مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 27 شهریور؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

پاییز سال 1366 و لغو سه عملیات مهم در فاو، البکر، و بغداد- بخش دوم

چاپلینک ثابت

همزمان با تلاشهایی که در منطقه شمالغرب از سوی قرارگاه نجف در حال انجام است، قرارگاه کربلا در جنوب به تلاش خود برای انجام عملیات ادامه می‌دهد. زمین انتخاب شده، فاو است و ابهام های متعددی در ذهن فرماندهان در زمینه اهمیت و ارزش زمین، هشیاری دشمن، نحوه رزم در منطقه (پیاده یا زرهی) و .. وجود دارد که در جلسات خود به آن اشاره می‌کنند.

 

روز 26 آذر 1366 آقای هاشمی رفسنجانی، امکان انجام دادن عملیات در منطقه فاو را در جلسه‌ای با حضور فرماندهان سپاه و آقای هاشمی ‏رفسنجانی بررسی کرد. فرماندهان تیپ‌ها و لشکرهای قرارگاه کربلا در جلسه با آقای‌هاشمی رفسنجانی، در یک گزارش مبسوط درباره شناسایی از خط دشمن، توانایی و استعداد آن، مانور عملیات، تعداد گردان‌های موجود خودی، وضعیت اعزام نیرو ...، ایشان را در جریان عملیات فاو قرار دادند.(1) علاوه بر این، کمبود کادر اداره‏ کننده یگان و کادر بخش‌های مختلف جنگ، رابطه این عملیات با عملیات اسکله‌ها، ضرورت استفاده از زرهی و مقایسه زمین فاو با مناطق دیگر در جنوب، در این جلسه مطرح شد.(2)

 

دربارة تعداد گردان‌های موجود، گزارش فرماندهان نشان از محدودیت توان آن‌ها داشت. برادر "قاسم سلیمانی"، فرمانده لشکر41 ثارالله، استعداد لشکرش را 11 گردان(3) و برادر "علی زاهدی" فرمانده لشکر14 امام حسین(ع) نیز گردان‌های لشکرش را همین تعداد ذکر کرد. این فرمانده در پاسخ به سؤال آقای‌هاشمی درباره دلیل کم‌بودن تعداد گردان‌های لشکر، گفت: «به خاطر تلفات کادر، بعضی گردان‌ها در یک‌دیگر ادغام شده‌اند.» وی افزود که به‌جای امکانات منهدم شده هم امکاناتی جایگزین نشده است.(4) چون این یگان را از نظر تأمین نیرو، استان اصفهان پشتیبانی می‌کند. فرمانده سپاه این استان برادر "رضا سیف‏اللهی" در مورد وضعیت نیرو به آقای‌هاشمی گفت: «در جریان اعزام سپاهیان حضرت محمد(ص)، 7هزار نفر از استان اصفهان اعزام داشتیم که از میان آن‌ها 1400 نفر (400 نفر پشتیبان و 1000 نفر رزمی) به لشکر امام حسین(ع) داده شد.»(5)

 

همچنین توان انسانی لشکر17 علی‌‏ابن‌‏ابی‏طالب(ع) برای عملیات را برادر "غلامرضا جعفری" 6 گردان اعلام کرد. وی افزود: «از این تعداد، 2 گردان دارای نیروی کامل نیست. همچنین 4 گردان از آن‌ها در خط‌های پدافندی مستقر هستند.»(6) مسئله دیگری که فرماندهان بر آن تأکید کردند، ضرورت مجهز شدن سپاه به تانک و نفربر بود. از نظر فرماندهان سپاه، سخت شدن اوضاع جنگ و افزایش مواضع توأم با موانع و انواع آتش دشمن، موجب شده که ادامه جنگ به روش گذشته، تلفات سنگینی به نیروهای رزمنده و کادر عملیاتی وارد آورد، لذا برای بهره‌‏برداری از فرصت‌های به دست آمده که بعد از پشت سرگذاشتن خط‌های پدافندی متعدد دشمن حاصل می‌شود، همچنین حمله به دشمن و جابه جایی نیرو در حین عملیات، به تانک و نفربر نیاز مبرم احساس می‌شود.

