مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

پاسخ درودیان به اظهارات وزیر امورخارجه دولت موقت

چاپلینک ثابت

سابقه بحث:

مسئله "چرایی و چگونگی آغاز جنگ عراق با ایران" و اینکه "آیا این جنگ قابل پیشگیری و گریز بود یا نه؟!" و همچنین مسئله "ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، و ادعاهایی مبنی بر قبول غرامت حمله صدام ازسوی برخی کشورهای عربی"، هنوز در بین صاحب‌نظران سیاسی و نظامی کشور مورد بحث و چالش جدی است.

سؤالاتی که نسل جوان نیز به‌لحاظ تأثیر مهمی که تجارب حاصله از این جنگ طولانی می‌تواند داشته باشد، برای دریافت پاسخ آن علاقه و اشتیاق نشان می‌دهند.

تابستان 1393؛ با نزدیک شدن به هفته دفاع مقدس، دکتر ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه دولت موقت، طی گفتگوی اختصاصی خود با سایت "تاریخ ایرانی" مدعی شد که وی در واشنگتن مذاکراتی با صلاح عمر العلی نماینده عراق داشته و سعی کرده است اختلافات سیاسی و تنش‌های به‌وجودآمده از انقلاب را بین ایران و عراق کاهش دهد و احتمال بروز جنگ و سوء‌تفاهم را از میان بردارد.

سخنان دکتر ابراهیم یزدی به‌گونه‌ای بیان شده است که خواننده تصور می‌کند آغاز جنگ به تحریکات ایران و انقلابیون بستگی داشته یا تصرف لانه جاسوسی نقشی اساسی در تصمیم‌گیری صدام برای حمله به ایران داشته است. اما وی در همین گفتار نکاتی را مطرح می‌کند که خواننده می‌تواند نتیجه‌گیری دیگری داشته باشد! ضمن آنکه صلاح عمر العلی در سال 2003 طی چند جلسه گفتگو با شبکه الجزیره، گرچه اصل مذاکره با ابراهیم یزدی را تأیید می‌کند، از اراده جدی صدام برای حمله به ایران با وجود همه تلاش‌های ایران سخن می‌گوید. (متن و فیلم این بخش از سخنان صلاح عمر العلی در همین تارنما بازنشر شده است و برای ترجمه فارسی آن نیز می‌توانید به لینک‌های مربوطه مراجعه کنید: اینجا)

محمد درودیان، نویسنده مجموعه کتاب‌های نقد و بررسی پرسش‌های اساسی جنگ (به بخش آثار مرکز/ پژوهش‌های موضوعی مراجعه شود) در هنگام تدوین این مجموعه، دیداری نیز با آقای دکتر یزدی داشته است. از آنجا که دکتر ابراهیم یزدی در گفتگوی اخیر خود با سایت "تاریخ ایرانی" به ملاقات خود با آقای درودیان استناد کرده‌اند، محمد درودیان توضیحاتی را  درباره این دیدار در وبلاگ خود مطرح کرده است و با طرح سؤالاتی، از ایشان خواسته تا درصورت امکان به این سؤالات پاسخ دهند؛ زیرا برخی وقایع با آنچه ایشان بیان می‌کنند تفاوت‌های مهمی دارد.

متن کامل نامه آقای درودیان را که در وبلاگ شخصی ایشان منتشر شده است به این شرح است:


از سخنان اخیر شما در گفتگو با سایت "تاریخ ایرانی" و انتساب برخی اظهارات به اینجانب، حقیقتاً شگفت‌زده شدم. متأسفانه با آنکه شما می‌توانید «رد پای محکم و مستدلی» را برای روشن شدن برخی حقایق تاریخی، از خود بر جای بگذارید، اما مشخص نیست وارونه کردن حقایق تاریخی، چه نتیجه‌ای برای شما دارد و چرا این‌گونه سخن می‌گوید؟

