال تدابیر و راه‌حل‌هایی بودند که جمهوری اسلامی جنگ را با پیروزی پشت سر بگذارد.


مواضع راهبردی امام در این مرحله به شرح زیر قابل توضیح است:


1-    تهاجم پی‌درپی به دشمن، به‌منظور جلوگیری از تجدید سازمان و تجدید قوایی دشمن، موردنظر و توصیه امام بود و بسیاری از تلاش‌های نظامی ایران به‌ویژه عملیات‌های ایذایی و محدود، در چارچوب همین تدبیر صورت گرفت.


2-     تأکید به مردم بر ضرورت تداوم پشتیبانی از جنگ با اختصاص کمک مردمی و دولت و حضور نیروهای مردمی در جبهه‌های جنگ بر اساس دیدگاه واجب کفایی، که معیار آن نظر فرماندهان نظامی تعیین شد.


3-    امام سیاست خارجی را بر اساس ارتباط با همه کشورها، به‌جز امریکا، اسرائیل و آفریقای جنوبی، مورد تأکید قرار دادند که به سیاست خارجی درهای باز در وزارت خارجه مشهور شد. هدف از این سیاست خروج جمهوری اسلامی ایران از انزوای بین‌المللی و محدود کردن حوزه فعالیت‌های دیپلماتیک عراق و متقابلا گسترش فعالیت ایران در میدان دیپلماسی به‌موازات میدان جنگ بود.


4-    اعلام سیاست "مقابله‌به‌مثل" در برابر حملات عراق به نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری و تهدید به بستن تنگه هرمز، درصورتی‌که ایران نتواند به صدور نفت ادامه دهد. این سیاست پس از حضور آمریکا و ناتو در خلیج‌فارس ابعاد جدیدی به خود گرفت و مبنای مقابله با سیاست‌های آمریکا در خلیج‌فارس شد.


5-    مقاومت در برابر جنگ شهرها به دلیل تعهد ایران نسبت به ملت عراق که با تشدید حملات عراق به شهرها به سیاست مقابله‌به‌مثل محدود و با اعلام هشدار به مردم عراق برای تخلیه شهرها، تغییر کرد.


6-    تکمیل ساختار دفاعی کشور با ابلاغ حکم تشکیل سه نیرو در ساختار سپاه در شهریور سال ۱۳۶۴ و پیش از آن انتصاب حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی به فرماندهی عالی جنگ.


7-    تبیین مواضع اصولی ایران در برابر پیشنهادهای صلح و آشکارسازی ماهیت بخشی از پیشنهادها که باهدف نادیده گرفتن حقوق ملت ایران و حفظ و احیای صدام و رژیم عراق انجام می‌گرفت. امام همچنین بر مفهوم "جنگ تا رفع فتنه" تأکید کردند.

 


نقش امام در پایان جنگ


تهاجم عراق به منطقه فام و بازپس‌گیری آن در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۶۷ درواقع نقطه آغاز تحول جدید در جنگ بود.


ریشه‌های این تحول نظامی متأثر از تغییر استراتژی عراق از "دفاعی" به "تهاجمی" و بر پایه این اصل صورت گرفت که "سرنوشت جنگ تنها بر روی زمین تعیین خواهد شد."


آنچه امکان موفقیت عراق را فراهم ساخت بن‌بست نظامی جنگ در منطقه جنوب برای ایران و انتقال جنگ از جنوب به منطقه شمال غرب بود. علاوه بر این، درگیری نظامی ایران و امریکا در منطقه خلیج‌فارس، در حدفاصل تیر تا آبان ۱۳۶۶، فرصت مناسبی را در اختیار عراق قرار داد تا فارغ از هرگونه تهاجم ایران و انهدام قوای نظامی ارتش عراق، برای به دست گرفتن ابتکار عمل آماده باشد.


پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در تیر ۱۳۶۷، با توجه به وضعیت سیاسی – نظامی حاکم بر جنگ، تنها انتخاب ایران برای غلبه بر این شرایط بود. این اقدام نخست اوضاع بین‌المللی را به سود ایران تغییر داد و ادامه تهاجمات عراق و منافقین در مناطق جنوب و غرب کشور نیز این روند را تشدید کرد. در صحنه داخل کشور که ابهامات زیادی نسبت به علل و نحوه تصمیم‌گیری ایران مبنی بر پذیرش قطعنامه وجود داشت با واکنش عراق و منافقین و مدیریت امام در مهار و کنترل اوضاع، صحنه داخلی کشور ناگهان متحول شد و همانند روزهای آغازین جنگ، نیروهای داوطلب به شکل گسترده‌ای به‌سوی جبهه‌های جنگ هجوم بردند، به صورتی که استقرار و پشتیبانی سازمان‌دهی نیروها با مشکل مواجه شده بود.


وضعیت بسیار پیچیده، دشوار و سرنوشت سازی که در ماه‌های پایانی جنگ در برابر جمهوری اسلامی قرارگرفته بود، ضرورت تصمیم‌گیری استراتژیک را بیش از همیشه نمایان ساخت. در چنین موقعیتی کنترل و مدیریت پیامدها، رخدادها و حوادث سیاسی، نظامی و اجتماعی بسیار دشوار و درعین‌حال اساسی و سرنوشت‌ساز بود. امام در این زمینه چند اقدام اساسی انجام دادند که مرکز ثقل آن پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بود.


