هر دو جنگ، تحمیلی بود

چاپلینک ثابت
نادر نوروزشاد

 

جنگ عراق علیه ایران را "جنگ تحمیلی" و یا "دفاع مقدس" هم می‌نامیم. علت این نامگذاری‌ها روشن است. آن جا که قصد داریم از اجبار خود به انجام دفاع و عملیات جنگی یاد کنیم، نام "جنگ تحمیلی" را برمی‌گزینیم و آن جا که می‌خواهیم تحمل پیامدهای سنگین جنگ را از سوی مردم و رزمندگان یادآور شویم، و معنویت و حقّانیت شرعی و قانونی خود را بیان کنیم از واژه "دفاع مقدس" بهره می‌گیریم.

 

دفاع مقدس، در برابر تحمیل یک جنگ بر ملتی غیور شکل می‌گیرد. شاید ترکِ غیرت و تن دادن به خواری بتواند جنگ را به سرعت پایان دهد اما مرگ و آوارگی برای یک ملت غیور، بسیار پسندیده تر از زندگی در ذلّت و خواری است.

 

جنگ، اساساً پدیده مذموم و شومی است و آغازگر جنگ باید دلیل موجهی برای این اقدام خود داشته باشد. در عرف امروزین و قوانین بین‌المللی مسئولیت هر جنگی با آغازکننده آن است و البته زمانی که جنگ آغاز شود، ممکن است نیروی مدافع، آن جنگ را به خاک مهاجم کشانده و ادامه دهد در حالی که باز هم مسئولیت جنگ برعهده آغازکننده آن خواهد بود.

 

در ادبیات و هنر امروز ما نیز نمونه‌هایی از جنگ ستیزی و بیان زشتی‌های جنگ مشاهده می‌شود که ناظر بر این بُعد غیرانسانی و غیراخلاقی است. جنگ، یعنی ریخته شدن خون‌های بسیار و آوارگی و خرابی و بیکاری و قطع اعضا و وحشی‌گری و سبعیت و بی‌رحمی و  ...هزاران مشکلات جسمی و روحی، مادی و معنوی. با این تعبیر، جنگ هرگز از سوی انسان‌های پاک نهاد و مؤمن و خداترس به عنوان پدیده‌ای محبوب شناخته نشده است.

 

اما در مقابل، هنگامی که جنگ بر ملتی تحمیل می‌شود، به همان میزان که جنگ را ناپاک و غیرانسانی می‌دانیم، دفاع را مقدس و انسانی می‌شماریم. به همین دلیل است که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، که در تمام ابعادش مذموم و ناپسند و غیرانسانی بود، در این سوی جبهه باعث شکل یابی دفاعی شد که آن را به همان اندازه مقدس و پسندیده می‌دانیم.

 

طبعاً این تعبیر، مربوط به کلّیت دفاع است و شامل جزئیات و روش‌ها و افراد و سازمان‌ها و ... نمی‌شود و می‌توان این جزئیات را در فضایی واقعی و منصفانه به نقد و بررسی کشید بی آن که قداست "دفاع" مورد خدشه واقع شود.

 

در واقعه عاشورا نیز، هر چه در سمت دشمن بی‌رحمی و وحشی‌گری و بداخلاقی و بدعهدی و نامردی دیده می‌شود، در سمت یاران حسین علیه السلام مهربانی و انسانیت و خوش اخلاقی و وفاداری و مردانگی است. هر دو می‌کشند و کشته می‌شوند، اما یکی جنگ ناپاک و نادرست و دیگری جنگ پاک و مقدس می‌کند.

 

امام حسین علیه السلام حتی در زمان محاصره و پدیدار شدن آثار جنگ، در حالی که صف بندی نظامی صورت گرفته و همه چیز حکایت از بروز قریب الوقوع یک جنگ را دارد، دست به آغاز جنگ نمی‌زند و با خطبه‌های خود دشمن را به ترک جنگ دعوت می‌کند[1] تا جایی که عمر سعد تحمل شنیدن از دست داد و رو به یاران خود کرد و گفت:منتظرچه هستید؟! همگی حمله کنید که (این جماعت اندکند و برای شما مانند خوردن ) یک لقمه است[2] سپس تیری در چلّه کمان گذاشت و رها کرد و گفت: گواهی دهید که من، نخستین تیر را انداختم![3]

 

تقارن هفته دفاع مقدس با دهه ابتدایی محرم، الهام بخش برخی تشابهات بین این دو حادثه تاریخی بود. هرچند کربلا و عاشورا نمونه و مثالی ندارد و تکرارناشدنی است[4] اما علاوه بر جنبه تقدس دفاعی، که در بین جنگ ما و واقعه عاشورا مشترک است، جنبه دیگری از تشابه نیز به چشم می‌خورد و آن تحمیلی بودن هر دو جنگ است.