1) درباره ادعای مارک گازیروفسکی درباره ملاقات مأمور سیا در ایران با جنابعالی می‌گویید: « اخیراً ترجمه مقاله‌ای از مارک گازیوروسکی، پژوهشگر آمریکایی درباره سفر جورج کیو، مأمور سیا به تهران منتشر شد که مدعی بود کیو اطلاعاتی درباره آمادگی عراق برای جنگ با ایران به هیئت ایرانی (بازرگان، امیرانتظام و یزدی) داده است که آنها پس از استعفای دولت موقت این اطلاعات را در اختیار جانشینان خود نگذاشتند. من در پاسخ به آن مقاله نوشتم که اطلاعات ما از آمادگی عراق برای حمله نظامی بیشتر از آنچه بود که کیو داد، چون از کانال‌های مختلف اطلاعات به ما می‌رسید.» درباره کانال دستیابی به اطلاعات می گوئید: «آقای حمید آهنگران، مسئول صدا و سیمای خوزستان شد. او از رفت‌وآمدهای نظامی در مرز ایران و عراق با هلی‌کوپتر صدا و سیما فیلم گرفته بود. فیلم‌هایش موجود است. خودش هم اهل دزفول است و حتی رشته ارتباطات را با تشویق من انتخاب کرد. آهنگران مرتب به وزارت امور خارجه می‌آمد و جزئیات همه تحرکات عراقی‌ها را در اهواز و خرمشهر به من گزارش می‌داد.» شما در این گفتگو مدعی هستید پیش از ملاقات با کیو، اقدامات یادشده از سوی آقای آهنگران انجام شده و این ملاقات نقشی در اطلاعات جدید  شما درباره اقدامات عراق در مرز نداشته است. حال آنکه شما در ملاقات با اینجانب و پس از آنکه مطلع شدید از خبر ملاقات شما با مأمور سیا در ایران خبر دارم، ابتدا شگفت‌زده شده و سئوال کردید این خبر را چگونه بدست آورده ام؟ سپس ملاقات با کیو را کامل توضیح دادید. گفتید برای روشن شدن صحت اخبار کیو، آقای آهنگران را با پوشش فیلم برداری با هلی کوپتر صدا و سیمای خوزستان، به منطقه مرزی فرستادم. در صورتیکه در این گفتگو دو موضوع یاد شده را از هم تفکیک کرده و مدعی هستید پیش از این اقدام کرده و اطلاعات داشتید. توضیحات جدید شما با آنچه به اینجانب گفتید کاملاً متفاوت است، در عین حال ناظر بر این معنا است که شما قبل از ملاقات با رئیس ایستگاه سیا در ایران در آبان سال 58، با اطلاعاتی که داشتید، از احتمال حمله عراق به ایران آگاه بودید. با این توضیح چرا این موضوع را تا کنون در هیچ یک از گفتگوها و یا بیانیه های نهضت آزادی بیان نکردید تا افکار عمومی مطلع شود که عراق قبل از تصرف سفارت امریکا، به دنبال حمله به ایران بود؟ چرا با تاکید بر اطلاعاتی که می گوئید از حمله عراق به ایران داشتید، چرا ادعای رئیس سیا مبنی بر اینکه امریکا گزارش آمادگی عراق برای حمله به ایران را، اطلاع داده است تکذیب نکردید؟

2) درباره ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، از قول اینجانب گفته اید که: «آقای درودیان از مرکز تحقیقات جنگ سپاه بار‌ها در این باره از من پرسیده که سند شما برای پیشنهاد پرداخت غرامت به ایران چیست که من هم اسنادش را به او دادم.» ادعای شما در باره موضوع بحث و تحویل اسناد به اینجانب کذب محض است. بحث من با شما پرسش از موضع نهضت آزادی درباره علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر بود. شما در بحث مدعی بودید پس از فتح خرمشهر، با دریافت غرامت این امکان وجود داشت که به جنگ پایان داد. درباره علت این موضع گیری و استنادات آن سوال کردم که اظهار کردید: « در کنفرانس فاس مراکش درباره اتمام جنگ جلسه گذاشتند و کشورهای عربی به دنبال تشکیل صندوق مشترک برای تأمین بازسازی ایران و عراق بودند.» من از شما سوال کردم: آیا ما با پیروزی در خرمشهر در برابر عراق در موضع برتر بودیم یا خیر؟ شما تأیید کردید که ایران در موضع برتر بود. سپس توضیح دادم، پس آمریکا برای اتمام جنگ باید به ایران امتیاز می داد و این اقدام بمعنای به رسمیت شناختن برتری ایران بر عراق بود. آیا آمریکا حاضر به انجام این کار بود؟ پاسخ دادید؛ خیر. سپس درباره غرامت گفتم؛ مسئله ما با عراق تنها غرامت نبود، بلکه تجاوز و ادامه حضور ارتش عراق در خاک ایران بود. سپس گفتم با فرض اینکه همه اختلافات را برای پایان دادن به جنگ، به مسئله غرامت محدود کنیم؛ اگر ما در زمانیکه نسبت به عراق برتر بودیم، بدون حل سایر مسائل به اتمام جنگ تن می دادیم و سپس برای بازسازی مناطق جنگی، چند وقت یکبار به کشورهای عربی می رفتیم تا گزارش هزینه ها را برای دریافت اقساط جدید بدهیم، شما به عنوان یک حزب سیاسی نمی گفتید که وقتی ما در برابر عراق برتر بودیم، چرا جنگ را اینگونه تمام کردیم و حالا کاسه گدایی پیش کشورهای عربی می بریم؟ شما در پاسخ فقط سکوت کردید.