امام خمینی (ره) نخست همانند روزهای آغازین جنگ، تصمیماتی را برای تمرکز فرماندهی اتخاذ کردند؛ به‌این‌ترتیب که به پیشنهاد آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهور موقت، آقای هاشمی را که پیش‌ازاین فرمانده عالی جنگ بود رسما به‌عنوان جانشین فرماندهی کل قوا منصوب کردند. امام همچنین تدابیری را برای تشکیل ستاد فرماندهی کل قوا به‌منظور هماهنگی کامل ارتش و سپاه و نیروهای انتظامی و به‌کارگیری کلیه منابع و امکانات کشور و تمرکز امور تبلیغی و فرهنگی نیروهای مسلح ابلاغ کردند.


امام در تبیین علل پذیرش قطعنامه، هدف را "مصلحت نظام و کشور و انقلاب" و رسیدن به "صلحی پایدار" و به‌عنوان یک سیاست رسمی و نه تاکتیکی ذکر کردند.


این تصمیم، شاید سخت‌ترین اقدامی بود که امام انجام می‌دادند؛ زیرا ایشان این عمل را به‌مثابه "نوشیدن جام زهر " قلمداد کردند.


کنترل پیامدهای این تصمیم‌گیری در داخل کشور و در صحنه جنگ بسیار مهم و دشوار بود. باوجودآنکه این تصمیم می‌توانست منشأ اختلاف در داخل کشور شود، اما امام توانستند به نحو بسیار مناسبی از ایجاد تفرقه جلوگیری کنند و حتی با بسیج و فراخوانی مجدد مردم، صحنه نظامی جنگ را با شکست عراق و منافقین به سود ایران تغییر دهند.

مام در همین مرحله در کنار سایر اقدامات، مجددا ابعاد سیاسی - عقیدتی جنگ را همانند روزهای آغازین جنگ تبیین و بر جنگ حق و باطل و جنگ اسلام علیه تمامی نابرابری‌های دنیای سرمایه‌داری و کمونیسم تأکید کردند.


فرایند و ماحصل تصمیم‌ها و اقداماتی که با تدبیر امام انجام گرفت انتقال از یک وضعیت بحرانی در صحنه سیاسی - نظامی کشور به یک وضعیت جدید و باثبات بود. به همین دلیل می‌توان بر این موضوع تأکید کرد که امام یک بار دیگر پس از رهبری انقلاب و مدیریت و فرماندهی جنگ، توانست ادامه موجودیت نظام جمهوری اسلامی را پس از هشت سال جنگ در برابر عراق و کلیه حامیان منطقه‌ای و جهانی تضمین و تثبیت نماید. اهمیت و پیامد این موضوع نه‌تنها در همان موقعیت آشکار شد، بلکه تاکنون و تا سال‌های بعد، همچنان با تداوم موجودیت نظام جمهوری اسلامی، آثار خود را بر جای خواهد گذاشت.


امام در این مرحله بر چند مسئله اساسی تأکید و موضوعاتی را تبیین کردند که به شرح زیر است:


1-     ایشان طی یک جمع‌بندی از جنگ و دستاوردهای آن تصریح کردند که مقتدرترین افراد در مصاف با توطئه‌ها و خصومت‌ها و جنگ‌افروزی‌ها علیه انقلاب اسلامی معلوم نبود موفقیت بیشتری از افراد موجود به دست بیاورند و در یک تحلیل منصفانه انقلاب اسلامی در اکثر اهداف و زمینه‌ها موفق بوده است. امام همچنین بر این موضوع نیز تأکید کردند که "البته اگر همه علل اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتری می‌نگریستیم و می‌رسیدیم." ایشان برجسته‌ترین هدف اساسی جنگ را "دفع تجاوز" و "اثبات صلابت اسلام" ذکر کردند که در جنگ تأمین شد.


2-     تأکید امام بر استراتژی دفاع همه‌جانبه و ضرورت تبیین آن در شرایط بازسازی نیروهای مسلح و انتقال تجارب نظامی و دفاعی به کلیه آحاد ملت و مدافعان انقلاب، می‌تواند مبین این موضوع باشد که نحوه پایان جنگ ریشه در عدم اجرای این استراتژی داشته است. به‌عبارت‌دیگر شکاف میان آنچه واقع شد با آنچه مطلوب ایران بود، حاصل عدم تناسب استراتژی ایران برای غلبه بر موانع و مشکلات بوده است. درک امام از این کاستی بزرگ، به تأکید ایشان بر مفهوم "دفاع همه‌جانبه" انجامید.


3-     ضرورت "تغییر تعادل قوا در جهان" برای تأمین منافع مسلمین ازجمله اصولی بود که امام به آن توجه داشتند و بر اساس کلیه ملاحظات موجود برای تأمین حداقل بخشی از آن، بر تداوم موجودیت نظام جمهوری اسلامی و صدور انقلاب با حمایت مسلمانان و مستضعفین جهان تأکید می‌کردند.
به نظر می‌رسد امام با بازبینی استراتژی نهضتی طی ده سال گذشته به این نتیجه رسیدند که میزان سرمایه‌گذاری در سازمان‌دهی مستضعفین جهان مناسب نبوده است و اگر غیرازاین بود شاید سرنوشت جنگ و نحوه برخورد قدرت‌های جهانی، امریکا و عراق با ایران شکل دیگری به خود می‌گرفت و جنگ نیز به نحو دیگری به پایان می‌رسید.


 

دسته بندی اخبار: 
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید