مرکز اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس

رویدادهای 29 آبان؛

 
 
روزشمار اسناد سازمان ملل

چرایی "سیاست تعقیب متجاوز" و ضرورت اجرای عملیات رمضان

چاپلینک ثابت

 

محمد فردی تازه کند

 

وقایع جنگ تحمیلی پس از آزادی خرمشهر متأثر از دو عملیات بزرگ و پیروزمند فتح المبین و بیت‌المقدس است که در بهار همان سال در مناطق اشغالی جنوب غربی کشور انجام شده بود و طی آن تقریباً تمام این مناطق، آزاد شده و خسارت‌های فراوانی نیز بر ارتش متجاوز عراق وارد آمده بود. پیروزی‌های عظیم این دو عملیات آثاری را در کشور و واکنش‌هایی را در خارج در پی داشت: در داخل ایران شور و شعفی شگرف پدید آمد و حمایت‌های توده مردم از جمهوری اسلامی بار دیگر نمایان گشت، همچنین اعتبار نظامی ایران در عرصة بین‌المللی سخت افزایش یافت.

 

در چنین شرایطی انتظار می رفت که جامعۀ بین المللی با پذیرش شرایط ایران برای پایان جنگ (شناسایی و محکومیت متجاوز، تنبیه متجاوز و پرداخت غرامت و خسارت جنگ)، قدم های عملی برای برقراری صلح بین دو کشور بردارد. اما نه تنها هیچ همکاری با ایران صورت نگرفته و اعتنایی به شرایط ایران نشد، بلکه اقدامات جانبدارانه از عراق و فشار بر ایران شدت بیشتری به خود گرفت.

 

قطعنامۀ 514 شورای امنیت سازمان ملل نمونه این اقدام جانبدارانه است که هدف آن جلوگیری از ورود نیروهای ایران به خاک عراق تحت عنوان "به خطر افتادن صلح و امنیت بین‌المللی" بود. (برای مشاهده اصل و متن ترجمۀ قطعنامه 514 اینجا و مشاهده پاسخ دولت ایران به قطعنامه 514 اینجا را کلیک کنید)

 

در واقع ابرقدرت‌ها و کشورهای منطقه از پیروزی های ایران احساس خطر کرده و بر آن شدند تا برتری نظامی و سیاسی در جنگ را که در حال چرخش به سوی ایران بود، با حمایت بیش‌ازپیش از عراق به این کشور بازگردانند. بدین منظور اقداماتی انجام شد که برخی از آن‌ها چنین است: برقراری مجدد رابطه سیاسی مصر با عراق (عراق رابطه سیاسی خود را با مصر پس از تن دادن این کشور به معاهده صلح با اسرائیل موسوم به "کمپ دیوید"، در سال 1356 قطع کرده بود)؛ اظهارات علنی مقامات امریکا مبنی بر خطر پیروزی ایران و حمایت از هر نوع تلاشی که مانع پیروزی جمهوری اسلامی ایران شود؛ تصمیم آشکار کشورهای فرانسه و انگلستان مبنی بر ارسال تجهیزات نظامی به عراق و حمایت‌های سیاسی از این کشور.

 

بنابراین در این شرایط مقام‌های جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفتند سیاست "تعقیب متجاوز" را در پیش بگیرند.

 

 

پرسش‌هایی که درباره عبور نیروهای ایران از مرز و ورود به خاک عراق مطرح است، چگونگی نقش امام خمینی در این تصمیم‌گیری استراتژیک است. هر چند منابع دست اول در این‌باره اندک است، ولی در اظهارات آقای محسن رضایی فرماندة کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیست و یکم تیر ماه 1361 دربارة دلایل تصمیم مسئولان کشور برای ورود به خاک عراق، پاسخ این پرسش تا حدودی آمده است. (سند شماره 1865 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: سخنان محسن رضایی در جمع فرماندهان یگان‌های مأمور در عملیات رمضان، 21 /4 /1361، صص 1 تا 11، راوی هادی نخعی).

 

در آن مصاحبه فرمانده سپاه درباره سیاست نظامی ایران پس از عقب‌نشینی نیروهای عراقی از خاک ایران، گفت: «اصول کلی استراتژی نظامی ایران از ابتدای تجاوز عراق به ایران بر این اساس استوار بود که ما باید ابتدا نیروهای دشمن را منهدم نموده، تمام سرزمین‌های اشغالی را آزاد سازیم و پس از آن با تداوم عملیات‌های تهاجمی، با دست‌یابی به برتری نظامی، در موقعیت دفاعی قابل قبولی قرار بگیریم تا بتوانیم ضمن دفاع از سرزمین خود، با استفاده از برتری توان نظامی خود، رژیم متجاوز را تنبیه کنیم.»