 

درست است که امام علیه السلام به دعوت مردم کوفه راهی این سرزمین شد اما هرگز دست به آغاز یک جنگ و نبرد نزد. بلکه بعکس، در روز ششم محرم و همچنین در روز عاشورا اعلام کرد که اگر دست از من بردارید به جایی می‌روم که از شما دور باشد. [5]

اصلاً کاروان امام در مسیر خود از مکه به کوفه، با شنیدن خبر خیانت کوفیان به سوی شمال عراق ادامه مسیر می‌دهد و هفتاد کیلومتر (دو تا سه منزل) از کوفه گذشته است! که سپاه حُر راه را بر ایشان می‌بندد و بیعت با یزید یا کشته شدن را طلب می‌کند.

 

اینجا تشابه دوم را می‌بینیم و آن این که دشمن با ساز و برگ وتجهیزات نظامی خواهان آغاز جنگ است و امام علیه السلام از جنگ پرهیز می‌کند. اما زمانی که جنگ آغاز می‌شود، امام و یارانش با مردانگی و ایستادگی و شجاعت، پوشیدن لباس ذلت و خواری را نمی‌پذیرند و برای همیشه تاریخ جاودانه می‌شوند.

 

اسطوره‌های تاریخی ملت ما همچون آرش کمان‌گیر، افسانه یا حقیقت؛ امروز در برابر شجاعت‌ها و رشادت‌ها و مردانگی‌های واقعی جوانان و پیران این سرزمین، رنگ می‌بازد. دفاع مقدسِ مردم ما در برابر جنگ تحمیلی، چه به لحاظ حقوق بین‌الملل و چه به لحاظ انسانی حقیقتا مقدس بود و توانست برکات امنیتی بسیاری برای مردم هم عصر و آینده خود به ارمغان آورد.

 

این دفاع مقدس، تمام تلخی های یک جنگ را در خود داشت. از بی خانمانی تا شهادت و جانبازی و اسارت. اما شیرینی عزت و پیروزی را نیز به دنبال داشت.

 

بازماندگان دوران دفاع مقدس باید پرچمدار حفظ احترام به جانبازان و خانواده شهدا و آزادگان باشند و نسل‌های بعد بدانند که گرچه ما با عاشورا و عاشورائیان تفاوت بسیار داریم اما پیروی از مشی عزتمندانه و وفادارانه آنان را افتخار تاریخی ملت خود می‌دانیم.

 

 

 

[1] - محمدی ری شهری- دانشنامه امام حسین علیه السلام – نگاهی به میدان نبرد

[2] - مقتل الحسین ، خوارزمی ج 2 ص 8

[3] - الارشاد ج 2 ص 101

[4] -- در روایات داریم که درباره واقعه تلخ عاشورا فرموده شده : لا یوم کیومک یا ابا عبدالله! (هیچ روزی همانند روز تو نیست ای اباعبدالله!) اما در بین برخی مردم جمله ای رواج یافته که گمان می‌کنند روایتی از اهل بیت علیهم السلام است و آن جمله این است: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. شاید منشأ و خاستگاه اولیه این عبارت، شعری باشد از محمد بن سعید بوصیری (قرن 7 قمری) که در ادبیات عرب وجود دارد و آن شعر این است: کل یوم و کل ارض لکربی  - فیهم کربلاء و عاشورا 

[5] - محمدی ری شهری- شهادت نامه امام حسین علیه السلام بر پایه منابع معتبر- صفحات 412و418و 419و473  

دسته بندی اخبار: 
یادداشت

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



03 آذر

روزشمار اسناد سازمان ملل



03 آذر

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران