"پاداش به متجاوز"؛ شرط برقراری صلح!

چاپلینک ثابت
پیشنهاد اولاف پالمه برای پایان جنگ

با شکست طرح تصرف سه روزه خوزستان و بی نتیجه ماندن جنگ وسیعی که عراق علیه ایران به راه انداخته بود، جنگ وارد مرحله تثبیت شد. نیروهای عراقی در مواضع خود در داخل مرزهای ایران  بدون آن که پیشروی خاصی را ادامه دهند، به صورت فرسایشی مستقر شدند.

صدام مایل بود تا در چنین مرحله ای، با گرفتن امتیازات مورد نظر خود و تحمیل خواسته های خود بر ایران، بی آن که هزینه دیگری بپردازد، پیروزی را به نام خود ثبت کند.

در چنین شرایطی، و در حالی که تجاوز پایان نیافته و متجاوز هیچ مسئولیتی بر عهده نگرفته است؛ صدام تقاضای آتش بس و قبول صلح ( با تحمیل شکست بر ایران) کرد. معاون رئیس سازمان ملل و فرستاده ویژه آن سازمان آقای اولاف پالمه که شخصیتی قابل احترام و موجه برای ایرانیان بود، طی سفرهایی به ایران و ملاقات با مسئولان دیپلماتیک و سران سیاسی کشور به تلاش برای برقراری آتش بس ادامه داد.

 

مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در کتاب کارنامه و خاطرات جنگ تحمیلی و دفاع مقدس به دیدار خود بااولاف پالمه چنین اشاره می کند:

 

بعد از ناکامی‌های اولیه سازمان ملل در حل‌وفصل تجاوز عراق به ایران، آقای کورت والدهایم، دبیر کل آن سازمان، در اقدامی دیگر آقای اولاف پالمه را که یک شخصیت خوشنام در عرصه سیاست جهانی بود و قبلاً نیز با هیأت سوسیالیست‌های بین‌الملل اروپا به ایران آمده و با اعضای شورای انقلاب ملاقات کرده بود، به‌عنوان نماینده ویژه خود انتخاب و طی چند مرحله، عازم ایران و عراق کرد.

آقای پالمه در نخستین ملاقاتی که [در تاریخ 28 دی 1359]، با من داشت، ضمن تجلیل از انقلاب اسلامی و با آرزوی موفقیت ما در سازندگی کشور، گفت: «من می‌دانم که جنگ صدمات زیادی وارده کرده و مانع بزرگی برای سازندگی کشور شما است. به همین دلیل مأموریت دارم که نظرات دو طرف این جنگ را به هم نزدیک کرده و راه‌حلی برای صلح پیدا کنم. برای این کار هم سعی کردم اصولی را که می‌توانند مبنای صلح باشند، پیدا نمایم. این اصول عبارت‌اند از «اصل منع کاربرد زور برای تسلط بر زمین‌های دیگران»، «اصل عدم‌مداخله در امور داخلی دیگران» و «اصل آزادی کشتیرانی در خلیج‌فارس و آب‌های بین‌المللی» و امیدوارم با توجه به این اصول به یک تفاهمی برسیم.»

من هم به او گفتم: «این اصولی را که ذکر کردید، قبول داریم و همان‌طور که گفتید عراق هم علی‌الظاهر قبول دارد، ولی تحقیقات نشان می‌دهد که اول‌بار عراق این اصول را نقض کرده و به خاک ما تجاوز نموده و به فرض هم اگر ادعایی داشت می‌توانست از طریق مجامع بین‌المللی، مسأله را حل کند. من از شما سئوال می‌کنم حال که می‌بینید عراق به خاک ما تجاوز کرده و به زور متوسل شده چرا این مسأله روشن را محکوم نمی‌کنید که مردم ما مطمئن شوند که شما طالب حق هستید؟

ما از جنگ متنفر هستیم و همان‌طور که خبر دارید در تمام برخوردها حالت دفاعی داشته‌ایم. حتی آن‌ها شهرهای ما را هنوز با راکت و توپخانه دوربرد می‌کوبند، ولی ما به هیچ نحو به ارتش خود اجازه نداده‌ایم که به شهرها و غیرنظامیان عراقی حمله کنند و آنچه مشخص است، این است که تا زمانی که سربازان متجاوز عراقی در خاک ما هستند، ما هیچ کاری جز دفاع از خود انجام نمی‌دهیم.»

بعد هم پرسیدم: «چرا سازمان ملل دفاع ما را حق نمی‌داند و متجاوز را محکوم نمی‌کند؟»

در دومین باری که وی با من ملاقات داشت، باز نظرات قبلی‌اش را تکرار کرد و چیز جدید نگفت. طبعاً حرف ما هم، همان حرف قبلی و تأکید بر مواضع اصولی گذشته بود.

در این دیدار خلاصه حرف‌های آقای پالمه این بود که صدام گیر افتاده و در دام افتاده و برای بیرون رفتن از دام باید یک بهانه‌ای داشته باشد و این بهانه را از ما می‌خواهد که یک امتیازی به او بدهیم که بتواند پیش ملتش روسفید از آب درآید. ما هم به او گفتیم ما هیچ‌وقت به تجاوزکار و جنگ‌افروز و جنایتکار جایزه نمی‌دهیم، بلکه بحث ما این است که مجازات متجاوز، چه باید باشد.

در اواخر این دیدار آقای پالمه به من گفت که: «اگر تو جای صدام بودی چه می‌کردی؟» من گفتم: «امیدوارم هیچ‌وقت جای او قرار نگیرم که درگیر مخمصه باشم» و افزودم: «صدام اگر کمی عاقل باشد، باید هرچه زودتر به اشتباهاتش اعتراف بکند و قبول بکند که این‌همه خسارات و کشتار و تخریب را او مسئولش هست و از کرده خود پشیمان شود.» سپس من از آقای پالمه پرسیدم، شما اگر جای صدام بودید چه می‌کردید؟ او گفت: «من فکر یک وسیله نجات می‌کردم تا این جنگ را خاتمه بدهم، هرچند که صدام چنین آمادگی‌ای را ندارد.» من در پاسخ گفتم: «ما صدام را به‌زور وادار می‌کنیم که لااقل مثل شما فکر کند تا راهی برای نجات خود و ملتش پیدا شود.»

آقای اولاف پالمه طی چندین مرحله رفت‌وبرگشت به ایران و عراق، به خاطر اصرار متجاوزین بر ادامه تجاوز و عدم پذیرش حرف حق ما، متأسفانه چیزی بیشتر از اشخاص و هیأت‌های دیگر میانجی صلح که پیش‌ازاین به ایران آمده بودند، به دست نیاورد.

مسئله مهم این است که آن‌ها آماده نبودند به خواست عادلانه و قانونی ما توجه کنند. ما تأکید می‌کردیم که اول متجاوز باید به تجاوز خود خاتمه بدهد و از سرزمین ما بیرون برود و سپس مذاکره برای صلح آغاز شود و می‌گفتیم که این خواسته ایران و اصرار برای اجرای آن در مجموعه وظایف سازمان ملل و شورای امنیت قرار دارد و اگر حسن نیتی وجود داشته باشد بایستی این خواسته بر حق ملت ما پذیرفته شود. اما آن‌ها اجرای آتش‌بس و سپس مذاکره بین طرفین را، پیشنهاد می‌کردند.

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
یادداشت

دیدگاه جدیدی بگذارید

روزشمار دفاع‌مقدس



01 آذر

روزشمار اسناد سازمان ملل



01 آذر

آخرین نشریه:

شماره 56 نگین ایران