 

وی سپس در تشریح حاکم بودن این استراتژی در عملیات‌های گذشته ایران، گفت: «بر اساس قسمت اول این استراتژی، ما با انجام عملیات‌های متعدد با سرعت و موفقیت به هدف اول خود یعنی آزادسازی سرزمین‌های اشغالی دست یافته‌ایم، ولی با توجه به این که هنوز قسمت‌هایی از خاک ایران در اشغال عراق بوده و شهرها و روستاهای مرزی ما زیر آتش توپخانه آنان قرار دارد، بنابراین، امنیت کشور ما به طور کامل تأمین نیست و عملاً جنگ ما تمام نشده و استراتژی نظامی ایران همچنان بر اساس همان استراتژی اولیه تداوم خواهد داشت.

 

حدود دو، سه ماه پیش [حدود اردیبهشت سال 1361] هم‌زمان با طرح‌ریزی برای عملیات بیت‌المقدس، خدمت امام رسیدیم و گفتیم که به منظور تأمین کامل امنیت کشور و دفع متجاوز باید علاوه بر آزادسازی مناطق و شهرهای اشغالی، به خاک عراق نیز وارد شویم و دشمن را تحت فشار قرار دهیم. ولی امام فرمودند: "نه، چه لزومی دارد؟" ولی وقتی ما دلایل خود را به امام ارائه دادیم و گفتیم که اگر ما بخواهیم از کشور دفاع بکنیم باید در جایی پدافند و دفاع کنیم که نیروهای ما هر روز نگران و مضطرب از حمله دشمن نباشند، امام فرمودند که اگر مطلب این طوری هست، خوب، این یک حرف درستی است و ما برای دفاع باید تا آنجایی که اطمینان هست، پیش برویم و در این مسیر هم هر تعدادی بکشیم و هر تعدادی کشته شویم، هیچ مسئله‌ای نیست و این را خدا حکمش را داده و این مسئله‌ای نیست. اما نگرانی من برای این است که نکند شما در جایی بروید که به دفاع و پدافند ارتباطی نداشته باشد. «اما اخیراً با عقب‌نشینی عراق و توطئه جدید صدام، امام مصرّ شدند به این که "قبل از این که امریکا و صدام دست و پایشان را جمع‌وجور کنند، شما باید حرف نهایی خودتان را در منطقه و دنیا بزنید.»

 

امام خمینی در سوم مرداد سال 1361 هم در سخنانی به سیاست "تأمین امنیت برای صلح" اشاره کرد: «دفاع یک امری است که هم شرعاً واجب است بر همه و هم عقلاً. ما حال دفاعی داریم و امروز هم حال دفاعی داریم. بیست و چند ماه آن ارتش مزدور عراق در ایران بود و موارد حساس ایران را در دست داشت و آن همه جنایات کرد ـ که تاریخ این‌ها را باید ثبت کند ـ و از این کشورهایی که می‌گویند ما "طرفدار اسلام هستیم." و جمعیت‌های حقوق بشر و سازمان کذا، صحبتی نشد، گاهی اگر شد، ایران را محکوم می‌کردند! و امروز که ما باز برای دفاع از کشور خودمان و دفاع از ملت مظلوم خودمان وارد شدیم در عراق، برای این که نگذاریم هر روز آبادان، اهواز و آنجاها مورد حمله آن‌ها واقع بشوند، مورد توپ‌های دوربرد آن‌ها و موشک‌های آن‌ها باشد و می‌خواهیم این‌ها را به حدی برسانیم که نتوانند این کار را بکنند، این یک دفاعی است که ما می‌کنیم. (سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، صحیفه نور، مجموعه رهنمودهای حضرت امام، جلد شانزدهم، تهران: انتشارات شرکت سهامی چاپخانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بهمن 1361، صص 233 تا 235)»

 

در توضیح دلایل و عوامل و چگونگی اتخاذ تصمیم سیاست تعقیب متجاوز، علاوه بر آنچه ذکر شد می‌توان به محورهای زیر اشاره کرد:

 

  • بی‌اعتنایی به شرایط و حقوق جمهوری اسلامی

شناسایی و تنبیه متجاوز، پرداخت غرامت، عقب‌نشینی از مناطق اشغالی، از اصلی‌ترین شرایط اعلام شدة ایران برای پایان دادن به جنگ بود که نه عراق و نه جامعه بین‌المللی در حالی که ایران با فتح خرمشهر دست بالا را در جنگ داشت توجهی به آن‌ها نکردند.

 

  • صلح نه، آتش‌بس!

مجامع بین‌المللی به جای ارائه پیشنهادات صلح به ایران، همواره توصیه‌هایی برای آتش‌بس ارائه می‌کردند که ایران نمی‌پذیرفت زیرا چشم‌انداز بعد از پذیرش آتش‌بس نامعلوم بود و بستگی به عواملی از قبیل خواست میانجی گران، اوضاع بین‌المللی، اقدامات کشورهای حامی عراق در مجامع مختلف و ... داشت.

