نگاهی بر عملیات کربلای4 ؛ ازنظر جغرافیای عملیات، چرایی، مزایا و محدودیت‌ها

چاپلینک ثابت

 

 

 

مقدمه

 

با توجه به شرایط کشور در سال 1365 و نبود هیچ‌گونه‌ طرح سیاسی برای پایان‌دادن به جنگ، ایران چاره‌‌ای جز انجام یک عملیات بزرگ و مهم در جبهه‌های جنگ زمینی نداشت. ایران می‌خواست با اجرای عملیات، ضمن پاسخ‌دادن به شرارت‌‌های مداوم دشمن در حمله به مراکز اقتصادی و اجتماعی کشور و نیز تلاش ارتش بعثی برای گسترده‌‌ترکردن حوزه‌های جنگ ازجمله در دریا و در شهرها، سرنوشت جنگ در جبهه‌های زمینی، تعیین ‌شود و سیاست عراق را در گسترش‌دادن جنگ به غیرنظامیان ناکام گذارد.

 

 در زمان برنامه‌‌ریزی برای عملیات کربلای4، تصور بر این بود که یک عملیات گسترده و مؤثر می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد و دولت عراق را وادار به پذیرش خواسته‌ها و شرایط ایران برای پایان‌بخشیدن به جنگ تحمیلی کند.

 

 از سوی دیگر در تمام دوران جنگ تحمیلی، رسیدن به اطراف شهر بصره، به‌دلیل اهمیت سیاسی و نظامی آن، جزء اهداف قوای نظامی ایران به شمار می‌‌رفته است. عملیات کربلای4، در تلاش بود با عبور یگان‌های رزمی از اروندرود و حمله از محور شلمچه به‌عنوان یکی از معابر وصولی به شهر بصره از یک سو، بخشی از اهداف عملیات بیت‌المقدس در سال 1361 را که به‌دلیل کمبود نیرو و توان رزمی نتوانسته بود به آن دسترسی یابد، تحقق بخشد[1] و هم از سوی دیگر، محدوده متصرفه در جزیره فاو را به‌منظور پشتیبانی بهتر آن توسعه دهد.

 

 در چنین شرایطی برنامه‌‌ریزی برای انجام عملیات کربلای4 با هدف تصرف منطقه ابوالخصیب و رسیدن به شرق بصره و منطقه تنومه (در محدوده سپاه سوم ارتش بعثی) و محاصره نیروهای مستقر در شبه‌جزیره فاو از سویی و عبور از اروندرود و رسیدن به منطقه زبیر (در محدوده سپاه هفتم ارتش بعثی) از سویی دیگر و هم‌زمان با این دو عبور از شمال منطقه جهت رسیدن به کانال‌‌های زوجی و کانال ماهیگیری، طرح‌‌ریزی شد.

طرح مانور کلی عملیات کربلا 4

 

 

اهمیت منطقه عملیاتی

 

منطقه عمومی بصره در جنوب، مهم‌ترین منطقه‌ای بود که از تابستان سال 1361 همواره برای عملیات‌‌های بزرگ و سرنوشت‌‌ساز موردتوجه فرماندهان بود و عملیات‌‌های متعددی در این جبهه‌ها اجرا شده بود:

- شرق بصره (عملیات رمضان)،

-  هورالهویزه (عملیات خیبر و بدر)

- و فاو (عملیات والفجر8)

 مناطقی بودند که طی سال‌های 1361 تا 1364 عرصه نبرد میان رزمندگان اسلام و دشمن بودند. تنها منطقه‌ای که در آن، عملیاتی صورت نگرفت، منطقه ابوالخصیب، روبه‌روی جزیره مینو و بخشی از زمین شلمچه بود که در میان هدف‌های مطرح در اطراف بصره، به‌دلیل نزدیکی به شهر، مهم‌تر از بقیه بودند.

 

 استحکامات فوق‌العاده دشمن در خط پدافندی شلمچه و پیچیدگی آن منطقه موجب پرهیز از عملیات در این محور می‌شد؛ همچنین وجود موانع طبیعی بزرگی چون اروندرود و جزایر متعدد موجود در آن، تصرف ابوالخصیب را در ذهن غیرممکن می‌کرد، اما تجربه سه سال جنگ آبی- خاکی و به‌ویژه عبور موفق از اروند (در عملیات والفجر8)، انگیزه اصلی انتخاب این دو منطقه استراتژیک و پرارزش شد. و تمام قدرت طراحی و سازماندهی سپاه در این جهت متمرکز شد تا با تصرف ابوالخصیب، برای محاصره بصره اقدام شود.

 

برای تصرف شهر بصره باید از مانور احاطه‌ای استفاده کرد. برای این منظور دو راهکار وجود داشت: یکی اجرای چهار عملیات از العزیر و القرنه تا کناره شمال شهر؛ و دیگری اجرای دو عملیات در زمین‌های شلمچه و ابوالخصیب. البته راهکار دوم به‌جهت نزدیک‌بودن به بصره ایدئال به نظر می‌رسید، اما به‌دلیل وجود موانع پیچیده طبیعی و مصنوعی که پیش از این به آن اشاره کردیم، امکان اجرای عملیات در این منطقه منتفی به نظر می‌رسید. منطقه عملیات ابوالخصیب و شلمچه دارای ارزش‌ها و ویژگی‌های سیاسی و نظامی است و می‌توان این دو منطقه را استراتژیک‌ترین مناطق عملیاتی در جبهه جنوب دانست.