 

فرمانده لشکر8 نجف برادر "احمد کاظمی" در این باره خطاب به آقای‌هاشمی گفت: «ما در عملیات کربلای5 اگر 5 گردان تانک در اختیار داشتیم، تا کانال زوجی [پیشروی]می‌کردیم.» وی همچنین بی‏‌حفاظ بودن نیروها هنگام جابه‌جایی از عقبه به خط و تلفات فراوان آن‌ها را مطرح کرد. برادر کاظمی سپس افزود: «یک دسته 22 نفره پیاده وقتی فرمانده‌اش شهید می‌شود، رها می‌شوند، اما اگر تانک و نفربر باشد، آتش خمپاره 60 و 81 بر روی آن مؤثر نیست ولی بچه‌های بسیجی را [از بین می‌برد.] ...ما باید 2، 3 لشکر زرهی داشته باشیم.» وی همچنین خطاب به آقای‌هاشمی گفت: «حاج‌‏آقا، الان من مشکل نیرو ندارم، من این گردان که الان دارم معاون ندارد. ... مشکل کادر ما چه شکلی باید حل شود. اگر بخواهید پیاده بجنگید، فرمانده گردان‌هایمان را از دست می‌دهیم.»(7)

 

در ادامه این جلسه مطالب مهمی عنوان شد که بیان کننده پاره‌ای از گره‌های اساسی جنگ است. همچنین در این جلسه، زمین فاو که برای عملیات سال 1366 انتخاب شده است، با مناطق دیگر در جنوب مقایسه شد. این مقایسه به درخواست آقای‌ هاشمی انجام شد. وی از فرماندهان پرسید: «با توجه به این‌که شما هدف و استراتژی جنگ را می‌دانید، در شرایط کنونی، در منطقه جنوب، زمینی ارزش‌مند‌تر و بهتر از فاو سراغ دارید؟ ما می‌خواهیم بدانیم آیا چیز دیگری در ذهن شما هست؟»

 

فرماندهان به خصوص فرماندهان لشکرهای 8 نجف (احمد کاظمی) و 41 ثارالله (قاسم سلیمانی) از بیان نظرات خود که پیش از این با فرماندهی سپاه طرح کرده بودند, امتناع کردند، زیرا برخی فرماندهان به خصوص این دو فرمانده در مورد انجام دادن عملیات در فاو، به طور جدی ابهام داشتند و آن را بی‌تأثیر می‌دانستند و به عنوان هدف ارزش‌مند رد می‌کردند. عامل مؤثر دیگر در این باره آن است که اجرای عملیات در مناطق شلمچه، هور و زید نیز به دلیل حساسیت و هوشیاری بسیار زیاد ارتش عراق و عدم تناسب توان موجود سپاه با مقتضیات حمله در آن مناطق، امکان‏پذیر نیست.

 

در پاسخ به سؤال آقای‌هاشمی، فرمانده کل سپاه پاسداران (برادر محسن رضایی) توضیح داد که متناسب با توان سپاه این زمین انتخاب شده است. به‌علاوه، ابتدا فاو مد نظر نبود، اما پس از آن‌که در شلمچه و زید غافل‏گیری دشمن برای عملیات فراهم نبود، به فاو توجه شده است. با این حال، در این منطقه نیز چنانچه غافل‌گیری میسر نباشد، انجام عملیات ناممکن خواهد بود.(8)

 

علاوه بر بحث‌های عملیاتی، فرماندهان سپاه کوشیدند در فرصت به دست آمده، آقای‌هاشمی را دقیق‌تر و عمیق‌تر متوجه مشکلات یگان‌ها و جنگ کنند. از این رو با بیان مجدد مسئله زرهی به‌وسیله یکی دو تن از فرماندهان، زمینه طرح مسائل گشوده شد. آقای‌هاشمی در این مورد گفت: «تأمین قطعه تانک‌ها ممکن است، اما تانک به ما نمی‌دهند.»(9) یکی از فرماندهان با اشاره به این‌که با زحمت و از منابع مختلف یک سری قطعه موتور تانک و خشایار خریداری کرده‌اند گفت: «4 گروهان تانک آماده کرده‌ایم به استعداد 40 دستگاه تانک و 2 گروهان نفربر پی.ام.پی و خشایار، اما با توجه به مستهلک بودن آن‌ها، از نصف آن‌ها می‌شود در میدان عمل استفاده کرد.»(10)

 

آقای رضایی نیز درباره ضرورت تجهیز سپاه به زرهی،گفت: «ما تلفات بسیار عظیمی داریم می‌دهیم و نیرو‌های خیلی خوب اکثراً به خاطر یک ترکش از دست می‌روند. باید همت شود که تانک و نفربر فراهم کنیم.»(11)

 


پانوشت

منابع

سند شماره 1563 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: دفترچه ثبت جنگ راوی قرارگاه خاتم [ستادکل] (حسین اردستانی)، ص92.

همان، صص 116 و 117.

همان، ص101.

همان صص 99 و 100.

همان، ص94.

همان، ص96.

همان، صص103 تا 105.

همان، صص 109 تا 115.

سند شماره 15797 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: پیاده نوار جلسه قرارگاه خاتم (ستادکل)،1366/9/26 ، ص1.

10ـ همان.

11ـ همان ص13.

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس
گزارش

دیدگاه جدیدی بگذارید