3) تأکید کرده اید درباره پرداخت غرامت، از شما درخواست سند کردم. چنان‌که اشاره کردم پرسش من از شما درباره موضع‌گیری نهضت آزادی بود. برای اینجانب با توجه به تعریف سند به‌معنای گزارش طبقه‌بندی‌شده، روشن بود که شما در تابستان سال 1361، ازنظر موقعیت سیاسی در موضعی قرار نداشتید که این‌گونه اسناد را در اختیار داشته باشید. بنابراین چنین درخواستی از شما منطقی نبود و باید از دکتر ولایتی یا سایر مسئولین وقت وزارت خارجه درخواست می‌شد. در ملاقات با شما، پرسش من و درخواست سند، درباره مواضع نهضت آزادی بود. چنان‌که در ادامه بحث، از شما سؤال کردم اسنادی را که نشان می‌دهد نهضت آزادی هم‌زمان با تصمیم‌گیری کشور برای اتمام جنگ، در حدّفاصل سوم خرداد سال 61 تا 22 تیرماه همان سال، مواضع خود را مبنی بر ضرورت اتمام جنگ بیان کرده، به من بدهید تا در تحقیقاتم استفاده کنم، شما چند کپی از نامه‌های دست‌نوشته مرحوم مهندس بازرگان به امام را به اینجانب دادید، اما هیچ‌گونه سند دیگری در پاسخ به سؤال اینجانب در ملاقات حضوری و نه پس از آن و نه تا به امروز ارائه نکرده‌اید. نهضت آزادی پس از فتح خرمشهر ابتدا یک پیام شادباش برای فتح خرمشهر منتشر کرد؛ سپس با استفاده از فرصت تغییر در شرایط جنگ، برای رفع اتهام از دولت موقت، مبنی بر سهل انگاری در برابر اقدامات عراق، بیانیه جدیدی صادر کرد. نخستین موضع گیری رسمی و آشکار نهضت آزادی به عنوان یک حزب سیاسی در مخالفت با ادامه جنگ، پس از آشکار شدن نتایج عملیات رمضان و حداقل هشت ماه پس از فتح خرمشهر بوده است، در حالیکه امام پیش از این و در 22 بهمن سال 61، نسبت به جنگ فرسایشی ایران و عراق، اظهار نگرانی کرده بود.

4) درباره اظهارات امیر شمخانی و پرسش سایت تاریخ ایرانی مبنی بر اینکه؛ فردی که از طرف آقای شمخانی با شما در این باره گفت‌وگو کرد، چه کسی بود؟، گفتید: « من نمی‌‌دانم. یادم نمی‌آید کسی آمده باشد. شاید منظورشان آقای درودیان بوده، ولی او اولاً نگفت از طرف آقای شمخانی آمده و ثانیاً بحث او این نبود که نهضت آزادی درباره خاتمه جنگ بیانیه‌ای داده است یا نه. پرسش او بیشتر درباره پرداخت غرامت جنگ توسط اعراب بود که مستندات را به ایشان ارائه دادم.» درباره اینکه چرا نزد شما آمدم، پیش از این توضیح دادم و از تکرار آن خود داری می کنم. چنانچه اطلاع دارید، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، در مجموعه سپاه قرار دارد و بدیهی است هرگونه پژوهشی در پاسخ به رفع ابهامات، نمی تواند بدون حمایت فرماندهان انجام و به نتیجه برسد. بنابراین درایت و حمایت امیر شمخانی برای گفتگوی اینجانب با جنابعالی در سال 1378، موجب شد تا با برخورداری از حمایت معنوی ایشان، پروژه نقد و بررسی پرسش های اساسی جنگ، 15 سال پیش پیگیری و در پنج جلد منتشر شود. در این میان، موضوع مهم برای اینجانب این بود که می خواستم موضوعات تاریخی روشن شود که در اولین تماس و ملاقات به شما عرض کردم که آمادگی دارم تمام باورهایی را که داشتم، کنار بگذارم تا حقایق آنچنان که بوده، گفته و نوشته شود که شما هم پذیرفتید. بنا به گفته خودتان، گزارش این جلسه را در جلسه شورای مرکزی نهضت آزادی ارائه کردید و در جلسه دوم موافقت آنها را برای ادامه گفتگو، به اینجانب هم اطلاع دادید.