 

دلایل انتخاب منطقه عملیاتی

 

زمینه، سوابق و دلایل انتخاب منطقه عملیات موردبحث به دوران قبل از عملیات والفجر8 بازمی‌گردد و ذکر این نکته لازم است که منطقه عملیاتی مزبور خصوصیاتی متناسب با تمام شرایط و تجربیاتی داشت که ما در طول 3 سال از عملیات خیبر  تا والفجر8  کسب کردیم. به چند مورد از دلایل انتخاب این منطقه اشاره می‌شود:

 

1. با نوع توان ما متناسب بود: امکانات فعلی، روحیه و شجاعتی که رزمندگان ما در ارتباط با عملیات آبی- خاکی پیدا کرده‌اند را نمی شد به کوهستان برد (مثلاً عملیات در سلیمانیه)؛ چراکه رزمندگان ما همین الان به‌راحتی خود را به آب می‌زنند ولی معلوم نیست در کوهستان بتوانند به‌راحتی با این نوع نبرد وفق پیدا کنند. همچنین امکاناتی که داشتیم، پادگان‌ها و آموزشی که رزمندگان ما داشتند و روحیه‌ای که پیدا کرده بودند با عملیات در منطقه جنوب و در آب مناسبت داشت. پس، از این نظر بهترین منطقه این مکان بود.

2. در این منطقه دشمن در خط پدافندی دارای برخی نقاط ضعف بود و تسلط دفاعی کامل بر منطقه نداشت.

3. ما امکانات جنگیدن در این نوع منطقه را به نسبت سایر مناطق بیشتر داشتیم.

4. یکی دیگر از دلایل انتخاب این منطقه این بود که بتوانیم فاو و منطقه والفجر8 را به‌خوبی پشتیبانی کنیم و خط پدافندی آن را تکمیل کنیم.

5. یک دلیل دیگر برای انتخاب این منطقه، تجربیات و شناختی بود که سپاه در این منطقه در جریان عملیات پشتیبانی والفجر8 به دست آورده بود و طی آن یگان‌های تابع قرارگاه نجف1 موفق شدند برای مدتی جزایر بوارین و ام‌الرصاص را تصرف کنند.

6. تا قبل از عملیات والفجر8 یکی از دلایل اصلی اجرانشدن عملیات در این منطقه، لزوم عبور از اروند به‌عنوان عامل اصلی تک از ابوالخصیب به شمار می‌رفت که سازمان رزم خودی، فاقد چنین تجربه‌ای بود. اما پس از فتح فاو مسئله غلبه بر  اروند (این مانع بزرگ در ذهن فرماندهان) حل شد و ثمردهی سه سال انجام عملیات آبی- خاکی در جنوب، عامل دیگری بود که به انتخاب این منطقه کمک کرد.

 

قلب منطقه و انتخاب سمت تک

 

تجارب به‌دست‌آمده در عملیات بیت‌المقدس گویای آن است که پس از فروریختن سازمان پدافند دشمن باید هرچه سریع‌تر با استفاده از موفقیت، و حفظ دور تک،  به‌سوی بصره پیشروی کرد و این تجربه فقط در منطقه شلمچه و ابوالخصیب قابل‌اجرا بود. اگر ابوالخصیب و شلمچه ارزشمندترین منطقه عملیاتی در طول خط مرزی بود، قلب این منطقه نخلستان‌های اطراف اروندرود (حدفاصل جزیره بلجانیه تا بصره) است. عرض این زمین چهار تا پنج کیلومتر  و طول آن نزدیک 15 کیلومتر بود و تأسیسات پتروشیمی تا بصره را در بر می‌گرفت.

 

در این منطقه عدم‌حضور دشمن و حساس‌نبودن خطوط پدافندی، دستیابی به ساحل اروندرود به وسیله نیروهای غواص را آسان کرده بود و حرکت در محور جنوب به‌سمت ابوالخصیب و نیز در محور شمال به‌سمت شلمچه دور از انتظار دشمن ارزیابی می‌شد و امکان‌پذیر بود؛ چراکه موانع ب شکل تا پتروشیمی آمده بودند و دشمن از پتروشیمی به بعد در کنار ساحل مواضع محدودی داشت. بنابراین، این منطقه که پوشیده از نخل هم بود و نهرهای فراوانی هم داشت از هر سمت قابل پدافند و نگهداری بود و نیروها می‌توانستند طبق اصل آفند سریع و پدافند مطمئن، پیشروی متداوم خود را به‌سمت بصره ادامه دهند.

