مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

نقش شهید حسن باقری در طرح مانور طریق القدس و انتخاب منطقه رملی به‌عنوان فلش عملیاتی

چاپلینک ثابت
حسین عسگری

برای آماده‌سازی مقدمات اجرای عملیاتی با هدف آزادسازی بستان، پس از بررسی‌ها‌ی اولیه، کار احداث جاده‌ای شنی از بین تپه‌ها‌ی غیرقابل عبور رملی غرب تپه‌ها‌ی "الله‏ اکبر" (شمال شهر بستان) تا تنگه "چزابه" ازتاریخ 1360/8/16 آغاز شد.

 

در شمال شهر بستان، زمین‌های رملی (از جنس ماسه بادی) از مجاورت ارتفاعات الله‏ اکبر تا تنگه چزابه امتداد یافته و دشمن به‌دلیل عمق زیاد این منطقه ـ که به حدود 20 کیلومتر می‌رسید و حتی عبور نفرات پیاده از آن به‌سختی امکان‌پذیر بود ـ با خیال آسوده، جناح نیروهای خود را به رمل‌ها‌ متکی کرده و عمق منطقه، توپخانه و مرکز فرماندهی و مهندسی خود را در حاشیه آن قرار داده و فقط برای رعایت احتیاط، منتهی‌الیه مناطق رملی به‌سمت نیروهای خود را با سیم خاردار و مین مسلح کرده بود.

 

از آنجایی که عبور از منطقه رملی برای دستیابی به عمق منطقه و عقبه دشمن در شمال بستان و تنگه چزابه به‌عنوان تلاش اصلی عملیات به‌صورت پیاده ـ زرهی پیش‌بینی شده بود، برای عبور وسایل زرهی، نیاز به احداث جاده بود. به همین دلیل و براساس شناسایی‌ها‌ی صورت‌گرفته از منطقه، این مأموریت به جهاد سازندگی خراسان واگذار شد.

 

جهاد خراسان که قبل از این درحال احداث جاده‌ای در شرق این منطقه با هدف انتقال توپخانه ارتش از مسیر تپه‌ها‌ی الله ‏اکبر در شرق مناطق رملی موسوم به جاده الله‏ اکبر بود و با زمین منطقه نیز آشنایی داشت، مأموریت احداث ادامه این جاده به درون مناطق رملی را برعهده گرفت. برای بررسی مقدمات اجرای کار، گروهی به سرپرستی سیدعلی حسینی، از نیروهای اطلاعات ستاد عملیات جنوب سپاه پاسداران، عملیات شناسایی را از کنار رودخانه کرخه شروع کرده، همه تپه‌ها‌ی رملی تا اطراف تنگه چزابه را بررسی و مسیر نهایی جاده را مشخص کردند.(1)

 

توضیحات غلامعلی رشید درباره دلایل انتخاب منطقه رملی به‌عنوان منطقه عملیاتی

نتایج به‌دست‌آمده از شناسایی و کار اطلاعاتی مستمر و پیگیر در مناطق رملی شمال کرخه (بین ارتفاعات میشداغ) و جناح چپ دشمن در غرب (تپه‌ها‌ی الله‏ اکبر) ـ که زیر نظر مستقیم حسن باقری (مسئول اطلاعات، ستاد عملیات جنوب) انجام می‌شد ـ اطلاعات دقیقی از عمق منطقه دشمن دراختیار فرماندهان قرار داد که سبب شکل‌گیری طرحی در ذهن حسن باقری شد. وی این طرح را به فرماندهان سپاه پیشنهاد داد و آنان نیز به بحث و گفت‌وگو درباره آن پرداختند که نتایج این گفت‌وگوها در جلسه مشترک فرماندهان ارتش و سپاه مطرح شد.

 

تدبیر سپاه این بود که هم‌زمان با اجرای مانور رخنه‌ای در جنوب کرخه و تک جبهه‌ای به خاکریز عصایی‌شکل، نیروهای تیپ امام حسین(ع) سپاه با عبور از مناطق صعب‌العبور رملی شمال منطقه با اجرای مانور احاطه‌ای به عمق منطقه نفوذ کرده، سپس با استفاده از این منطقه که عراق آن را عبورناپذیر می‌دانست و از آن غافل بود، حداقل از 3 محور به جناح (پهلوی) یگان‌ها‌ی دشمن نفوذ کنند و هم‌زمان با حمله به خط اول و دوم دشمن، عقبه آنان را در تنگه چزابه مورد تهدید قرار دهند.

 

برخورد اولیه برخی فرماندهان ارتش با این پیشنهاد با تردید و دودلی همراه بود، لکن فرماندهان سپاه به‌ویژه حسن باقری باتوجه‌به تجربه موفقیت‌آمیز مانور احاطه‌ای محور دارخوین در عملیات ثامن‌الائمه(ع) که سبب دورخوردن 3 رده دشمن در جبهه شمالی عملیات شد، تلاش وافری برای توجیه‌کردن آنان کرد و درنهایت آنان را متقاعد ساخت تا با حضور در منطقه درباره راهکار پیشنهادی سپاه توجیه شوند.

 

بازدید سرهنگ مسعود منفرد نیاکی، فرمانده لشکر92 زرهی اهواز، (به‌همراه غلامعلی رشید، حسن باقری و سیدعلی حسینی) از منطقه رملی، موافقت وی و درنهایت پذیرش پیشنهاد سپاه را درپی داشت.