در پایان:

1- مدعی شده اید من از شما اسنادی مبنی بر پیشنهاد برای پرداخت غرامت، درخواست کرده ام و شما به من تحویل داده اید. فارغ از اینکه شما در موضعی نبودید که من درخواست سند در این زمینه داشته باشم، لطفاً یکبار دیگر برای روشن شدن بخشی از حقایق و واقعیات تاریخی، اسنادی را که مدعی هستید در اختیار دارید، منتشر بفرمایید تا مشخص شود آیا پس از فتح خرمشهر، اراده‌ای در سطح بین المللی و منطقه ای برای اتمام جنگ ایران و عراق، با پرداخت غرامت به ایران وجود داشته است یا نه؟

2- اینجانب از شما سوال کردم آیا همزمان با تصمیم گیری ایران برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، نهضت آزادی بعنوان یک حزب سیاسی، موضع گیری کرده است یا خیر؟ شما هیچ سندی مبنی بر موضع گیری در ماههای خرداد و تیر سال 61 برای مخالفت با ادامه جنگ ارائه نکردید. اکنون اگر سندی وجود دارد، لطفاً منتشر کنید تا مشخص شود نخستین موضع گیری رسمی نهضت آزادی بعنوان یک حزب سیاسی، در مخالفت با ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، در چه تاریخی بوده است؟

3- شما بر اساس اطلاعاتی که مدعی هستید از آمادگی عراق برای حمله به ایران داشتید و همچنین خبر رئیس ایستگاه سیا در ایران، آیا هیچ گزارش رسمی یا غیررسمی به نهادها و سازمانهای مسئول، برای آمادگی دفاعی در برابر عراق، ارائه کردید؟ لطفاً همانطور که گزارش جلسه با صدام در هاوانا را منتشر کردید، اگر سندی در این زمینه وجود دارد، منتشر بفرمایید.

4- فارغ از اینکه آیا شما گزارش ملاقات با رئیس ایستگاه سیا در ایران را به مقامات رسمی داده اید یا خیر، همانگونه که به اظهارات مارک گازیروفسکی و امیر شمخانی واکنش نشان دادید، چرا در تمام سالهایی که درباره حمله عراق به ایران گفته می شد که؛ « تحریکات ایران و تصرف سفارت آمریکا موجب حمله عراق به ایران شد»، شما برای روشن شدن افکار عمومی، با اطلاعاتی که در اختیار داشتید، توضیح ندادید که عراق در آبان 58 و قبل از تصرف سفارت آمریکا، قصد حمله به ایران را داشت؟

5- اگر به خاطر داشته باشید، پس از چهار جلسه گفتگو که در مجموع 8 ساعت بطول انجامید، شما اظهار داشتید که؛ «این موضوعات تاریخی است و برای ادامه بحث باید مطالعه کنم.» شماره تلفن همراهم را به شما دادم که هر موقع آمادگی داشتید، بفرمایید تا به بحث ادامه دهیم. اما شما تا به امروز نه تنها اعلام آمادگی نکرده‌اید، بلکه متأسفانه بخشی از آنچه را که میان ما گذشته بود  را در گفتگوی اخیر با سایت تاریخ ایرانی، وارونه کردید و در نتیجه صحت اعتبار نظرات جنابعالی برای توضیح واقعیات تاریخی، در نزد اینجانب از میان رفت. نظر به اینکه بنده برای اظهارات شما سندیّت قائل بودم و در کتابم به آن استناد کرده ام، لطفاً بفرمایید؛ آنچه پیش از این در سال 1378 در گفتگو با من بیان کردید، صحیح است یا آنچه اخیراً در گفتگو با سایت تاریخ ایرانی گفته شده است؟ آیا در این زمینه توضیحات دیگری باقی مانده است که در آینده و بنا به شرایط بیان کنید، یا این موضوع تمام شده است؟

والسلام

دسته بندی اخبار: 
اخبار- پژوهش در حوزه دفاع مقدس

دیدگاه جدیدی بگذارید