 

عوارض زمین

 

زمین منطقه عملیات از دو جهت دارای خصوصیات مهمی بود:

1. وجود نهرها و کانال‌های کشاورزی و مصنوعی،  زمین‌های شلمچه و ابوالخصیب را به‌صورت مقطّع درآورده بود؛ به‌نحوی‌که هر قسمت آن قابل پدافند بود؛ یعنی چنانچه در هر مرحله‌ای  متوقف می‌شدیم، زمین آنجا دارای عوارضی برای پدافند بود و این امتیاز مثبتی برای طراحی مانور آفندی ما بود؛ چراکه اگر عبور و شکستن خط میسر می‌شد، دیگر نگران داشتن یک موضع پدافندی نبودیم و هر میزان که می‌توانستیم پیشروی کنیم به‌راحتی امکان پدافند (به‌دلیل وجود مواضع قابل‌اتکا) در همان نقطه را هم داشتیم.

2. جناحین منطقه عملیاتی (که از شمال به آب‌گرفتگی شلمچه و کانال ماهیگیری و از جنوب به خور زبیر و زمین‌های باتلاقی اطراف آن منتهی می‌شد) در این عملیات تأمین بود؛ زیرا دشمن در آن قدرت پاتک نداشت.

در این عملیات در منطقه ابوالخصیب تلاش شد که هم تاکتیک عملیات و هم سمت تک، ابتکاری باشد تا کمبودهای خودی را در زمینه امکانات و تجهیزات و نیز کندی ماشین جنگی ما را به میزان قابل‌توجهی جبران کند. به این منظور، فلش پیشروی را در اطراف کارخانه پتروشیمی از شمال به جنوب  در نظر گرفتند که دشمن مواضع مستحکمی نداشت. این طراحی، خود حرکت جدیدی بود و مستقیماً به عقبه‌های دشمن حمله می‌شد؛ چون عقبه‌های بیشتر یگان‌های سپاه هفتم عراق در ابوالخصیب و اطراف جاده استراتژیک بود. ابتکار دیگر، نفوذ از خط حد بین دو سپاه سوم و هفتم عراق با عبور از طول اروندرود و حمله به ساحل طرفین آن بود که در محل تنگه (حدفاصل بین جزایر ام‌الرصاص و بوارین) باید عملی می‌شد که تاکتیک ویژه عملیات نام داشت.

 

نتیجه‌گیری:

 

عملیات کربلای4 یکی از بی‌نظیرترین عملیات‌های ایران ازحیث طراحی و انتخاب جغرافیای نبرد و زمان اجرای طرح بود که در طی هشت ماه بررسی و شناسایی مداوم و دقیق، با درنظرگرفتن تمام نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای خودی و دشمن، با پیچیدگی بسیار زیاد و با استعداد 250 گردان نیرو در قالب 4 قرارگاه طرح‌ریزی شد که مورداقبال اکثر فرماندهان و مسئولان کشوری بود (6 طرح مانور مختلف برای این عملیات طراحی و موردبررسی قرار گرفت تا طرح نهایی شد). اهدافی که برای این عملیات دیده شده بود و مسیرهای نیل به این اهداف بسیار هوشمندانه طراحی شده و از جغرافیای منطقه نبرد و تمامی موانع و مواضع طبیعی و مصنوعی موجود در منطقه به‌صورت حساب‌شده قرار بود استفاده شود. ازنظر زمانی هم موقعی برای عملیات انتخاب شده بود که شرایط فصلی آب‌وهوایی امکان مانور زرهی دشمن را به حداقل می‌رساند. در نتیجه با توجه به مطالبی که قبلاً ذکر شد ازنظر مکان و زمان عملیات بهترین شرایط برای اجرای عملیات مهیا بوده است و اگر سایر عوامل بیرونی و کمک‌های خارجی به عراق که باعث هوشیاری دشمن قبل از عملیات شد، در این نبرد تأثیر نمی‌گذاشتند (دلایل و عوامل ناکامی عملیات را در این نوشته مجال پرداخت نیست). و اگر سرنوشت این عملیات فقط در میدان نبرد تعیین می‌شد بی‌شک این عملیات نتایج و دستاوردهای قابل‌توجهی برای کشور داشت که شاید سرنوشت جنگ را مشخص می‌نمود و اجرای موفقیت‌آمیز این عملیات یکی از مفاخر فرماندهان عالی جنگ و نظام جمهوری اسلامی می‌شد.

 

منابع:

1. اردستانی، حسین، تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق، جلد سوم، تنبیه متجاوز،1390، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

2. علایی، حسین، روند جنگ ایران و عراق، جلد دوم،1391، انتشارات مرز و بوم

3. درودیان محمد، سیری در جنگ ایران و عراق، جلد سوم، فاو تا شلمچه، 1389، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

4. گزارش عملیات کربلای4

 


[1] - این سخن فقط از بُعد نظامی مسئله است. برای ورود به داخل خاک عراق و تعقیب دشمنِ درحال فرار پس از فتح خرمشهر، اراده و اجازه سیاسی خاصی هم در آن زمان لازم بود.

دسته بندی اخبار: 
یادداشت

دیدگاه جدیدی بگذارید