 

روایت غلامعلی رشید از سیر شکل‌گیری طرح سپاه به این شرح است:

«این راهکار صرفاً از فکر حسن باقری سرچشمه می‌گرفت و او ابتدا به گروه‌ها‌ی شناسایی لشکر14 امام حسین(ع) و گروه‌ها‌ی شناسایی منطقه4 (خراسان) این راهکار ناشناخته را گوشزد کرد و خودش نیز چندین بار مسیر را با پای پیاده طی کرد و مرتباً نیز در طول مدت شناسایی پیشرفت کار را شخصاً بررسی می‌کرد و راهنمایی‌ها‌ی لازم را انجام می‌داد تا بعد از گذشت مدتی، کار به‌نحو احسن نتیجه داد و راه نمایان گشت. او پیداکردن این راهکارها را فرج خداوند می‌دانست.

 

در اولین جلسه بحث مانور، باقری راهکار پیداشده را که در نگاه اول به‌دلیل مشکلات زیاد و غیرمعمولی‌بودن پذیرفتنش سخت بود، پیشنهاد داد و برای استفاده از آن راهکار اصرار ورزید. تنی چند از فرماندهان ارتش نمی‌پذیرفتند و یا به‌سختی می‌پذیرفتند، ازجمله فرمانده تیپ زرهی لشکر92 که در آن محور بود و سخت بود که بپذیرد. در پایان جلسه برادر باقری در جمعی کوچک‌تر با وی بحث کرد تا مطلب را به ایشان تفهیم کند و نهایتاً تاحدی افکارش را از ناامیدی خارج کرد.

 

مشکل مهم این فرمانده آن بود که دنبال گره مواصلاتی! دشمن می‌گشت. سؤال می‌کرد از برادر باقری که ما باید ببینیم گره مواصلاتی دشمن کجاست تا بتوانیم راهکارمان را بهتر انتخاب کنیم. برادر باقری گفت: گره مواصلاتی شیب و چزابه است و شما با استفاده از این راهکار این گره را فلج خواهی کرد. همان فرمانده اعتقادی به این نوع مانور [تک احاطه‌ای یک‌طرفه] نداشت و لذا بحث در قرارگاه به مناقشه‌ای در فضای بحث‌ها‌ی تخصصی عملیاتی کشیده شد.

 

حسن باقری پیشنهاد داد که سرهنگ نیاکی، فرمانده لشکر92 زرهی، به‌همراه اینجانب و خودش از منطقه رملی و دیدگاه‌ها‌ی مسلط بر دشمن شناسایی به عمل آوریم و اگر در این شناسایی، فرمانده لشکر92 به اطمینان رسید، طرح عملیاتی به تصویب برسد.

 

اینجانب [رشید] به‌همراه حسن باقری شب به قرارگاه تاکتیکی لشکر92 در شمال کرخه رفتیم و شب را آنجا خوابیدیم که صبح زود به منطقه موردنظر حرکت کنیم. صبح که برای نماز بلند شدیم، سرهنگ نیاکی را آماده درحالی‌که پوتین و لباس نظامی بر تن داشت جلو در قرارگاه مشاهده کردیم که قدم می‌زد.

 

بعد از نماز صبح، با یک دستگاه جیپ میول حرکت کردیم. گاهی که جیپ در رمل‌ها‌ از حرکت می‌ایستاد ـ حسن باقری راننده بود ـ سرهنگ نیاکی 58 ساله بلافاصله به پایین می‌پرید و خودرو را هل می‌داد. در طول مسیر هم برادر باقری مرتباً با لحنی که بر واقعیات و توکل برخدا آمیخته و مبتنی بود و با روحیه‌ای امیدوارکننده تشویق می‌کرد و بر راهکار پیشنهادی‌اش که نتیجه زحمات شبانه‌روزی برادران پاسدار بود، اصرار می‌ورزید.

 

بالاخره به دیدگاه‌ها‌ رسیدیم. سیدعلی حسینی، مسئول شناسایی منطقه رملی، از روی زمین و حسن باقری از روی نقشه و زمین، دقیق توضیح می‌دادند و سرهنگ نیاکی با قرارگرفتن در دیدگاه با دوربین، تجهیزات و نوع آرایش دشمن را نگاه می‌کرد، وقتی به دیدگاه سوم که در عمق و مسلط بر منطقه عمومی تنگه چزابه بود رسیدیم، سرهنگ نیاکی پس از نگاه‌کردن به زمین منطقه غلتی زد و درحالی‌که پشت به رمل‌ها‌ به حالت نیمه‌نشسته قرار داشت گفت: "برادر رشید؛ من پذیرفتم!."

 

برگشتیم و شب به قرارگاه فرماندهی در اهواز رسیدیم. نتیجه شناسایی‌ها‌ گزارش شد و سرهنگ نیاکی خطاب به سرهنگ صیاد شیرازی، فرمانده نیروی زمینی ارتش، گفت: "قربان من قبول کردم. مانور عملیات به این شکل که سپاه پیشنهاد می‌دهد موفق خواهد بود."(2)

 

 

منابع

1- عیسی سلمانی لطف‌آبادی، سعدی زرینی و محمد جلالی شم‌آبادی، جهاد سازندگی خراسان در دفاع مقدس، عملیات‌ها‌ی مهندسی رزمی، جلد 6، انتشارات سلمان، 1385، ص65؛ و- سیدیعقوب حسینی، مسعود بختیاری و محمدحسن لطفی، ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس، جلد دوم، تهران: سازمان عقیدتی - سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران (معاونت تبلیغات و روابط عمومی)، 1373، ص195

2- سند شماره 411 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: دست‌نوشته‌ها‌ی غلامعلی رشید درباره حسن باقری، 1361، صص 25 و 23 ؛ و- سند شماره 1456 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: کنگره احیای تفکر و اندیشه حسن باقری، صص 4 - 3

 

عکس‌های مرتبط: 

دیدگاه جدیدی بگذارید