 

  • عملکرد شورای امنیت

شورای امنیت سازمان ملل از ابتدای تهاجم عراق به وظایف خود در مورد جنگ ایران و عراق عمل نکرد و پس از آزادی خرمشهر نیز توجهی به خواسته‌های ایران ننمود. این شورا پس از 22 ماه سکوت در خصوص تجاوز عراق، پس از آزادی خرمشهر قطعنامه جانبدارانه ای به نفع عراق صادر کرد. اگر چه در قطعنامه 514 برای اولین بار از برقراری آتش‌بس و عقب‌نشینی و استقرار نیروهای حافظ صلح در مرز ایران و عراق سخن به میان آورد، اما این قطعنامه زمانی تصویب شد که برتری عراق در جبهه‌های جنگ از بین رفته بود و نیروهای ایران بخش عمدة مناطق اشغالی از جمله خرمشهر را باز پس گرفته و در بسیاری نقاط به مرزهای بین‌المللی رسیده بودند. بنابراین هدف اصلی شورای امنیت از تصویب قطعنامه 514، جلوگیری از ورود نیروهای ایران به خاک عراق تحت عنوان " به خطر افتادن صلح و امنیت بین‌المللی" بود.

 

  • ایران پیش‌گام در صلح

حضرت امام در سی‌ام خرداد 1361 قبل از شروع عملیات رمضان در یک سخنرانی دربارة اعزام هیئت صلح به ایران و عراق ـ که مورد قبول دو طرف باشد ـ گفتند: «اشخاصی بیایند که طرفین قبول دارند و بنشینند و ببینند که ما به عراق حمله کردیم یا عراق به ما. خرابی‌هایی را که آن‌ها وارد کردند ببینند و بروند شهرهای آن‌ها را هم ببینند.» اما هیچ هیئت صلحی این موضوع را پیگیر نشد و از ایران خواسته شد مستقیم با عراق وارد مذاکره شود.

 

  • عقب‌نشینی تاکتیکی عراق

ارتش عراق در جبهه‌های جنوب تقریباً از تمام مناطق اشغالی به مرزهای رسمی میان دو کشور عقب رانده شده بود ولی در سایر مناطق هر جا که وضعیت زمین برای نیروهایش مساعد بود، به تجاوز خود ادامه می‌داد. این کشور با یک عقب‌نشینی تاکتیکی در ارتفاعات مسلط آق داغ، قلاویزان، ارتفاعات میمک، حمرین و ... مستقر گردید؛ یعنی از نظر نظامی مناطق تخلیه شده را همچنان در تسلط داشت و برای نیروهای خودی ممکن نبود که بدون تلفات در این مناطق مستقر شوند. علاوه بر این، منطقه نفت شهر نیز کلاً در اختیار نیروهای عراقی بود. در کل دو انگیزه و عامل برای عقب‌نشینی عراق می‌توان ذکر کرد "ناتوانی در حفظ برتری نظامی" و "تحمیل شرایط جدید سیاسی به ایران".

 

  • امکان تهاجم مجدد عراق

با توجه به این که بخش عمده‌ای از قوای عراق آسیب اندکی دیده بود و اندیشه تجاوز نیز حاکمان این کشور را هنوز وسوسه می‌کرد، امکان بازسازی آن قسمت از ارتش عراق که دچار خسارت شده بود، کار چندان مشکلی نبود و پس از این بازسازی، تجاوز مجدد عراق به مناطق آزاد شده بسیار محتمل بود.

 

  • استقرار در موقعیت برتر نظامی

از آنجا که معاهده 1975 از نظر مقام‌های عراقی بدون اعتبار بود و با توجه به فاصله 500 تا 700 متری عراق از دو شهر استراتژیک ایران یعنی خرمشهر و آبادان و فاصله 17 کیلومتری ایران از بصره، توازن ژئواستراتژیک حتی بعد از عملیات بیت‌المقدس همچنان به نفع عراق بود، لذا مسئولان جمهوری اسلامی می‌بایست برای به دست آوردن توازن لازم و از بین بردن برتری عراق، اقدام می‌کردند، زیرا این توازن بعد از عملیات بیت‌المقدس به وجود نیامده بود.

 

با توجه به این مسائل ایران سیاست تعقیب و تنبیه متجاوز را در پیش گرفت و عملیات رمضان نخستین عملیات برون‌مرزی ایران برای تحقق این سیاست بود. در این وضعیت جمهوری اسلامی ایران در پی آن بود تا بتواند ضمن بازپس‌گیری تمامی سرزمین‌های خود از ارتش عراق، خسارت وارده آمده بر کشور را دریافت کند و نیز بستر را برای قیام مردم عراق علیه رژیم بعثی فراهم سازد. بنابراین می‌توان سیاست دفاعی ایران پس از فتح خرمشهر را به شرح ذیل بیان داشت:

الف) دفع کامل تجاوز سرزمینی

ب) محدود نگه داشتن دامنهٔ جنگ در مرزهای جغرافیایی دو کشور (راه قدس از کربلا می‌گذرد)

ج) توسعهٔ توان مقاومت و تلاش برای پشیمان کردن دشمن از حمله به ایران.

 

* برای مطالعۀ کامل این سیاست و همچنین عملیات رمضان به روزشمار جنگ ایران و عراق، جلد 20، تألیف علیرضا لطف الله زادگان، چاپ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و همچنین روند جنگ ایران و عراق، جلد اول، تألیف حسین علایی، چاپ مرز و بوم مراجعه کنید.

 

 

دسته بندی اخبار: 
اخبار - دفاع مقدس

دیدگاه جدیدی بگذارید